2024 July 24 - چهار شنبه 03 مرداد 1403
اهمیت معرفت ائمه اطهار علیهم السلام
کد مطلب: ١٥٣٨٥ تاریخ انتشار: ٢٨ دي ١٤٠١ - ١٤:٥٣ تعداد بازدید: 1244
خارج فقه الحکومه » فقه
اهمیت معرفت ائمه اطهار علیهم السلام

(جلسه بیست و سوم 22 08 1401)

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه بیست و سوم 22 08 1401)

موضوع:  اهمیت معرفت ائمه اطهار علیهم السلام

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

پرسش:

(...)

پاسخ:

 ببینید حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) تأیید کلی و عام کردند.

«مَنْ کَان‏ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوه‏»

تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة؛ شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام،  محقق/ مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج27، ص131

«الرادّ علیهم‏ کالرادّ علینا، و الرادّ علینا کالرادّ على اللّه»

حاشیة الوافی( للبهبهانی)؛ نویسنده: وحید بهبهانى، محمد باقر بن محمد اکمل (‏تاریخ وفات مؤلف: 1206 و یا 1205 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی‏، ناشر: مؤسسة العلامة المجدّد الوحید البهبهانی‏، قم: 1426ق، ص183

از این عمومات مجموع این ها اثبات می کند که فقیه ولایت دارد تمام آن ولایاتی که نبی مکرم و ائمه دارند الا مواردی که ولایات این ها مخصوص خودشان است و قابل تعدی نیست من تکرار می کنم عزیزان دقت کنند یک حالت غلو پیش نیاید ما مرزها را رعایت کنیم.

مرزها که رعایت نشود یا سر از غلو در می آورد یا سر از تعطیل در می آورد. وقتی چنین چیز عمومی از طرف امام معصوم است دیگر بر ولی فقیه یا بر هر فقیهی، کل فقیهی که شرایطش را داشته باشد این مسئولیت است.

این را بارها گفتیم اقایان هم شنیدند آقای آیت الله شیخ جواد تبریزی خدمت شان گفته بودند شما خودتان را برای ولی فقیه آماده کنید یا ای کاش شما ولی بودید، -بعضی افراد هستند که از این حرف ها می زنند- ایشان فرموده بود اگر کشور را دو روز دست من بدهند کشور را می پاشانم

ما در دیانت تقوا و اعلمیت اقای شیخ جواد تبریزی شبهه نداشتیم. بعضی وقت ها افراد خوب هم هستند مثلا سلمان خیلی مقامش بالا است ولی شما ببینید در هیچ یک از غزوات رسول اکرم فرماندهی را به او واگذار نکرده است.

سیاست امور یک ذوق و استعدادی است که همه ندارند، لذا یک فقیه در خودش نتواند اداره مملکت و سیاستش را ببیند قطعا برای او واجب نیست بلکه خراب هم می کند.

پرسش:

مردم آمادگی داشتند وقتی آمادگی نباشد تکلیف هم ساقط است

پاسخ:

بله، البته تکلیف مردم ساقط نیست با آن تعبیری که شیخ انصاری دارد اگر فقیه نشد از عدول مؤمنین و اگر نشد از فساق مؤمنین خلاصه برای مردم:

«لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر یَعْمَلُ فِی إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ یَسْتَمْتِعُ فِیهَا الْکَافِرُ وَ یُبَلِّغُ اللَّهُ فِیهَا الْأَجَلَ وَ یُجْمَعُ بِهِ الْفَیْ‏ءُ وَ یُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ یُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِیفِ مِنَ الْقَوِیِّ حَتَّى یَسْتَرِیحَ بَرٌّ وَ یُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِر»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 82

پرسش:

استاد همین یک روایت را ما می توانیم برای حضرت ولی عصر استناد کنیم یا روایت دیگر هم وجود دارد؟

پاسخ:

هفت – هشت تا روایت است. چشم ان شاء الله این بحث مان تمام بشود ما امسال دو تا بحث داریم خداوند توفیق مان بدهد یک لیست فقهایی که از زمان شیخ مفید موافق ولایت فقیه بودند. البته شاید واژه ولی فقیه نیاوردند اما این بحث را که برای فقیه اقامه حدود و رفع ظلم واجب است را داشته اند.

ببینید این ها در حقیقت مقسوم را گفته اند گرچه لازم را در نظر نگرفته اند این ها یک دسته از فقهای ما هستند که حدود سی تا سی و پنج نفر از فقهای ما معتقد هستند که بر فقیه اجرای حدود و اقامه عدل و رفع ظلم واجب است همان که در قرآن آمده است. همچنین امر به معروف، نهی از منکر.

یک عده از آقایان مخالف هستند. ده – بیست تا از فقهای بزرگ ما داریم نه به قولی از افراد عادی که از فقهای رتبه سوم و چهارم باشند. این اقوال باید بررسی بشود بعد نوبت به بحث روایات می رسد.

 آیا ما از روایات مثل مقبوله عمر ابن حنظله می توانیم با قطع نظر از ادله عقلی که برای خودش مستقل است استفاده کنیم؟ خود امام هم می فرماید ادله و قوی ترین دلیل ما بر ولایت فقیه دلیل عقلی است روایات ما هم ارشاد الی العقل است.

حالا این فرمایش امام چقدر درست است یا درست نیست این را هم ما عرض می کنیم که اصلا خود روایات، از روایات عقل استفاده کرده یا نه عقل مستقلا از روایات اگر روایتی هم نبود ما از عقل وجود ولایت فقیه را استفاده می کردیم.

این دو تا یک مقداری پیچیده است آن ها که مخالف هم هستند می آیند در روایات مناقشه می کنند چون روایات از نظر سند یک مقداری مشکل دارد گرچه در طول تاریخ به صورت مقبوله و مشهوره آمده است.   

«خُذْ بِمَا اشْتَهَرَ بَیْنَ أَصْحَابِک‏»

پشتوانه روایات ما است اگر بنا باشد ما این روایات را رد کنیم اجتهاد رد می شود تقلید هم باطل می شود. بعضی از بزرگان توجه ندارند اگر ما این روایات در ولایت فقیه را کنار گذاشتیم از این آقا سوال می کنیم دلیل این که شما رساله عملیه نوشتی و از مردم خواستی از شما تقلید کنند چیست؟

همان ادله ای که تقلید را برای مردم واجب کرده است از همان ادله ما ولایت فقیه را استفاده می کنیم.

دیروز یکی از عزیزان در رابطه با جایگاه ائمه که این ها چه جایگاهی دارند سوال کردند من خیلی دوست دارم، یعنی سوالاتی که قبل از درس می شود این سوالات برای من از اصل درس خیلی مهم تر است. چه بسا بعضا یک مطلبی در ذهن عزیزان هست که در این جا گفته می شود و همان باعث پاسخ به شبهه ای می شود

ما در زمان خودمان ندیدیم که اساتید ده دقیقه یک ربع را اختصاص به سوالات بدهند برای خودم این سوالات که عزیزان می کنند از خود درس خیلی مهم تر است.

الان یک جزوه ای است که خودمان با بعضی از اعاظم بحث می کنیم تعبیری امام (رضوان الله تعالی علیه) در شرح دعای سحر صفحه 125، صحیفه نور جلد 14 صفحه 252 جلد 17  صفحه 250.

ببینید دارد: از دیدگاه عرفا وجود احدی، احمدی، صمدی حضرت حبیب خدا حقیقت محمدیه (صلی الله علیه واله وسلم) به عنوان اولین و آخرین تعیین هستی است.

«بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ‏ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّر بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ، وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللَّه‏»

المزار الکبیر (لابن المشهدی)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، ص532

شرح دعای سحر صفحه 125. داری سمت مبدئیت و مرجعیت برای تمام ما سوی الله است. آن روایتی که ما برای عزیزان از کتاب علل الشرایع خواندیم

«حَدَّثَنَا أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَطَاءٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه‏»

علل الشرائع؛ نویسنده: الشیخ الصدوق (وفات: 381) رده‌ : مصادر حدیث شیعه – فقه، تحقیق: تقدیم: السید محمد صادق بحر العلوم، ناشر : منشورات المکتبة الحیدریة ومطبعتها - النجف الأشرف، سال چاپ : 1385 - 1966 م، ج1، ص9، باب علة خلق الخلق و اختلاف أحوالهم‏، ح1

علل الشرایع جلد اول صفحه 9 از امام حسین (سلام الله علیه) سوال کردند

«فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه‏»

وقتی می گویند شناخت خدا چیست؟ «فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ؟» می گوید: «مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه‏»

در همین آداب الصلاة صفحه 183 می گوید خدای عالم با تمام شئون ذاتی، صفاتی، اسمائی و افعالی در وجود مقدس این چهارده مقدس نور پاک تجلی کرده است. یعنی اگر کسی بخواهد خدا را بشناسد باید این ها را بشناسد.

این مطلب را هم من بگویم یک تعبیری امام (رضوان الله تعالی علیه) دارد خیلی تعبیر جالبی است.

پرسش:

استاد نقش خدا این جا چه می شود اگر ما سوی الله در اختیار ائمه معصوم باشد؟

پاسخ:

خدای عالم ذاتی است که لا رسم و لا اسم آن جا هیچ قابل اشاره نیست آن جا وجود هم می گوییم وجود مطلق و یا وجود فوق اطلاقی از باب ضیق مقال است. یعنی نسبت به ذات حق

«یَا مَنْ لَا یَعْلَمُ مَا هُوَ إِلَّا هُو»

إقبال الأعمال (ط - القدیمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الکتب الإسلامیه، ج1، ص343

«یَا مَنْ لَا یَعْلَمُ کَیْفَ هُوَ إِلَّا هُو»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج88، ص189

یعنی از ذات اقدس ربوبی کسی حتی خود محمد و آل محمد هم خبر ندارند آن دیگر فوق فوق اطلاق است آن به ذهن نمی آید.

«کلّما میّزتموه بأوهامکم فی أدقّ معانیه مخلوق مصنوع مثلکم مردود إلیکم‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج110، ص104

ولی خدای عالم با تمام عظمتش حالا ما تعبیر می کنیم خدای مستجمع جمیع صفات کمال، خدایی که سبحان الله من کل عیب الحمدلله یعنی تمام کمالات را دارد، البته این که تمام کمالات را دارد ما می گوییم کمالاتی است که ما تصور می کنیم و هرچه به ذهن شما از خدای عالم می آید بگویید خدا فوق این است، این بالاترین مرتبه توحید است.

که در دعای عارفین مناجات خمسة عشر است ما هرچه از خدا به ذهن مان بیاوریم مخلوق ذهن ما است هر کمالی از خدا بخواهیم در ذهن بیاوریم این مخلوق ذهن ما است خدا فوق این است. این مخلوق ما است و مخلوق ما هم مخلوق خدا است.

(اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیءٍ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ وَکِیلٌ)

خداوند آفریدگار همه چیز است و حافظ و ناظر بر همه اشیا است.

سوره زمر (39): آیه 62

ولی خدای عالم که جمال مطلق و کمال مطلق است این که کمال مطلق هم می گوییم از باب ضیق مقال است یعنی بهتر از این جمله نداریم که بگوییم. کمال بی حد است، بی حد که ما می گوییم بی حد مادی است چون با ماده سر و کار داریم یعنی نه عرضی دارد و نه طولی دارد نه اولی دارد و نه آخری دارد.

آن جا اصلا کلمات کار نمی کند آن دیگر رفتن است (قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى) ‏و دیدن است. ولی خدای عالم می گوید:

 «کنتُ کنزاً مَخفیّاً، فأردتُ أن اعْرف، فخلقتُ الخَلْقَ لِکَیْ أُعْرف»

من خلق کردم خلقی را که تا شناخته شوم

و خلق اول خدای عالم هم طبق بیش از سیصد تا چهار صد تا روایت که اقای مصباح می گوید فوق تواتر است. خلقت نوری:

  «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج1، ص97

یا دارد:

«أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّه أنَا وَ عَلیٌ»

یا:

«أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّه أنَا»

تمام این تعابیر اولین خلقت حقیقت محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) است.

پرسش:

استاد اشکال شان این است شما می آیید می گویید ما سوی الله دست ائمه است شما (العیاذ بالله) دست خدا را بستید، پس خدا چه کاره است؟

پاسخ:

نه، ببینید ائمه (علیهم السلام) مظهر اتم تمام صفات جمال و کمال حق هستند همان طوری که حضرت عیسی مرده زنده می کند، خدا آن جا چه کاره است؟ نقش خدا در آن جا چه است؟

پرسش:

باذن الله

پاسخ:

ای زنده باد!

پرسش:

باذن الله درست است یعنی خدا در آن جا نقش دارد

پاسخ:

بله این ها جز اراده خدا چیز دیگری ندارند. این ها مظهر ظهور و بروز ارادة الله هستند. این تعبیری که ما آوردیم خدای عالم می فرماید:

(إِنَّ إِلَینَا إِیابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَینَا حِسَابَهُمْ)

به یقین بازگشت (همه) آنان به سوی ماست، و مسلما حسابشان (نیز) با ماست!

سوره غاشیه (88): آیات 25 و 26)

در جامعه کبیره می خوانیم:

«وَ إِیَابُ الْخَلْقِ إِلَیْکُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَیْکُم‏»

من لا یحضره الفقیه؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مصحح: غفاری، علی اکبر، ج2، ص612، زِیَارَةٌ جَامِعَةٌ لِجَمِیعِ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام)، ح 3213

این را می خواهم بدانم چه کار می کنید؟ خود امام در کتاب اسرار الصلاة می گوید یکی از اسرار بزرگی است که برای خیلی ها پوشیده است. دیگر از این بهتر!

خدای عالم نمی آید از من حساب بکشد و فردا از من سوال کند که فلان روز چه گفتی و فلان روز چه کردی، فلان گناه را چه کردی؟ خدای عالم، عالم را با اسباب و مسببات آٰفریده است.

الان بنده بخواهم سیر بشوم خدا این قدرت را دارد با یک اراده من را سیر کند ولی مشیت به این تعلق گرفته است که من غذا بخورم سیر بشوم و اگر من غذا خوردم سیر شدم تصور کنم غذا من را سیر کرده شرک است.

اگر به این نیت غذا بخورم که خدا است که در این غذا خاصیت سیر شدن را قرار داده است این توحید می شود این غذا خوردن من عبادت می شود.

«ولتکن لک فی کل شیئ نیة یا اباذر حتی فی الاکل والنوم»

آب می خورم تشنگی ام بر طرف می شود سیراب می شوم اگر من به این نیت آب بخورم - این آب من را سیراب کرد این شرک است. اگر به این نیت بخورم خدای عالم در این آب خاصیتی قرار داده است که هرکس بخورد سیراب می شود و می تواند خدا با ارده اش این سیر شدن و سیراب شدن را بر دارد. این مرتبه بالای عرفان است  مثل قضیه معاویه که هرچه غذا می خورد سیر نمی شد.

لذا این ها مظهر ارادة الله هستند.

(فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا)

و آن ها که امور را تدبیر می ‌کنند!

سوره نازعات (79):‌ آیه 5

(فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا) کاملا مشخص می کند. مدبرات امرا قطعا این ها به اذن الله است. قرآن می گوید:

(اللَّهُ یتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا)

خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می ‌کند،

سوره زمر (39): آیه 42

از آن طرف هم می گوید:

(قُلْ یتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ)

بگو: «فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، (روح) شما را می ‌گیرد؛ سپس شما را بسوی پروردگارتان باز می گردانند.»

سوره سجده (32): آیه 11

عین همین در رابطه با حقیقت ذات مقدس اهل بیت است هیچ تفاوتی ندارد. همین را شما آن جا پیاده کنید هیچ فرقی نمی کند.

پرسش:

فالمدبرات (...)

پاسخ:

فوق این ها، ائمه (علیهم السلام) مظهر صدور اولین امر الهی هستند ما بقی مدبرات همه تحت اراده اهل بیت هستند.

عزیزان این تعبیر را دقت کنند تعبیری که مرحوم شیخ صدوق هم می گوید:

«أصح الزیارات عندی من طریق الروایة وفیها بلاغ وکفایة»

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین _متوفاى381ق_، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص598، تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

این تعبیر را عزیزان ملاحظه بفرمایید:

«إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُم‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج4، ص577، بَابُ زِیَارَةِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام)، ح2

این مهم است این در کتاب کافی است و سندش هم صد در صد صحیح است. تهذیب هم دارد و من لا یحضره الفقیه هم دارد. کامل الزیارات هم دارد.

ببینید تعبیر چه است؟

«بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللَّه‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج4، ص576،  بَابُ زِیَارَةِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام)، ح2

«بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ» ببینید مرزها را دقت کنیم.

«بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ‏ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّر بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ، وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللَّه‏»

المزار الکبیر (لابن المشهدی)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، ص532

«إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُم‏» من وجود ائمه را به این سیم برق تشبیه می کنم حالا بلا تشبیه بلا تشبیه می گویند المثال یقرب من بوجه و یبعد من الف.

الان نور را ما داریم می بینیم آیا چراغ از خودش نور دارد؟ نه. آیا کارخانه اداره برق می تواند این جا را روشن کند؟ نه. این سیمی که از کارخانه برق آمده به این جا متصل شده این را روشن می کند وجود ائمه (علیهم السلام) هم این است.

حالا در مسیر این سیمی که می خواهد بیاید تیر برق می خواهد، وسائل و ابزار می خواهد پنجاه تا صد تا اسباب دست به دست هم می دهد که این سیم این نور را از کارخانه برق متصل کند تا برای ما روشنایی ایجاد کند و ما نور را ببینیم.

رابطه اهل بیت (علیهم السلام) این است: «إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُم‏».

این را هم دقت کنید سوالی که دیروز حضرتعالی پرسیده بودی. حضرت پیامبر تجلی تمام اسماء الهی و اسم اعظم بلکه خود اسم اعظم است قرآن کریم نیز جلوه ی تام خدای عالم و تجلی اسم اعظم بر قلب پیامبر است. تفسیر سوره حمد امام صفحه 164

در واقع قرآن صور غیبی و کتبی تمام اسماء و صفات الهی است و حق تعالی با همه شئون ذاتی، صفاتی و تمام اسماء جمالی و جلالی خود در آن ظهور کرده است آداب الصلاة صفحه 182 و 183

بعد می گوید ذات حق تعالی به تصریح ارباب کشف و یقین و عترت طاهره اسم ندارد و وضع اسم نیز برای آن محال است حتی اطلاق عناوینی همچون موجود، مطلق، اول، آخر، ظاهر، باطن نیست هرگز راجع به آن ذات نهان نیست، بلکه تنها عناوینی از باب تفهیم هستند و نه اسم او، مصباح الهدایة امام، صفحه 14

باید توجه داشت مراد از حقیقت محمدیه، حضرت محمد ابن عبدالله (صلی الله علیه وآله وسلم) و نیز هیچ شخص خاصی نیست زیرا سعه و اطلاق آن (آن حقیقتی که جلوه حق است) مجالی برای اشخاص باقی نمی گذارد. حضرت حبیب خدا و اهل بیت طیبه او هر یک به مصداق

«مَا لِلَّهِ آیَةٌ أَکْبَرُ مِنِّی‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج23، ص206

به مصداق «مَا لِلَّهِ آیَةٌ أَکْبَرُ مِنِّی‏» آیینه و آیتی کامل از آن حقیقت هستند. آن حضرت ظهور تام خدای یگانه و مثل اعلای اوست در شمس وجود او، جز هو نمی درخشد رؤیت او، رؤیت خدا هست او نه فقط مظهر اسماء والایی چون هوَ، الله، احد، صمد، لم یلد، لم یولد، لم یکن له کفواً احد، خالق، بارء، غفور، رحمان، رحیم و ارحم الراحمین است، بلکه وجود بی کرانه اش مظهر تمام آن اسماء هزار گانه است که در دعای جوشن کبیر آمده -صحیفه نور، جلد 21، صفحه 14-.

یکی از مشکلات حوزه ما این هست که در مباحث فقهی در مسائل اصولی، ادبیات خوب سرمایه گذاری کردیم ولی روی معرفت امام نتوانستیم سرمایه گذاری کنیم. اگر هم بوده یک عده خاصی در طول تاریخ آمدند یک مطالبی را در لا به لا گفته اند و این هم به قدری ضعیف بوده حتی خیلی از آقایان جرأت حرف زدنش را ندارند.

«فالحقیقة المحمّدیّة هی الَّتی تجلَّت فی صورة العالم والعالم من الذرّة إلى الدرّة ظهورها وتجلَّیها»

مصباح الهدایة إلى الخلافة والولایة؛ مؤلف: امام خمینى- تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، ص57

«دِرَّه» یعنی بزرگ، بزرگ، از ریزترینش تا بزرگ هایش «ظهورها وتجلیها» و همچنین مرحوم آقای میلانی

«لهم الولایة الکلیة على الأمور کلها فإنهم فإنهم وسائط فیضه المقدس»

محاضرات فی فقه الإمامیة ( الخمس )؛ نویسنده : السید محمد هادی المیلانی (وفات : 1395)،  تحقیق : جمعها وعلق علیها فاضل الحسینی المیلانی، ص273

حضرت امام:

«فهم من قبل الله ملاّک التصرّف فی کلّ شئ وهذه ولایة عامّة کلّیة بالنسبة إلى جمیع الموجودات»

کتاب البیع؛ السید الخمینی (وفات : 1410)، ناشر: مؤسسة تنظیم ونشر آثار الامام الخمینی، تهران: 1421، ج 3، ص 21

از همان کروبیّان و جبرئیل و این ها گرفته روایتی که امام آورده 30 صفحه شرح کرده روایت رضوی را البته عرض کردم عبارت ها یک مقداری پیچیده و عرفانی است امام شرح کرده حدیث امام رضا است از خودش هم نیاورده.

نیامده از اساتید، از عرفاء، از فلاسفه بیاید توضیح بدهد حدیث امام رضا را حدود 20- 25 صفحه ایشان شرح کرده مثلاً:

«ما خلق الله خلقا افضل منی ولا اکرم»

 (آقایان دقت کنند) یک مقدار روی این زمینه کار کنیم

«نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِی لَایَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ج‏1، ص144

روایت صحیح امام صادق کافی، جلد 1، صفحه 144

پرسش:

استاد این نحوه تصرف و تدبیر امر به چه صورت است ما بیاییم با این عقل محدودمان نمی توانیم تصور کنیم که خدا آن را به چه صورت در اختیار ائمه گذاشته و به چه صورت انجام می دهند؟

همین که بگوییم از طریق اسباب و مسببات اتفاق می افتد آیا این کافی است؟

پاسخ:

همین کافی است

پرسش:

با تصور تنافی دارد؟ به چه صورت خدا با ائمه در یک کار دخالت می کند؟

پاسخ:

به امر الهی دارد دخالت می کند ائمه از خودشان چیزی ندارند ائمه منهای خدا صِفر صِفر صِفر هستند «لا شیئٍ»

پرسش:

ما که صِفر هستیم

پاسخ:

ما هم منهای خدا صِفر هستیم. اگر ما «لا حول ولا قوة الا بالله»‌ را در نظر نگیریم «أنا رجلٌ» حرف می زنم، تکان می خورم، راه می روم با نگاه شرکی، (صفر هستیم) ولی اگر آمدیم این «لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم» را در وجود خودمان پیاده کردیم به این سادگی نیست.

به تعبیر شهید مطهری این مسائل، رفتنی و دیدنی است. یکی از اولیاء خدا یک دستور العملی دارد این را خدمت تان می گویم شاید هم از اسرار است آن ها که توفیق پیدا کردند روزی دو سه بار به این عمل کنند بعد از دو سه هفته نحوه تصرف اهل بیت در عالم به اذن الله برای شان روشن می شود. می گوید همان تعبیری که ما در روایات داریم

«بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاریخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدین‏، ناشر: موسسة الأعلمی للمطبوعات‏، بیروت‏ 1423 ق، ص423‏

روایات از اهل سنت هم داریم

«یا آدم إنه آخر النبیین من ذریتک ولولا هو ما خلقتک»

الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی الوفاة: 911، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1993، ج 1، ص 142

«لَوْلَاکَ‏ لَمَا خَلَقْتُ‏ الْأَفْلَاک‏»

تفسیر القمی؛ قمى، على بن ابراهیم، محقق/ مصحح: : موسوى جزائرى، طیّب‏، ناشر: دار الکتاب، ج1، ص17

خلقت عالم به برکت وجود پیغمبر بوده و ادامه به وجود برکت اهل بیت است. ما بگوییم یا حجة ابن الحسن شما واسطه فیض از طرف خدای عالم بر تمام خلائق هستی هر چه در عالم هست از شئونات شما هست به اذن الله بعد 3 مرتبه سوره توحید بخوانیم یک دفعه به نیت ذات، 3 مرتبه سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله ذات حق منزه هست منزه هست منزه هست یک دفعه سوره توحید به نیت منزه بودن صفات حق. سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله خدا در صفتش منزه از هرگونه عیب و نقصی است.

یک دفعه سوره توحید بخوانیم بعد از او باز 3 مرتبه سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله خدای عالم در افعالش منزه است، منزه است، منزه است بعد هر امامی که کشش درونی داریم یکی با امام حسین عشق می کند، یکی با امیر المؤمنین عشق می کند یکی با رسول اکرم یکی با امام رضا حالا بستگی دارد که شما با کدام یک از ائمه حال بهتری دارید؟ کشش درونی بهتری دارید خدا را به آن امام قسم بدهید خدای عالم وجود نوری اهل بیت را برای شما معرفی کند.

اگر سی چهل روز این را روزی 4- 5 مرتبه بخوانید یک مطالبی کشف می شود یک چیزهایی را در وجودتان می بینید که قبلاً‌ همچنین چیزی در وجودتان نمی دیدید. یک سری مسائلی روشن می شود خودتان درک می کنید این که حقیقت محمدیه (صلوات الله علیهم اجمعین) چگونه مظهر اتم تمام صفات حق و مظهر اتم اراده حق هستند؟ این جا باز شرح دعای رضویه می آید

«لولا ما نحن خلق الله وفی هذه الفقرة»

امام، آدمی نیست که اهل غلو باشد، اگر ما در مسائل سیاسی اشکالی به ایشان داشته باشیم در مسائل علمی چنین نیست.  می گوید:

«‌ وفی هذه الفقرة بیان وساطتهم بحسب أصل الوجود»

اصل وجود عالم هستی واسطه اش این ها بودند.

«بل هم الاسم الأعظم الَّذی کان (الرّحمن الرّحیم)»

در مرتبه فعل نه در مرتبه ذات، مرتبه ذات برای احدی آن جا دیگر «لا رسمَ ولا اسم»

«بل هم الاسم الأعظم الَّذی کان (الرّحمن الرّحیم) تابیعن له»

مصباح الهدایة إلى الخلافة والولایة؛ مؤلف: امام خمینى- تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، ص78

همان عبارت کافی، جلد 1، صفحه 144 امام صادق می فرماید:

«نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِی لَایَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ج‏1، ص144

اگر ما این معرفت را این جا نداشته باشیم اولین لحظه مرگ ما، اولین لحظه بدبختی و بیچارگی ما است آن جا کسانی ارتباط با اهل بیت دارند که معرفت اهل بیتی داشته باشند، کسانی می توانند آن جا به کمالات برسند ما معتقد هستیم در عالم برزخ کمالات، هم طولی هست هم عرضی هست؛ یعنی این طوری نیست کسی مُرد دیگر پرونده اش کلاً بسته بشود ولی طولی برای کسانی است که در این جا مقدمات کمالات طولی را فراهم کردند این معرفت برای آن ها حاصل شده است.

 آقای خویی (رضوان الله تعالی علیه)

«لا شبهة فی ولایتهم على المخلوق بأجمعهم وهم الواسطة فی الإفاضة، بل لهم الولایة التکوینیة لما دون الخالق.»

باذن الخالق:

(وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ أُحْیی الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ)

و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلایان به برص [= پیسی‌] را بهبودی می ‌بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده می کنم؛

سوره آل عمران (3): آیه 49

(أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیئَةِ الطَّیرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیکُونُ طَیرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْیی الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ)

و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوی بنی اسرائیل (قرار داده، که به آنها می‌گوید:) من نشانه‌ای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده‌ام؛ من از گل، چیزی به شکل پرنده می‌سازم؛ سپس در آن می‌دمم و به فرمان خدا، پرنده‌ای می‌گردد. و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلایان به برص [= پیسی‌] را بهبودی می‌بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم؛ و از آنچه می‌خورید، و در خانه‌های خود ذخیره می‌کنید، به شما خبر می‌دهم؛ مسلما در اینها، نشانه‌ای برای شماست، اگر ایمان داشته باشید!سوره آل‌عمران (3): آیه 49

سوره آل‌عمران (3): آیه 49

این را خدای عالم در قرآن مثال زده تا مسئله ولایت مطلقه اهل بیت را اگر در روایات ائمه دیدیم این ها یک مقداری برای ما روشن بشود.

 بعد هم می گوید:

«بل هذا ثابت بالروایات المتواترة»

مصباح الفقاهة؛ نویسنده: السید الخوئی (وفات: 1413)، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، چاپخانه: العلمیة – قم، ناشر: مکتبة الداوری – قم، ج3، ص280

آقای خویی یک کسی نیست که بخواهد با دو سه تا روایت یک نظر بدهد آن هم نظر بزرگ، نظری که دیگر فقهاء نتوانستند به خوبی حل کنند حتی علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه، قدس الله نفسه الزکیه) در خیلی از روایات نوری نتوانست مسئله را حل کند علامه مجلسی از عهده اش بر نیامد. بعضی از بزرگان دیگر هم به همین شکل حتی شیخ صدوق می بینیم در مسائل خلقت نوری دچار مشکل شده است.

ولذا تا یار کِه را خواهد و میلش به که باشد! معرفت این ها یک سری نظری است این روایات را باید داشته باشیم در آن هیچ شکی نیست. ولی مهم تر از این ها ما یک مقداری توسل هم داشته باشیم خودشان عنایت کنند. این را دوستان یادگاری داشته باشند

پرسش:

در دعای ماه رجب امام زمان (علیه السلام) هم است.

پاسخ:

بله

 «لَا فَرْقَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُکَ...»

امام در چند جای شرح دعای سحر و هم به دعای ندبه اشاره دارد

«أَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ تَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیَاءُ، أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ، أَیْنَ صَاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَایَةِ الْهُدَى، أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلَاحِ وَ الرِّضَا، أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ  الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ، أَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلَاءَ.»

خدای عالم می گوید:

(فَأَینَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

از آن طرف:

(کُلُّ شَیءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ)

همه چیز جز ذات (پاک) او فانی می ‌شود؛

سوره قصص (28): آیه 88

 از آن طرف:

«أَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ تَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیَاءُ»

شاید 50 تا روایت داریم:

«نَحْنُ وَجْهُ اللَّه‏ الَّذِی لَا یَهْلِک‏»

خلاصه روایات این است که:

«إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُه إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَلا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَلا مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَان‏»

سوال می کند یابن رسول الله

«فَمَنْ یَحْتَمِلُه‏ قَالَ نَحْنُ نَحْتَمِلُهُ»

این یک روایت. روایت بعدی راوی می گوید اگر بنا بر این باشد فقط شما آن امر مقام را بخواهید درک کنید دیگران نباشند گفت:

«إِلا مَنْ شِئْنَا»

 مگر این که ما بخواهیم

یا:

«إِلَّا صُدُورٌ مُنِیرَةٌ  وَ قُلُوبٌ سَلِیمَة»

روایتی هست روایت خیلی وحشتناکی است یعنی من این روایت را بعضی وقت ها می خوانم بدنم می لرزد.

عزیزان دقت بکنند روایت در کافی است این را دوستان من معتقد هستم بخوانند، بخوانند، بخوانند نه یک بار، دو بار، صد بار، پانصد بار. روایت از امام صادق است

«سَهْلٌ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: کَأَنِّی بِالْقَائِمِ (علیه السلام)  عَلَى مِنْبَرِ الْکُوفَةِ عَلَیْهِ قَبَاءٌ فَیُخْرِجُ مِنْ وَرَیَانِ قَبَائِهِ  کِتَاباً مَخْتُوماً بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ فَیَفُکُّهُ فَیَقْرَؤُهُ عَلَى النَّاسِ فَیُجْفِلُونَ عَنْهُ إِجْفَالَ الْغَنَمِ فَلَمْ یَبْقَ إِلَّا النُّقَبَاءُ فَیَتَکَلَّمُ بِکَلَامٍ فَلَا یَلْحَقُونَ مَلْجَأً حَتَّى یَرْجِعُوا إِلَیْهِ وَ إِنِّی لَأَعْرِفُ الْکَلَامَ الَّذِی یَتَکَلَّمُ بِهِ.»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج8، ص167

«کَأَنِّی بِالْقَائِمِ (علیه السلام)  عَلَى مِنْبَرِ الْکُوفَةِ عَلَیْهِ قَبَاءٌ فَیُخْرِجُ مِنْ وَرَیَانِ قَبَائِهِ  کِتَاباً مَخْتُوماً بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ»

«بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ» همه این رمز و رموز است

«فَیَفُکُّهُ»

این صحیفه را باز می کند

«فَیَقْرَؤُهُ عَلَى النَّاسِ فَیُجْفِلُونَ عَنْهُ»

یُجلف یعنی فرار خیلی شدید به شدت فرار می کنند.

«إِجْفَالَ الْغَنَمِ»

حضرت می آید پرده از روی مسائل بر می دارد مثلاً ما می گوییم مگر می شود ائمه خالق باشند؟ این کفر و شرک است پس خدا چه کاره هست؟ مگر می شود تدبیر عالم با ائمه باشد؟ مگر می شود فردای قیامت حساب و کتاب خلق با ائمه باشد؟

جالب این است که مرحوم علامه طباطبایی می گوید ما این را خدمت مرحوم قاضی خواندیم آخر رسید فرمودند من هم می دانم حضرت چه می فرمایند؟ عرض شد که نپرسیدید چه می فرمایند؟ فرمود خیر. بعد مرحوم طباطبایی گفتند من هم می دانم حضرت چه بیاناتی دارند که مردم «یُجْفِلُونَ إِجْفَالَ الْغَنَمِ»

یعنی ما باید هم خودمان را آماده کنیم آن جایگاهی که اهل بیت دارند خدای عالم به این ها داده است. ما نگاه مان به ائمه فقط شناخت مان جسم ائمه است از پدری و مادری متولد شدند و یک مدتی هم زندگی کردند و از دنیا رفتند ما فقط سلام هم می گوییم به این شکل سلام می دهیم توسل هم داریم به همین توسل داریم.

 ولی این که آیا این وجود مقدس شان تابع و اشعه ای از آن وجود لا یتناهی است که از ذات اقدس ربوبی بر این ها تجلی کرده از آن به طور کلی غافل هستیم.

این روایات را یا نمی بینیم و اگر هم ببینیم می گوییم این ها عقل ما نمی کشد ول کن این روایات را شاید بارها روایات خلقت نوری را دیدیم و خواندیم شاید برای مردم هم نقل کردیم می گوییم ما که نمی فهمیم چه است؟ ائمه برای ما معما نگفتند

پرسش:

عقلایی هم هست آخرش همان حرف شما تأیید می شود.

پاسخ:

عرض کردم عقلایی کدام عاقلی باشد ولی «لمن کانَ لهُ عقلٌ» افلا یتدبرون. شما ببینید غالب چیزهای که در قرآن وجه الله، عین الله، ید الله و ... آمده 300 تا 500 تا روایت داریم ائمه این ها را به خودشان تفسیر کرده اند.

 شما اگر یک دوره تفسیر البرهان را از اول تا آخر ملاحظه کنید نور الثقلین یک مقداری بعضی ها را فاکتور گرفته ولی البرهان تمام روایاتی که تدبیر آیات قرآن به وجود مقدس ائمه (علیهم السلام) است همه را آورده.

این روایات هم یکی دو تا نیست ما بگوییم روایت ضعیف است باید رد کرد کنار گذاشت ما باید یک مقداری تعبد داشته باشیم. مرحوم آقای مصباح (رضوان الله تعالی علیه) تعبیری دارد می گوید روایات خلقت نوری برای ما قابل درک نیست ما تعبداً می پذیریم چون وقتی ما نور می گوییم ابتدا به ذهن ما نوری می آید که از هفت رنگ تشکیل شده بیاییم بگوییم این نور ائمه یک چیزی است که مثلاً از 50 تا رنگ تشکیل شده اصلاً قابل تصور نیست.

یک دفعه عرض کردم در شب ماه رمضان برنامه زندگی پس از زندگی یکی از نقاش های ماهر می گویند نقاشی هایش تقریباً‌ بین المللی است.

به ایشان گفتند شما (در آن حالت رفتن به برزخ) آن نوری که در آن دالان به آن جا منتقل شدید آن نور را می توانید تصویر کنید روی کاغذ بیاورید؟ گفت من هر چه فکر کنم که آن نور را روی کاغذ بیاورم رنگ های موجود توانایی ندارد آن نور را نشان دهد.

این مال برزخ است که دیوار به دیوار عالم ماده است روایت از نبی مکرم هم داریم خانمی آمد از عوالم سوال می کند امام هم در کتاب هایش مفصل دارد می گوید عالم ماده و عالم طبیعت نسبتش به عالم برزخ مثل قطره ای در برابر دریا است، عالم برزخ نسبت به عالم مثال، قطره ای در برابر دریا است عالم مثال به عالم ملکوت قطره ای در برابر دریا است. عالم ملکوت و عالم جبروت قطره ای در برابر دریا است. عالم جبروت نسبت به عالم لاهوت که همان مقام حقیقت محمدیه (صلوات الله علیهم اجمعین) هست قطره ای در برابر دریا است.

بالا که دیگر حد و حسابی ندارد نه دریا آن جا کار می کند الفاظ در آن جا کار نمی کند. آقایان که می روند نوری می بینند. از همین عالم دیوار به دیوار ماده یک نورهایی می بیند می گوید اصلاً این نور، قابل تصور نیست این که روی کاغذ بیاید امکان پذیر نیست. ولی افرادی هستند با تزکیه هم عالم برزخ را گذرانده اند و هم عالم مثال را.

 علامه طباطبایی می گفت من 30 سال هست در یک عالمی زندگی می کنم هیچ احدی خبر ندارد در چه عالمی من زندگی می کنم.

یک کسی نقل می کند آقای بهجت (رضوان الله تعالی علیه) 17- 18 سالش بود سوال می کند اگر انسان تخلیه روح بشود تکلیف چه است؟ در شرح حال آقای بهجت هم آوردند سه چهار روز می افتاد تکان می دادند مثل مرده می ماند بعد از سه چهار روز دوباره ایشان بلند می شد مشغول کار و زندگی اش می شد.

از آقای قاضی سوال کرده بود کسی که روحش تخلیه می شود تکلیف نماز و عبادتش چه است؟ مرحوم قاضی می گوید دیگر در آن جا تکلیفی نیست تکلیف همه تابع درک است در آن جا دیگر این جسم، درک ندارد وقتی آقای بهجت بیرون رفت آقای قاضی گفت این اتفاق برای خود آقای بهجت افتاده 18 سالش بوده یعنی از آن زمان این ها مراحلی از کمال را طی کردند. الان برای ما قابل تصور نیست البته هضم و حلش هم برای ما مشکل است.

از یکی از آقایان... نقل می کنند آن آقا می گوید من در 14- 15 سالگی هر روز حضرت را می دیدم تصور می کردم همه می بینند.

الان هم در حوزه هستند افرادی که چه بسا پایه 6- 7- 8 می خوانند ارتباط تنگاتنگی دارند چون در این طور قضایا بعضی ها از این مشاهدات و تشرفات دکان باز کردند انسان وقتی می گویند بعضی ها حمل بر این ها می کنند.

 من از این قضایا که خودم از بعضی ها شخصاً دیدم به قدری در سینه ام هست بخواهم برای شما بگویم شاید بیش از 500 مورد باشد.

فقط ما تلاش کنیم همین ذکری که خدمت تان عرض کردم سه مرتبه توحید بعد از هر مرتبه سه مرتبه سبحان الله یک مدتی ادامه بدهید سه چهله ای ادامه بدهید بعد می بینید یک جرقه هایی از نور نسبت به معرفت اهل بیت در شما ایجاد می شود.

 یعنی خدای عالم باید خودش بیاید ما را با اهل بیت آشنا کند وجود نوری اهل بیت را برای ما، خودش معرفی کند

«إِلَّا مَنْ شِئْنَا أوَ مَنْ کَانَ لَهُ قُلُوبٌ صَادِقة وَصدور طَاهِرة»

قلب طاهر بخواهد و سینه پاک که بتواند این مسائل را درک کند. ظاهراً‌ توفیق ما (در امروز) این بود که همین ها را خدمت تان عرض کنیم ولی این روایت را داشته باشید کافی، جلد 8، صفحه 167

«والسلام علیکم ورحمة الله»



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب