نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
آیا فاطمیه و طرح شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها با وحدت منافات دارد ؟
کد مطلب: 16386 تاریخ انتشار: 23 آذر 1404 - 11:19 تعداد بازدید: 250
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
آیا فاطمیه و طرح شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها با وحدت منافات دارد ؟

برنامه صدیقه شهیده 12 10 1400

لينک دانلود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه صدیقه شهیده 12 10 1400 (قسمت نوزده)

عنوان: آیا فاطمیه و طرح شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها با وحدت منافات دارد ؟

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای سید مهدی حسینی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سلام ام ابیها منم گدای شما * تمام بود و نبود جهان فدای شما

سلام حامی حیدر سلام جان علی * سلام مادر مظلوم شیعیان علی

صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)

عرض سلام، ادب و عرض تسلیت خدمت شما مخاطبان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ باعث افتخار است که با ویژه برنامه صدیقه شهیده از امشب تا روز جمعه هفدهم دی ما در خدمت شما خواهیم بود.

مهمان افتخاری این برنامه که افتخاری است و سعادت برای بنده شد که بتوانیم از امشب در خدمت شان باشیم حضرت آیت الله حسینی قزوینی هستند، حاج آقا سلام علیکم ورحمة الله

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ

خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده برنامه هستند و یا تکرار برنامه را می‌بینند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت تقدیم می‌کنم؛ موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان را از خدای منان خواهانم!

ایام شهادت جانسوز و مظلومانه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را به پیشگاه مولایمان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما بینندگان گرامی تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

خدا را به آبروی صدیقه طاهره قسم می‌دهم پاداش ما را در این مصائب فرج مولایمان بقیة الله الاعظم قرار بدهد.

با این که ایام، ایام فاطمیه است بحث‌ها روی محور حضرت زهرا (سلام الله علیها) است، طبق برنامه ثابت و همیشگی مان خدا را شاکر هستیم یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم.

روایتی را «شیخ صدوق در کتاب امالی» آورده است «شیخ صدوق – متوفای 381» است. بعضی از وهابی‌های پلید می‌گویند شهادت حضرت زهرا را سال 1372 یا 1373 نمایندگان مجلس کشف کردند قبلا وفات می‌نوشتند.

ملاحظه بفرمایید ایشان متوفای 381 قرن چهارم هجری است. و «سلیم ابن قیس» هم برای قرن اول هجری است.

در کتاب امالی مجلس بیست و چهارم «شیخ صدوق» دارد ابن عباس می‌گوید در محضر پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) نشسته بودیم، امیر المؤمنین، امام حسن و امام حسین، صدیقه طاهره وارد شدند هرکدام که وارد شدند رسول اکرم گریه کرد و خیلی متأثر شد.

عرض کردیم آقا جان چرا گریه می‌کنید خدا چشمان تان را گریان نبیند. حضرت پیامبر وقتی امیر المؤمنین وارد شد شروع کرد به مصائبی که بعد مرگش متوجه علی ابن ابی طالب می‌شود گفت آن را بیاد آوردم و گریه کردم.

«وَ أَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ»

اما این که دخترم فاطمه وارد شد گریه کردم

«فَإِنَّهَا سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ»

فاطمه سرور زنان تمام جهانیان است حتی سرور حضرت حوا و مریم و مادر بزرگوارشان خدیجه کبری تا به دیگران برسد.

«وَ هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي وَ هِيَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي»

فاطمه پاره وجود من است، نور چشم من است، دیده قلب من است.

«وَ هِيَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ»

زهرا روح من است که در درون قفسه سینه ام است.

بعد می‌گوید ابن عباس:

«وَ أَنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي»

وقتی حضرت زهرا را دیدم به یاد آوردم آنچه که بعد از من مصیبت‌های بر او وارد می‌شود.

«كَأَنِّي بِهَا»

دارم می‌بینم

«وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَيْتَهَا»

آن عزتی که در زمان من بود، آن عزت را بعد از من دیگر زهرای مرضیه ندارد.

«وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا»

حرمت زهرای مرضیه را می‌شکنند

«وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا»

حق او را غصب می‌کنند

«وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا»

ارث او را به زور از او می‌گیرند

«وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا]»

پهلوی او را می‌شکنند، این آقایان بعضی از داعیان ولایی، ولی بیگانه از ولایت می‌گویند پهلوی حضرت زهرا نشکسته از این متن بهتر و واضح‌تر که دارد «وَ كُسِرَ جَنْبُهَا»؛ پهلوی حضرت را می‌شکنند!

«وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا»

محسنش را سقط و شهید می‌کنند.

«وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ»

بین در و دیوار فریاد می‌زند یا محمدا

«فَلَا تُجَابُ»

کسی پاسخ نمی‌دهد.

«وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاث‏»

فریاد رسی می‌کند می‌گوید آی مردم به داد من برسید، پهلویم شکست و سینه ام زخمی شد، عزیزم شهید شد کسی به فریاد او نمی‌رسد.

«فَلَا تَزَالُ بَعْدِي مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً بَاكِيَةً»

بعد از من همیشه در حالت حزن، اندوه و حالت گریان است. تا آن‌جایی که حضرت می‌فرماید:

«فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي»

از اهل بیت من، دخترم فاطمه اولین کسی است که بر من وارد می‌شود. بعضی از شبکه‌های وهابی می‌گویند شما که می‌گویید حضرت محسن اولین شهید است پس او جلوتر از حضرت زهرا رفته است. حضرت من اهل بیتی می‌گوید.

اهل بیت پیغمبر، علی، فاطمه، حسن و حسین و نه فرزند امام حسین هستند.

«فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَةً»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 114، المجلس الرابع و العشرون‏

در حالی حضرت زهرا به من وارد می‌شود که محزون و غمناک است و هم حق غصب شده دارد و هم او را شهیدش کردند مقتوله است.

در هر صورت...

این شب‌ها آخرین شب‌های زندگی صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است نمی‌دانیم خانه علی در چه حالی است، علی دارد به بدن صدیقه طاهره نگاه می‌کند این را روایت دارد و «ذهبی» از علمای اهل سنت می‌گوید فاطمه زهرا از شدت گریه و غصه به قدری لاغر شده بود یک پوست و استخوانی بیشتر نبود.

امام مجتبی، امام حسین در کنار بسترش نشسته اند و گریه می‌کنند. زینب کبری، ام کلثوم، فاطمه زهرا ناله می‌کند این‌ها مادر مادر می‌کنند اشک مادر را پاک می‌کنند و بر اشک مادر اشک می‌ریزند.

تو بین دشمنان کردی حمایت از علی من هم * جدا یک دم مگردم از کنار بسترت مادر

تو کردی پاک از چشم علی اشک غم، من هم * بگیرم اشک مظلومی زچشمان ترت مادر

نه تنها من، در و دیوار این غم خانه می‌گیرید * گهی بر تو گهی بر غصه‌های همسرت مادر

دوباره شب شد، سردرد دارد * بمیرم باز مادر درد دارد

پس از فصلی یک پرغم یک سخن گفت * عزیزم زخم بستر درد دارد.

شبی آهی کشید و زیر لب گفت * خدایا مرگ کمتر درد دارد

(أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمين‏؛ وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون‏)

مجری:

این‌قدر درد سنگین است، این قدر این مصیبت عظیم است که حرف خاصی نمی‌شود زد یعنی هرچقدر بنویسیم و هرچه قدر بگوییم، هرچه قدر فریاد بزنیم فکر می‌کنم از این مصیبت کاسته نخواهد شد و چه بسا بعد از هزار چهار صد سال قریب به این مضمون همچنان این غربت و مظلومیت را داریم درواقع مشاهده می‌کنیم.

حاج آقا در شعرتان اشاره ای به امیر المؤمنین و به دردی که امیر المؤمنین دارند می‌کشند کردید، واقعا سوای از این که اول به صاحب مان حضرت صاحب الزمان مجددا تسلیت عرض می‌کنیم آجرک الله یا بقیة الله، فکر می‌کنم هر روز و هر لحظه باید برای حال این روزهای امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) دعا بکنیم و مداما به ایشان تسلیت بگوییم، حضرت امیر چه حالی داشتند که دردانه خودشان را این چنین دارند در این روزها تماشا می‌کنند.

یک دو بیتی را تقدیم بکنم که خیلی غم بزرگی است

بشکند دستی که پای شیعه را این جا کشید * باب را آتش کشید، آتش کشیدن باب شد

حضرت صدیقه از گستاخی مسمار * از تناب دور دستان علی بیتاب شد

از آن روزی که این اتفاق افتاد فکر می‌کنم آن درد شروع شد. حاج آقا مصیبت زیاد است خیلی ممنونم که با حضور خودتان جلسه را منور کردید و این روضه را خواندید ان شاءالله منجر به آرامش خاطر حضرت صدیقه زهرا بشود و از ما راضی باشند.

حضرت استاد چند تا سوال می‌خواهم از محضرتان مطرح کنم بعضی این سوالات را که مطرح می‌کنم، در جاهای مختلف بیان می‌شود و فکر می‌کنم خوب است که به این سوالات پاسخ داده بشود.

یکی از سوالات این است آیا اصلا فاطمیه و طرح شهادت حضرت زهرا با وحدت منافات دارد یانه؟ چرا که از نظر خیلی‌ها این دارد مطرح می‌شود اگر شما از نظر بزرگان و مراجع این را پاسخ بدهید فکر می‌کنم روشن سازی بهتری صورت می‌گیرد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

سوال زیبایی است، در حقیقت می‌شود گفت الان سوال جامعه است. مدتی است بعضی از آقایان مخصوصا جناب اقای گرگیج بارها گفته قضیه فاطمیه با وحدت همخوانی ندارد اگر جمهوری اسلامی می‌خواهد در ایران وحدت بر قرار بشود باید از فاطمیه دست بردارند و فاطمیه را تعطیل کنند. این که به حضرت زهرا شهیده می‌گویند، با وحدت همخوانی ندارد.

اولا بحث شهیده گفتن حضرت صدیقه طاهره، بحثی است که از ضروریات عقیده شیعه است روایات صحیح در کتاب کافی است که اقا امام کاظم (سلام الله علیه) می فرماید:

«إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص458، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام)‏، ح2‏

حضرت فاطمه زهرا صدیقه شهیده است و در آن هیچ شک و شبهه ای نیست. روایات متعدد در این مورد داریم و شاید بیش از سی روایت در رابطه با صدیقه طاهره (سلام الله علیها) داریم که واژه شهید و مقتوله گفته شده است.

از علمای اهل سنت جناب اقای «جوینی» استاد «ذهبی» است ایشان در کتاب «فرائد السمطین» شان جلد 2 صفحه 34 قضیه شهادت حضرت زهرا را مطرح می‌کند با این که این‌ها تمام تلاش شان را می‌کردند مطالبی که با وجهه ای عمومی صحابه منافات دارد از بین ببرند.

«ذهبی» می‌گوید هرچه که مردم را به صحابه بدبین می‌کند

«فَيَنْبَغِي طَيُّهُ وَإِخْفَاؤُهُ، بَلْ إِعْدَامُهُ»

سزاوار است آن‌ها را نابود کنیم، بسوزانیم و از بین ببریم!

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط, محمد نعيم العرقسوسي؛ ج 10، ص 92

اما با همه این حال می‌بینیم قضیه شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و دفاع جانانه که از امامت و ولایت حضرت زهرا بعد از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) کرده و مسائلی که اتفاق افتاده است تمامی این‌ها در کتب اهل سنت آن هم با سند صحیح آمده است.

مثل قضیه هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، «طبری، بلاذری، ابن ابی شیبه» ذکر کرده اند و اظهار ندامت خلیفه اول را همه نقل کرده اند پنجاه نفر از بزرگان شان این را نقل کرده اند.

حتی ذهبی با این که خیلی مقید است که این مطالب را نباید نقل کرد ولی خودش در تاریخ اسلام جلد 3 صفحه 117 و 118 قضیه خلیفه اول را که می‌گوید ای کاش دستور هجوم به خانه حضرت زهرا، و شکستن حضرت زهرا را صادر نکرده بودم ولو این که خانه حضرت زهرا به عنوان سنگر جنگی قرار گرفته بود. اگر در این حد هم بود من نباید دستور حمله به خانه زهرا را می‌دادم آورده است.

این مطلب را همه با سندهای صحیح نقل کردند، «سیوطی» و دیگران با سند صحیح و معتبر قضیه ندامت را نقل کرده اند. آیا این‌ها با وحدت منافات دارد؟ نه، این را علمای شما نقل کرده اند به ما چه مربوط است. ما آن چه را که بزرگان شما نقل کرده اند نقل می‌کنیم.

حضرتعالی که فرمودید بزرگان نظرشان چیست؟ من یک تعبیری از حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (رضوان الله تعالی علیه) بخوانم این مطلب در سایت ایشان است.

پیام مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی به مناسبت ایام فاطمیه مطالب خیلی مفصل است که حضرت زهرا چه کارهای کرد.

بعد ایشان می‌گوید در این جا تذکر مجدد این نکته را لازم می‌دانم که تعظیم این ایام و به پا داشتن مجالس عزا و مصیبت از سیره مسلمه و عملی امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) بود و این امر ارتباطی به قضیه وحدت ندارد.

مسئله وحدتی را که امام بزرگوار و آیت الله بروجردی (قدس سرهما) بر آن تأکید داشتند نه به این معنا است که شیعه نسبت به اعتقاد مسلمه خود سکوت کند یا آن را نادیده بگیرد بلکه مقصود وحدت تمامی مسلمین در برابر استکبار جهانی است که داعیه قدرت منحصره دارد و با الهام از صهیونیسم در فکر فروپاشی مبانی متقن اسلام است.

صحبت ایشان در چه تاریخی است؟ 7/ 5/ 1382؛ یعنی در حقیقت هجده سال قبل می‌شود.

همین طور آقایان دیگر همین تعبیر را دارند آیت الله العظمی صافی دارد، آیت الله العظمی وحید خراسانی دارد.

عبارتی مرحوم مطهری دارد خیلی جالب است. نظرات شهید مطهری یک نظرات ناب و یک کسی بود که هم حوزوی بود و هم دانشگاهی بود و به عنوان روشنفکر به تمام معنا بود.

بعضی از روشنفکران خودشان را می‌بازند و می‌خواهند روشنفکری‌شان را به منصفه ظهور بگذارند آن مقدسات شیعی و مذهبی را به حراج می‌گذارند ایشان نه، ایشان از روشنفکرهای سنتی است با این که هم حوزه و هم دانشگاه ایشان را قبول داشتند. امام فرمود کتاب‌ها و تألیفات شهید مطهری بلا استثنا مفید است من گمان نمی‌کنم در حق هیچ کسی این تعبیر را امام داشته باشد.

اقای مطهری در کتاب امامت و رهبری که ظاهرا آخرین کتاب شهید مطهری است که نوشته شده وقتی بحث امامت و این‌ها را مطرح می‌کند می‌گوید اگر ما بحث‌های امامت و این‌ها را مطرح می‌کنیم پس تکلیف اتحاد اسلامی چه می‌شود؟

بحث امامت را که مطرح می‌کنیم امیر المؤمنین خلیفه اول است این یعنی چه؟ معنایش این است چه ما بگوییم و چه نگوییم آن‌ها غاصب بودند. یا به زبان بیاوریم یا به زبان نیاوریم.

مجری:

بله اصل ماجرا که تغییر نمی‌کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

وقتی ما می‌گوییم علی خلیفه اول و خلیفه منصوب پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) است، خلیفه منصوب از طرف خدای عالم است ادله متعدد هم داریم. علامه حلی دو هزار دلیل آورده است کتاب الفین یکی از بهترین کتاب علامه حلی است. ایشان متوفای 726 است.

پسرش می‌گوید من در عالم خواب پدرم را دیدم ایشان کتاب‌های زیادی در فقه، در اصول و در تفسیر و در همه فروعات نوشته است.

کتاب تحریر الاحکام ایشان هفتاد هزار فروع دارد حتی سنی‌ها بعد از گذشتن هزار سال نتوانستند این قدر فروعات در بیاورند که مرحوم صاحب عروه، فروعات احکام عروه را اکثرا از تحریر الاحکام علامه حلی گرفته است.

پسر علامه حلی می‌گوید من در عالم خواب به پدرم گفتم بابا این کتاب‌های که نوشتی کدامش در عالم برزخ بیشتر مورد توجه قرار گرفت؟ گفت پسرم فقط کتاب الفین به داد من رسید. کتاب الفین مایه نجات و سربلندی من شد.

ایشان هزار دلیل برای اثبات حقانیت امیر المؤمنین می‌آورد و هزار دلیل برای بطلان دیگران و شبهات که دیگران دارند می‌آورد.

این‌ها کاملا مشخص است وقتی دو هزار دلیل برای این قضیه می‌آورد کاملا واضح و روشن است شک و شبهه ای در آن نیست، ما نمی‌توانیم در رابطه با این که بگوییم بحث امامت را مطرح کنیم و بحث امامت با وحدت منافات دارد چه است و چه نیست این مسائل در کار نیست.

بعد مرحوم شهید مطهری می‌گوید بدون شک نیاز مسلمین به اتحاد و اتفاق از مبرم‌ترین نیازها است بعد می‌گوید مفهوم اتحاد اسلامی در صد سال اخیر میان علما و فضلای مؤمن و روشنفکر اسلامی مطرح است این نیست که فرقه‌های اسلامی بخاطر اتحاد اسلامی از اصول اعتقادی یا غیر اعتقادی خود صرف نظر کنند و به اصطلاح مشترکات همه فرق را بگیرند.

این‌ آقایان مُنّی‌ها به نام وحدت امت اسلامی شعارهای پوچ و بی اساس و بی مغز دارند می‌دهند، حتی بعضی‌شان در رسانه‌ها یک سری مسائلی مطرح می‌کنند که قلب آدم به درد می‌آید.

می‌گوید این که ما بیاییم مشترکات همه فرق را بگیریم، مختصات را کنار بگذاریم این کار نه منطقی و نه عملی است. شهید مطهری این را دارد می‌گوید حالا چهار تا جوان‌ها و یا بعضی از این طلبه‌های که الفبای اسلام را بلد نیستند و نمی‌دانند اسلام با سین یا با صاد است شروع می‌کنند در فضای مجازی مطالبی را می‌گویند.

شهید مطهری می‌گوید چگونه ممکن است به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلامی از پیرو یک مذهب تقاضا کرد از فلان اصل اعتقادی یا عملی خود به هرحال که به نظر خود آن را جزء متن اسلام می‌داند صرف نظر کند.

بعد این سخن شهید مطهری است که مایه افتخار است این را روشنفکر واقعی و حقیقت نگر می‌گویند.

شهید مطهری می‌گوید ما خود شیعه هستیم و افتخار پیروی اهل بیت (علیهم السلام) را داریم کوچک‌ترین چیزی حتی یک مستحب و یا مکروه کوچک را قابل مصالحه نمی‌دانیم نه توقع کسی را در این زمینه می‌پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم که به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامی از یک اصل از اصول خود دست بردارند!

بعد می‌گوید باید محیط حسن تفاهم بیاید که ما بتوانیم احادیث اهل بیت (علیهم السلام) را مطرح کنیم و می‌گوید آن که آیت الله العظمی بروجردی بدان می‌اندیشدند این بود که زمینه را برای پخش و انتشار معارف اهل بیت در میان برادران اهل سنت فراهم کند.

این‌ها سخنی است که شهید مطهری دارد که بیان حقایق هیچ ارتباطی به اختلاف و بحث وحدت ندارد. ما باید تلاش کنیم مطالبی که موجب فتنه و موجب جریحه دار شدن احساسات و عواطف اهل سنت می‌شود مطرح نکنیم.

مطالب را که داریم می‌گوییم محترمانه و مودبانه بگوییم بدون این که پیاز داغی به آن اضافه کنیم و چهار تا لعن، سب و شتم را اضافه کنیم آن‌چه که در تاریخ است مطرح کنیم و آن چه در کتب اهل سنت است مطرح کنیم.

حالا آقایان خوششان بیاید یا خوششان نیاید، ملاک این نیست ما واقعیت را باید مطرح کنیم به قول مقام معظم رهبری ما نمی‌توانیم قضیه جنگ جمل و جنگ صفیین را مطرح نکنیم.

دوستان ملاحظه کنند همین آقایان مُنّی‌ها که خودشان را انقلابی می‌دانند...

مجری:

به قولی کاسه داغ‌تر از آش می‌شوند یعنی اصل و اساسی که آیت الله بروجردی شروع کننده این امر بودند یا امام خمینی این‌ها را طور دیگری تعریف کردند و امروزه تعریف را برای خودشان عوض کردند و از ما هم انتظار دیگری دارند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. ملاحظه بفرمایید حلقات انسان دویست و پنجاه ساله، حلقه سوم تألیف مقام معظم رهبری است. سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه ای است البته این سخنرانی‌ها قبل از این که ایشان رهبر جمهوری اسلامی بشوند ایراد شده است. چاپ اولش فرودین سال 1389 بوده و قبلا هم این کتاب چاپ شده است.

آقایان دقت کنند حداقل چیزی نگویند که مخالف نظر رهبری است. اگر رهبری از نظرش بر گشته باید اعلام کند مثلا آن مطلبی را که در انسان دویست و پنجاه ساله گفتم الان از نظرم بر گشتم ما حق می‌دهیم زیرا فقیه یک ادله ای را پیدا می‌کند و مصالحی را در نظر می‌گیرد از نظرش بر می‌گردد.

و نظر اخیرش هم برای ما محترم است؛ ولی تا به حال ایشان نیامده بگوید من از نظر قبلی ام بر گشتم.

مقام معظم رهبری در کتاب انسان دویست و پنجاه ساله فصل دوم صفحه 451 صراحتا این مطلب را دارد امیر المؤمنین در برابر طلحه و زبیر و دیگران قرار می‌گرفت مسئله اش مسئله مقابله با جاه طلبی‌ها و باند بازی‌ها بود. در مقابل معاویه که قرار می‌گرفت مسئله اش مسئله عدالت اجتماعی بود. در مقابل خوارج که قرار می‌گرفت مسئله اش مسئله فهم دینی و تعقل صحیح اسلامی بود. مبارزه با دگم‌ها و تعصب‌ها و غلط اندیشی‌ها بود. صحبت‌های ایشان در 1/ 4/ 1363 بوده است.

باز می‌گوید: من لازم می‌دانم قبلا یک نکته ای را به همه خواهران و برادران‌مان از شیعه و سنی در سطح جهان تذکر بدهم و آن این است ما وقتی در باره امیر المؤمنین بحث می‌کنیم به طور طبیعی جنگ‌های امیر المؤمنین مطرح می‌شود مگر می‌شود کسی تاریخ زندگی حکومت پنج ساله علی (علیه السلام) را بخواهد بیان کند جنگ جمل مطرح نشود، جنگ صفیین مطرح نشود این یک واقعیت تاریخی است در روزگاری چند تن از صحابه معروف پیامبر و زوجه رسول الله با امیر المؤمنین که خلیفه مجمع علیه زمان بود جنگیدند. معاویه که عده ای از برادران اهل تسنن و نه همه آن‌ها برایش احترام قائل هستند...

(البته الان تعدادی از اهل سنت را داریم که کتابی در گمراهی معاویه نوشته اند و این‌ها کم هم نیستند.)

در ادامه می‌گوید: "در یک جنگ طولانی با امیر المؤمنین جنگید ما اگر امروز از جنگ جمل حرف می‌زنیم نمی‌خواهیم بحث کلامی کنیم، صحبت شیعه و سنی نیست بلکه یک واقعیت تاریخی است، صحابه پیغمبر با امیر المؤمنین در یک برهه ای از زمان جنگیدند و این جنگیدن کار خلافی بود".

الان اقایان می‌گویند این‌ها اجتهاد کرده اند اصلا این اجتهاد هیچ مفهومی ندارد.

بعد ایشان می‌گوید "تاریخ را هیچ اشکال ندارد بگوییم هنگامی که از حوادث دوران زندگی امیر المؤمنین بحث می‌کنیم جنگ صفیین را نمی‌شود نگوییم، جنگ جمل را نمی‌شود نگوییم. جنگ صفیین یعنی جنگ علی و معاویه، جنگ جمل یعنی جنگ علی، طلحه، زبیر و عایشه این‌ها را بگوییم هیچ اشکالی ندارد.

بعد جمله ای جالبی را می‌گوید که ما همیشه گفتیم " اما در بیان تاریخ و گزارش تاریخی هم با لحن اهانت آمیز و هم با لحن بدون اهانت می‌توان صحبت کرد ما می‌گوییم بدون اهانت باشد و الا گزاره ای تاریخی هیچ مانعی ندارد اثر سوی هم ندارد"

بله ما وقتی قضایای صدر اسلام را مطرح می‌کنیم، حوادث هجوم به خانه حضرت زهرا، شهادت حضرت زهرا، جنگ صفیین و جنگ جمل را مطرح می‌کنیم نیاز نیست وقتی اسم بعضی‌ها را می‌بریم چهار تا لعنت الله و فحش هم به آن اضافه کنیم و سب و شتم و لعن بکنیم این‌ها قطعا درست نیست.

اصلا رهبری هم نگفته باشد، قرآن هم که می‌فرماید: (وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيرِ عِلْمٍ) نباشد

(وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيرِ عِلْمٍ)

(به معبود) کساني که غير خدا را مي‌خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها (نيز) از روي (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند!

سوره انعام (6): آیه 108

روایت متعددی هم از ائمه رسیده مبنی بر این که فحش ندهید. امیر المؤمنین می‌فرماید:

«وَ لَا تَتَكَلَّمُوا بِالْفُحْشِ فَإِنَّهُ لَا يَلِيقُ بِنَا وَ لَا بِشِيعَتِنَا»

فحش دادن نه زیبنده ما است و نه زیبنده ای شیعیان است.

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسين بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 71 بَابُ تَحْرِيمِ الْفُحْشِ وَ وُجُوبِ حِفْظِ اللِّسَان‏‏، ج‏12، ص82

اگر این روایات هم نبود کلا از این‌ها صرف نظر کنیم ما باشیم و عقل و وجدان خودمان باشد اگر ما بخواهیم معارف اهل بیت را مطرح کنیم و تاریخ را بدون رتوش را مطرح کنیم هرچه مودبانه‌تر حرف بزنیم تأثیر گذاری آن بیشتر است. و هرچه بی ادبانه حرف بزنیم با تندی حرف بزنیم به طرف ولو حرف حق هم گفته باشیم از شنیدن مطالب انسان متنفر می‌شود و نمی‌تواند تأمل کند.

همان‌طوری که اگر آن‌ها بخواهند یک مطالبی را نسبت به شیعه با تندی بگویند با لحن تند و بی ادبانه ما نمی‌توانیم حرف‌شان را بپذیریم.

آقای تفتازانی، فخر رازی و دیگران وقتی می‌آیند به شیعه می‌رسند دارند «الروافض قبحهم الله»؛ «الرافضة لعنهم الله» این منطق یک عالم نیست من همه این‌ها را جمع کردم بزرگان این‌ها وقتی به شیعه می‌رسند این طور حرف می‌زنند.

البته افرادی مثل ابن تیمیه و محمد ابن عبدالوهاب را استثنا می‌کنیم آن‌ها عقل درست و حسابی نداشتند کاری با آن‌ها نداریم دست نشانده انگلیس بودند.

اما افرادی مثل فخر رازی که آدم کمی نیست وقتی این طور تعابیر تند مطرح می‌کند یا عضد الدین ایجی و تفتازانی این طور تعابیر تند مطرح می‌کنند انسان متأسف می‌شود.

یا در کتاب‌های تفسیری‌شان طبری، ابن ابی حاتم، و... ابن کثیر که اصلا حیا را خورده و شرف را هم قورت داده است وقتی به شیعه می‌رسد حرف‌های خیلی تند و بد می‌زند. ما می‌گوییم سخنان شان منطقی نیست.

اگر یک عالم شیعه هم این تعابیر را نسبت به اهل سنت داشته باشد می‌گوییم محکوم است هر مقام و هر کسی می‌خواهد باشد. اصلا عرض کردم کاری به مسئله دین و مذهب نداریم این قضیه ای:

(وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا)

به مردم نيک بگوييد.

سوره بقره (2): آیه83

منطقی است، یک مسئله منطقی و عقلی است. اگر قرآن هم می‌گوید امر قرآن، امر ارشادی و ارشاد الی العقل است. یک حکم تأسیسی نیست مثل این که می‌گوید به کسی ظلم نکنید قرآن بگوید یا نگوید همه می‌دانند ظلم بد است اگر قرآن هم می‌آید می‌گوید ظلم نکن در حقیقت حکمش به قول اقایان حکم ارشادی می‌شود.

لذا طرح این قضایا اگر چنانچه محترمانه، مؤدبانه و مستند گفته بشود هیچ اشکالی ندارد. اگر چهار تا سب، شتم و لعن هم کنارش گفته بشود قطعا به صلاح شیعه نیست اصلا کاری به اهل سنت نداریم اگر اهل سنت هم هیچ گلایه هم نکنند!

مجری:

به طور کلی این است که در بحث و مباحثه آدم بتواند از هیجان دوری کند و سخنانش را با منطق بیان کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. ببینید منطق غدیر و منطق کسانی که دست پرورده ای اهل بیت هستند این است. مفضل شاگرد امام صادق است با ابن ابی عوجا مناظره می‌کند. ابن ابی العوجا یک مقدار تند شد عبارتی را نسبت به خدا و پیامبر مطرح کرد مفضل عصبانی شد هرچه از دهنش در آمد به ابن ابی العوجا گفت.

دوستان کتاب بحار الانوار جلد 3 صفحه 57 را ملاحظه کنند ابن ابی العوجا تعبیری نسبت به رسول اکرم دارد مفضل می‌گوید من نتوانستم جلوی غضبم را بگیرم

«قَالَ الْمُفَضَّلُ فَلَمْ أَمْلِكْ نَفْسِي غَضَباً وَ غَيْظاً وَ حَنَقاً فَقُلْتُ يَا عَدُوَّ اللَّهِ أَلْحَدْتَ فِي دِينِ اللَّهِ وَ أَنْكَرْتَ الْبَارِئَ جَلَّ قُدْسُهُ الَّذِي خَلَقَكَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ وَ صَوَّرَكَ فِي أَتَمِّ صُورَةٍ وَ نَقَلَكَ فِي أَحْوَالِكَ...»

مفضل می‌گوید وقتی حرفم تمام شد ابن ابی العوجا گفت:

«وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ أَصْحَابِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ فَمَا هَكَذَا يُخَاطِبُنَا»

شیعیان تندرو یک مقدار دقت کنند. بنده امروز بیاینه ای که از شیعیان انگلیسی در مورد قضیه آزادشهر صادر شده بود وقتی دیدم و مطالعه کردم قلبم به درد آمد که این‌ها مرجعیت، رهبری و... را کافر مرتد دانسته اند.

آخر شما چه کاره ای مملکت هستید که بخواهید برای مراجع تعیین تکلیف کنید. شما باید مقلد باشید یا مجتهد باشید اگر مجتهد هستی حرفت برای مقلدین خودت حجت است نه این که برای عموم تعیین تکلیف کنی و یا برای مرجع دیگر تعین تکلیف کنی. تو غلط می‌کنی برای مراجع دیگر و یا برای رهبری بخواهی تعیین تکلیف کنی!

چهار تا افراد این طوری مثل سگی هستند که آب غیر کر را نجس می‌کنند یا مثل گرگی هستند که وارد گله می‌شوند و همه چیز را بهم می‌زنند!

ابن ابی العوجا می‌گوید اقای مفضل اگر از اصحاب امام صادق هستی «فَمَا هَكَذَا يُخَاطِبُنَا» امام صادق با این طور برخورد نمی‌کرد.

«وَ لَا بِمِثْلِ دَلِيلِكَ يُجَادِلُنَا»

دلیل‌های که تو می‌آوری که توأم با توهین و اهانت است این طور دلیل نمی‌آورد.

«وَ لَقَدْ سَمِعَ مِنْ كَلَامِنَا أَكْثَرَ مِمَّا سَمِعْتَ»

عبارت‌های که من امروز نسبت به رسول اکرم گفتم تو تصور کردی توهین است، بدتر از این‌ها را نزد امام صادق گفتم.

«فَمَا أَفْحَشَ فِي خِطَابِنَا وَ لَا تَعَدَّى فِي جَوَابِنَا»

امام صادق هرگز در برابر تندی‌های ما با فحش و تعدی پاسخ نداد.

بعد می‌گوید:

«فَإِنْ كُنْتَ مِنْ أَصْحَابِهِ فَخَاطِبْنَا بِمِثْلِ خِطَابِهِ»

اگر تو دست پرورده ای امام صادق هستی مثل امام صادق بیا باهم حرف بزنیم.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج3، ص57 و 58

ببینید کار به کجا می‌رسد ابن ابی العوجا زندیق و ملحد این طور حرف می‌زند این که ابن ابی العوجا چرا ملحد شد خودش یک بحثی است و حال آن که قبلا مسلمان بود تناقضاتی که در بعضی از مذاهب دید به این جا کشیده شد.

همین ابن ابی العوجا به مفضل می‌گوید شما اگر از اصحاب امام صادق هستی مثل امام صادق با ما برخورد کن، این چه نحوه صحبت کردن است. این به ما نشان می‌دهد بر این که ائمه (علیهم السلام) کاملا در تعامل با مخالفین یک برخورد منطقی داشتند ولو این که طرف فحش می‌داد.

من بیانیه ای که از حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دیدم خیلی تعبیر قشنگی داشت.

مجری:

مربوط به همین قضایای اخیر است

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله.

مجری:

حضرت استاد اجازه بفرمایید تا شما اعلامیه را پیدا می‌کنید یک میان برنامه ببینیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خوبه، بله میان برنامه ببنییم

مجری:

ممنون از شما بینندگان عزیز که همراه ما هستید یک میان برنامه می‌بینیم بر می‌گردیم و ان شاءالله ادامه بحث را خواهیم داشت.

(میان برنامه)

مجری:

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ» خیلی ممنونم که همراه ما هستید با ویژه برنامه صدیقه شهیده در خدمت تان هستیم.

حضرت استاد بفرمایید ما در خدمت شما هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بنده عرض کردم عبارت امام صادق (سلام الله علیه) که ابن ابی العوجا به مفضل می‌گوید اگر واقعا می‌خواهی مثل استاد و امامت امام صادق با ما برخورد کنی بحث را ادامه می‌دهیم و اگر می‌خواهید با فحش و این چیزها می‌خواهی ادامه بدهی من اهلش نیستم.

لذا در فرمایشات حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی این تعبیر است:

«وواجبکم الشرعي أن تحسنوا معاشرة الذین ینطقون الشهادتین»

واجب شرعی شما شیعیان است این که معاشرت با کسانی که شهادین را فقط می‌گویند، شهادت ثالثه را ندارد واجب شرعی چه است؟ این است که شما معاشرت تان با آن‌ها معاشرت خوب باشد

«وإن اعتقدوا بکفرکم»

اگر این‌ها اعتقاد به کفر شما را داشته باشند!

ملاحظه کنید مراجع ما این طوری هستند. اگر یک آقایی می‌آید در این وسط حرف‌های تند و غیر منطقی می‌زند به خودش مربوط است ولی نظر مراجع منطقی و مستدل و خیرخواهانه است.

همان طور که بعضی از علمای اهل سنت کردستان در رابطه با صحبت‌های اقای گرگیج عکس العمل نشان دادند و عبارت‌های تندی هم داشتند تعبیرشان این بود که حرفش، حرف آمریکا و صهیونیسم است ایشان وابسته به آمریکا و صهیونیسم است.

ما همچنین تعبیر نمی‌کنیم ولی این‌ها دنبال این هستند که از این فرصت استفاده کنند این صفا و صمیمتی که در این چهل و دو سال بین شیعه و سنی بود این را از بین ببرند.

من با یکی از ائمه جمعه استان گلستان صحبت داشتم ایشان نسبت به بنده محبت دارند گفتم از قول من به همه ائمه جمعه شیعه و اهل سنت سلام برسانید و بگویید فلانی سلام رساند و گفت دست شما را می‌بوسیم تلاش کنید این صفا و صمیمیت محفوظ بماند.

به وحدت کار ندارم آن چیز دیگر است. عرض کردم صفا و صمیمیتی که خیلی بالاتر از وحدت و تقریب است این صفا و صمیمیت نباید به این سادگی از بین برود.

اگر چهار تا هم علقه مضغه در گوشه و کنار پیدا می‌شوند همان طوری که شیعیان انگلسی حرف‌های چرت و لاطاعلات می‌زنند از بعضی از سنی‌ها هم حرف‌های لاطاعلات می‌زنند و یک سری کارهای انجام می‌دهند ولی ما این‌ها را به هیچ وجه به حساب اهل سنت نمی‌گذاریم.

کسانی که عزیزان سپاهی مهمان خانه شان می‌شوند و نهار می‌خورند و از خانه اش بیرون می‌روند این مهمان‌ها را به رگبار می‌بندند مشخص است اصلا اولیات انسانیت را ندارد و بویی از انسانیت نبرده است حیوان میلیون شرافت بر این دارد.

طرف بچه اش در حدی بود که باید اعدام می‌شد بخشیده شده برای این که صفا و صمیمیت باشد نهار می‌دهد همین که از خانه بیرون می‌روند به رگبار می‌بندد. این‌ها یک سری مسائلی است که در فضای مجازی خیلی مطرح نشد من هم نمی‌خواهم مطرح کنم.

آقا جان شما که عددی نیستی شما گرد غبار کفش آمریکا و اسرائیل نمی‌توانید بشوید آن‌ها از ترس سپاه به دنبال لانه موش هستند وقتی سپاه پایگاه عین الاسد آمریکا را با خاک یکسان کردند جرأت نکردند یک گلوله به طرف ایران شلیک کنند.

یا اسرائیلی که هارت و پورت می‌کرد رزمایش چند روز قبل سپاه را دید در لانه موش و پستو‌هایشان مخفی شد و رسما هم اعلام کردند که دیگر در رابطه با جنگ با ایران حرف نزنید.

در این رزمایش نمادهای که از پایگاههای اتمی اسرائیل درست کرده بودند و در این رزمایش کوبیدند پیامش این بود اگر چنانچه شما دست خطا کنید درجه موشک‌هایمان را یک مقدار تغییر می‌دهیم هزینه زیادی برای ما ندارد.

آن وقت چهار تا آدم‌های بی سر و پاه با اسلحه یک سری فتنه درست می‌کنند این‌ها مایه ننگ هستند و باید اهل سنت از این‌ها بیزاری بجویند. عرض کردم این‌ها دو سه درصد از اهل سنت هستند نود هفت تا نود هشت درصد اهل سنت خوب و همراه هستند.

بیانیه ای که شورای افتای علمای کردستان در رابطه با امام جمعه زاهدان دادند خیلی قابل تأمل است دیروز من با نماینده رهبری در کردستان صحبت داشتم گفتم این بیاینه که الان پخش شده امضا و مهر ندارد ایشان فرمود این‌ها قبل از این که بیانیه را پخش کنند به من دادند من اصلاحاتی انجام دادم بعد از اصلاحات من این‌ها منتشر کردند. گفتم همین که شما می‌گویید دیدید برای ما کافی است.

ملاحظه بفرمایید چه بیانیه زیبا و تند در برابر کسانی که می‌خواهند فتنه درست کنند، در برابر این که بخواهند نظام را تضعیف کنند است.

در این طور قضایا به جای این که شیعه به میدان بیاید خود علمای اهل سنت به میدان بیایند اگر انحرافی می‌بینند دست به کار شوند در صدد اصلاح بر آیند.

کسانی می‌آیند یک گزارشاتی به یک آدم محترمی می‌دهند آن هم بر مبنای گزارش غلط در نماز یک حرف‌های می‌زند این را من نباید جواب بدهم درست و منطقی نیست این را خود علمای اهل سنت که واقعا در جریان هستند بیایند جواب بدهند و جواب آن‌ها هم تأثیر گزار است.

چه بسا پاسخ چهار تا شیعه فتنه درست کند ولی پاسخ و جواب خودشان موثر است و مشکل را حل می‌کند. الان این نامه ای که علمای کردستان دادند اگر یک عالم شیعه این حرف‌ها را زده بود قطعا شبکه های وهابی غوغایی به پا می‌کردند که ای وای قیامت بر پا شد چرا فلان عالم شیعه به فلان محترم ما این طور گفت!

اگر مرد هستید در رابطه با شورای افتای کردستان بیایید حرف بزنید، جرأت دارید بیاید نقد کنید.

لذا عرض کردیم این صفا و صمیمیت یک نعمت الهی و مائده آسمانی برای ما است و هرکس به هر بهانه ای بخواهد این صفا و صمیمیت را خدشه دار کند این‌ها اسلام را ضربه زدند فقط نیامدند شیعه و سنی را به جان هم بیندازند.

تمام قدرت‌های استکباری چه اروپایی‌ها و چه آمریکا و چه صهیونیست‌ همه دوست دارند که شیعه و سنی به جان هم بیفتند، شیعه‌ها به جان هم بیفتند، سنی‌ها به جان هم بیفتند همانطوری که در قرن پنجم و ششم انجام دادند.

اقای یاقوت حموی در معجم البلدان جلد اول صفحه 209 دارد که در اصفهان احناف و شافعی‌ها به جان هم افتادند خانه‌های یکدیگر را ویران کردند بازارهای یکدیگر را آتش زدند و چقدر کشت و کشتار داشتند!

در سال ششصد و خرده ای در نیشابور آن‌ها هم همین طور باهم درگیر شدند تا به حال شیعه و سنی که باهم اختلاف داشتند نیامدند خانه همدیگر را خراب کنند و آتش بزنند بازار یکدیگر را آتش بزنند ولی در بین خودشان از این اتفاقات داشتند که قبلا هم گفتیم.

این‌ها همه دست استعمار است، تمام استعمارگران دنبال این هستند که آن صحنه‌ها امروز تکرار بشود ما باید کاملا بیدار باشیم که این صحنه‌ها خدای ناکرده تکرار نشود. در خدمت حضرتعالی هستیم

مجری:

حضرت استاد زنده باشید. ما دو تا تماس داریم قبلش میان برنامه ای ببینیم بر گردیم و در خدمت بینندگان عزیز باشیم

(میان برنامه)

مجری:

خیلی ممنونم که همراه ما هستید تماس داریم سرکار خانم نازنین زهرا از بابل پشت خط ارتباطی هستن در خدمت تان هستیم بفرمایید

بیننده: (سرکار خانم نازنین زهرا از بابل – شیعه)

سلام

...نجات ما را * با تو امروز نداریم غم فردا را

پس نگید از لب ما خواهش یا زهرا را (یا زهرا)

با سلام خدمت حضرت استاد و مجری محترم شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را تسلیت عرض می‌کنم.

با اجازه شما می‌خواهم به این کسانی که شبهه وارد کردند و گفتند اصلا آتش زدن دَر خانه حضرت زهرا نبود، پاره کردن سند فدک و شهادت را خود تان در آوردید هیچ نزاعی در کار نبود من تهدید به آتش زدن دَرْ خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) را با سند معتبر از کتب اهل سنت بیان می‌کنم.

مجری:

احسنت.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بارک الله!

بیننده: نازنین زهرا (خردسال)

در کتاب المصنف ابن ابی شیبه جلد 8 صفحه 572 تحقیق سعید العام این مطلب آمده هنگامی که مردم با ابوبکر بیعت کردند امام علی (علیه السلام) و زبیر نزد حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمدند و با آن حضرت مشورت کردند و این خبر به عمر ابن خطاب رسید، عمر ابن خطاب به خانه حضرت فاطمه آمد و گفت ای دختر رسول خدا محبوب‌ترین شخص نزد ما پدر تو است و پس از او خودت ولی سوگند به خدا اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور می‌دهم خانه را بر سرشان بسوزانند. این جمله را گفت و رفت.

هنگامی که حضرت امام علی (علیه السلام) و زبیر به خانه برگشتند حضرت زهرا (سلام الله علیها) به آقا امام علی (علیه السلام) فرمود عمر ابن خطاب به خانه ما آمد و سوگند یاد کرد که اگر این‌جا اجتماع بر گزار شود خانه را بر سر شما بسوزاند به خدا سوگند آن چه را که قسم خورده انجام می‌دهد.

بررسی سند روایت ابن ابی شیبه در کتاب تهذیب التهذیب جلد 9 صفحه 74 راویان این روایت یحیی ابن معین ثقه، نسائی ثقه. در کتاب تهذیب الکمال جلد 19 صفحه 127 یحیی ابن معین ثقه و ابو حاتم نیز ثقه است.

در کتاب تهذیب الکمال جلد 10 صفحه 17 هم همین طور و در کتاب تهذیب الکمال جلد 2 صفحه 503 همین طور است رجال را ثقه گفته اند.

تهدید به احتراق به نقل بلاذری در کتاب انسان الاشراف جلد 1 صفحه 586 برنامه الجامع الکبیر بلاذری متوفای 270 می گوید ابوبکر کسی را دنبال امام علی (علیه السلام) فرستاد تا بیعت کند اما امیر المؤمنین امام علی (علیه السلام) بیعت نکرد. ابوبکر به عمر دستور داد او را بیاورند عمر با شعله آتش به طرف خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) رفت.

خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند ای پسر خطاب آیا تو می‌خواهی دَرْ خانه را آتش بزنی؟ عمر گفت آری این کار باعث تقویت دینی که پدرت آورده است می‌شود.

مگر پیامبر نفرموده است که «فاطمه پاره تن من است» صحیح بخاری جلد 4 صفحه 3714. مگر پیامبر نفرموده است «فاطمه پاره تن من است هرکس او را بیازارد من را آزرده است و هرکس که او را مسرور کند من را مسرور و شاد کرده است» مناقب خوارزمی صفحه 153.

سوال از کسانی که شبهه وارد می‌کنند آیا همین توهین به آتش زدن یک هتک حرمت نیست؟ آیا حرمت شکنی نیست؟

اگر اجازه بدهید می‌خواهم یک شعر کوتاهی برایتان بخوانم.

مجری:

بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بارک الله، بارک الله، بارک الله

بیننده: نازنین زهرا (خردسال)

عرضه می‌دارم ای شهر رسول * در کجا مخفی بود قبر بتول

از تمام نخل‌ها پرسیده ام * آری اما پاسخی نشنیده ام

یا امیر المؤمنین روحی فداک * آسمان را دفن کردی زیر خاک

آه را در دل نهان کردی چرا* ما را در گل نهان کردی چرا

اللهم عجل لولیک الفرج!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بارک الله، بارک الله، بارک الله به خانم نازنین زهرا دختر عزیزم، سلام ما را به پدر و مادرتان هم برسانید ما آرزوی موفقیت برای شما و دیگر غنچه‌های مهدوی داریم.

مجری:

خیلی ممنونم واقعا چقدر شنیدن پاسخ‌ها با سند معتبر لذت بخش بود، خیلی هم تاکید روی این داشتن.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خیلی جالب بود. تقریبا دو هفته قبل هم اقای علی اکبر (خردسال از غنچه‌های مهدوی) از بابل زنگ زده بود ایشان هم خیلی مطالب قشنگی را ارائه کرد. این‌ها واقعا مایه مباهات و افتخار است که به این شکلی دارند خوب مطالب را مستند و مستدل بیان می‌کنند.

مجری:

استاد تماس دیگری هم داریم، جناب اقای بهادری از کرج پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم ورحمة الله بفرمایید

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت جنابعالی و حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی ایام شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان (علیه السلام) تعزیت عرض می‌کنم.

درود و شرف خداوند به این نازنین زهرا خانم و پدر و مادرش که حتما لقمه ای پاک دادند و شیر شیعه پاک بوده است وهابی ها باید بیایند خجالت بکشند اگر می‌توانند بیایند جواب این دختر خانم یازده ساله را بدهند!

سبط ابن جوزی یکی از علمای عامه است در سیره حلبیه جلد 3 صفحه 400 می‌گوید ابوبکر نامه فدک را برای فاطمه نوشت در آن هنگام عمر وارد شد و به اوبکر گفت این چه است؟ ابوبکر گفت نامه و قباله ای است که برای فاطمه نوشته ام که مربوط به ارث او است که از پدرش به او می‌رسد.

عمر گفت پس مالی را که می‌خواهی برای مسلمانان خرج کنی چگونه تهیه می‌کنی؟ در حالی که عرب در حال جنگ و محاربه با تو هستند. عمر نامه را گرفت و پاره کرد.

ابن ابی الحدید در جلد 16 صفحه 234 می‌گوید این نقلی است که شیعه نسبت به دو خلیفه آورد یعنی رد می‌کند می‌گوید آنچه که رجال شیعه نقل کردند که ابوبکر نامه فدک را نوشت و عمر او را گرفت و پاره کرد این مطالبی است که اصحاب حدیث روایت نمی‌کنند در حالی که در سیره حلبی در جلد 3 صفحه 400 مطلب سبط ابن جوزی را نقل کرده است. این را سبط ابن جوزی نقل کرده و در سیره حلبی آوردند که عمر قباله فدک را پارک کرد.

در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 16 صفحه 284 ابن ابی الحدید از استاد خودش که استاد حوزه علمیه بغداد بود علی ابن فارقی یا فارق می‌گوید به ایشان گفتم استاد آیا فاطمه در این مورد راستگو بوده است که می‌گوید پدرم فدک را به من داد استادش پاسخ داد بله.

گفتم چرا خلیفه حق مسلم او را نداد؟ در این موقع استاد لبخند زد و با کمال وقار گفت اگر در آن روز خلیفه بدون درخواست شاهد فدک را به فاطمه می‌داد فردا او از این موقعیت به سود شوهرش علی استفاده می‌کرد و می‌گفت خلافت متعلق به علی ابن ابی طالب است در آن صورت خلیفه ناچار بود خلافت را به علی بدهد چرا که او فاطمه را با این اقدام راستگو می‌دانست!

ولی برای این که باب تقاضا و منازعات بسته بشود او را از حق مسلم خودش ممنوع ساخت.

حضرت آقا! از همه مهم‌تر حدیث از امام باقر (علیه السلام) است که فرمودند علی ابن ابی طالب فاطمه (سلام الله علیها) را بر مرکبی سوار می‌کرد و شبانه بر در خانه انصار مراجعه می‌کرد و از آن‌ها طلب یاری می‌کرد و آن‌ها در جواب می‌گفتند شما دیر آمدید بعضی‌هایشان دَرْ منزل را باز نمی‌کردند و بعضی‌ها هم می‌گفتند ما چه کنیم با این مرد ابوبکر بیعت کردیم شما دیر آمدید و اگر علی زودتر آمده بود ما او را یاری می‌کردیم.

امام فرمود شما انتظار داشتید که من بدن مطهر پیامبر را رها کنم و نزد شما بیایم با این که در آن زمان در زمان دفن پیامبر شخصی به نام بریده اسلمی را آقا امیر المؤمنین نزد آقایان فرستاد و گفت بیایید ما داریم بدن پیغمبر را تجهیز می‌کنیم شما هم بیایید ولی آقایان حاضر نشدند.

پیامبری که بیست و سه سال برای اسلام زحمت کشیده بود این صحابه درجه اول در تشییع جنازه اش شرکت نکردند این درد را آدم به چه کسی بگوید. آقا فرمودند توقع داشتید من جنازه پیامبر را رها کنم بیایم سر قدرت و حکومت با شما منازعه کنم. حضرت زهرا هم فرمودند آن‌چه که ابو الحسن انجام داد سزاوار بود بعد به آن‌ها فرمود اما خدای متعال از این کار شما ناراضی است و کیفر خواهید دید و خداوند شما را به کیفر دچار خواهد کرد.

کیفرش چه بود؟ کیفر این بود که پنجاه سال بعد یزید ابن معاویه که سه سال خلیفه بود در مدینه چه کار کرد؟ شما می‌دانید که چقدر از این صحابه را گردن زد و چقدر قاریان قرآن را کشت و چقدر به دختران تجاوز کرد این‌ها نفرینی بود که حضرت زهرا آن زمان کرد. والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

مجری:

خیلی ممنون جناب اقای بهادری عزیز، چقدر شنیدن این تماس‌ها لذت بخش است از این باب که هم خدا را شکر به برنامه و شبکه نظر دارند و هم این‌قدر با اعتقادات قوی و با سند و مدرک مسائل را مطرح می‌کنند.

مطالب خیلی زیادی را مطرح کردند از روایت امام باقر (علیه السلام) فرمودند از آن ابتدای امر و از آن بیعت گرفتن فرمودند و بحث فدک هم که مطرح شد و آن نامه ای که توسط خلیفه دوم پاره شد. استاد در خدمت شما هستیم بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با قضیه ای که ایشان آوردند شاید بعضی‌ها روشن نباشد این کتابی را که ملاحظه می‌کنید سیره حلبی است. این کتاب از کتاب‌های معتبر اهل سنت و کتاب چاپ مصر است ایشان در جلد 3 صفحه 488 این تعبیر را دارد از سبط ابن جوزی نقل می‌کند.

«وفى كلام سبط ابن الجوزى رحمه الله أنه رضي الله تعالى عنه كتب لها بفدك ودخل عليه عمررضى الله تعالى عنه فقال ما هذا فقال كتاب كتبته فاطمه بميراثها من ابيها فقال مماذا تنفق على المسلمين وقد حار بتك العرب كما ترى ثم احذ عمر الكتاب فشقه»

السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون؛ اسم المؤلف: علي بن برهان الدين الحلبي الوفاة: 1044، دار النشر: دار المعرفة - بيروت – 1400، ج3، ص488

«کتب لها فدک» خلیفه اول برگه فدک را نوشت تحویل حضرت زهرا داد عمر داخل شد و گفت این چیست ابوبکر گفت نوشته ام که فدک میراث حضرت زهرا از پدرش بوده است.

«ماذا تنفق على المسلمين وقد حار بتك العرب كما ترى» اگر فدک را به زهرا دادی الان بودجه سالیانه ات را از کجا تأمین می‌کنی؟ که الان این همه عرب‌ها در برابر تو قیام کرده اند. می‌خواهی سپاه بفرستی و این سپاه هزینه دارد باید یک مزدی برای این‌ها بدهی و آن جا که می‌روند هم خرج دارند می‌خواهی چه کار کنی؟

«ثم احذ عمر الكتاب فشقه»؛ عمر نامه را گرفت و پاره کرد. این دیگر کتاب شیعه نیست کتاب خود شما است و از کتاب‌های معتبر هم است و از متأخرین هم است حلبی متوفای 1044 است و در حقیقت معاصر شهید ثانی و علامه مجلسی اول که متوفای 1070 است و این‌ها در یک زمان بودند. سیره حلبی هم از کتاب‌های معتبر اهل سنت است.

اما در رابطه با خواهر عزیز و دختر گرامی‌مان نازنین زهرا، واقعا دست‌شان درد نکند خیلی و زیبا صحبت کردند و الحق آقایانی که می‌گویند قضیه شهادت زهرا با وحدت نمی‌سازد که این را عده خاصی دارند می‌گویند این طوری نیست که همه بگویند.

این تهدید به آتش کشیدن خانه حضرت زهرا را چه پاسخی دارند بدهند. آیا یک مورد داریم کسانی که مسلمان نشدند رسول اکرم این‌ها را تهدید کرده باشد که خانه‌هایشان را آتش بزند.

کسانی که با پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) جنگیدند در فتح مکه پیغمبر می‌توانست عقده گشایی کند ابو سفیان سر دسته تمام این جنگ‌ها علیه اسلام بود بویژه در جنگ احد که هفتاد یک یا هفتاد دو نفر از بهترین عزیزان پیغمبر شهید شدند. آیا پیغمبر دستور داد بیروید خانه ابو سفیان را آتش بزنید؟

یا بر عکس خانه ابو سفیان را خانه امن اعلام کرد و گفت هرکس خانه ابو سفیان برود از تعرض در امان است. این‌ها به چه دلیل و مجوزی می‌آیند خانه حضرت زهرا تهدید می‌کنند؟ خانه ای کسی که حضرت فرمود:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 1361، ح 3510

همان‌طوری که این دختر عزیزمان هم گفتند. یا در صحیح مسلم دارد:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي ما آذَاهَا»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4، ص 1902، ح 2449

آیا از این تهدید حضرت زهرا خوشش آمد، یعنی رفته بودند حضرت زهرا را خوشحال کنند یا این تهدید قلب حضرت زهرا را به درد آورد؟ این را پاسخ دهید این دختر عزیزمان مثل بلبل این‌ها را بیان کرد و بررسی سندی هم داشت.

مجری:

البته اقای بهادری گفت وهابی‌ها اگر می‌توانند بیایند جواب این دختر خانم یازده ساله را بدهند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله بیایند پاسخ بدهند آیا می‌توانند پاسخ بدهند؟ عثمان الخمیس که لیدر و ایدئولوک شما است نتوانسته صحت روایات هجوم به خانه حضرت زهرا را جواب بدهد دچار تناقض شده است.

ملاحظه بفرمایید این کتاب انساب الاشراف بلاذری متوفای 279 است ایشان از اعیان قرن سوم هجری است. ایشان در عصر غیبت زندگی می‌کرده و امام هادی و امام عسکری را درک کرده است.

آقای بلاذری در کتاب انساب الاشراف خودش جلد 2 صفحه 268 البته در بعضی از چاپ‌ها جلد اول صفحه 586 دارد:

«أن أبا بكر أرسل إلى عليّ يريد البيعة، فلم يبايع. فجاء عمر، ومعه قبس فتلقته فاطمةُ على الباب، فقالت فاطمة: يا بن الخطاب، أتراك محرّقاً علي بابي؟ قال: نعم، وذلك أقوى فيما جاء به أبوك. وجاء علي، فبايع وقال: كنتُ عزمتُ أن لا أخرج من منزلي حتى أجمع القرآن»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ)؛ دار النشر: ج1، ص252

ابوبکر کسی را نزد علی فرستاد که بیا بیعت کن، علی (علیه السلام) بیعت نکرد. این که بیعت نکرد، آیا فقط علی بیعت نکرد یا از بنی هاشم یک نفر هم بیعت نکردند. سلمان، ابو ذر، حذیفه و مالک ابن نویره هم بیعت نکردند. تقریبا هفتاد نفر از صحابه بیعت نکردند چرا خانه آن‌ها نرفتند و آن‌ها را تهدید به آتش نکردند؟ این‌جا چه رمزی است، بیاید این را پاسخ بدهید؟

«فجاء عمر ومعه قبس» عمر وسیله آتش سوزی را آورده بود «فتلقته فاطمةُ على الباب، فقالت فاطمة: يا بن الخطاب، أتراك محرّقاً علي بابي؟» حضرت صدیقه طاهره گفت عمر ابن خطاب آمدی خانه من را آتش بزنی؟ «قال: نعم» بله.

بعد استدلال، استدلال خیلی عجیبی است می‌گوید «وذلك أقوى فيما جاء به أبوك»؛ این کار دین پدرت را تقویت می‌کند نمی‌دانم این دین چه دینی است که آتش زدن خانه حضرت زهرا آن دین را می‌خواهد تقویت کند ما این را نفهمیدیم اگر وهابی‌ها و کارشناسان و یا کار نشناسان وهابی می‌توانند این را جواب بدهند.

این «وذلك أقوى فيما جاء به أبوك»؛ معنایش چه است؟ این‌ها را برای ما توضیح بدهند.

بعد جالب است آخرش یک جمله ای دارد برای این که یک چیزی اضافه کنند و پیاز داغش زیاد بشود «وجاء علي، فبايع» علی آمد بیعت کرد.

در خود صحیح بخاری جلد 4 صفحه 42 حدیث 3093 و در صحیح مسلم جلد 5 صفحه 82 حدیث 4240 می‌گوید حضرت علی تا شش ماه بیعت نکرد ما کدام را بپذیریم؟

این‌ها همه نشان می‌دهد بر این که این مسائل بوده است حالا شما شهادت را زیر بار نمی‌روید ولی تهدید به آتش که با سند صحیح نقل شده این‌ها را چه پاسخ دارید؟ آیا این‌ها با این کارشان حرمت حضرت زهرا را رعایت کردند؟

اگر کسی بالای منبر برود، این‌ها را بگوید اعتراض می‌کنید که شما وحدت را بهم زدید، این دیگر قطعی است. مصنف ابن ابی شیبه با سند صحیح آورده، انساب الاشراف با سند صحیح آورده، طبری با سند صحیح آورده است. با این که خودشان این مطالب را دارند ولی کنار می‌گذارند.

به ما می‌گویند شما دارید شهادت حضرت زهرا را مطرح می‌کنید این توهین به صحابه است. آیا این‌ها توهین به صحابه نیست؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خیلی ممنونم آیت الله دکتر حسینی قزوینی مهمان این قسمت از برنامه بودند فیض بردیم حضرت استاد خیلی ممنونم.

از شما بینندگان عزیز هم خیلی ممنون هستم که همراه ما بودید. اللهم عجل لولیک الفرج به امید دیدار یا علی مدد!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :