نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
اهل بيت (عليه السلام) نمي گويند براي دنيايت دعا نكن
کد مطلب: 2131 تاریخ انتشار: 02 شهريور 1390 تعداد بازدید: 856
اخبار » عمومي
اهل بيت (عليه السلام) نمي گويند براي دنيايت دعا نكن

علي (عليه السلام) در وصيت خود به امام حسن (عليه السلام) فرمودند: «لَا تَكُنِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّك» مبادا بزرگ ترين هدف و يا غم و غصّه ات دنيا باشد! نمي گويد براي دنيايت دعا نكن، بلكه مي گويد بابينش صحيح براي دنيايت دعاكن.


آيت الله مجتبي تهراني در بيستمين جلسه درس اخلاق خود در ماه مبارك رمضان با تاكيد بر ضرورت تصحيح بينش انسان نسبت به دنيا و خود گفت: اهل بيت (عليه السلام) نمي گويند براي دنيايت دعا نكن.

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ ِ الْعَالَمِين
وَ صَلَّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلي اَعدائِهِم أجمَعِين.

بِسمِ اللهِ الرّحمَن الرّحِيم؛ اللّهم صَلِّ عَلَي محَمّدٍ وَ آلِ محمَّدٍ و اسمَع نِدائي إذا نادَيتُك و اسمَع دُعائي إذا دَعَوتُك و أقبِل عَلَيَّ إذا ناجَيتُك فَقَد هَرَبتُ إليكَ وَ وَقَفتُ بَينَ يَدَيك.[1]

مروري بر مباحث گذشته

گفته شد كه ماه مبارك رمضان، ماه تلاوت كلام الهي است كه از مصدر وحي نازل شده است و ماهي است كه عبد با ربّش راز و نياز مي كند و خواسته ها و حاجاتش را اظهار مي كند كه از اين خواسته ها تعبير به دعا مي شود؛ لذا ماه مبارك رمضان ماه تلاوت قرآن و ماه دعا است. در باب مضامين دعا عرض كردم كه عبد بايد هم براي دنيايش و هم براي آخرتش دعا كند؛ امّا در امور دنيوي بايد سقفي براي دعايش قرار دهد و زياده طلب نباشد، كه از آن سقف در روايات ما تعبير به «كفاف» مي شود. در جلسات گذشته گفتيم كه درخواست كفاف در دعا، امر تعبّدي محض نيست؛ بلكه بستگي به بينش انسان نسبت به خلقت دنيا و خلقت خودش در ارتباط با دنيا دارد. نگاه انسان بايد به دنيا، نگاه ابزاري باشد؛ انسان نبايد براي دنيا اصالت قائل شود و در باب خلقت خود نيز بايد به اين مسأله توجه داشته باشد كه او براي دنيا خلق نشده است، بلكه براي نشئه ديگري خلق شده است.

ضرورت تصحيح بينش انسان نسبت به دنيا و خود
معصومين (عليهم السلام) ترسيم اين بينش صحيح را تحت قالب مثال به ما آموخته اند. پيغمبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلّم) مي فرمايند: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ مَنْ فِي الدُّنْيَا ضَيْفٌ وَ مَا فِي أَيْدِيهِمْ عَارِيَةٌ وَ إِنَّ الضَّيْفَ مُرْتَحِلٌ وَ الْعَارِيَةَ مَرْدُودَه». [2] در اين روايت شريفه، پيغمبر اكرم ديدگاه انسان نسبت به خود و دنيا را در قالب مثال فرموده است. ديدگاه انسان نسبت به خودش بايد مانند مهماني باشد كه از اينجا مي رود و كوچ مي كند؛ امّا نسبت به دنيا بايد مانند مالي عاريه اي باشد كه بايد آن را پس داده و برود و تنها مي تواند از آن استفاده كند. [3] مالكيت انسان در دنيا اصالت ندارد. اصالت آنجايي است كه انسان مالك آن باشد؛ در حالي كه دنيا در نزد ما عاريه است. انساني كه ادّعا مي كند مؤمن است و نشئه ديگر را قبول دارد، بايد ديدگاهش نسبت به خودش در ارتباط با دنيا اين گونه باشد كه در اين دنيا مه مان است و دنيا براي او اصالت ندارد و او مالك دنيا نيست. پيغمبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) مي فرمايند: «كُونُوا فِي الدُّنْيَا أَضْيَافاً». [4] ديدگاه شما بايد اين گونه باشد كه چند صباحي در اين دنيا مه مان هستيد و اين دنيا براي شما اصالت ندارد.

پي آمد هدف انگاريِ دنيا
اگر انسان براي دنيا اصالت قائل شد، پي آمدش اين مي شود كه دنيا براي انسان هدف مي شود؛ بنابر اين بيشترين تلاش خود را صرف رسيدن به هدف خود مي كند. اگر براي دنيا اصالت قائل شدم، دنيا هدف مي شود نه وسيله؛ و به طور طبيعي اگر انسان به هدفش نرسد، بالا ترين غصّه اش دنيا مي شود. اگر دنيا در دستم بود و از بين رفت، بالا ترين غصّه ام دنيا مي شود. اگر تلاش كردم و دنيا را به دست نياوردم، باز هم بالا ترين غصّه ام دنيا مي شود. چون هدفم از دست رفته است. يكي از راه هاي تلاش براي رسيدن به هدف، دعا كردن و از خدا خواستن است. تا جايي كه بتوانم، تلاش مي كنم و پس از آنكه از تلاش خود نااميد شدم، به خدا رو مي آورم و از خدا مي خواهم كه كمكم كند تا به هدفم برسم و دنيايم را به دست بياورم. چه چيز موجب شد كه من به اين وادي آمدم؟ بينش غلط من نسبت به دنيا و به خودم در ارتباط با دنيا مرا به اين سمت كشاند. پس انسان بايد ديدگاهش را در اين دو رابطه تصحيح كند.

فقر و غصّه، نتيجه دنياخواهي
ابن ابي يعفور كه از اصحاب امام صادق (عليه السلام) است، از ايشان نقل مي كند: «مَنْ أَصْبَحَ وَ أَمْسَي وَ الدُّنْيَا أَكْبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَي الْفَقْرَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ شَتَّتَ أَمْرَهُ وَ لَمْ يَنَلِ الدُّنْيَا إِلَّا مَا قُسِّمَ له»؛ كسي كه صبح و شام كند در حالي كه دنيا بزرگ ترين همّ او باشد، خداوند نيازمندي را بين دو چشمش قرار مي دهد. يعني هميشه احساس كم بود مي كند و از دنيا جز به مقداري كه براي او مشخص شده برخوردار نمي گردد. «همّ» دو معنا دارد؛ يكي آهنگ به سوي هدف و هدف گيري و دومي غصّه و غم و اندوه. كسي كه شب تا صبح و صبح تا شب به دنبال دنيا باشد، هميشه در ترس به سر مي برد؛ چرا كه دنيا بزرگ ترين غصّه او است. مي گويد هرچه مي خواهد بشود، ولي اين دنيا از بين نرود! اگر «همّ» را به معناي غصّه بگيريم، بزرگ ترين غصّه، آن جايي است كه انسان به هدفش نرسد. اگر بزرگ ترين همّ انسان دنيا باشد- چه به معناي هدف و چه به معناي غصّه- دنيا هدف انسان مي شود و انسان براي دنيا اصالت قائل مي شود و ديگر آن را به عنوان ابزار و وسيله نمي بيند.

بي نيازي و آرامش، نتيجه آخرت طلبي
امام صادق (عليه السلام) در ادامه روايت مي فرمايند: «وَ مَنْ أَصْبَحَ وَ أَمْسَي وَ الْآخِرَةُ أَكْبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَي الْغِنَي فِي قَلْبِهِ وَ جَمَعَ لَهُ أَمْرَه». [5] در مقابل گروه پيشين، كسي كه بزرگ ترين هدف و غصّه اش آخرت باشد، خداوند بي نيازي را در دل او قرار مي دهد. چنين فردي كه از دنيا به مقدار كفاف بهره مند است، هيچ گاه احساس نياز نمي كند. او نشئه آخرت را بزرگ ترين مقصد، هدف، اندوه و غصّه خود قرار مي دهد و خداوند بي نيازي را در دل او قرار مي دهد و به اندازه نيازش او را از نعمات دنيوي بهره مند مي سازد. در روايت مذكور هر دو بينش مطرح شده است؛ چرا كه بين صدر روايت و ذيل آن مقابله برقرار است. ابتدا به نشئه دنيا مي پردازد و سپس نشئه آخرت را مدّ نظر قرار مي دهد. مسأله اين است كه ما بايد بينشمان را تصحيح كنيم.

دعا براي كسب بينش صحيح نسبت به دنيا
علي (عليه السلام) در وصيت خود به امام حسن (عليه السلام) فرمودند: «لَا تَكُنِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّك». [6] مبادا بزرگ ترين هدف و يا غم و غصّه ات دنيا باشد! لذا در دعاهايي كه به ما آموخته اند، يكي از مسائلي كه بيان مي شود، دعا در جهت تصحيح بينش نسبت به امور دنيوي است. اهل بيت (عليهم السلام) نمي گويند براي دنيايت دعا نكن، بلكه مي گويند با بينش صحيح براي دنيايت دعا كن! در روايتي نقل شده است: «رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ كَانَ يَدْعُو دَائِماً بِهَذَا الدُّعَاءِ»؛ پيغمبر اكرم هميشه اين دعا را مي كرد: «اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْيَتِكَ مَا يَحُولُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ مَعَاصِيك»؛ خدايا! به من خشيتي عطا كن كه بين من و معصيت تو فاصله اندازد. سپس مي فرمودند: «وَ لَا تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَ لَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا». [7] مبادا دنيا مقصد من و يا بزرگ ترين غصّه من شود. مبادا منتهاي ديدِ من، دنيا شود و به آخرت نرسد.
اگر مي خواهي دعا كني، ابتدا در پي اين باش كه خدايا، بينش من را نسبت به دنيا تصحيح كن تا دنيا هدف و بزرگ ترين غصّه من نشود. اگر دعايت اِن شاءالله مستجاب شد، آن وقت براي دنيايت دعا كن. اگر بينشت تصحيح شد، از خدا كفاف مي خواهي و بيش از آن نمي خواهي. هر چه دنيا در پي تو باشد، تو از آن گريزان هستي. چنين فردي صاحب بينش صحيح در ارتباط با دنيا است.

توسل به اميرالمؤمنين (عليه السلام)
در روايات داريم كه وقتي آن حادثه عظيم در صبح روز نوزدهم ماه مبارك رمضان واقع شد، علي (عليه السلام) فرمودند: «فُزتُ وَ رَبِّ الكَعبَه»؛ قسم به پروردگار كعبه كه به هدفم رسيدم؛ از اين نشئه عبور كردم و به نشئه آخرت رسيدم. حضرت بعد از آن ضربه نمي توانستند خود را نگه دارند و دائماً به راست و چپ متمايل مي شدند. امام حسن (عليه السلام) نماز را ادامه دادند و علي (عليه السلام) بقيّه نماز را نشسته خواندند و سپس حضرت را به صحن مسجد آوردند.
امام حسن (عليه السلام) سر پدر را به دامن گرفته و شروع به گريه كردند و سپس رو به پدر فرمودند پدر! كمر من را شكستي. علي (عليه السلام) گفت فرزندم گريه نكن؛ اين را بدان كه پدرت از اين به بعد ديگر غم و غصّه اي ندارد. سپس فرمودند جدّت پيغمبر اكرم، جدّه ات خديجه، مادرت فاطمه، حوريان بهشتي، همه در انتظار من هستند. مي گويند سر مبارك حضرت را بسته بودند، ولي از اطراف پارچه خون بر روي صورت حضرت جاري بود؛ رنگ صورت به سپيدي مايل شد. امام حسن (عليه السلام) گريه مي كرد. علي (عليه السلام) بي هوش شد؛ اشك هاي امام حسن (عليه السلام) روي چهره علي (عليه السلام) ريخت؛ حضرت چشمش را باز كرد، ديد امام حسن (عليه السلام) گريه مي كند. گفت فرزندم گريه مكن؛ از گريه هاي تو ملائكه آسمان به گريه در مي آيند. بعد، علي (عليه السلام) شروع كرد به دعا كردن: «إلَهِي أسألُكَ مُرَافَقَةَ الأنبِيَاءِ وَ الأوصِيَاءِ وَ أعلَي دَرَجَاتِ جَنَّةِ المَأوَي». اين دعاي علي (عليه السلام) در مسجد كوفه بود؛ امّا صداي منادي به خانه علي (عليه السلام) كه رسيد، دختر علي شروع كرد صدا زدن: «وَا أبَتَاهُ وَا أمِيرَالمُؤمِنينَاه»... [8]

________________________________________
[1]. بحارالأنوار، ج 91، ص 96
[2]. بحارالانوار، ج 74، ص 189
[3]. به قول ما طلبه ها «حق انتفاع» دارد.
[4]. بحارالانوار، ج 70، ص 81
[5]. بحارالانوار، ج 70، ص 17
[6]. بحارالانوار، ج42، ص 202
[7]. بحارالانوار، ج 92، ص 361
[8]. بحارالانوار، ج 42، ص 280

منبع : شبستان



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :