2018 July 21 - شنبه 30 تير 1397
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
کد مطلب: ١١٧٤١ تاریخ انتشار: ٢٩ مرداد ١٣٩٦ - ١٧:١١ تعداد بازدید: 727
سخنراني ها » حبل المتین
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل

حبل المتین 96/05/29

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 96/05/29

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام بر شما بینندگان عزیز. با قسمتی دیگر از سلسله برنامه‌های «حبل المتین» مهمان منازل شما هستیم. قرار است اطلاعات خودمان را در مورد اهلبیت (علیهم السلام) و مسائلی که در صدر اسلام اتفاق افتاده است، افزایش بدهیم.

ان‌شاءالله بتوانیم شیعیان خوبی برای ائمه اطهار (علیهم السلام) باشیم. با برنامه‌هایی که از «شبکه جهانی ولایت» تقدیم حضور شما می‌شود سعی بر این است که به صورت مستند و مستدل عقاید شما با مواردی که بیان می‌شود مستند شود.

ان‌شاءالله همه ما بتوانیم مدافعان خوبی برای نبی گرامی اسلام، قرآن کریم، اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) باشیم.

در این برنامه هم همانند معمول سایر برنامه‌های «حبل المتین» در خدمت استاد عزیز و ارجمند آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. به نیابت از همه شما عرض سلام و ادب و احترام خدمت حضرت استاد دارم. استاد سلام علیکم و رحمة الله؛

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز، گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و از خداوند منان موفقیت روزافزون برای همه شما گرامیان خواهانم.

خدا را به آبروی حضرت محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) قسم می‌دهم فرج مولای ما حضرت بقیة الله الأعظم را هرچه سریع‌تر نزدیک نموده و همه ما و شما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد.

از خداوند متعال می‌خواهیم خیر دنیا و آخرت به ما ارزانی بدارد، شر دنیا و آخرت را از ما دور کند، دغدغه‌های فکری همه ما و شما را برطرف سازد، حوائج ما و شما را برآورده نماید، دعاهای همه ما را به اجابت برساند؛ ان‌شاءالله.

مجری:

ان‌شاءالله، حضرت استاد از شما متشکریم. عزیزانی که با ما همراه هستند مستحضر باشند که می‌خواهم طرح سؤال کنم. ابتدا گذری بر مباحث جلسات گذشته داشته باشیم و سپس موضوعاتی را مطرح کنیم که مهم است.

ما دوست داریم که شما با دقت برنامه ما را دنبال کنید و از همین ابتدای برنامه اعلام کنید. شماره برنامه برای شما زیرنویس شده است.

بخش دوم برنامه متعلق به شماست؛ شما می‌توانید روی خط تشریف بیاورید و سؤالاتتان را در موضوع برنامه آزادانه بپرسید. ان‌شاءالله پاسخ را دریافت کنید.

استاد عزیز یکی از مطالبی که «ابن تیمیه» در خصوص حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) گفته است این است که بسیاری از صحابه بغض امیرالمؤمنین را در دل داشتند و با آن بزرگوار جنگیدند.

من دوست داشتم توضیحاتی در این خصوص و خلاصه‌ای از مباحث قبل بفرمایید تا ان‌شاءالله سؤالات بعد را بپرسیم.

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر رب أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا

بنده قبل از آنکه سؤال حضرتعالی را پاسخ بدهم لازم به یادآوری است که بعضی از شبکه‌های شیطانی وهابی بحث‌ها و مناظراتی با بینندگان «شبکه جهانی ولایت» مطرح می‌کنند.

این افراد به دلیل اینکه کمبود شخصیتی کارشناسان خود را جبران کنند و بعضی از مخاطبین را هم احساساتی کنند جلوی اسامی بینندگانی که تماس می گیرند، اسم «شبکه جهانی ولایت» را می‌نویسند؛ حال آنکه این دروغ محض است.

ما اعلام کردیم که این عمل مجرمانه رسانه‌ای است. این آقایان باید خودشان بگویند که ما از طرف «شبکه جهانی ولایت» آمدیم. این در حالی است که عکس این عمل مشخص شد و این شخص رسماً اعلام کرد که من شخصی آمدم و با «شبکه جهانی ولایت» ارتباطی ندارم.

اگر چنین باشد «شبکه جهانی ولایت» رسماً اعلام می‌کند که فلان شخص از طرف ما آمده است. این افراد کارهایی را انجام می‌دهند که البته از شبکه‌های شیطانی جز این هم انتظاری نمی‌رود.

بنده می‌خواهم برای بینندگان عزیز خودمان و همچنین بینندگان شبکه‌های وهابی اعلام کنم که این افراد به هیچ وجه ارتباطی به «شبکه جهانی ولایت» ندارند.

ما در قبال افرادی که تماس می‌گیرند و بحث‌هایی را مطرح می‌کنند به هیچ وجه نه مسئولیت می‌پذیریم، نه با آن‌ها ارتباطی داریم و نه کارشان مورد تأیید و تکذیب ماست. هرکسی برای خودش نگاهی دارد.

عقیده ما این است که اهانت به مقدسات اهل سنت گناهی بزرگ و نابخشودنی است، زیرا موجب فتنه است. دشمنان اسلام به دنبال این هستند که اختلاف میان شیعه و اهل سنت را بیشتر و آتش را فروزان‌تر کنند.

ما نسبت به همسران همه پیامبران از حضرت آدم تا نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) معتقدیم که از مسائل ناموسی مبرا هستند. هرگونه اهانت ناموسی به همسران پیغمبر موجب بدبینی مردم به پیغمبر، بی‌ارزش بودن سخنان پیغمبر اکرم و اهانت به پیامبران است. ما این اقدام را محکوم می‌کنیم. شیعه چنین عقیده‌ای ندارد و اگر در بعضی از شبکه‌های شیطانی این مسائل مطرح می‌شود ارتباطی به بزرگان و علما و مذهب شیعه ندارد. ما بارها این مطلب را گفتیم، اما برای توضیح بیشتر به بینندگان عزیز خواستیم بازهم عرض کنیم.

ما بحثی را در رابطه با ادعای «ابن تیمیه» شروع کردیم که ایشان به صراحت اعلام کرد:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی را در دل داشتند و او را سب می‌کردند و با او به قتال می‌پرداختند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 137

ما این ادعا را در چند جلسه نقد کردیم و بیان کردیم که حرف ایشان یا راست است و یا دروغ است.

اگر حرف ایشان دروغ است آقایان اهل سنت می‌دانند در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 33 وارد شده است یکی از نشانه‌های منافق دروغ گفتن هست؛ آن هم نسبت به بسیاری از صحابه و تابعین!!

این در حالی است که اگر او راست هم می‌گوید این حرف او اهانت به مقدسات اهل سنت است. اهل سنت همگی معتقدند تمام صحابه عادل و اهل بهشت هستند. در کتاب «الإحکام فی أصول الأحکام» اثر «ابن حزم أندلسی» وارد شده است:

«وکلهم عدول»

صحابه همگی عادل هستند.

الإحکام فی أصول الأحکام، المؤلف: أبو محمد علی بن أحمد بن سعید بن حزم الأندلسی القرطبی الظاهری (المتوفی: 456 هـ)، المحقق: الشیخ أحمد محمد شاکر، قدم له: الأستاذ الدکتور إحسان عباس، الناشر: دار الآفاق الجدیدة، بیروت، ج 5، ص 90، الباب الثامن

این ادعا به این معناست که تمام 124 هزار صحابه عادل و فاضل هستند. همچنین در کتاب «الإصابة فی تمییز الصحابة» وارد شده است:

«الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً»

قطعاً تمام صحابه اهل بهشت هستند.

الإصابة فی تمییز الصحابة، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن حجر العسقلانی (المتوفی: 852 هـ)، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی - 1415 هـ، ج 1، ص 163، الفصل الثالث

عقیده اهل سنت چنین است، اما «ابن تیمیه» اعلام می‌کند:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی را در دل داشتند و او را سب می‌کردند و با او به قتال می‌پرداختند.

دقت داشته باشید که در کتاب «صحیح مسلم» حدیث 131 روایتی از رسول گرامی اسلام نقل شده است که حضرت فرمودند: بغض امیرالمؤمنین نشانه نفاق است!!

بنابراین طبق ادعای «ابن تیمیه» بسیاری از صحابه منافق هستند. او همچنین ادعا می‌کند که بسیاری از صحابه امیرالمؤمنین را سب می‌کنند. این در حالی است که رسول گرامی اسلام می‌فرماید:

«من سب علیا فقد سبنی ومن سبنی فقد سب الله تعالی»

هرکسی به علی ناسزا بگوید به من ناسزا گفته و هرکسی به من ناسزا بگوید به خداوند ناسزا گفته است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 130، ح 4616

«ابن تیمیه» همچنین ادعا می‌کند که بسیاری از صحابه با امیرالمؤمنین می‌جنگیدند. ما از کتاب «مستدرک علی الصحیحین» ج 3 صفحه 161 روایتی را نقل کردیم که رسول گراممی اسلام فرمودند:

«نظر النبی إلی علی وفاطمة والحسن والحسین فقال أنا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم»

نبی مکرم به حضرت علی، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین نظر کرد و فرمود: هر کس با شما بجنگد با من جنگیده است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 161، ح 4713

آقای «جصاص» متوفای 370 هجری یکی از مفسرین پرآوازه اهل سنت طبق این روایت می‌گوید:

«فاستحق من حاربهم اسم المحارب لله ولرسوله»

چنین فردی استحقاق دشمنی با خدا و رسولش را دارد.

«وإن لم یکن مشرکا»

اگرچه مشرک نباشد.

أحکام القرآن، اسم المؤلف: أحمد بن علی الرازی الجصاص أبو بکر، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - 1405، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی، ج 4، ص 51، باب حد المحاربین

ما این مباحث را مطرح کردیم سپس به جنگ جمل و جنگ صفین رسیدیم و بیان کردیم که آیا واقعاً بسیاری از صحابه با امیرالمؤمنین جنگیدند یا خیر!! ما از کتاب «تاریخ الإسلام» اثر آقای «ذهبی» جلد 3 صفحه 484 مطالبی را آوردیم که ایشان در آنجا به صراحت اعلام کردند:

«کان مع علی یوم وقعة الجمل ثمانمائة من الأنصار، وأربعمائة ممن شهدوا بیعة الرضوان»

در جنگ جمل هشتصد نفر از انصار و چهارصد نفر از کسانی که در بیعت رضوان بودند در رکاب علی بودند.

«شهد مع علی یوم الجمل مائة وثلاثون بدریاً»

صد و سی نفر از اصحاب پیغمبر اکرم که در جنگ بدر شرکت داشتند در رکاب علی بودند.

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 3، ص 484، باب 5 خلافة علی رضی الله عنه

حال مشاهده کنید که در طرف مقابل چه تعداد حضور داشتند؟! آیا می‌توانند تعداد آن را به اندازه انگشتان یک دست برسانند یا خیر؟! در کتاب «مروج الذهب» نقل شده است:

«وکان جمیع من شهد معه من الصحابة ألفینا وثمانمائة»

تعداد اصحابی که در جنگ صفین در رکاب علی بودند دو هزار و هشتصد نفر بود.

مروج الذهب، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی (المتوفی: 346 هـ)، ج 1، ص 314، باب ذکر نسبه ولمع من أخباره وسیره نسبه وأخوته وأخواته

حال مشاهده کنید چه تعداد با معاویه بودند؟! دوازده نفر از کسانی که در جنگ بدر یا جنگ احد یا جنگ احزاب اقارب خود را به شمشیر امیرالمؤمنین از دست داده بودند و حضرت آنها را به درک واصل کرده بودند در سپاه معاویه حاضر شدند.

این افراد آمده بودند تا در جنگ صفین انتقام شهدای بدر و حنین خود را بگیرند. این افراد موفق به این کار نشدند و زمانی که نوبت به یزید رسید، گفت:

«لیت أشیاخی ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الأسل»

ای کاش اجداد من که در بدر کشته شده بودند، می‌دیدند چطور انتقام آن‌ها را از نوه پیغمبر گرفتم و از من تشکر می‌کردند.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 52، ص 235، ح 6177

نکته دیگر که ما در جلسه گذشته مطرح کردیم این است که نبی گرامی اسلام به امیرالمؤمنین دستور داده بودند تا با ناکثین و قاسطین و مارقین همان اعضای جمل و صفین و نهروان بجنگند.

ما این روایت را با سند صحیح از منابع اهل سنت نقل کردیم که جنگ با امیرالمؤمنین خلاف دستور پیغمبر اکرم بوده است. اگر امیرالمؤمنین در جمل و صفین و نهروان جنگیدند طبق دستور نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.

در کتاب «مجمع الزوائد» جلد هفتم صفحه 238 وارد شده است که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرمایند:

«عهد إلی رسول الله فی قتال الناکثین والقاسطین والمارقین»

پیغمبر اکرم به من دستور به قتال جملی‌ها، صفینی‌ها و نهروانی‌ها داد.

«وفی روایة أمرت بقتال الناکثین»

پیغمبر اکرم مرا به قتال جملی‌ها امر فرمود.

«فذکره رواه البزار والطبرانی فی الأوسط وأحد إسنادی البزار رجاله رجال الصحیح غیر الربیع بن سعید ووثقه ابن حبان»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 7، ص 238

ما این مطالب را از «البدایة و النهایة» اثر «ابن کثیر دمشقی» آوردیم و روایات متعددی بیان کردیم که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین فرمودند:

«أمرنی رسول الله بقتال الناکثین والمارقین والقاسطین»

همچنین ما روایت «ابو ایوب انصاری» را نقل کردیم که به او اعتراض کردند که:

«ثم جئت بسیفک علی عاتقک تضرب به أهل لا إله إلا الله»

حال با این شرافت، کرامت و جایگاه شمشیر دست گرفته‌ای و در صفین با افرادی که گوینده لا اله إلا الله هستند می‌جنگی؟

«فقال یا هذا إن الرائد لا یکذب أهله وإن رسول الله أمرنا بقتال ثلاثة مع علی بقتال الناکثین والقاسطین والمارقین»

ابو ایوب انصاری گفت: پیغمبر گفت با سه دسته در رکاب علی بجنگید؛ ناکثین، مارقین و قاسطین.

«فأما الناکثون فقد قاتلناهم وهم أهل الجمل طلحة والزبیر»

ناکثین که با آن‌ها جنگیدیم اهل جمل به سرکردگی طلحه و زبیر بودند.

«وأما القاسطون فهذا منصرفنا من عندهم یعنی معاویة وعمرا»

اما قاسطین معاویه و عمروعاص هستند که الآن از جنگ با آن‌ها برمی‌گردیم.

«وأما المارقون فهم أهل الطرقات وأهل السعیفات وأهل النخیلات وأهل النهروان»

اما مارقین اهالی طرقات و سعیفات و نخیلات و نهروان هستند.

«والله ما أدری أین هم ولکن لا بد من قتالهم إن شاء الله»

بخدا نمی‌دانم این اهل نهروان کجا هستند، اما ان‌شاءالله قطعاً با آن‌ها خواهیم جنگید.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 7، ص 290 - 307، باب ما ورد فیهم من الأحادیث الشریفة

قضیه قتال ناکثین و قاسطین و مارقین و ده‌ها روایات دیگر که از نبی گرامی اسلام نقل شده در حقیقت علم غیب آن بزرگوار را اثبات می‌کند. همچنان که مشاهده می‌کنیم امروزه در شبکه‌های شیطانی علم غیب نبی گرامی اسلام را به مسخره گرفتند و زیر سؤال می‌برند.

من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

بسیار عالی. حضرت استاد مطالب را تا اینجا رساندید که مطالب مشخص و واضح شود. سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که ماجرای «کلاب حوأب» چیست؟! آیا قضیه «کلاب حوأب» با سند صحیح در کتب اهل سنت آمده است، یا خیر؟!

وقتی سگان حوأب بر عایشه پارس می‌کردند!!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ماجرای «کلاب حوأب» یکی از أعلام نبوت و پیشگویی‌های نبی گرامی اسلام و دلیل بر علم غیب آن بزرگوار است. ما نمی‌دانیم آقایانی که تعابیر وقیحی را به کار می‌برند و نسبت به کسانی که معتقد به علم غیب پیغمبر اکرم باشند اهانت می‌کنند چکار می‌کنند!!

بنده اولاً از قول «ابن کثیر دمشقی» شاگرد «ابن تیمیه» خدای وهابیت مطالبی نقل می‌کنم. در کتاب «البدایة و النهایة» جلد هفتم صفحه 231 نقل شده است زمانی که عایشه همسر پیغمبر اکرم همراه با «عبدالله بن زبیر»، «طلحه»، «زبیر» و «مروان» به طرف بصره می‌رفتند؛

«وقد مروا فی مسیرهم لیلا بماء یقال له الحوأب»

گذرشان در مسیر به آبی برخورد کرد که به آن حوأب می‌گفتند.

«فنبحتهم کلاب عنده»

سگ‌های آنجا شروع به سروصدا کردند.

«فلما سمعت ذلک عائشة قالت ما اسم هذا المکان»

زمانی که عایشه صدای سگ‌ها را شنید، گفت: اسم این مکان چیست؟

عزیزان اهل سنت شما را به خداوند متعال و رسول گرامی اسلام که آن بزرگوار را دوست دارید سوگند می‌دهم به این مطالب خوب دقت کنید. این مطالب از قول «ابن کثیر دمشقی» شاگرد «ابن تیمیه» است که از قدم تا قرنش مملو از بغض اهلبیت و تشیع است.

«قالوا الحوأب»

گفتند: الحوأب.

«فضربت بإحدی یدی‌ها علی الأخری وقالت إنا لله وإنا إلیه راجعون ما أظننی إلا راجعة»

عایشه دستش را بر دست دیگرش زد و گفت: همه ما از خداوند هستیم و به سوی او برمی‌گردیم، من باید برگردم.

«قالوا ولم»

پرسیدند: چرا؟!

«قالت سمعت رسول الله یقول لنسائه لیت شعری أیتکن آلتی تنبحها کلاب الحوأب»

عایشه گفت از پیغمبر اکرم شنیدم که فرمودند: ای کاش می‌دانستم کدامیک از شما همسران من هستید که سگان حوأب بر او عو عو می‌کنند.

«ثم ضربت عضد بعیرها فأناخته وقالت ردونی ردونی أنا والله صاحبة ماء الحوأب»

سپس ضربه‌ای به پا و عضد شتر زد تا خوابید و گفت: مرا برگردانید؛ به خدا سوگند من همان صاحب آب حوأب هستم که پیغمبر اکرم از آن خبر داده بود.

دوستان عزیز آیا همین روایت نشانگر این نیست که اصحاب جمل برخلاف دستور پیغمبر اکرم حرکت کرده بودند؟! آیا این روایت نشانگر این نیست که کار امیرالمؤمنین موافق دستور رسول گرامی اسلام بود و آن بزرگوار از آینده خبر داشتند؟! او سپس می‌نویسد:

«وقد أوردنا هذا الحدیث بطرقه وألفاظه فی دلائل النبوة کما سبق»

این روایت با الفاظ و سندهای متعدد در دلایل النبوة آوردم.

«فأناخ الناس حولها یوما ولیلة وقال لها عبد الله بن الزبیر إن الذی أخبرک أن هذا ماء الحوأب قد کذب»

شبی «عبدالله بن زبیر» آمد و گفت: کسی که گفته آب حوأب است دروغ گفته است.

«ثم قال الناس النجا النجا هذا جیش علی بن أبی طالب قد أقبل»

سپس گفت: مردم حرکت کنید تا زمانی که سپاه علی بن أبی طالب به اینجا آمد اینجا نباشیم.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 7، ص 231، باب ابتداء وقعة الجمل

یکی از نشانه‌های صداقت نبی گرامی اسلام و رسالت پیغمبر اکرم اخبار از قضیه ماء حوأب بوده است.

جالب اینجاست که آقای «ألبانی» در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» جلد اول نسبت به این روایت و در مورد «حدیث حوأب» می‌نویسد:

«أحمد بن یحیی»، «ابن حبان» در کتاب «صحیح»، «ابن عدی» در کتاب «الکامل»، «بزار» و «ابو یعلی» نقل کردند؛

«أن عائشة لما أتت علی الحوأب سمعت نباح الکلاب»

زمانی که عایشه به آب حوأب رسید، صدای سگ‌ها را شنید.

«فقالت: "ما أظننی إلا راجعة، إن رسول الله صلی الله علیه وسلم قال لنا: (فذکره)»

او گفت: من برمی‌گردم، زیرا پیغمبر اکرم از این امر خبر داده بود.

«فقال لها الزبیر: ترجعین عسی الله عز وجل أن یصلح بک بین الناس "»

زبیر گفت: برنگرد تا شاید از طریق تو اصلاحی میان مردم صورت بگیرد.

ما از بسیاری از آقایان سؤال کردیم که مراد از اصلاح چیست. آیا در جمل کسی با هم دعوا کرده بودند و نزاع داشتند به همین خاطر می‌خواستند نزد عایشه بروند تا اصلاح میانشان صورت بگیرد؟!

آیا قرار بود در آینده «طلحه» و «زبیر» با امیرالمؤمنین جنگ کنند و آنها تلاش داشتند قبل از آنکه جنگ شروع شود صلح را برقرار کنند؟!

ما نتوانستیم بفهمیم قضیه صلح چه بوده است. حال اگر دوستان اهل سنت بتوانند روی خط تشریف بیاورند یا آقایان وهابی یا سلفی برای ما معنا کنند که قرار بود اصلاح میان چه کسانی صورت بگیرد، ما استفاده خواهیم کرد!!

ما در گذشته هم عرض کردیم این افراد حرکت کرده بودند تا با امیرالمؤمنین بجنگند و انتقام خون عثمان را بگیرند. اگر قرار بود صلحی هم بین وراث و قاتلین عثمان صورت بگیرد اولاً با هدف این افراد منافات داشت و ثانیاً تمامی این اتفاقات در مدینه صورت گرفته بود.

این افراد باید در مدینه میان قاتلین عثمان و وراث عثمان صلح می‌دادند. در بصره کسی از وراث عثمان در آنجا نبود تا آنجا صلحی برگزار شود. ایشان در ادامه می‌گوید:

«قلت: وإسناده صحیح جدا رجاله ثقات أثبات من رجال الستة»

سند این روایت همه صحیح است و رجال آن همگی از راویان صحاح سته است.

راویان این روایت راویان «صحیح بخاری»، «سنن ترمذی»، «سنن ابن ماجه»، «سنن نسائی» و «سنن ابو داود» است. او در ادامه می‌گوید:

«فالحدیث من أصح الأحادیث»

این حدیث یکی از صحیح‌ترین احادیث است.

و «ابن کثیر» هم می‌گوید: این حدیث یکی از نشانه‌های نبوت نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) است!!

آقای «ابن تیمیه» که می‌گوید: علی بن أبی طالب به میل خود با اصحاب صفین، جمل و نهروان جنگید. پیغمبر اکرم چنین دستوری نداده بود!!

و آقای «ذهبی» می‌نویسد: این افراد به قصد جنگ نرفته بودند، زیرا اصلاً خبری از این قضایا نبود. «ألبانی» می‌گوید:

«فالحدیث من أصح الأحادیث»

این حدیث یکی از صحیح‌ترین احادیث است.

«ولذلک تتابع الأئمة علی تصحیحه قدیما وحدیثا»

علماء و ائمه ما در گذشته و حال دنبال این روایت بودند و تصحیح کردند.

او در ادامه تعدادی از علمای بزرگ اهل سنت که این روایت را تصحیح کردند نام می‌برد. «ابن حبان» در کتاب «صحیح» خود آورده است. «حاکم نیشابوری» می‌گوید: این روایت صحیح است.

ایشان می‌گوید: متأسفانه در کتاب «مستدرک» تصحیح «حاکم نیشابوری» را نیاوردند. آقای «عسقلانی» در کتاب «فتح الباری» جلد 13 صفحه 45 از «حاکم نیشابوری» تصحیح روایت را نقل کرده است و می‌نویسد:

«وهو اللائق به لوضوح صحته»

شایسته است که حاکم نیشابوری این روایت را تصحیح کند، زیرا صحت روایت خیلی واضح است.

آقای «ذهبی» در کتاب «سیر أعلام النبلاء» گفته است:

«هذا حدیث صحیح الإسناد، ولم یخرجوه»

آقای «ابن کثیر» گفته است:

«وهذا إسناد علی شرط الشیخین، ولم یخرجوه»

آقای «ابن حجر» گفته است:

«وسنده علی شرط الصحیح»

سپس می‌نویسد:

«فهؤلاء خمسة من کبار أئمة الحدیث صرحوا بصحة هذا الحدیث»

این پنج نفر از بزرگان امامان حدیث ما هستند که به صحت روایت تصریح کردند.

اگر آقایان صحت روایت را هم بخواهند بنده گمان می‌کنم «ألبانی» با این بیان خود عذری را باقی نگذاشته باشد. او نسبت به «ابن عربی» سردسته ناصبی‌ها که تمام رگ و پوست و استخوانش مملو از بغض نسبت به ائمه اطهار و تشیع است مطلبی را نقل کرده است.

مجری:

این شخص صاحب کتاب «العواصم من القواصم» است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله. او می‌خواست این روایت را تضعیف کند، اما آقای «البانی» به طوری ایشان را نقد کرده که آبرو و حیثیت علمی برای «ابوبکر بن عربی» باقی نمانده است. او در آخر می‌گوید:

«وجملة القول أن الحدیث صحیح الإسناد، ولا إشکال فی متنه»

او بحث دیگری را می‌آورد و می‌نویسد:

«ولا نشک أن خروج أم المؤمنین کان خطأ من أصله»

شکی نیست که کار أم المؤمنین عایشه از اصل و ریشه خطا بوده است.

«ولذلک همت بالرجوع حین علمت بتحقق نبؤة النبی صلی الله علیه وسلم عند الحوأب»

لذا زمانی که متوجه شد پیغمبر اکرم از قضیه حوأب خبر داده بود تصمیم گرفت از مسیر بصره برگردد.

«ولکن الزبیر رضی الله عنه أقنعها بترک الرجوع بقوله " عسی الله أن یصلح بک بین الناس "»

اما زبیر مانع برگشتن او شد و گفت: امید است که میان مردم به اصلاح بپردازید.

«ولا نشک أنه کان مخطئا فی ذلک أیضا»

شکی نیست که زبیر هم خطا کرده است.

«ولا شک أن عائشة رضی الله عنها المخطئة لأسباب کثیرة وأدلة واضحة»

دلایل واضح و اسباب فراوان نشانگر این است که عایشه هم در اینجا خطا کرده است.

سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقه‌ها وفوائدها، المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، الأشقودری الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، الناشر: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، الریاض، الطبعة: الأولی، (لمکتبة المعارف)، ج 1، ص 846، ح 474

ان‌شاءالله ما در آینده بحث خواهیم کرد که عایشه از این کار پشیمان بود یا نبود!! کسی که برای اصلاح میان دو نفر برود پشیمانی ندارد. چنین شخصی اگر اصلاحی هم صورت ندهد پاداش خود را برده است.

ما روایات متعددی داریم مبنی بر اینکه اگر کسی برای برآوردن حوائج یک مؤمن و رفع گرفتاری او قدم بردارد اگر موفق هم نشود خداوند عالم به او پاداش می‌دهد. عایشه به «عبدالله بن عمر» گفت:

«ما منعک أن تنهانی عن مسیری»

چرا مرا از رفتن به طرف بصره نهی نکردی؟

«عبدالله بن عمر» در جواب گفت: من مشاهده کردم «عبدالله بن زبیر» بر تو غلبه کرده و تلاش دارد تو را ببرد.

«أما أنک لو نهیتنی ما خرجت»

اگر تو نهی می‌کردی من به بصره نمی‌رفتم.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 31، ص 110، ح 3421

دوستان عزیز مشاهده کنید که از یک طرف عزیزان اهل سنت می‌نویسند که پیغمبر اکرم فرمودند:

«خذوا شطر دینکم عن الحمیراء»

هفتاد درصد دینتان را از عایشه بگیرید.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 3، ص 129، فصل موت خدیجة بنت خویلد

جایگاه عایشه نزد عزیزان اهل سنت بسیار بالاتر از «عبدالله بن عمر» است. ولی عایشه در اینجا می‌گوید: «عبدالله بن عمر» به خدا سوگند اگر تو مرا نهی کرده بودی به جنگ جمل نمی‌رفتم!!

این مباحثی است که ان‌شاءالله بعدها درباره آن بحث خواهیم کرد و بیان می‌کنیم که آیا واقعاً عایشه پشیمان بود یا خیر!! همچنین در مورد علت پشیمان بودن او مطالبی را بیان خواهیم کرد.

بنده تنها یک سؤال از کارشناسان شبکه‌های شیطانی دارم؛ دوستانی که با این شبکه‌ها تماس می‌گیرند از این افراد سؤال کنند: این افراد ادعا می‌کنند که «طلحه»، «زبیر»، «عایشه»، «معاویه»، «عمروعاص»، «مروان» و دیگر افراد با علی بن أبی طالب جنگیدند. این افراد اجتهاد کردند، اجتهادشان خطا بوده و به همین خاطر خداوند متعال به این افراد پاداش می‌دهد!!

عزیزانی که با شبکه‌های شیطانی تماس می‌گیرند دقت داشته باشند اولاً اجتهاد باید از آیات قرآن کریم یا سنت پیغمبر اکرم باشد. حال اگر مطالبی در قرآن و سنت نبود آقایان روی اجماع و قیاس می‌روند در حالی که عده زیادی از اهل سنت قیاس را قبول ندارند.

این افراد از کدام آیه اجتهاد فرمودند که جنگ با امیرالمؤمنین لازم است؟! آن‌ها از کدام حدیث پیغمبر اکرم استفاده کردند که باید با علی بن أبی طالب بجنگند؟!

اگر این افراد آیات قرآن را دلیل اجتهادشان می‌آورند باید بدانند که شیعه و اهل سنت بر این عقیده هستند که آیه تطهیر درباره امیرالمؤمنین نازل شده است. خداوند عالم شهادت بر طهارت آن بزرگوار داده است. آیا با این وجود امکان اجتهاد در قتال امیرالمؤمنین هست؟!

خداوند متعال در آیه مباهله امیرالمؤمنین را نفس و جان و روح پیغمبر اکرم معرفی کرده است. آیا با این وجود جایی برای اجتهاد می‌ماند یا خیر؟! در سنت پیغمبر اکرم وارد شده است:

«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري؛ ج42، ص 449

و:

«علی مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

علی با قرآن است و قرآن با علی است و این دو تا حوض کوثر از همدیگر جدا نمی‌شوند.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 134، ح 4628

آیا با این وجود امکان اینکه ما بخواهیم در برابر امیرالمؤمنین اجتهاد کنیم و با آن بزرگوار بجنگیم وجود دارد یا خیر؟! از طرف دیگر پیغمبر اکرم فرمودند:

«أنا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم»

هرکسی با شما بجنگد با من جنگیده است و هرکسی با شما صلح کند با من صلح کرده است.

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت؛ ج6، ص 378، ح 32181

همچنین در روایت دیگر وارد شده است:

«أمرنی رسول الله بقتال الناکثین والمارقین والقاسطین»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري؛ ج42، ص 468

آیا پیغمبر اکرم به این افراد هم دستور داده تا با امیرالمؤمنین بجنگند یا خیر؟! برای ما روشن کنند که اجتهاد صحابه برای جنگ با امیرالمؤمنین از قرآن کریم بوده یا سنت پیغمبر اکرم؟

نکته مهم‌تر اینکه اهل سنت معتقدند که صحابه اجتهاد کردند با امیرالمؤمنین جنگیدند. آن‌ها اشتباه و خطا کردند و به همین خاطر خداوند متعال به این افراد پاداش می‌دهد!! آیا «طلحه»، «زبیر»، «معاویه» و دیگران، خود مدعی بودند که ما اشتباه کردیم و پاداش داریم یا خودشان چنین ادعایی نداشتند؟!

کسی که خود صاحب عمل است آیا چنین ادعایی داشت یا نداشت؟! اگر این افراد خود چنین ادعایی کرده باشند ما می‌گوییم که این افراد صحابه بودند، مدعی بودند ما اجتهاد کردیم، در اجتهاد خود اشتباه کردیم و خداوند متعال به ما پاداش خواهد داد.

این افراد خودشان نگفتند که چطور شد ولی «ابن تیمیه»، «ذهبی» و دیگران بعد از گذشت ششصد سال می‌آیند، می‌خواهند عمل این افراد را توجیه کنند و ادعا می‌کنند که آن‌ها در اجتهاد خود اشتباه کردند و به همین خاطر خداوند متعال به آن‌ها پاداش می‌دهد.

آیا پیغمبر اکرم فرموده که صحابه اجتهاد کردند به همین خاطر پاداش دارند؟! آیا امیرالمؤمنین به عنوان خلیفه چهارم اهل سنت فرمودند که صحابه اجتهاد کردند و به همین خاطر پاداش دارند یا خودشان چنین ادعایی داشتند؟! اگر جواب این سؤال را می‌دانند به ما هم بگویند.

به گمانم اگر این مطلب را به طفل نوزاد هم بگوییم متوجه می‌شود. حال نمی‌دانیم این آقایان متوجه می‌شوند یا خیر!!

نکته ظریفی در اینجا وجود دارد که خیلی برای من دردناک است. اگر عبارت «ابن تیمیه» نبود بنده اصلاً صلاح نمی‌دیدم وارد این بحث شوم.

زمانی که «ابن تیمیه» چنین حرفی را مطرح کرده ما موظف هستیم نسبت به حرف‌های بی‌اساس او موضع بگیریم، زیرا قیامت مسؤل هستیم. بنده کاری به اهل سنت و وهابیت ندارم، بلکه طرف حساب من بچه شیعه‌هاست.

شیعیان باید حقایق تاریخی را کاملاً بدانند و در بحث‌ها توانایی دفاع از عقاید خودشان و توانایی دفاع از مظلومیت حضرت امیرالمؤمنین را داشته باشند. بنده بارها گفتم زمانی که محضر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (حفظه الله تعالی) بودم، ایشان به من گفتند:

«لا تقولوا إخواننا أهل السنة، بل قولوا أنفسنا أهل السنة»

نگویید برادران اهل سنت، بلکه عزیزان اهل سنت بگویید.

سپس فرمودند: در «شبکه جهانی ولایت» از مظلومیت امیرالمؤمنین دفاع کنید و مظلومیت آن بزرگوار در جنگ جمل و صفین را برای مردم روشن و باز کنید.

بنابراین ما نه توهین می‌کنیم و نه اهانت می‌کنیم. ما توهین و اهانت را گناهی بزرگ بلکه نابخشودنی می‌دانیم، زیرا فتنه‌انگیز است و خداوند متعال می‌فرماید:

(وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل)

و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است!

سوره بقره (2): آیه 191

بعضی از تندروهای شیعه به ما اعتراض می‌کنند چرا چنین حرفی می‌زنید. عقیده بنده چنین است و با تمام وجود معتقدم که امروز ایجاد اختلاف مذهبی و قومی از اکبر کبائر است و معلوم نیست که اگر کسی بخواهد از این گناه توبه کند خداوند توبه او را بپذیرد یا خیر!!

اگر عقیده بنده اشتباه باشد حداقل ادعا می‌کنیم اجتهاد کردیم و ثواب می‌بریم و این خود کمتر از جنگ جمل و نهروان نیست!!

دوستان عزیز آقای «بلاذری» یکی از علمای بزرگ اهل سنت و شخصیتی برجسته است تا جایی که آقای «ذهبی» در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد سیزدهم در مورد او می‌نویسد:

«العلامة الأدیب المصنف أبو بکر أحمد بن یحیی بن جابر البغدادی البلاذری الکاتب صاحب التاریخ الکبیر»

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 13، ص 162، باب 96 البلاذری

همچنین در جلد شانزدهم می‌نویسد:

«فأما البلاذری الکبیر فهو أحمد بن یحیی صاحب التاریخ الکبیر حافظ أخباری علامة»

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 16، ص 36، باب 22 البلاذری

همین شخصی که «ذهبی» از او به «علامه» تعبیر می‌کند، در کتاب «أنساب الأشراف» جلد 3 همین تعبیر را نقل می‌کند که وقتی عایشه همسر پیغمبر اکرم به آنجا رسید تصمیم گرفت برگردد؛

«فَأَتَاهَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَیرِ فَقَالَ: کذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ هَذَا الْمَاءَ الْحَوْأَبُ»

عبدالله بن زبیر آمد و گفت: دروغ گفته است هرکسی تصور کرده است که این آب حوأب است.

«وَجَاءَ بِخَمْسِینَ مِنْ بَنِی عَامِرٍ فَشَهِدُوا وَحَلَفُوا عَلَی صِدْقِ عَبْدِ الله»

چهل نفر از قبیله بنی عامر شهادت دادند و قسم خوردند که این آب حوأب نیست.

جمل من أنساب الأشراف، المؤلف: أحمد بن یحیی بن جابر بن داود البَلَاذُری (المتوفی: 279 هـ)، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، الناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعة: الأولی، 1417 هـ - 1996 م، ج 2، ص 224، باب خبر (حرب) الجمل

دوستان عزیز آقای بلاذری نه شیعه است و نه علاقه‌ای به تشیع دارد. آقای «حاج خلیفه» که یکی از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب «کشف الظنون» مطالبی را در رابطه با آقای «بلاذری» مطرح می‌کند.

آقای «حلبی» در کتاب «إنسان العیون» یا «سیرة الحلبیة» جلد سوم به طور مفصل این مسئله را مطرح می‌کند. او نقل می‌کند عایشه گفت:

«والله أنا صاحبة الحوأب ردونی ردونی ردونی»

والله این همان آبی است که پیغمبر اکرم آن را پیشگویی می‌کرد. مرا بر‌گردانید، مرا بر‌گردانید، مرا بر‌گردانید.

«فعند ذلک یقال إن طلحة والزبیر أحضرا خمسین رجلا شهدوا أن هذا لیس بماء الحوأب وأن المخبر لها کذاب»

طلحه و زبیر پنجاه نفر را آوردند تا شهادت دهند که این آب، آب حوأب نیست و شخصی که چنین مطلبی گفته کذاب بوده است.

«شعبی» که امیرالمؤمنین در حدیث است، می‌گوید:

«وهی أول شهادة زورت فی الإسلام»

این شهادت، اولین شهادت دروغی بود که در اسلام بنا نهاده شد.

السیرة الحلبیة فی سیرة الأمین المأمون، اسم المؤلف: علی بن برهان الدین الحلبی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت – 1400، ج 3، ص 355، باب ذکر نبذ من معجزاته

همچنین آقای «موفق بن أحمد» معروف به «خوارزمی» در کتاب «المناقب» صفحه 181 همین تعبیر را آورده و می‌نویسد:

«فأتوها بسبعین شیخا فشهدوا أنه ماؤنا وما هو بماء الحوأب»

آن‌ها هفتاد نفر از پیرمردان را آوردند تا شهادت دهند که این آب متعلق به آن‌هاست و آب حوأب نیست.

المناقب؛ الموفق الخوارزمی، تحقیق: الشیخ مالک المحمودی - مؤسسة سید الشهداء (ع)، ربیع الثانی 1414، چاپخانه: مؤسسة النشر الإسلامی، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ص 181، ح 217

آقای «خوارزمی» هم مشخص است که آقای «ذهبی» درباره او به صراحت می‌گوید:

«أبو المؤید المکی، العلامة، خطیب خوارزم. کان أدیباً، فصیحاً، مفوهاً، خطب بخوارزم دهراً، وأنشأ الخطب، وأقرأ الناس، وتخرج به جماعة»

در ادامه می‌نویسد:

«وله کتاب فی فضائل علی»

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 39، ص 327، باب 4

همچنین در مقدمه کتاب «المناقب» تعبیر شده است:

«صدر الأئمة الموفق ابن أحمد المکی»

المناقب؛ الموفق الخوارزمی، تحقیق: الشیخ مالک المحمودی - مؤسسة سید الشهداء (ع)، چاپ: الثانیة، سال چاپ: ربیع الثانی 1414، چاپخانه: مؤسسة النشر الإسلامی، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ص 13

این حرف به این معناست که او پیشاپیش و صدرنشین و بالای امامان ما بوده است. همچنین آقای «سبط ابن جوزی» که «ذهبی» درباره او می‌نویسد:

«الإمام، الواعظ، المؤرخ شمس الدین، أبو المظفر الترکی، ثم البغدادی العونی الحنفی. سِبْط الإمام جمال الدین أبی الفرج ابن الجوزی؛ نزیل دمشق»

همچنین در ادامه می‌نویسد:

«وکان إماما، فقیها، واعظا، وحیدا فی الوعظ، علاّمةً فی التاریخ والسیر، وافر الحرمة، محبباً إلی الناس، حُلْوَ الوعظ، لطیف الشمائل، صاحب قبول تام»

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 39، ص 327، ح 176

«ذهبی» به صراحت می‌گوید: سخنان او مورد قبول همگان بوده است. ایشان در کتاب «تذکرة الخواص» صفحه 66 می‌نویسد: «طلحه» و «زبیر» 50 نفر آوردند تا شهادت دهند که این آب، آب حوأب نیست و قسم خوردند. آقای «شعبی» هم که گفت:

«فهی أول شهادة زور اقیمت فی الإسلام»

این اولین شهادت دروغی بود که در اسلام بنا نهاده شد.

دوستان عزیز این مطالب خلاصه‌ای از قضیه آب حوأب و پیشگویی و اخبار از غیب نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که فرمودند: یکی از همسران من برای جنگی می‌رود، سگان حوأب بر او عوعو می‌کنند و کشته‌های زیادی در آن جنگ اتفاق می‌افتد.

جناب آقای حسینی بحث‌های دیگری هم در این زمینه هست. نکاتی وجود دارد که ما می‌خواهیم وهابیت به آن پاسخ بدهند.

وهابیت ادعا دارند که در جنگ جمل امیرالمؤمنین و «طلحه» و «زبیر» قصد جنگ نداشتند. «عبدالله بن سبأ» شبانه به سپاه «طلحه» و «زبیر» حمله کرد. این افراد به دفاع از خود با آن‌ها مقابله و به سپاه امیرالمؤمنین حمله کردند. در مقابل امیرالمؤمنین هم به این افراد حمله کرد و سی هزار نفر کشته شد!!

ما نمی‌دانیم «عبدالله بن سبأ» از آسمان به زمین آمد یا از زمین رویید!! ما نمی‌دانیم قضیه چیست؛ صحابه برای قتل عثمان اجتماع می‌کنند و آقایان وهابی «عبدالله بن سبأ» درست می‌کنند که عامل اصلی قتل عثمان «عبدالله بن سبأ» بوده است.

ما نمی‌دانیم «عبدالله بن سبأ» از کجا آمد!! آیا او در جامعه بود یا خیر؟! آیا او از آسمان به زمین آمد یا یک مرتبه از زمین رویید؟! آیا او پدر و مادر و زندگی داشته است؟! چطور عثمان تا زمان مرگش متعرض چنین شخصی نشده بود؟!

علاوه بر این ادعای وهابیت توهین به صحابه است. اصحاب زیادی در مدینه بودند، اما وقتی که «عبدالله بن سبأ» خلیفه مسلمین را به قتل می‌رساند یک نفر صحابه از خلیفه دفاع نمی‌کند.

در ماجرای جنگ جمل هم ادعا کردند که نستجیر بالله امیرالمؤمنین و «طلحه» و «زبیر» فریب خوردند. شخصی به نام «عبدالله بن سبأ» آمد، ماجرای جنگ را رقم زد و افراد زیادی کشته شدند. این در حالی است که قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فی‌ها)

و هر کسی فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است که جاودانه در آن می‌ماند.

سوره نساء (4): آیه 93

بنابراین ما چهار مسئله را به طور اساسی مطرح کردیم؛ مسئله اول اینکه در جلسه گذشته مطرح کردیم که در کتب عزیزان اهل سنت وارد شده است که اصحاب جمل به قصد قتال با امیرالمؤمنین آمده بودند.

مسئله دوم اینکه ما امشب در رابطه با قضیه عوعو کردن سگ‌های حوأب مطالبی بیان کردیم که پیغمبر اکرم از این ماجرا خبر داده بودند. به تعبیر آقای «ابن کثیر دمشقی»، «بیهقی» و دیگران این ماجرا از اعلام و نشانه‌های نبوت بوده است.

مسئله سوم که باید عزیزان را آماده کنیم نکته بسیار عجیبی است. حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به طرف شام برای جنگیدن با معاویه می‌رفت. یک مرتبه به ایشان خبر دادند که «طلحه» و «زبیر» به بصره آمدند، به این شهر حمله کردند و آنجا را تصرف کردند، بیت المال مسلمین را میان خود تقسیم کردند، چند هزار نفر از مسلمانان را کشتند.

اصحاب جمل «حکیم بن جبله» و «مشاجع بن مسعود سلمی» صحابی پیغمبر اکرم را به قتل رساندند. همچنین « عثمان بن حنیف» عامل و حاکم بصره را از منزلش بیرون کشیدند و تصمیم داشتند او را بکشند، اما به دستور عایشه أم المؤمنین موی صورت و پلک و مژه او را کندند و از بصره بیرون کردند.

دقت داشته باشید قبل از آنکه امیرالمؤمنین به بصره برسد این اتفاقات افتاده است. ما ان‌شاءالله این مطالب را از «ابن کثیر دمشقی» و دیگر بزرگان اهل سنت از جمله «ابن عبدالبر» خواهیم آورد تا قضیه برای شیعیان روشن شود و فریب شبکه‌های شیطانی را نخورند.

کارشناسان شبکه‌های وهابی ادعا می‌کنند که «طلحه» و «زبیر» و علی بن أبی طالب به قصد جنگ نیامده بودند. آن‌ها تصمیم داشتند صلح نامه‌ای بنویسند.

ما قبول داریم که صلح نامه نوشته شد، اما این صلح نامه میان امیرالمؤمنین و «طلحه» و «زبیر» نبود. این صلح نامه میان «عثمان بن حنیف» حاکم بصره و «طلحه» و «زبیر» بود.

متأسفانه طبق عبارت «خلیفه بن خیاط»، «ابن کثیر» و «ابن عبد البر» این افراد برخلاف صلح نامه عمل کردند.

مفاد صلح نامه چنین بود که «عثمان بن حنیف» حاکم بصره است، «طلحه» و «زبیر» در منازل دوستان خود اطراق کنند و از امکانات بصره استفاده کنند تا امیرالمؤمنین از مدینه برسد و هر دستوری که آن بزرگوار داد به آن تن دهند.

این صلح نامه مشخص است و در کتب اهل سنت موجود است. ولی این افراد برخلاف صلح نامه به مسجد حمله کردند، طرفداران «عثمان بن حنیف» را کشتند، او را از منزل بیرون آوردند و در حق او جنایاتی مرتکب شدند.

اگر اصلاح ذات البین چنین است این ادعا صددرصد صحیح است!! دعوایی میان «طلحه» و «زبیر» و «عثمان بن حنیف» بود. آن‌ها صلح نامه‌ای نوشتند، اما صلح نامه را زیر پا گذاشتند و این قضایا اتفاق افتاد.

پس سومین مسئله این شد که آیا قبل از رسیدن امیرالمؤمنین جنگ و کشتاری اتفاق افتاد یا خیر!!

مسئله چهارم در جنگ جمل این است که آیا امیرالمؤمنین اتمام حجت کرد و جنگی از طرف آن حضرت شروع شد یا از طرف سپاه «طلحه» و «زبیر» شروع شد.

حرف‌هایی که «ابن تیمیه» و دیگران بافتند ما چیزی در منابع اسلامی عزیزان اهل سنت ندیدیم. شاید «سیف بن عمر» زندیق که به جعل روایت می‌پرداخت چنین روایاتی درست کرده باشد همانطور که قضیه «عبدالله بن سبأ» را درست کرده است.

آنچه مهم است اینکه در کتب معتبر اهل سنت با سند معتبر چنین مطالبی وجود ندارد. امیدواریم که این مطالب مرضی حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداه) واقع شده باشد.

بنده بازهم تکرار می‌کنم که ما اهانت به مقدسات اهل سنت را گناهی بزرگ و نابخشودنی می‌دانیم. این مطالب بیان حقایق تاریخی است و نود درصد برای اطلاع رسانی به عزیزان شیعه ماست.

مجری:

حضرت استاد از شما متشکرم، بسیار بسیار ممنونم. مطالب قابل تأملی است!! اگر ایرادی به این مطالب می‌بینید روی خط بیایید و مطرح کنید تا همگان بفهمند که ایراد وارد است.

این مباحث علمی است؛ ما از مخالفین دعوت می‌کنیم که روی خط بیایند و سؤالات خود را مطرح کنند. با هم میان برنامه‌ای ببینیم، سپس برمی‌گردیم و تماس‌های شما را دریافت می‌کنیم.

از همین الآن عرض می‌کنم که اگر تماس‌های شما مختصر باشد و تنها سؤالات خود را مطرح کنید نوبت به بینندگان بیشتری در بخش دوم برنامه خواهد رسید. با ما همراه باشید، بعد از دیدن میان برنامه برمی‌گردیم و شنونده تماس‌های شما هستیم.

تماس بینندگان برنامه:

از همراهی شما ممنونم، به سراغ تماس‌های بینندگان می‌رویم. جناب آقای رخشانی از عزیزان اهل سنت از شهر زاهدان پشت خط هستند. جناب آقای رخشانی سلام علیکم و رحمة الله:

بیننده (آقای رخشانی از زاهدان – اهل سنت):

سلام علیکم. ما از اهل سنت زاهدان منطقه خاش هستیم.

مجری:

اگر ملاحظه بفرمایید پایین گیرنده شما اهل زاهدان قید کردند.

بیننده:

بنده می‌خواستم مطلبی به شما بگویم. ما اهل سنت هستیم و همیشه فکر می‌کردیم تشیع به همسران پیغمبر اکرم و امهات المؤمنین مخصوصاً ام المؤمنین عایشه توهین می‌کنند.

ما هیچ وقت دوست نداشتیم با تشیع هم صحبت شویم تا اینکه چند روز پیش یکی از دوستانم در اینترنت و بعد از آن تلگرام حرف‌ها و مسئله‌هایی از یکی از بینندگان شما به اسم آقای «شریفی» به ما نشان داد.

بنده در آنجا متوجه شدم مطلب و مسئله‌ای وجود دارد. بعد از آن خبردار شدیم که شما می‌خواهید مناظره برگزار کنید.

ما به منزل دامادمان رفتیم و مناظره شما را دیدیم. از آنجا به بعد از دوستم که شیعه است و در منزل دامادمان نشسته بود و به ما گفته بود که این مناظره را مشاهده کنید خیلی خجالت کشیدم.

ابتدا بنده از این خجالت کشیدم که تهمت‌هایی به دوست خودم آقای «میر» زده بودم. دوستم همیشه ادعا می‌کرد که ما چنین حرف‌هایی نمی‌زنیم و من همیشه به او می‌گفتم که شما این حرف‌ها را می‌زنید.

بنده بیشتر از این خجالت کشیدم که افرادی خود را مدافع ما اهل سنت می‌دانند در حالی که افرادی بی‌سواد هستند. اگر این افراد بی‌سواد نبودند باید جواب شخصی که خودشان او را لوله‌کش یا کاسب می‌نامند و کارشناسان و علمای ما هستند را می‌داد.

متأسفانه این افراد هیچ جوابی ندادند. نه اینکه این افراد جوابی ندادند، بلکه به نظر من جوابی برای گفتن نداشت.

بنده بار سوم برای این خجالت کشیدم وقتی که دامادمان قسم خورد و گفت بنده هیچ وقت دیگر پایم را در هیچ جلسه «ختم بخاری» نمی‌گذارم. «ختم بخاری» که در آن به پیغمبر اکرم توهین کنند، به أم المؤمنین عایشه توهین کنند، به خلیفه عمر توهین کنند.

ما خلیفه عمر را صدیق می‌نامیم، اما آن‌ها ادعا می‌کنند که خلیفه عمر به دختر خود تهمت زده است. این مسئله ما را ناراحت کرد.

بنده از برادر عزیزم «علی شریفی» تشکر می‌کنم که علی رغم اتفاقاتی که افتاد همانند یک مرد از ناموس پیغمبر اکرم و حرمت رسول الله دفاع کرد. در عین حال هرچقدر عالم ما آقای «سجودی» او را مسخره کرد، ایشان حرف‌های خودشان را زد.

ما از ایشان و برنامه شما ممنونیم و ان‌شاءالله که خداوند متعال کاسبان دین، کسانی که به دنبال کسب پول از دین هستند و می‌خواهند به اسم شبکه برای خودشان کسب درآمد کنند را نابود کند.

بستگان من همگی مغازه‌دار هستند و پول خود را برای این مرد می‌فرستند تا از دین ما دفاع کند، اما این افراد این چنین پول ما را حیف و میل می‌کنند. من از شما خیلی ممنونم، ببخشید که زیاد صحبت کردم.

مجری:

جناب آقای رخشانی عزیز از شما متشکرم. روابط عمومی بیانیه دادند که آقای «شریفی» از «شبکه جهانی ولایت» است. ایشان فردی است که واقعاً وهابیت در مقابل او جوابی ندارند.

خودتان می‌توانید قضاوت کنید. طرف مقابل وهابی او گفت که جوابی برای گفتن ندارم، اما ایشان با مناظره شخصی اقدام کردند. هرچند ما هم بدمان نمی‌آمد که مناظره‌ای باشد از باب استدلال‌های علمی که آورده می‌شد، اما واقعیت این است که مناظره شخصی بود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

جناب آقای رخشانی بزرگوار و همه عزیزان اهل سنت ببینید که در کتاب «تفسیر آلوسی» که شخصی ناصبی العقیده است جلد 18 صفحه 122 روایتی وارد شده است که می‌گوید:

«ونسب للشیعة قذف عائشة رضی الله تعالی عنها بما برأها الله تعالی منه»

به شیعه نسبت داده شده که به عایشه نسبت فحشا می‌دهند.

«وهم ینکرون ذلک أشد الإنکار»

شیعیان این تهمت را به شدت انکار می‌کنند.

«ولیس فی کتبهم المعول علیها عندهم عین منه ولا أثر أصلا»

در کتب معتبر شیعه اصلاً اثری از افترا به عایشه وجود ندارد.

«وکذلک ینکرون ما نسب إلیهم من القول بوقوع ذلک منها بعد وفاته e ولیس له أیضا فی کتبهم عین ولا أثر والظاهر أنه لیس فی الفرق الإسلامیة من یختلج فی قلبه ذلک فضلا عن الإفک الذی برأها الله عز وجل منه»

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 18، ص 122، باب النور: ( 16) ولولا إذ سمعتموه... ..

او که متوفای 1270 هجری است تمام کتب شیعه را دیده و مطالعه کرده است. حال اگر کتاب ضعیفی وجود دارد که شخصی به صورت مرسل این ادعا را بیان کرده مطرود مراجع عظام تقلید ما و علمای ماست.

در کتاب «تبیان» اثر «علامه طوسی» که از او به «شیخ الطائفه» تعبیر می‌کنند جلد دهم وارد شده است: "هیچ همسری از همسران پیغمبر اکرم از حضرت آدم تا پیغمبر خاتم دچار فحشا نشده است. اگر چنین کاری بشود آبروی پیغمبر خدا رفته است. هرکسی چنین تهمتی را به زوجات نبی نسبت بدهند خطای بزرگی مرتکب شدند و حرف درست و حسابی نزدند."

مشاهده کنید که این فتوا صحبت دیروز و امروز نیست، بلکه متعلق به سال 460 هجری قمری است. آیا با این وضع زیبنده است که شبکه‌های وهابی هر روز سنی را به جان شیعه و شیعه را به جان سنی بیندازند؟!

دوستان عزیز هفت سال است که «شبکه جهانی ولایت» تأسیس شده است. آیا تا به حال موردی پیش آمده است که نستجیر بالله چنین تعبیری به همسران پیغمبر اکرم از جمله عایشه یا دیگر پیامبران داده باشند؟!

آیا این ادعا از سوی شبکه‌های شیعی غیر از دو شبکه ناموزون و شیطانی و ناموفق مطرح شده باشد؟! نه ما خود این دو شبکه را قبول داریم و نه علمای ما این دو شبکه را قبول دارند.

این شبکه‌ها از آمریکا و انگلیس پول می‌گیرند تا ایجاد فتنه کنند همانطور که شبکه‌های وهابی هم پول گرفتند تا فتنه ایجاد کنند. کبوتر با کبوتر باز با باز!! قرآن کریم می‌فرماید:

(الْخَبِیثاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطَّیباتُ لِلطَّیبِینَ وَ الطَّیبُونَ لِلطَّیباتِ)

زنان خبیث و ناپاک از آن مردان خبیث و ناپاک‌اند! و مردان ناپاک نیز تعلق به زنان ناپاک دارند.

سوره نور (24): آیه 26

مجری:

از شما متشکرم. تماس بعدی آقای موسوی از اهواز هستند. سلام علیکم و رحمة الله:

بیننده (آقای موسوی از اهواز – شیعه):

عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما مجری توانا آقای حسینی عزیز و همچنین عرض سلام ویژه خدمت حضرت آیت الله دکتر استاد حسینی قزوینی عزیز.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

استاد سه سؤال دارم. اگر اجازه بدهید بنده از محضر مبارکتان بپرسم و ان‌شاءالله جواب‌ها را از گیرنده می‌شنوم. استاد چند روز پیش شبکه‌های وهابی را نگاه می‌کردم. آن‌ها در مورد علم غیب چند مطلب گفتند.

مطلب اول در مورد امام حسین بود. آن‌ها ادعا می‌کنند که اگر امام حسین علم غیب داشت در شهادت حضرت مسلم مقصر است، زیرا می‌دانست که ایشان شهید می‌شود.

مطلب دوم این است که ادعا می‌کنند اگر کسی بگوید پیغمبر اکرم علم غیب دارد نستجیر بالله از خر هم خرتر است.

مجری:

در این خصوص کلیپی وجود دارد که اتاق فرمان این کلیپ را آماده کنند تا اگر حضرت استاد اجازه دادند این کلیپ را پخش کنیم. بنده این تعبیر را دیدم و کلیپ آن را هم نگه داشتم. ان‌شاءالله بعد از اینکه این کلیپ آماده شد اتاق فرمان به من اطلاع دهند تا ببینیم.

شبکه‌های وهابی واقعاً چنین تعبیری را به کار بردند و ادعا کردند که اگر کسی چنین ادعایی کند چنین است. عذرخواهی می‌کنم بین صحبت‌های شما صحبت کردم. فرمایش خود را تکمیل بفرمایید.

بیننده:

سؤال سوم اینکه حدیثی می‌آورند و می‌گویند امام شیعیان می‌گوید: من شیعیان را امتحان کردم و همه آن‌ها را دروغگو یافتم. بنده می‌خواستم از حضرت استاد بپرسم آیا چنین حدیثی صحت دارد یا خیر؟

در آخر می‌خواهم از آقای «شریفی» بابت مناظره شب جمعه ایشان تشکر کنم. ایشان ثابت کردند که ادعای شبکه‌های وهابی در مورد اینکه شیعه به عایشه توهین می‌کند دروغ محض است.

همانطور که استاد حسینی قزوینی از آقای «آلوسی» نقل کردند واقعاً چنین ادعایی دروغ محض است و شیعه چنین اهانتی نه به پیغمبر اکرم و نه به عایشه می‌کنند. آقای «شریفی» بار دیگر مشت محکمی بر دهان وهابیت زدند.

مجری:

جناب آقای موسوی از شما بسیار ممنونم. تماس بعدی از اهواز هستند، آقای اثنی عشری سلام علیکم و رحمة الله:

بیننده (آقای اثنی عشری از اهواز – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله جناب آقای حسینی مجری عزیز. سلام و عرض ادب خاص خدمت جناب آقای دکتر آیت الله حسینی قزوینی. ما ممنونیم از اینکه واقعاً مسئله جریان الحوأب را باز کردید.

جناب آقای دکتر خدا را شاهد می‌گیرم در جریان همین قضیه‌ای که برادر اهل سنت ما در مورد أم المؤمنین عایشه گفتند واقعاً درست بود. واقعاً حق مطلب را در اینجا ادا کردند و واقعیت را گفتند.

مطلبی که بنده در ماجرای آقای «سجودی» به یادم آمد این است که می‌خواهم خاضعانه به برادران اهل سنت عرض کنم که واقعاً خودتان کلاه خودتان را قاضی کنید.

آقای «سجودی» خود را از اهل سنت می‌داند؛ بنده اصلاً او را قبول ندارم او وهابی است، اما اهل سنت عزیزان ما هستند.

«سجودی» در جواب آقای «شریفی» قضیه الحوأب را گذاشت انواع و اقسام سگ‌ها را گذاشت که در دنیا چه نوع سگ‌هایی هست و این جواب آقای «شریفی» بود. خدا را شاهد می‌گیرم که بنده به یاد جریان حوأب افتادم. این واقعاً توهین به أم المؤمنین عایشه است.

درخواست دیگری که از حضرت آقا دارم این است که بفرمایند چرا أم المؤمنین عایشه بعد از یادآوری این حدیث برنگشتند و این مشکلات به وجود آمد؟! چه کسی جلوی او را گرفت و چرا برنگشتند؟!

بنده از آقای «شریفی» ممنونم و خدا را شاهد می‌گیرم که در جریان دفاع از عایشه سنگ تمام گذاشتند.

مجری:

جناب آقای اثنی عشری از شما متشکرم. به سراغ سؤالات برویم، زیرا فکر نمی‌کنم وقت داشته باشیم تماس‌های دیگر را دریافت کنیم.

آقای رخشانی از زاهدان موضوعاتی را فرمودند که تحت تأثیر یکی از بینندگان «شبکه جهانی ولایت» با کارشناسان شبکه‌های وهابی قرار گرفته بودند.

بیننده «شبکه جهانی ولایت» در آن مناظره از ناموس پیغمبر اکرم دفاع می‌کرد، اما طرف وهابی اصرار داشت از روایاتی که خلاف آن بود دفاع کند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی چندین مرتبه این مطلب را بیان کردند که بعضی از افرادی که هم «شبکه جهانی ولایت» را می‌بینند و هم شبکه‌های وهابی را ملاحظه می‌کنند نزد ما می‌آیند و رسماً تشیع خود را اعلام می‌کنند.

اصلاً نیازی به مناظره نیست و به نظر من شاید مناظره اشتباه باشد. اگر مردم یک هفته شبکه‌های وهابی و یک هفته «شبکه جهانی ولایت» را ببینند متوجه حقیقت خواهند شد.

بنده امشب مطالبی از حدود 40 کتاب اهل سنت آوردم. ما تصویر کتاب را نشان دادیم، بررسی سندی و صحت آن را ثابت کردیم و رسماً می‌گوییم: اهانت به مقدسات اهل سنت حرام و خلاف شرع است.

حال اگر فلان شخصی در یکی از روستاها به أم المؤمنین توهین کرده را بزرگنمایی می‌کنند. من نمی‌دانم این آقایان دنبال چه چیزی هستند، اما گمان می‌کنم آن‌ها از تفضلات اهلبیت (علیهم السلام) است که تا شب نباشد مردم قدر روز را نمی‌دانند.

زمانی که ما در «شبکه سلام» برنامه داشتیم خیلی از مردم به بحث‌ها را اهمیت نمی‌دانند، اما زمانی که آن برنامه‌ها را می‌بینند و برنامه‌های «شبکه جهانی ولایت» را هم می‌بینند واقعاً قدر انوار علوم اهلبیت (علیهم السلام) برای مردم روشن‌تر می‌شود.

مجری:

آقای موسوی از اهواز چند مبحث داشتند. شبکه‌های وهابی چند سؤال مطرح کردند که سؤال ایشان همان بود.

سؤال اول این بود که اگر امام حسین می‌دانست وقتی حضرت مسلم را به عنوان سفیر بفرستد ایشان کشته می‌شوند و بازهم فرستادند معلوم می‌شود که در خون حضرت مسلم دست داشتند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خداوند عالم پیامبرانی را برای هدایت مردم فرستاده است. خدا می‌دانست پیغمبران را می‌کشند یا نمی‌دانست؟! اگر خدا نمی‌دانست خداوند آگاه نبوده است، اما اگر خداوند می‌دانست که پیامبران کشته می‌شوند نستجیر بالله شریک در قتل پیامبران است؟!

قطعاً وهابیت در مورد خداوند متعال هم معتقدند که علم غیب دارد. نمی‌دانم خدایی که وهابیت قائل‌اند سوار الاغ می‌شود و از بالا به پایین می‌آید علم غیب دارد یا ندارد.

ما نمی‌دانیم خدایی که می‌تواند هزاران خداوند همانند خود بیافریند و نمی‌تواند سنگی را بلند کند علم غیب دارد یا ندارد!!

ولی خدای شیعه و اهل سنت علم غیب می‌داند. خداوند متعال پیامبران الهی را فرستاده است، اما هزاران پیغمبر را به قتل رساندند. کفار حضرت زکریا را لای دیوار گذاشتند و با اره ایشان را زنده زنده قطعه قطعه کردند.

خدا می‌دانست یا نمی‌دانست که این کار را با پیامبران الهی انجام می‌دهند؟! اگر خداوند می‌دانست در این صورت شریک قتل پیامبران است. وهابیت چه حرفی می‌زنند؟!

«علامه طباطبائی» تعبیری دارد که می‌گوید: علم دو نوع است؛ نوع اول علمی است که از کانال غیرطبیعی می‌آید و قطعیات است. در این صورت ما تکلیف نداریم.

بنده سؤالاتی از این افراد با استناد به کتب «تاریخ طبری» و دیگران خواهم پرسید. بنده عذرخواهی می‌کنم، اما تقاضا داریم به همین مسئله دقت کنند.

در کتاب «تاریخ طبری» جلد سوم صفحه 41 مناظره‌ای میان امیرالمؤمنین و «طلحه» و «زبیر» صورت گرفته است. روایت چنین است:

«فقال علی لأصحابه أیکم یعرض علیهم هذا المصحف وما فیه»

علی بن أبی طالب به اصحاب خود فرمود: کدامیک از شما این قرآن را می‌گیرد تا در برابر سپاه طلحه و زبیر با آن‌ها اتمام حجت کند؟

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 3، ص 41، باب خبر وقعة الجمل من روایة أخری

هرکسی این قرآن را بگیرد و به آنجا برود قطعاً کشته خواهد شد. چه کسی حاضر است چنین کاری کند؟! در این حال جوانی بلند شد و ادعا کرد که من حاضرم بروم. امیرالمؤمنین برای بار دوم و بار سوم هم درخواست خود را تکرار کرد.

حضرت خود می‌فرماید که هرکسی این قرآن را برای اصحاب جمل ببرد کشته خواهد شد. با این وجود زمانی که امیرالمؤمنین قرآن را به دست این جوان داد در قتل او شریک بوده است!؟

این جوان نزد سپاهیان جمل رفت و قرآن را عرضه کرد، اما آن‌ها به او حمله کردند و او را کشتند.

مجری:

حجت بر آن‌ها تمام شد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله. در کتاب «الکامل فی التاریخ» جلد سوم وارد شده است:

«قال علی أیکم یأخذ هذا المصحف یدعوهم إلی ما فیه»

کدامیک از شما قرآن را به دست می‌گیرد تا برای اتمام حجت برود؟!

«فإن قطعت یده أخذه بیده الأخری فإن قطعت أخذه بأسنانه وهو مقتول»

اگر دست راست او را قطع کردند قرآن را به دست چپ بگیرد و اگر دست چپ او را قطع کردند قرآن را به دندان بگیرد و او کشته خواهد شد.

الکامل فی التاریخ، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم الشیبانی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1415 هـ، الطبعة: ط 2، تحقیق: عبد الله القاضی، ج 3، ص 147، باب عدد قتلی الواقعة

حضرت سه مرتبه اتمام حجت کرد، اما هر سه بار این جواب آماده رفتن شد. در نهایت او رفت، قرآن را عرضه کرد و کشته شد. در کتاب «سنن بیهقی» جلد هشتم همین تعبیر وارد شده است.

«فقال علی رضی الله عنه من یأخذ المصحف ثم یقول لهم ماذا تنقمون تریقون دماءنا ودماءکم»

علی بن أبی طالب فرمود: چه کسی است که این قرآن را بگیرد و به این افراد بگوید که برای چه کاری به جنگ و جدال آمدید و می‌خواهید خودتان و ما را به کشتن بدهید؟

«فقال رجل أنا یا أمیر المؤمنین»

مرد جوانی گفت: یا امیرالمؤمنین! من حاضرم بروم.

«فقال إنک مقتول»

حضرت فرمود: تو کشته خواهی شد.

«قال لا أبالی»

جوان گفت: از کشته شدن ابایی ندارم.

«قال خذ المصحف قال فذهب إلیهم فقتلوه»

سنن البیهقی الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسی أبو بکر البیهقی، دار النشر: مکتبة دار الباز - مکة المکرمة - 1414 - 1994، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، ج 8، ص 181، ح 16522

آیا نستجیر بالله امیرالمؤمنین در قتل این جوان سهیم و شریک بوده است؟! حضرت به او فرمودند که کشته خواهد شد، اما او بیان کرد که از کشته شدن باکی ندارد.

مجری:

سؤال دوم آقای موسوی این بود که یکی از شبکه‌های وهابی ادعا می‌کند هرکسی بگوید پیغمبر اکرم علم غیب داشته از خر هم خرتر است. یکی از وهابیت چنین ادعایی کردند و تعبیر الاغ را به کار بردند برای کسی که قائل به علم غیب نبی گرامی اسلام باشد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما نمی‌دانیم این افراد حتی نسبت به بزرگان خودشان هم احترامی نمی‌گذارند. آن‌ها ادعا می‌کنند که هرکسی ادعا کند پیغمبر اکرم از گذشته و آینده خبر داشت از خر هم خرتر است!! آقایان اهل سنت خودتان قضاوت کنید.

مجری:

استاد 18 ثانیه از کلیپ را آماده کردند تا مشاهده کنیم. اهل سنت مشاهده کنید که وهابیت نسبت به مسلمان که قائل به علم غیب برای نبی گرامی اسلام هستند چه تعبیری به کار می‌برند!!

این آقای وهابی چقدر مؤدب است که ادعا می‌کند هرکسی خبر داده باشد که پیغمبر اکرم علم غیب دارد یا علم داشته باشد از خر هم خرتر است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

عزیزان دقت کنید من کتاب «صحیح مسلم» را به شما نشان می‌دهم. در کتاب «صحیح مسلم» که نسخه آن را الآن هم دارم حدیث 2891 روایتی از «حذیفه» نقل شده است که می‌گوید:

«قام فِینَا رسول اللَّهِ مَقَامًا ما تَرَک شیئا یکونُ فی مَقَامِهِ ذلک إلی قِیامِ السَّاعَةِ»

رسول الله بالای منبر رفتند و هر اتفاقی که از عصر خود تا قیام قیامت می‌خواست بیفتد را خبر دادند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 2217، ح 2891

در روایت بعد وارد شده است:

«أخبرنی رسول اللَّهِ بِمَا هو کائِنٌ إلی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ»

رسول الله تمام اتفاقاتی که تا قیامت می‌خواست بیفتد را به ما خبر دادند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 2217، ح 2891

روایت بعد چنین است:

«صلی بِنَا رسول اللَّهِ الْفَجْرَ وَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتی حَضَرَتْ الظُّهْرُ فَنَزَلَ فَصَلَّی ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتی حَضَرَتْ الْعَصْرُ ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّی ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتی غَرَبَتْ الشَّمْسُ فَأَخْبَرَنَا بِمَا کان وَبِمَا هو کائِنٌ فَأَعْلَمُنَا أَحْفَظُنَا»

رسول الله نماز صبح را خواندند و بعد بالای منبر رفتند و خطبه خواندند تا ظهر شد سپس نماز ظهر را خواندند و بالای منبر خطبه خواندند تا عصر شد و سپس بالای منبر خطبه خواندند تا غروب شد سپس از تمام اتفاقات گذشته و آینده به ما خبر دادند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 2217، ح 2892

ولی این شخص ادعا می‌کند هرکسی چنین ادعایی کند از خر هم خرتر است. من نمی‌دانم ایشان چه رابطه‌ای با آن حیوان زبان بسته دارد!!؟

آقایان اهل سنت دقت داشته باشید این کتاب «صحیح مسلم» است. حال این افراد خود خبر دارند، اما خود را به بی‌خبری می‌زنند گناه ما و مخاطبین شما چیست!! این چه تعبیری است که به کار می‌برید؟! دوستان اهل سنت افرادی که از شما دفاع می‌کنند این افراد هستند!!

دقت داشته باشید این کتاب «صحیح مسلم» و روایت صریح صحابه است. صحابه می‌گویند: پیغمبر اکرم از گذشته و آینده ما خبر داده است.

من نمی‌دانم او با این تعبیر خود می‌خواهد نسبت به «مسلم» توهین کند، نسبت به «حذیفه» توهین کند یا «عمرو بن اخطب» توهین کنند؟! من نمی‌دانم این افراد به چه کسی توهین کند! «حذیفه» به صراحت می‌گوید:

«والله إنی لَأَعْلَمُ الناس بِکلِّ فِتْنَةٍ هِی کائِنَةٌ فِیمَا بَینِی وَبَینَ السَّاعَةِ»

به خدا سوگند از الآن تا قیامت از تمام فتنه‌ها خبر دارم و پیغمبر اکرم به من خبر داده است.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 2216، ح 2891

این روایت از کتاب «صحیح مسلم» است و کتاب عادی نیست. آقای حسینی ان‌شاءالله یک شب را به مبحث علم غیب اختصاص بدهید، زیرا آقایان وهابی روی این مسئله مانور می‌دهند.

در کتاب «فتح الباری» اثر «ابن حجر عسقلانی» جلد 11 صفحه 347 ذیل آیه شریفه:

(عالِمُ الْغَیبِ فَلا یظْهِرُ عَلی غَیبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُول)

عالم الغیب او است، و هیچکس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد، مگر رسولانی که آن‌ها را برگزیده است.

سوره جن (72): آیات 26 و 27

وارد شده است:

«وفیه دلالة علی جواز اطلاع الولی علی المغیبات باطلاع الله تعالی»

این آیه دلالت می‌کند بر اینکه اولیاء الهی هم به اطلاع خداوند عالم برای آن‌ها از غیب خبر می‌دهند.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 11، ص 347، ح 6137

او کاری به پیغمبر اکرم و صحابه ندارد، بلکه می‌گوید: هر ولی از اولیاء الهی هم می‌تواند علم غیب داشته باشد.

جناب آقای «سجودی» بزرگوار! خدای شما «ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة» جلد هشتم می‌گوید:

«أما الإخبار ببعض الأمور الغائبة فمن هو دون علی یخبر بمثل ذلک فعلی أجل قدرا من ذلک وفی أتباع أبی بکر وعمر وعثمان من یخبر بأضعاف ذلک»

خبر به بعضی از مسائل غیبی که پایین‌تر از علی هستند خبر از غیب دادند. نه تنها ابوبکر و عمر و عثمان بلکه پیروان آن‌ها چندین برابر علی از غیب خبر دادند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 8، ص 135

او در ادامه می‌گوید: «حذیفه» و «ابوهریره» و دیگر صحابه چند برابر علی بن أبی طالب از غیب خبر می‌دادند.

من گمان می‌کنم تنها کسی که مصداق سخن «سجودی» باشد همین «ابن تیمیه» است!! گمان نمی‌کنم بهتر از ایشان کسی مصداق حرف «سجودی باشد.

ما مقام صحابه و «مسلم» را اجل از این می‌دانیم، اما اگر مراد ایشان این است که «ابن تیمیه» مصداق ادعای «سجودی» است ما آن را می‌پذیریم و اگر ایشان هم بپذیرد ما آن را قبول داریم. من در خدمت شما هستم.

مجری:

سؤال بعدی آقای موسوی از اهواز در مورد حدیثی بود که شبکه‌های وهابی می‌آورند و ادعا می‌کنند که امام فرمود: "من شیعیان را امتحان کردم و همه آن‌ها را دروغگو یافتم!!" آیا چنین روایتی وجود دارد؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

عزیزان دقت کنید زمانی که ما روایتی از کتاب «صحیح مسلم» و «صحیح بخاری» می‌خوانیم این آقایان از زباله‌دان‌های ما روایت می‌آورند. دوستان عزیز روایتی که ایشان نقل می‌کند در کتاب «کافی» است. امام کاظم (علیه السلام) فرمودند:

«لَوْ مَیزْتُ شِیعَتِی لَمْ أَجِدْهُمْ إِلَّا وَاصِفَةً»

اگر من شیعیانم را امتحان کنم آن‌ها را دروغگو می‌یابم.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 8، ص 228، ح 290

در کتاب «مراة العقول» جلد بیست و ششم وارد شده است:

«الحدیث التسعون و المائتان: ضعیف»

مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ج 26، ص 161، پ الحدیث 290

روایتی که ضعیف است و شیعه برای آن ارزشی قائل نیست را مانور می‌دهند در حالی که کمتر جلسه‌ای وجود دارد که آقایان باعقل این روایت را در آن مطرح نمی‌کنند. از الآن هم برنامه‌ای در رابطه با عزاداری شروع کردند که ما واقعاً از این جهت از این افراد تشکر می‌کنیم.

دوستان ما از الآن باید بر ضد این افراد زمینه‌سازی کنند. ان‌شاءالله عزیزان اهل سنت ما قربة إلی الله یا به جهت اینکه پوزه کارشناسان شبکه‌های شیطانی را به خاک بمالند امسال در مراسم عزاداری امام حسین بسیار پرشورتر از سال‌های گذشته شرکت کنند.

بنده از تمامی عزیزان در داخل و خارج از کشور تقاضا می‌کنم در جلساتی که عزیزان اهل سنت هم حضور دارند ولو با موبایل فیلم بگیرند و برای ما بفرستند. ما از شما تشکر می‌کنیم، فیلم‌های شما را پخش می‌کنیم و ان‌شاءالله برای فیلم‌های بهتر جوایزی تقدیم خواهیم کرد.

مجری:

از الآن آماده باشند. آقای اثنی عشری هم به بحثی اشاره کردند که وقتی عایشه حدیث حوأب را به خاطر آورد چکار کرد و چرا برنگشت. شما در ابتدای برنامه این مطالب را توضیح دادید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما توضیح دادیم که پنجاه نفر جمع کردند تا شهادت دهند این آب، آب حوأب نیست.

مجری:

ایشان شاید ابتدای برنامه را ندیده بودند. وقتی برنامه را ملاحظه کنند ان‌شاءالله پاسخ خود را دریافت خواهند کرد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی حضرت محمد و آل محمد و به آبروی حضرت امیرالمؤمنین و به ولایت و حقانیت امیرالمؤمنین فرج مولای ما حضرت بقیة الله الأعظم را نزدیک بگردان.

خدایا قلب نازنینش را با ظهورش مسرور بگردان. خدایا ما را مشمول عنایات ویژه حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداه) قرار بده.

خدایا رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما. خدایا گرفتاران مورد نظر و گرفتاری‌های مورد نظر را به آبروی حضرت امیرالمؤمنین برطرف نما. خدایا بر تمام بیماران، بیماران مورد نظر به آبروی امیرالمؤمنین شفای عاجل کرم فرما.

خدایا حوائج حاجت مندان، حوائج من حقیر، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز اعم از شیعه و اهل سنت به ویژه حوائج ولایت یاوران عزیز را برآورده نما. خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

حضرت آیت الله قزوینی از شما بسیار ممنونم. متشکرم از عزیزانی که با ما همراه بودید. ان‌شاءالله عزیزانی که فرصت نشد روی خط بیایند بتوانند در برنامه بعدی روی خط تشریف بیاورند و سؤالات خود را مطرح کنند.

یا علی مدد، خدانگهدار





Share
آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English |