نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
برخی ویژگی های یاران حضرت مهدی ارواحنا فداه
کد مطلب: 16416 تاریخ انتشار: 24 دي 1404 - 15:55 تعداد بازدید: 151
خارج فقه الحکومه » فقه
برخی ویژگی های یاران حضرت مهدی ارواحنا فداه

(جلسه دوازدهم 16 07 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه دوازدهم 16 07 1404)

موضوع: برخی ویژگی های یاران حضرت مهدی ارواحنا فداه

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏

ما در تاریخ حتی یک روایت پیدا نمی‌کنیم که حضرت امیر (سلام الله علیه) کشور گشایی‌های زمان خلفا را تأیید کرده باشد. یک مورد هم نداریم!

مواردی هم که مثلا عمر بن خطاب یا دیگران می خواهند با حضرت مشورت کنند؛ سپاه ایران صد و پنجاه هزار نیرو برای حمله به مسلمان ها آماده کرده است. خلیفه دوم می آید بدنش می لرزد دندان هایش از ترس به هم می خورد. از ده نفر مشورت می گیرد.

امیر المؤمنین در گوشه ای نشسته است می گوید یا علی نظر شما چیست؟ حضرت می فرماید اگر خودت به جبهه بروی این ها می گویند رأس اسلام آمده است، تو را می کشند وقتی کشته شدی دیگر کسی نیست رتق و فتق امور را به عهده داشته باشد.

رفتن تو باعث می شود سپاهیان «ایران»‌ جَری بشوند و شجاعت شان بیشتر شود می‌گویند اصل و رأس مسلمان‌ها را بکشیم؛ وقتی کشته شدی تا کسی معین شود و ... کار از کار گذشته است.

تمام مشورت هایی که در طول بیست و پنج سال از حضرت امیر سلام الله علیه گرفته اند، در دوران ابوبکر مجموعاً سه یا چهار مشورت بوده، در دوران خلافت دوازده ساله عمر بن خطاب، چهارده، پانزده مورد مشورت بوده و در دوران عثمان هم چیزی نبوده است.

یکی از موضوعاتی که خیلی ضروری است تحقیق شود ، مشورت های حضرت امیر (سلام الله علیه) و انگیزه این مشورت ها هست. یکی از طلبه هایی که مدتی پیش ما می آمد و با آیت الله «میلانی» هم خیلی مرتبط بود کتابی حدود بیست و پنج صفحه ای در رابطه با مشورت های حضرت امیر نوشته بود ولی تحلیلی نبود. مثلاً در دوران عمر بیست تا مشورت داشت. در دوران ابوبکر سه چهار تا مشورت داشت، آدرس هم داده ولی کافی نیست یک مقاله پانزده، شانزده صفحه ای اگر عزیزان بنویسند خوب است.

پرسش:

اگر حضرت به عنوان تبلیغ دین اسلام به جاهای مختلف کشور اسلامی می‌رفتند بهتر نبود؟

پاسخ:

خوب بود. این را هم توجه داشته باشید، ابو موسی اشعری و خالد رفتند جلوی تبلیغ شان را گرفتند نگذاشتند تبلیغ کنند.

امیر المؤمنین می رود، توصیه رسول اکرم به حضرت امیر که می خواهد از مدینه بیرون برود حضرت سه مرتبه به یمن رفت، آن زمان مثل الان نبود یک استانداری معین کنند مثلاً فلان استان تحت حمایت جمهوری اسلامی است.

یک نفر می خواهد آن جا برای تبلیغ برود می داند آن جا افرادی هستند جان انسان را به خطر می اندازند. مثلاً در یکی از سفرهای تبلیغی نزدیک به چهل نفر از قاریان و حافظان قرآن را به قتل رساندند. این ها رفته بودند به مردم قرآن یاد بدهند در یک جلسه در منطقه ای رفته بودند گفتند فرزندان تان را بیاورید قرآن یاد بدهیم تمام شان را کشتند. بعد از آن نبی مکرم ناراحت شدند و نیرو فرستادند همه آن ظالمان را کشتند.

وقتی بدون لشکر و سپاه می روند به این سادگی حاضر نیستند زیر با حرف حق بروند، مجبور هستند در مواردی از خودشان دفاع کنند.

در هر صورت...

در بیست و پنج سالی که کشور گشایی ها صورت گرفت یک روایت پیدا کنید حضرت امیر (سلام الله علیه) این کشور گشایی ها را تأیید کرده است.

یا غنائمی که آوردند را حضرت تصرف کرده باشد، با این که روایات متواتر داریم اگر کسی بدون اذن امام به جهاد برود غنائمی به دست بیاورد «کُلُها للإمام» اجماعی است و همه فقهای ما فتوا دادند. ولی امیر المؤمنین به تعبیر شهید مطهری در اوائل کتاب امامت و رهبری می گوید حضرت کوچک ترین هدیه و چیزی از هدایا و غنائم جنگی خلفاء نگرفت و کارهایشان را هم تأیید نکرد!

در فتوحات هم اگر دقت کنیم، این ها فتوحات نبود جنایت بود. در شهر «انبار» صف بزرگی نزدیک به هزار نفر را ردیف کردند همه را سر بریدند. در «طالقان» چهار فرسخ افراد را صف کردند چشم هایشان را در آوردند!

در «گرگان» خالد ابن ولید گفت اگر اسلحه تان را زمین بگذارید یک نفر را نمی کشیم. اسلحه را زمین گذاشتند همه سپاه را کشتند مگر یک نفر! یک نفر باقی گذاشتند. گفتند ما گفتیم یک نفر را نمی کشیم!

جنایاتی که این ها در دوران سه خلیفه به بهانه کشور گشایی انجام دادند خیلی زیاد است. خیلی از مستشرقین علیه شیعه قلم می زنند به خاطر جنایاتی است که خلفا در فتوحات انجام دادند. آدم شرم می کند وقتی این جنایات را نگاه می کند.

تاریخ طبری، ابن کثیر، ابن اثیر همه شان این جنایت را آورده اند. یکی دو مورد هم نیست.

آیا خدا، پیغمبر و مسلمان ها به این فتوحات راضی بودند؟ کدام یک از این ها به این فتوحات راضی بودند؟

پرسش:

در رابطه با تعامل آقا امیر المؤمنین (علیه السلام) بعضی خواص می گویند وقتی آقا تعاملی با آن ها نداشت، چطور به خلیفه دوم آن طور مشاوره می‌دهد؟

پاسخ:

در بحث مشاوره اگر یک یهودی هم بیاید از شما مشورت بگیرد باید درست مشورت بدهید. مثلا طرف بگوید فلانی به خواستگاری دخترم آمده چطور آدمی است؟ شما وظیفه شرعی دارید به او مشورت بدهید.

اگر خبر دارید این شخص خواستگار آدم بدی است موظف هستید واقعیت را بگویید اگر نگویید خیانت کردید. بحث مشورت یک بحث جدایی است، یک قانون شرعی در مشورت داریم یک یهودی، مسیحی، زرتشتی بیاید از شما مشورت بخواهد موظف هستید جواب بدهید. اگر جواب درست ندهید در حق او خیانت کردید!

پرسش:

حضرت تعامل با آن ها نداشت که به جنگ برود، خارج از آن معنا ندارد که حضرت با آن‌ها تعامل داشته باشد.

پاسخ:

این که به حضرت میدان ندادند و ... بحث جدایی است؛ ولی در قضیه جنگ ردّه نزد حضرت امیر آمدند التماس کردند. مردم به جنگ نمی رفتند می گفتند علی به جنگ نمی رود ما هم نمی رویم! عمر، ابوبکر و دیگران آمدند التماس کردند حضرت امیر قبول نکردند و فرمودند: کار شما کار نادرستی است به هیچ وجه حاضر نیستم بیایم.

جنگ رده، اولین جنگ بعد از رحلت پیغمبر است. چه جنایتی در آن کردند! این عبارت عمر ابن الخطاب است خالد ابن ولید، مالک ابن نویره را کشت به همسرش تجاوز کرد عمر می گوید:

«قتلت امرأ مسلما ثم نزوت على امرأته والله لأرجمنك بأحجارك»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص274

«فقال له عمر: يا عدوّ الله، قتلت امرأ مسلماً، ثمّ نزوت على امرأته، لأرجُمَنَّك»

أسد الغابة في معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل أحمد الرفاعي، ج5، ص54

عبارتی است که همه مورخین نقل کردند زمان ابوبکر تمام بستگان مالک بن نویره را به عنوان اسیر به مدینه آوردند زندانی کردند. عمر در اولین روز خلافتش همه را آزاد کرد دیه تمام کشته هایشان را داد کدامش درست است کار ابوبکر یا کار عمر ؟!

«اقتدوا باللذين من بعدي أبي بكر وعمر»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج1، ص238

به کدام شان اقتداء کنیم؟

لازم است خیلی عمیق روی این مسائل کار کنیم این که، برای کشور گشایی خلفا هیچ مدرک و دلیلی از پیامبر اکرم یا حضرت امیر وجود ندارد.

در دوران ائمه هم این ها خیلی اصرار می کردند که از ائمه مشورت بگیرند. ابو مسلم خراسانی کسی را خدمت امام صادق فرستاد برای جنگ و اختلافاتی که با بنی امیه و ... داشت نامه نوشت.

حضرت امام صادق نامه را گرفت بخاری روشن بود نامه را سوزاند، آورنده نامه گفت آقا جواب چه؟ حضرت فرمود جوابش همین است که انجام دادم!

آغاز بحث...

در شبکه حضرت ولی عصر یک بحث تحت عنوان "اخلاق علوی و سیره مهدوی" داریم گمانم تا الان نزدیک به صد و چهل جلسه داشتیم. تصویر و متن بحث روی سایت حضرت ولی عصر و سایت شبکه جهانی حضرت ولی عصر هم هست، اگر دوستان زحمت بکشند فایلش را ملاحظه بفرمایند گمانم خیلی خوب هست در منبرها و ... خیلی راحت می شود از آن استفاده کرد.

اولین بحثی که ما در اخلاق علوی و سیره مهدوی داریم عبارتی است که مرحوم یزدی حائری در کتاب الزام الناصب دارد (عزیزان خوب دقت کنند).

بحث در رابطه با ویژگی های یاران حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است ایشان در جلد 2، صفحه 165 دارد:

«إذا قام تجتمع إليه أصحابه على عدّة أهل بدر و أصحاب طالوت و هم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا كلّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحديد، لو أنّهم همّوا بإزالة الجبال الرواسي لأزالوها عن مواضعها فهم الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده لهم بالليل أصوات كأصوات الثواكل حزنا من خشية اللّه تعالى، قوّام الليل صوّام النهار كأنّما ربّاهم أب واحد و أمّ واحدة، قلوبهم مجتمعة بالمحبّة و النصيحة، ألا و إنّي لأعرف أسماءهم و أمصارهم.‏‏»

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص165

تا جایی که: «الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده»، اول مسئله ای که در یاران حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است مسئله اعتقادی است. «وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده» نه «وحّد الله ما استطعتم» قرآن درباره تقوا یک جا می گوید:

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ)

پس تا مي‌توانيد تقواي الهي پيشه کنيد

سوره تغابن (64): آیه 16

یک جا می‌گوید:

(اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ)

آن گونه که حق تقوا و پرهيزکاري است، از خدا بپرهيزيد!

سوره آل عمران (3): آیه 102

این جا است «وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده»، بحث های دیگری هم هست «لهم بالليل أصوات كأصوات الثواكل حزنا من خشية اللّه تعالى»؛ شب ها یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در محضر حق، ناله هایی می کنند همانند ناله مادر مصیبت دیده و داغ دیده «حزناً من خشیة الله» آیا واقعاً این طوری هستیم؟!

«أصوات کأصوات الثواکل» نه گریه عادی؛ بلکه مثل یک مادری که عزیزش را از دست داده و داغ دیده است چطور گریه می کند؟ چطور ضجه می زند، چطور ناله می کند، چطور بال بال می زند؟

در رابطه با حضرت امیر (سلام الله علیه) روایت داریم حضرت در شب ها از خوف خدا گریه می کرد و می پیچید همانند مار گزیده؛ ما از کنار این نکات در روایات به سادگی رد می شویم.

کسی به آقا امام صادق عرض می کند یابن رسول الله، خدا توفیق داده گاهی از ترس خدا گریه می کنیم و ... حضرت فرمود این گریه هایت را «انتقل الی صلاتک»؛ گریه هایت را به نماز انتقال بده؛ یعنی تلاش کن نمازت را با گریه بخوانی.

روایاتی داریم «قوّام الليل صوّام النهار‏‏»» روزها، روزه دار هستند شب ها هم در حال قیام در برابر خدا هستند.

اگر همین روایت را در رابطه با سیره مهدوی ملاک قرار بدهیم و این ها را بتوانیم در خودمان پیاده و ایجاد کنیم خیلی از راه را رفته ایم!

«لهم بالليل أصوات كأصوات الثواكل حزنا من خشية اللّه تعالى»؛ یک بحث دیگری است ولی آن که مهم تر است باعث می شود «کاصوات الثواکل» مثل مادر داغ دیده «الذین وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده» است مشکل اصلی مان، مشکل توحیدمان است.

پرسش:

استاد ببخشید! روایت «ماعرفناک حق معرفتک» را چه می کنید؟!

پاسخ:

بعضی از اولیاء الله می گویند «ما عرفناک حق معرفتک» روایت صحیح نیست و قبول ندارند.

پرسش:

نظر شما راجع به این روایت چیست؟

پاسخ:

نظر من هم همان است، روایات متعدد داریم سوال می کند آیا می شود خدا را دید؟ حضرت یک نظر ولایی می کند می فرماید: خدا را دیدی؟ گفت بله دیدم! از حضرت امیر سوال می کنند «هل رأیت ربَک؟» حضرت فرمود «مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»

«فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص138، بَابُ جَوَامِعِ التَّوْحِيد‏، ح4

بعد حضرت می فرماید با چشم نمی شود او را دید ولی با قلب می شود او را دید علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) از کسانی است که مرتبه فناء را درک کرد و در میان ما «مجهولة قَدراً» است. ایشان می گوید که وجود خدا لا حدّ است هیچ حدی ندارد، کمالاتش هیچ حدی ندارد. یعنی کمال مطلق بلکه فوق اطلاق است؛ هر چه در رابطه با خدا بخواهیم حد و حدود علم و قدرتش را بگوییم اصلاً حد و حدودی ندارد.

از آقای طباطبایی سوال می کنند ما که محدود هستیم بخواهیم خدا را که غیر محدود است بشناسیم چطور می شود محدود به غیر محدود احاطه داشته باشد؟ ایشان تعبیر زیبایی دارد می فرماید بنده به مرحله ای می رسد که: «کُنتُ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ لِسَانَه‏» و ...

با عنایت الهی این بنده هم غیر محدود می شود آن جا علم غیر محدود به غیر محدود است تعبیر خیلی زیبایی دارد.

«كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»

كافي( ط- دارالحديث)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏ (تاريخ وفات مؤلف: 329 ق‏)، محقق / مصحح: دارالحديث‏، ناشر: دار الحديث‏، قم‏، ق 1429، ج2، ص353، بَابُ مَنْ آذَى الْمُسْلِمِينَ وَ احْتَقَرَهُم‏، ح8

«وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2384، 6137

حدیثی که هم کافی شریف و هم بخاری دارد قبلاً هم عرض کردیم وقتی بنده به نوافل تقرب می جوید می رسد به مرتبه ای که عبد از خودش هیچ چیز ندارد آن جا خودش را جلوه او می بیند.

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

به این جا که رسید خودش، وجودش، عبادتش و توحیدش همه را جلوه او می بیند او و جلوه اوست. وقتی به این جا رسید جلوه او به او احاطه دارد یعنی جلوه خودش و خودش چیزی غیر از جلوه خودش نیست.

مردان خدا پرده پندار دریدند * یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند

یا به تعبیر بابا طاهر:

به دریا بنگرم دریا تو بینم * به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت * نشان از صنع زیبای تو بینم

ولذا امام در تفسیر سوره حمد تعبیر زیبایی دارند می گویند: خدای عالم نمی فرماید: «الله منوّر السماوات و الارض»، می گوید:

(اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ)

خداوند نور آسمانها و زمين است؛

سوره نور (24): آیه 35

(وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا)

و برای خدا، نام های نيک است؛ خدا را به آن (نامها) بخوانيد!

سوره اعراف (7): آیه 180

در کتاب کافی، از قول امام صادق (سلام الله علیه) نقل است که فرمود: «نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى»

«فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ لِلَّهِ الْأَسْماء الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص144، بَابُ النَّوَادِر، ح4

البته بعضی از اولیاء الله مثل آیت الله العظمی بهجت یا برخی از دوستان ایشان که خدمت حضرت ولی عصر مشرف می شود تعبیر زیبایی دارند که خیلی سنگین و هضمش خیلی دشوار است. معمولاً این طور مسائل را خیلی زیاد مطرح نمی کنیم ولی آمد روزی شما است. روایت داریم حضرت امیر فرمود: «و الله ما لله آيَةٌ أَعْظَمُ مِنِّي»

«كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ أَنَا وَ اللَّهِ النَّبَأُ الْعَظِيمُ الَّذِي اخْتَلَفَ فِيَّ جَمِيعُ الْأُمَمِ بِأَلْسِنَتِهَا وَ اللَّهِ مَا لِلَّهِ نَبَأٌ أَعْظَمُ مِنِّي وَ لَا لِلَّهِ آيَةٌ أَعْظَمُ مِنِّي‏»

...خدا آیه ای بزرگ تر از من ندارد اسم اعظم الهی من هستم!

تفسير فرات الكوفي؛ نویسنده: كوفى، فرات بن ابراهيم، محقق/ مصحح: كاظم، محمد، ناشر: مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي، ص 533

«امام (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «مصباح الهدایه» تعبیر خیلی سنگینی دارد اگر بنا باشد انسان شرح بدهد باید هفته‌ها و ماهها فرمایش امام را شرح بدهد.

حدیث از امام رضا (سلام الله علیه) است که امام (رضوان الله تعالی علیه) نزدیک ده – پانزده صفحه شرح داده است تا جایی که رسول اکرم فرمود:

«لولا نحن، ما خلق الله آدم...»

بعد تعبیر امام است:

«لأنّهم وسائط بين الحقّ والخلق»

این‌ها واسطه بین خالق و مخلوق هستند.

«وروابط بين الحضرة الوحدة المحضة والكثرة التفصيليّة.»

آن جایگاه وحدت که:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِالْوَحْدَانِيَّةِ الْكُبْرَى وَ بِالْمُحَمَّدِيَّةِ الْبَيْضَاءِ وَ الْعَلَوِيَّةِ الْعُلْيَا»

نام كتاب: المصباح للكفعمي( جنة الأمان الواقية؛ نويسنده: كفعمى، ابراهيم بن على عاملى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 905 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دار الرضي( زاهدي)، قم: 1405، ص292

آن مقام وحدت که در قرآن است:

(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ)

بگو: خداوند، يکتا و يگانه است

سوره اخلاص (112): آیات 1 - 4

هُوَ الله الْواحِدُ؛ آن‌جا کمتر کسی دسترسی دارد آن وحدت محضه است و کثرت تفصیلیه که خلائق است

«وفي هذه الفقرة بيان وساطتهم بحسب أصل الوجود وكونهم مظهر الرحمة الرحمانيّة»

این‌ها مظهر رحمت رحمانیت خداوند هستند.

«الَّتي هي مفيض أصل الوجود»

این‌ها اصل وجود را واسطه هستند؛ یعنی عالم هستی بخواهد وجود پیدا کند واسطه این‌ها هستند.

«بل بحسب مقام الولاية هم الرحمة الرحمانيّة»

اگر جایگاه ولایت این‌ها را در نظر بگیریم، این‌ها مظهر رحمت خدا نیستند عین رحمت رحمانیت هستند.

«بل هم الاسم الأعظم»

این‌ها اسم اعظمی هستند که:

«الَّذي كان « الرّحمن الرّحيم » تابعين له»

رحمت رحمانیت، کلا تابع اسم اعظم و این‌ها اسم اعظم هستند.

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية؛ مؤلف: امام خمينى- تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ص78

از همان دوست آیت الله «بهجت» که خدمت حضرت مشرف می‌شود تعبیر زیبایی نقل شده که اگر اسم اسماء الهی بخواهد تأثیر بگذارد به اذن امیر المؤمنین است. اگر اذن امیر المؤمنین نباشد اسماء حسنای الهی تأثیر نمی‌گذارد.

این‌ها از آن‌ چیزهایی است تا انسان یک مقدار کار نکند و از اهل بیت کمک نگیرد موفق نمی‌شود. مخصوصا زیارت جامعه کبیره، من از آقای «کشمیری» شنیدم می‌گفت با امام هر روز در صحن حضرت امیر نزدیک به چهل و پنج دقیقه جلسه داشتیم، یک روز فرمود چهل سال است زیارت جامعه کبیره ام ترک نشده است!

من به دوستان توصیه می‌کنم زیارت جامعه کبیره را بخوانند، خواندش یک ربع و نهایت بیست دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد؛ اما یک دنیا معارف در آن نهفته است.

خدا آیت الله «مرعشی» را رحمت کند هر وقت خدمت ایشان می‌رسیدم ایشان به ما لطف داشتند دو به دو می‌نشستیم صحبت می‌کردیم. یک روز فرمود تلاش کنید هر روز جامعه کبیره را بخوانید، اگر نمی‌توانید هفته ای یکبار بخوانید.

بعد شروع کرد:

«فَمَا أَحْلَى‏ أَسْمَاءَكُمْ»

چه شیرین است اسامی شما

«وَ أَكْرَمَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَكُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَكُمْ وَ أَوْفَى عَهْدَكُمْ كَلَامُكُمْ نُورٌ وَ أَمْرُكُمْ رُشْدٌ وَ وَصِيَّتُكُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُكُمُ الْخَيْرُ وَ عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ....»

تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج2، ص616

همین‌طور می‌خواند و اشک مثل ناودان از چشم‌های ایشان جاری بود.

در هر صورت...

بنده ابتدای طلبگی در «قزوین» بودم یک استادی داشتم (خداوند رحمت کند)، شاید بتوانم بگویم هرچه انس با اهل بیت دارم از ایشان دارم. ایشان به نافله شب، زیارت عاشورا و به زیارت جامعه کبیره خیلی توصیه می‌کرد.

من دیدم بدون نذر آدم نمی‌تواند مداومت داشته باشد همان زمان بنده نذر کردم و بر خودم واجب کردم این سه تا را مرتب بخوانم یعنی از سال 1346 به این طرف ولو لقلقه زبان هم باشد جامعه کبیره مان را نگذاشتم تعطیل بشود.

من به هر کس گفتم جامعه کبیره طبق دستوری که آقای مرعشی داده بود بخواند برایش خیلی خیر و برکت دارد. ایشان (آیت الله مرعشی) فرمود این طوری بخوانید یک روز به نیت حضرت امیر، یک روز به نیت امام مجتبی، یک روز به نیت امام حسین - به نیت پیامبر و صدیقه طاهره نمی‌شود خواند- در روز دوازدهم به نیت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه بخوانید، این موضوع را به هرکس گفتم شروع کرد خواند بدون استثناء شب آخر یک خواب نورانی و یا یک اتفاق خیلی خوش معنوی برایش پیش آمد.

عجیب است اهل بیت (علیهم السلام):

(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ)

و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) جهاد کنند، قطعا به راه‌هاي خود، هدايتشان خواهيم کرد؛ و خداوند با نيکوکاران است.

سوره عنکبوت (29) آیه69

زیارت جامعه کبیره خیلی کشش دارد. باز این عبارت و توصیه اقای مرعشی به من بود گفت یکی از چیزهایی که باعث می‌شود انسان با ایمان از دنیا برود، شیطان موقع جان کندن تصرف نکند و ایمان را از دست نگیرد مداومت بر جامعه کبیره است.

چه بسا کارهای خوب انجام می‌دهیم خاطر جمع هم هستیم ولی شیطان آن اخرین لحظه می‌آید نسبت به چیزی که ما حساسیت و دوست داریم انگشت می‌گذارد. در روایت داریم کسی به همسرش خیلی علاقه دارد شیطان تهدید می‌کند اگر لا اله الا الله بگویی همسرت را خفه می‌کنم. یک کسی مدت‌ها بچه دار نمی‌شده بعد از مدت طولانی بچه دار شده بچه اش را جلوی چشمش قرار می‌دهد می‌گوید اگر لا اله الا الله بگویی بچه ات را می‌کشم!

یا کسی ماشین خریده به ماشنیش عشق دارد، ماشین را جلوی چشمش می‌آورد می‌گوید اگر لا اله الا الله بگویی ماشینت را آتش می‌زنم!

بعد (فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ)

(كَمَثَلِ الشَّيطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ)

کار آنها همچون شيطان است که به انسان گفت: «کافر شو (تا مشکلات تو را حل کنم)!» اما هنگامي که کافر شد گفت: «من از تو بيزارم، من از خداوندي که پروردگار عالميان است بيم دارم!»

سوره حشر (59): آیه 16

وقتی که کافر شد همه چیز را انکار کرد شیطان فرار می‌کند می‌گوید من از تو بری هستم!

لذا آن لحظه خیلی سخت است با توجه به این‌که در روایات آمده است سخت‌ترین دوران ما آن لحظه آخر است.

یک روایت زیبایی در کتاب کافی هست می‌فرماید: کسانی که مدام صلوات بر محمد و آل محمد می‌فرستند تداوم بر صلوات باعث می‌شود عزرائیل موقع جان کندن شهادتین را برای شخص محتضر تلقین می‌کند.

من همیشه در جلساتم می‌گویم، قبل از نماز یک صلوات به نیت حضرت عزرائیل بفرستیم؛ چون به ایشان نیاز داریم عاقبت همه گرفتار عزرائیل هستیم. یک مقدار رابطه مان را با ایشان دوستانه کنیم وقتی نوبت مان می‌شود با ما دوستان برخورد کند!

لذا دارد که در برابر وسوسه‌های شیطان کسی که زیاد صلوات می‌فرستد حضرت عزرائیل شهادتین را به او تلقین می‌کند.

پرسش:

کسی که بعد از نماز آیة الکرسی می‌خواند چه؟

پاسخ:

خیلی خوب است کسی که بعد از نماز آیة الکرسی می‌خواند خدای عالم گناهانش را می‌بخشد از بلاها حفظ می‌کند. این توصیه آیت الله العظمی وحید خراسانی به بنده بود فرمود فلانی من توصیه می‌کنم هر روز صبح پنج تا آیة الکرسی بخوانید و همین طور پنج تا آیة الکرسی اول شب بخوانید. خیلی اثرات خوبی دارد.

در هر صورت...

تعبیری که در این جا است:

«الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده»

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص165

کتاب «فتوح ابن اعثم»، «ابن اعثم – متوفای 314» از علمای بزرگ اهل سنت است در رابطه با یاران حضرت مهدی می‌گوید «عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه»، (عموم اهل سنت حضرت مهدی را قبول دارند ولی می‌گویند آن حضرت به دنیا نیامده است) این که یاران حضرت چه خصوصیاتی دارند و حکومت حضرت چطوری است در این‌ها همه یکی هستیم!

ابن اعثم نقل می کند:

«رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏ وَ هُمْ أَنْصَارُ الْمَهْدِيِّ آخِرَ الزَّمَان‏»‏

الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري ( ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج2، ص320

عبارت امام صادق (سلام الله علیه): «عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏»‏ بود

«رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏»‏

كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج‏2، ص478

این‌جا دارد: «رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏ وَ هُمْ أَنْصَارُ الْمَهْدِيِّ آخِرَ الزَّمَان‏»‏؛ ان شاءالله این بحث را چهارشنبه هفته آینده «عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه»، «وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده»، بیشتر باز می‌کنیم که مراد چیست و راه رسیدن به «عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه»، «وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده»، چیست؟

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :