برنامه «حبل المتین» - 06 08 1403 (دویست و بیست و یکم)
عنوان برنامه: آیا نصی برای خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام وجود دارد؟
کلیدواژه: شیعه؛ خلافت؛ امامت؛ سقیفه؛ قریش؛ طریق اثبات امامت؛ اطاعت از خدا و رسول؛ دشمنی شیطان؛ ابن عربی!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای علی اسماعیلی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظیم، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ، سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحيم
سلام، درود و ارادت خدمت شما دوستان عزیز بینندگان گرانقدر، شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، با عرض سلام و صلوات به ساحت نورانی حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برنامه امشب را آغاز میکنیم و عرض میداریم: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ مردم عزیز و بینندگان گرامی به برنامه زنده «حبل المتین» خیلی خوش آمدید.
جا دارد ابتدای برنامه یادی کنیم از همه شهدای عزیز «لبنان و غزه» که همچنان زیر بمباران شدید رژیم اشغالگر و کودک کش «اسرائیل» هستند. یاد می کنیم از شهدای عزیز مدافع وطن تعداد ده نفر از شهدای «نیروی انتظامی» روز گذشته طی یک عملیات تروریستی توسط «جیش الظلم» به شهادت رسیدند.
متأسفانه همچنان برخی ها حتی در کشور خودمان و در همان منطقه هستند حتی کسانی که تریبون هم در اختیار دارند سکوت اختیار کردند و حاضر به محکوم کردن این جنایت متأسفانه نیستند در حالی که تعدادی از ساکنین منطقه «سیستان و بلوچستان» به شهادت رسیدند. یاد می کنیم از شهدای پدافند ارتش مان در حادثه حمله رژیم اشغالگر «قدس» به «ایران» عزیز به شهادت رسیدند.
الحمد لله رب العالمین در «نظام مقدس جمهوری اسلامی» با ولایت و رهبری داعیانه رهبر عزیزمان و نیروهای مسلح مان، مردم در کمال آرامش دارند زندگی می کنند اتفاق کوچکی هم که افتاد این قدر کوچک بود مردم حتی متوجه نشدند و این نشان از اقتدار نیروهای مسلح عزیز ما دارد. ان شاء الله به همین زودی های زود شاهد نابودی «اسرائیل» جنایتکار و پیروزی جبهه مقاومت در همه عرصه ها خواهیم بود.
در خدمت حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» هستیم حضرت استاد خدمت تان سلام عرض می کنم خیلی خوش آمدید
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!
ما طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) ان شاء الله آغاز کنیم
دل بی سوز و گداز از غم زهرا دل نیست * دل اگر نشکند از ماتم او جز گِل نیست
عمر کوتاهت ای فاطمه فهرست غم است * قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است
رفتی اما ز تو منظومه غم بر جا ماند * با دل خسته و بشکسته علی تنها ماند
با علی راز نگفتی تو ز بازوی کبود * با پدر گوی که بعد از تو چه بود و چه نبود
شهر اگر شهر تو و حمله به آن خانه چرا * مرگ جانسوز چرا دفن غریبانه چرا
زهرا جان به خاطر ما نه به خاطر صورت سیلی خورده ات به خاطر بازوی کبودت، سینه زخمیت، پهلوی شکسته ات از خدا بخواه فرج فرزندت حجة ابن الحسن سریع برساند انتقام تو و انتقام مظلومان عالم را بگیرد و قلب انبیاء، ملائکه، اولیاء، مظلومان، عزیزانی که هر روز فرزندان شان هر روز جلوی چشم شان پر پر می شود بچه های که پدر و مادر را از دست می دهند آن دسته از عزیزانی که در «غزه» و «لبنان» در بیمارستان ها حتی برای داروی بیهوشی با مشکل مواجه هستند.
بدون آن که بیمار را بیهوش کنند عمل جراحی انجام می دهند ماها اگر یک خاری به دست مان می رود درد امان مان نمی دهد این عزیزان مان چه می کشند؟ امروز هم شیعه و هم سنی بهترین عزیزانش را (زهرا جان) در راه دفاع از حق، در راه مبارزه با ظلمِ ظالم از دست دادند. غم از دست رفتن «سید حسن نصر الله، صفی الدین، هنیه، سنوار» قلب هر انسانی را به درد می آورد. امروز دشمنان ما، زهرا جان دارند اظهار شادمانی می کنند همان گونه که
«فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلَام»
امروز شیعه کشته می شود «وهابیت» شادی می کنند، سنی کشته می شود «وهابی»ها شادی می کنند. «آل شیخ» قبلاً مسئول امر به معروف و نهی از منکر بود در آخرین سالی که «مکه» مشرف بودم با ایشان حدود دو ساعت بحث داشتیم اخیراً «وزیر ارشاد عربستان سعودی» شده است یکی، دو روز قبل پیامی گذاشت از شهادت «سنوار» اظهار شادمانی و خوشحالی کرد و تبریک گفته است!
خیلی عجیب است نمی دانم این ها چه دین و مذهبی دارند؟ «سید حسن نصر الله» شهید شد تبریک گفتند «هنیه» شهید شد تبریک گفتند «سنوار» شهید شد تبریک گفتند. «صفی الدین» شهید تبریک گفتند. این ها چه دین و مذهبی دارند؟ این ها جز دین «ابن ملجم مرادی» و دین «خوارج» چه دینی دارند؟
زهرا تو را به آبروی خون پاک شهیدان به دل شکسته داغ دیدگان از خدا بخواه فرج فرزندت حجة ابن الحسن را برساند. قلب مظلومان را با آمدنش خشنود کند به ما هم ترحمی کن از خدا بخواه ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد ان شاء الله
مجری:
حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم، دوستان عزیز برنامه بحثهای از امامت و ولایت را خواهیم داشت و ان شاء الله به حول و قوه الهی بخشی از برنامه اختصاص به شما مخاطبین عزیز و بینندگان گرانقدر پیدا خواهد... استاد خلاصه ای از برنامه گذشته بفرمایید تا سوال جدید را عرض کنم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
در گذشته در رابطه با واژگانی که در احادیث ولایت، خلافت و امامت بود مثل واژه «امام، خلیفه، ولی» مفصل صحبت کردیم این ها مقدمه و درآمدی باشند برای بحث های که می خواهیم ان شاء الله در رابطه با اثبات خلافت و امامت حضرت امیر (سلام الله علیه) از قرآن و سنت شروع کنیم.
به کلمه ولی رسیدیم کلمه «ولی» به چه معنا است؟ در قرآن، سنت، در کلام نبی مکرم، در حق چه کسی واژه ولی، مولا امثال این استعمال شده است مفصل بحث کردیم.
جلسه گذشته بحثی را داشتیم این همه احادیث و روایات در امامت، ولایت، خلافت، وصایت حضرت امیر (سلام الله علیه) با سندهای صحیح، معتبر و بعضاً متواتر وجود دارد گفتیم در «سقیفه» چه شد؟ این همه احادیث در امامت حضرت امیر (سلام الله علیه) بود رها کردند برای انتخاب خلیفه اول به چه روایتی استناد کردند؟
عرض کردیم «صحیح بخاری»، «صحیح مسلم» و بزرگان اهل سنت عمدتاً بحث شان این است حدیثی از نبی مکرم است فرمود:
«أن الإمامة في قريش»
الفصل في الملل والأهواء والنحل؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الطاهري أبو محمد الوفاة: 548، دار النشر: مكتبة الخانجي – القاهرة، ج4، ص74
«قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَا يَزَالُ هذا الْأَمْرُ في قُرَيْشٍ ما بَقِيَ من الناس اثْنَانِ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1452، ح1820
مادامی که دو نفر از «قریش» باشد خلافت به غیر «قریش» نمی رسد. عرض کردیم حضرت امیر وقتی این را شنید فرمود این ها به پوسته استناد کردند ولی مغز و هسته را رها کردند. اگر ملاک این هست باید امام و خلیفه از «قریش» انتخاب شود هسته «قریش»، «بنی هاشم» و ما هستیم دیگران پوسته هستند.
اول کسی که از نبی مکرم حمایت کرد و به او ایمان و اسلام آورد و از او تا آخرین لحظه دفاع کرد ما «بنی هاشم» هستیم. غالب کشته های «بدر، احد، حنین» و دیگر عمدتاً از «قریش» بودند، همین «قریش» بودند بیست و یک سال با نبی مکرم مبارزه کردند سیزده یا دوازده سال در «مکه» هشت سال در «مدینه».
این ها خلیفه پیغمبر می شوند آن های که هسته «قریش»، «بنی هاشم» هستند باید کنار باشند خلاصه بحث ما در جلسات گذشته بود.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم، مختصر و مفید استاد توضیح دادند خلاصه آن چه که در برنامه گذشته طرح شد. جناب استاد یکی از نکاتی که می خواهیم امشب قدری بازتر به آن بپردازیم آقای «جرجانی» یکی از علمای بزرگ کلامی اهل سنت مطلبی دارد این آقا می گوید اگر حدیث صریحی بر امامت حضرت علی (علیه السلام) بود همانند ابوبکر تمامی موانع امامت را از بین می برد. این حرف چه است؟ بعد در موردش توضیح بفرمایید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
عبارت «شرح مواقف» است «مواقف» مال «عضد الدین عبد الرحمن ایجی - متوفای 756»، «سیر شریف جرجانی» صاحب «أمثله و صرف و میر» طلبه ها اولین روز ورود به حوزه می خوانند ایشان «علی ابن محمد گرگانی» یا «جرجانی متوفای 816» در جلد 3 می آورد این که آیا نصی برای امیر المؤمنین هست یا نیست؟ روی این مقداری بحث می کند می گوید:
«ثم عدم النص الجلي معلوم قطعا»
كتاب المواقف؛ اسم المؤلف: عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي الوفاة: 756هـ، دار النشر: دار الجيل - لبنان - بيروت - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن عميرة، ج3، ص613
این که در رابطه با حضرت امیر نص جلی نداریم. البته این ها معتقد هستند اصلاً نصی در رابطه با خلافت نداریم. نه در رابطه با ابوبکر و نه در رابطه با غیر ابوبکر؛ آدم وقتی به حرف های این ها گوش می دهد نمی داند آدم بخندد یا گریه کند؟ آقای «عضد الدین ایجی، جرجانی» و ... حدود بیست و چند دلیل از قرآن و سنت برای خلافت ابوبکر آوردند.
آن وقت به این قضیه می رسند می گویند به هیچ وجه، هیچ دلیلی نداریم. «عضد الدین ایجی» در «مواقف» اولاً:
«أن طريقة إما النص أو الإجماع»
اگر بخواهیم خلافت را اثبات کنیم چه در رابطه با امیر المؤمنین چه در رابطه با ابوبکر نص یا اجماع صحابه است.
«أما النص فلم يوجد»
كتاب المواقف؛ اسم المؤلف: عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي الوفاة: 756هـ، دار النشر: دار الجيل - لبنان - بيروت - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن عميرة، ج3، ص596
نصی در رابطه با نه ابوبکر، نه عمر، نه عثمان، نه علی و نه ابن عباس به هیچ وجه نداریم.
آقای «تفتازانی متوفای 791»، «مقاصد و شرح مقاصد» مال خودش است در جلد 5 می گوید طریق اثبات امامت نص یا انتخاب است
«والنص منتف في حق أبي بكر رضي الله تعالى عنه»
شرح المقاصد في علم الكلام؛ اسم المؤلف: سعد الدين مسعود بن عمر بن عبد الله التفتازاني الوفاة: 791هـ، دار النشر: دار المعارف النعمانية - باكستان - 1401هـ - 1981م، الطبعة: الأولى، ج2، ص281
در رابطه با ابوبکر هیچ نصی نه از قرآن و نه سنت داریم با این که ایشان بالإجماع امام است.
«عبد القاهر بغدادی» در کتاب «الفَرق بین الفِرَق» می گوید:
«ليس من النبى صلى الله عليه وسلم نص على امامة واحد بعينه»
از پیغمبر در رابطه با امام هیچ کس نصی نداریم!
الفرق بين الفرق وبيان الفرقة الناجية؛ اسم المؤلف: عبد القاهر بن طاهر بن محمد البغدادي أبو منصور الوفاة: 429، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت - 1977، الطبعة: الثانية، ج1، ص340
عزیزان دقت کنند. بزرگان دیگرشان هم همین طور است «نووی» همین طور «ابن کثیر دمشقی» شاگرد «ابن تیمیه» در «البدایة و النهایة» از جزء ثامن، صفحه 94
«أن رسول الله لم ينص على الخلافة عينا لأحد من الناس لا لأبي بكر كما قد زعمه طائفة من أهل السنة ولا لعلي كما يقوله طائفة من الرافضة»
پیغمبر هیچ حدیثی در راطه با خلافت کسی بیان نکرد نه در رابطه با ابوبکر روایت داریم همان طور که اهل سنت گمان کرده اند و نه در رابطه با علی داریم همان طور که «رافضه» ادعا کرده اند!
البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج5، ص250
موارد زیادی وجود دارد یک نمونه می آورم این که بحث خلافت، رکنی از ارکان دین است قِوام مسلمین به خلافت است عجب! خلافت رکنی از ارکان دین است ولی پیغمبر اکرم چیزی نگفته است.
نمی دانم این تجلیل پیغمبر یا جسارت به پیغمبر است؟ پیغمبر درباره رکنی از ارکان دین چیزی نگفته است آیه
(الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا)
امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم
سوره مائده (5): آیه 3
ظاهراً شیعیان در قرآن اضافه کردند. در رابطه با این که رکنی از ارکان دین است شاید نزدیک ده، پانزده نفر از بزرگان اهل سنت آوردند خلافت و امامت رکنی از ارکان دین است ولی ما هیچ نصی از پیغمبر نداریم.
به قول معروف عاقلان دانند در این زمینه چیزی نمی گوییم از جوان های اهل سنت تقاضا داریم مقداری تحقیق کنند چشم و گوش شان را باز کنند همین طور جوان های شیعه. پیر مردها و پیر زن ها هر چه بود انجام دادند تمام شد گرچه برای آن ها انتظار بررسی و تحقیق داریم و عمده نظرمان روی جوان ها است.
جلسه ای برای فضلاء و فرهیختگان یکی از کشورهای همسایه داشتیم آن جا گفتم قبلاً هم در «شبکه ولایت» گفتم در دعاهایم جوان های اهل سنت را بیش از جوان های شیعه دعا می کنم.
خدا بیامرزد آقای «ری شهری» در ذهنم است سال 92 یا 93 «مکه» حج واجب بودیم آن زمان «شبکه سلام» برنامه داشتیم برنامه مان را تعطیل نکردیم از همان جا به صورت تلفنی شب جمعه برنامه داشتیم. فردایش با آقای «ری شهری» دیداری داشتیم ایشان گفت فلانی دیشب برنامه شما را گوش کردم خیلی لذت بردم دست شما درد نکند.
این که شما گفتید در «منا و عرفات» جوان های اهل سنت را دعا کردیم برایم خیلی لذتبخش بود. ما وظیفه خودمان می دانیم، برای جوان های شیعه دعا می کنیم ولی می دانیم این ها به خاطر محبتی که از حضرت امیر و اهل بیت دارند گنهکار هم باشند در دنیا، خدای عالم مقداری گوش شان را می کشد در برزخ و قیامت مقداری مورد نوازش قرار می گیرد.
اگر به جهنم هم رفتند به تعبیر آقا امام جواد (سلام الله علیه) آن جا در طبقه بالای جهنم آتش آن جا مقداری کم است انتهای جهنم أسفل السافلین مال منافقین آتش خیلی زیاد است ولی بالا بالاها آتش کم می رسد می گوید شیعیان ما گنهکار هستند آن جا می برند بعد از چند صباحی بهشت می آورند در جوار اهل بیت قرار می گیرند.
ولی کسی که ولایت نداشته باشد عبارتی است که «خوارزمی» در «مناقب»، صفحه 67 دارد امیر المؤمنین می فرماید روزی رسول اکرم به من گفت:
«يا علي لو أن عبدا عبد الله مثل ما قام نوح في قومه وكان له مثل أحد ذهبا فأنفقه في سبيل الله وحج ألف مرة على قدميه ثم قتل بين الصفاة والمروة مظلوما ثم لم يوالك لم يشم رائحة الجنة ولم يدخلها»
اگر بنده ای به اندازه عمر حضرت نوح عبادت کند 950 سال فقط دوران نبوتش بود، کوهی از طلا داشته باشد در راه خدا انفاق کند، خدا عمر طولانی بدهد هزار بار پیاده به خانه خدا برود، بین «صفا» و «مروه» مظلومانه کشته شود، با این اعمال ولایت تو را نداشته باشد، نه بوی بهشت را می شنود نه وارد بهشت می شود!
المناقب؛ نوسنده: الموفق الخوارزمي وفات : 568، تحقيق: الشيخ مالك المحمودي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، ص67
لذا ما واقعاً راضی نیستیم حتی یک نفر وارد جهنم شود.
رسول اکرم در «جنگ احد» با این که هفتاد و یک، هفتاد و دو عزیزش را از دست داد پیشانی مقدسش را زخمی کردن دندانش را شکستند می گفت:
«اللهم اغْفِرْ لِقَوْمِي فَإِنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1282، ح3290
برای آن ها دعا می کرد پیغمبر برای کافر حربی دارد دعا می کند.
لذا وظیفه مان این است از عزیزان سنی ها می خواهم ما را دعا کنند معتقد هستند ما گمراه هستیم دعا کنند خدای عالم ما را هدایت کند نبی مکرم وقتی می گوید:
(وَإِنَّا أَوْ إِياكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)
و ما يا شما بر (طريق) هدايت يا در ضلالت آشکاری هستيم!»
سوره سبأ (34): آیه 24
یا ما در هدایت هستیم شما گمراه هستید یا شما در هدایت هستید ما گمراه هستیم؛ دو گمراه، دو حق نداریم صف گمراه و هدایت جدا است.
ولذا از همه عزیزان تقاضای دعا داریم مخصوصاً از عزیزان شیعه حالی پیدا می کنند گریه برای اهل بیت می کنند برای فرج حضرت ولی عصر هم برای هدایت جوان های عزیز اهل سنت دعا کنند. این ها فرزندان و نور چشمان ما هستند.
مجری:
غالباً این ها مستضعف هستند حقیقت به آن ها نرسیده است پدر و مادر سنی بودند از بچگی همین طور بزرگ شدند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«امام» و آقای «خویی» هم دارد برای این ها مسئله روشن نشده است یا به خاطر تبعیت از پدران شان یا به خاطر تقلید از علمای شان مسئله روشن نیست.
(إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يهْدِي مَنْ يشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ)
تو نمی توانی کسی را که دوست داری هدايت کنی؛ ولی خداوند هر کس را بخواهد هدايت می کند؛ و او به هدايت يافتگان آگاهتر است!
سوره قصص (28): آیه 56
وقتی به نبی مکرم می گوید تو نمی توانی هدایت کنی؛ هدایت دست خدا است وقتی نسبت به رسول اکرم این را می گوید ما اصلاً نباید حرفی بزنیم. ما فقط زمینه هدایت برای شیعه و سنی را فراهم می کنیم می گوییم این راه و این چاه است عین عبارت آٔقایان اهل سنت می گوییم اگر یک جوان شیعه از این عبارت ها احساس کرد سنی حق است برود ما بخیل نیستیم.
ولی اگر یک جوان سنی تشخیص داد مذهب شیعه حق است عزیزان اهل سنت بر ما خرده نگیرند چرا شما این چنین می کنید؟ عمده بحث هایمان مدارک اهل سنت را می آوریم این جا توضیح می دهیم نقد هم می کنیم در آن هیچ شکی نداریم نمی توانیم این ها را مطرح کنیم و نقدی هم نکنیم. این نقد ما به یکی خوشایند باشد به یکی خوشایند نباشد
من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم * تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال
ایشان می گوید ما هیچ نص جَلی نداریم بعد می گوید:
«لو وجد نص جلي على إمامة علي»
اگر ما نص جلی و روشن بر امامت حضرت امیر داشتیم
«لمنع به غيره عن الإمامة»
جلوی دیگران را می گرفت دیگران آمدند ادعای امامت کردند این ها را مانع می شد
«كما منع أبو بكر الأنصار بقوله صلى الله عليه وسلم الأئمة من قريش»
همان طور که ابوبکر این جا ایشان (علیه السلام) آورد معمولاً اهل سنت (رضی الله) می آورند مدل ایشان مقداری بالاتر رفت هر چه می خواهند بگویند به قولی دل شان به این خوش است بگویند. ابوبکر جلوی «انصار» را با یک روایت «الأئمة من قریش» گرفت.
«مع كونه خبر واحد»
با این که «الأئمة مِنْ قریش» یک خبر واحد است.
«فأطاعوه»
همه صحابه از ابوبکر اطاعت کردند
«وتركوا الإمامة لأجله»
امامت علی (سلام الله علیه) را به خاطر روایتی که خبر واحد است، ترک کردند.
بعد می گوید:
«فكيف يتصور أن يوجد نص جلي متواتر في علي وهو بين قوم لا يعصون خبر الواحد في ترك الإمامة وشأنهم في الصلابة في الدين ما يشهد به بذلهم الأموال والأنفس ومهاجرتهم الأهل والوطن وقتلهم الأولاد والآباء والأقارب في نصرة الدين»
چطور می شود تصور کرد میشود مگر یک نص جلی و متواتر در ولایت امامت علی باشد، در میان اصحابی هست خبر واحد را در ترک امامت انکار نمی کنند، این ها آدم قَدَری در دفاع از دین بودند اموال و جان شان را فدا کردند از اهل، خانه و وطن شان مهاجرت کردند، اولاد، آباء و اقارب شان را به خاطر نصرت دین کشتند!
كتاب المواقف؛ اسم المؤلف: عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي الوفاة: 756هـ، دار النشر: دار الجيل - لبنان - بيروت - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن عميرة، ج3، ص600 و 601
آن وقت مگر می شود بگوییم این صحابه با این وضع شان نص جلی در رابطه با علی (سلام الله علیه) بود ولی مخالفت کردند!
می خواهم به آقای «جرجانی» بگویم آیا بحث «الإمامة فی قریش» مهم است؟ یا
(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)
و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گويد! آنچه می گويد چيزی جز وحی که بر او نازل شده نيست!
سوره نجم (53): آیات 3 و 4
خدا می گوید پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از هوای نفس سخن نمی گوید هر چه می گوید بر گرفته از وحی است. مگر همین صحابه ای که شما می گویید فرزندان شان در راه دفاع از دین شهید شدند اگر فرزندان شان در جبهه مخالف بود کشتند پدران و برادران شان را کشتند.
امیر المؤمنین در «نهج البلاغه» دارد:
«كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 91، 56 و من كلام له (علیه السلام) يصف أصحاب رسول الله و ذلك يوم صفين حين أمر الناس بالصلح
آقایان، این آیه را نخوانده بودند وقتی رسول اکرم فرمود بیایید وصیتی بنویسم
«ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»
بعد از او ابداً گمراه نشوید!
«فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 3، ص 1111، کتاب الجهاد، باب 172، ح2888
«إن الرجل ليهجر على عادة العرب»
ديوان المتنبي؛ اسم المؤلف: أبو البقاء العكبري الوفاة: 616، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: مصطفى السقا/ إبراهيم الأبياري/ عبد الحفيظ شلبي، ج1، ص9
آقای «جرجانی» آقایانی که شما می فرمایید چنین صلابتی داشتند و چنین و چنان صلابت، این بزرگواران در آن جا چه کار می کرد؟ به ما توضیحی دهید شما ما متوجه نیستیم.
این که صحابه با نبی مکرم مخالفت کردند در جای جای «تاریخ اسلام» آمده است چند نمونه خدمت جناب آقای «شریف جرجانی» عرض کنم با این که خدای عالم در قرآن چندین جا فرموده است: (أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ) از خدا و پیغمبر اطاعت کنید.
(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)
اي کساني که ايمان آوردهايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را!
سوره نساء (4): آیه 59
(إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَنْ يعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا)
تنها وظيفه من ابلاغ از سوی خدا و رساندن رسالات اوست؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش کند، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن می مانند!
سوره جن (72): آیه 23
کلمه (خَالِدِینَ، أبَدًا) کسی که با خدا و پیغمبر مخالفت کند همیشه در جهنم مخلد است. فقط یک روایت می خواهم بگویم از کتاب های دسته دوم، سوم نمی گویم. شاید در رابطه با حدیث «قرطاس» آقایان توجیهی داشته باشند همان طور که دارند «صحیح مسلم» حدیث 1114 فرعی 90
نبی مکرم در سال «فتح مکه» ماه رمضان قبل از ظهر از «مدینه» حرکت کردند به مسافت رسیدند قانون شرع این است در ماه رمضان کسی می خواهد مسافرت برود بعد از ظهر برود روزه اش درست است.
پیش از ظهر برود تا قبل از رسیدن به حد ترخص یعنی دیوار شهر را نبیند و اذان شهر را نشنود یا دو، سه فرسخ برود باید روزه اش را بخورد همان طور در وطن، روزه اش را بشکند گناه است در سفر هم روزه گرفتن گناه است. پیغمبر اکرم لیوانی آب خواست روزه اش را شکست به صحابه گفت روزه هستید روزه تان را بشکنید یک نفر روزه اش را نشکست.
دوستان عزیز هر کس را دوست دارید خدا را دوست دارید رسول اکرم را دوست دارید پیغمبر فرمود:
«أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص785
آقای «جرجانی» صحابه ای که جان و اموال شان را دادند هجرت کردند شهید دادند مجروح شدند حتی فرزندان پدرشان در جبهه مخالف بود ملاحظه نکردند گردن زدند چرا این جا با پیغمبر مخالفت کردند؟
رسول اکرم فرمود: «أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ» این مال «صحیح مسلم» است مال «کافی، من لا یحضر، تهذیب، وسائل و بحار» نیست. الا این که شما بگویید این روایت ها را شیعه آورد در کتاب های ما داخل کرد اگر این طور باشد «حکم الأمثال فی ما یجوز فی ما لا یجوز واحد»
عزیزان دقت کنید این ها را می بینیم از طرفی خدا را شاکر هستیم بارها گفتم اگر در برابر نعمت الهی هر روز یک سجده دو، سه ساعته انجام بدهیم باز حق شکر این ولایت را به جا نیاوردیم.
از آن طرف برای دیگران تأسف می خوریم قضیه به تعبیر امام صادق فرمود والله امر ولایت ما مثل آفتاب روشن است کسی که منکر ولایت ما است روز روشن می گوید آفتابی نیست می گوید این چه است؟ می گوید آفتاب را نمی بینم.
امثال این روایت زیاد داریم که صحابه مخالفت کردند حرف نبی مکرم را نشنیدند.
جناب آقای «جرجانی» یکی، دو مورد نیست از این مخالفت ها می تواند چهل، پنجاه مورد در زمان حیات نبی مکرم برای شما بیان کنم. شما انتظار دارید کسی که جلوی پیغمبر بر خلاف نص قرآن که می گوید (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى) نسبت هذیان می دهد.
دستور نبی مکرم بر این که مردم افطار کنند عمل نمی کنند نبی مکرم می گوید «أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ» آقای «جرجانی، ایجی، فخر رازی، تفتازانی» انتظار دارید بعد از نبی مکرم این ها احادیث پیغمبر در رابطه با خلافت تن بدهند و قبول کنند؟ این انتظار خیلی بی جاست. نبی مکرم فرمود:
«وتفترق هذه الأمة على ثلاث وسبعين كلها في النار إلا واحدة»
امت من بعد از من هفتاد و سه فرقه می شود همه شان در آتش جهنم هستند جز یک فرقه!
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 1، ص 443
این اعلان خطر بزرگی است خیلی مهم است.
«من مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة:241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص96، ح16922
هر کس بدون امام از دنیا برود مرگش، مرگ جاهلی است در این زمینه در رابطه با فرمایش ایشان حرف خیلی زیاد دارم.
مجری:
خیلی ممنون از شما همان طور که فرمودند از آن نعمت های است نمی دانیم چطور باید شکرش را به جا بیاوریم، قطعاً این را می گویم در توان مان نیست چون هر نعمتی یک جور شکری دارد مثلاً آب را می نوشیم «سلام بر سید الشهداء» می دهیم غذا می خوریم «الحمد لله یا الهی شکر» می گوییم.
نعمت ولایت امیر المؤمنین (سلام الله علیه) وجود نازنین آقا جان مان حضرت امیر المؤمنین (سلام الله علیه) هر چقدر و هر کاری هم کنیم نمی توانیم شکر این نعمت را به جا بیاوریم از خدا می خواهیم خدا به ما توان، قدرت و راهش را بدهد چطور شاکر نعمت ولایت محمد و آل محمد باشیم. ان شاء الله وجود نازنین مولا آقا جان مان امیر المؤمنین دست همه مان را در دنیا و آخرت بگیرد.
(میان برنامه)
مجری:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِين عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ؛ خیلی ممنونم که همراه شبکه جهانی حضرت ولی عصر هستید و برنامه «حبل المتین» را تماشا میکنید همان طور که عرض کردیم از این لحظه به بعد در خدمت مخاطبین عزیز هستیم! اولین تماس آقا «حسن» از «کرمانشاه» سلام بفرمایید.
تماس بینندگان برنامه
بیننده: (آقا حسن از کرمانشاه – شیعه)
سلام علیکم... در مورد شخصیت و مذهب «محی الدین ابن عربی» توضیح بدهید.
مجری:
ممنونم موفق باشید. تماس بعدی آقای «عساکره» از «خوزستان» سلام بفرمایید
بیننده: (آقای عساکره از خوزستان – اهل سنت)
سلام عرض می کنم... درباره ماجرای «غرانیق» دو الی سه دقیقه به من وقت بدهید
مجری:
هر چه می توانید کوتاه تر کنید خیلی بیننده پشت خط منتظر هستند
آقای عساکره:
حضرت آیت الله «قزوینی»! آقای «بخاری» در کتاب شان که معروف و معرف حضور همه است ایشان ماجرای «غرانیق» را ثابت کردند اما متأسفانه این مسئله در کتب شیعه هم آمده است و شما به این مسئله اصلاً نپرداختید نمی دانم چرا؟ در کتاب «تفسیر التبیان» جلد 7، دار إحیاء التراث العربی، صفحه 329 جناب آقای «شیخ الطائفة» در تفسیر آیه 52 سوره حج فرمودند
(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِي إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيطَانُ فِي أُمْنِيتِهِ)
هيچ پيامبری را پيش از تو نفرستاديم مگر اينکه هرگاه آرزو می کرد (و طرحی برای پيش برد اهداف الهی خود می ريخت)، شيطان القائاتی در آن می کرد؛
سوره حج (22): آیه 52
می گوید:
«روي عن ابن عباس و سعید ابن جبیر و ضحاک و محمد ابن کعب و محمد ابن قیس»
این سلسله روات چه کسانی هستند که «شیخ الطائفة (رضوان الله تعالی علیه)» از ایشان نقل کرده است؟ از عامه نقل کرده است تعجب کردم
مجری:
چه را نقل کرد؟
آقای عساکره:
ماجرای «غرانیق» را گفت
«روي عن ابن عباس وسعيد بن جبير والضحاك ومحمد بن كعب ومحمد ابن قيس : انهم قالوا : كان سبب نزول الآية انه لما تلا النبي صلى الله عليه وآله " أفرأيتم اللات والعزى ومناة الثالثة الأخرى "القى الشيطان في تلاوته (تلك الغرانيق العلى وإن شفاعتهن لترتجي) ومعنى الآية التسلية للنبي صلى الله عليه وآله وانه لم يبعث الله نبيا ، ولا رسولا إلا إذا تمنى - يعني تلا - القى الشيطان في تلاوته بما يحاول تعطيله ، فيرفع الله ما ألقاه بمحكم آياته»
مال سوره نجم است آن جا ثابت کرده است داستان از چه قرار بود؟ در تفسیر «شیخ الطائفه» این ماجرا ثابت شده است؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ثابت شده یا از اهل سنت نقل کرده، و رد کرده است؟
آقای عساکره:
وقتی نقل کرد یعنی تأیید کرد
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
نه، خدای عالم در رابطه با فرعون می گوید
(فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى)
و گفت: من پروردگار برتر شما هستم!
سوره نازعات (79): آیه 24
نقل کرد یعنی قبول کرد؟
آقای عساکره:
در تفسیر قمی
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«تفسیر قمی» را فعلاً رها کن در «تفسیر تبیان» نقل کرد، رد کرده یا قبول کرده است؟
آقای عساکره:
ماجرا را نقل کرده ظاهراً تأیید کرده است.
مجری:
اصلاً دیدید یا همین طوری می گویید
آقای عساکره:
پس چرا از امام صادق نیامد نقل کرده است
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
خدای عالم از قول فرعون نقل می کند می گوید (أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى) آیا این دلیل است که خدای عالم، خدایی فرعون را قبول کرد چون نقل کرد؟
آقای عساکره:
داستان فرعون فرق می کند
حضرت آیت الله حسینی قروینی:
در «تبیان» صفحه 329 گفتید صفحه 331 هم نگاه کنید
آقای عساکره:
برای مردم بخوانید
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«لان الرسول يفيد أن الله أرسله ، والنبي يفيد أنه عظيم المنزلة يخبر عن الله . وقد قال بعض المفسرين : إن المراد بالتمني في الآية تمني القلب»
مفصل آورده است نمی توانیم دو، سه صفحه «تبیان» را این جا بخوانیم. برادر بزرگوار وقتی نقل می کنی در صفحه 329 را گفتی ایشان نقل کرده، و در صفحه 331 ایشان رد کرده است.
«شیخ طوسی» از این واضح تر بگوید؟ می گوید
«ليجعل ما يلقي الشيطان فتنة للذين في قلوبهم مرض»
واضح تر از این «شیخ طوسی» بگوید. (وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِي إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيطَانُ فِي أُمْنِيتِهِ) میگوید: «ليجعل ما يلقي الشيطان فتنة للذين في قلوبهم مرض»
عزیز من مقداری دقت کن با نظر بدبینی به کتب شیعه و علماء نگاه نکن این که اول جمله ات یا زهرا می گویی بعد کلاً مدافعین حضرت زهرا و بزرگان شیعه را زیر سوال می بری، کلاً دنبال این هستی ببینی در کجا می توانی اشکال کنی، لغزشگاه بگیری یک جمله را می بینی ذیل عبارت ایشان را نمی بینی چقدر عبارت زیبایی دارد:
«يجعل ما يلقيه الشيطان من الأمنية فتنة»
التبيان في تفسير القرآن؛ المؤلف: الطوسي، محمد بن الحسن (المتوفى460ق)، تحقيق وتصحيح: أحمد حبيب قصير العاملي، ناشر: مكتب الإعلام الإسلامي، الطبعة: الأولى، 1409هـ. ج7، ص331
برای چه کسی؟ (لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ) تمام آن های که از اهل سنت نقل کرده بود با یک جمله رد کرد «سعید ابن ضحاک محمد ابن کعب محمد ابن قیس» و ... می گوید آن ها این را گفتند و حال این که حرف شان باطل است.
مجری:
آقای «عساکره» ممنونم لطفاً دقت بیشتری داشته باشید وقتی که یک موضوع را مطرح می کنید حداقل بیشتر مطالعه داشته باشید شاید تصورتان این بود «شیخ طوسی» چون نقل کرد بعدش هم تأیید کرده پس ... نه به این شکل نیست.
استاد برای مخاطبین شاید سوال باشد یک توضیح کوتاهی بدهید داستان غرانیق چیست؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با «غرانیق»، «وهابی»ها و ... مطالبی دارند در «صحیح بخاری» هم آمده است پیغمبر اکرم می خواست در رابطه با خدای عالم چیزی بگوید ولی اشتباهاً از بت ها تمجید و تجلیل کرد، بت پرست ها خوشحال شدند گفتند پیغمبر اکرم آمد بت های ما را تأیید و تمجید کرد و ... این ها کاملاً دروغ است دارد نقل قول است
(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِي إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيطَانُ فِي أُمْنِيتِهِ فَينْسَخُ اللَّهُ مَا يلْقِي الشَّيطَانُ ثُمَّ يحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)
هيچ پيامبری را پيش از تو نفرستاديم مگر اينکه هرگاه آرزو می کرد (و طرحی برای پيشبرد اهداف الهی خود می ريخت)، شيطان القائاتی در آن می کرد؛ اما خداوند القائات شيطان را از ميان می برد، سپس آيات خود را استحکام می بخشيد؛ و خداوند عليم و حکيم است.
سوره حج (22): آیه 52
در ادامه قرآن به صراحت می گوید خدای عالم، وسوسه های شیطان را از صفحه دل انبیاء محو می کند. اول این جا دو مسئله مهم وجود دارد این که شیطان
(إِنَّ الشَّيطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يدْعُو حِزْبَهُ لِيكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ)
البته شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد؛ او فقط حزبش را به اين دعوت می کند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند!
سوره فاطر (35): آیه 6
شیطان دشمن آشکار است به عنوان دشمن به او نگاه کنید حتی از پیامبران، شیطان مأیوس نیست یک اعلان خطری برای ما است. آنی که می تواند وسواس شیطانی را دور کند خدای عالم است و ما باید در تمام حالات مان توکل به خدا داشته باشیم امرمان را به خدای عالم واگذار کنیم.
ما از حضرت یوسف در رابطه مبارزه با نفس جلوتر نیستیم حساب نبی مکرم جدا است ولی حضرت می گوید
(وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ)
من هرگز خودم را تبرئه نمی کنم، که نفس (سرکش) بسيار به بديها امر می کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.
سوره یوسف (12): آیه 53
قضیه «غرانیق» هم به همین شکل است ولی متأسفانه در «صحیح بخاری» و ... «ابن حجر» و امثال این ها داستان های در رابطه با «غرانیق»، آقایان مطرح کردند آدم خجالت می کشد مطرح کند.
مثلاً به عنوان نمونه «مختصر سیرة الرسول محمد ابن عبد الوهاب» بنیانگذار «وهابیت» در سوره نجم آمد
«(أفرأيتم اللاة والعُزَّى ، ومناة الثالثة الأخرى ؟) ألقى الشيطان في تلاوته : تلك الغرانيق العلى. وإن شفاعتهن لترتجى»
مختصر السيرة؛ اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب الوفاة: 1206 هـ، دار النشر: مطابع الرياض - الرياض، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد العزيز بن زيد الرومي، د . محمد بلتاجي، د . سيد حجاب.، ج1، ص31
شیطان آمد در کنار (أَفَرَأَيتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى) به زبان پیغمبر آورد گفت « تلك الغرانيق العلى»
«واستمر رسول الله صلى الله عليه وسلم يقرؤها فلما بلغ السجدة سجد وسجدوا معه . وشاع الخبر : أنهم صافوه ، حتى إن الخبر وصل إلى الصحابة الذين بالحبشة، فركبوا البحر راجعين لظنهم أن ذلك صِدْق»
مختصر السيرة؛ اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب الوفاة: 1206 هـ، دار النشر: مطابع الرياض - الرياض، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد العزيز بن زيد الرومي، د . محمد بلتاجي، د . سيد حجاب.، ج1، ص31
پیغمبر «تلک الغرانیق العلی» را مدام تکرار می کرد تا این که خبر به صحابه و «حبشه» رسید، یک بساطی درست شد.
«فقال المشركون: ما ذكر آلهتنا بخير قبل اليوم»
مشرکین گفتند پیغمبر تا الان از بت های ما این طور به خوبی یاد نکرده بود.
«وقد علمنا أن الله يخلق ويرزق ويحيي ويميت ولكن آلهتنا تشفع عنده»
ما هم این حرف پیغمبر را قبول داریم «تلک الغرانیق العلی» ما می گوییم «غرانیق العلی» خدای واقعی نیستند. خدای واقعی بالا است این ها شفاعت می کنند پیغمبر هم همین را گفت در حقیقت کفر!
مجری:
نسبتی است که به پیامبر دادند
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«ولما استمر النبي صلى الله عليه وسلم على سب آلهتهم، عادوا إلى شر مما كانوا عليه، وازدادوا شدة على مَن أسلم»
مختصر السيرة؛ اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب الوفاة: 1206 هـ، دار النشر: مطابع الرياض - الرياض، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد العزيز بن زيد الرومي، د . محمد بلتاجي، د . سيد حجاب.، ج1، ص84
بعد پیغمبر شروع کرد به بت ها فحش دادن مشرکین دیدند پیغمبر از یک طرف دارد «تلک الغرانیق العلی» می گوید از این طرف دارد به بت های ما دارد فحش می دهد. این در حقیقت توهین و جسارت به نبی مکرم است عبارت «محمد ابن عبد الوهاب» را آوردیم مسئله کاملاً روشن شود.
مجری:
این آقا نباید قضیه مثل «شیخ طوسی» به قول ایشان «شیخ الطائفه» نقل می کند بعد همچنین چیزی که «محمد ابن عبد الوهاب» و «ابن تیمیه» قبولش دارند نقل کردند به آن شکل نقل می کند بعد قبول و تأیید می کند.
اصلا روش و سیره علمای این است گاهی یک مطلبی را نقل می کنند می گویند این ها را اهل سنت یا «وهابی»ها گفتند بعد نقد و ردش می کنند.
آقا «حسن» از «کرمانشاه» گفتند درباره شخصیت و مذهب «ابن عربی» بفرمایید
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با «ابن عربی» ایشان سنی بود کتاب های ایشان بر مبنای عقاید اهل سنت است، ولی در کنار حرف های نادرستی که دارند حرف های درست هم دارند. این طور نیست تمام حرف های این ها نا درست باشد، مگر همه حرف های مشرکین باطل بوده است؟
(وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يؤْفَكُونَ)
و هرگاه از آنان بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمين را آفريده، و خورشيد و ماه را مسخر کرده است؟» می گويند: «الله»! پس با اين حال چگونه آنان را (از عبادت خدا) منحرف می سازند؟!
سوره عنکبوت (29): آیه 61
این بد است؟ در کنارش هم می گفتند آسمان و زمین را فقط خدا آفریده است این حرف شان خوب است ولی از آن طرف می گفتند
(مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى)
اينها را نميپرستيم مگر بخاطر اينکه ما را به خداوند نزديک کنند!
سوره زمر (39): آیه 3
این بد است «ابن عربی» در «فتوحات» و جاهای دیگر حرف های خوب دارد حتی «امام (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «مصباح الهدایة»شان مواردی از عبارت های خوب «ابن عربی» را نقل کرده بعضی ها را قبول و بعضی ها را رد کرده است.
ولی ما به هیچ وجه کتاب «ابن عربی» را کتار شیعه نمی دانیم مطالبش را «من البدء إلی الختم» به هیچ وجه قبول نداریم. مثل کتاب «شیخ طوسی، شیخ صدوق، کلینی» کتاب های «امام»، کتاب های آٔقای «خویی، شیخ مفید، سید مرتضی» این ها را «من البدء الی الختم» قبول داریم.
شاید بعضی ها با نظر ما موافق نباشند نقد علمی هم داشته باشیم ولی ما این کتاب ها را «من البدء إلی الختم» با نظر شیعی نگاه می کنیم. کتاب ایشان نه. البته بعضی از افراد معتقد هستند «ابن عربی» آخر شیعه شد و شیعه دوازده امامی از دنیا رفت. نمی دانیم دلیل آقایان چیست، مکاشفه داشتند یا در خواب به اینها گفته شده است، از کلمات «ابن عربی» دلیلی داشتند یا نه؟
در اینترنت جستجو کنید بزرگان ما دو دسته هستند کسانی که مخالف «ابن عربی» هستند سی، چهل نفر از بزرگان ما هر چه از دهان شان در آمده، قلم شان اجازه داد در رابطه با «ابن عربی» نوشتند (تمام این ها را جمع کردم)
تعدادی از بزرگان ما هم نسبت به «ابن عربی» نظر خوبی دارند مثل آیت الله «جوادی آملی»، جناب آقای «حسن زاده آملی»، «امام»، استاد حضرت «امام» مرحوم «شیخ محمد شاه آبادی، محمد علی شاه آبادی» ایشان هم نظر حُسْنی داشتند البته نقدی هم داشتند.
بعضی ها معتقد هستند مطالب خرافی بعضی افراد از «ابن عربی» آوردند «ابن عربی» این را نگفته، بعضی اهل سنت از زبان «ابن عربی» این ها را نقل کردند. این ها در حقیقت تحریفات و جعلیاتی است که از قول «ابن عربی» آوردند. کتاب های ایشان چاپ شده در چاپ های مختلف می بینیم تفاوت خیلی زیاد است.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم، یک سری از مباحث مان باقی ماند به آن هم بپردازیم.
جناب استاد در بخش قبلی اشاره کردید به نکته ای که آقای «جرجانی» بیان کردند آقای «جرجانی» از علمای بزرگ کلامی اهل سنت است اشاره داشت اگر علی (علیه السلام) خلیفه منصوب بود برای گرفتن حق مسلم خود قیام می کرد. بعضی دیگر هم می گویند اگر خلیفه بود باید قیام می کرد حق و خلافتش را می گرفت چه جوابی باید بدهیم؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
برای گرفتن حق یک دفعه شرایط گرفتن است یک دفعه شرایط گرفتن حق نیست. مثل نبی مکرم در «مکه» بودند شرایط تأسیس حکومت نداشتند و اصلاً حرفی از حکومت هم نزدند.
پیغمبر «مدینه»، پیغمبر «مکه» است عوض نشده، ولی به «مدینه» آمد شرایط بود با توجه به شرایط حکومت اسلامی و ارتش تشکیل داد. نیروهای برای جمع آوری زکوات فرستاد، امور اقتصادی درست کرد و وزرات ارشادی تشکیل داد نیروها را برای تبلیغ مردم و ... می فرستاد.
غالب وزارتخانه های که الان داریم اگر دقت کنیم نبی مکرم در یک قالبی همین کارها را انجام می داد ولی زمینه بود. زمینه نیست یک دفعه ما باید ساکت باشیم تا زمینه فراهم شود یک دفعه نه زمینه نیست ما به هر خوب و بد باید متوسل شویم کارمان جلو برود.
دوستان دقت کنند مسئله خیلی مهم است شاید برای بعضی ها مقداری هضمش سخت باشد، یک دفعه کسی می آید با کشتن مردم، اسیر کردن مردم و ... بر مردم مستولی می شود حکومت تشکیل می دهد مثل غالب «سلاطین و مغول» و ... با زور می خواهد زمینه حکومت و سلطنت خودشان را فراهم کنند.
اگر بناست بگوییم چرا امیر المؤمنین مثل دیگران متوسل به زور نشد تا حکومت تشکیل بدهد؟ از امیر المؤمنین همچنین کاری ساخته نیست در رابطه با حضرت امیر (سلام الله علیه) در خطبه 126 «نهج البلاغه»
«أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْر»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 183
شما می خواهید با ظلم و جور مقدمات پیروزیم را فراهم کنم؟ امروز «حزب الله» می تواند تمام مناطق مسکونی را بزند ولی تا به حال نزده است، همه اش مناطق نظامی را می زند چرا؟ برای این نکه از نظر شرعی مقابله بمثل در این طور موارد خلاف شرع است تا به حال همچنین کاری نکرده است؛ الا این که قضیه به جایی برسد اگر این کار را نکند موجب نابودی تشیع می شود آن یک بحث دیگری است.
مجری:
هر کسی در منطقه «اسرائیل» همه شهروند معمولی نیستند نظامی هستند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، ولی با همه این حال «حزب الله» و «جمهوری اسلامی» دو وعده صادق یک و دو بود در هیچ کدام مناطق مسکونی را نزدند.
«مقام معظم رهبری» ساختن بمب اتم را منع کرد گفت این در حقیقت کشتار عمومی است. کشتار عمومی از نظر شرعی جایز نیست، خیلی از خودی های ما هم حتی بعضی از خودی تر از خودی های ما هم دارند جلز و ولز می کنند در فضای مجازی و ... می گویند ان شاء الله نظر «مقام معظم رهبری» بر می گردد فتوا بدهند ما می خواهیم بمب اتم بسازیم و ...
حتی بعضی از دوستان نزدیک به «رهبری» مشاور نظامی ایشان آقای «متکی» در «بیت رهبری» هستند چندی قبل دیدم گفتند ان شاء الله نظر «رهبری» برگشته است دنبال این کار هستیم.
چند روز پیش از «بیت رهبری» بیانیه دادند نظر «رهبری» همان نظر سابق است ساختن اسلحه های کشتار جمعی را ایشان سلاح نمی بینند.
با این همه خسارت عزیزان مان، فرمانده هان مان و بزرگان مان را از دست دادیم ولی حاضر نیستیم!
لذا این در حقیقت «أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْر» است ما میخواهیم با زور و کشتار جمعی حکومتهای باطل را از بین ببریم، شارع مقدس این اجازه را نداده است. امیر المؤمنین حاضر میشود همسرش کشته بشود، خودش بیست و پنج سال خانه نشین بشود. اصحابش این همه ظلم بکشند ولی حاضر نیست میفرماید: «أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْر» شما دوست دارید من با ستم به پیروزی بریسم!
یا به ایشان میگویند شما که الان به قدرت رسیدی یک مقدار به «معاویه» ترحم کن، به «طلحه و زبیر» مقامهای بده تا بعدا خوب که مسلط شدی اینها را کنار بزنی؛ حتی اینجا هم امیر المؤمنین میگوید من همچنین کاری نمیکنم میدانم «طلحه و زبیر» اگر مسلط بشوند به مردم ظلم خواهند کرد این را یقین دارم ظلم میکنند.
اگر من «طلحه و زبیر» را مأمور کردم، و مسئولیت دادم اینها ظلم کردند فردا من مسئول هستم و همچنین کاری نمیکنم.
نسبت به «معاویه» و امثال او میفرماید جز شر از اینها چیز دیگر سر نمیزند.
«فَإِنَّمَا هُوَ الشَّيْطَانُ»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 415
حضرت تعبیر شیطان در مورد «معاویه» به کار برده است میفرماید من همچنین کاری نمیکنم که بیاییم «أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْر»؛ با ستم و ظلم بخواهم حکومت به دست بیاورم و یا حکومتم را استوار کنم، ولی طرفهای مقابل با ظلم و ستم حکومتش را بر قرار میکند.
همچنین حضرت در خطبه 224 نهج البلاغه تعبیری دارد. من اوایل طلبگی که بالای 150 از خطبههای نهج البلاغه را حفظ کرده بودم یکی از آن خطبهها خطبه 224 بود که استاد مان سفارش کرده بود این خطبه را حفظ کنید.
امیر المؤمنین میگوید:
«وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِيتَ عَلَى حَسَكِ السَّعْدَانِ مُسَهَّداً»
اگر من را روی خارهای تیز سعدان بخوابانند این خارها کل بدنم را سوراخ سوراخ کنند.
«أَوْ أُجَرَّ فِي الْأَغْلَالِ مُصَفَّداً»
و به زنجیر بکشند همینطور بکشند، تمام بدنم زخمی بشود
«أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ»
این نزد من محبوبتر است روی خارها بخوابم، خارها بدنم را سوراخ سوراخ کند و با زنجیر من را بکشند تمام بدنم زخمی بشود محبوبتر است تا من فردا که نزد خدا و پیامبر میروم در حق یک نفر ظلم کرده باشم.
«وَ غَاصِباً لِشَيْءٍ مِنَ الْحُطَامِ»
به اندازه یک صدم و یک هزارم دینار حق دیگری را غصب کرده باشم.
«وَ كَيْفَ أَظْلِمُ أَحَداً لِنَفْسٍ يُسْرِعُ إِلَى الْبِلَى قُفُولُهَا وَ يَطُولُ فِي الثَّرَى حُلُولُهَا وَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ عَقِيلًا وَ قَدْ أَمْلَقَ حَتَّى اسْتَمَاحَنِي مِنْ بُرِّكُمْ صَاعاً وَ رَأَيْتُ صِبْيَانَهُ شُعْثَ الشُّعُورِ غُبْرَ الْأَلْوَانِ مِنْ فَقْرِهِمْ»
بعد میگوید من دیدم برادرم «عقیل» آمد از گرسنگی رمق نداشت و فرزندان او از شدت گرسنگی رنگی در صورت شان نبود، فقر کل زندگی او را از هم پاشانده بود.
«كَأَنَّمَا سُوِّدَتْ وُجُوهُهُمْ بِالْعِظْلِمِ وَ عَاوَدَنِي مُؤَكِّداً وَ كَرَّرَ عَلَيَّ الْقَوْلَ مُرَدِّداً»
صورتهای اینها از شدت گرسنگی همه چروک شده بود. چندین بار رفت و آمد که برادر فرزندانم دارند دچار مشکل میشوند یک مقدار از بیت المال به من بیشتر بده این سهمیه که میدهی من فرزند زیاد دارم کفایت نمیکند.
«فَأَصْغَيْتُ إِلَيْهِ سَمْعِي فَظَنَّ أَنِّي أَبِيعُهُ دِينِي وَ أَتَّبِعُ قِيَادَهُ»
هرچه گفت گوش کردم تصور کرد میخواهم به خاطر برادرم دینم را میفروشم.
«مُفَارِقاً طَرِيقَتِي فَأَحْمَيْتُ لَهُ حَدِيدَةً ثُمَّ أَدْنَيْتُهَا مِنْ جِسْمِهِ لِيَعْتَبِرَ بِهَا»
همان کاری که انجام میدهد انجام میدهم من برای این که یک موعظه عملی برای او نشان بدهم یک آهنی را داغ کردم این آهن داغ را نزدیک بدنش کردم. چشمهای عقیل هم دید نداشت نابینا بود
«فَضَجَّ ضَجِيجَ ذِي دَنَفٍ مِنْ أَلَمِهَا وَ كَادَ أَنْ يَحْتَرِقَ مِنْ مِيسَمِهَا»
آن چنان از شدت حرارت این آهن ضجه کرد نزدیک بود پوست بدنش بسوزند، داد و بیداد کرد چرا من را میخواهی بسوزانی پول نمیخواهی بده نده برای چه میسوزانی؟
«فَقُلْتُ لَهُ ثَكِلَتْكَ الثَّوَاكِلُ يَا عَقِيلُ»
گفتم ای «عقیل» عزیزانت به عزایت بنشینند
«أَ تَئِنُّ مِنْ حَدِيدَةٍ أَحْمَاهَا إِنْسَانُهَا لِلَعِبِهِ»
از یک آهنی که برای شوخی من این را برداشتم داغ کردم نزدیک بدنم کردم و به بدنت نچسپاندم تو داری این قدر ناراحتی میکنی و ضجه میزنی!
«وَ تَجُرُّنِي إِلَى نَارٍ سَجَرَهَا جَبَّارُهَا لِغَضَبِهِ»
میخواهی من با این کار خیانت کنم اموال مسلمین را در اختیار تو قرار بدهم و گرفتار آتش باشم که خدای جبار از غضبش آن را فروزان کرده است.
«أَ تَئِنُّ مِنَ الْأَذَى»
از این شوخی که یک مقدار پوست بدنت داغ شد داری ناله میکنی!
«وَ لَا أَئِنُّ مِنْ لَظَى»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 347
از آتش جهنم شعله ور که پوست و مغز استخوان انسان، کلیهها و جگر انسان را میسوزاند ناراحت نشوم!
علی این است. شما این را مقایسه کنید با دیگرانی که آمدند حکومت را به زور و ظلم تصاحب کردند.
من به عنوان نمونه مطلبی که خود آقایان آوردند را نشان میدهم «صحیح بخاری» حدیث 3467 خلیفه دوم آخرین خطبه ای که خواند میگوید در سقیفه بنی ساعده آمدیم دیدیدیم «انصار» با ما مخالف هستند و «سعد ابن عباده» در یک گوشه ای بود ایشان را کتک زدند و گفتند «سعد ابن عباده» کشته شد گفتم:
«قَتَلَهُ الله»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص 1341، ح3467
«قتل الله سعداً، اقتلوه فإنه منافق»
شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج20، ص13
بعضی منابع دارند «اقتلوه فإنه منافق» در «صحیح بخاری» یک مقدار محترمانه گفته است «فقال عُمَرُ قَتَلَهُ الله» خدا «سعد ابن عباده» را بکشد.
از «عایشه» در حدیث 3467 است میگوید وقتی پیامبر اکرم از دنیا رفت:
«لقد خَوَّفَ عُمَرُ الناس وَإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا»
عمر در میان مردم ایجاد رعب و وحشت ایجاد کرد!
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص 1341، ح3467
یعنی با رعب و وحشت میخواهند خلافت را به دست بگیرند. آیا علی همچنین کاری میکند؟ همچنین کاری نمیکند.
مجری:
یعنی اگر کسی هم میخواست حمایت بکند و برای امیر المؤمنین به صحنه بیاید دیگر ترسید و جرأت نکرد جانش در خطر است.
حضرت ایت الله حسینی قزوینی:
میگوید همه را متهم به نفاق کردند، خیلی عجیب است. امثال این عبارتها زیاد است.
یا کتاب «انساب الاشراف بلاذری» را ملاحظه بفرمایید در جلد 1 میگوید:
«بعث أبو بكر عمرَ بن الخطاب إلى علي رضي الله عنهم حين قعد عن بيعته وقال: ائتني به بأعنف العنف»
أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص253
با شدیدترین وضع و با بدترین شکنجه علی را حاضر کنید بیعت کند. آیا علی این چنین کرد؟ آیا پیامبر همچنین کاری کرد که بیاید بگوید مشرکین را به بدترین شکنجه بیاورید تا مسلمان بشود.
امیر المؤمنین همچنین چیزی را بلد نیست در قاموس علی این نیست «أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْر»؛ آیا انتظار دارید من با جور و ظلم به نصرت برسم؟ ولی دیگران این کار را کردند.
یا کتاب «جوهری – السقیفه والفدک» مطلبی دارد که خیلی درد آور است. راوی میگوید من کنار ابوبکر بودم، عمر، ابو عبیده جراح تعداد اصحاب سقیفه هم بودند
«وهم محتجزون بالأزر الصنعانية»
ازار صنعانیه از برگ درخت خرما است و خیلی تیز است کسانی که بالای درخت میروند لباسهای ضخیم میپوشند تا مبادا این برگهای درخت خرما تن را اذیت کند. میگوید از برگ درخت خرما تازیانه درست کرده بودند وقتی به طرف میزدند خون فواره میزد.
«لا يمرون بأحد إلا خبطوه»
به هرکس میرسیدند میگفتند بیعت میکنی یانه؟ اگر بیعت نمیکرد با تازیانه صنعانی به سر و کله اش میزدند.
«وقدموه فمدوا يده»
میکشیدند و دستش را به دست ابوبکر میگذاشتند.
«فمسحوها على يد أبي بكر يبايعه»
میآوردند به زور دستش را به دست ابی بکر میکشاندند تا بیعت کند.
«شاء ذلك أو أبى»
خودش بخواهد یا نخواهد.
كتاب: السقيفة وفدك؛ نويسنده: الجوهري (وفات : 323)، تحقيق: تقديم وجمع وتحقيق: الدكتور الشيخ محمد هادي الأميني، ناشر: شركة الكتبي للطباعة والنشر - بيروت – لبنان: 1413 – 1993 م، ص48
آقای «جرجانی» آیا اینها انتظار دارد امیر المؤمنین هم همچنین کاری بکند؟ امیر المؤمنین میفرماید: «أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْر» من بخواهم به خلافت برسم با ظلم به دیگران و سلب آزادی دیگران همچنین کاری نمیکنم.
لذا امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بیست و پنج سال خانه نشین شد، و لب فرو بست
«فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِي نَهْبا»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص48
در این زمینه مطالب زیاد است ان شاءالله در جلسه بعد اگر یاد آوری کنید من سه – چهار سوال اساسی از آقای «جرجانی» و همفکران ایشان دارم و سوالات من هم برگرفته از منابع دست اول عزیزان اهل سنت است.
مجری:
حتما بحث را در برنامه بعدی ادامه خواهیم داد. حضرت استاد از شما ممنونیم سایه تان مستدام باشد. دوستان عزیز از شما هم ممنون و سپاسگزارم که امشب هم برنامه «حبل المتین» را همراهی فرمودید، با تمام وجودمان برای سلامتی و تعجیل در ظهور و فرج آقا جانمان، مولایمان امام زمان (اروحنا له الفداء) دعا میکنیم و از حضور شما عزیزان مرخص میشویم در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی خدا نگهدار!



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين