2018 October 21 - يکشنبه 29 مهر 1397
لزوم بررسی عملکرد صحابه
کد مطلب: ١٢١٦٩ تاریخ انتشار: ١٤ مهر ١٣٩٧ - ١٢:٢٤ تعداد بازدید: 27
خارج کلام مقارن » عمومی
لزوم بررسی عملکرد صحابه

جلسه ششم 97/07/09

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه ششم 97/07/09

موضوع: ضرورت توانمند سازی علمی در مسیر پاسخگوئی به شبهات(5) – لزوم بررسی عملکرد صحابه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه.‏

بنای ما بر این است که دو روز اول هفته، شنبه و یک شنبه روش و راه و منهج پاسخگویی به شبهات را در خدمت دوستان باشیم و دوشنبه و سه شنبه را فعلا دنبال این هستیم که در موضوع هجمه‌های که این‌ها در حوزه امامت و ولایت به ما کرده‌اند بحث کنیم؛ یعنی خارج ولایت و امامت را دوشنبه و سه شنبه شروع کنیم ان شاء الله خدای متعال به ما توفیق بدهد.

مهمترین مسئله اختلافی شیعه و سنی

در این حوزه از همان روزهای اولی که این‌ها از اهل‌بیت جدا شدند و سراغ دیگران رفتند شبهات هم مطرح شد. این مطلب را من بارها گفتم. دوستان در نظر داشته باشند اختلاف اساسی ما با اهل‌سنت اختلاف در امامت و عصمت امیرالمؤمنین نیست، در مهدویت نیست، این‌ها جزء فروعات و شاخه‌ها است. اختلاف اساسی ما بحث صحابه و اهل‌بیت است.

یعنی این‌ها آمدند یک قداستی ویژه‌ای برای صحابه درست کرده‌اند و از عدالت و قداست صحابه یک چماقی درست کرده‌اند از روز اول با این چماق خانه‌ای امیرالمؤمنین را آتش زدند، امیرالمؤمنین را برای بیعت بردند، امیرالمؤمنین را خانه نشین کردند و اهل‌بیت را کنار زدند امروز هم این‌ها هرکجا گیر می‌کنند، سراغ صحابه می‌روند. صحابه برای این‌ها فوق عصمت دارد این‌ها را ما بارها خدمت عزیزان عرض کردیم. اگر ما به تعبیر یکی از علمای اهل‌ْسنت که می‌گوید: «اگر شیعه معتقد به عصمت 14 نفر است ما معتقد به عصمت 120 هزار صحابه هستیم.»

ما می‌گوییم ائمه (علیهم السلام) گناه نمی‌کنند و عصمت دارند به خاطر لطف و عنایتی که خدای عالم به این‌ها کرده است، به خاطر اراده‌ای قطعیه‌ای این‌ها که تا ابد گناه نکنند، عصمت متفرع بر اراده‌ای قطعی اهل‌بیت (علیهم السلام) است که گناه نمی‌کنند.

اهل‌سنت می‌گویند صحابه گناه می‌کنند ولی گناه‌شان نوشته نمی‌شود!! گناه می‌کنند قبل از این‌که گناه بکنند خدای عالم آن‌ها را بخشیده است!! این اعتقاد مصیبت ما است! اگر ما بیاییم روی این قضیه مفصل کار بکنیم کار اساسی است.

من بارها گفته‌ام اگر ما هزاران ساعت روی موضوع «صحابه» کار کنیم باز کم کار کردیم، بحثی که این‌ها دارند دقت بفرمایید ببینید تعبیری که در مورد صحابه دارند اخیرا یک کلیپی را در فضای مجازی این‌ها از چند تا بزرگان‌شان پخش کردند که به صراحت می‌گوید صحابه زنا می‌کردند، دزدی می‌کردند لواط می‌کردند؛ ولی با همه این‌ها، همه این‌ها معصوم هستند!! ببینید صراحت دارد که این‌ها اهل لواط، زنا و دزدی بودند!!

تعبير بخاری در حدیث 3007 از قول پیغمبر این است، شما دقت بفرمایید می‌گوید:

«وما يُدْرِيكَ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يَكُونَ قد اطَّلَعَ على أَهْلِ بَدْرٍ فقال اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ »

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا ج 3، ص 1095

یعنی هرچه می‌خواهید بکنید، دزدی بکنید، زنا بکنید، لواط بکنید، حق مردم را ضایع بکنید!!

« فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ»

قطعا شما را بخشیدم!

شما ببينید با یک مذهبی که بر این عقیده استوار باشد چه کار باید کرد؟ ما باید این حربه را از دست این‌ها بگیریم، می‌گویند صحابه عادل هستند، عادل یعنی چه؟ عدالت را برای ما تعریف بکنید، اتفاقا تمام بزرگان این‌ها - ما سال گذشته هم بحث کردیم - عدالت را عین شیعه تعریف می‌کنند و می‌گویند: «عدالت عبارت است از عدم ارتکاب کبائر و عدم اصرار بر صغائر.»

این در باب الجاسوس است در رابطه با قضیه‌ای «حَاطِبِ ابن أبي بَلْتَعَه» است که جاسوسی کرده بود، «عمر» گفت اجازه بده من ایشان را بکشم، در میدان جنگ که آقایان کاری نمی‌توانستند بکنند ولی در حضور پیغمبر می‌گویند اجازه بدهید ما بکشیم! عمر گفت:

«إنه قد خَانَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالْمُؤْمِنِينَ فَدَعْنِي فَأَضْرِبَ عُنُقَهُ»

آن‌چه از عمر طبق روایات خودشان ثابت شده است، ایشان تا سال ده بعثت که مسلمان نشده بود، هرکس هم مسلمان می‌شد شکنجه می‌کرد، مدارک این را مفصل آوردیم. بعد از این‌که به مدینه آمد بارها به پیغمبر جسارت کرد، حتی خودش گفت:

«فَعَجِبْتُ بَعْدُ من جُرْأَتِي على رسول اللَّهِ»

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا ج 1، ص 459

در قضیه نماز بر «عبدالله بن ابی» بود، عبای پیغمبر را کشید و گفت چرا داری نماز می‌خوانی؟ خدا گفته به این‌ها نماز نخوان، تو حرف خدا را گوش نمی‌دهی، یعنی عدالت جناب عمر بالاتر از پیغمبر است!

جلوی چشم پیغمبر زن و بچه‌ای پیغمبر را کتک زد و پیغمبر فرمود:

«مه یا عمر»

دیگر از این بالاتر!

جلوی عایشه خواهر ابوبکر را کتک زد، امثال این الی ما شاء الله وجود دارد. شما اگر واژه «عمر بن خطاب» را در سایت ولی عصر را ببینید من هفت، هشت جلسه در رابطه با خشونت عمر بحث کردم و پخش هم شده است. ولی ما طوری بحث کردیم که جایی را خراب نکنیم؛ یعنی گفتیم «جناب عمر» این جنایت را انجام داده، یک «جناب» اولش آدم می‌آورد، حساسیت طرف پایین می‌آید. می‌گوییم آقا در کتاب‌های خودتان این‌ها در مورد ایشان است و با سندهای صحیح هم آوردند.

اخیرا یکی از شاگردان آیت الله العظمی مکارم شیرازی آقای داودی کتابی تحت عنوان «خشونت‌های عمر بن خطاب» نوشته است، کتاب خوبی است ولی بحث‌های که ما داشتیم خیلی مفصل‌تر است.

«بررسی عملکرد صحابه»، مهمترین راه مقابله با تقدیس صحابه

چیزی که برای ما در بحث امامت و ولایت مهم است اول روی «صحابه» کار کردن است، تا این حربه را ما از آن‌ها بگیریم، بهترین راه بر این حربه، رفتن سراغ عملکرد صحابه است، عملکرد صحابه در قرآن و در سنت. در قرآن خیلی راحت است، شما ببینید در رابطه با صحابه دارد:

«إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَينُوا»

سوره حجرات (49): آیه 6

فاسق چه کسی است؟ فاسق یعنی عادل نیست، خدای عالم برای صحابه از واژه‌ای «فاسق» استفاده کرده است، من یک مرتبه با این‌ها بحث داشتم، گفتم ما این‌ها را کنار می‌گذاریم، در سوره جمعه خیلی واضح و روشن است خدای متعال می‌فرماید:

« وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا »

سوره جمعه (62): آیه11

پیغمبر در حال خواندن خطبه نماز جمعه است، خطبه نماز جمعه به منزله دو رکعت نماز است، چه شیعه و چه سنی معتقد هستند حرف نزدن به هنگام قرائت خطبه، واجب است. فقهای ما هم همه فتوا داده‌اند. در این‌که باطل است و یا باطل نیست حرف دیگری است؛ یعنی حرف زدن در زمان خطبه نماز جمعه حرام، گناه و معصیت است.

این آقایان در مسجد النبی بودند صدای دهل و ساز شنیده شد که کسانی از شام اموالی برای فروش آورده‌اند، پیغمبر هم در حال خطبه است، خطبه پیغمبر را رها کردند و بیرون رفتند.

من به یکی از این‌ها گفتم شما به عنوان مولوی اهل‌سنت و یا ماموستای اهل‌سنت مشغول خواندن نماز جمعه هستید خطبه می‌خوانید صد نفر در مسجد شما هستند، از این صد نفر، نود نفرشان خطبه شما را رها می‌کنند بیرون می‌روند شما اسم این‌ها را چه می‌گذارید؟ شما به ما بفرمایید، عین آن را ما درباره صحابه اعمال کنیم نه بیشتر.

شما می‌گویید آقایانی که خطبه نماز جمعه را رها کردید و بیرون رفتید آیا این کار شما کار صحیح بوده و یا کار صحیحی نبوده است؟ توجه کنید از تمام آن جمعیت چند نفر در آن‌جا باقی ماندند؟ دارد که قافله که از شام برای تجارت آمد، همه بیرون رفتند...

«فَخَرَجَ الناس إِلَيْهَا فلم يَبْقَ إلا اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا»

غیر از دوازده نفر بقیه بیرون رفتند

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ج 2 ص 590، ح 863

همه بیرون پریدند، یعنی این‌ها به طرف درب مسجد هجوم آوردند که از مسجد بیرون بروند تا ببینند این دهل‌ زن‌ها قضیه‌شان چیست.

بفرمایید آیا شما به این‌ها عادل و «کلهم من اهل الجنه» می‌گویید؟ موارد متعدد دیگر وجود دارد اصلا ما کاری به شیعه نداریم، این عبارت در قضیه احد است پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) می‌گوید آن‌های که در بالای گردنه بودند اگر ما را پرندگان تکه تکه کردند و گوشتمان را خوردند از جایتان حرکت نکنید، حرکت کردند و هفتاد و خورده‌ای از بهترین سربازان اسلام شهید شدند که پیغمبر می‌گوید:

«اللهم إني أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ هَؤُلاَءِ يعني أَصْحَابَهُ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة - مصر ج 3، ص 201

آیا این‌ها را می‌توانیم بگوییم عادل هستند؟

سراغ ابن تیمیه، امام، پیغمبر و خدای شما می‌رویم وقتی که آقایان از ابن تیمیه در نماز جمعه اسم‌ّ می‌آورند «رحمه الله» می‌گویند. ایشان در منهاج السنه، جلد 4 صفحه 315 در رابطه با قضیه حدیبیه دارد که پیغمبر اکرم وقتی که از احرام بیرون آمد گفت همه از احرام بیرون بیایید هیچ‌کس به حرف پیغمبر گوش نکرد...

«فدخل مغضبا على أم سلمة فقالت من أغضبك أغضبه الله فقال ما لي لا أغضب وأنا امر بالأمر فلا يطاع»

پیامبر با حالت غضب و خشم وارد بر ام سلمه شد. ام سلمه پرسید: چه کسی تو را به غصب آورد خدا غضبش را بر آن‌ها نازل کند. پیامبر فرمود: چرا غضبناک نباشم در حالیکه آنها را به کاری دستور میدهم ولی اطاعت نمی کنند.

منهاج السنة النبوية، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص 315

آیا ام سلمه، که ام المؤمنین است نمی‌دانست صحابه همه عادل هستند و خدا این‌ها را بخشیده است؟ کسانی که از پیغمبر اطاعت نکنند، پیغمبر را معصیت بکنند حکمش چیست؟

«إِنَّ الَّذِينَ يؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا»

سوره احزاب (33): آیه 57

اصلا می‌گوییم ام سلمه خیلی سواد نداشت، عایشه‌ای که شما می‌گویید پیغمبر فرمود دو سوم دین تان را از عایشه بگیرید (خذوا شطر دينكم عن هذه الحميراء)؛ ببینید اولا در رابطه با قضیه‌ای که پیغمبر اکرم در سال فتح مکه می‌رفتند همه روزه بودند پیغمبر وقتی که از مدینه بیرون رفتند و به حد ترخص رسیدند روزه‌شان را شکستند و فرمود همه روزه‌هایتان را بشکنید، یک نفر روزه اش را نشکست! پیغمبر فرمود:

« أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ »

از این واضح‌تر! اگر واقعا این‌ها کلهم عدول و کلهم من اهل الجنه و کلهم فوق العصمه بودند این قضیه چیست؟ در قضیه عمره از عایشه است که می‌گوید پیغمبر به اطاق من آمد و به ایشان گفتم:

«من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ»

چه کسی تو را به غضب آورده خدا او را وارد آتش جهنم کند

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي ج 2 ص 879

ببینید این‌ها از باب نمونه است از این موارد زیاد است ما 50- 60 تا نمونه داریم که بساط عدالت صحابه را بهم می‌ریزد، 4- 5 تا از این‌ها با آدرس باید همیشه در آستین ما باشد و ما این‌ها را حفظ کنیم. وقتی که این‌ها دم از صحابه می‌زنند ما این‌ها را ارائه بدهیم، این که شما دارید می‌گویید هم خلاف قرآن و هم خلاف سنت است.

نقش امام باقر و امام صادق(علیهماالسلام) در نشر فرهنگ ناب اسلامی

نکته دیگر این است که این‌ها در نقد عقاید شیعه از همان روزهای اول وارد شدند و خیلی هم ماهرانه وارد شدند. وقتی احساس کردند آن 30- 40 سالی که بنی امیه و بنی عباس باهم درگیر شدند یک فرصتی برای آقا امام باقر و امام صادق (سلام الله علیهما) پیدا شد، و این‌ بزرگواران آمدند دو تا کار کردند:

یک: معارف اصیل اسلامی را منتشر کردند، اسلام ناب را منتشر کردند.

دو: که بسیار مهم است، نیروهای مقتدر و توانمند برای مناظره تربیت کردند. به طوری که ان شاء الله طی دو جلسه در موضوع نقش ائمه در تربیت نیروهای مناظر عرض می‌کنم حضرت افرادی را تربیت می‌کند می‌گوید برو با این‌ها بحث و مناظره کن اگر شکست خوردی شکست من است. حضرت به «حمران ابن اعین» که می‌خواهد با مرد شامی مناظره کند می‌‌گوید:

«إن غلبت حمران فقد غلبتني»

بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 47 ص 407

اگر حمران را شکست دادی، من امام صادق را شکست دادی؛ یعنی امام این‌طور آدم تربیت می‌کند.

محورهای فعالیت دشمنان شیعه، برای مقابله با تفکر تشیع

وقتی که اسلام ناب منتشر شد بزرگان اهل‌سنت چه از احناف و چه از شافعی‌ها و چه اشاعره و چه معتزله همه به دست و پا افتادند و شروع به نقد ادله شیعه کردند، و برای خودشان استدلال به خلافت ابوبکر و عثمان کردند. آن‌ها در دو محور کار کردند:

یک: ادله‌ای که شیعه آورده است، از ادله‌ای قرآن و از ادله سنت این‌ها را دانه به دانه آمدند در کتاب‌هایشان نقد کردند که آیه‌ای (إنما ولیکم الله) این اشکال را دارد و آیه‌ای (بلغ ما انزل الیک) این اشکال را دارد و فلان آیه هم این اشکال را دارد، حدیث غدیر و حدیث منزلت هم این اشکال را دارند این یک جبهه بود که این‌ها کار کردند.

دو: در جبهه دیگر آمدند ادله‌ای که از قرآن و از سنت دارند، ادله‌ای که ابوبکر در خواب ندیده بود، عمر تصورش را هم نمی‌کرد، این‌ها آمدند حالا خواب نما شدند و یا از باب (وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيوحُونَ إِلَى أَوْلِيائِهِمْ) بوده است، شروع به فضیلت تراشی و ادله تراشی کردند.

من در بحث‌هایم یک نکته‌ای دارم این آقایان که به این آیات مثل آیه‌ای استخلاف و آیه‌ای ارتداد و حدیث «سدوا كل خوخة في المسجد إلا خوخة أبي بكر» یا: «لو لم أبعث لبعث عمر بن خطاب» استدلال می کنند، گفتم این احادیثی که شما در فضائل ابوبکر نقل می‌کنید ما هم قبول می‌کنیم این احادیث را پیغمبر قبل از وفاتش فرموده یا بعد از وفاتشان در خواب به آقایان فرموده است؟

اگر قبل از رحلت‌شان فرموده باید صحابه این‌ها را می‌ّشنیدند، خود ابوبکر و عمر هم این‌ها را شنیده باشند ضروری‌ترین جایی که نیاز به این روایات داشتند سقیفه بوده است، درگیری که بین مهاجرین و انصار بود و سر و کله همدیگر را می‌شکستند دماغ «حباب بن منذر» را زدند و خورد کردند. «سعد بن عباده» را زیر دست و پا له کردند اگر یکی از این احادیث را در آن‌جا مطرح می‌کردند قضیه تمام می‌شد چرا یکی از این احادیث را مطرح نکردند؟ وقتی ابوبکر، عمر را برای خلافت نصب می‌کند همین طلحه می‌آید زبیر می‌آید امیرالمؤمنین می‌آید مهاجرین و انصار و... می آیند پیش ابوبکر و اعتراض می کنند:

« لما حضرت أبا بكر الوفاة أرسل إلى عمر ليستخلفه قال فقال الناس أتستخلف علينا فظا غليظا فلو ملكنا كان أفظ وأغلظ ماذا تقول لربك إذا أتيته وقد استخلفته علينا قال تخوفوني بربي أقول اللهم أمرت عليهم خير أهلك »

جواب خدا را چه می‌خواهی بدهی اقای ابوبکر! که یک آدم خشن و تند و بد اخلاق را نصب کردی

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى ، تحقيق: كمال يوسف الحوت؛ ج6، ص 358

یا دارد که:

«يا أبا بكر ما تقول لربك إن استخلفت ابن الخطاب وقد عرفت فظاظته وغلظته وشدته؟»

أنساب الأشراف، اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر: ج 3 ص 319

خب ابوبکر همان‌جا می‌گفت پیغمبر فرمود: «لو لم ابعث لبعث عمر بن خطاب» قضیه تمام می‌شد ولی گفت:

«أبالله تخوفونني»

شما من را از خدا می‌ترسانید! من از خدا بهتر می‌ترسم

«أ الله تعرفانی»

خدا را می‌خواهید برای من بشناسانید من خدا را بهتر از شما می‌شناسم

مشخص است که این روایت‌ها همه جعلی است و در آن زمان نبوده و همه بعدا درست شده است.

حالا راویانش چه ثقه و چه غیر ثقه باشد اصلا ما راوی ثقه از شما نداریم، شما طبق آن‌چه که مالک و غیره می‌گوید که ما در مجموع 17 تا روایت صحیح داریم یا می‌گوید حد اکثر 150 روایت صحیح داریم.

لذا عزیزان روی این نکات دقت کنند ان شاء الله در جلسه بعد اولین کتابی که در این دو محور کار کردند یعنی تضعیف ادله شیعه و استدلال بر عقاید اهل‌سنت که از عبدالجبار معتزلی متوفای 415 شروع شده و عضد الدین ایجی آن را پرورانده و بعد از عضد الدین ایجی شاگردانشان تفتازانی و... آمدند این‌ها را بال و پر دادند و به صورت یک نماد در آوردند خدمت عزیزان هستیم

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته



مطالب مرتبط:
ضرورت توانمند سازی علمی در مسیر پاسخگوئی به شبهات (1)توانمند سازی تفسیریضرورت شناخت جایگاه علمی اهلبیتآشنایی با تفسیر طبری


Share
آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English