نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
پاسخ مرحوم امام به مناقشه سندی مرحوم صدر در روایت «اللهم ارحم خلفائی»
کد مطلب: 16350 تاریخ انتشار: 05 آذر 1404 - 19:03 تعداد بازدید: 316
خارج فقه الحکومه » فقه
پاسخ مرحوم امام به مناقشه سندی مرحوم صدر در روایت «اللهم ارحم خلفائی»

(جلسه هشتاد و هفتم 06 02 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و یکم

(جلسه هشتاد و هفتم 06 02 1404)

موضوع: پاسخ مرحوم امام به مناقشه سندی مرحوم صدر در روایت «اللهم ارحم خلفائی»

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

سلام علیکم ورحمة الله، در خدمت دوستان هستیم!

پرسش:

استاد سلام علیکم، یک توضیحی درباره مسئله ای که چهارشنبه در صدا و سیما پیش آمد می فرمایید.

پاسخ:

احتیاج به توضیح نیست، امسال صدا و سیما چند تا از این اشتباهات فاحش داشته است. نامه ای هم که همین چهار پنج ماه قبل مقام معظم رهبری به صدا و سیما نوشت بدون هیچ احترام و تشکری، خیلی نامه خشک و خالی بود و همه گفتند این نشان می دهد که مقام معظم رهبری از صدا و سیما راضی نیست.

بارها گفتیم از روز اول پیروزی انقلاب دشمن و در رأس آن آمریکا دنبال اختلاف مذهبی و قومی در ایران بود، آمدند کردها، ترک ها و لرها و... را علیه نظام بسیج کردند. آن هایی که تاریخ انقلاب را خوانده اند می دانند.

یکی از کارهایی که این ها می توانند استفاده کنند قضیه اختلاف مذهبی است در طول این چهل و پنج- شش سال، بارها امثال این قضایا اتفاق افتاده است.

این قضیه هم مشخص است برنامه ریزی شده است که در برنامه خانواده یک دفعه کلیپی پخش می شود که اصلا هیچ ارتباطی به آن برنامه ندارد، عوامل نفوذی در صدا و سیما هستند. در آن هیچ شک و شبهه ای نیست. رئیس صدا و سیما گفت عوامل شیرازی ها و... دست داشتند!!

بنده دو شب قبل مفصل در شبکه ولی عصر صحبت کردم گفتم آدرس عوضی به مردم ندهید! امثال شیرازی و این ها عددی نیستند که بیایند نفوذ کنند و یک برنامه این طور وقیحانه در صدا و سیما پخش کنند، هیچ شک و شبهه ای نیست کسانی مرتبط به آمریکا و اسرائیل هستند.

اگر بدبخت عامل شیرازی این کار را کرده باشد پنج سال، ده سال کمتر یا بیشتر زندانی می شود، زندگیش از هم می پاشد، شیرازی می خواهد چه کار کند؟! چطور می خواهد جبران کند؟! اما اگر دست آمریکا و اسرائیل باشد این آدم به زندان می رود، قطعا خانواده و زندگیش را تأمین می کنند، از زندان بیرون می آید و برای شان دعوت نامه و ویزا می فرستند و به خارج می برند، و تابعیت می دهند؛ یعنی همه این امکانات را به او می دهند، این می ارزد که کسی که بیاید اینچنین کاری انجام بدهد. باید در برابرش یک چیزی در نظر گرفته بشود که به این کار بیارزد. این کار، کار کوچکی هم نیست و عواقب بد دارد.

بدتر از آن پنجشنبه روز شهادت امام صادق (علیه السلام) مولوی محبی و یکی از این سازمان تبلیغاتی هایی که همه اش حرف های بی ربط در فضای مجازی می زند را آوردند، شروع کردند یک سری بحث های بی ربط را مطرح کردند که امام صادق افتخار می کرد که من فرزند ابوبکر هستم!

«وَ لَقَدْ وَلَدَنِي أَبُو بَكْرٍ مَرَّتَيْن‏»

كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج‏2 ؛ ص161

یا یک مولوی دیگر را آوردند می گفت امام صادق هر وقت اسم ابوبکر را می خواست ببرد، ابوبکر صدّیق می گفت! راوی گفت آیا شما صدیق می گویید؟ گفت بله

«هو الصدیق لا صدق الله من لم یقل له صدیق»

نمی دانم چرا این مطالب مزخرف را روز شهادت امام صادق دارند پخش می کنند؟ نه آن افراط آن طوری با آن توهین، نه این تفریط در روز شهادت امام صادق و این طور حرف زدن! خواستید دل اهل سنت را با این مطالب به دست بیاورید که با این کار تان قلب شیعه ها را جریحه دار کردید، الان در فضای مجازی شیعه ها دارند غوغا می کنند!

یکی از اعضای شبکه، آقای عباسی یک تحلیل تقریبا ده - پانزده سطری آماده کرده بود خبرنگارها از حوزه، و مهر همه پخش کردند، این ها از ترس برداشتند همین برنامه را از سایت صدا و سیما حذف کردند! نه آن طور افراط و نه این طور تفریط!

پرسش:

این را حذف کنند چه فایده ای دارد؟

پاسخ:

مشخص است صدا و سیما، مخصوصا در دوران آقای جبلی موفق نبوده است. حاج آقای ملکی قائم مقام حاج آقای اعرافی، تقریبا دو سال قبل از آمدن آقای جبلی یک هیأت و گروه کارشناسی حدود ده - دوازده نفر با حکم رهبری در صدا و سیما درست کرده بودند، روز اولی که آقای جبلی آمد این گروه را منحل کرد!

به نظرم اگر بنا است کسی را حذف کنند باید آقای جلیلی را از آن جا حذف کنند، اگر بنا است محاکمه کنند ایشان را باید محاکمه کنند همه این کارها زیر سر ایشان است. در ماه رمضان گذشته، شیخ رمضانی شانزده شب آوردند، ایشان علیه شیعه شبهات متعددی مطرح کرد، الان وهابی ها حرف های ایشان را علیه شیعه علم کرده اند.

آیت الله العظمی نوری همدانی در سوم یا چهارم ماه رمضان یک صحبتی کردند، گفتند صدا و سیما به حرف هیچ کس گوش نمی دهد، رئیس صدا و سیما می خواست به دیدن ما بیاید من او را راه ندادم.

این بدتر از مرگ است! آن ها باید همان جا استعفا می دادند، که یک مرجع روشن و انقلابی حاضر نیست رئیس صدا و سیما را در خانه اش راه بدهد!

(در ارتباط با تعامل با اهل سنت) فرمایش امام صادق (سلام الله علیه) را در کتاب اعتقادات شیخ صدوق صفحه 107ملاحظه بفرمایید

«وَ قِيلَ لِلصَّادِقِ- عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، إِنَّا نَرَى فِي الْمَسْجِدِ رَجُلًا يُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِكُمْ وَ يُسَمِّيهِمْ. فَقَالَ: «مَا لَهُ- لَعَنَهُ اللَّهُ- يَعْرِضُ بِنَا و قال اللّه تعالى: وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ قَالَ الصَّادِقُ- عَلَيْهِ السَّلَامُ- فِي تَفْسِيرِ هَذِهِ الْآيَةِ: لَا تَسُبُّوهُمْ فَإِنَّهُمْ يَسُبُّونَ.»

اعتقادات الإماميه( للصدوق)؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏ (وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: كنگره شيخ مفيد، مكان چاپ: ايران؛ قم‏، سال چاپ: 1414 ق‏، ص107(39 باب الاعتقاد في التقيّة)

بعضی از شیعه ها در مسجد به خلفا بد و بیراه می گویند حضرت می فرماید: «ما له» چه مرض دارد؟ خدا او را لعنت کند! تعبیر این است؛ یعنی مشخص است قضیه سب و شتم علنی و لعن علنی در عصر معصوم نیز بوده است. این تعبیر سنگینی است که امام علیه السلام به یک چنین کسی بفرماید: «لعنه الله».

کتاب اعتقادات شیخ صدوق صفحه 107 و کتاب اعتقادات شیخ مفید، صفحه 138شیخ صدوق سه سطر آورده است، شیخ مفید نزدیک به دو صفحه و نیم آورده و این قضیه را توضیح داده است.

در هر صورت ... این که ما بیاییم سبّ و شتم کنیم لعن علنی کنیم این خلاف نظر اهل بیت علیهم السلام است . اصلا خلاف عقل است، این که ما یک عبارتی بگوییم و با گفتن این عبارت اختلاف مذهبی در جامعه ایجاد بشود این عقلا نادرست است.

شما می آیید با یک سبّ و شتم و لعن مثلا به قول خودتان می خواهید قلب حضرت زهرا سلام الله علیها را خوشحال کنید از آن طرف صدها جوان را در معرض قتل وهابی ها و سنی ها قرار می دهید.

عبارت آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله تعالی علیه) خیل مهم است که می گویند: شما اگر در قم، کاشان، اصفهان، مشهد،‌ تهران، تبریز، -چند تا شهر را نام می برند- ایام فرحة الزهراء مطلبی بگویید، به مقدسات اهل سنت توهین کنید در آن طرف دنیا یک شیعه هتک حرمت بشود، آسیبی به یک شیعه برسد، شما ضامن هستید. آیا از این (فرمایش) واضح تر و روشن تر؟! شیعه و سنی، انقلابی و غیر انقلابی همه مرحوم آقای بهجت را قبول دارند. دیگر مراجع هم فتوا دادند اما فتوای مرحوم آقای بهجت خیلی فتوای سنگینی است.

متأسفانه بعضی از منبری ها و بعضی از این آخوند های ماجراجو و به ظاهر ولایی ولی در حقیقت غیر ولایی و ضد ولایی دارند یک سری بحث هایی را مطرح می کنند که مشکلاتی برای جامعه ایجاد می کنند.

در مورد «ولّدنی ابوبکر مرّتین» مرحوم سید جعفر مرتضی بحث خوبی دارد. ایشان می گوید اهل سنت قائلند امام صادق (علیه السلام) از نظر مادری (ام فروه) به قاسم ابن محمد ابن ابی بکر می رسد. درحالیکه اصلا قاسم ابن محمد ابن ابی بکر وجود خارجی ندارد! جزء موهومات است، یعنی خدا چنین آدمی را نیافریده است.

مطلب دیگر این که این مطلب فقط در کتاب کشف الغمه آمده و کشف الغمه از جنابذی نقل می کند که از علمای اهل سنت است. «ولدني ابو بکر مرتین» حتی با سند ضعیف هم در کتب شیعه نیامده است.

یک سری ماجراجو ها دارند این را مطرح می کنند و علاوه بر این فرضا ایشان آورده باشد شما ببینید جنابذی متوفی 611 است، امام صادق مستشهد 148 است، اگر بخواهد 611 از 148 نقل روایت کند حداقل چهارده پانزده تا واسطه می خواهد و هیچ سندی هم ذکر نمی کند، کشف الغمه دارد از جنابذی نقل می کند.

پرسش:

یک سری از کتاب ها بر این هستند که سند را نقل نمی کنند، چون بر خودش ثابت شده است.

پاسخ:

ثابت شده باشد، برای اهل سنت است به ما مربوط نیست

« لا معنى لاحتجاجنا عليهم برواياتنا فهم لا يصدقونا ولا معنى لاحتجاجهم علينا برواياتهم فنحن لا نصدقها»

الفصل في الملل والأهواء والنحل؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الطاهري أبو محمد الوفاة: 548، دار النشر: مكتبة الخانجي – القاهرة، ج4، ص78

این عبارت ابن حزم اندلسی است؛ معنا ندارد اهل سنت به کتاب های خودشان علیه ما استدلال کنند، ما هم بیاییم با کتاب های خودمان علیه اهل سنت استدلال کنیم.

(وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ)

و با آنها به روشي که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن!

سوره نحل (16): آیه 125

شما می خواهید برای اهل سنت مطلبی نقل کنید از کتاب های خودشان با سند صحیح با مقیاس خودشان نقل کنید. آن‌ ها هم اگر می خواهند علیه شیعه حرف بزنند باید از کتاب های شیعه با سند صحیح عند الشیعه استدلال کنند، این قانون کلی است.

پرسش:

استاد! یعنی شیعه و سنی کتاب های همدیگر و روایت های هم دیگر را قبول ندارند؟

پاسخ:

در موارد اختلافی نه، شما حساب کنید همین بحثی را که ما یک ماه قبل داشتیم.

«وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي»

السنة؛ اسم المؤلف: عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1400، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني، ج2، ص565، ح1188

پانزده تا سند اهل سنت آورده اند حد اقل پنج تا سندش صد در صد صحیح است، آیا به این عمل می کنند؟!

یا حدیث غدیر را مگر خودشان نقل نکردند؟! آیا به حدیث غدیر عمل می کنند؟!

«أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

«أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص684

با سی و هشت عنوان در بیش از دویست کتاب نقل کرده اند. آیا به این عمل می کنند؟! نه.

پرسش:

احتجاج می شود کرد؟

پاسخ:

بله احتجاج می کنیم، بزرگان هم از زمان شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، تقریبا کتاب های کلامی شان با احتجاج به اهل سنت برای اثبات حقانیت شیعه بوده است، آن ها هم تمام تلاش شان بر توجیه کردن است.

یا این عبارت از امام باقر (علیه السلام) است که عروة ابن عبد الله می گوید:

«سألت أبا جعفر محمد بن علي عن حلية السيف فقال لا بأس به قد حلى أبو بكر الصديق سيفه قال قلت وتقول الصديق قال فوثب وثبة واستقبل القبلة ثم قال نعم الصديق نعم الصديق فمن لم يقل الصديق فلا صدق الله له قولا في الدنيا والاخرة»

البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج9، ص311

«عن عروة عن عبد الله سألت أبا جعفر الباقر عن حلية السيف قال لا بأس به قد حلى أبو بكر الصديق رضي الله عنه سيفه قال قلت تقول الصديق قال نعم الصديق نعم الصديق نعم الصديق فمن لم يقل الصديق فلا صدق الله قوله في الدنيا و في الآخرة»

نام كتاب: الصوارم المُهرقة في نقد الصواعق المُحرقة( لابن حجر الهيثمي)؛ نويسنده: شوشترى، نور الله بن شريف الدين‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1019 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مطبة النهضة، تهران: 1367ق، ص235

خدمت ابا جعفر سوال کردم «عن حلیة السیف قال لا بأس به قد حلى أبو بكر الصديق رضي الله عنه سيفه»، حلیه آرایشی است که زمان سابق ‌دسته شمشیر را طلا کوب و نقره کوب می کردند. یا در بعضی از قسمت های شمشیر یک زینت آلاتی وصل می کردند می گوید شمشیر پیامبر هم زینت آلات داشته است، می گوید بله ابوبکر هم شمشیرش آرایش بوده است، بعد حضرت فرمودند: «قد حلى أبو بكر الصديق رضي الله عنه سيفه»، ابوبکر صدیق هم شمشیرش را آرایش کرده بود و زینتی کرده بود.

«قال قلت تقول الصديق» یابن رسول الله داری صدیق می گویی؟! «قال فوثب وثبة واستقبل القبلة» حضرت دو زانو نشست «ثم قال نعم الصديق نعم الصديق فمن لم يقل الصديق فلا صدق الله له قولا في الدنيا والاخرة»!

اولا اربلی در کشف الغمه از کتاب صفة الصفوة ابن جوزی سنّی مذهب نقل می کند و علاوه بر این، روایت در زمان بنی امیه صادر شده است، بنی امیه ای که:

«كانت بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه»

تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: مكتبة الرياض الحديثة - الرياض، تحقيق: عبد الوهاب عبد اللطيف، ج2، ص331

«كان بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه»

تهذيب التهذيب؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى، ج 7، ص 280، ح 541.

این ها به درد ما نمی خورد.

همچنین روایات متعدد دیگری داریم که ضد این روایت است، این عبارت را شما ملاحظه بفرمایید، طبرانی در معجم الکبیر دارد که حضرت رسول اکرم به حضرت امیرالمؤمنین فرمود:

«وَهَذَا الصِّدِّيقُ الأَكْبَرُ وَهَذَا فارُوقُ هذه الأُمَّةِ يُفَرَّقُ بين الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ وَهَذَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَالُ يَعْسُوبُ الظَّالِمِ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة: الثانية، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج6، ص269، ح6184

«أبو ليلى الغفاري لا يوقف له على اسم من حديثه ما رواه اسحاق بن بشر عن خالد بن الحارث عن عوف عن الحسن عن أبي ليلى الغفاري قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ستكون بعدي فتنة فإذا كان ذلك فالزموا علي بن أبي طالب فإنه أول من يراني وأول من يصافحني يوم القيامة هو الصديق الأكبر وهو فاروق هذه الأمة يفرق بين الحق والباطل وهو يعسوب المؤمنين والمال يعسوب المنافقين»

الاستيعاب في معرفة الأصحاب؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج4، ص1744، ح3157

«ما رواه إسحاق بن بشرٍ، عن خالد بن الحارث، عن عوف، عن الحسن، عن أبي ليلى الغفاري قال: سَمِعتُ رسولَ الله صلى الله عليه وسلّم يقول: (ستكونُ بعدي فتنة، فإذا كان ذلك فالزموا عَلِيَّ بن أبي طالب، فإنه أوّل من يراني، وأوَّل من يصافحني يوم القيامة، وهو الصديق الأكبر، وهو فاروقُ هذه الأمة، يفرق بين الحق والباطل، وهو يَعْسُوب المؤمنين)»

أسد الغابة في معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل أحمد الرفاعي، ج6، ص284

الاستیعاب، اسد الغابة، الاصابة، رسول اکرم فرمود: «فالزموا علي بن أبي طالب فإنه أول من يراني وأول من يصافحني يوم القيامة هو الصديق الأكبر وهو فاروقُ هذه الأمة، يفرق بين الحق والباطل»

باز ابن ابی شیبه از خود حضرت امیر دارد که می گوید: «انا عبد الله وأخو رسوله وأنا الصديق الأكبر لا يقولها بعدي إلا كذاب مفتر»

«عن عباد بن عبد الله قال سمعت عليا يقول انا عبد الله وأخو رسوله وأنا الصديق الأكبر لا يقولها بعدي إلا كذاب مفتر ولقد صليت قبل الناس بسبع سنين»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235 ، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج6، ص368

ابن ماجه قزوینی همین طور دارد:

«قال عَلِيٌّ أنا عبد اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِهِ صلى الله عليه وسلم وأنا الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ لَا يَقُولُهَا بَعْدِي إلا كَذَّابٌ صَلَّيْتُ قبل الناس لسبع سِنِينَ»

سنن ابن ماجه؛ اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275، دار النشر: دار الفكر - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1،‌ ص44

این عبارت در منابع اهل سنت است. کاری به مصادر شیعه هم نداریم، خودشان با سند های متعدد آوردند که صدیق فقط حضرت علی است، فاروق فقط حضرت علی است.

همچنین خودشان هم گفته اند واژه فاروق را یهودی ها به عمر دادند، لقب فاروق یادگاری یهود است، ولی با همه این حال، این قضایا را کنار می گذارند الان صدیق و فاروق در بین اهل سنت، عَلَمْ قطعی این دو نفر شده است.

ما کاری نداریم! بگویند؛ آزادند؛ ولی اجازه نمی دهیم بیایند نسبت به امام صادق (علیه السلام) با روایت دروغی که نقل شده است بخواهند در روز شهادت امام صادق جسارت کنند!

پرسش:

استاد! کتاب هایی که اهل سنت با استفاده از روایت شیعه می نویسند مثلا کتاب الشیعه والسنة احسان الهی ظهیر، احادیث را از کافی و کتب شیعه در مورد تحریف قرآن می آورد این ها را چطوری جواب بدهیم با توجه به این که در کتب شیعه این ها وجود دارد؟

پاسخ:

ما یک جواب نقضی می دهیم و یک جواب حلّی، جواب نقضی این است که شما ببینید در کتاب های خودتان الان تمام تفاسیر، تفسیر درّ المنثور، تفسیر قرطبی، اول سوره احزاب از عایشه از ابوبکر از ابو هریره، از هفت - هشت نفر نقل می کنند که سوره احزاب در زمان پیامبر:

«کانت بمنزلة سورة البقرة»

اما در اثر تحریفات این شکلی شد سوره بقره دویست و هشتاد و اندی آیه دارد، احزاب هفتاد تا آیه دارد این دویست تا آیه کجا رفته است، جواب این را به ما بدهید، چشم ما هم بعدا جواب این روایات تحریف قرآن کافی را می دهیم.

وقتی که قرآن را جمع می کردند خلیفه دوم چند بار چند تا آیه آورد (هر کس آیه می آورد می گفت باید دو تا شاهد بیاوری) چون عمر شاهد نداشت کاتبین وحی آیه هایی که عمر آورده بود را قبول نکردند.

یا قضیه ی:

«فدخل داجن فأكلها»

مسند أبي يعلى؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي الوفاة: 307، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، تحقيق: حسين سليم أسد، ج 8، ص 64

«قال في ذلك الحديث وكانت الصحيفة تحت السرير فاشتغلنا بدفن رسول الله فدخل داجن البيت فأكله»

أصول السرخسي؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن أبي سهل السرخسي أبو بكر الوفاة: 490، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، ج2، ص80

روایت صحیح و از عایشه است که می گوید: آیه ای نازل شده بود ما این را در برگ گیاهی نوشته بودیم هنگام دفن پیامبر سر مان مشغول شد یک بزغاله ای آمد و این آیه را خورد و رفت!! این آیه چه چیزی بود؟ این آیه ای که بز خورد و به شکم بز رفت چه آیه ای یود؟! شاید در همان جا گفته است حضرت علی خلیفه من است، آیه ای در رابطه با خلافت حضرت علی بوده است، بفرمایید از شکم بز آن را در بیاورید بگویید چه بوده است؟

جواب حلی را در تحریف قرآن آیت الله العظمی خوئی در کتاب البیان داده است. یعنی من ندیدم تمام کسانی که در حوزه تحریف قرآن جواب دادند مثل ایشان استدلالی، محترم و مؤدب جواب داده باشند. می فرماید این ها معمولا تفسیری از قرآن بوده است نه تحریف.

همان طوری که آقای آلوسی، و سیوطی در کتاب درّ المنثور و دیگران از عبد الله ابن مسعود آورده اند:

«كنا نقرأ على عهد رسول الله ( صلى الله عليه و سلم ) ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج6، ص193

«أخرج ابن مردويه عن ابن مسعود: كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك) ان عليا مولى المؤمنين (وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس)

الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت – 1993، ج3، ص117

«وأخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس)»

فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1250، دار النشر: دار الفكر – بيروت، ج2، ص60

کان دلیل بر استمرار است، کنا ضمیر مع الغیر دلیل بر فراگیری. «كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك) ان عليا مولى المؤمنين (وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»، بیایید این را جواب بدهید، بزرگان شما همه نقل کرده اند.

هر جوابی که به ما می دهید، ما هم همان جواب را نسبت به آیات قرآن می دهیم، ما هم نمی گوییم در قرآن «منزل علی النبی بلغ ما انزل الیک من ربک ان علیا ولی الله» تفسیری بوده است رسول اکرم در کنار این آیه این را بیان کرده است.

می گوید ما آیه را این طوری قرائت می کردیم روایاتی که در کافی و دیگر مصادر است این شکلی بوده است، نه این که «منزل علی رسول الله من قِبَل جبرئیل» بوده است!

پرسش:

آیا عنوان سبّ کلمه لعن را هم شامل می شود؟

پاسخ:

بله در این عصر، لعن شامل سبّ هم می شود، ولی سبّ و شتم نقل مطالب زشت و وقیح است، لعن طلب دعا من الله است اللهم اللعن؛ خدایا از رحمتت دور کن، لعن دست ما نیست ما از خدا می خواهیم، ولی فحش دست ما است می گوییم پدرت فلان، مادرت فلان، از این حرف های زشت می زنیم، این تفاوت بین سب و لعن است.

در قرآن یک آیه، آیه 108 سوره انعام در رابطه با سب داریم:

(وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ)

(به معبود) کساني که غير خدا را مي‌خوانند دشنام ندهيد

سوره انعام (6): آیه 108

در رابطه با لعن حدود پنجاه آیه در قرآن داریم.

در کتاب موسوعة اطراف الحدیث (حدود چهارده پانزده جلد است) قبل از این که کامپیوتر بیاید خیلی کتاب خوبی بود.

مثلا کلمه اللهم را در حدود دویست و پنجاه مورد از کتب اهل سنت آورده و فهرست گرفته است. عبارت «لعن رسول الله» را در روایات حدود سیصد مورد نقل کرده است.

«لعن الله الراشي والمرتشي»

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج8، ص148

واژه لعن در تعابیر مختلف از رسول اکرم آمده است.

این عبارت ها را در کتاب موسوعة اطراف الحدیث آورده است.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

بحث در رابطه با حدیث «اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي» به فرمایشات امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) رسید. در این موضوع فرمایشات بزرگان را آوردیم، فرمایش مرحوم آقای خویی، فرمایش مرحوم آقای میلانی، فرمایش مرحوم آقای صدر (رضوان الله تعالی علیهم) را نقل کردیم.

اما در رابطه با امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) من یک خلاصه ای را عرض کنم، امام خمینی در کتاب های مختلف این عبارت را دارد، در کتاب الاجتهاد والقلید دارد، در کتاب رسائل دارد، اما مفصّل آن را در کتاب البیع مطرح کرده است.

«فولاية الفقيه بعد تصوّر أطراف القضيّة، ليست أمراً نظريّاً يحتاج إلي برهان»

قضیه ولایت فقیه امر نظری نیست که ما بخواهیم برهان بیاوریم، یک بحث عقلی و قطعی است.

«ومع ذلك دلّت عليها - بهذا المعنى الوسيع - روايات نذكر بعضها»

كتاب البيع؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني، تهران: 1421، ج 2، ص 627

تا آن جایی که ایشان دوازده تا روایت نقل می کند. «وما ورد في حق العلماء من كونهم (حصون الاسلام)، (أمناء)، و (ورثة الأنبياء)، و (خلفاء رسول الله)، و (أمناء الرسل)، وأنهم (كسائر الأنبياء)، و (منزلتهم منزلة الأنبياء في بني إسرائيل)، وأنهم (خير خلق الله بعد الأئمة إذا صلحوا)، وأن (فضلهم على الناس كفضل النبي على أدناهم)، وأنهم (حكام على الملوك)، وأنهم (كفيل أيتام أهل البيت)، و (أن مجاري الأمور والأحكام على أيدي العلماء بالله الأمناء على حلاله وحرامه)»

در کتاب البیع در حدود چهل_ پنجاه صفحه آورده است.

بعد می فرمایند:

«فإن الخدشة في كل واحد منها سندا أو دلالة ممكنة، لكن مجموعها يجعل الفقيه العادل قدرا متيقنا، (فقیه عادل قدر متیقن) كما ذكرنا في الاستدلال بمقبولة عمر بن حنظلة»

كتاب: الاجتهاد والتقليد؛ نويسنده: السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الإمام الخميني، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الإمام الخميني، چاپ : 1418 – 1376ش، ص25

بعد ایشان شروع به بیان ادله ولایت فقیه می کند

«أدلّة ولاية الفقيه فولاية الفقيه بعد تصوّر أطراف القضيّة، ليست أمراً نظريّاً يحتاج إلي برهان، ومع ذلك دلّت عليها - بهذا المعنى الوسيع - روايات نذكر بعضها: الاستدلال بمرسلة الفقيه فمنها: ما أرسله في «الفقيه» قال قال أمير المؤمنين (عليه السلام): « قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم): اللهمّ ارحم خلفائي» . قيل: يا رسول الله، ومن خلفاؤك؟ قال: (الذين يأتون من بعدي، يروون عنّي حديثي وسنّتي). ورواه في (عيون الأخبار) بطرق ثلاثة رجال كلّ يغاير الآخر كما وأنّ محالّ نقل الحديث متفرّقة ، فذكر في خلال ما يقرب من مائتي حديث ، وزاد في آخره: « فيعلّمونها الناس من بعدي». وعن «معاني الأخبار» بسند رابع - غيرها - نحوه. وعن «المجالس» بسند مشترك مع الرابع في أواخره، وفي آخره: ثمّ يعلّمونها «وعن صحيفة الرضا ( عليه السلام ) بإسناده عن آبائه (عليهم السلام) نحوه وعن عوالي اللآلي نحوه، وفي آخره: أولئك رفقائي في الجنّة وقريب منه عن الراونديّ وغيره»

كتاب البيع؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني، تهران: 1421، ج 2، ص 627

به این حدیث: «اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي» می رسند. به نظرم از همه آقایان غیر از آقای منتظری که در کتاب ولایت فقیه خیلی مفصل بحث کرده است کسی مثل حضرت امام بحث نکرده است.

حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) نسبت به فقهاء قبل خودشان از همه بیشتر سرمایه گذاری کرده اند یعنی شما با فرمایشات شیخ انصاری، با فرمایشات مرحوم نائینی و دیگر بزرگواران حتی مرحوم آقای صدر و... مقایسه کنید، از همه شان بیشتر روی حدیث «اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي» ایشان وقت گذاشته است.

همان عبارتی که من لایحضره الفقیه دارد و ما آوردیم از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

«وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي يَرْوُونَ حَدِيثِي وَ سُنَّتِي‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج4، ص420

در پاروقی هم عین پاورقی کتاب البیع را من آوردم. باز عبارت: ورواه في (عيون الأخبار) بطرق ثلاثة رجال كلّ يغاير الآخر»؛ یعنی این ها طوری نیست که سند به یک راوی برسد.

اگر بیست تا روایت داشته باشیم و آخرش به زراره برگردد، خبر واحد است یا در وسط تمام این بیست تا روایت مثلا به جابر این یزید جعفی برسد، بیست تا است اما در حقیقت یک روایت بیشتر نیست، یعنی همه از قول جابر یا از قول زراره شنیدند، این که می فرمایند «رجال كلّ يغاير الآخر» این سه تا روایت راویانش همه با راویان روایت دیگر مغایر است.

پرسش:

از حیث رتبه و زمان می فرماید؟

پاسخ:

فرقی نمی کند، ما کاری نداریم از اول تا آخر سند با آن سند دیگر مغایر است، یعنی راویان این سه تا سند در هیچ جا تلاقی ندارد. از معانی الاخبار بسند رابع آدرس دادند، «وعن معاني الأخبار بسند رابع - غيرها - نحوه. وعن المجالس بسند مشترك مع الرابع في أواخره، وفي آخر امالی شیخ صدوق بسند مشترک مع الراوي»

امام خمینی به همه این ها دقت دارد و می گوید آن جا هایی که مثلا امالی آمده است با معانی الاخبار در آخرش راوی یکی شده است، یعنی در حقیقت سند یکی است، اگرچه مثلا از هفت تا راوی شش نفر مغایر هم هستند، ولی یک جا آمده است یک راوی خورده یعنی در حقیقت یک سند است. «في آخره: ثمّ يعلّمونها » در روایت معانی الاخبار این نیست و در این جا هست

«وعن صحيفة الرضا ( عليه السلام ) بإسناده عن آبائه (عليهم السلام) نحوه وعن عوالي اللآلي نحوه، وفي آخره: أولئك رفقائي في الجنّة وقريب منه عن الراونديّ وغيره» در آخرش هم دارد أولئك رفقائي في الجنّة من این عبارت را از خود عوالي اللآلي آوردم.

«وَ قَالَ (ص) رَحِمَ اللَّهُ خُلَفَائِي قِيلَ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ بَعْدِي وَ يَرْوُونَ سُنَّتِي وَ يَحْفَظُونَ حَدِيثِي عَلَى أُمَّتِي أُولَئِكَ رُفَقَائِي فِي الْجَنَّةِ»

عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية؛ نويسنده: ابن أبي جمهور، محمد بن زين الدين‏ (تاريخ وفات مؤلف: زنده در 901 ق‏) ، محقق / مصحح: عراقى، مجتبى‏، ناشر: دار سيد الشهداء للنشر، قم: 1405ق، ج4، ص64

«وقريب منه عن الراونديّ وغيره»، این آخرین جمله امام (رضوان الله تعالی علیه) است، ایشان آدرس به مستدرک الوسائل دادند. نه آدرس قطب الدین راوندی آمده است، نه دیگران را آورده اند فقط آدرس به مستدرک دادند.

این را من از کتاب لب اللباب قطب الدین راوندی که خیلی هم به زحمت فایل پی دی اف آن را پیدا کردم، نقل می کنم. لب اللباب جلد 2، برای قائمیه اصفهان است، قائمیه اصفهان داشت از این ها گرفتم.

قطب الدین راوندی متوفی 573 است، مستدرک هم از او نقل کرده است، منیة المرید شهید ثانی هم از او نقل کرده است.

پرسش:

راویانش همه صحیح هستند؟

پاسخ:

نه، هیچ کدام صحیح نیست.

عبارت قطب الدین راوندی این است، اصلا عبارت با عبارت های دیگر تفاوت دارد، آن جا دارد: «اللهم ارحم خلفائي» این جا:

«رحمة الله علی خلفائي»

دارد.

«قالوا: و ما خلفاؤك یا رسول الله؟»

نمی گوید «ومن خلفاؤک» عبارت ها فرق دارد.

«قال: الذین یحیون سنتی و یعلمونها عباد الله ومن یحضره عند الموت»

موقع جان دادن هم سنت من را به او تلقین می کنند، یعنی همان توحید و رسالت

«وهو یطلب العلم لیحیي به الاسلام»

خلفای من طلب علم می کنند تا اسلام را زنده کنند.

«فبینه وبین الانبیاء درجة»

این علمایی که «یحیون سنتی و یعلمونها عباد الله» بین این ها و بین انبیاء فقط یک درجه بیشتر نیست.

این عبارت را اهل سنت هم نقل کردند ابن عبد البر صاحب الاستیعاب، متوفی 463 می گوید:

«وبهذا الإسناد عن الحسين قال قال رسول اله صلى الله عليه وسلم رحمة الله على خلفائي ثلاث مرات قالوا ومن خلفاؤك يا رسول الله قال الذين يحيون سنتي ويعلمونها عباد الله»

جامع بيان العلم وفضله؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد البر النمري الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت – 1398، ج1، ص46

«وبهذا الإسناد عن الحسین» مراد امام حسین (علیه السلام) است.«قال رسول اله صلى الله عليه وسلم رحمة الله على خلفائي ثلاث مرات» در کتاب قطب الدین راوندی ثلاثة مرات نبود، این ها ثلاثه مرات هم دارند، آن جا داشت «ما خلفاؤک»، این جا دارد «من خلفائک».

«قالوا ومن خلفاؤك يا رسول الله قال الذين يحيون سنتي ويعلمونها عباد الله» آن قسمت آخرش یعنی «فبینه وبین الانبیاء درجة» را هم ندارد.

جامع بيان العلم وفضله، یکی از کتاب هایی است که اهل سنت در تاریخ علم حدیث دارند و کتاب بی نظیری هم است این کتاب برای ابن عبد البر است.

فخر الدین رازی هم متوفی 606، چند تا دلیل برای موضوعی آورده است «الحسن مرفوعا»، ظاهرا از امام حسن دارد نقل می کند نه حسن بصری. معمولا «حسن» مطلق اانصراف به حسن بصری دارد.

کلمه مرفوعا اگر در کتب شیعه باشد یعنی روایت مرفوعه است یعنی سند قطع شده است مثلا راوی اول را گفته است چهار_ پنج تا راوی را حذف کرده است، است سراغ راوی ششم یا هفتم رفته نقل کرده است.

مرفوع از دیدگاه اهل سنت یعنی منسوباً مثلا عایشه مرفوعا عن النبي یعنی منسوباً عن النبي، علی ابن ابی طالب مرفوعا عن النبي یعنی منسوبا عن النبي آقایان این را دقت کنند.

همین روایت را آورده است، احیاء العلوم غزالی نیز همین تعبیر را دارد. در پاورقی کتاب راجع منیة المرید شهید ثانی نیز این را آورده است.

«وروي ذلك أنه قاله لعلي عليه السلام أيضا. وقوله صلى الله عليه وآله: رحم الله خلفائي: فقيل: يا رسول الله! ومن خلفاؤك؟ قال: الذين يحيون سنتي ويعلمونها عباد الله»

كتاب: منية المريد؛ نويسنده: الشهيد الثاني (وفات : 965)، تحقيق: رضا المختاري، ناشر: مكتب الإعلام الإسلامي، چاپ : 1409 - 1368 ش، ص102

منیة المرید صفحه 102، بحار جلد 2، صفحه 25.

بعد امام خمینی یک تحلیلی روی حدیث دارد که ان شاء الله در جلسه بعدی خدمت دوستان هستیم!

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :