نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
واکاوی مفهوم «ولی» ؛ اهمیت پاسخ های نقضی در مناظره
کد مطلب: 16415 تاریخ انتشار: 24 دي 1404 - 15:48 تعداد بازدید: 87
خارج فقه الحکومه » فقه
واکاوی مفهوم «ولی» ؛ اهمیت پاسخ های نقضی در مناظره

(جلسه یازدهم 15 07 1404)

لينک دانلود

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه یازدهم 15 07 1404)

موضوع: واکاوی مفهوم «ولی» ؛ اهمیت پاسخ های نقضی در مناظره

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏

مقایسه مفهوم «ولی» در کلام خلفا و رسول‌الله (صلی الله علیه و آله)

بحث در محور کلمه‌های «وِلایت، وَلایت، وَلی و والی» بود. ما یک بحثی را در رابطه با کلمه «ولی»، «ولایت» و «والی» از دیدگاه خلفا مطرح کردیم و در حدی که توانستیم، این‌ها را نقد کردیم.

از دوستان تقاضا دارم بحث کلمه «ولی، والی، ولایت» در کلام رسول الله را دقت کنند. من ابتدا نظر دو تا از افرادی که به قول خودشان اشکال اساسی دارند «ابن تیمیه» و «مبارک فوری» را مطرح می‌کنم.

عبارت را دوباره یک مرور داشته باشیم تا بحث خوب روشن بشود. کلمه «ولایت» در مورد ابوبکر آمده است که گفت: «أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ (صلى الله عليه وسلم)»

«فلمّا تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ (صلى الله عليه وسلم)»

بعد از مرگ ابوبکر، عمر هم گفت: «وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ»

«ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج3، ص 1378، ح 1757

و همچنین ابوبکر گفت:

«ولّيت عليكم ولست بخيركم»

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج11، ص336

ابوبکر در مورد نصب عمر به عنوان خلیفه گفت:

«وَلَّيْتُ عليكم عمرَ»

معجم جامع الأصول في أحاديث الرسول؛ اسم المؤلف: المبارك بن محمد ابن الأثير الجزري الوفاة: 544، دار النشر:، ج4، ص109

امثال این‌ها را خواندیم و در حدّی هم نقد کردیم!

تحلیل ابن تیمیه درباره ولایت و خلافت

حالا ملاحظه بفرمایید «ابن تیمیه» نظریه ‌پرداز وهابیت، وقتی به کلام رسول اکرم می‌رسد چه کار می‌کند و حال آن که در رابطه با کلمات خودشان طور دیگر نظر دارد.

«منهاج السنة» جلد چهارم:

«فأهل السنة إذا اعتقدوا إمامة الواحد من هؤلاء يزيد أو عبد الملك أو المنصور أو غيرهم»

اهل سنت وقتی امامت یکی از این افراد (مثل یزید، عبدالملک مروان، منصور دوانقی) را معتقدند.

«كان بهذا الاعتبار ومن نازع في هذا»

هرکس که در این امامت این‌ها منازعه کند

«فهو شبيه بمن نازع في ولاية أبي بكر وعمر وعثمان»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 525

شبیه کسی است که در ولایت ابوبکر، عمر و عثمان منازعه کرده است. او می‌گوید: هر کس در امامت یزید شک کند، مثل آن است که در امامت ابوبکر، عمر و عثمان شک کرده است!

نمی‌دانم این تعریف و تمجید است یا مذمت است؟! یزید در سال اول حکومتش امام حسین فرزند پیغمبر را شهید کرد. در سال دوم حکومتش قضیه «حَرّه» اتفاق افتاد، دارد هشتصد نفر نفر از مهاجرین و انصار را کشت و هزاران نفر از مردم عادی را از بین برد و سه شبانه‌روز ناموس مسلمان‌ها را بر سپاهیانش مباح کرد!

«ابن کثیر دمشقی» می‌گوید در این قضیه بیش از هزار فرزند نامشروع به دنیا آمد. همین چند روز قبل بود متنی را دیدم یک خانمی در مکه داشت طواف می‌کرد خودش سفید پوست، ولی بچه اش سیاه پوست بود از او پرسیدند بچه سیاه را از کجا آوردی؟ گفت در قضیه حَرّه یکی از سپاهیان سیاه پوست یزید به من تجاوز کرد این بچه را از آن فرد دارم.

آن وقت «ابن تیمیه» می‌گوید کسی در امامت یزید منازعه کند مثل کسی است که در امامت ابوبکر، عمر و عثمان منازعه کرده است.

«ابن تیمیه» در «منهاج السنة» جلد هفتم در مواجهه با کلام رسول‌الله (صلی الله علیه و آله)، می‌گوید:

«و كذلك قوله هو ولي كل مؤمن بعدي كذب على رسول الله صلى الله عليه و سلم، بل هو في حياته و بعد مماته ولي كل مؤمن»

...پیغمبر چه در زمان حیاتش و چه در زمان بعد از حیاتش ولی هر مؤمن است

«و كل مؤمن وليّه في المحيا و الممات»

و هر مؤمن هم ولیّ و مرید پیغمبر است.

«فالولاية التي هي ضد العداوة لا تختص بزمان وأما الولاية التي هي الإمارة فيقال فيها والي كل مؤمن بعدي»

اگر بخواهد امارت و خلافت را برساند می‌گویند فلانی والی کل مؤمن است. آقای ابن تیمیه! شما خودت گفتی: «من نازع في هذا (ولایت یزید) فهو شبيه بمن نازع في «ولاية أبي بكر وعمر وعثمان». نگفتی «والی ابوبکر، عمر و عثمان»!

ابوبکر هم گفت: «فلما تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ (صلى الله عليه وسلم)» نگفت انا والی رسول الله. بی انصافی را ملاحظه بفرمایید چه کار می‌کند؟

در حالی که هیچ جوابی از حدیث ولایت نمی‌تواند داشته باشد. می‌گوید اگر پیامبر می‌خواست علی را به عنوان خلیفه معین کند باید والی کل مؤمن می‌گفت ولی کل مؤمن نمی‌گفت.

«فقول القائل علي ولي كل مؤمن بعدي كلام يمتنع نسبته إلى الوالي»

اصلا نسبتش به پیغمبر اشتباه است که بگوییم پیغمبر گفته علی ولی کل مؤمن است.

«فانه ان اراد الموالات لم یحتج ان یقول بعدی»

اگر بنا است بگوید علی بعد از من دوست همه است این شایسته نیست؛ چون نمی‌شود علی در حیات پیامبر دوست نباشد ولی بعد از حیات پیامبر دوست باشد.

«و ان اراد الاماره کان ینبغی ان یقول والی علی کل مومن»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 391 و 392

نه ولی کل مؤمن؛ بعد می‌آید انت منی و انا منک را زیر سوال می‌برد. این متن در جلد 7 صفحه 391 و 392 است.

بعد در صفحه 324 می‌گوید:

«و النبي صلى الله عليه و سلم لم يقل من كنت واليه فعلي واليه»

می‌گوید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نگفت: من كنت والیه فعليّ واليه

«و إنما اللفظ من كنت مولاه فعلي مولاه و أما كون المولى بمعنى الوالي فهذا باطل ... و لو أريد هذا المعنى لقال»

اگر می‌خواست ثابت کند همان‌طور که خود پیامبر اولی لکل مؤمن من نفسه است علی هم اولی بکل مؤمن من نفسه باشد نمی‌گفت «علی ولی کل مؤمن» بلکه می‌گفت:

«من كنت أولى به من نفسه فعلي أولى به من نفسه و هذا لم يقله و لم ينقله أحد و معناه باطل قطعا»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 324

«ابن تیمیه»! تو که راست می‌گویی بر پدر و اجداد دروغگو لعنت! بر آن مادری که شیر حرام داده بر آن مادر لعنت! بر آن پدری که لقمه حرام داده بر آن پدر لعنت!

ایشان می‌گوید «لم یقله احد ولم ینقله احد» یکی از مصادیقی که همه اهل سنت نقل کرده‌اند پیغمبر فرمود:

من كنت أَوْلَى بِهِ من نَفْسِي فَعَلِيٌّ وَلِيُّهُ اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاهُ وَعَادِ من عَادَاهُ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة: الثانية، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج5، ص166

«من كنت أولى به من نفسه فعلي وليه»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج9، ص164

«مَنْ كُنْتُ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَعَلِيَ وَلِيُّهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ)»

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ ، دار النشر:، ج3، ص241 و 242

اگر بگوییم ابن تیمیه این را ندیده ، نادرست است چون ابن تیمیه احاطه کامل به مصادر دارد. و برخی مطرح کرده‌اند که او برای تسلط بر منابع از تسخیر جن کمک می‌گرفته است. این را در خیلی از جاها آورده اند. البته تسلط او به مصادری است که با شیطنت و ناجوانمردی همراه است. هرکجا در رابطه با خلفا و اهل سنت است استفاده می‌کند، اگر در رابطه با حضرت امیر المؤمنین است خلافش را می‌آورد. می‌گوید اگر پیامبر می‌خواست علی خلیفه باشد می‌گفت «من كنت واليه فعلي واليه»!

تعریف لغوی «ولی» و «والی»

در مورد کلمه ولیّ کتاب «مجمع البحرین» دارد:

«و الْوَلْيُ: الْوَالِي، و كل من وَلِيَ أمر أحد فهو وَلِيُّه‏»

نام كتاب: مجمع البحرين‏؛ نويسنده: طريحي، فخر الدين بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 1085 ق‏)،‌ محقق / مصحح: حسينى اشكورى، احمد، ناشر: مرتضوى‏، تهران: 1375 ش، ج1، ص455

«كل من ولي أمر أحد فهو (وليه)»

المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي؛ اسم المؤلف: أحمد بن محمد بن علي المقري الفيومي الوفاة: 770هـ، دار النشر: المكتبة العلمية – بيروت، ج 2، ص 672

تمام لغت‌نگاران عرب گفته‌اند که کلمه «ولی» و «والی» یک معنا دارند و هیچ تفاوتی ندارند. «ابن اثیر» نیز در کتاب «النهایة» همین تعبیر را دارد:

«وكأن الولاية تشعر بالتدبير والقدرة والفعل ومالم يجتمع ذلك فيها لم ينطلق عليه اسم الوالي»

النهاية في غريب الحديث والأثر؛ اسم المؤلف: أبو السعادات المبارك بن محمد الجزري الوفاة: 606، دار النشر: المكتبة العلمية - بيروت - 1399هـ - 1979م، تحقيق: طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي، ج5، ص226

«وكأن الولاية تشعر بالتدبير والقدرة والفعل، وما لم يجتمع ذلك فيها لم ينطلق عليه اسم الوالي»

لسان العرب؛ اسم المؤلف: محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري الوفاة: 711، دار النشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى، ج15، ص406

تمام لغت نگاران شما گفته‌اند کلمه ولی، و والی یک معنا دارد. حداقل این‌ها که جلوی چشمت بود نگاه می‌کردی! پیغمبر بگوید «من کنت ولیّه فعلي ولیه»؛ یعنی «من کنت والیه فعلي والیه» این را لغت نگاران تان آورده اند.

می‌توانید نزدیک سی – چهل نفر از لغت نگاران عرب را بیاورید که ولی یکی از مصداق‌هایش والی است هیچ تفاوتی ندارد والی بگوید یا ولی بگوید.

بررسی حدیث سپاه یمن و شبهات وارد شده

آقای «مبارکفوری» در کتاب «تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي» جلد ۱۰ نیز به این موضوع پرداخته است. دیشب بنده یک ساعت و نیم وقت گذاشتم تا تصویر این متن را بگیریم. متنی که در نرم افزار مکتبه اهل بیت است جلد 10 صفحه 146 نوشته است.

من هفت – هشت نسخه پی دی اف داشتم دیدم هیچکدام این نسخه‌ها جلد 10 صفحه 146 ندارد تا آخر مجبور شدم فهرست و متن نسخه‌های مختلف را نگاه کردم، صفحه به صفحه این‌ها را بگردم تا عبارت را پیدا کردم.

«بَعَثَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم جَيْشًا»

حدیث مربوط به سپاه یمن این است، رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) سپاهی را به یمن فرستاد.

«وَاسْتَعْمَلَ عليهم عَلِيَّ بن أبي طَالِبٍ»

امیرالمؤمنین (علیه السلام) را امیر و فرمانده این سپاه قرار داد.

«فَمَضَى في السَّرِيَّةِ فَأَصَابَ جَارِيَةً»

امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفت و پیروز شد و جاریه‌ای (کنیزی) را تملک کرد.

داستان این است پیش از آن، خالد بن ولید برای فتح یمن رفته بود چند ماه آن‌جا «فوقف» توقف داشت، موفق نشد و کار کاملاً گره خورده بود، نه پیروزی به دست آوردند و نه می‌توانستند عقب نشینی کنند. با ورود حضرت امیر (علیه السلام)، فتح آغاز شد.

امیرالمؤمنین طبق دستور رسول اکرم، اسرا و اموال متصرف شده را بین رزمندگان تقسیم کرد. یکی از کنیزانی که زیبا چهره هم بود، به امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسید.

پاسخ به قضیه هم‌بستری امیر المؤمنین (علیه السلام) با کنیز یمنی

ابن کثیر و دیگران با بی‌حیایی نقل کرده‌اند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفت در داخل خیمه و با آن کنیز نزدیکی کرد و غسل نمود وقتی بیرون آمد آب از سرش می‌ریخت. البته، تمام این مطالبی که نقل شده ساختگی و کار خالد بن ولید (علیه ما علیه) است.

مرحوم شیخ طوسی در تهذیب الأحکام جلد ۷، صفحه ۴۷۵ آورده است:

«حَرَّمَ اللَّهُ النِّسَاءَ عَلَى عَلِيٍّ (علیه السلام) مَا دَامَتْ فَاطِمَةُ (علیها السلام) حَيَّة»

تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج7، ص457

تا زمانی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) در قید حیات بود، خدا تمام زن‌های عالم را بر امیرالمؤمنین حرام کرده بود. همان‌طور که نبی مکرم بیست و پنج سال با حضرت خدیجه بود و هیچ همسر دیگری را انتخاب نفرمود.

«فَأَنْكَرُوا عليه وَتَعَاقَدَ أَرْبَعَةٌ من أَصْحَابِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَقَالُوا إذا لَقِينَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَخْبَرْنَاهُ بِمَا صَنَعَ عَلِيٌّ»

در پی این قضیه، چهار نفر از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم‌پیمان شدند و هدفشان این بود که علی بن ابی‌طالب از چشم پیغمبر بیفتد. گفتند وقتی خدمت پیامبر رسیدیم به پیامبر می‌گوییم علی چه کار کرد!

داستانش مفصل است این‌ها وقتی مدینه رسیدند «بریده» می‌گوید وقتی رسیدم دیدم تعدادی از اصحاب دم دَر مسجد نشسته اند گفتند چه خبر است چرا زود آمدی؟ گفتم علی با یک کنیزی همبستر شد می‌خواهم بروم به پیامبر بگویم سر دخترش هَوو آورده است تا پیامبر غضبناک بشود!

گفتند: «بریده»! برو به پیامبر بگو «فانه یسقطه عن عین رسول الله» این باعث می‌شود که علی ابن ابی طالب از چشم پیامبر بیفتد!

نزدیک به بیست و پنج سال قبل سازمان حج یک کتابی از بنده به اسم «شبهة شکوی جیش یمن» چاپ کرده است. البته این کتاب در سایت حضرت ولی عصر هم موجود است. و در کتاب نقد قفاری هم مفصّل موضوع سریه یمن را جواب دادیم.

این را دقت داشته باشید اهل سنت و وهابیت فکر می‌کنند قضیه شکایت جیش یمن یکی از قوی‌ترین نقاط ضربه پذیر شیعه است، این‌ها هر کجا گیر می‌کنند یکی از موضوعاتی که مطرح می‌کنند مسئله جیش یمن است.

در هر صورت...

وقتی آن‌ها نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفتند و شکایت کردند، به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) گفتند علی چنین کاری کرده است پیغمبر فرمود: نوش جان علی! علی بن ابی‌طالب بیش از این سهم دارد!.

«فخرج رسول الله (صلی الله علیه وسلم) من بیته وهو مُغْضَبٌ»

رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) در حالی که خشمگین بود، از خانه بیرون آمد و فرمود:

«ما تُرِيدُونَ من عَلِيٍّ ما تُرِيدُونَ من عَلِيٍّ ما تُرِيدُونَ من عَلِيٍّ»

از جان علی چه می‌خواهید!

«إِنَّ عَلِيًّا مِنِّي وأنا منه وهو وَلِيُّ كل مُؤْمِنٍ بَعْدِي»

بحث سر حرف آقای مبارکفوری بود. آدم قلبش به درد می‌آید این حرف‌ها را می‌خواند. دقیقاً نقل کرده که [علی] جاریه را به دست آورد (فاصاب جاریة) و با او آمیزش کرد (ای وقع علیها و جامعها) این‌ها را معنا کرده است...

روش‌های مؤثر مناظره و پاسخ‌گویی به شبهات

این نکته را خدمت دوستان عرض کنم روحیه من این است که از بحث اثبات حقانیت اهل بیت لذت می‌برم ولی صد برابر آن، وقتی لذت می‌برم که به شبهات این‌ها پاسخ بدهم؛ یعنی این لذت خیلی بالاتر از اثبات حقانیت اهل بیت است.

چون شما هرچه حقانیت اهل بیت را اثبات کنید اگر به شبهات نتوانید پاسخ بدهید طرف مقابل قانع نمی‌شود. شما پنجاه تا دلیل برای اثبات حقانیت امیر المؤمنین می‌آورید، طرف مقابل هم می‌رود پنجاه دلیل برای حقانیت ابوبکر می‌آورد.

می‌گوید شما خودتان در فقه و اصول تان دارید یکی از راه های حلّ تعارض جمع بین متعارضین است. حرف‌های شما درست و حرف‌های ما هم درست! هم علی خلیفه است و هم ابوبکر خلیفه است! ابوبکر خلیفه اول، علی خلیفه چهارم! با این استدلال خیلی راحت شما را خلع سلاح می‌کند.

ولی اگر شما شبهه را پاسخ دادید دیگر هیچ راهی ندارد، از یک طرف حقانیت حضرت علی را اثبات می‌کنید و از آن طرف عدم استحقاق و عدم صحت خلافت آن‌ها را اثبات می‌کنید.

این نکته را بنده بارها گفتم جواب‌های نقضی، صدها برابر از جواب‌های حلی مؤثر تراست؛ یعنی یک جواب نقضی باعث می‌شود تار و پود فکری طرف مقابل کاملا بهم بریزد. لذا توصیه من به عزیزان این است در بحث‌ها و مناظرات روی جواب‌های نقضی بیشتر تکیه کنید تا جواب‌های حلّی!

کاربرد جواب‌های نقضی (مثال فتاوای فقهی)

در یک جلسه و گفتگو در مکه پشت مقام ابراهیم با تعدادی از وهابی‌ها که برای دانشگاه ام القری بودند بحث می‌کردیم. این‌ها نزدیک سی – چهل نقطه ضربه پذیر از ما دارند این‌ها را به همه دانشجویان و حتی دانش آموزان دبیرستانی و دبستانی‌شان هم یاد دادند.

در بحثی که داشتیم این‌ها عاجز ماندند، یکی از این‌ها با یک تعبیر خیلی زشت گفت امام خمینی شما فتاوای وقیحی دارد. گفتم بفرمایید چه فتوایی دارد؟ گفت ایشان می‌گوید لواط فی دبر النساء کذا و کذا...

به او گفتم شما عرب هستید باید ادبیات عرب را رعایت کنید، به نزدیکی از عقب زن لواط نمی‌گویند لواط عمل الرجل بالرجل است. عمل الرجل بامرأة را وطی می‌گویند. اول حسابی حال‌شان را گرفتم گفتم این‌جا جای استفاده از واژه «لواط» نیست، این‌جا باید از واژه «وطی» استفاده کرد. بعد گفتم اگر امام خمینی می‌گوید جایز است بزرگان شما بالاتر از این یاد دادند اگر کسی بخواهد چنین کاری کند روغن مالی هم باید بکند.

با این حرف یک مقدار این‌ها عصبانی شدند. گفتم سیوطی در کتاب درّ المنثور ذیل آیه شریفه:

(نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ)

زنان شما، محل بذرافشاني شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهيد، مي‌توانيد با آنها آميزش کنيد. و (سعي نمائيد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نيکي براي خود، از پيش بفرستيد! و از خدا بپرهيزيد و بدانيد او را ملاقات خواهيد کرد و به مؤمنان، بشارت ده!

سوره بقره (2): آیه 223

می گوید: از امام مالک در این زمینه سؤال شد، و او پاسخ داد «الساعة غسلت رأسي منه»

«وأخرج الخطيب في رواة مالك عن أبي سليمان الجرجاني قال: سألت مالك بن أنس عن وطء الحلائل في الدبر فقال لي: الساعة غسلت رأسي منه»

«وأخرج ابن جرير عن ابن أبي مليكة أن سأل عن إتيان المرأة في دبرها فقال: قد أردته من جارية البارحة فاعتاصت علي فاستعنت بدهن»

الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993، ج1، ص638

همین الان داشتم می‌آمدم، با خانمم چنین کاری کردم. ببینید سر و صورتم هم خیس است! بعد ادامه دادم و گفتم این مهم نیست. ابن ابی مُلَیکه، که قاضی مکه در زمان عبدالله ابن زبیر بود و درباره او گفته اند: مجمع علی ثقته، می‌گوید:

«فشهدت بن أبي مليكة يسئل عن ذلك فقال قد أردته من جارية لي البارحة فاعتاص علي فاستعنت بدهن أو بشحم»

جامع البيان عن تأويل آي القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405، ج2، ص395

دیشب می‌خواستم با یکی از خانم هایم این کار را بکنم. گفت دردش می‌آید. «فاستعنت بدهن أو بشحم»، روغن‌مالی کردم، چرب کردم تا درد نداشته باشد. گفتم شما با این وضع تان دارید به امام خمینی ایراد می‌گیرید! این‌ها سریع آدرس‌ها را یادشت می‌کردند تا بعدا مراجعه کنند.

قبلا هم عرض کردم انسان باید ۳۰ تا ۴۰ مورد از این فتاوای شنیع آقایان را همیشه در آستین داشته باشد تا در موقع ضرورت از آن استفاده کند.

من یک فایل تحت عنوان فتاوای شنیعه دارم، همه این‌ها را جمع کردم این‌ها وقتی که محترمانه صحبت کنند ما هم محترمانه پاسخ می‌دهیم ولی زمانی که بخواهند جسارت و بی حرمتی کنند در برابر بی حرمتی‌شان از این فتاوای‌شان استفاده می‌کنم.

باید ادب در پاسخ رعایت شود. هنگامی که خداوند به حضرت موسی و هارون می‌فرماید:

(اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى؛ فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَينًا لَعَلَّهُ يتَذَكَّرُ أَوْ يخْشَى)

بسوي فرعون برويد؛ که طغيان کرده است! اما بنرمي با او سخن بگوييد؛ شايد متذکر شود، يا (از خدا) بترسد!

سوره طه (20): آیه 43 و 44

وقتی فرعون می‌گوید:

(فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسَى مَسْحُورًا)

فرعون به او گفت: «اي موسي! گمان مي‌کنم تو ديوانه (يا ساحري)!»

سوره اسرا (17): آیه 101

ای موسی، ساحرین عقل تو را گرفته‌اند؛ حضرت موسی هم پاسخ می دهد:

(وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا)

و من گمان مي‌کنم اي فرعون، تو (بزودي) هلاک خواهي شد!»

سوره اسرا (17): آیه 102

خیلی عجیب است حضرت موسایی که به او گفته شده است (فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَينًا) وقتی فرعون از حد خودش تجاوز می‌کند طبق ادبیات فرعون پاسخ می‌دهد!

فرعون می‌گوید: (إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسَى مَسْحُورًا)؛ پاسخ می‌شنود (وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا) البته ادب را باید رعایت کنیم به طرف توهین نشود.

یکی دیگر از موارد شنیعی که این ها دارند، فتوای ابوحنیفه است:

«من تَزَوَّجَ أُمَّهُ التي وَلَدَتْهُ وَابْنَتَهُ وَأُخْتَه وَجَدَّتَهُ وَعَمَّتَهُ وَخَالَتَهُ وَبِنْتَ أَخِيهِ وَبِنْتَ أُخْتِهِ عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ منه عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عليه وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ فَالْوَلَدُ لا حق بِهِ وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عليه وَلَيْسَ عليه إِلاَّ التَّعْزِيرُ دُونَ الأَرْبَعِينَ فَقَطْ وهو قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ قَالاَ فَإِنْ وَطِئَهُنَّ بِغَيْرِ»

المحلى؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت ، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي، ج11، ص235

مهریه را باید بدهد و بچه هم برای خودش است!

این طور مطالبی که از این‌ها موجود است کمرشان را می‌شکند. وقتی به ما حرف‌های ناجور می‌زنند بهترین راه این است که ما از این مطالب در آستین مان داشته باشیم در صورتی که در مناظره و گفتگو بی حیایی و جسارت می‌کنند استفاده کنیم. اگر مؤدب حرف بزنند ما هم مؤدب حرف می‌زنیم.

مناظره در باب توسل و شنیدن سلام پیامبر (صلی الله علیه و آله)

بنده با پرفسور غامدی در منزلش نزدیک سی تا جلسه مناظره داشتیم، ایشان یک آدم مؤدبی بود ما هم مؤدبانه به ایشان پاسخ می‌دادیم. یک مرتبه ایشان افطاری ما را دعوت کرده بود تعدادی از دانشجویان و شاگردانش هم در آن‌جا بودند شروع به مسخره کردن کرد.

به من گفت شما متوسل می‌شوید مگر خدای عالم فلان رئیس جمهور است که رئیس دفتر داشته باشد خدا می‌گوید:

(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ)

مرا بخوانيد تا (دعاي) شما را بپذيرم!

سوره غافر (40): آیه 60

(وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيسْتَجِيبُوا لِي وَلْيؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يرْشُدُونَ)

و هنگامي که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزديکم! دعاي دعا کننده را، به هنگامي که مرا مي‌خواند، پاسخ مي‌گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)!

سوره بقره (2): آیه 186

ولی شما شیعه‌ها آمدید خدا را در حدّ یک رئیس جمهور، استاندار و فرماندار تنزل دادید، کسی نزد رئیس جمهور می‌خواهد برود اول باید نزد رئیس دفترش برود.

شما یا علی و یا حسین می‌گویید تا به خدا تقرّب بجویید در حالیکه ائمه نه صدای شما را می‌شنوند و نه می‌توانند پاسخ دهند!

گفتم دکتر! شما در نماز می‌گویی «السلام علیک ایها النبی» یا «السلام علی النبی» می‌گویی؟ گفت ما «السلام علیک ایها النبي» می‌گوییم.

البته وهابی‌های جدید در ایران در نماز «السلام علیک» نمی‌گویند. شبکه کلمه و دیگر شبکه‌هایشان می‌گویند ما در نماز «السلام علی النبي» می‌گوییم! ولی از بن باز در این باره سوال کردند، پاسخ داد باید «السلام علیک» گفت.

به ایشان گفتم «السلام علیک» سلام خطاب است پیامبر می‌شنود یا نمی‌شنود؟ اگر پیامبر می‌شنود سلام ما را می‌شنود و توسل ما را هم می‌شنود اگر سلام را در نماز نمی‌شنود سلام گفتن به پیامبر در نماز بیهوده است، شما در نماز تان تجدید نظر کنید.

غامدی گفت ما یک روایت داریم ‌که پیامبر فرمود: «ما من أَحَدٍ يُسَلِّمُ عليّ الا رَدَّ الله...»

«عن أبي هُرَيْرَةَ عن رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال ما من أَحَدٍ يُسَلِّمُ علي الا رَدَّ الله عز وجل إلي روحي حتى أَرُدَّ عليه السَّلاَمَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص527

هرکس به من سلام بدهد، خدا روح من را از آن بالا به جسم من می‌آورد، جواب سلام را می‌دهم و بعد روح من را دوباره بالا می برد!

گفتم اقای دکتر اگر این را یک شتر چران بیابان‌های ریاض بگوید از او گله نمی‌کنیم، از شما به عنوان کسی که بیست و دو سال مشغول تدریس در مقطع دکترا هستید، باعث تعجب است.

مردمی که نماز می‌خوانند همه همزمان که نمی‌خوانند، یا همه در یک صف نیستند که مرتب و پشت سرهم سلام بدهند اولی بگوید السلام علیک ایها النبی و بعد نفر بعدی بگوید. در یک آن حداقل پنجاه هزار نفر «السلام علیک ایها النبی» می‌گویند در یک آن پنجاه هزار مرتبه روح پیامبر بالا و پایین برود این که سلام به پیامبر نیست بلکه شکنجه دادن پیامبر است!

این حرف را که گفتم دانشجویان شروع به خنده کردند، خجالت کشید و رنگش قرمز شد. گفت یک روایت دیگر هم داریم. گفتم بفرمایید. گفت داریم ملائکه جوال که در تمام کره زمین پخش هستند هرکس سلام به پیامبر بدهد این‌ها را می‌برند به پیامبر می‌رسانند جواب پیامبر را هم می‌گیرند به سلام کننده می‌رسانند.

گفتم دکتر حرف خیلی خوب زدید، این‌ها سلام مردم را به یک تریلی هجده چرخ می‌زنند خدمت پیامبر می‌برند و جواب پیامبر را هم توسط یک تریلی هجده چرخ بر می‌گردانند. توسلات ما را هم به یک وانت بار می‌زنند نزد پیامبر می‌برند و پاسخ پیامبر را هم با یک وانت بار بر می‌گردانند! این که مشکل و تفاوتی ندارد!

ایشان یک مقدار تأمل کرد بعد گفت وقت نماز عشا رسید! برویم مسجد ! به او گفتم هنوز به وقت نماز خیلی مانده اجازه بدهید بحث مان را ادامه بدهیم قبول نکرد گفت برویم نماز مستحبی در مسجد بخوانیم!

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :