(جلسه چهل و پنج 23 . 09 . 1404)
موضوع: نقش سنت در فهم قرآن
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
نابودی بخشی از میراث مکتوب شیعه توسط دشمنان
در بررسی مسائل تاریخی، نباید به سادگی بگوییم فلان مطلب وجود ندارد؛ بلکه صحیح آن است که بگوییم آن مطلب به دست ما نرسیده است. در طول تاریخ، کتابخانههای بزرگ شیعه را به آتش کشیدند و نابود کردند؛ برای نمونه، کتابخانه بزرگ شیخ مفید را که گفته میشود ۸۰ هزار جلد کتاب در آن جمعآوری شده بود، سوزاندند . همچنین کتابخانههای سید مرتضی و شیخ طوسی که شامل هزاران جلد کتاب خطی و دستنویس (پیش از عصر چاپ) بود، را از بین بردند. علاوه بر این، حکومتهای وقت، بهویژه در دوران بنیامیه و حتی پیش از آن، با اقداماتی نظیر آتش زدن احادیث و ممانعت از تدوین سنت، مانع از رسیدن حقایق به ما شدند. امروزه ما باید از طریق قرائن و شواهد، حقیقت را استخراج کنیم.
ابهامات تاریخی در واقعه کربلا و خیانت برخی مورخان
درباره واقعه کربلا، پرسشهای زیادی وجود دارد؛ مثلاً چرا افرادی نظیر محمد حنفیه، ابنعباس یا همسر امام حسین (علیه السلام) (مادرحضرت علیاکبر) در مدینه ماندند و به کربلا نیامدند؟ پاسخ دقیق به این موارد سخت است؛ مگر اینکه روایات مستندی از ائمه (علیهم السلام) داشته باشیم، زیرا بسیاری از حقایق به ما نرسیده است. بسیاری از مورخان مانند طبری و ابناثیر، به تعبیر علامه امینی، نه تاریخنگار بلکه خائن به تاریخ بودند و تاریخ را مطابق میل خود نوشتند.
ضرورت تحول در حوزههای علمیه و آموزش فن مناظره
امروز حوزه علمیه قم در انجام رسالت خود برای تربیت متخصصان مناظره، بهویژه در برابر وهابیت، کوتاهی کرده است. مقام معظم رهبری نیز در دیدار با جامعه مدرسین بر لزوم تربیت طلابی که بتوانند در مناطقی مانند زاهدان به بحث و تبیین بپردازند، تأکید کردهاند. باید دانست که فن مناظره یک مهارت عملی است ؛ مانند رانندگی. تنها با خواندن کتاب به دست نمیآید؛ بلکه نیازمند شاگردی نزد استاد و تمرین مداوم است.
تفسیر آیه اولوالامر و انتصاب الهی ائمه (علیهم السلام)
طبق روایت امام صادق (علیه السلام)، آیه شریفه «اولوالامر» در رابطه با ولایت ائمه (علیهم السلام) نازل شده است. بر اساس این روایات، جایگاه امامت از روز اول توسط خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) معین شده و هیچ امامی نمیتواند امام بعدی را خودش انتخاب کند؛ بلکه این انتصابی الهی است. مرحوم آیتالله صافی گلپایگانی در کتاب ارزشمند «منتخب الاثر» بیش از ۵۰۰۰ روایت را از منابع شیعه و سنی درباره اسامی و جزئیات ائمه (علیهم السلام) جمعآوری کرده است که این کتاب در نوع خود منحصر به فرد است و روایتی که به این تعداد باشد نیاز به بررسی سندی نیست.
نقد جریان «قرآنبسندگی» و ضرورت سنت برای فهم قرآن
برخی، اعم از وهابی و غیره، مدعی هستند که تنها باید به قرآن بسنده کرد و سنت را کنار گذاشت. خطیب بغدادی از ابو ایوب سختیانی نقل می کند و می گوید:
عَنْ أَيُّوبَ السِّخْتِيَانِيِّ , أَنَّهُ قَالَ: " إِذَا حَدَّثْتَ الرَّجُلَ بِالسُّنَّةِ فَقَالَ: دَعْنَا مِنْ هَذَا وَحَدِّثْنَا مِنَ الْقُرْآنِ , فَاعْلَمْ أَنَّهُ ضَالٌّ مُضِلٌّ
از ایوب سختیانی روایت شده که گفت: «اگر از سنت برای کسی سخن بگویی و او بگوید: این را رها کن و از قرآن برای ما سخن بگو، بدان که او گمراه و گمراهکننده است».
الکفایة فی علم الروایة ج1 ص16 الناشر: المكتبة العلمية - المدينة المنورة
ابن حجر عسقلانی در مورد ایوب سختیانی به نقل از شعبه می گوید:
وكان سيد الفقهاء
تهذیب التهذیب ج1ص398 الناشر: مطبعة دائرة المعارف النظامية، الهند
چنین کسی می گوید اگر کسی بگوید «سنت را رها کن و فقط از قرآن بگو» گمراه میدانند.
ذهبی نیز چنین نقل می کند:
وَعَنْ أَيُّوْبَ، عَنْ أَبِي قِلاَبَةَ، قَالَ: إِذَا حَدَّثْتَ الرَّجُلَ بِالسُّنَّةِ، فَقَالَ: دَعْنَا مِنْ هَذَا وَهَاتِ كِتَابَ اللهِ، فَاعْلَمْ أَنَّهُ ضَالٌّ
گفت: «اگر از سنت برای کسی سخن بگویی و او بگوید: این را رها کن و از قرآن برای ما سخن بگو، بدان که او گمراه است».
سیر اعلام النبلاء ج4ص472 الناشر : مؤسسة الرسالة
ابن مبارک نیز از عمران بن حصین نقل می کند و می گوید:
عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَيْنٍ , أَنَّ رَجُلًا أَتَاهُ فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ فَحَدَّثَهُ , فَقَالَ الرَّجُلُ: حَدِّثُوا عَنْ كِتَابِ اللَّهِ وَلَا تُحدِّثُوا عَنْ غَيْرِهِ , فَقَالَ: «إِنَّكَ امْرُؤٌ أَحْمَقُ , أَتَجِدُ فِي كِتَابِ اللَّهِ أَنَّ صَلَاةَ الظُّهْرِ أَرْبَعًا لَا يُجْهَرُ فِيهَا , وَعَدَّدَ الصَّلَوَاتِ وَعَدَّدَ الزَّكَاةِ وَنَحْوَهَا , ثُمَّ قَالَ: أَتَجِدُ هَذَا مُفَسَّرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ , إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَحْكَمَ ذَلِكَ وَالسُّنَّةُ تُفَسِّرُ ذَلِكَ.
از عمران بن حصین روایت است که مردی نزد او آمد و از او درباره چیزی پرسید، پس او برایش سخن گفت. آن مرد گفت: «از کتاب خدا برای ما بگو و از چیز دیگری برای ما نگو.» او گفت: «تو مردی نادان هستی. آیا در کتاب خدا میبینی که نماز ظهر چهار رکعت است و نباید آن را با صدای بلند خواند؟» سپس نمازها، زکات و موارد مشابه را فهرست کرد و سپس گفت: «آیا این را در کتاب خدا توضیح یافتهای؟ به راستی که خدا این را بیان کرده و سنت آن را توضیح میدهد.
مسند عبد الله بن مبارک ج1ص143. الناشر: مكتبة المعارف - الرياض
قرآن بسیاری از مسائل را به صورت کلی و مبهم بیان کرده است؛ برای مثال، تعداد رکعتهای نماز ظهر و مغرب یا جزئیات زکات در قرآن نیامده و تنها از طریق سنت قابل فهم است. اگر سنت نباشد، حتی اصل نماز را هم نمیتوان به درستی از قرآن استخراج کرد، زیرا واژه «صلاة» در لغت به معنای دعاست و تنها سنت است که آن را به عمل عبادی خاص تفسیر میکند.
ابن حجر عسقلانی می نویسد:
أَخْرَجَ الْبَيْهَقِيُّ بِسَنَدٍ صَحِيحٍ عَنْ حَسَّانَ بْنِ عَطِيَّةَ أَحَدِ التَّابِعِينَ مِنْ ثِقَاتِ الشَّامِيِّينَ كَانَ جِبْرِيلُ يَنْزِلْ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالسُّنَّةِ كَمَا يَنْزِلُ عَلَيْهِ بِالْقُرْآنِ وَيَجْمَعُ ذَلِكَ كُلَّهُ وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى
بیهقی با سند صحیح از حسن بن عطیه، یکی از تابعین مورد اعتماد اهل شام، روایت کرده است که جبرئیل همانطور که قرآن را بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل میکرد، سنت را نیز بر او نازل میکرد و همه آنها را جمع میکرد و از روی هوای نفس سخن نمیگفت.
فتح الباری فی شرح صحیح البخاری ج13ص291 الناشر: دار المعرفة - بيروت
ابو حنيفه مي گويد :
لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن
قواعد التحديث، ج1، ص52
«ابن عبدالبر» که از علمای بزرگ رجال اهل سنت هست، از قول «حسان بن عطیه» نقل میکند:
«کان الوحی ینزل علی رسول الله ویحضره جبریل بالسنة آلتی تفسر ذلک»
جبرئیل وحی را بر نبی گرامی اسلام نازل میکرد و در کنار آن سنت را نازل میکرد که قرآن را تفسیر کند.
همچنین از «اوزاعی» که یکی از علما و فقهای بزرگ و نامدار اهل سنت است نقل میکند:
«قال الأوزاعی الکتاب أحوج إلی السنة من السنة إلی الکتاب»
اوزاعی میگوید: احتیاج قرآن به سنت بیش از احتیاج سنت به قرآن است.
نیز نقل میکند که از «احمد بن حنبل» سؤال کردند:
«وسئل عن الحدیث الذی روی أن السنة قاضیة علی الکتاب «فقال ما أجسر علی هذا أن أقوله أن السنة قاضیة علی الکتاب أن السنة تفسر الکتاب وتبینه»
بعضی افراد از احمد بن حنبل میپرسند: حدیثی داریم که سنت قاضی و حاکم بر کتاب است. احمد بن حنبل میگوید: از این خیلی بالاتر است. اینکه سنت قاضی و حاکم بر کتاب است به این معناست که سنت است که کتاب را تفسیر و تبیین میکند.
جامع بیان العلم وفضله، اسم المؤلف: یوسف بن عبد آلبر النمری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت – 1398، ج 2، ص 191، باب موضع السنة من الکتاب وبیانها له
الباني متوفاي 1420 است كه بعضی از علمای وهابی از او به بخاري دوران تعبيرمي كنند، مي گويد :
فحذار أيها المسلم ! أن تحاول فهم القرآن مستقلا عن السنة فإنك لن تستطيع ذلك ولو كنت في اللغة سيبويه زمانك.
صفة صلاة النبي، محمد ناصر الدين الألباني، ص : 172
بترس اي مسلمان! مبادا تلاش كني قرآن را بدون سنت بفهمي. هرگز نمي تواني قرآن را منهاي سنت بفهمي. اگر چه در لغت سيبويه زمان هم باشي نمي تواني قرآن و آيات الهي را بدون سنت بفهمي.
ریشههای تاریخی شعار «حسبنا کتاب الله»
شعار «کتاب خدا ما را بس است» تنها مختص خلیفه دوم نبود؛ بلکه ریشههای آن در کلام ابوبکر هم بوده است. البته عثمان و معاویه نیز بدان معتقد بوده اند. بر اساس گزارش ذهبی در «تذکرة الحفاظ»، ابوبکر پس از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) مردم را جمع کرد و از آنها خواست که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حدیث نقل نکنند و هرگاه کسی سؤالی داشت، بگویند «کتاب خدا میان ما و شماست». این در حالی است که حتی برخی عالمان وهابی معاصر مانند البانی نیز اعتراف کردهاند که فهم قرآن به صورت مستقل و بدون سنت امکانپذیر نیست. از ابن ابی مُلیکه است:
أن الصديق جمع الناس بعد وفاة نبيهم فقال إنكم تحدثون عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أحاديث تختلفون فيها والناس بعدكم أشد اختلافا فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا فمن سألكم فقولوا بيننا وبينكم كتاب الله فاستحلوا حلاله وحرموا حرامه
ابوبکر پس از وفات پیامبرشان، مردم را جمع کرد و گفت: «شما از رسول خدا صلی الله علیه و آله احادیثی نقل میکنید که در آنها اختلاف دارید و کسانی که پس از شما میآیند، اختلافشان بیشتر هم خواهد شد. پس از رسول خدا چیزی نقل نکنید. اگر کسی از شما پرسید، بگویید: «بین ما و شما کتاب خداست، پس آنچه را که حلال میداند حلال و آنچه را که حرام میداند حرام بدانید.
تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج 1، ص 2
عمر بخشنامه کرد و گفت:
«من كان عنده شيء فليمحه»
هرکس روایت از پیامبر دارد باید تمام این ها را محو و نابود کند!
جامع بيان العلم وفضله؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد البر النمري الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت – 1398، ج 1، ص 65
«قالت عائشة جمع أبي الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم وكانت خمسمائة حديث فبات ليلته يتقلب كثيرا قالت فغمني فقلت أتتقلب لشكوى أو لشيء بلغك فلما أصبح قال أي بنية هلمي الأحاديث التي عندك فجئته بها فدعا بنار فحرقها فقلت لم أحرقتها قال خشيب أن أموت وهي عندي فيكون فيها أحاديث عن رجل قد ائتمنته ووثقت ولم يكن كما حدثني فأكون قد نقلت ذاك فهذا لا يصح والله أعلم...
عایشه گفت: پدرم پانصد حدیث از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) جمعآوری کرد. او تمام شب غلت میزد. من ناراحت شدم و پرسیدم: «آیا به خاطر بیماری یا چیزی که شنیدهای غلت میزنی؟» وقتی صبح شد، گفت: «دخترم، احادیثی را که داری برای من بیاور.» من آنها را نزد او آوردم و او آتش خواست و آنها را سوزاند. پرسیدم: «چرا آنها را سوزاندی؟» او پاسخ داد: «میترسم که در حالی که آنها هنوز با من هستند، بمیرم و حاوی احادیثی از مردی باشد که به او اعتماد و اطمینان داشتم، اما او آنطور که او به من گفته بود، نبود. در این صورت چیزی را که درست نیست، نقل کرده باشم.» و خدا بهتر میداند...
تذكرة الحفاظ، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج 1، ص 5
پاسخ به چرایی عدم ذکر نام حضرت علی (علیه السلام) در قرآن
ممکن است بپرسند چرا نام حضرت علی (علیه السلام) صراحتاً در قرآن نیامده است؟ پاسخ این است که قرآن مانند نماز، اصل موضوع را بیان کرده اما جزئیات را به وحی بیانی (سنت) واگذار کرده است. همانطور که تعداد رکعتها، رکوع و سجود در قرآن نیامده، نام امام نیز به جهت مصالحی ذکر نشده تا راه برای تبیین پیامبر (صلی الله علیه و آله) باز باشد. خداوند با این شیوه، راه بهانهجویی را بر کسانی که ممکن بود در برابر نص صریح نام ایشان مقاومت کنند، بسته است.
ولایت؛ رکن اساسی اسلام و اهمیت شناخت امام زمان (ارواحنا فداه)
ولایت تنها یک فرع دین نیست، بلکه بر اساس روایات کافی، بالاترین رکن اسلام است (بنی الاسلام علی خمس... و لم یناد بشیء کما نودی بالولایه). حدیث مشهور «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. در منابع معتبر اهلسنت مانند صحیح مسلم و مسند احمد بن حنبل نیز آمده است. این سؤال جدی مطرح است که امروزه امام زمانِ پیروان مذاهب دیگر کیست؟ اگر امام هر عصری مشخص نباشد، مرگ آنها طبق این احادیث، مرگ جاهلیت خواهد بود. یک تمثیل برای درک بهتر: رابطه قرآن و سنت مانند رابطه نقشه کلی یک ساختمان با دستورالعملهای جزئی اجرایی است؛ نقشه به شما میگوید که اینجا ساختمان است، اما بدون دستورالعملهای مهندسی، هرگز نخواهید دانست که چگونه باید ستونها را برپا کرد یا دیوارها را چید. سنت، همان دستورالعمل اجرایی است که ابهام نقشه را برطرف میکند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين