بسم الله الرحمن الرحيم
مدتي است كه استان سيستان و بلوچستان دچار حوادثي شده است كه نشات گرفته از جريانهاي گوناگون است، در اين نوشته سعي ما بر اين است كه بدون تعصب و بر اساس واقعيتهاي موجود در منطقه، براي روشن شدن افكار عمومي، و خصوصا مردم منطقه، اعم از شيعه و سني، مطالبي را بيان كنيم، اميد است خدمتي باشد در راستاي وحدت و برادري كه آرزوي ديرينه همگاني بوده و است .
با توجه به اين كه در نوشته مجال بررسي تمام جوانب حوادثي كه در منطقه افتاده و علت بوجود آمدن آنها نيست ، اما آخرين حادثه اي كه اتفاق افتاد جرياني است كه در تاريخ 6/6/1387 در روستاي عظيم آباد( لوتك ) شهرستان زابل مي باشد. كه در نماز جمعه ها ، سايتهاي اينترنتي برادران اهل سنت، و بعضا رسانه هاي بيگانه، از آن به عنوان تخريب مسجد وبزرگترين و باسابقه ترين حوزه علميه در سيستان وهتك حرمت به قرآن مجيد و تضييع حقوق اهل سنت ، نام برده شده است .
با برسي و ديدن مكان مورد نظر وسئوال از مردم منطقه و ساكنين آن جا به اين نتيجه مي رسيم كه اصلا در آن مكان حوزه و مسجدي وجود نداشته و بلكه مدرسه و مسجد در فاصله حدود 300متر پايين تر در روستاي اسلام آباد به نام مدرسه محمديه وجود دارد كه يك آجر آن هم جابجا نشده است .
اما چرا اين توهم بوجود آمده و چه دستهايي در كار است كه به اين جريانات دامن مي زنند ، بايد گفت: كه اين مسائل برگرفته شده از جريان چندين ساله اختلاف مدرسه اسلام آباد و مدرسه دارالعلوم (مسجد مكي) زاهدان مي باشد كه بعد از فوت مولوي محمد گل موسس حوزه اسلام آباد لوتك ، مدرسيني كه با تفكرات وهابيت با مديرت مولوي عبدالحميد قصد تسلط كامل بر مدرسه فوق الذكر را داشتند ، در سال گذشته بر اثر مقاومت مولوي عبدالله فرزند مرحوم محمد گل و ديگر مولوي هاي بومي و مردم منطقه علي رقم فشارهاي زياد اهالي مسجد مكي اين حوزه زير بار دارودسته مولوي عبدالحميد نرفت و استقلال خويش را حفظ كرد .
مسئولين دار العلوم مسجد مكي براي جبران اين آبروريزي بر آن شدند تا افراد خارجي و مهاجر بدون مجوز را از ديگر شهرهاي استان را به روستاي هم جوار كه اكثر ساكنانش افاغنه غير مجاز بودند انتقال دهند.
تا اولا: يك وجهه ملي به خود بدهند .
ثانيا : از ناحيه اين ها امتيازاتي از دولت بگيرند.
ثالثا : تفكر ضد شيعي و اسلامي وهابيت را در دارالولايه سيستان رواج بدهند .و مجري برنامه هاي استكبار در منطقه باشند .
رابعا : با آمدن مولوي هاي وارداتي وهابي بهتر و راحت تر بتوانند با مولويهاي بومي موافق با نظام بر خورد كنند و آن ها را از صحنه خارج كرده و در نتيجه حكم به كفر ديگر مسلمانان خصوصا شيعيان بدهند .
نتيجه اين كشمكشها و زياده خواهيهاي اهالي مسجد مكي اين شد كه مسئولين منطقه به آنها هشدار دادند كه اگر شما دنبال تحصيل علم هستيد همان مدرسه محمديه را تقويت و از مولوي هاي بومي حمايت كنيد و آنها به حرف هيچ كس گوش نداند و دنبال ماجرا جويي بودند.
از اين رو، مسئولين براي جلو گيري از تنش و بر هم خوردن وحدت مردم منطقه، تعدادي از خانه هاي خشت و گلي متعلق به افاغنه غير مجاز كه بر عليه نظام و مردم منطقه توطئه مي كردند بعد از خارج ساختن اثاثيه آنان ، اقدام به تخريب نمودنند.
اكنون آقايان مسجد مكي و حاميان آنها خانه هاي خشتي و گلي متعلق به افاغنه را تعبير به مسجد و مدرسه كرده و آن را تبديل به بزرگترين حادثه وبا عكس انداختن از چند تا قرآن كه بر اثر كهنگي جلد آنها پاره شده ، گل مالي كرده وازآن ها توهين به مسجد ومدرسه و هتك حرمت قرآن ياد نموده و فرياد وا اسلاما سرداده اند .
كه الحمد لله مردم منطقه اعم از شيعه و سني علي رقم آن همه تحريكات مولوي هاي وهابي و سخنراني ها و پخش عكس و فيلم ساختگي، به ريختن به خيابانها و تحصن چون از ماجرا خبر داشتند ساكت و آرام نشستند و هيچ توجهي به حرف مولويها نكردند.
حال در رابطه با اين جريان جناب مولوي عبدالحميد و پيروانش حرفهاي زده اند كه بسيار جاي تامل و سئوال برانگيز است .
مولوي عببدالحميد هميشه مي گويند: ما از اول با انقلاب بوده ايم و زماني كه مولوي عبدالعزيز بوده مردم با هم متحد وهيچ تنشي در منطقه نبوده اما حالا بين شيعه و سني تنش پيش آمده؟ .
اولا: بايد به آمار شهداي اهل سنت را ملاحظه نمود كه در رابطه با انقلاب وجنگ تحميلي، چند شهيد خصوصا از قشر مولوي ها داشته اند.
ثانيا : جناب مولوي اگر آن زمان مردم مشكلي نداشتند ما مولوي وارداتي خارجي با تفكرات وهابي در كل استان نداشتيم .همه مولوي ها بومي و داري عرق ملي و مذهبي بودند و دفاع از كشور را مثل دفاع از ناموس واجب مي دانستند.
ثالثا :حالا هم ما با اهل سنت بومي منطقه ومولوي هاي بومي هيچ مشكلي نداريم و همان برادري و اخوت برقرارا است، عمده مشكل ما با اهل سنت مهاجرو مولوي هاي وارداتي با افكار وهابي از كشورهاي گوناگون است.
اما سئوالات مطرح شده در ذهن مردم منطقه
1-جناب مولوي عبدالحميد در خطبه نماز جمعه تاريخ8/6/1387 چنين بيان داشته كه (كدام قانون، كدام عقل ميگويد زماني كه ساخت و ساز براي دام ها و حيوانات در روستا آزاد است، نميتوان براي تعليم و تربيت ديني ساخت و ساز كرد)
از جناب مولوي مي پرسيم: مگر اين جا جنگل است كه بدون رعايت قانون هركسي بخواهد د رهركجا خانه اي و يا مدرسه اي بسازد؟ و اصلا در كجاي دنيا امكان ساخت و ساز بدون رعايت قانون وجود دارد؟
مگر امام قدس سره از نظر شما اولي الامر محسوب مي شود، نفرمودند: خلاف قانون خلاف شرع است.
اگر طبق نظر شما اگر حكومت همه را در ساخت و ساز آزاد بگذارد و ومرزهاي كشور باز كند مي شود كشور را اداره كند؟
2- شما كه خراب كردن چند تا چهار ديواري متعلق به خارجيان را هتك حرمت به قرآن دانسته و فرياد وا اسلاما، وا قرآنا، سرداده و شيعيان را متهم به شرك كرده ايد. و حال آنكه در اين حادثه از بيني كسي خون نيامده . چرا در جريان سال گذشته در روستاي افتخار آباد خاش توسط هم كيشان شما در شب 21 رمضان ، طلبه اي را شهيد كردند و قرآن را با تير پاره پاره كردند هيچ فريادي از شما بلند نشد. و بر عكس عده اي مستانه فرياد خوشحالي سر مي داديد.؟
3- چرا در حادثه تاسوكي و بلوار ثارالله و....كه دهها نفر از پيروان اهل بيت به جرم شيعه بودن شهيد شدند و در حادثه پاسگاه شهر سراوان كه 16 نفر با خيانت سرباز سني اسير شدند كه فرماندهي همه اين جريانات توسط شخصي از تحصيل كرده هاي دار العلوم مسجد مكي است بوده است اين قدر برآشفته نشديد.؟
اما در حادثه عظيم آباد تا دلتان خواست به همه مسئولان از نهاد رهبري گرفته تا دولت و...حمله كرده و همه را با پرويز مشرف يكسان كرديد.؟
4-شما كه ادعاي طرف داري از نظام را داريد و در هر كوي و برزن به رخ نظام مي كشيد .چرا در ماجراي حوزه ايرانشهر (چاه جمال ) كه پايگاه اشرار شده بود بعد از كشف محل و مشخص شدن همدستي مديران حوزه كه خود بدان اعتراف كردند .و در نهايت به اعدام دو مولوي خيانت كار منجر شد، شما به شدت اظهار ناراحتي كرديد ومدتها در صدر اخبار سايت دار العلوم (سني آنلاين ) از آن به عنوان (اعدام دو روحاني اهل سنت) قرار داده و در بعضي سايتها از آنها به عنوان شهيد نام برده و براي آنها مجلس ختم گرفتيد.؟
6-چرا از اينكه دولت بر مدارس شما طبق قانون مصوب شوراي انقلاب فرهنگي مي خواهد نظارت داشته باشد اينقدر شاخ وشانه مي كشيد و از آن به عنوان عبور از خط قرمز اهل سنت نام مي بريد و مي گوييد: به هيچ كس اجازه عبور از اين خط را نمي دهيم.؟ مگر در حوزهاي علميه شما چه مي ميگذرد و چه تدريس مي شود كه نمي خواهيد كسي از آن خبر دار شود..؟
7- چرا در مراسم ختم صحيح بخاري از كساني دعوت مي كنيد كه فتوي به شرك شيعه مي دهند و بعد هم دم از وحدت ميزنيد كه ما وحدت را نقض نكرده ايم بلكه شيعيان وحدت را بر هم مي زنند..؟
8-چرا از تعداد آماري كه خودتان در باره طلبه هاي سيستان مي دهيد 500 تا پسر و 300تا دختر تعداد طلبه هاي بومي به يك دهم هم نمي رسد و طبق بعضي آمار فقط 25 نفر بومي و بقيه غير بومي هستند.؟ آيا همه طلبه هاي خارجي مجوز داررند ..؟
والسلام عليكم و رحمه و بر كاته



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين
سيعلم الذين ظلموا باي منقلب ينقلبون الهم العن اول ظالم ظلم بحق محمد و ال محمد ........... و يزيد خامسا