نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
از سامرّا تا مدینه؛ زندگی و عصر امامت امام هادی(علیه السلام)
کد مطلب: 16378 تاریخ انتشار: 16 آذر 1404 - 16:26 تعداد بازدید: 327
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
از سامرّا تا مدینه؛ زندگی و عصر امامت امام هادی(علیه السلام)

برنامه افضل الاعیاد 23 04 1401

لينک دانلود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه افضل الاعیاد 23 04 1401 (قسمت پنجم)

عنوان برنامه: از سامرّا تا مدینه؛ زندگی و عصر امامت امام هادی(علیه السلام)

مباحث مطرح شده در این برنامه:

1. ولادت امام هادی (علیه السلام)؛

2. سرداب مقدس؛

3. کتاب موسوعه امام هادی (علیه السلام)؛

4. مناظرات امام هادی (علیه السلام)؛

5. زیارت غدیریه امام هادی (علیه السلام)؛

5. امیر المؤمنین (علیه السلام) وارث و برادر رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم).

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای سید محمد صفایی

مجری:

الا ز خالق و خلقت سلام حضرت هادی * الا ولایت و فیض مدام حضرت هادی

الا کلام تو خیر الکلام حضرت هادی * الا به دست تو دین راز ما حضرت هادی

تویی به ملک الهی امام حضرت هادی * وصی حضرت خیر الأنام حضرت هادی

حساب فضل تو بیرون بود ز حد و شماره * ولادتت به جهان داد آبروی دوباره

سزد که چرخ فشاد به پات ماه و ستاره * کند به خاک درت سجده آفتاب هماره

اگر به یاد تو گیرند لحظه لحظه هزاره * فضائل تو نگردد تمام حضرت هادی

تو جد مهدی و باب حسن عزیز جوادی * ولی کل خلائق امام کل عبادی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم والعَنْ اعدائهم، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَن‏ یَا عَلي بن المحمد الهادي

عرض سلام و ارادت خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند عاشقان و موالیان حضرات ال الله (صلوات الله علیهم اجمعین) در هر نقطه ای از جهان، تبریک و تهنیت عرض می کنم فرا رسیدن پانزدهم ماه ذی الحجه ولادت دهمین امام، دوازدهمین معصوم حضرت امام هادی (علیه السلام) را به محضر امام مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و هم چنین خدمت شما و هم چنین عرض تبریک ایام دهه ولایت و امامت با برنامه افضل الاعیاد ویژه این دهه مبارکه از شهر مقدس قم جوار کریمه اهل بیت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم.

از محضر کارشناس ارجمند شبکه آیت الله دکتر حسینی قزوینی استفاده می‌کنیم، حاج آقا سلام علیکم خیلی خوش آمدید تبریک عرض می‌کنم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت همه گرامیان را از خدای منان می‌خواهم، دهه امامت و ولایت را و همچنین میلاد مبارک و خجسته امام هادی (سلام الله علیه) را به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الاعظم آن نازنین وجودی که: «بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»؛ تبریک و تهنیت می گوییم همچنین خدمت شما گرامیان و عزیزان بیننده برنامه.

برای این که یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم عرض می‌کنیم:

سر فصل کتاب آفرینش زهراست * روح ادب و کمال و بینش زهراست

روزی که گشایند درِ باغ بهشت * مسئول گزینش و پذیرش زهراست

آن های که با فاطمه زهرا در این دنیا ارتباطی نداشتند انگشت تأسف بر دندان می گیرند بلکه دست تأسف «يَعَضُّ عَلَى يَدَيْه» و آن های که با صدیقه طاهره در دنیا ارتباط معنوی داشتند اظهار عشق و علاقه کردند و اظهار ارادت کردند قدرت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را خواهند دید که با شفاعتش نه تنها شیعیان او بلکه کسانی که به شیعیان حضرت زهرا آب و نانی دادند لباسی هدیه دادند احترامی کردند مشکلی از شیعیان حضرت زهرا بر طرف کردند به برکت شفاعت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) وارد بهشت خواهند شد.

روزی که گشاید درِ باغ بهشت * مسئول گزینش و پذیرش زهراست

امیدواریم که ان شاء الله خدای عالم در دنیا و آخرت دست ما را از دامن صدیقه طاهره کوتاه نکند.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، «السلام علی الصدیقة الطاهره فاطمه الزهرا (سلام الله علیها). خیلی ممنون و متشکرم چون در شب میلاد با سعادت امام هادی (علیه السلام) هستیم بسیار جا دارد بخشی از برنامه را به وجود مبارک امام هادی اختصاص بدهیم!

در مورد ولادت حضرت ، دوران امامت حضرت و خلفائی که معاصر بودند این دوران فکر می کنم شاید کمتر به آن پرداخته شد مناسب است که به اشاره بفرمایید در خدمت تان هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در رابطه با آقا امام هادی (سلام الله علیه) امام دهم و معصوم دوازدهم و جد بزرگوار حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) همان طور که حضرتعالی اشاره کردید نیمه ذی الحجة سال 212 حضرت به دنیا آمدند.

پدر بزرگوارشان امام جواد سال 220 به شهادت رسید حضرت هشت سال بیشتر نداشت یعنی در هشت سالگی به امامت رسیدند.

در میان ائمه (علیهم السلام) شاید جزء کسانی است که بیشترین دوران امامت را داشتند سی و سال دوران امامتِ امام هادی بود، سال 254 به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

مادر بزرگوارشان به نام «سُمانه» که از زن های متدینه و مشهور به خانم متدین و پاک بود. خلفای عصرش «معتصم عباسی، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و المعتز» بودند که لعنت خدای عالم بر این ها موالیان و مدافعان شان باد!

قضیه احضار یا جلب حضرت از «مدینه» به «سامراء» هم سال 234 صورت گرفت یعنی چهارده سال بعد از شهادت امام جواد (سلام الله علیه) تقریباً در سن 24 یا 22 سالگی حضرت را از «مدینه» به «سامراء» کشاندند، جسارت و اهانت های زیادی به حضرت هادی شد. قبلاً از «مدینه» به «سامراء» حضرت را آورده بودند ولی دوباره بر گردانده بودند. ولی بعد از 234 حضرت در «سامراء» زندانی نظامی شد.

بعد از آن آقا امام عسکری (سلام الله علیه) مشخص است از 254 امام هادی به شهادت رسید، شش سال بیشتر امامتِ امام عسکری طول نکشید؛ یعنی از همه ائمه کمتر دوران امامتِ امام عسکری (سلام الله علیه) بوده است.

این در حقیقت خلاصه ای از بیوگرافی ولادت، شهادت، دوران حضرت و خلفای معاصر آقا امام هادی (سلام الله علیه) بود.

مجری:

پس در حقیقت امام زمان (ارواحنا فداه) جدشان را قبل از شهادت ایشان درک نمی کنند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه درک نمی کند، حضرت 255 به دنیا آمدند یک سال قبل از ولادت، جد بزرگوارشان از دنیا رفتند!

مجری:

محل زندگی حضرت منطقه ای «سامراء» است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله همان سردابی که الان وجود دارد این سرداب در حقیقت منزل امام هادی و امام عسکری بود و محل غیبت حضرت هم از همان جا آغاز شد.

مجری:

سوالاتی در مورد سرداب مطرح می شود این سرداب لزوماً محل وجود حضرت نیست جایی است که از آن جا حضرت غیبت کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«وهابی»ها یک سری حرف های درست کردند به تعبیر بزرگان شیعه این که حضرت از سرداب ظهور پیدا می کند شیعیان آن جا می آیند هر روز اسب و شمشیری آماده می کنند این ها مزخرفاتی که است که فقط از دهان «وهابی» ها و بعضی از متعصبین در آمده است.

در کتاب های شیعه حتی در کتاب های اهل سنت به تواتر آمده است که محل ظهور آقا ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، «مکه مکرمه»‌است. از کنار «بیت الله الحرام» و «کعبه» حضرت قیام می کنند و از همان جا ندای «انا المهدی یا اهل العالم» سر می دهند و از همان جا حکومت جهانیش را اعلام می کند.

بعد از فتح «مکه» اولین کسی را که حضرت به عنوان حاکم معین می کند حاکم «مکه مکرمه» هست.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر به همین مقدار اکتفاء می کنیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مهم این است که حضرت به «مدینه، کوفه» و شهر «قم» می آیند ولی بنده ندیدم حتی به شهر «سامراء» حضرت بعد از ظهور مسافرتی داشته باشند.

مجری:

به صورت خاص نداریم مثلاً حضرت به «سامراء» تشریف ببرند یا اتفاق خاصی بیافتد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله

مجری:

در مورد حضرت امام هادی (علیه السلام) علمای عامه (علمای اهل سنت) آیا رویکردی داشتند یا خیر؟ آیا مطالبی را از ایشان نقل کردند؟ نسبت به ایشان چه نظراتی داشتند؟ بخصوص این که در دوران «عباسی» و دوران خفقان «متوکل» هم ایشان زندگی می کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با امام هادی (سلام الله علیه) حرف خیلی زیاد است. ولی جالب این که «جاحظ – متوفای 250» یکی از افراد خبیث، کسی است که اولین کتاب بر ضد امیر المؤمنین نوشت و منکر شجاعت و فضائل حضرت شده است حتی بعضی از اهل سنت مثل «اسکافی» و ... بر آن ردیه نوشتند. «شیخ مفید» نیز بر آن ردیه نوشته است.

این ردیه ها در عصر خودش باعث شد از نظرش بر گشت ایشان در حقیقت معاصر آقا امام هادی و امام عسکری (سلام الله علیه) بود. وقتی از امام هادی می خواهد صحبت کند می گوید در میان «بنی هاشم» و «قریش» کسی در فضیلت، مقام و برتری به امام هادی (سلام الله علیه) نمی رسد مرتبه والایی دارد که:

«وهذا لم يتفق لبيت من بيوت العرب ولا من بيوت العجم»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج15، ص165

در میان «عرب» و عجم سراغ نداریم کسی هم سطح امام هادی در فضیلت، آقایی و بزرگی باشد. خیلی عجیب است «رسائل جاحظ» جدیداً چاپ شده است در صفحه 106، چاپ «مصر».

«محمد ابن طلحه شافعی – متوفای 652» نسبت به اهل بیت علاقه خاصی دارد روی این جهت «وهابی»ها خیلی به ایشان ارادت ندارند. ایشان هم می گوید در شرافت و منزلت مثل امام هادی سراغ نداریم «مطالب السئول»، جلد 2، صفحه 144

«ذهبی» که مشخص است «‌سخاوی» شاگرد «ذهبی» می گوید استاد ما «ذهبی» شعبه ای از ناصبی بودن دارد. منطق «ذهبی» هم مشخص است تقریباً شاگرد «ابن تیمیه» است روحیه «ابن تیمه» هم در «ذهبی» کاملاً مشهود است.

خیلی از احادیث در فضیلت امیر المؤمنین را به بهانه های واهی رد می کند حتی دلیل علمی ندارد نه سنداً و نه دلالتاً می گوید:

«يشهد القلب انه باطل»

قلب من شهادت می دهد که این روایت باطل است.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ج 1، ص 213

بعضی از روایات در فضیلت امیر المؤمنین با مبانی اعتقادی «ذهبی» تطبیق نمی کند مانند روایت:

«يَا عَلِيُّ، أَنْتَ سَيِّدٌ فِي الدُّنْيَا، سَيِّدٌ فِي الْآخِرَةِ، حَبِيبُكَ حَبِيبِي، وَحَبِيبِي حَبِيبُ اللَّهِ، وَعَدُوُّكَ عَدُوِّي، وَعَدُوُّي عَدُوُّ اللَّهِ»

المستدرك على الصحيحين، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا؛ ج 3، ص 138، ح 4640

«ذهبی» بخواهد قبول کند باید تمام بافته های فکری و اعتقادیش را دور بریزد. مجبور است بگوید «یَشهد القلب أنَّهُ باطل» هیچ دلیلی ندارد.

در یکی از مناظراتی که با تعدادی از دانشجویان کنار «بیت الله الحرام» داشتیم بحث «ذهبی» پیش آمد گفتم شما در صحت روایت بگویید این روایت باید راویانش صحیح باشد شاذ و خلاف مشهور نباشد متصل باشد چند تا شرط دارید یک شرطی هم اضافه کنید بنویسید یکی از شرایط صحت روایت این است که قلب «ذهبی» شهادت بر بطلانش نداده باشد!

مجری:

رجوع به قلب آقای «ذهبی» کنید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله رجوع به قلب آٔقای «ذهبی» کنید همه خندیدند.

ایشان وقتی به امام هادی می رسد می گوید:

«وكان فقيها إماما متعبدا»

العبر في خبر من غبر؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ، دار النشر: مطبعة حكومة الكويت - الكويت - 1984، الطبعة: ط2، تحقيق: د. صلاح الدين المنجد، ج 2، ص 12

کلمه امام را این ها درباره هر کس به کار نمی برند. امام از دیدگاه این ها یک واژه خیلی مقدسی است مثلاً ما می گوییم فلانی مرجع تقلید جهان تشیع است همچنین تعبیری می کنیم.

«ذهبی» می گوید در رابطه با عالمی واژه امام گفته شود هیچ مذمتی را درباره او نمی پذیریم یعنی امام که آمد یعنی شِبه معصوم است.

ایشان کتابی دارد «العبر في خبر من غبر»، جلد 2، صفحه 12 این تعبیر را دارد. «یافی» به همین شکل «ابن کثیر دمشقی» در «البدایة»، جلد 11، صفحه 19 همین طور؛ «ابن سباغ مالکی» به همین شکل!

با این که آقا امام هادی (سلام الله علیه) واقعاً با غربت و مظلومیت زندگی کرد. 33 سال دوران امامت (الان فرصت نیست) اگر بخواهیم حق مطلب را ادا کنیم 33 سال دوران امامت با خلفای مختلف، موسوعه ای که برای آقا امام هادی نوشتیم در شش جلد است.

خدا بیامرزد آیت الله «مؤمن» آن زمان ایشان «رئیس شورای عالی مدیریت» بود حرم خدمت ایشان رسیدم صحبت شد چیز جدیدی چاپ کردید یا نه؟ گفتم موسوعه امام هادی را چاپ کردیم، پرسیدند چند جلد است؟ گفتم 6 جلد است.

ایشان گفت این بالاترین بشارت برایم بود که امام هادی با این که کل دوران امامت شان با این همه فشارها و ... بود شما در 6 جلد موسوعه نوشتید یعنی «کلما فی الهادی و عن الهادی» چه قبل از امام هادی چه در زمان عصر امام هادی و چه بعد از آقا امام هادی در رابطه با امام هادی نوشته شد در این موسوعه آوردیم یک فصل بندی خیلی مفصلی هم کردیم.

از ولادت حضرت، کیفیت ولادت حضرت، دایه حضرت، مادر حضرت، همسایه های حضرت، برخورد حضرت با خویشان، برخورد حضرت با همسایه ها، برخورد حضرت با فرزندان، برخورد حضرت با غلامان و کنیزان، برخورد حضرت با دوستان، برخورد حضرت با مخالفین، برخورد حضرت با خلفاء بعد هم «کل ما رویَ عن الهادی سلام الله علیه» طبقه بندی کردیم.

احادیثی که از آقا امام هادی (سلام الله علیه) در مسائل اعتقادی است در توحید چقدر روایت دارد همه را جدا کردیم. در نبوت چقدر روایت دارد، در امامت، در عدل، در معاد همه این ها را دسته بندی کردیم.

روایات حضرت در مسائل اخلاقی را کاملاً تفکیک کردیم. روایات آقا امام هادی (سلام الله علیه) را در رابطه با تفسیر از سوره حمد تا سوره ناس هر چه روایت از آقا امام هادی هست به ترتیب سور قرآن تفکیک کردیم.

روایاتی که در مسائل فقهی دارد از طهارت تا دیات در باب های مختلف حضرت چه روایاتی دارد؟ البته «هذا من فضل ربی» یا «فضل ربی» در پایان شرح حالی برای اصحاب حضرت نوشتیم کسانی که به محضر حضرت مشرف شدند از محضر حضرت روایت نقل کردند این ها را هم آوردیم.

یکی از شاهکارهای که انجام دادیم در بعضی از مصادر واژه ابو الحسن وجود دارد. چون ابو الحسن مشترک میان امام هادی، امام رضا، امام کاظم و بعضاً هم امام سجاد (سلام الله علیه) نسبت به امام سجاد خیلی کم داریم ولی این سه بزرگوار ابو الحسن هست.

بعضاً ابو الحسن می آید بعضی جاها مشخص است ابو الحسن الهادی ولی تشخیص ابو الحسن مطلق خیلی سخت است؛ چون آقا امام کاظم (سلام الله علیه) سال 183 شهید شدند امام رضا سال 202 و امام هادی هم سال 254.

زمان شان خیلی متفاوت است معاصر هم نبودند از کانال راوی ها مثلاً سال وفات راوی، مثلاً یک راوی سال 170 از دنیا رفته ابی الحسن بگوید نمی تواند از امام رضا یا از امام هادی روایت نقل کند. یا کسی سال 200 از دنیا رفت این شخص نمی تواند از امام هادی روایت نقل کند. یکی از توفیقاتی که خدای عالم داد از باب «يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»؛ تمام ابو الحسن های که مشترک است را مشخص کردیم.

حتی دیدیم «علامه مجلسی» و ... بعضی از جاها ابو الحسن الهادی دارد اثبات کردیم این راوی قبل از ولادت امام هادی از دنیا رفت نمی تواند از امام هادی روایت نقل کند یکی از توفیقات خدا بود (وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ)

(وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ)

و نعمت های پروردگارت را بازگو کن!

سوره ضحی (93): آیه 11

این ها را انجام دادیم ان شاء الله یک کلمه این موسوعه نه، یک حرف این موسوعه یا یک الفش مقبول آقا امام هادی باشد فردای قیامت از خوشحالی بال در می آوریم و پرواز می کنیم.

مجری:

چون خدمتی که به آقا امام هادی (علیه السلام) انجام می شود بعضاً قلیل هست و مقداری از سوی ما کم مهری می شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

امام جواد، امام هادی و امام عسکری ائمه مظلوم هستند در مجالس ما کم از آن بزرگواران یاد می شود. از امام کاظم، امام رضا، امام حسین، حضرت امیر (سلام الله علیه) و ... مطالب زیاد نقل می شود. ولذا موسوعه ها را شروع کردیم از امام جواد شروع کردیم بالا آمدیم. امام جواد، امام هادی، امام عسکری، امام رضا و امام کاظم (سلام الله علیه) تقریباً نزدیک به سی جلد شده است.

مجری:

ان شاء الله همه عزیزان استفاده کنند بخصوص اهل علم و تحقیق؛ البته میراث گرانبهایی از امام هادی (علیه السلام) به یادگار ماند. دو زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه، بعد از میان برنامه به زیارت غدیریه ورود خواهیم کرد.

(میان برنامه)

مجری:

السلام علیک یا هادی الامم؛ عرض شاد باش و تبریک مجدد خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، ان شاء الله که به زودی زود زیارت آن امام همام در «سامراء» نصیب همه ما و شما دلدادگان بشود.

جناب استاد در بخش اول برنامه به دوران امام هادی (علیه السلام) اشاره فرمودید و این که بخصوص مخالفین، عامه (اهل سنت) در مورد امام هادی (علیه السلام) و جایگاه شان چه نظراتی داشتند؟

قبل از این که وارد زیارت ها بشویم سوال دیگری هم مطرح می شود چون در دوران امام هادی حضرت در یک حالت حصر بودند خیلی نمی توانستند ارتباط برقرار کنند. قطعاً مثل امام رضا (علیه السلام) آن حالت مجالس و مناظره یا امام جواد (علیه السلام) برای ایشان شکل نمی گرفت لذا فکر می کنم یک سری از اصحاب بودند این وظیفه را انجام می دادند به مناظراتی می پرداختند یا جاهای مختلفی می رفتند آیا امام هادی (علیه السلام) در مورد این اصحاب و اشخاصی که این مناظرات را انجام می دادند نظر خاصی داشتند یا خیر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

به نکته خوبی اشاره کردید یکی از کارهای اساسی که ائمه (علیهم السلام) از آقا امام سجاد (سلام الله علیه) تا امام عسکری بود یک سری شاگردانی را برای مناظره و پاسخ به شبهات تربیت کردند. مثلاً «قیس ماصر» در علم کلام و فن مناظره جزء قهرمانان عصر خودش است. «هشام ابن حکم، هشام ابن سالم و مؤمن الطاق» از سرآمدهای عصر امام باقر، امام هادی (سلام الله علیه) هستند.

همچنین در زمان امام هادی (سلام الله علیه) روایتی را «احتجاج طبرسی» نقل کرده روایت خیلی جذاب و جالبی است «احتجاج طبرسی»، جلد 2، صفحه 221 روایت از آقا امام عسکری (سلام الله علیه) است می گوید در عصر امام هادی (سلام الله علیه) یکی از فقهای شیعه با یکی از نواصب مناظره ای داشت.

«فَأَفْحَمَهُ بِحُجَّتِهِ»

با دلیل و برهان این را مقهور و محکوم کرد که توان حرف زدن را از او گرفت. بحث «فَأَفْحَمَهُ بِحُجَّتِهِ» یعنی با برهان و دلیل کاری کرد که نه راه رفت و نه راه برگشت داشت.

«حَتَّى أَبَانَ عَنْ فَضِيحَتِهِ»

مفتضحش کرد یک ناصبی مشخص است دنبال چه هست، آن چنان استدلال قوی و محکم در رابطه با حضرت امیر و ائمه داشت مفتضح و رسوا شد.

«فَدَخَلَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ»

خدمت امام هادی (سلام الله علیه) آمد حضرت در یک مجلسی بود جمعیت زیادی از «بنی هاشم»‌ و ... هم در آن جا بودند.

«وَ فِي صَدْرِ مَجْلِسِهِ دَسْتٌ عَظِيمٌ مَنْصُوبٌ وَ هُوَ قَاعِدٌ خَارِجَ الدَّسْتِ، وَ بِحَضْرَتِهِ خَلْقٌ [كَثِيرٌ] مِنَ الْعَلَوِيِّينَ وَ بَنِي هَاشِمٍ، فَمَا زَالَ يَرْفَعُهُ حَتَّى أَجْلَسَهُ فِي ذَلِكَ الدَّسْتِ، وَ أَقْبَلَ عَلَيْهِ»

بالای مجلس یک صندلی یا مبل بود در میان عرب ها الان هم رسم است یک پشتی به زمین می گذارند یک پشتی هم پشت می گذارند می گوید خود حضرت روی این مبل ننشسته بود.

عده ای از «علویین و بنی هاشم» هم آن جا بودند وقتی وارد شد حضرت فرمود جلو بیا تا بغل دستش روی این مبل نشاند.

«فَاشْتَدَّ ذَلِكَ عَلَى أُولَئِكَ الْأَشْرَافِ فَأَمَّا الْعَلَوِيَّةُ فَأَجَلُّوهُ عَنِ الْعِتَابِ، وَ أَمَّا الْهَاشِمِيُّونَ فَقَالَ لَهُ شَيْخُهُمْ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَكَذَا تُؤْثِرُ عَامِّيّاً عَلَى سَادَاتِ بَنِي هَاشِمٍ مِنَ الطَّالِبِيِّينَ وَ الْعَبَّاسِيِّينَ»

اشراف و شخصیت های از «بنی هاشم» و ... که در مجلس بودند به حضرت اعتراض کردند گفتند یابن رسول الله این عامی را مراد از عامی یعنی غیر «بنی هاشم» بر سادات «بنی هاشم» حتی به «عباسیین» ترجیح دادی او را در صدر مجلس نشاندی.

مطلب خیلی مفصل است حضرت شروع به صحبت می کند. می فرماید قرآن می گوید:

(هَلْ يسْتَوِي الَّذِينَ يعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يعْلَمُونَ)

آيا کسانی که می ‌دانند با کسانی که نمی ‌دانند يکسانند؟!

سوره زمر (39): آیه 9

خدای عالم می فرماید آن کسانی که علم دارند و آن کسانی که علم ندارند یکسان هستند؟ نه!

(وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ)

و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظيمی می ‌بخشد؛

سوره مجادله (58): آیه 11

خدای عالم، آن های که علم دارند درجات شان را بالا برده است. آیا یک جا داریم مثلاً بگویند فلانی از «عباسیین» یا «بنی هاشم» است درجه بالایی دارد؟ هر کجا درجاتی بالا بود مربوط به علم است.

بعد حضرت فرمود:

«فَكَيْفَ تُنْكِرُونَ رَفْعِي لِهَذَا لَمَّا رَفَعَهُ اللَّهُ إِنَّ كَسْرَ هَذَا لِفُلَانٍ النَّاصِبِ بِحُجَجِ اللَّهِ الَّتِي عَلَّمَهُ إِيَّاهَا»

این مرد را ادله ای که خدای عالم، تفضل کرد و او یاد گرفته است آن ناصبی را مقهور و مفتضح کرد.

«لَأَفْضَلُ لَهُ مِنْ كُلِّ شَرَفٍ فِي النَّسَبِ»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص454

این از هر شرفی در نسب بالاتر است این ازرشش از هر « بنی هاشم و بنی عباس» و ساداتی بالاتر است کاری که ایشان کرد کارستان بود از امیر المؤمنین دفاع کرد یک دشمن علی را مفتضح کرد این ارزش است.

(وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ)، (هَلْ يسْتَوِي الَّذِينَ يعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يعْلَمُونَ) و ... چیزهایی که خدای عالم در قرآن ملاک برتر قرار داد در این هست.

ولذا حضرت با این کارش به «بنی هاشم» و «بنی العباس» و بعضی از شخصیت های برجسته از اشراف در مجلس بودند ثابت کرد که داشتن نسب یا شرافت ظاهری، رئیس فلان قبیله بودن و ... ارزش نیست. ارزش به علم هست آن هم نه هر علمی؛ علمی که از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) مظلوم ترین انسان های تاریخ بشریت دفاع کند. امیر المؤمنینی که پیغمبر فرمود:

«مَنْ سَبَّ عَلِيّاً فَقَدْ سَبَّنِي‏»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ ج 6، ص 323، ح 26791

«من سب عليا فقد سبني هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص130، ح4615

هر کس به علی جسارت کند به منِ پیغمبر جسارت کرد به من جسارت کند به خدا جسارت کرده است. کسی همچنین آدمی را مغلوب کند «حَتَّى أَبَانَ عَنْ فَضِيحَتِهِ» این ارزش دارد.

از طرفی هم به همه فهماند می خواهید پیش خدای عالم مقامی داشته باشید و از احترام خاصی برخودار باشید راهش هاشمی بودن و عباسی بودن نیست انتساب به این و آن نیست.

آقا امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید افتخار من به ولایت علی بالاتر است از انتساب من به علی، از این که من علی را به عنوان امام و مولای خودم قبول کردم این شرافت دارد از این که من فرزند علی باشم.

لذا این که امام صادق فرمود «ولدني ابوبکر مرتین» همه حرف های بی اساس و بی پایه هست که از دیدگاه ائمه (علیهم السلام) هیچ ارزش ندارد.

آقا امام هادی هم با این کارش عملاً اثبات کرد «وَلدني ابوبکر» که امام صادق افتخار می کرد همه این ها حرف های بی اساس است و با منطق قرآن نمی سازد!

مجری:

احسنتم واضح می شود

(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ)

گرامی ‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست.

سوره حجرات (49): آیه 13

هم وجود دارد علم در کنار تقوا چیزی که ائمه اطهار همیشه به آن سفارش داشتند. بپردازیم به میراث ارزشمند امام هادی (علیه السلام)؛ زیارت جامعه کبیره را اغلب آشنا هستیم در موردش صحبت می شود منتها زیارت دیگری بخصوص به مناسبت این ایام از امام هادی (علیه السلام) نقل شد زیارت غدیریه است.

در آن هم فرازهای بسیار ارزشمندی راجع به امیر المؤمنین و ولایت ایشان نقل شده است در مورد زیارت غدیریه بفرمایید تا استفاده کنیم آماده بشویم و معرفت افزایی پیدا کنیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با زیارت غدیریه با چند جلسه نمی شود حرف زد، بنده بخواهم زیارت غدیریه امام هادی را سنداً صد در صد صحیح است بررسی کردیم فرصت نیست تمام سندش را دانه دانه بررسی کنم. در «مزار کبیر مشهدی» آمده است این کتاب مورد تأیید است راویانش تمام مورد وثوق قطعی رجالیین ما است.

یعنی زیارت غدیریه از زیاراتی است که سندش صد در صد بلکه دویست درصد صحیح است. من معتقد هستم حداقل چهل جلسه می خواهد زیارت غدیریه را انسان شرح کند و مضامینی که در این زیارت است با منابع اهل سنت تطبیق بدهد این هنر است.

سال 234 حضرت هادی را از مدینه به سامراء آوردند همان سال زیارت غدیریه را بیان کرد و گفت کسی بخواهد به زیارت جدم امیر المؤمنین برود حضرت را این چنین زیارت کند.

تصویر این زیارت را از «مزار مشهدی» گرفتیم نکات خیلی ظریفی دارد. کتاب «مزار کبیر محمد ابن جعفر مشهدی»، «جامعه مدرسین» هم در رمضان 1419 چاپ کردند. در این جا می گوید زیارتی برای امیر المؤمنین و مخصوص روز غدیر است.

«أخبرنی فضل ابن شاذان»

تا این که می گوید وقتی به زیارت آقا امیر المؤمنین می آیید رو بروی ضریح بایستید اول به رسول اکرم:

«السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ، خَاتَمِ النَّبِيِّينَ، وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلِين‏»

معمولاً در تمام زیارت های ما اول سلام بر رسول الله است می گویند قبل از زیارت عاشوراء زیارت ششم امیر المؤمنین را بخوانید آن جا هم

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّه‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللَّه‏»

الی آخره بعد زیارت امیر المؤمنین شروع می شود در این جا هم:

«السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ، خَاتَمِ النَّبِيِّينَ، وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلِين‏، السَّلَامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ، وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِينَ.»

مجری:

این هم در اکثر زیارت ها هست

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، بعد «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين‏»‌ همه واژه ها حساب شده است.

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، وَ سَيِّدَ الْوَصِيِّينَ، وَ وَارِثَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ، وَ وَلِيَّ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِين‏ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دِينَ اللَّهِ الْقَوِيمَ، وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِيم‏»

آنی که خیلی برایم جالب است.

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْمُسْلِمِينَ»

سلام بر تو ای آقای تمام مسلمان ها

«وَ يَعْسُوبَ الْمُؤْمِنِينَ، وَ إِمَامَ الْمُتَّقِينَ، وَ قَائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ، وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»

المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص244

«یَعْسُوبَ الْمُؤْمِنِینَ» را آقایان می خواهند معنا کنند می گویند در کندوی عسل، یک ملکه ای هست از آن ملکه تعبیر به «یَعْسوب» می کنند چقدر ظریف است «یَعْسُوبَ الْمُؤْمِنِینَ»

مجری:

در بین مؤمنین یعسوب هستی

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همین تعبیر در «مستدرک حاکم نیشابوری»، جلد 3، صفحه 138 با سند صحیح آمده است. رسول اکرم فرمود:

«أُوحِيَ إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ ثَلَاث‏»

خدای عالم در رابطه با حضرت علی، سه مسئله به من وحی کرده است

«أَنَّهُ سَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ»

آقای همه مسلمان هاست همان تعبیری که در زیارت حضرت هادی دارد می گوید

«وَ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِين‏»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 148، ح4668

فردای قیامت پیشانی سفید یعنی کسی که پیشاپیش تمام خلائق می رود و سربلند است و تمام خلائق چشم شفاعت به امیر المؤمنین دوختند. می گوید «هذا حدیثٌ صحیح الإسناد» روایت صحیح الاسناد است.

کلمه «إمَامُ المتقین» در این جا بود «ابن تیمیه» جایی می گوید ام المتقین بودن فضیلت نیست امام مسلمان ها نیست امام عده ای از مردم هست که متقی هستند ولی ابوبکر و ... امام همه مسلمان ها هستند.

ظاهراً آقایان عناد دارد یا بی سواد هستند یا قرآن نخواندند

(الم * ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ)

(بزرگ است خداوندی که اين کتاب عظيم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده). آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مايه هدايت پرهيزکاران است.

سوره بقره (2): آیات 1 و 2

مجری:

دعای حضرت ابراهیم است:

(وَالَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّياتِنَا قُرَّةَ أَعْينٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا)

و کسانی که می ‌گويند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهيزگاران پيشوا گردان!»

سوره فرقان (25): آیه 74

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، بحث سر این هست که معنای (هُدًى لِلْمُتَّقِينَ) چیست یعنی قرآن فقط هدایت برای متقین است، یعنی برای غیر متقین هدایت نیست یعنی یک دسته خاصی را؛ ما می گوییم وسط دعوا نرخ تعیین می کنند خدای عالم وسط صحبتش می گوید قرآن، هدایت کند نتیجه هدایت متقین بودن است می خواهد نتیجه را برای مان بیان کند.

این قرآن کتاب هدایت است به هدایت این کسی اهتداء کند متقین می شود یا معنایش این است در حقیقت نتیجه هدایت را می خواهد معین کند یا نه مراد از متقین، اعم از متقین مصطلح است یعنی کسانی که در پیِ هدایت هستند. آن های که:

(خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ)

خدا بر دلها و گوش های آنان مهر نهاده؛ و بر چشم هايشان پرده‌ ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.

سوره بقره (2): آیه 7

آن ها جدا است آن ها به دنبال هدایت نیستند آن ها از چهارچوب متقین، صف شان را جدا کردند.

(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا)

و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل می ‌کنيم؛ و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمی ‌افزايد.

سوره اسراء (17): آیه 82

اگر کسی متقی نشد ظالم شد قرآن برای او نه تنها فایده ای ندارد بلکه (مَا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا) قرآن را می خوانند از قرآن دور می شوند امیر المؤمنین هم این چنین است. مثل ملکه زنبور عسل که همه زنبورها چشم شان را به او دوختند در اطاعت و فرمان او هستند. هدایت گر هست برای کسانی که به دنبال هدایت هستند.

کسی که به دنبال هدایت نیست عناد دارد و حاضر نیست حرف حق را بپذیرد قطعاً امیر المؤمنین برای او مایه هدایت نمی شود و امام او هم نیست. نه علی امام او است نه او حاضر است علی را به عنوان امام قبول کند.

در فراز بعدی تعبیر، تعبیر خیلی زیبایی است می گوید:

«أَشْهَدُ أَنَّكَ أَخُو الرَّسُولِ وَ وَصِيُّهُ، وَ وَارِثُ عِلْمِهِ، وَ أَمِينُهُ عَلَى شَرْعِهِ، وَ خَلِيفَتُهُ فِي أُمَّتِهِ، وَ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ، وَ صَدَّقَ بِمَا أَنْزَلَ عَلَى نَبِيِّهِ»

المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص265

در یک سطر، عصاره ای از مقام ولائی امیر المؤمنین را امام هادی مطرح می کند. یعنی همین یک سطر جا دارد انسان چندین جلسه صحبت کند. «أَشْهَدُ أَنَّكَ أَخُو الرَّسُولِ» شهادت می دهیم که تو برادر پیغمبر هستی؛ کتاب های اهل سنت را نگاه کنید مثلاً «بلاذری – متوفای 279» در حقیقت زمان امام هادی و امام عسکری را هم درک کرده است معاصر امام هادی هم هست.

ایشان در «انساب الأشراف»، جلد 2 روایت صد در صد صحیح از دیدگاه اهل سنت (فرصت نیست بررسی سندی کنم) رسول اکرم بین اصحاب اخوت برقرار کرد مثلاً ابوبکر را با عمر گفت شما با هم برادر باشید. «سعد ابن ابی وقاص» و ... حضرت امیر ماند بدون این که با هیچ کدام از صحابه او را به عنوان برادر قرار دهد.

بعضی ها می گویند رسول اکرم بین «مهاجرین» و «انصار» اخوت برقرار کرد ابوبکر و عمر هر دو «مهاجر» بودند، غالب این ها سنخیتی که با هم داشتند می گویند

کبوتر با کبوتر باز با باز * کند همجنس با همجنس پرواز

«عن زيد بن أرقم قال: آخى رسول الله صلى الله عليه وسلم بين أصحابه فقال علي: يا رسول الله آخيت بين أصحابك وتركتني؟ فقال: أنت أخي أما ترضى أن تدعى إذا دعيت، وتكسى إذا كسيت، وتدخل الجنة إذا دخلت؟ قال: بلى يا رسول الله»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص287

حضرت امیر جلو آمد گفت یا رسول الله «آخَيْتَ بَيْنَ أَصْحَابِكَ وَ تَرَكْتَنِي‏»؛ بین همه عقد اخوت خواندی ولی من را با هیچ کدام از صحابه برادر نکردی!

«فَقَالَ أَنْتَ أَخِي» تو برادر خودم هستی، «أَ مَا تَرْضَى أَنْ تُدْعَى إِذَا دُعِيتُ»؛ روایت خیلی زیبایی است آیا دوست نداری هر وقت من را صدا می کنند تو را هم صدا کنند؟

«وَ تَكْسَى إِذَا كُسِيتُ»؛ وقتی لباس خلعت به من می دهند به تو هم همان لحظه لباس خلعت بدهند، «وَ تَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِذَا دَخَلْتُ»، آن وقتی که من وارد بهشت می شوم تو هم کنار من وارد بهشت بشوی «قَالَ بَلَى يَا رَسُولَ اللَّه‏»

آدم این روایت ها را می خواند آن هم در کتب اهل سنت نه در کتب شیعه آدم لذت می برد.

آقای «نسائی – متوفای 303» کتابش یکی از صحاح سته است صاحب کتاب «خصائص» وقتی این کتاب را نوشت در زمان ایشان خیلی نسبت به حضرت امیر جسارت می کردند گفت می خواهم شهری که ناصبی ترین مردم کره زمین آن جا هستند کتاب «خصائص»م را آن جا ببرم برای مردم بیان کنم.

البته با معذرت از آقایان «اصفهانی»های عزیز البته از آن طرف بوم هم می افتند، در ولایت پیشتاز هستند در برائت هم پیشتاز هستند. گفتند «اصفهان» یکی از شهر‌ها یا تنها شهری است که ناصبی ترین مردم روی زمین در آن جا هستند. آن زمان هواپیما و ماشین و ... نبود جناب آقای «نسائی» با شتر و ... آمد آن های که حیوان تندرویی داشتند اسب یا قاطر بود.

آقای «نسائی» کتاب «خصائص» را برای مردم «اصفهان» خواند بنده حدس می زنم این که مردم «اصفهان» واقعاً ولائی ترین مردم شدند الان هم در الحمد لله در ولایت تقریباً یک سر و گردن از خیلی ها بالاتر هستند به برکت «نسائی» است. آقایان «اصفهانی» ها مدیون ایشان هستند.

ایشان در این کتاب «خصائص» صفحه 65 می گوید سندش هم درست است «ابو سلیمان جهنی» می گوید:

«عن أبي سليمان الجهني قال سمعت عليا رض على المنبر يقول أنا عبد الله وأخو رسوله صلى الله عليه وسلم لا يقولها غيري إلا كذاب مفتري فقال رجل أنا عبد الله وأخو رسوله صلى الله عليه وسلم فخنق فحمل ذكر النبي صلى الله عليه وسلم علي مني وأنا منه»

خصائص أمير المؤمنين علي بن أبي طالب؛ اسم المؤلف: أحمد بن شعيب النسائي أبو عبد الرحمن الوفاة: 303، دار النشر: مكتبة المعلا - الكويت - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: أحمد ميرين البلوشي، ج1، ص67

«سمِعتُ علیً علی المنبر»، دیدم علی بالای منبر می گوید: «أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُوا رَسُولِ اللَّه‏»، من بنده خدا و برادر پیغمبر هستم «لا يقولها غيري إلا كذاب مفتري»، هر کس بالای منبر برود بگوید من برادر پیغمبر و عبد الله هستم دروغگو است و افتراء به پیغمبر بسته است.

ایشان در «سنن»شان چیز زیبایی دارد «سنن» جزء صحاح سته است در جلد 7 از «سلیمان جهنی»

«عن أبي سليمان الجهني قال سمعت عليا على المنبر يقول أنا عبد الله وأخو رسوله صلى الله عليه وسلم لا يقولها إلا كذاب مفتري فقال رجل أنا عبد الله وأخو رسوله صلى الله عليه وسلم فخنق فحمل ذكر النبي صلى الله عليه وسلم علي مني وأنا منه»

السنن الكبرى؛ اسم المؤلف: أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن النسائي الوفاة: 303، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411 - 1991، الطبعة: الأولى، تحقيق: د.عبد الغفار سليمان البنداري , سيد كسروي حسن، ج5، ص126

می گوید دیدم امیر المؤمنین بالای منبر می گوید من بنده خدا و برادر پیغمبر هستم هر کس همچنی ادعایی کند کذاب است و هم افتراء بسته است.

مردی بلند شد گفت یا علی «أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُوا رَسُولِ اللَّه‏» من هم بنده خدا و برادر رسول الله هستم. «فخنق» نفسش گرفت همان جا افتاد و مرد جنازه اش را از مسجد بیرون بردند.

ایشان می گوید در «مسند احمد» حدیث 1371 هم آمده است. ولی اعتبار کتاب «خصائص سنن نسائی» از «مسند» بالاتر است جزء «صحاح سته» است.

در این رابطه روایت خیلی داریم در رابطه با اخوت در جواب «غفاری» در «اصول مذهب الشیعة إثنی عشری» شاید هشت، نُه مورد رسول اکرم بین خودش و علی اعلان اخوت کرده است در «مکه، مدینه، جنگ تبوک، جنگ احزاب» و چندین موارد بوده است. اگر بخواهم بگویم بحث می گذرد.

می گوید: «أَشْهَدُ أَنَّكَ أَخُو الرَّسُولِ»، تو برادر پیغمبر هستی زیارت غدیریه خیلی ظریف است عرض کردم حداقل یک ماه فرصت برای امیر المؤمنین شناسی می خواهد «وَ وَصِيُّهُ، وَ وَارِثُ عِلْمِهِ وَ أَمِينُهُ عَلَى شَرْعِهِ، وَ خَلِيفَتُهُ فِي أُمَّتِهِ»؛ وصی و وارث علم پیغمبر و خلیفه پیغمبر در امتش این سه عبارت را حضرت کنار هم می آورد.

باز سراغ آقایان اهل سنت می رویم در «تاریخ طبری»، جلد 3، صفحه 321 با سند صد در صد صحیح قاطعانه عرض می کنم در جواب «غفاری» همچنین در بحثی که با پرفسور «غامدی» داشتیم بررسی سندی کردم هیچ گونه اشکالی سندی نتوانستند بگیرند.

رسول اکرم در اولین روزی که رسالتش را اعلام کرد بعد از نزول آیه 214 سوره شعراء (وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)

(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)

و خويشاوندان نزديکت را انذار کن!

سوره شعراء (26): آیه 214

در جمع «بنی هاشم» فرمود:

«إن هذا أخي ووصي وخليفتي فيكم فاسمعو له وأطيعوا قال فقام القوم يضحكون ويقولون لأبي طالب قد أمرك أن تسمع لابنك وتطيع»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج1، ص543

در این جا هم کلمه اخی دارد اولین جلسه پیغمبر رسالتش را دارد اعلام می کند. آی مردم از طرف خدای عالم مبعوث شدم سه سال اول رسول اکرم مخفیانه و سری تبلیغ می کرد.

سال سوم دستور داده شد رسالت را علنی کن اولین روز اعلان رسالت حضرت فرمود «إنَّ هذا أخی» این برادر من است. بحث اخوت را مطرح کرد «وَ وَصِيِّي» جانشین من است «وَ خَلِيفَتِي فِيكُم‏» و خلیفه من در میان شما است «فَاسْمَعُوا لَه‏» از او حرف شنوی داشته باشید «وَ أَطِيعُوا» از او فرمان ببرید. امیر المؤمنین چند سال دارد؟ سیزده سال دارد.

اگر امروز می بینیم وهابی ها در شبکه هایشان قد قد می کنند و یک سری حرف های چرند می زنند چیز عجیبی نیست در همان جا هم تعدادی از قریش مثل «ابو لهب، ابو جهل» و ... «فَقَامَ الْقَوْمُ يَضْحَكُونَ» به حرف پیغمبر می خندیدند و مسخره می کردند.

به ابو طالب که در میان عرب جایگاه والایی داشت گفتند «وَ يَقُولُونَ لِأَبِي طَالِبٍ قَدْ أَمَرَكَ أَنْ تَسْمَعَ لِعَلِيٍّ وَ تُطِيع‏»،ابو طالب او دارد به تو دستور می دهد از این بچه سیزده ساله تبعیت کن و از او حرف شنوی داشته باش!

قضیه «وهابیت، نواصب، بنی امیه و بنی العباس» مشخص است همه سلسله پشتوانه ای می خواهد به امثال «ابو لهب ها و ابو جهل ها» می رسد؛ یعنی ریشه آن‌جا بوده است.

«لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةَ أسَّسَ أَسَاسَ ذَلِك‏ وَ بَنَا عَلَيْه‏ بُنْیانَهْ»

خدا لعنت کسانی را که بنیان ظلم را بر شما آل پیامبر پایه گذاری کردند، این کاملا مشخص است چه است. بعد از پیامبر به همین شکل بنی امیه و بنی العباس و امروز هم وهابیت است دیروز هم ابن تیمیه و محمد ابن عبدالوهاب بودند.

آن روز یک درسی را ابوجهل و ابو لهب دیکته کردند و آقایان همان را امروز بلغور می‌کنند. خیلی جالب است در اولین جلسه این حرف‌ها را می‌زنند.

همین تعبیر را «ابن اثیر» در کتاب «الکامل فی التاریخ» جلد اول صفحه 585 می‌آورد حضرت فرمودند ایشان (حضرت علی) برادر، وصی و خلیفه من است. این سه واژه را به کار بردند.

«خوارزمی» که از استوانه‌های علمی اهل سنت است در کتاب «مناقب» خودش روایت مفصلی از ام سلمه و... دارد می‌گوید جبرئیل آمد و گفت:

«ان الله عز وجل اختار من كل أمة نبيا " واختار لكل نبي وصيا، فأنا نبي هذه الأمة وعلي وصيي في عترتي وأهل بيتي وأمتي من بعدي»

المناقب؛ نوسنده: الموفق الخوارزمي وفات: 568، تحقيق: الشيخ مالك المحمودي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، ص147

خدای عز و جل از هر امتی پیغمبری انتخاب کرده و برای هر پیغمبری هم وصی انتخاب کرده است. «فأنا نبي هذه الأمة»؛ من پیغمبر این امت هستم، «وعلي وصيي في عترتي وأهل بيتي وأمتي من بعدي»؛ چه زیبا فرموده است! کلمه وصی در عترت من و اهل بیت من و امت من بعدی، کلمه من بعدی هم خیلی پیام دارد.

بعد دارد: «وَ وَارِثُ عِلْمِهِ»

ما روایت زیاد در این زمینه داریم آقایان کتاب «تاریخ مدینه دمشق» را نگاه کنند، جلد 42 دارد:

«عن ابن بريدة عن أبيه أن النبي صلى الله عليه وسلم قال إن لكل نبي وصيا ووارثا وإن عليا وصيي ووارثي»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص392

هر پیغمبری نبی و وارث داشت، علی وصی و وارث من است. وارث من یعنی اموالم به او تعلق می‌گیرد؛ یعنی با وجود حضرت زهرا نوبت به پسر عمو می‌رسد؟ اگر هم برسد عمو جلوتر است تا پسر عمو؛ پس معلوم می‌شود این وارث یک وراثت دیگری است. باز حدیث بعدی همین‌طور است.

بعد جالب این است، «احمد ابن حنبل» در کتاب «فضائل» خودش خیلی مطلب قشنگ دارد من از بینندگان تقاضا دارم دقت کنند، ایشان در جلد اول همین مسئله را مطرح می‌کند:

«فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم والذي بعثني بالحق ما اخرتك إلا لنفسي فأنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي وأنت أخي ووارثي قال وما أرث منك يا رسول الله قال ما ورث الأنبياء قبلي قال وما ورث الأنبياء قبلك قال كتاب الله وسنة نبيهم وأنت معي في قصر في الجنة مع فاطمة ابنتي وأنت أخي ورفيقي»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص1085

«وأنت أخي ووارثي»؛ علی تو برادر و وارث من هستی، گفتم بحث اخوت برای قضیه تبوک است. «قال وما أرث منك يا رسول الله»؛ یا رسول الله من چه از تو ارث می‌برم؟ «قال ما ورث الأنبياء قبلي»؛ آن‌چه که انبیاء قبل از من از خودشان ارث گذاشتند.

روایت خیلی ظریف است تمام ریزه کاری‌ها موشکافی شده است. حضرت فرمود: «وما ورث الأنبياء قبلك» قبل از تو انبیاء چه ارث گذاشتند؟ «قال كتاب الله وسنة نبيهم» کتاب خدا و سنت پیغمبر را.

یعنی کتاب خدا و سنت شان را برای جانشین و وصی‌شان ارث گذاشتند، تو هم وصی و وارث من هستی، وارث کتاب من قرآن و وارث سنت من هستی! چقدر زیبا است.

امام هادی (علیه السلام) می‌فرماید:

«أَشْهَدُ أَنَّكَ أَخُو الرَّسُولِ وَ وَصِيُّهُ، وَ وَارِثُ عِلْمِهِ، وَ أَمِينُهُ عَلَى شَرْعِهِ، وَ خَلِيفَتُهُ فِي أُمَّتِهِ، وَ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ، وَ صَدَّقَ بِمَا أَنْزَلَ عَلَى نَبِيِّهِ»

المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص265

یعنی آن‌چه که کتاب و سنت از علوم الهی دارد، بر قلب آقا رسول الله نازل شده به قلب مقدس امیر المؤمنین (سلام الله علیه) منتقل می‌شود.

روایت زیاد است اجازه بدهید یک مقدار هم سراغ منابع شیعه بیروم، آقایان نگویند که شما فقط سراغ منابع اهل سنت رفتید. ملاحظه بفرمایید این کتاب «بصائر الدرجات» برای آقای «صفار متوفای 290» است.

ظاهر قضیه این است که ایشان هم زمان اقا امام هادی و امام عسکری را درک کرده است. اقای «صفار» یک روایت صد در صد صحیح نقل می‌کند.

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ لِعَلِيٍّ (علیه السلام) أَنْتَ أَخِي وَ صَاحِبِي وَ صَفِيِّي وَ وَصِيِّي وَ خَالِصِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي وَ سَأُنَبِّئُكَ فِيمَا يَكُونُ فِيهَا مِنْ بَعْدِي يَا عَلِيُّ إِنِّي أَحْبَبْتُ لَكَ مَا أُحِبُّهُ لِنَفْسِي وَ أَكْرَهُ لَكَ مَا أَكْرَهُهُ لَهَا فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ هَذَا مَكْتُوبٌ‏ عِنْدِي فِي كِتَابِ عَلِيٍّ وَ لَكِنْ دَفَعْتُهُ أَمْسِ حِينَ كَانَ هَذَا الْخَوْفُ وَ هُوَ حِينَ صُلِبَ الْمُغِيرَةُ.»

بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم؛ نویسنده: صفار، محمد بن حسن، مصحح: كوچه باغى، محسن بن عباسعلى‏، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، ج1، ص167

پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) به امیر المؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: «أَنْتَ أَخِي وَ صَاحِبِي وَ صَفِيِّي وَ وَصِيِّي وَ خَالِصِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي»؛ همان تعبیری که در زیارت غدیریه امام هادی (علیه السلام) می‌خوانیم این‌جا وصایت، خلافت، اخوت همه آمده است.

باز در کتاب «من لا یحضره الفقیه» که از کتب اربعه ما است، در جلد 4 مرحوم «شیخ صدوق» روایت را آورده است.

«عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسِ قَالَ قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) إِنَّ عَلِيّاً وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي وَ زَوْجَتَهُ فَاطِمَةَ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ ابْنَتِي وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَلَدَايَ مَنْ وَالاهُمْ فَقَدْ وَالانِي وَ مَنْ عَادَاهُمْ فَقَدْ عَادَانِي‏»

علی وصی و خلیفه من است.

بعد حضرت فرمود هرکس این‌ها را یاری کند، خدا او را یاری کند، هرکس با این‌ها جنگ کند، خدا آن‌ها را نابود کند. تا روایت بعدی دارد:

«وَ رُوِيَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِيَّ (صلی الله علیه واله وسلم) يَقُولُ لِعَلِيٍّ (علیه السلام) يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي أَوْصَيْتُ إِلَيْكَ بِأَمْرِ رَبِّي وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي اسْتَخْلَفْتُكَ بِأَمْرِ رَبِّي يَا عَلِيُّ أَنْتَ الَّذِي تُبَيِّنُ لِأُمَّتِي مَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ بَعْدِي وَ تَقُومُ فِيهِمْ مَقَامِي قَوْلُكَ قَوْلِي وَ أَمْرُكَ أَمْرِي وَ طَاعَتُكَ طَاعَتِي وَ طَاعَتِي طَاعَةُ اللَّهِ وَ مَعْصِيَتُكَ مَعْصِيَتِي وَ مَعْصِيَتِي مَعْصِيَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج4، ص179

«يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي» تو جانشین من هستی، «أَوْصَيْتُ إِلَيْكَ بِأَمْرِ رَبِّي» این خیلی جالب است، نه این که از پیش خودم تو را وصی معین کردم، حضرت موسی می‌خواهد هارون را وصی و زیرش کند نمی‌آید بگوید آی بنی اسرائیل من هارون را وزیر خودم قرار دادم.

دارد:

(وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي؛ هَارُونَ أَخِي، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي، وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي)

(موسي) گفت: «پروردگارا! سينه‌ام را گشاده کن؛ و کارم را برايم آسان گردان! و گره از زبانم بگشاي؛ تا سخنان مرا بفهمند! و وزيري از خاندانم براي من قرار ده... برادرم هارون را! با او پشتم را محکم کن؛و او را در کارم شريک ساز!

سوره طه (20): آیات 25 تا 32

تمام این‌ها نشان می‌دهد که بحث خلافت دست خدا و امر الهی است. «أَوْصَيْتُ إِلَيْكَ بِأَمْرِ رَبِّي»، تو را به دستور خدا جانشین خودم کردم. «وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي»؛ تو خلیفه بعد از من هستی، «اسْتَخْلَفْتُكَ بِأَمْرِ رَبِّي» باز اگر تو را خلیفه کردم باز به فرمان خدای عالم بوده است.

«يَا عَلِيُّ أَنْتَ الَّذِي تُبَيِّنُ لِأُمَّتِي مَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ بَعْدِي» تو تنها کسی هستی در هر مسئله ای که امت من باهم اختلاف کرده باشند برای مردم تبیین و روشن می‌کنی «وَ تَقُومُ فِيهِمْ مَقَامِي» جایگاهی که من دارم در جایگاه من تو خواهی نشست. از این واضح‌تر و روشن‌تر!

«قَوْلُكَ قَوْلِي» یا علی گفتار تو، گفتار من است. «وَ أَمْرُكَ أَمْرِي» دستور تو دستور من است «وَ طَاعَتُكَ طَاعَتِي» هرکس از تو اطاعت کند از من اطاعت کرده است. «وَ طَاعَتِي طَاعَةُ اللَّهِ» اطاعت من هم اطاعت خدا است. «وَ مَعْصِيَتُكَ مَعْصِيَتِي وَ مَعْصِيَتِي مَعْصِيَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»

چقدر زیبا و قشنگ است.

مجری:

از این واضح‌تر و شفاف‌تر دیگر چه طوری بفرماید!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، از منابع اهل ما ده – دوازده تا خواندیم این هم از منابع شیعه. شبکه های وهابی می‌گویند اگر کتاب‌های ما نباشد شما از کجا حقانیت علی را ثابت می‌کند؟ ما به اندازه پنجاه برابر کتاب‌های شما دلیل بر خلافت امیر المؤمنین و ائمه (علیهم السلام) داریم.

ما برای الزام شما که برای شما هم ثابت کنیم حقانیت ما نه تنها در کتاب‌های خودمان آمده بلکه در کتاب‌های شما هم آمده است.

مجری:

البته ابتدا از قرآن کریم شروع می‌کنیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، قرآن که دیگر متفق علیه است. من جمله آخرم را عرض کنم اقای «آلوسی متوفای 1270» در کتاب «تفسیر روح المعانی» جلد 6 صفحه 193 در ذیل آیه شریفه 167 سوره مائده دارد لعبدالله ابن مسعود» می‌گوید ما همه صحابه در زمان پیغمبر این آیه را این طوری می‌خواندیم:

«ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج6، ص193

به مردم ابلاغ کن، علی ولی امر مؤمنین است، اگر ابلاغ نکنی رسالت ناتمام است. این هم (خِتامُهُ مِسْك‏)

(خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ)

مهري که بر آن نهاده شده از مشک است؛ و در اين نعمتهاي بهشتي راغبان بايد بر يکديگر پيشي گيرند!

سوره مطففین (83): آیه 26

ما یک تکه‌ها و فرازهای خیلی کوتاهی از زیارت غدیریه اقا امام هادی (سلام الله علیه) را عرض کردیم. البته بنده در مسافرت شیراز بودم خیلی خسته بودم وقتی رسیدیم حدود یک ساعت مانده به نماز مغرب بود، این مطالب را در همین یک ساعت آماده کردیم چون دوستان به ما گفتند در رابطه با زیارت غدیریه صحبت کنید.

مجری:

بخصوص مقدمه ای برای عید غدیر بشود، عزیزان استفاده کنند و بتوانند این زیارت را داشته باشند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

زیارت غدیریه نکاتی دارد که در خطبه غدیریه نیست؛ چون این در زمان اقا امام هادی است مردم این همه هجمه کرده و این همه حرف‌های بی اساس زده‌اند، این همه دشمنی با امیر المؤمنین، حضرت امام هادی تمام مطالبش ناظر به این دویست چهل، دویست و پنجاه سال بعد از رحلت رسول اکرم است که می‌خواهد روی همه این‌ها را خط قرمز و بطلان بکشد!

حضرت هم خطبه غدیر را تثبیت و تأیید می‌کند و خط بطلان بر برنامه‌های بنی امیه و بنی عباس می‌کشد.

مجری:

احسنتم، طیب الله انفاسکم؛ خیلی ممنون و متشکر مثل همیشه جناب استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی از محضرتان استفاده کردیم.

تشکر می‌کنم از شما بینندگان و همراهان عزیز و ارجمند که با ما همراه بودید، شب جمعه است عرضه می‌داریم:

«يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ يَا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِيَّةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرَى سَجِيَّةً وَ اغْفِرْ لَنَا يَا ذَا الْعُلَى فِي هَذِهِ الْعَشِيَّةِ»

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :