نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
تحلیل ادله قرآنی، روایی در اثبات مشروعیت و استحباب زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام
کد مطلب: 16263 تاریخ انتشار: 22 مرداد 1404 - 21:35 تعداد بازدید: 918
مقالات » عمومي
جدید
تحلیل ادله قرآنی، روایی در اثبات مشروعیت و استحباب زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان مقاله: «تحلیل ادله قرآنی، روایی در اثبات مشروعیت و استحباب زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام»

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکست جبهه استکبار جهانی در عراق، شاهد برگزاری زیارت میلیونی مسلمانان جهان، به‌ویژه عاشقان اهل‌بیت علیهم‌السلام و شیعیان، در روز اربعین و چهلم شهادت امام حسین علیه‌السلام هستیم.

این زیارت که در قالب پیاده‌روی و راهپیمایی عظیم برگزار می‌شود، آثار و فواید فرهنگی، اعتقادی و سیاسی فراوانی برای جهان اسلام، به‌ویژه جبهه مقاومت، به همراه دارد.

همین امر موجب شده است تا جبهه شیطانی غرب، از طریق شبکه‌های وهابیصهیونیستی، شبهاتی را علیه مشروعیت زیارت اربعین مطرح سازد. یکی از مهم‌ترین این شبهات، تردیدافکنی در اصل مشروعیت این زیارت است. این شبکه‌ها با بیان‌های گوناگون می‌کوشند چنین القا کنند که زیارت اربعین، بدعت و پدیده‌ای نوظهور در دین بوده و فاقد دلیل معتبر از قرآن و سنت نبوی و معصومین علیهم السلام است. بر این اساس، مدعی‌اند که اگر یک شیعه یا اهل سنت در این زیارت مشارکت کند، برخلاف سنت و سیره صحیح سلف صالح عمل کرده است.

در این نوشتار، در چند محور کلیدی به بررسی ادله مشروعیت زیارت اربعین می‌پردازیم. نخست، به آیات متعدد قرآن که بر مشروعیت و رجحان این زیارت دلالت دارند، اشاره خواهیم کرد. سپس، ادله روایی عام را که جواز این زیارت را اثبات می‌کنند، مورد بررسی قرار می‌دهیم. در ادامه، به ادله روایی خاص مرتبط با موضوعشامل سه روایت و گزارش ویژهپرداخته و آن‌ها را از نظر دلالی و سندی تحلیل خواهیم کرد.

از دیدگاه ما، یک پژوهشگر منصف و آشنا با مبانی اجتهادی شیعه و اهل سنت، هرگز نباید حکم به بدعت‌بودن زیارت اربعین دهد؛ بلکه برای اعتلای اسلام و تقویت جبهه حق، شایسته است بیشترین تلاش را برای ترویج این زیارت به کار گیرد.

امید است این پژوهش برای اساتید و علمای مذهبی شیعه و اهل سنت سودمند واقع شده و محتوای آن در مباحث علمی مورد استفاده قرار گیرد.

1. مقدمه:

بدعت در اصطلاح فقهی در میان علمای شیعه و اهل سنت افزودن امری خارجِ از دین به دین با قصد تشریع و اسناد آن به دین یا کاستن از آن تعریف شده است.

رك: نجفى، صاحب الجواهر، محمد حسن، جواهر الكلام في ثوبه الجديد، ج‌1، ص: 607 ، 7 جلد، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1421 ه‍ ق و سعدى ابو جيب، القاموس الفقهي لغة و اصطلاحا، ص: 32، در يك جلد، دار الفكر، دمشق - سوريه، دوم، 1408 ه‍ ق

بر پایه­ این تعریف این تعریف همه انواع نوآوری در امور عادی و علمی بدعت فقهی تلقی نمی شود و فقط اختصاص به موضوعات دینی و تکالیف شرعی دارد.

قزوينى، سيد على موسوى، الاجتهاد و التقليد (التعليقة على معالم الأصول)، ص: 237، در يك جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1427 ه‍ ق

بر اين اساس اگر برای یک مسئله فقهی یا اعتقادی دلیل از قرآن و سنت نبوی موجود باشد از تعریف بدعت خارج است حال تفاوتی نمی کند که دلیل مورد استناد از عمومات و اطلاقات قرآنی و روایی باشد یا دلیل خاص و موردی که ثابت کننده آن مسئله است.

به عبارت دیگر مثلا برای ثابت کردن مشروعیت وفای به عقود جدید می توان به عمومات و اطلاقات قرآنی و روایی «اوفوا بالعقود» یا «المومنون عند شروطهم» استدلال کرد هر چند هیچ دلیل خاصی برای اثبات وفای به عقد جدید مثل بیمه یا اجاره به شرط تملیک موجود نباشد. پس نباید تصور کرد که دلیل شرعی فقط در دلیل خاص محدود می شود.

2. استدلال به ادله قرآنی برای مشروعیت زیارت اربعین:

استدلال به ادله قرآنی شامل بحث از تمسک به آیات مرتبط با وجوب ومحبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله، وجوب مودت به ذوی القربی، وجوب امر به معروف و نهی از منکر و آیه وجوب تعظیم شعائر الهی است.

2/1. وجوب محبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله بر اساس آیه 24 سوره توبه:

زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام، سنتی است که دربردارنده اظهار محبت، وفاداری، و نصرت باطنی نسبت به امام حسین علیه‌السلام و اهداف نهضت عاشورا است؛ این زیارت با احیای یاد قیام عاشورا، یادآور جهاد در راه خدا و رسول او و استمرار مسیر دین و نبوت است. در فقه امامیه، امام حسین علیه‌السلام نه‌تنها امام معصوم، بلکه مصداق تامّ «سبیل‌الله» و «ولیّ الله» در عصر خود است؛ و نصرت او به منزله نصرت دین خداست.

بر اساس آیه ۲۴ سوره توبه، خداوند مؤمنان را مخاطب قرار داده و می‌فرماید:

«قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في‏ سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقين‏»

«بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادران و زنانتان، و اموالى كه جمع‏آورى كرده‏ايد، و تجارتى كه از كساد آن ميترسيد، و مسكنهايى كه بآن دل خوش هستيد نزد شما از خدا و پيغمبر او و پيكار در راه او محبوبتر است به انتظار باشيد تا خدا فرمان خويش را درباره شما بياورد و خدا مردم فاسق (و بد كار) را هدايت نميكند.»

در این آیه، خداوند محبت و یاری خدا و رسول و جهاد در راه او را بر هر علاقه دنیوی مقدم داشته، و بر این اساس، ترک محبت و یاری رسول و جهاد را، علامت فسق و استحقاق عذاب معرفی می‌کند. این آیه، با اطلاق لفظی و مفهومی خود، دلالت بر وجوب محبت و نصرت رسول خدا صلی الله علیه و آله در هر زمان دارد، نه‌تنها در حیات ظاهری او، بلکه در ادامه مسیر رسالت او نیز. باید دانست که در فقه امامیه، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با اهل‌بیت علیهم‌السلام یک حقیقت نورانی‌اند؛ چنان‌که در حدیث ثقلین و آیات متعدد، اهل‌بیت علیهم السلام تداوم‌بخش دین پیامبر دانسته شده‌اند. بنابراین، نصرت امام حسین علیه‌السلام، در حقیقت نصرت رسول خدا و جهاد در راه اوست.

با توجه به مقدمات فوق می گوییم، با استظهار از اطلاق آیه شریفه ۲۴ سوره توبه، که مؤمنان را به محبت و نصرت خدا و رسول و جهاد در راه او ملزم می‌سازد، می‌توان نتیجه گرفت که هر گونه اظهار محبت، یاری و شعائری که در مسیر ترویج دین و رسالت رسول خدا باشد، واجد مشروعیت شرعی است. از آنجا که زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام، نه‌تنها نشانه محبت به ولیّ خدا بلکه مصداقی از نصرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و جهاد در راه او است، می‌توان از این آیه مشروعیت و حتی رجحان مؤکد این زیارت را استظهار کرد. در شرایطی که این شعیره، اثرات هویتی و دینی آشکاری دارد، ممکن است عنوان «واجب کفایی» نیز بر آن صادق باشد؛ چنان‌که در فقه امامیه، حفظ شعائر و اظهار ولایة‌الله، در صورت تهدید به فراموشی یا تضعیف، واجب می‌شود

2/2. آیه وجوب مودت به ذوی القربی(آیه 23 شوری)

پیاده‌روی اربعین، از بارزترین مظاهر اظهار مودّت قلبی و عملی به ذوی‌القربی پیامبر صلی الله علیه و آله، به‌ویژه امام حسین علیه‌السلام است؛ چرا که این اقدام، تجلیل آشکار از مقام ایشان، احیای یاد و راه او، و مشارکت در شعائر مربوط به مظلومیت و قیام الهی آن حضرت است. در فقه امامیه، مودت تنها به محبت قلبی محدود نیست بلکه مقتضی اظهار عملی، مشارکت شعائری و ابراز تبعیت عملی است؛ و از جمله مصادیق روشن آن، شعائری مانند پیاده‌روی اربعین است.

آیه مودت یعنی «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى»(سوره شورى، آیه ۲۳) به صورت انحصاری و مؤکد، مودت در حق ذوی‌القربی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را به عنوان «اجر رسالت» واجب کرده است. این تعبیر حاکی از یک وجوب شرعی است؛ زیرا تعبیر «لا أسألكم عليه أجراً إلا» ظاهر در امر الزامی است و مفهوم آیه آن است که اگر حقی از پیامبر صلی الله علیه و آله بر عهده امت هست، همان مودت اهل‌بیت علیهم السلام است.

باید دانست که در روایات معتبر شیعه و سنی، مصداق «ذوی‌القربی» اهل‌بیت پیامبر و به‌ویژه امام علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم‌السلام معرفی شده‌اند.

از دیدگاه فقه امامیه، واجب بودن مودت به اهل‌بیت علیهم السلام، مشروعیت تمامی مصادیق عرفی و شرعی آن را ایجاب می‌کند، مگر آنکه دلیل خاص بر منع وجود داشته باشد.

نتیجه آنکه با توجه به این‌که پیاده‌روی اربعین مصداق عرفی و برجسته‌ی ابراز مودت به امام حسین علیه‌السلام است و به‌مثابه تجدید بیعت، اظهار محبت و یاری مظلومیت ذوی‌القربی است، موجب احیای نام اهل‌بیت علیهم السلام، اقامه شعائر و تبلیغ راه دین می‌شود، لذا بر اساس دلالت آیه مودت و مبنای وجوب اظهار مودت در فقه امامیه، مشروعیت کامل دارد.

به عبارت فنی در اصول فقه امامیه، هرگاه وجوب غیری یا مقدمی برای واجب ذاتی ثابت شود، تمامی مقدمات غیرمحصوره آن نیز مشروعیت و رجحان دارند؛ در اینجا، اگر مودت واجب باشد، مقدمات عرفی و مصادیق عرفی آن مثل زیارت، پیاده‌روی، اقامه عزای شعائری و تبلیغی مشروعیت دارند.

2/3. آیات مرتبط با وجوب امر به معروف و نهی از منکر

پیاده‌روی میلیونی اربعین، علاوه بر آن‌که یک شعائر عبادی است، به طور بارز احیای امر به معروف و نهی از منکر در قالب شعائری، اجتماعی، رسانه‌ای و بین‌المللی است؛ زیرا این حرکت یادآور قیام امام حسین علیه‌السلام است که هدف آن، امر به معروف و نهی از منکر بود. چون طبق فرمایش صریح امام و وصیت او آن حضرت برای همین فریض قیام کرد. این راه‌پیمایی، پیام مظلومیت، مقاومت، عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی امام را در سطح جهانی بازنشر می‌دهد؛ و در عمل، موجب نهی از منکر نظام‌های طاغوتی و استکباری معاصر و ترویج فرهنگ مقاومت دینی می‌شود.

بر اساس آیه ۱۰۴ آل عمران و نیز دیگر ادله قرآنی، امر به معروف و نهی از منکر در فقه شیعه از واجبات مسلم است:

«وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

«بايد دسته‏اى از شما باشند كه به نيكى بخوانند و امر بمعروف و نهى از منكر كنند آنهايند كه رستگارانند و مانند كسانى كه پس از آنكه حجتها و نشانه‏هاى «هدايت» بر ايشان فرستاده شده اختلاف و پراكندگى پيش گرفتند نباشيد و آنها را عذابى بزرگ در پيش است.»

قطعا یکی از واضح ترین مصادیق امر به معروف پیاده روی اربعین امام حسین علیه السلام که در قالب اقامه عزای شعائری است. بر این اساس پیاده‌روی اربعین، مصداقی روشن از دعوت به خیر، اقامه معروف است، لذا می‌توان از این آیه مشروعیت و بلکه رجحان شرعی این عمل را استظهار کرد.

2/4. آیه بزرگ داشت و تعظیم شعائر الهی و نشانه‌های دین

بی‌گمان زیارت اولیای الهی یکی از مهم‌ترین روش‌های تعظیم و بزرگداشت شعائر الهی است. در این میان، زیارت اربعین، با حضور میلیونی زائران و پیاده‌روی همراه با تحمل مشقت‌های فراوان، یکی از برترین جلوه‌های تعظیم و پاسداشت حرمت شعائر الهی به‌شمار می‌آید. روشن است که اهل‌بیت علیهم‌السلام، در میان همه مسلمانان جهان، نه‌تنها از مهم‌ترین شعائر دینی و نشانه‌های آشکار اسلام هستند، بلکه به‌عنوان ارکان هویت اسلامی نیز جایگاهی بی‌بدیل دارند.

خدای متعال در آیه ۳۲ سوره حج، دستور به تعظیم شعائر خود داده و این عمل را نشانه ایمان و تقوای حقیقی دانسته است:

«ذلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی القُلُوبِ»

« چنین است و هر کس شعائر خدا را بزرگ دارد، این بزرگداشت از تقوای دل‌هاست.»

از منظر فقهی، مفهوم «شعائر» شامل هر آن چیزی است که نشانه‌ای آشکار از دین و موجب یادآوری ارزش‌های الهی باشد. بر این اساس شعائر منحصر در مناسک حج یا شعائر خاص زمان نزول نیست، بلکه هر نماد دینی که موجب تقویت ایمان و پیوند قلبی با معارف الهی گردد را مشمول است. مبتنی بر این نکته، اهل‌بیت علیهم‌السلام به‌عنوان مظهر کامل دین و مجرای هدایت الهی در زمره روشن‌ترین مصادیق شعائر قرار می‌گیرند.

زیارت اربعین نیز، با توجه به جایگاه امام حسین علیه‌السلام در احیای دین و آثار عظیم معنوی، فرهنگی و سیاسی آن، بی‌تردید از مصادیق بارز تعظیم شعائر الهی است. افزون بر آن، در مبانی فقهی و با تمسک به ظاهر آیه تعظیم شعائر، هر عملی که مشمول عنوان «تعظیم شعائر» شود، نه‌تنها مشروع و مستحب است، بلکه ترک آن در شرایطی که موجب تضعیف دین گردد، نکوهیده و حتی در مواردی حرام شمرده شده است.

بنابراین، با وجود این دلیل قرآنی و مبانی فقهی، ادعای بدعت‌بودن زیارت اربعین فاقد وجه علمی و اجتهادی است و نه‌تنها مردود، بلکه خلاف آیات قرآن به‌شمار می‌آید.

3. استدلال به عمومات و اطلاقات روایی برای اثبات مشروعیت زیارت اربعین:

استدلال به عمومات و اطلاقات رواییت شامل بحث از اطلاق ادله استحباب زیارت اموات مومنین، اطلاق ادله وجوب حفظ حرمت رسول خدا صلی الله علیه و آله، اطلاق حدیث سفینه، اطلاق احادیث مرتبط با وجوب محبت نسبت به امام حسین علیه السلام و در نهایت اطلاق وجوب تمسک به عترت و ثقلین است.

3/1. اطلاق و عموم ادله استحباب زیارت قبور مومنین

بر اساس قواعد و ضوابط اجتهادی، هرگاه دلیل روایی‌ مطلق و بدون قید زمانی و یا برای مخاطب خاص وارد شود، در اصطلاح اصول فقه و علوم حدیث یک اطلاق لفظی وجود دارد. این اطلاق شامل همه‌ی مصادیق ممکنی می‌شود که در مفهوم لفظ داخل‌اند. اصولاً اطلاق تا وقتی که با یک نصّ صریح یا حجّت قاطعی تخصیص نیافته یا نسخ نشده باشد، قابل تمسک و استدلال است.

برای مثال وقتی شارع می گوید«به عقد های خود وفا کنید» از حیث مصداق عرفی عقد و از حیث زمانی اطلاق دارد یعنی این حکم شامل همه مصادیق در همه زمان ها می شود. فقط کافی است مصداق عرفی آن محقق شود.

مراجعه به روایات فراوان شیعه و اهل سنت حکایت از این حقیقت دارد که «زیارت قبور» به صورت مطلق از حیث مصداقی و زمانی دلیل بر جواز دارد. برای مثال در منابع اهل بیت علیهم السلام امام معصوم علیه السلام در پاسخ به سوال از مشروعیت زیارت قبور به صورت مطلق از آن رفع ایراد و نفی بأس می کند:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ‏ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ ... فَقَالَ أَمَّا زِيَارَةُ الْقُبُورِ فَلَا بَأْسَ بِهَا ...»

چند تن از اصحاب ما از احمد بن محمد، از عثمان بن عیسی، از سماعه نقل کرده‌اند که گفت: از امام علیه السلام درباره زیارت قبور پرسیدم. حضرت فرمود: اما زیارت قبور، اشکالی ندارد.

كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏3 ؛ ص228، تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

بالاتر برخی روایات علاوه بر نفی باس به صورت مطلق گویای سیره عملی اهل بیت علیهم السلام در زیارت قبور بوده است برای مثال امام صادق علیه السلام اشاره به زیارت قبور شهدا توسط حضرت زهرا سلام الله علیها در روز های جمعه دوبار، دوشنبه و پنج شنبه می کند:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ عَاشَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام بَعْدَ أَبِيهَا خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً لَمْ تُرَ كَاشِرَةً وَ لَا ضَاحِكَةً تَأْتِي قُبُورَ الشُّهَدَاءِ فِي كُلِّ جُمْعَةٍ مَرَّتَيْنِ- الْإِثْنَيْنَ وَ الْخَمِيسَ فَتَقُولُ هَاهُنَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص هَاهُنَا كَانَ الْمُشْرِكُونَ.»

علی بن ابراهیم از پدرش، از ابن ابی‌عمیر، از هشام بن سالم، از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که فرمود: شنیدم می‌گفت: فاطمه علیهاالسلام پس از پدرش پنجاه و هفتاد روز زندگی کرد، در این مدت هرگز خندان یا گشاده‌رو دیده نشد. او هر هفته دو بار، در روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه، به زیارت قبور شهیدان می‌رفت و می‌فرمود: «اینجا بود که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله حضور داشت، و اینجا بود که مشرکان حضور داشتند.»

كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏3 ؛ ص228، تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

روشن است که قیود جمعه و پنج شنبه و دوشنبه دارای مفهوم نبوده وبه معنی عدم جواز در زمان های دیگر نیست.

در منابع اهل سنت نیز به صراحت سخن از دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله به زیارت قبور و نسخ حکم مقطعی نهی از زیارت قبور وارد شده است. نسائی در سنن خود از بریده از پدرش از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت می کند:

« أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَعْدَانَ بْنِ عِيسَى بْنِ مَعْدَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ أَعْيَنَ، قَالَ: حَدَّثَنَا زُهَيْرٌ، قَالَ: حَدَّثَنَا زُبَيْدٌ، عَنْ مُحَارِبِ بْنِ دِثَارٍ، عَنِ ابْنِ بُرَيْدَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: " إِنِّي كُنْتُ ‌نَهَيْتُكُمْ ‌عَنْ ‌ثَلَاثٍ: عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ، فَزُورُوهَا وَلْتَزِدْكُمْ زِيَارَتُهَا خَيْرًا، وَنَهَيْتُكُمْ عَنْ لُحُومِ الْأَضَاحِيِّ بَعْدَ ثَلَاثٍ فَكُلُوا مِنْهَا مَا شِئْتُمْ، وَنَهَيْتُكُمْ عَنِ الْأَشْرِبَةِ فِي الْأَوْعِيَةِ، فَاشْرَبُوا فِي أَيِّ وِعَاءٍ شِئْتُمْ وَلَا تَشْرَبُوا مُسْكِرًا "»

«پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «پیش‌تر شما را از سه چیز نهی کرده بودم: از زیارت قبور، اما اکنون آن‌ها را زیارت کنید که زیارتشان برایتان خیر و پند خواهد داشت؛ از خوردن گوشت قربانی پس از سه روز، اما اکنون هر مقدار که خواستید از آن بخورید؛ و از نوشیدن در برخی ظرف‌ها، اما اکنون در هر ظرفی که می‌خواهید بنوشید، به شرط آن‌که نوشیدنی مست‌کننده نباشد.»

النسائي (ت 303 هـ)، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعيب، السنن الكبرى، ح5، ص: 96، أشرف عليه: شعيب الأرناؤوط [ت 1438 هـ]، قدم له: عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة بيروت، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م

در روایت فوق حکم«فزوروها» از حیث مورد و زمان مطلق است و شامل همه افراد و اوضاع و شرایط و زمان ها می شود.

از آنچه که گفته شد به دست می آید که در منابع روایی شیعه و اهل سنت حکم جواز زیارت قبور مومنین از حیث مصداق و زمان آن دارای اطلاق است. بسیار روشن است که یکی از مصادیق واضح و روشن زیارت قبور، زیارت شهدا و اولیای الهی است لذا زیارت امام حسین علیه السلام از مصادیق واضح حکم جواز زیارت است.

از حیث زمانی نیز اطلاق جواز زیارت قبور حاکم است و هیچ دلیل و قیدی که زیارت قبور را به زمان خاصی محدود کند و یا آن را در زمان خاصی منع کند وجود ندارد _ بلکه با توجه به ادله خاصه_ که در ادامه مقاله خواهد آمد_ برای روز اربعین تاکید بیشتری نیز شده است. _ پس زیارت اربعین امام حسین علیه السلام داخل در جواز زیارت قبور مومنین است.

نتیجه آنکه اطلاق مصداقی و ازمانی جواز و استحباب زیارت قبور مومنین شامل زیارت امام حسین علیه السلام در روز اربعین می شود به همین دلیل ادعای بدعت بودن چنین زیارتی فاقد دلیل و ناموجه است.

3/2. وجوب حفظ حرمت رسول الله صلی الله علیه و آله

بی‌گمان، در عرف عقلایی و شرعی، زیارت یک شخص به‌ویژه همراه با تحمل سختی‌ها و مشقّت، از مصادیق روشن و بارز حفظ حرمت و بزرگداشت او تلقی می‌شود. بر این اساس، زیارت اربعین که با حضور انبوه عاشقان و تحمل رنج سفر و پیاده‌روی همراه است، یکی از آشکارترین مظاهر حفظ حرمت و تکریم امام حسین علیه‌السلام است. از آن‌جا که امام حسین علیه‌السلام، به تصریح منابع معتبر، از اهل‌بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و از محبوب‌ترین چهره‌ها نزد ایشان است، هرگونه تعظیم و بزرگداشت نسبت به آن حضرت، در حقیقت تکریم و تعظیم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله محسوب می‌شود، زیرا تکریم فرزند محبوب و اهل‌بیت علیهم السلام، عین احترام به شخصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

از سوی دیگر، در منابع روایی شیعه و اهل‌سنت، روایات متعددی وجود دارد که به صراحت بر وجوب حفظ حرمت و رعایت جایگاه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله دلالت دارند؛ برای مثال انس بن مالک در پاسخ به سوال منصور عباسی می گوید:

«وَ عَنِ ابْنِ حُمَيْدٍ قَالَ: نَاظَرَ أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ مَالِكاً فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ‏ لَهُ مَالِكٌ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَرْفَعْ صَوْتَكَ فِي هَذَا الْمَسْجِدِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ قَوْماً فَقَالَ‏ لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِ‏ الْآيَةَ وَ مَدَحَ قَوْماً فَقَالَ‏ إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ‏ الْآيَةَ وَ ذَمَّ قَوْماً فَقَالَ‏ إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ‏ وَ إِنَّ حُرْمَتَهُ مَيِّتاً كَحُرْمَتِهِ‏ حَيّاً.»

ابن حمید روایت کرده که: منصور دوانیقی (خلیفه عباسی) در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله با مالک (مالک بن انس، فقیه مدینه) مناظره می‌کرد. مالک به او گفت: ای امیرالمؤمنین، در این مسجد صدایت را بلند نکن؛ چراکه خداوند گروهی را تأدیب کرده و فرموده است: «صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر بلند نکنید» (اشاره به آیه ۲ سوره حجرات). و گروهی را ستوده و فرموده است: «بی‌گمان کسانی که صدای خود را نزد پیامبرصلی الله علیه و آله پایین می‌آورند...» و گروهی را نکوهش کرده و فرموده است: «بی‌گمان کسانی که تو را از پشت حجره‌ها صدا می‌زنند...» و همانا حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله پس از وفاتش، مانند حرمت او در حال حیاتش است.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بيروت) - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق

بر اساس صریح گزراش فوق، توقیر و تکریم و حفظ حرمت رسول خدا صلی الله علیه و آله مطلقا واجب و مورد تاکید شارع مقدس است.

بنابراین، زیارت اربعین، که به‌عنوان تجلی بارز تکریم و تعظیم نسبت به امام حسین علیه‌السلام شناخته می‌شود، در واقع مصداق روشن توقیر و تعظیم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز هست و به همین جهت، بر اساس عمومات و اطلاقات روایات و آیات مربوط به حرمت و تکریم پیامبر صلی الله علیه و آله، دارای مستند شرعی است. نتیجه آن‌که، زیارت اربعین نه‌تنها بدعت در دین نیست، بلکه با تکیه بر ادله معتبر، مشروع و راجح شرعی به شمار می‌آید و در زمره مظاهر مورد رضایت شارع مقدس قرار دارد.

3/3. حدیث سفینه

حدیث «سفینه» به تنهایی بر لزوم تمسک عملی و پیروی از اهل‌بیت علیهم‌السلام دلالت دارد. بر اساس مفاد این حدیث اهل‌بیت علیهم‌السلام در جایگاه حفظ دین قرار دارند، لذا پیروی از آنان و همراهی با ایشان، راه نجات دینی و اجتماعی است:

«3349 - أخبرنا مَيْمُونُ بْنُ إِسْحَاقَ الْهَاشِمِيُّ، ثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ، ثَنَا يُونُسُ بْنُ بُكَيْرٍ، ثَنَا الْمُفَضَّلُ بْنُ صَالِحٍ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ حَنَشٍ الْكِنَانِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا ذَرٍّ يَقُول وَهُوَ آخِذٌ بِبَابِ الْكَعْبَةِ: أَيُّهَا النَّاسُ، مَنْ عَرَفَنِي فَأَنَا مَنْ عَرَفْتُمْ، وَمَنْ أَنْكَرَنِي فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُ: "مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي ‌مَثَلُ ‌سَفِينَةِ ‌نُوحٍ، ‌مَنْ ‌رَكِبَهَا ‌نَجَا، وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ". هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ مُسْلِمٍ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ.»

«حنش کنانی روایت می‌کند که شنیدم ابوذر در حالی که در کنار درِ کعبه ایستاده بود، چنین می‌گفت: «ای مردم! هر کس مرا می‌شناسد، که می‌شناسد، و هر کس مرا نمی‌شناسد، من ابوذر هستم. شنیدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمود: «مثل اهل‌بیت من، مثل کشتی نوح است؛ هر کس سوار بر آن شود، نجات می‌یابد، و هر کس از آن باز بماند، غرق می‌شود.» این حدیث بر اساس مبانی بخاری و مسلم در صحیح شان، صحیح است.»

الحاكم النيسابوري (321 - 405 هـ)، أبو عبد الله محمد بن عبد الله، المستدرك على الصحيحين، 4/ 314، المحقق: الفريق العلمي لمكتب خدمة السنة، بإشراف أشرف بن محمد نجيب المصري، الناشر: دار المنهاج القويم للنشر والتوزيع، الجمهورية العربية السورية، الأولى، 1439 هـ - 2018 م، عدد الأجزاء: 11

پیاده‌روی اربعین امام حسین علیه‌السلام، به عنوان یک اظهار ولاء عملی و اجتماعی نسبت به اهل‌بیت علیه‌السلام ، و به‌ویژه امام مظلوم عاشورا، مصداقی عینی از تمسک به سفینه نجات و اظهار همراهی با اهل‌بیت علیه‌السلام است. این حرکت عظیم، احیای نام و هدف امام حسین و تجدید بیعت اجتماعی با خط اهل‌بیت علیه‌السلام است.

بر اساس حدیث سفینه و حدیث منزلت، تمسک عملی و اظهار تبعیت از اهل‌بیت علیه‌السلام ، بر امت واجب و شرط نجات است. در فقه شیعه، هر عملی که عرفاً مصداق اظهار ولایت، نصرت و همراهی با امام معصوم علیه السلام باشد، داخل در دایره مشروعیت و استحباب مؤکد است.

بنابراین، پیاده‌روی اربعین، که یک حرکت جهانی برای اظهار ولای اهل‌بیت علیهم‌السلام، تبلیغ اهداف نهضت حسینی و اعلام وفاداری به سفینه نجات و راه اهل‌بیت علیه‌السلام است، دارای مشروعیت و رجحان است.

به عبارت فنی، طبق مبنای فقهی امامیه، اطلاق یا عموم ادله‌ی وجوب تمسک به اهل‌بیت علیهم السلام در صورت تحقق عرفی مصداق، مانند پیاده‌روی اربعین، مشروعیت عمل را تأمین می‌کند.

3/4. وجوب محبت نسبت به امام حسین علیه السلام

بی‌گمان، یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین مصادیق محبت به شخص، زیارت اوست، به‌ویژه هنگامی که همراه با تحمّل مشقت و رنج و صرف جان و مال باشد. در فرهنگ عقلایی و دینی، چنین رفتاری نشانه‌ای روشن از محبت قلبی و التزام عملی نسبت به محبوب است. در این میان، زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام، خصوصاً به شکل پیاده‌روی طولانی و عاشقانه، از برجسته‌ترین مظاهر این محبت و اظهار وفاداری نسبت به آن حضرت شمرده می‌شود، و عرفاً در بالاترین درجات محبت عملی قرار دارد.

بر اساس روایات مسلم و مورد اتفاق در میان مسلمانان، محبت ورزیدن به امام حسین علیه‌السلام، نه‌تنها مجاز، بلکه مطلوب و مأمورٌبه است. این محبت که در لسان روایات به‌صورت مطلق و بدون قید آمده، واجد اطلاق است و شامل همه اقسام محبت، اعم از قلبی، زبانی و عملی می‌شود. بنابراین، محبت به امام حسین علیه‌السلام از حیث نوع و مظاهر آن تحت عمومات روایی وارد شده از ناحیه شارع قرار دارد. برای مثال رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:

«576 - [قال عبد الله بن أحمد]: حدثني نصر بن عليّ الأزدي أخبرني علي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي حدثني أخي موسى بن جعفر عن أبيه جعفر بن محمد عن أبيه عن علي بن حسين عن أبيه عن جده: أن رسول الله صلى الله عليه وسلم ‌أخذ ‌بيد ‌حسن ‌وحسين فقال: "من أحبني وأحب هذين وأباهما وأمهما كان معي في درجتي يوم القيامة".»

عبدالله بن احمد روایت می‌کند که نصر بن علی از علی بن جعفر نقل کرده است که برادرش موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد، او هم از پدرش و او نیز از پدرش علی بن حسین و او از پدرش، از جدّش پیامبر خدا صلی‌الله علیه و آله نقل کرده است که: رسول خدا دست حسن و حسین را گرفت و فرمود: «هر کس مرا دوست بدارد و این دو (حسن و حسین) و پدر و مادرشان علیهم‌السلام را دوست بدارد، در روز قیامت در درجه من با من خواهد بود.»

احمد بن محمد بن حنبل(164 - 241 هـ)، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج1، ص: 412، المحقق: أحمد محمد شاكر، الناشر: دار الحديث – القاهرة، الطبعة: الأولى، 1416 هـ - 1995 م، عدد الأجزاء: 20 (آخر 2 فهارس)

آن حضرت در بیانی صریح تر دستور به حب امام حسن و حسین علیهما السلام می دهد:

«حَدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ قَالَ: حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ مُطَيْرٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ، قَالَ: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُ فِي ‌الْحَسَنِ ‌وَالْحُسَيْنِ: مَنْ أَحَبَّنِي فَلْيُحِبَّ هَذَيْنِ».

«ابو داود روایت کرده است که موسی بن مطیر از پدرش، او نیز از ابوهریره نقل کرده که گفت: از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله شنیدم که درباره حسن و حسین فرمود: «هر کس مرا دوست دارد، باید این دو را نیز دوست بدارد.»

أبو داود الطيالسي سليمان بن داود بن الجارود (ت 204 هـ)، مسند أبي داود الطيالسي، ج 4، ص: 239، المحقق: الدكتور محمد بن عبد المحسن التركي، الناشر: دار هجر – مصر، الطبعة: الأولى، 1419 هـ - 1999 م، عدد الأجزاء: 4

با توجه به اینکه زیارت اربعین، خصوصاً با وجود تحمل سختی‌ها، یکی از مصادیق بارز محبت عملی نسبت به امام حسین علیه‌السلام است، لذا مشمول اطلاقات و عمومات ادله وجوب یا استحباب محبت به آن حضرت می‌شود. ازاین‌رو، این عمل شریف، از نظر فقهی دارای مستند شرعی معتبر بوده و کاملاً مشروع، بلکه راجح است، و به‌هیچ‌وجه عنوان بدعت بر آن صدق نمی‌کند، زیرا داخل در عمومات معتبر و سیره عقلایی ممضی از سوی شارع است.

3/5. وجوب تمسک به عترت رسول الله ص مفاد ثقلین

زیارت اربعین بی‌تردید از بارزترین مظاهر اظهار وفاداری و تجدید عهد با امام حسین علیه‌السلام و اهل‌بیت علیهم‌السلام است، و با احیای یاد و پیام عاشورا، روح حماسه حسینی را در جان شیعیان بلکه عموم مسلمانان زنده می‌سازد. این عمل، افزون بر جنبه عاطفی و شعائری، به عنوان مصداقی روشن از تمسک به دستورات عترت، در چارچوب تعالیم اهل‌بیت علیهم‌السلام قابل ارزیابی است، زیرا هدف آن، تقویت پیوند معرفتی، ولایی و عملی با پیشوایان دین است.

از سوی دیگر، بر پایه حدیث متواتر ثقلین که در منابع معتبر نقل شده، پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، تمسک به قرآن و عترت را ضامن عدم ضلالت امت معرفی فرموده‌اند: «ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی أبدا». این حدیث، بر لزوم اخذ و پیروی از عترت دلالت دارد و تمسک، اعم از پیروی در مقام اعتقاد، عمل و شعائر دینی است. بنابراین هر آنچه تحت عنوان پیروی از سنت، سیره، و توصیه اهل‌بیت علیهم‌السلام قرار گیرد، مشمول این وجوب می‌گردد. براي مثال مرحوم کلینی به نقل از امام صادق علیه السلام روایت می کند:

« مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ وَ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ أَبِي الدَّيْلَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَال‏ ... وَ قَالَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ أَيْنَمَا مَالَ وَ قَالَ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَيْتِي عِتْرَتِي أَيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّكُمْ سَتَرِدُونَ عَلَيَّ الْحَوْضَ فَأَسْأَلُكُمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِي الثَّقَلَيْنِ‏ وَ الثَّقَلَانِ كِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِي فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِكُوا وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ فَوَقَعَتِ الْحُجَّةُ بِقَوْلِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ بِالْكِتَابِ الَّذِي يَقْرَأُهُ النَّاس‏»

«عبدالحمید بن ابی‌الدیلم از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «حق با علی علیه السلام است، هر جا که او باشد حق با او است»، و فرمود: «من در میان شما دو چیز گرانبها می‌گذارم؛ اگر به آن دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خداوند عزوجل و اهل‌بیت من، عترتم. ای مردم! بشنوید که من ابلاغ کردم. همانا شما بر حوض (کوثر) بر من وارد می‌شوید و از شما درباره رفتار با آن دو یادگارم سؤال خواهم کرد. آن دو یادگار، کتاب خدای بزرگ و اهل‌بیت من هستند. پس از آنان پیشی نگیرید که هلاک می‌شوید و به آنان تعلیم ندهید، که آنان داناتر از شما هستند.» بدین ترتیب، حجت با سخن پیامبر و کتابی که مردم آن را می‌خوانند، تمام شده است».

كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، ؛ ج‏1 ؛ ص293 الی 294، تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

در روایت دیگر امام باقر علیه السلام می فرماید:

«وَ عَنْهُ، عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ، عَنْ زُرَارَةَ، قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: ... لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّكْتُمْ‏ بِهِمَا: كِتَابَ اللَّهِ، وَ أَهْلَ بَيْتِي؛ فَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ، قَالَ: وَ قَرَنَ إِصْبَعَيْهِ السَّبَّابَتَيْنِ، قَالَ: وَ لَا أَقُولُ كَهَاتَيْنِ: السِّبَاحَةِ الْيُمْنَى‏ وَ الْوُسْطَى؛ لِأَنَّ إِحْدَاهُمَا أَطْوَلُ مِنَ الْأُخْرَى، فَتَمَسَّكُوا بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا وَ لَنْ تَزِلُّوا. أَمَّا أَنَا فَأَشْهَدُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَدْ قَالَ هَذَا، فَاذْهَبْ أَنْتَ الْآنَ وَ أَصْحَابُكَ حيت شِئْتُمْ‏»

امام باقر علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله گفت: «من دو چیز گران‌بها را در میان شما گذاشتم که اگر به آن‌ها چنگ بزنید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و اهل‌بیت من؛ این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند.» سپس دو انگشت سبابه خود را کنار هم گذاشت و افزود: «من نمی‌گویم مانند این دو انگشت سبابه و وسطای دست راست، چون یکی از دیگری بلندتر است، بلکه مقصودم همراهی کامل و برابر آن‌هاست. پس به این دو تمسک جویید تا هرگز گمراه و لغزش‌خورده نشوید.» سپس امام فرمود: «من شهادت می‌دهم که رسول خدا صلی الله علیه و آله این سخن را فرمود؛ اکنون تو و یارانت هر کجا می‌خواهید بروید.»

عده اى از علماء، الأصول الستة عشر (ط - دار الحديث)، ص293، ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1423ق / 1381ش.

توجه به روايات فوق ما را به اين نتيجه مي رسانى كه زیارت اربعین که از توصیه‌های صریح امامان معصوم علیهم‌السلام است و از جهات گوناگون، تمسک عملی به اهل‌بیت عليهم السلام به شمار می‌آید، بر اساس حدیث ثقلین مشروع و دارای رجحان شرعی است و با توجه به شمول عمومات روایی مسلم و متواتر، هرگز مصداق بدعت در دین محسوب نمی‌گردد، بلکه یکی از مظاهر بارز عمل به دین در پرتو هدایت عترت طاهره عليهم السلام است.

4. تحلیل و بررسی ادله خاص روایی برای اثبات مشروعیت زیارت اربعین:

ادله خاص روایی شامل بحث از روایاتی است که به صورت موردی و خاص به بحث از زیارت اربعین و مشروعیت و استحباب آن پرداخته است. در این مورد سه روایت و گزارش تاریخی وجود دارد که در ادامه بدان اشاره می کنیم و آن را از حیث دلالی و صدوری مورد بحث قرار می دهیم:

4/1. روایت صفوان جمال از امام صادق علیه السلام:

یکی از ادله خاص روایی روایت صفوان جمال از امام صادق علیه السلام است که امام به صورت ویژه سخن از زیارت اربعین امام حسین علیه السلام و زیارت نامه خاص آن می فرماید. شیخ طوسی در تهذیب الاحکام روایت می کند:

«زِيَارَةُ‌ الْأَرْبَعِينَ‌ أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ‌ مِنْ‌ أَصْحَابِنَا عَنْ‌ أَبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ‌ بْنِ‌ مُوسَى بْنِ‌ أَحْمَدَ التَّلَّعُكْبَرِيِّ‌ قَالَ‌ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ‌ عَلِيِّ‌ بْنِ‌ مَعْمَرٍ قَالَ‌ حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ‌ عَلِيُّ‌ بْنُ‌ مُحَمَّدِ بْنِ‌ مَسْعَدَةَ‌ وَ اَلْحَسَنُ‌ بْنُ‌ عَلِيِّ‌ بْنِ‌ فَضَّالٍ‌ عَنْ‌ سَعْدَانَ‌ بْنِ‌ مُسْلِمٍ‌ عَنْ‌ صَفْوَانَ‌ بْنِ‌ مِهْرَانَ‌ الْجَمَّالِ‌ قَالَ‌: قَالَ‌ لِي مَوْلاَيَ‌ اَلصَّادِقُ‌ صَلَوَاتُ‌ اللَّهِ‌ عَلَيْهِ‌ فِي زِيَارَةِ‌ الْأَرْبَعِينَ‌ «تَزُورُ عِنْدَ ارْتِفَاعِ‌ النَّهَارِ وَ تَقُولُ‌ السَّلاَمُ‌ عَلَى وَلِيِّ‌ اللَّهِ‌ وَ حَبِيبِه...»

گروهی از اصحاب ما از هارون بن موسی تلعکبری، و او از محمد بن علی بن معمر، و او از علی بن محمد بن مسعدة و حسن بن علی بن فضال، و آن دو از سعدان بن مسلم، و او از صفوان بن مهران جمال نقل کرده است که گفت: مولایم امام صادق علیه‌السلام درباره «زیارت اربعین» فرمود: هنگام برآمدن روز (نزدیک ظهر) به زیارت برو و بگو: «سلام بر ولیّ خدا و دوست او...»

طوسی، محمد بن حسن. محقق حسن خرسان. مصحح محمد آخوندی. نويسنده حسن خرسان. ، 1365 ه.ش.، تهذيب الأحكام، تهران - ایران، دار الکتب الإسلامیة، جلد: ۶، صفحه: ۱۱۳

از حیث صدوری باید گفت که شیخ طوسی در ابتدای کتاب خود ذکر می کند که برای شرح و بیان ادله کتاب فتوای استاد خود شیخ مفید، به آیات و روایات مورد قبول و دارای قرائن صدق بر صدور استدلال می کند و اگر در یک قضیه ای روایات متعارض وجود داشته باشد وجه جمع آن را از حیث صناعت اجتهادی بیان می کند:

«... وَ سَأَلَنِي أَنْ‌ أَقْصِدَ إِلَى رِسَالَةِ‌ شَيْخِنَا أَبِي عَبْدِ اللَّهِ‌ - أَيَّدَهُ‌ اللَّهُ‌ تَعَالَى - الْمَوْسُومَةِ‌ بِالْمُقْنِعَةِ‌ لِأَنَّهَا شَافِيَةٌ‌ فِي مَعْنَاهَا كَافِيَةٌ‌ فِي أَكْثَرِ مَا يُحْتَاجُ‌ إِلَيْهِ‌ مِنْ‌ أَحْكَامِ‌ الشَّرِيعَةِ‌ وَ أَنَّهَا بَعِيدَةٌ‌ مِنَ‌ الْحَشْوِ وَ أَنْ‌ أَقْصِدَ إِلَى أَوَّلِ‌ بَابٍ‌ يَتَعَلَّقُ‌ بِالطَّهَارَةِ‌ وَ أَتْرُكَ‌ مَا قَدَّمَهُ‌ قَبْلَ‌ ذَلِكَ‌ مِمَّا يَتَعَلَّقُ‌ بِالتَّوْحِيدِ وَ الْعَدْلِ‌ وَ النُّبُوَّةِ‌ وَ الْإِمَامَةِ‌ لِأَنَّ‌ شَرْحَ‌ ذَلِكَ‌ يَطُولُ‌ وَ لَيْسَ‌ أَيْضاً الْمَقْصَدُ بِهَذَا الْكِتَابِ‌ بَيَانَ‌ مَا يَتَعَلَّقُ‌ بِالْأُصُولِ‌ وَ أَنْ‌ أُتَرْجِمَ‌ كُلَّ‌ بَابٍ‌ عَلَى حَسَبِ‌ مَا تَرْجَمَهُ‌ وَ أَذْكُرَ مَسْأَلَةً‌ مَسْأَلَةً‌ فَأَسْتَدِلَّ‌ عَلَيْهَا إِمَّا مِنْ‌ ظَاهِرِ اَلْقُرْآنِ‌ أَوْ مِنْ‌ صَرِيحِهِ‌ أَوْ فَحْوَاهُ‌ أَوْ دَلِيلِهِ‌ أَوْ مَعْنَاهُ‌ وَ إِمَّا مِنَ‌ السُّنَّةِ‌ الْمَقْطُوعِ‌ بِهَا مِنَ‌ الْأَخْبَارِ الْمُتَوَاتِرَةِ‌ أَوِ الْأَخْبَارِ الَّتِي تَقْتَرِنُ‌ إِلَيْهَا الْقَرَائِنُ‌ الَّتِي تَدُلُّ‌ عَلَى صِحَّتِهَا وَ إِمَّا مِنْ‌ إِجْمَاعِ‌ اَلْمُسْلِمِينَ‌ إِنْ‌ كَانَ‌ فِيهَا أَوْ إِجْمَاعِ‌ اَلْفِرْقَةِ‌ الْمُحِقَّةِ‌ ثُمَّ‌ أَذْكُرَ بَعْدَ ذَلِكَ‌ مَا وَرَدَ مِنْ‌ أَحَادِيثِ‌ أَصْحَابِنَا الْمَشْهُورَةِ‌ فِي ذَلِكَ‌ وَ أَنْظُرَ فِيمَا وَرَدَ بَعْدَ ذَلِكَ‌ مِمَّا يُنَافِيهَا وَ يُضَادُّهَا وَ أُبَيِّنَ‌ الْوَجْهَ‌ فِيهَا إِمَّا بِتَأْوِيلٍ‌ أَجْمَعُ‌ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهَا...»

«او از من خواست که به سراغ کتاب استادمان، ابوعبدالله شیخ مفید رحمت الله علیه ـ که خداوند او را تأیید کند ـ بروم؛ همان کتابی که «المقنعه» نام دارد، زیرا این کتاب در مقصود خود کامل و شفا‌بخش، و در بیشتر احکام شریعت که مورد نیاز است، بسنده و کافی است و از مطالب زائد و بی‌فایده به دور می‌باشد. همچنین خواست که از اولین بابی که مربوط به طهارت است آغاز کنم و مطالب پیش از آن را که درباره توحید، عدل، نبوت و امامت است رها کنم، چون شرح آن مباحث طولانی است و نیز هدف این کتاب بیان مسائل اصول دین نیست. همچنین خواست که هر باب را مطابق با عنوان‌بندی او (در المقنعه) بیاورم و مسأله به مسأله ذکر کنم، و برای هر مسأله یا از ظاهر یا از نصّ صریح یا از مفهوم یا از دلالت یا از معنای قرآن استدلال کنم، و یا از سنت قطعی که در اخبار متواتر آمده است، یا روایاتی که همراه با قرائنی باشد که بر صحت آن‌ها دلالت می‌کند. یا اگر در آن مسأله اجماع مسلمانان وجود داشته باشد، از آن بهره گیرم، و نیز اجماع فرقه حقه را بیاورم. سپس پس از این‌ها، روایات مشهور اصحاب مان را در آن موضوع ذکر کنم و در ادامه به آنچه مخالف یا معارض با این روایات است بنگرم و وجه جمع میان آن‌ها را، یا با تأویل یا شیوه‌های دیگر، بیان کنم.»

طوسی، محمد بن حسن. محقق حسن خرسان. مصحح محمد آخوندی. نويسنده حسن خرسان. ، 1365 ه.ش.، تهذيب الأحكام، تهران - ایران، دار الکتب الإسلامیة، جلد: ۱، صفحه: ۳

دقت در این مقدمه این نکته را رهنمون می کند که شیخ طوسی برای شرح کتاب مقنعه شیخ مفید، علاوه بر استدلال به آیات و روایات متواتر و قطعی، به احادیثی که به دلیل وجود قرائن بر صدق از حیث سندی و صدوری اطمینان آورد بوده است، استدلال و احتجاج می کند. در قضیه زیارت اربعین این محدث و فقیه برجسته شیعه در دو موضع _ روایت صفوان از امام صادق علیه السلام و روایت امام عسکری علیه السلام_ اشاره به احادیث خاصه ثابت کننده زیارت اربعین کرده است. پس می توان گفت اصل صدور ادله خاص روایی زیارت اربعین در نزد شیخ طوسی امری روشن و معلوم بوده است و مستندات آن در کتب حدیثی مشهور و مورد عمل در زمان ائمه علیهم السلام موجود بوده است.

مراجعه به آثار دیگر شیخ طوسی نشان میدهد که او این روایت را در کتاب مصباح المتهجد خود نیز تخریج کرده است که این امر گویای توجه خاص او به این روایت بوده است:

«... شَرْحُ‌ زِيَارَةِ‌ الْأَرْبَعِينَ‌ أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ‌ عَنْ‌ أَبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ‌ بْنِ‌ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِيِّ‌ قَالَ‌ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ‌ عَلِيِّ‌ بْنِ‌ مَعْمَرٍ قَالَ‌ حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ‌ عَلِيُّ‌ بْنُ‌ مُحَمَّدِ بْنِ‌ مَسْعَدَةَ‌ وَ اَلْحَسَنِ‌ بْنِ‌ عَلِيِّ‌ بْنِ‌ فَضَّالٍ‌ عَنْ‌ سَعْدَانَ‌ بْنِ‌ مُسْلِمٍ‌ عَنْ‌ صَفْوَانَ‌ بْنِ‌ مِهْرَانَ‌ قَالَ‌: قَالَ‌ لِي مَوْلاَيَ‌ اَلصَّادِقُ‌ صَلَوَاتُ‌ اللَّهِ‌ عَلَيْهِ‌ فِي زِيَارَةِ‌ اَلْأَرْبَعِينَ‌ تَزُورُ عِنْدَ ارْتِفَاعِ‌ النَّهَارِ وَ تَقُولُ‌ - السَّلاَمُ‌ عَلَى وَلِيِّ‌ اللَّهِ‌ وَ حَبِيبِهِ‌ السَّلاَمُ‌ عَلَى خَلِيلِ‌ اللَّه...»

«شرح زیارت اربعین چنین است که: گروهی از اصحاب ما از ابومحمد هارون بن موسی تلعکبری نقل کردند که گفت: محمد بن علی بن معمر برای ما روایت کرد و گفت: ابوالحسن علی بن محمد بن مسعدة و حسن بن علی بن فضال، از سعدان بن مسلم، و او از صفوان بن مهران نقل کرد که گفت: مولایم امام صادق علیه‌السلام درباره زیارت اربعین به من فرمود: هنگامی که روز بالا آمده باشد (نزدیک به ظهر) به زیارت برو و بگو: «سلام بر ولیّ خدا و دوست او، سلام بر خلیلِ خدا...»

طوسی، محمد بن حسن. مصحح ابوذر بیدار, و علی اصغر مروارید. ، 1411 ه.ق.، مصباح المتهجد، بیروت - لبنان، مؤسسه فقه الشيعه، جلد: ۲، صفحه: ۷۸۸

علاوه بر این باید دانست که در این سند «أخبرنا جماعة من أصحابنا» که شیخ طوسی در مصباح المتهجّد و تهذیب الاحکام آورده، مقصود همان گروهی از مشایخ و استادان معروف اوست که در مقدمه کتاب‌هایش معرفی کرده است. با تتبّع در طرق شیخ طوسی به هارون بن موسی تلعکبری (که اولین راوی بعد از «جماعة» در این سند است)، روشن می‌شود که «جماعة» در این مورد خاص معمولاً به شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان، سید مرتضی علم‌الهدی علی بن الحسین الموسوی، احمد بن عبدون (احمد بن عبدون بن الحسن بن الحسین بن بابویه) و الحسین بن عبید الله الغضائری اشاره دارد. این چهار نفر از استادان مستقیم شیخ طوسی بوده‌اند که همه از هارون بن موسی التلعکبری روایت شنیده‌اند، و شیخ طوسی غالباً در اسناد مربوط به او به جای تکرار نام هر چهار نفر، تعبیر کوتاه «أخبرنا جماعة من أصحابنا» را به کار می‌برد. بنابراین در این روایتِ زیارت اربعین، «جماعة» یعنی همین مشایخ چهارگانه‌ی معروف است. دقت در این نکته کلیدی نشان می دهد که حدیث زیارت اربعین دارای شهرت فوق العاده در زمان محدثین متصل به زمان عصر حضور بوده است که این امر یک قرینه عقلایی کلیدی برای اثبات صدوری روایت مورد بحث است.

4/2. روايت امام حسن عسكري عليه السلام:

روایت دیگر که به صورت خاص دلالت بر استحباب زیارت اربعین می کند روایت امام عسکری علیه السلام است. شیخ مفید در مناسک المزار خود چنین روایت میکند:

«باب فضل زيارة الأربعين رُوِيَ‌ عَنْ‌ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ‌ بْنِ‌ عَلِيٍّ‌ الْعَسْكَرِيِّ‌ ع أَنَّهُ‌ قَالَ‌: عَلاَمَاتُ‌ الْمُؤْمِنِ‌ خَمْسٌ‌ صَلاَةُ‌ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِينَ‌ وَ زِيَارَةُ‌ الْأَرْبَعِينَ‌ وَ التَّخَتُّمُ‌ فِي الْيَمِينِ‌ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ‌ وَ الْجَهْرُ بِ‍ بِسْمِ‌ اللّهِ‌ الرَّحْمنِ‌ الرَّحِيمِ‌

باب فضیلت زیارت اربعین: از امام حسن عسکری علیه‌السلام روایت شده است که فرمود: «نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه‌روز، زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن (در سجده) و بلند گفتن «بسم‌الله الرحمن الرحیم».»

مفید، محمد بن محمد. ، 1413 ه.ق.، المزار، مناسک المزار، قم - ایران، المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، صفحه: ۵۳

شاگرد برجسته شیخ مفید یعنی شیخ طوسی در تهذیب الاحکام روایت می کند:

«... وَ رُوِيَ‌ عَنْ‌ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ‌ الْعَسْكَرِيِّ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌ أَنَّهُ‌ قَالَ‌: «عَلاَمَاتُ‌ الْمُؤْمِنِ‌ خَمْسٌ‌ صَلاَةُ‌ الْخَمْسِينَ‌ وَ زِيَارَةُ‌ الْأَرْبَعِينَ‌ وَ التَّخَتُّمُ‌ فِي الْيَمِينِ‌ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ‌ وَ الْجَهْرُ بِ‍ «بِسْمِ‌ اللّهِ‌ الرَّحْمنِ‌ الرَّحِيمِ‌».

«از امام حسن عسکری علیه‌السلام روایت شده است که فرمود: «نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: خواندن پنجاه رکعت نماز در شبانه‌روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن (در سجده)، و بلند گفتن «بسم‌الله الرحمن الرحیم».»

طوسی، محمد بن حسن. محقق حسن خرسان. مصحح محمد آخوندی. نويسنده حسن خرسان. ، 1365 ه.ش.، تهذيب الأحكام، تهران - ایران، دار الکتب الإسلامیة، جلد: ۶، صفحه: ۵۲

4/2/1. تلقی به قبول روايت از منظر شیخ طوسی

تلقی به قبول یک روایت در نزد اصحاب امامیه یکی از مهم ترین راه های کشف اعتبار و حجیت یک روایت است. فقیه برجسته معاصر محقق حکیم در ذیل یک بحث فقهی می نویسد:

«لكن لا يبعد الاعتماد عليها مع علو متنها ورواية الكليني والشيخ لها وظهور قبولها بين الأصحاب»

«با این حال، با توجه به بلندمرتبه بودن متن آن، و این‌که کلینی و شیخ آن را روایت کرده‌اند، و نیز آشکار بودن پذیرش آن در میان اصحاب، اعتماد بر آن بعید نیست

طباطبایی حکیم، محمد سعید. ، 1428 ه.ق.، ‌مصباح المنهاج (الاجتهاد و التقلید)، نجف اشرف - عراق، موسسة الحکمة الثقافة الاسلامية، صفحه: ۱۳۹

بر اساس دیدگاه او با وجود ضعف روایت در ناحیه سند به دلیل تلقی به قبول اصحاب امامیه، آن روایت حجت و مورد استناد در فقه است. همو در مبحث مرتبط با مقبوله عمر بن حنظله می نویسد:

«وأما الإشكال في المقبولة بضعف السند، لعدم النص على توثيق عمر بن حنظلة، فلا مجال له بعد تلقي الأصحاب لها بالقبول، حتى اشتهرت بينهم بالمقبولة، ورواها المشايخ الثلاثة رضي الله عنهم... »

«اما اشکال بر مقبوله عمر بن حنظله به‌خاطر ضعف سند آن، به‌دلیل نبود نصّی بر توثیق عمر بن حنظله، جایی ندارد؛ زیرا اصحاب آن را با پذیرش کامل تلقی کرده‌اند، تا آنجا که در میان آنان به مقبولهشهرت یافته است، و مشایخ سه‌گانه ـ رضوان‌الله علیهم ـ آن را روایت کرده‌اند...»

طباطبایی حکیم، محمد سعید. ، 1428 ه.ق.، ‌مصباح المنهاج (الاجتهاد و التقلید)، نجف اشرف - عراق، موسسة الحکمة الثقافة الاسلامية، صفحه: ۱۶۹

بر این اساس یکی از مهم ترین راه های کشف اعتبار و اطمینان به صدور حدیث تلقی به قبول اصحاب امامیه درباره یک روایت است. آیت الله سید احمد مددی يكی از فقهای معاصر درس خارج فقه 24بهمن 1394 درباره اعتبار صدوری حدیث اربعین به این نکته تصرحی می کند و می گوید:

«بحثی داریم که برخی مطالب در شیعه به نحو تلقی بوده و نه به نحو تبنی و یا به نحو قواعد حدیثی نبوده است، تلقی یعنی شواهد نشان می‌دهد که بین شیعه این جا افتاده بوده است، مثلاً فرض کنید مرحوم شیخ طوسی وقتی روایت علامات مومن را نقل می کند؛

«وَ رُوِيَ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع أَنَّهُ قَالَ: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْخَمْسِينَ وَ زِيَارَةُ الْأَرْبَعِينَ وَ التَّخَتُّمُ فِي الْيَمِينِ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ.»

یکی همین زِيَارَةُ الْأَرْبَعِينَ است. ایشان سند(متصل صحیح) هم نقل نمی‌کند . شیخ طوسی متوفای 460 است، امام عسکری علیه السلام 260 است. این نشان می‌دهد در این دویست سال، عملاً این [زیارت] بین شیعه جا افتاده بوده. لذا ایشان در سند به «رُوِيَ» اکتفا می کند. در این دویست سال که چون سند نیست، ما از تاریخش اطلاعی نداریم، بین وفات امام عسکری علیه السلام و وفات شیخ طوسی، درست دویست سال فاصله است. ظاهرش این است که شیعه در این دویست سال این کار را انجام می‌داده است. بعید است شیخ طوسی یک مطلبی رابگوید، مثلاً فرض کنید در سال 440 دیده [فقط او نقل کند]. ظاهراً یک سیره‌ای برای شیعه بوده، این همان تلقی است، لذا این نوع خبر مرسل هم قابل قبول است. نه به لحاظ ارسال، اینها حاکی از یک نوع تلقی است بین شیعه. این نوع اخبار به نظر ما قابل قبول است.»

4/2/2. اعتبار روایت امام صادق و امام عسکری علیه السلام از دیدگان ابن المشهدی در المزار الکبیر

ابن المشهدی از علمای و محدثین برجسته قرن هفتم هجری این دو روایت را در کتاب المزار الکبیر خود نیز تخریج کرده است. روایت اول از طریق ابی هاشم الجعفری از امام حسن عسکری علیه السلام است:

«الباب فضل زيارته عليه السّلام في الأربعين و في ليلة القدر و في كل شهر و انّ‌ من ترك زيارته من غير عذر كان منتقص الايمان، منتقص الدين: وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ‌ أَبِي هَاشِمٍ‌ الْجَعْفَرِيِّ‌، عَنْ‌ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ‌ بْنِ‌ عَلِيٍّ‌ الْعَسْكَرِيِّ‌ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ‌ أَنَّهُ‌ قَالَ‌: عَلاَمَاتُ‌ الْمُؤْمِنِ‌ خَمْسٌ‌: صَلاَةُ‌ إِحْدَى وَ خَمْسِينَ‌، وَ زِيَارَةُ‌ اَلْأَرْبَعِينَ‌، وَ التَّخَتُّمُ‌ فِي الْيَمِينِ‌، وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ‌، وَ الْجَهْرُ بِ‍ بِسْمِ‌ اللّهِ‌ الرَّحْمنِ‌ الرَّحِيمِ‌

«باب فضیلت زیارت آن حضرت در روز اربعین، در شب قدر و در هر ماه، و این‌که کسی که بدون عذر زیارتش را ترک کند، ایمان و دینش ناقص است: با سند از ابی‌هاشم جعفری، از امام حسن عسکری علیه‌السلام روایت شده که فرمود: «نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه‌روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن (در سجده) و بلند گفتن «بسم‌الله الرحمن الرحیم».»

ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر. محقق جواد قیومی اصفهانی. ، 1378 ه.ش.، المزار الکبير، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، صفحه: ۳۵۲

روایت دوم نیز از طریق صفوان جمال از امام صادق علیه السلام است:

«زيارة ابي عبد اللّه الحسين صلوات اللّه عليه يوم العشرين من صفر، و هي زيارة الأربعين. رَوَى صَفْوَانُ‌ بْنُ‌ مِهْرَانَ‌ الْجَمَّالُ‌ قَالَ‌: قَالَ‌ لِي مَوْلاَيَ‌ اَلصَّادِقُ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌ فِي زِيَارَةِ‌ اَلْأَرْبَعِينَ‌: تَزُورُ عِنْدَ ارْتِفَاعِ‌ النَّهَارِ، وَ تَقُولُ‌: السَّلاَمُ‌ عَلَى وَلِيِّ‌ اللَّهِ‌ وَ حَبِيبِهِ‌، السَّلاَمُ‌ عَلَى خَلِيلِ‌ اللَّهِ‌ وَ نَجِيبِه »

«زیارت امام ابا عبدالله الحسین صلوات‌الله‌علیه در روز بیستم ماه صفر، و آن همان زیارت اربعین است. صفوان بن مهران جمال روایت کرده و گفت: مولایم امام صادق علیه‌السلام درباره زیارت اربعین به من فرمود: هنگام برآمدن روز (نزدیک به ظهر) به زیارت برو و بگو: سلام بر ولیّ خدا و دوست او، سلام بر خلیل خدا و برگزیده او»

ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر. محقق جواد قیومی اصفهانی. ، 1378 ه.ش.، المزار الکبير، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، صفحه: ۵۱۴

این عالم برجسته در ابتدای کتاب خود تصریح کرده است که روایات معتبر از ثقات را در کتاب خود وارد می کند:

«أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي قَدْ جَمَعْتُ‌ فِي كِتَابِي هَذَا مِنْ‌ فُنُونِ‌ الزِّيَارَاتِ‌ لِلْمَشَاهِدِ الْمُشَرَّفَاتِ‌، وَ مَا وَرَدَ فِي التَّرْغِيبِ‌ فِي الْمَسَاجِدِ الْمُبَارَكَاتِ‌ وَ الْأَدْعِيَةِ‌ الْمُخْتَارَاتِ‌، وَ مَا يُدْعَى بِهِ‌ عَقِيبَ‌ الصَّلَوَاتِ‌، وَ مَا يُنَاجَى بِهِ‌ الْقَدِيمُ‌ تَعَالَى مِنْ‌ لَذِيذِ الدَّعَوَاتِ‌ فِي الْخَلَوَاتِ‌، وَ مَا يُلْجَأُ إِلَيْهِ‌ مِنَ‌ الْأَدْعِيَةِ‌ عِنْدَ الْمُهِمَّاتِ‌، مِمَّا اتَّصَلَتْ‌ بِهِ‌ مِنْ‌ ثِقَاتِ‌ الرُّوَاةِ‌ إِلَى السَّادَاتِ‌

«امّا پس از این، من در این کتابم گردآوری کرده‌ام از انواع زیارت‌ها برای اماکن مقدّس و مشاهد شریف، و آنچه در تشویق و رغبت به زیارت مساجد مبارکه و دعاهای منتخب آمده است، و دعاهایی که بعد از نماز خوانده می‌شود، و آنچه از دعاهای لطیف و دل‌نشین است که خداوند والا در خلوت‌ها به آن‌ها استجابة می‌کند، و دعاهایی که در هنگام امور مهم به آن‌ها رجوع می‌شود؛ همه این‌ها از طریق راویان معتبر به بزرگان منتقل شده است، را نقل می کنم

ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر. محقق جواد قیومی اصفهانی. ، 1378 ه.ش.، المزار الکبير، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، صفحه: ۲۷

با توجه به مبناي ابن المشهدی در ابتدای کتاب خود می توان گفت که از دیدگاه او زیارت اربعین از امور مسلم و معتبر نزد او بوده است.

4/3. گزارش زیارت اربعین جابر بن عبدالله انصاری

«وَ فِي الْيَوْمِ الْعِشْرِينَ مِنْهُ كَانَ رُجُوعُ حَرَمِ سَيِّدِنَا- أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام مِنَ الشَّامِ إِلَى مَدِينَةِ الرَّسُولِ ص وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي وَرَدَ فِيهِ‏ جَابِرُ بْنُ‏ عَبْدِ اللَّهِ‏ بْنِ حَرَامٍ الْأَنْصَارِيُّ صَاحِبُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ رَضِيَ عَنْهُ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى كَرْبَلَاءَ لِزِيَارَةِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَكَانَ أَوَّلَ مَنْ زَارَهُ مِنَ النَّاسِ.»

«در بیستمین روز از ماه، بازگشت حرم سید ما، ابا عبدالله الحسین بن علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، از شام به مدینه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بود؛ و این همان روزی است که جابر بن عبدالله بن حرام انصاری رضوان الله علیه، که از یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بود، از مدینه به سمت کربلا حرکت کرد تا به زیارت قبر ابا عبدالله علیه‌السلام برود و اولین کسی بود که او را زیارت کرد.»

طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد،؛ ج‏2 ؛ ص787، بيروت، چاپ: اول، 1411 ق.

با توجه به گزارش جابر بن عبدالله انصاری، در کنار روایت امام صادق علیه‌السلام و روایت امام حسن عسکری علیه‌السلام، و نیز شهرت فراوان این حدیث در میان محدّثان برجسته‌ای همچون شیخ طوسی و شیخ مفید ـ که از نظر زمانی به عصر حضور معصومین علیهم‌السلام نزدیک بوده‌اند ـ می‌توان دریافت که «زیارت اربعین» در فرهنگ شیعی جایگاهی ریشه‌دار و شناخته‌شده داشته است. این شواهد تاریخی و حدیثی، نشان می‌دهد که از دوران جابر بن عبدالله انصاری تا آغاز غیبت کبری، این زیارت نه تنها به‌طور مستمر رواج داشته، بلکه به‌عنوان یکی از عناصر مهم و هویت‌ساز در جامعه شیعه شناخته می‌شده است. استمرار و شیوع آن طی این دوره طولانی، گویای آن است که «زیارت اربعین» صرفاً یک عمل عبادی فردی نبوده، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و میراث معنوی شیعه را شکل داده و در تثبیت هویت جمعی پیروان اهل‌بیت علیهم‌السلام نقش اساسی ایفا کرده است.

این رسم و سیره زیارت حتی در قرون بعدی نیز در میان شیعیان جاری و ساری بوده است. کتاب «العَلَمُ المَشهور في فَوائِدِ فَضلِ الأيّامِ وَالشُّهورِ» تألیف عالم برجسته‌ی اهل سنّت در قرن ششم و هفتم هجری قمری، ابو الخطّاب ابن دحیه کلبی (ت ٦٣٣ هـ )برای نخستین بار سال 2020 در مغرب در سه مجلد به چاپ رسیده است. موضوع کتاب در رابطه با وجه تسمیه، فضائل و ویژگیهای ماه‌های سال و برخی اتفاقات مهمی است که در آنها رخ داده است. مؤلّف ابتدا از بیان ویژگی‌های ماه محرّم شروع کرده و به ماه ذی الحجّة ختم نموده است.

مؤلف در باب ماه محرّم در مجلد اوّل از صفحه ۲۰۱ به مقدار حدودا ۲۰ صفحه به مقتل الحسین علیه السلام پرداخته است. وی در ضمن بیان مقتل و حوادث پس از آن عباراتی بلیغ و البته جانسوز در مظلومیت اهل‌بیت دارد، که از میان آنها عبارتی جانسوز درباره اسارت آل الله در شام نوشته‌ است.

از گزارشات مهم نویسنده در این بخش، اشاره‌ی او به شهرت زیارت اربعین نزد امامیه است:

«وَقَرأتُ في كُتُبِ الإمامِيّةِ: أنّ الرَّأسَ أُعيدَ إلى الجُثَّة بكربَلاء بَعدَ أربَعينَ يَوماً مِنَ المَقتَلِ، يومٌ معروفٌ عِندَ الإمامِيَّة يُسَمّونَ الزِّيارَةَ فيه زِيارَةَ الأربعينَ»

"در کتب امامیه خوانده‌ام که سر مطهر پس از چهل روز از شهادت به بدن ملحق شد و این روز چهلم روزی معروف و مشهور نزد امامیه می باشد و زیارت حسین بن علی در این روز را زیارت اربعین می‌نامند."

کلبی، ابن دحیه، ابوالخطاب، العَلَم المشهور، ١/٢١٥، مغرب، چاپ اول

نگاهی به رویکرد امام خامنه ای درباره «زیارت اربعین»، نشانگر حقایق بسیار کلیدی برای مذهب شیعه در این باره است. از دیدگاه این فقیه بزرگ، زیارت اربعین تعیین میعاد شیعیان در سرزمین کربلا است. ایشان در تاریخ ۱۳۵۲/۱۲/۲۴ می فرماید:

«...شیعه یک جمع متفرّقى بود؛ یک جامعه‌اى بود که در یک جا و در یک مکان زندگى نمیکرد؛ در مدینه بودند، در کوفه بودند، در بصره بودند، در اهواز بودند، در قم بودند، در خراسان بودند -اطراف و اکناف بلاد- امّا یک روح در این کالبدِ متفرّق و در این اجزای متشتّت در جریان است؛ مثل دانه‌هاى تسبیح، یک رشته و یک نخ، همه‌ى اینها را به هم وصل میکرد. آن رشته چه بود؟ رشته‌ى اطاعت و فرمان‌بَرى از مرکزیّت تشیّع، از رهبرى عالى تشیّع یعنى امام؛ همه‌ى این رشته‌ها به آنجا متّصل میشد؛ قلبى بود که به همه‌ى اعضا فرمان میداد؛ و به این ترتیب، تشیّع یک سازمان و یک تشکیلات بود.

ممکن بود دو نفر از حال هم خبر نداشته باشند، امّا بودند کسانى که از حال همه باخبر بودند. اطاعت و فرمان‌بَرى آنها به‌حساب، فریاد زدنشان از روى دستور، سکوتشان برطبق نقشه، همه چیزشان با حساب. فقط یک عیبى کار آنها داشت و آن اینکه همدیگر را کمتر میدیدند. اهل یک شهر و شیعیان یک منطقه، البتّه یکدیگر را میدیدند، امّا یک کنگره‌ى جهانى لازم بود براى شیعیانِ روزگار ائمّه (علیهم‌السّلام). این کنگره‌ى جهانى را معیّن کردند، وقتش را هم معیّن کردند؛ گفتند در این موعدِ معیّن، در آن کنگره هرکس بتواند شرکت کند. آن موعد، روز اربعین است؛ و جاى شرکت، سرزمین کربلا است؛ چون روح شیعه روح کربلائى است، روح عاشورائى است؛ در کالبد شیعه تپش روز عاشورا مشهود است؛ شیعه هرجا که هست دنباله‌روِ عاشوراى حسین است. این است که مى‌بینیم همه جا این تپش‌هایى که در شیعه مکشوف شده، از آن مرقد پاک ناشى است؛ اینها شعله‌هایى بوده که از آن روح مقدّس و پاک و از آن تربت عالى‌مقدار سرکشیده؛ به جانها و روحها زده؛ انسانها را به گلوله‌هاى داغى تبدیل کرده و آنها را به قلب دشمن فرو برده.»

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=11158

4/4. استفاضه طرق روایات و گزارشات مرتبط با زیارت اربعین:

استفاضه در کنار تواتر و سند صحیح یکی از مهم ترین راه های اثبات صدور یک روایت در دیدگاه شیعه است. محقق خویی در یکی از مباحث فقهی می نویسد:

«و عليه فالمهم هو الأخبار، و لقد ورد نجاسة الخمر في عدّة كثيرة من الروايات، ... في رابع غير ذلك مما ورد في الأخبار الكثيرة البالغة حدّ الاستفاضة، بل يمكن دعوى القطع بصدور بعضها عن الأئمة (عليهم السلام) فلا مجال للمناقشة فيها بحسب السند»

«پس نکته‌ی مهم اخبار است، و نجاست شراب در تعداد زیادی از روایات وارد شده است... در چهار مورد متفاوت و دیگر مواردی که در اخبار بسیار فراوان و به حدّ کثرت و استفاضه رسیده است. بلکه می‌توان ادعای یقین کرد که برخی از این روایات مستقیماً از امامان (علیهم السلام) صادر شده‌اند، بنابراین بر اساس سند، جای بحث و شک نیست.»

خوئی، سید ابوالقاسم. ، 1418 ه.ق.، موسوعة الإمام الخوئي، قم - ایران، مؤسسة إحياء آثار الامام الخوئي، جلد: ۳، صفحه: ۸۳

همو در جای دیگر با تصریح به اینکه در مسئله مورد بحث همه روایات از حیث سندی قابلیت مناقشه دارند ولی از حیث مجموعی و استدلال به استفاضه بی نیاز از بررسی سندی هستیم :

«و إن استفاضة الروايات أغنتنا عن النظر في‏ إسنادها و إن كانت جلها بل كلها ضعيفة أو قابلة للمناقشة، على أن في ما ذكرناه أولا غنى و كفاية، و من أراد الاطلاع عليها فليراجع كتابي الأمالي، و العيون للصدوق- قدس سره- و غيرهما»

«اگرچه تعداد زیاد روایت‌ها ما را از بررسی سند آن‌ها بی‌نیاز می‌کند، با این حال بیشتر یا همه آن‌ها ضعیف یا قابل اشکال هستند، اما آنچه ابتدا ذکر کردیم(استفاضه اخبار)، کافی و غنی برای اثبات صدوری است. هر که بخواهد به آن‌ها مراجعه کند، بهتر است کتاب «الأمالي» من، و «العیون» صدوق - قدس سره - و دیگر منابع را مرور نماید.»

خويى، ابوالقاسم، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج‏8 ؛ ص360، 24جلد، [بى نا] - [بى جا]، چاپ: 5، 1413 ه.ق.

با توجه به مقدمه فوق می گوییم در مساله زیارت اربعین سه روایت و گزارش در منابع حدیثی شیعه وارد شده است که شامل قانون ثابت صدور از طریق استفاضه خواهد بود، لذا مناقشه سندی که فلان راوی مجهول است یا فلان سند منقطع و مرسل است تاثیر منفی و تضعیفی در اثبات اصل صدور و حکم جواز و استحباب زیارت اربعین نخواهد داشت.

4/5. عرضه روایات بر قرآن

یکی از روش‌های معتبر در کشف اعتبار روایات، عرضه آن‌ها بر قرآن کریم و سنجش هماهنگی‌شان با حقایق مسلم و روح حاکم بر آیات الهی است. در این زمینه، شهید سید محمدباقر صدر با تحلیل دقیق، تبیین می‌کند که مقصود از کنار گذاشتن روایاتی که مخالف کتاب خدا هستند یا شاهدی از قرآن بر آن‌ها وجود ندارد، کنار نهادن هر متنی است که با روح کلی و فضای عمومی قرآن ناسازگار بوده و مشابه یا هم‌سنخی برای آن در قرآن یافت نشود. بنابراین، اگر دلیلی ظنی مانند یک حدیث، با طبیعت کلی تشریعات قرآن و مزاج عمومی احکام الهی همخوان نباشد، از دایره حجیت خارج می‌شود. این سنجش به معنای تطابق یا تعارض لفظی و دقیق با آیات نیست؛ بلکه منظور، سنجش انطباق معنوی با اصول بنیادین قرآن است. این فقیه و اصولی برجسته می گوید:

«أنه لا يبعد أن يكون المراد من طرح ما خالف الكتاب الكريم، أو ما ليس عليه شاهد منه، طرح ما يخالف الروح العامة للقرآن الكريم، و ما لا تكون نظائره و أشباهه موجودة فيه. و يكون المعنى حينئذ أن الدليل الظني إذا لم يكن منسجماً مع‏ طبيعة تشريعات القرآن و مزاج أحكامه العام لم يكن حجة. و ليس المراد المخالفة و الموافقة المضمونية الحدية مع آياته. فمثلًا لو وردت رواية في ذم طائفة من الناس و بيان خستهم في الخلق أو أنهم قسم من الجن، قلنا أن هذا مخالف مع الكتاب الصريح في وحدة البشرية جنساً و حسباً و مساواتهم في الإنسانية و مسئولياتها مهما اختلفت أصنافهم و ألوانهم. و أما مجي‏ء رواية تدل على وجوب الدعاء عند رؤية الهلال مثلًا فهي ليست مخالفة مع القرآن الكريم و ما فيه من الحث على التوجه إلى اللّه و التقرب منه عند كل مناسبة و في كل زمان و مكان. و هذا يعني أن الدلالة الظنية المتضمنة للأحكام الفرعية فيما إذا لم تكن مخالفة لأصل الدلالة القرآنية الواضحة تكون بشكل عام‏ موافقة مع‏ الكتاب‏ و روح‏ تشريعاته‏ العامة، خصوصاً إذا ثبتت حجيتها بالكتاب نفسه. و مما يعزز هذا الفهم، مضافاً إلى أن هذا المعنى هو مقتضى طبيعة الوضع العام للأئمة المعصومين عليهم السلام و دورهم في مقام بيان الأحكام الأمر الّذي كان واضحاً لدى المتشرعة و رواة هذه الأحاديث أنفسهم و الّذي على أساسه أمروا بالتفقه في الدين و الاطلاع على تفاصيله و جزئياته التي لا يمكن معرفتها من القرآن الكريم، مما يشكل قرينة متصلة بهذه الأحاديث تصرفها إلى إرادة هذا المعنى. ما نجده في بعضها من قوله (إن وجدتم عليه شاهداً أو شاهدين من الكتاب) فإن التعبير بالشاهد الّذي يكون بحسب ظاهره أعم من الموافق بالمعنى الحرفي، مع عدم الاقتصار على شاهد واحد خير قرينة على أن المراد وجود الأمثال و النّظائر لا الموافقة الحدية. و قد جاء هذا المعنى في رواية الحسن بن الجهم عن العبد الصالح: «قَال: إذَا جَاءكَ الحَدِيثَانِ المُختَلَفَانِ فَقسهُمَا عَلى كِتَابِ اللّهِ وَ أحَادِيثِنا فَإن أشبَهَهَا فَهُوَ حَقّ و إن لَم يُشبِههَا فَهُوَ بَاطِلٌ» و هذه الرواية و إن كانت واردة في فرض التعارض، إلّا أنها بحسب سياقها تشير إلى نفس القاعدة المؤكد عليها في مجموع أخبار الباب.»

«بعید نیست مقصود از کنار گذاشتن روایتی که با کتاب خدا مخالف است یا شاهدی در قرآن برای آن وجود ندارد، کنار گذاشتن چیزی باشد که با روح کلی و فضای عمومی قرآن ناسازگار بوده و مشابه یا هم‌سنخی برای آن در قرآن یافت نمی‌شود. بنابراین معنای روایت این است که اگر یک دلیل ظنی (مانند یک حدیث) با طبیعت کلی تشریعات و مزاج عمومی احکام قرآن هماهنگ نباشد، حجت نیست. مقصود از موافقت و مخالفت هم، تطابق یا تعارض دقیق لفظی با آیات قرآن نیست. مثلاً اگر روایتی بیاید که گروهی از مردم را به خاطر ذاتشان پست بداند یا بگوید از جنس جن هستند، این مخالف نص روشن قرآن است که همه انسان‌ها را از نظر نژاد و اصل و نسب برابر می‌داند و در مسئولیت انسانی نیز مساوی می‌شمارد، هرچند رنگ یا قومیتشان متفاوت باشد. اما اگر روایتی دستور به دعا هنگام دیدن هلال ماه بدهد، این نه تنها مخالف قرآن نیست، بلکه با اصل قرآنیِ توجه به خدا و تقرب به او در هر زمان و مکان سازگار است. پس دلالت‌های ظنی در احکام فرعی، اگر با اصل معنای روشن قرآن منافات نداشته باشند، به‌طور کلی موافق کتاب و روح تشریعات آن‌اند، به‌خصوص وقتی حجیتشان به خود قرآن ثابت شده باشد.

این برداشت، علاوه بر این‌که با جایگاه و نقش امامان معصوم علیهم‌السلام در بیان جزئیات احکام ـ که در قرآن به‌تفصیل نیامده ـ سازگار است، قرینه‌ای متصل به خود روایات نیز دارد که آن را تأیید می‌کند؛ از جمله تعبیر «اگر شاهد یا دو شاهد از قرآن یافتید»، که نشان می‌دهد مقصود وجود نمونه و مشابه در قرآن است، نه تطابق کامل لفظی. همین معنا در روایت حسن بن جهم از امام کاظم علیه‌السلام هم آمده است که فرمود: «وقتی دو حدیث متفاوت به تو رسید، آنها را با قرآن و احادیث ما بسنج؛ اگر شبیه‌شان بود، حق است و اگر نبود، باطل است.» هرچند این روایت در فرض تعارض احادیث بیان شده، اما از نظر مضمون همان قاعده‌ای را تأیید می‌کند که در مجموعه روایات این باب مورد تأکید قرار گرفته است.»

صدر، محمد باقر، بحوث في علم الأصول، ج‏7 ؛ ص333، قم، چاپ: سوم، 1417 ق.

بر اساس مستند فوق شهید صدر برای توضیح این معنا مثال می‌زند: اگر روایتی در نکوهش ذاتی یک قوم و بیان پستی فطری آنان یا نسبت دادن آن‌ها به جن بیاید، این با اصل مسلم قرآنی در وحدت نوع بشر، برابری در انسانیت و مسئولیت مشترک همه انسان‌ها ـ فارغ از رنگ و قومیت ـ منافات دارد. اما روایتی که به دعا هنگام رؤیت هلال ماه امر کند، نه‌تنها با قرآن تعارض ندارد، بلکه با روح قرآنیِ توجه و تقرب به خداوند در همه اوقات هماهنگ است. نتیجه آنکه، دلالت‌های ظنی در حوزه احکام فرعی، اگر با معنای روشن و اصول کلی قرآن ناسازگار نباشند، در حقیقت موافق کتاب و روح تشریعات آن‌اند؛ به‌ویژه اگر حجیتشان به‌واسطه خود قرآن تثبیت شده باشد. شهید صدر همچنین با استناد به روایاتی مانند «إن وجدتم عليه شاهداً أو شاهدين من الكتاب» یا روایت حسن بن جهم از امام کاظم علیه‌السلام که معیار را «شباهت به قرآن و احادیث اهل‌بیت» می‌داند، بر این فهم تأکید می‌کند که مقصود، وجود نظایر و امثال قرآنی است نه لزوماً مطابقت لفظی.

علاوه بر این، فقیه معاصر، آیت‌الله عباسعلی زارعی سبزواری نیز همین قاعده را یادآور می‌شود که هرگاه تعارضی میان قرآن و روایات پدید آید، روایاتی که با کتاب خدا موافق‌اند مقدم و اخذ آن‌ها واجب است، بر پایه روایت مشهور معصومان علیهم‌السلام: «إذا جاءكم عنّا حديث فاعرضوه على كتاب اللّه، فما وافق كتاب اللّه فخذوه، و ما خالف فردّوه». این مبنا، نه‌تنها یک قاعده رجالی و درایه‌ای است، بلکه معیار بنیادین در پالایش روایات به شمار می‌رود:

«و إذا دار الأمر بين الأخذ بالكتاب و ما وافقه من الروايات و بين الأخذ بما يخالفهما فالأخذ بالأوّل متقدّم و متعيّن، لما ورد عن المعصومين عليهم السّلام: «إذا جاءكم عنّا حديث فاعرضوه على كتاب اللّه، فما وافق كتاب اللّه فخذوه، و ما خالف فردّوه».

و هرگاه کار بین پذیرش قرآن و روایاتی که با آن موافق‌اند، و پذیرش روایاتی که با آن مخالفت دارند، مردد شود، گرفتنِ دسته اول مقدم و واجب است؛ زیرا از معصومان علیهم‌السلام نقل شده است: «هرگاه حدیثی از ما به شما رسید، آن را بر کتاب خدا عرضه کنید؛ پس هرچه با کتاب خدا موافق بود بگیرید و هرچه مخالف بود، رد کنید.»

زارعی سبزواری، عباسعلی. ، 1430 ه.ق.، القواعد الفقهیة في فقه الإمامیة، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، جلد: ۴، صفحه: ۸۶

با توجه به این معیار قرآنی، روایات مربوط به مشروعیت و استحباب زیارت اربعین، به‌وضوح با اصول قطعی و روح حاکم بر قرآن سازگارند. این روایات ناظر به مفاهیمی چون وجوب مودت به اهل‌بیت علیهم‌السلام (قُل لا أسألكم عليه أجراً إلا المودّة في القربى)، تعظیم شعائر الهی (و من يعظّم شعائر الله فإنها من تقوى القلوب)، محبت به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، حفظ حرمت آن حضرت، و نیز عمل به ادله متعدد امر به معروف و نهی از منکر هستند. این همسویی آشکار با مسلمات قرآنی، به‌ویژه با لحاظ قاعده عرضه بر قرآن، نقش کلیدی در اثبات حجیت این روایات و مشروعیت زیارت اربعین دارد؛ حتی در مواردی که سند برخی از این روایات از نظر رجالی محل بحث باشد، توافق محتوایی آن‌ها با اصول و روح قرآن، موجب تقویت اعتبار و پذیرش آن‌ها خواهد بود.

4/6. مضامین عالی موجود در زیارت اربعین

بر اساس مبانی فقهی امامیه، یکی از راه‌های معتبر برای کشف صدور روایت، توجه به علوّ مضمون آن است؛ یعنی هنگامی که متن روایت به‌لحاظ معنا، ساختار و پیام، در سطحی بلند و متعالی باشد که عرفاً انتساب آن به معصوم علیه‌السلام قوی دانسته شود. این مبنا، همان‌گونه که در کلمات محقق همدانی آمده، به‌عنوان قرینه‌ای بر صحت سند عمل می‌کند:

«و اما الرضوي فنقل مثل الصدوق (قده) عنه يكفى لجبر ضعفه و قال الهمداني بأن علو مضمون الروايات يدل على صحة السند كما يقول بهذا القول العلامة ملاّ صدرا الشيرازي في روايات أصول الدين...»

«و اما رضوی(روایت از طریق امام رضا علیه السلام)، محدث بزرگی مانند صدوق (قدس سره) آن را نقل کرده است که همین مقدار کافی است تا ضعف سند را جبران کند. همچنین محقق همدانی اعلی الله مقامه الشریف بیان کرده که بلندمرتبه بودن و علو مضمون روایات دلالت بر صحت سند دارد، و علامه و فیلسوف بزرگ ملا صدرا شیرازی نیز در روایت‌های مرتبط با امور اعتقادی و اصول دین همین نظر را دارد.»

آملی، هاشم. محرر محمدعلی اسماعیل‌پور قمشه‌ای. نويسنده محمد کاظم بن عبد العظیم یزدی. ، 1406 ه.ق.، المعالم المأثورة، قم - ایران، محمدعلي اسماعيل پورقمشه‌اي، جلد: ۶، صفحه: ۷۰

براین اساس بزرگانی مثل محقق همدانی، ملاصدرا قائل به این روش و دیدگاه هستند. شهید سید محمد صدر نیز از دیگر علمای معاصر شیعه است که به این مبنا اشاره کرده است:

«و حسبنا الآن تنبيه القارئ الكريم إن كان من أهل الفضل و الثقافة أن يأخذ القلم و يحاول التفكير فيكتب سطرا أو عدة أسطر بدون ألف أو بدون تنقيط، فإن هذا بعد الجهد لا يكون سهلا أبدا فكيف بمن يسردها على البديهة و عفو الخاطر. بحيث تكون بوضوحها و حسن ترتيبها و علو مضمونها دليلا على صحة سندها و حقيقة مصدرها سلام اللّه عليه.»

و اکنون کافی است که به خواننده گرامی، اگر از اهل فضل و دانش باشد، تذکری دهیم که قلم به دست گیرد و تلاش کند چند سطر بدون الف یا بدون نقطه بنویسد؛ این کار حتی بعد از تلاش هم هرگز آسان نیست، چه برسد به کسی که بخواهد آن را بی‌فکر و بدون تدبر بنویسد. بنابراین وضوح، ترتیب مناسب و بلندمرتبه بودن مضمون متن، خود دلیلی است بر صحت سند و اصالت منبع آن از سوی امام سلام الله علیه است.

صدر، شهيد، سيد محمد، ما وراء الفقه، ج‌9، ص: 184، 10 جلد، دار الأضواء للطباعة و النشر و التوزيع، بيروت - لبنان، اول، 1420 ه‍ ق

علاوه بر فقهای مطرح شده محقق حکیم در آثار خود همواره علو متن و مضامین عالی یکی از قرائن حجیت روایت بیان کرده است. برای مثال در یکی از فروع فقهی ایشان می نویسد:

«لكن لا يبعد الاعتماد عليها مع علو متنها ورواية الكليني والشيخ لها وظهور قبولها بين الأصحاب»

«با این حال، با توجه به بلندمرتبه بودن متن آن، و این‌که کلینی و شیخ آن را روایت کرده‌اند، و نیز آشکار بودن پذیرش آن در میان اصحاب، اعتماد بر آن بعید نیست

طباطبایی حکیم، محمد سعید. ، 1428 ه.ق.، ‌مصباح المنهاج (الاجتهاد و التقلید)، نجف اشرف - عراق، موسسة الحکمة الثقافة الاسلامية، صفحه: ۱۳۹

همو در مبحث مرتبط با مقبوله عمر بن حنظله می نگارد:

«وأما الإشكال في المقبولة بضعف السند، لعدم النص على توثيق عمر بن حنظلة، فلا مجال له بعد تلقي الأصحاب لها بالقبول، حتى اشتهرت بينهم بالمقبولة، ورواها المشايخ الثلاثة رضي الله عنهم، وفي طريقها صفوان مع علو متنها واشتمالها على أحكام كثيرة في القضاء والتعارض قد اعتمد عليها الأصحاب فيها»

«اما اشکال بر مقبوله عمر بن حنظله به‌خاطر ضعف سند آن، به‌دلیل نبود نصّی بر توثیق عمر بن حنظله، جایی ندارد؛ زیرا اصحاب آن را با پذیرش کامل تلقی کرده‌اند، تا آنجا که در میان آنان به مقبولهشهرت یافته است، و مشایخ سه‌گانه ـ رضوان‌الله علیهم ـ آن را روایت کرده‌اند، و در سند آن صفوان قرار دارد، علاوه بر این‌که متن آن بلندمرتبه است و احکام فراوانی درباره قضاوت و تعارض را دربر دارد که اصحاب در آن موارد بر آن اعتماد کرده‌اند

طباطبایی حکیم، محمد سعید. ، 1428 ه.ق.، ‌مصباح المنهاج (الاجتهاد و التقلید)، نجف اشرف - عراق، موسسة الحکمة الثقافة الاسلامية، صفحه: ۱۶۹

با توجه به این مبنا، روایت صفوان از امام صادق علیه‌السلام درباره زیارت اربعین، که سرشار از مضامین بلند ولایی و معرفتی است، می‌تواند از همین راه، کاشف از صحت صدوری باشد؛ زیرا علوّ مضمون این زیارت، هماهنگی کامل با معارف قطعی اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد و به‌گونه‌ای است که عرفاً جعل یا انتساب آن به غیر معصوم منتفی دانسته می‌شود. بر این اساس، حتی اگر در ارزیابی سندی روایت، ضعف احتمالی مطرح باشد، قرینه علوّ مضمون می‌تواند آن را جبران کرده و مشروعیت و اعتبار فقهی استناد به زیارت اربعین را تأمین نماید.

4/7. عمل و فتوا به مضمون روایت:

یکی دیگر از راه های کشف اعتبار و حجیت صدوری یک روایت عمل به آن و شیوع فتوا بر اساس مفاد یک حدیث است. فقیه برجسته صاحب ریاض در این زمینه در ذیل یک بحث فرعی فقهی می نویسد:

«و عن المعتبر أنها و إن كانت ضعيفة السند إلا أن أصحابنا ادعوا الإجماع على صحة مضمونها مع ظهور الفتوى بها»

«و از کتاب المعتبر علامه حلی نقل شده است: هرچند این روایت از نظر سند ضعیف است، اما (این ضعف سندی خدشه ای به اعتبار آن وارد نمی کند) چرا که اصحاب ما بر صحت مضمون آن ادعای اجماع کرده‌اند و فتوا دادن بر اساس آن نیز امری آشکار و رایج بوده است

طباطبایی کربلایی، علی بن محمد علی. نويسنده جعفر بن حسن محقق حلی. ، 1404 ه.ق.، ریاض المسائل (ط. القدیمة)، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، جلد: ۱، صفحه: ۳۱۶

بر اساس دیدگاه فوق عمل به روایت و صدور فتوا بر اساس آن از دیدگاه علامه حلی یکی از طرق کشف حجیت و اعتبار سندی آن است. علاوه بر این فقها محقق خواجویی این مبنا را بر اساس ضوابط عقلایی تحلیل می کند:

«بل نقول: عملهم بمضمونه و افتاؤهم به أول دليل و أعدل شاهد على صحة سنده و ثبوته عندهم، و هذا القدر من الظن يكفينا للعمل بمضمونه، و خاصة اذا وافق مضمونه مقتضى الدليل، ... هو استدلال بالقرائن الواضحة الجلية على صحة السند و ثبوته، لان جماعة من العدول و الموثقين اذا نقلوا حديثا و عملوا بمضمونه و أفتوا به، يغلب على الظن أنه حجة، لان عدالتهم مانعة من عملهم و افتائهم بغير حجة شرعية، و المفروض أن لا حجة لهم فيهما الا هذا الحديث، كما ظهر مما نقلناه من صاحب الرسالة رحمه اللّه

«بلکه می‌گوییم: عمل کردن آنان به مضمون این حدیث و فتوا دادن بر اساس آن، نخستین دلیل و عادلانه‌ترین گواه بر صحت سند و ثبوت آن نزد ایشان است، و همین مقدار از اطمینان برای عمل به مضمونش کفایت می‌کند، به‌ویژه زمانی که مضمون آن با مقتضای دلیل نیز هماهنگ باشد. این در واقع استدلال بر پایه‌ی قرائن آشکار و روشن بر صحت سند و ثبوت حدیث است؛ زیرا وقتی گروهی از عالمان عادل و مورد اعتماد حدیثی را نقل کنند و بر اساس مضمون آن عمل کرده و فتوا دهند، غالباً اطمینان حاصل می‌شود که آن حدیث حجت است؛ چرا که عدالتشان مانع از آن است که بدون حجت شرعی عمل یا فتوا دهند، و فرض این است که حجت آنان در این مورد همان حدیث بوده است، چنان‌که از سخنان صاحب «رساله» رحمه‌الله برمی‌آید

خواجوئی، اسماعیل بن محمدحسین. مصحح مهدی رجایی. ، 1411 ه.ق.، الرسائل الفقهیة (خواجوئی) (رسالة في حکم الحدث الأصغر التخلل في غسل الجنابة)، قم - ایران، دار الکتاب الإسلامي، جلد: ۲، صفحه: ۱۸۱

جبران ضعف ارسال روایت به دلیل فتوای اصحاب امامیه به مضمون روایت، امری مسلم در نزد فقهای شیعه است. چنانچه در یک فرع فقهی محقق طباطبایی صاحب مناهل_ پدر صاحب ریاض_ می نویسد:

«لا يقال هاتان الروايتان مرسلتان فلا يصح الاعتماد عليهما لأنا نقول الارسال هنا غير قادح اما اولا فلان الضعف الحاصل بالارسال منجبر هنا بفتوى الاصحاب بمضمون الخبرين و لعله لذا صرح في مجمع الفائدة بانه لا يضر الارسال لأنه مجمع عليه و يؤيد ما ذكره تصريح الدروس و التنقيح بان الرواية مشهورة و تصريح الرياض بان الروايتين معتبرتان بالشهرة»

«گفته نشود که این دو روایت مرسله‌اند و بنابراین نمی‌توان بر آن‌ها اعتماد کرد؛ زیرا می‌گوییم ارسال در این‌جا خدشه‌ای وارد نمی‌کند. اولاً: ضعف ناشی از ارسال در این‌جا با فتوای اصحاب به مضمون این دو خبر جبران می‌شود، و شاید به همین دلیل در مجمع الفائدة تصریح شده که ارسال در این‌جا ضرری ندارد، زیرا بر آن اجماع شده است. و آنچه گفتیم را تأیید می‌کند تصریح کتاب الدروس و التنقیح بر این‌که روایت مشهور است، و نیز تصریح کتاب الرياض بر این‌که این دو روایت به‌خاطر شهرت، معتبرند

طباطبایی، محمد بن علی. ، ، المناهل، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، صفحه: ۳۵۱

با لحاظ قاعده پیش‌گفته در اعتبار علوّ مضمون روایت، و با توجه به فتاوای صریح و متعدد فقهای بزرگ شیعه از عصر شیخ مفید و شیخ طوسی تا علامه حلی و محقق حلی، و سپس فقهای برجسته‌ای همچون شهید اول، شهید ثانی، شیخ انصاری و شاگردان مبرّز مکتب او، و تا تمامی مراجع و فقهای نامدار معاصر که بر جواز و بلکه استحباب زیارت اربعین تصریح کرده‌اند، نتیجه روشن آن است که مستندات روایی و مبانی مورد استناد این بزرگان، نزد آنان از درجه‌ای از حجیت و اعتبار برخوردار بوده که برای کشف شرعی کفایت می‌کرده است؛ زیرا بدیهی است که اگر مضمون روایت زیارت اربعین فاقد اعتبار یا دچار ضعف غیرقابل جبران بود، این بزرگان از صدور فتوا بر اساس آن عدول می‌کردند و چنین اتفاق‌نظر تاریخی و ممتدی در میان فقها شکل نمی‌گرفت.

4/8. اتفاق شیعه و اهل سنت بر مضمون حدیث:

یکی از راه‌های عقلایی و مورد استفاده فقهای امامیه برای کشف صدور روایت، اتفاق شیعه و اهل‌سنت بر مضمون حدیث است. به بیان دیگر، در فرض عدم وجود معارض، اگر مسئله فقهی مورد بحث، صغرای یکی از امور مورد وفاق میان دو مذهب باشد، این وفاق می‌تواند به‌عنوان قرینه‌ای تاریخی و عقلایی بر حجیت مضمون حدیث محسوب گردد. چنان‌که یکی از فقهای معاصر در مقام استدلال در یک فرع فقهی می‌گوید:

«و الرواية و إن كانت ضعيفة سنداً بمعلّى بن محمّد البصري أبي الحسن، قال العلّامة في «الخلاصة» و النجاشي: إنّه مضطرب الحديث و المذهب، لكن مضمونها من المسلّمات بين الفريقين.»

«این روایت هرچند از نظر سند به خاطر وجود «معلّی بن محمد بصری ابوالحسن» ضعیف است ـ که علامه در خلاصه و نجاشی او را مضطرب‌الحدیث و مضطرب‌المذهب دانسته‌اند ـ اما محتوای آن از مسلّمات مورد پذیرش هر دو گروه (شیعه و سنی) است(و ضعف سند در تمسک به آن خدشه ای وارد نمی کند).»

بنى فضل، مرتضى بن سيف على، مدارك تحرير الوسيلة - الزكاة و الخمس، ص: 204، در يك جلد، ه‍ ق

بر همین اساس، می‌توان گفت زیارت اربعین نیز از مصادیق همین قاعده است؛ زیرا اصل مشروعیت زیارت اولیای الهی، امری مسلم و پذیرفته‌شده نزد همه فرق اسلامی است و زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام یکی از مصادیق بارز و مورد تأیید آن به‌شمار می‌رود. در نتیجه، وفاق عام مسلمانان بر اصل مشروعیت زیارت، می‌تواند به‌عنوان مؤید و قرینه بر صدور روایات وارده در باب زیارت اربعین تلقی گردد.

5. جمع بندی نهایی:

با توجه به اطلاقات و عمومات متعدد قرآنی، روایی و همچنین ادله خاص واردشده در باب زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام، می‌توان نتیجه گرفت که مشروعیت این زیارت امری مسلّم و مورد اتفاق است كه مبتنی بر ادله متعدد قرآنی، روایی و ادله خاص در مسئله است.

۱. ادله قرآنی:

مهم‌ترین مستندات قرآنی عبارت‌اند از:

آیات وجوب محبت به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله که به اطلاق، شامل محبت به اهل‌بیت علیهم السلام ایشان نیز می‌شود.

آیات وجوب مودت ذوی‌القربی که به‌صراحت بر لزوم مودت نسبت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله دلالت دارند.

آیات وجوب امر به معروف و نهی از منکر که شعائر حسینی و زیارت اربعین مصداق برجسته آن است.

آیه وجوب تعظیم شعائر الهی که تعظیم مزار و یاد امام حسین علیه‌السلام در زیارت اربعین را شامل می‌شود.

۲. ادله روایی عام:

در حوزه روایات، مشترکات شیعه و اهل سنت نشان‌دهنده پشتوانه قوی این عمل است. از جمله:

اطلاقات روایات استحباب زیارت قبور مؤمنان.

ادله حفظ حرمت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله که به اهل‌بیت ایشان نیز سرایت می‌کند.

عمومات حدیث «سفینه» که اهل‌بیت را مایه نجات معرفی می‌کند.

اطلاقات محبت به امام حسین علیه‌السلام و وجوب تمسک به عترت پیامبر صلی الله علیه و آله.

۳. ادله خاصه:

این دسته شامل سه روایت و گزارش اصلی است:

1. روایت صفوان از امام صادق علیه‌السلام.

2. روایت امام حسن عسکری علیه‌السلام.

3. گزارش تاریخی جابر بن عبدالله انصاری.

ادله خاص از حیث سندی و صدوری دارای قرائن متعدد بر صدق می باشند که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

· سیره مستمره: استمرار زیارت اربعین از زمان جابر تا عصر ائمه علیهم السلام و پس از آن در میان فقها و محدثان.

· تلقی به قبول اصحاب امامیه نسبت به زیارت اربعین.

· شهرت روایی و توجه خاص اساتید برجسته مانند شیخ طوسی.

· عنوان علامت شیعه بودن زیارت اربعین در کنار عناصر مسلم دیگر مثل جهر به بسم الله الرحمن الرحیم.

· استفاضه و تعدد طرق نقل روایت.

· اعتبار صدوری روایت نزد محدثان بزرگ از جمله شیخ طوسی و ابن مشهدی.

· وجود شواهد قرآنی متعدد برای زیارت اربعین

· مضامین بلند زیارت‌نامه اربعین که گویای دقیق ترین حقایق درباره معارف دینی است.

· ظهور عمل و فتوا به استحباب زیارت در میان فقهای برجسته شیعه.

· اتفاق نظر شیعه و اهل سنت در کبریای استحباب زیارت قبور اولیای الهی.

با توجه به مجموعه ادله قرآنی، روایی و تاریخی، و با در نظر گرفتن سیره عملی و اجماع علما، جواز، مشروعیت و استحباب مؤکد زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام از نظر فقهی و کلامی ثابت می‌گردد. این نتیجه نه تنها بر پایه نصوص معتبر است، بلکه با روح کلی شریعت در باب پاسداشت فرهنگ ایثار و شهادت کاملاً همخوانی دارد.



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :