2024 July 24 - چهار شنبه 03 مرداد 1403
دلالت اطلاق آیه«النبی اولی بالمومنین من انفسهم» بر تاسیس حکومت
کد مطلب: ١٥٣٨٦ تاریخ انتشار: ٢٨ دي ١٤٠١ - ١٤:٥٧ تعداد بازدید: 1286
خارج فقه الحکومه » فقه
دلالت اطلاق آیه«النبی اولی بالمومنین من انفسهم» بر تاسیس حکومت

(جلسه بیست و چهارم 23 08 1401)

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه بیست و چهارم 23 08 1401)

موضوع:  دلالت اطلاق آیه«النبی اولی بالمومنین من انفسهم» بر تاسیس حکومت 

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

پرسش:

فرمودید این که ما در منابع روایی مان داریم وظیفه داریم که یک مقدماتی از حیث حکومت برای حکومت حضرت تهیه کنیم، یعنی ما جنگ افزار درست کنیم یا این که برویم انقلاب مان را صادر کنیم تز انقلاب مان را به کشورهای دیگر بدهیم این را در منابع روایی مان داریم؟

پاسخ:

بله خواندیم:

«یَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ یَعْنِی سُلْطَانَه‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج51، ص87

چندین روایت خواندیم عده ای از مشرق زمین می آیند زمینه حکومت جهانی حضرت مهدی را فراهم می کنند تمام این ها را داریم نمی توانیم این ها را نادیده بگیریم روایت هم در حد مستفیض است

پرسش:

حاج آقا این شبهه ها الان در میان مخالفین هست از این جهت مطرح می کنم.

پاسخ:

باشد مگر زمان پیغمبر شبهات نبود؟ عبارتی که حضرت امیر (سلام الله علیه) در خطبه دوم دارد:

«و من خطبة له ع بعد انصرافه من صفین و فیها حال الناس قبل البعثة و صفة آل النبی ثم صفة قوم آخرین! أَحْمَدُهُ اسْتِتْمَاماً لِنِعْمَتِهِ وَ اسْتِسْلَاماً لِعِزَّتِهِ وَ اسْتِعْصَاماً مِنْ مَعْصِیَتِهِ وَ أَسْتَعِینُهُ فَاقَةً إِلَى کِفَایَتِهِ إِنَّهُ لَا یَضِلُّ مَنْ هَدَاهُ وَ لَا یَئِلُ مَنْ عَادَاهُ وَ لَا یَفْتَقِرُ مَنْ کَفَاهُ فَإِنَّهُ أَرْجَحُ مَا وُزِنَ وَ أَفْضَلُ مَا خُزِنَ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ شَهَادَةً مُمْتَحَناً إِخْلَاصُهَا مُعْتَقَداً مُصَاصُهَا نَتَمَسَّکُ بِهَا أَبَداً 133 مَا أَبْقَانَا وَ نَدَّخِرُهَا لِأَهَاوِیلِ مَا یَلْقَانَا فَإِنَّهَا عَزِیمَةُ الْإِیمَانِ وَ فَاتِحَةُ الْإِحْسَانِ وَ مَرْضَاةُ الرَّحْمَنِ وَ مَدْحَرَةُ الشَّیْطَانِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّینِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ- 136 وَ الْکِتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّیَاءِ اللَّامِعِ وَ الْأَمْرِ الصَّادِعِ إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ احْتِجَاجاً بِالْبَیِّنَاتِ وَ تَحْذِیراً بِالْآیَاتِ وَ تَخْوِیفاً بِالْمَثُلَاتِ وَ النَّاسُ فِی فِتَنٍ انْجَذَمَ فِیهَا حَبْلُ الدِّینِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِی الْیَقِینِ وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِیَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ عُصِیَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّیْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِیمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَکَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ‏ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُکُهُ أَطَاعُوا الشَّیْطَانَ فَسَلَکُوا مَسَالِکَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِی فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِکِهَا فَهُمْ فِیهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِی خَیْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِیرَانٍ نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ کُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَم‏»‌

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص47، خطبه2

«إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ» یکی از رسالت های پیغمبر، نابودی شبهات بود وظیفه ما هم امروز همین است نه جواب به شبهه، بلکه نابودی شبهه یعنی کاری باید بکنیم که اصلاً شبهه برای همیشه رخت ببندد. یک دفعه شبکه کلمه به حضرت زهرا سلام الله علیها یک جسارت خیلی وقیحی کرد به دوستان مان آقای ابوالقاسمی و آقای یزدانی گفتم خط قرمزشان را بزنید ترسی هم نداشته باشید.

از کتاب صحیح مسلم و کتاب های دیگر با سند قطعی آوردیم که شب ها جوان ها خانه عایشه می آمدند صبح محتلم شده می رفتند، ده دوازده تا روایت آوردیم.

 از آن طرف هم این ها یک کلیپی داشتند روایتی در صحیح بخاری هست که پیغمبر نماز می خواند عایشه پایش را دراز می کرد، پیغمبر سجده می خواست برود نیشگون می گرفت پایش را جمع می کرد دوباره پایش را دراز می کرد گفتند چقدر بی ادب بود.

مجری شبکه کلمه گفت خانه عایشه یک متر در یک متر بیشتر نبود آنجا عایشه هم خوابش می آمد می خواست استراحت کند پیغمبر وقتی سجده می رفت شما نگویید نیشگون می گرفت بگویید دست می زد. ما هم گفتیم یک متر در متر شب ها جوان ها می آمدند آن جا می خوابیدند مهانسرا کرده بودند صبح هم محتلم شده بر می گشتند قضیه اش چه بود؟

کار به جایی رسید همین آقای عبدالحمید، مراد زدهی خبیث را فرستاد قم به منزل ما آمد گفت مولانا سلام رساند گفت دیگر دست بر دارید آبروی ما رفت جوابی نداشتند.

همین خدمتی از شدّت درماندگی در برابر ما یک شب  گریه کرد

تقریباً از این قضیه نزدیک به 10 سال می گذرد یک دفعه جرأت نکردند به حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت کنند من هم به عبد المجید گفتم به عبدالحمید بگو حضرت زهرا سلام الله علیها ناموس ماست، دین ماست، دنیای ماست، آخرت ماست، بهشت و جهنم ما و همه چیزمان حضرت زهرا سلام الله علیها است. خط قرمز ما حضرت زهرا سلام الله علیها است اگر در این خط قرمز وارد بشوید خواهید دید چگونه به شما پاسخ دندان شکن می دهیم. این اول کار است ما بعد از این مسائل زیادی در پیش داریم این طلوع فجر است هنوز آفتاب نیامده ادامه بدهند ببینید کار به کجا می رسد!

من یک فایل بزرگی نزدیک به 200 صفحه ای از نقاط ضربه پذیر این ها دارم خیلی هایش را هم حتی برای دوستان خودمان هم ندادیم این ها را نگه داشتیم یک وقتی این ها دارند فضولی می کنند هر دفعه یکی از این ها را جلوی پایشان بیاندازیم این ها خیلی مشکل دارند به خیلی مسائل خرافی دارند با آبروی پیغمبر بازی کردند با آبروی انبیاء بازی کردند با امهات المؤمنین بازی کردند.

ما معتقد هستیم عایشه هر چه هست با امیرالمومنین علیه السلام جنگید، جنگیده کارهای دیگری کرده و منسوب به پیغمبر است گفتیم اهانت به عایشه اگر اهانت به پیغمبر حساب بشود کفر و شرک است و اگر نه اهانت نشود تنقیصی برای پیغمبر باشد از گناهان کبیره است.

پرسش:

فاحشه در صحیح مسلم آمده

پاسخ:

آن فاحشه، فاحشه به آن معنای مصطلح در بین ما نیست:

«حدثنا أبو کُرَیْبٍ حدثنا أبو مُعَاوِیَةَ عن الْأَعْمَشِ عن مُسْلِمٍ عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَةَ قالت أتى النبی صلى الله علیه وسلم أُنَاسٌ من الْیَهُودِ فَقَالُوا السَّامُ عَلَیْکَ یا أَبَا الْقَاسِمِ قال وَعَلَیْکُمْ قالت عَائِشَةُ قلت بَلْ عَلَیْکُمْ السَّامُ وَالذَّامُ فقال رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یا عَائِشَةُ لَا تَکُونِی فَاحِشَةً فقالت ما سَمِعْتَ ما قالوا فقال أو لیس قد رَدَدْتُ علیهم الذی قالوا قلت وَعَلَیْکُمْ»

صحیح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری الوفاة: 261، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج4، ص1706، ح2165

«یا عَائِشَةُ لَا تَکُونِی فَاحِشَةً» یعنی فحش نده!

بگذریم ولی ما باید داشته باشیم

(وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ)

و با آن ها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن!

سوره نحل (16): آیه 125

(وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ) را باید داشته باشیم ولی در عین حال 20- 30 تا از این ها داشته باشیم اگر هتاکی کردند وارد خط قرمز ما شدند این مطالب را بیاوریم.

اگرچه وقت می گذرد یکی روزی از دانشجوها گفت امام خمینی در تحریر دارد که:

«یجوز اللواط فی ادبار النساء»

خیلی هم شروع کرد آب و تاب دادن گفتم کجای تحریر آمده گفت فلان جا، گفتم شما عبارت را دیدی؟ گفت بله گفتم شما عرب هستید کلمه لواط، عمل الرجل بالرجل را لواط می گویند

«عمل الرجل بامرإته»

را وطی می گویند امام هم می گوید:

«یجوز الوطی فی ادبار النساء»

ولی قید هم دارد که اگر راضی نباشد حرام است روایت هم داریم اگر کسی این را با همسر خودش انجام بدهد کراهت که هیچ، بوی بهشت به مشامش نمی رسد.

 

 گفتم این ثابت شد. حالا بفرمایید در سیوطی، جلد 2، صفحه 255 ذیل آیه شریفه

(نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ)

زنان شما، محل بذر افشانی شما هستند؛

سوره بقره (2): آیه 223

از قول آقای ابن ابی مُلیکه، زمان پسر زبیر قاضی القضات مکه بود «مجمعٌ علی ثقته» می گوید:

«وأخرج ابن جریر عن ابن أبی ملیکة أن سأل عن إتیان المرأة فی دبرها فقال: قد أردته من جاریة البارحة فاعتاصت علی فاستعنت بدهن»

الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی الوفاة: 911، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1993، ج1، ص638

«حدثنی أبو مسلم قال ثنا أبو عمر الضریر قال ثنا یزید بن زریع قال ثنا روح بن القاسم عن قتادة قال سئل أبو الدرداء عن إتیان النساء فی أدبارهن فقال هل یفعل ذلک إلا کافر قال روح فشهدت بن أبی ملیکة یسئل عن ذلک فقال قد أردته من جاریة لی البارحة فاعتاص علی فاستعنت بدهن أو بشحم»

جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج2، ص395

«قد أردته من جاریة البارحة»

از یکی از خانم ها می خواستم این کار را بکنم

«فاعتاصت علی»

گفت دردش می آید اذیت می شود

«فاستعنت بدهن»

روغن مالی کردم یا چربی مالیدم! علمای ما فتوا می دهند علمای شما روغن مالی کردن به شما یاد می دهند دیگر بنده خدا سرش را پایین انداخت و جوابی نداشت بگوید. در برابر این طور بی ادبی ها ما باید چه کار کنیم؟

در هر صورت...

 غرضم این هست ما باید ده بیست تا از این نقاط ضعف شدید طرف مقابل مان را داشته باشیم این ها را هم هر کجا خرج نکنیم نقل مجلس بکنیم زمانی که بحثی، مناظره ای می آید این ها دارند بی حیایی می کنند ما یکی دو تا از این ها را به عنوان پوست خربزه بیاندازیم زیر پایشان تا با سر زمین بخورند.

من هم همیشه گفته ام در مناظرات، جواب های نقضی هزار برابر جواب حلی نتیجه می دهد. جواب نقضی باعث می شود تار و پود فکری طرف به هم می ریزد جا برای جواب حلی باز می شود.

اگر شما جواب حلی بدهید می گویند این ها توجیه است اما وقتی جواب نقضی بدهید دیگر نمی توانند توجیه بکنند. و لذا یکی از کارهای دوستان باید این باشد که جواب های نقضی در تمام مسائل چه بحث شیعه، سنی باشد شیعه، وهابی باشد، شیعه، مسیحی باشد را آماده داشته باشند.

مسیحیت مطالب خلاف عقل و امثال ان در انجیلی که تحریف شده است الی ماشاء الله دارند. هر اشکالی به مسلمان ها می گیرند صد برابرش را خودشان دارند. تورات و تلمود هم به همین شکل است. ما باید این ها را کار کنیم از هر کدام از این ها هفت-هشت تا مسئله مهم باید کار بکنیم تا وقتی مطرح کردید دیگر (فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ) بشود.

آغاز بحث...

ما قبلاً ‌در رابطه با آیه شریفه:

(النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)

پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است

سوره احزاب (33): آیه 6

صحبت کردیم مفصل هم صحبت کردیم هم علمای شیعه، هم علمای اهل سنت همه اتفاق نظر دارند که:

«النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ بمعنى أحق بتدبیرهم»

التبیان فی تفسیر القرآن؛ المؤلف: الطوسی، محمد بن الحسن (المتوفى460ق)، تحقیق وتصحیح: أحمد حبیب قصیر العاملی، ناشر: مکتب الإعلام الإسلامی، الطبعة: الأولى، 1409هـ. ج8، ص317

تفسیر تبیان، جلد 8، صفحه 317 و هم چنین تفسیر جوامع الجوامع به همین شکل:

«( الْنَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤمِنِینَ ) فی کلِّ شَیء من أُمُورِ الدِّینِ والدُّنیا ولذلکَ أَطْلَقَ ولَم یُقیِّدْ»

تفسیر جوامع الجامع؛ نویسنده : الشیخ الطبرسی (وفات : 548)، تحقیق: مؤسسة النشر الإسلامی، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ج3، ص49

یعنی تثبیت می کند که یکی از تکالیف و وظائف نبی مکرم اقامه عدل در سایه تأسیس حکومت اسلامی است مرحوم طباطبایی هم دارد:

«النبی صلى الله علیه وآله وسلم أولى بهم فیما یتعلق بالأمور الدنیویة أو الدینیة کل ذلک لمکان الاطلاق»

المیزان فی تفسیر القرآن؛ تألیف: العلامة السید محمد حسین الطباطبائی قدس سره، ناشر: جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة فی قم المقدسة، ج16، ص277

از اهل سنت بیضاوی، زمخشری و ... به صراحت دارند

«(النَّبِىُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ) فی کل شیء من أمور الدین والدنیا (مّنْ أَنفُسِهِمْ)»

الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل؛ اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشری الخوارزمی الوفاة: 538، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، ج3، ص531

در هر صورت...

 این که آیه شریفه 6 سوره احزاب بهترین دلیل برای تأسیس حکومت اسلامی است لا شک ولا ریب. بحث سر این است که آیا این اختیار برای ائمه (علیهم السلام) هم ثابت است یا این مخصوص نبی مکرم است؟

در این جا بعضی ها اصلاً‌ نبی مکرم را قبول ندارند کاری با آن ها نداریم اما بعضی از شیعه های نادان می گویند این مخصوص نبی مکرم بوده دلیلی نداریم که این برای ائمه ثابت شده باشد.

در کفایة الأثر روایت صحیحه است راوی می گوید از سهل ابن سعد انصاری است غیر از آن جابر ابن عبدالله انصاری است تقریباً مثل حدیث لوح است:

«حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنِی هَارُونُ بْنُ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ الْفَرَارِیُّ [الْفَزَارِیُ‏] قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَالِحٍ کَاتِبُ اللَّیْثِ قَالَ حَدَّثَنَا رُشْدُ بْنُ سَعْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو یُوسُفَ الْحُسَیْنُ بْنُ یُوسُفَ الْأَنْصَارِیُّ مِنْ بَنِی الْخَزْرَجِ عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) عَنِ الْأَئِمَّةِ فَقَالَتْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ یَقُولُ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی وَ أَنْتَ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَیْتَ فَابْنُکَ الْحَسَنُ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى الْحَسَنُ فَابْنُکَ الْحُسَیْنُ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى الْحُسَیْنُ فَابْنُکَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى عَلِیٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى مُحَمَّدٌ فَابْنُهُ جَعْفَرٌ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى جَعْفَرٌ فَابْنُهُ مُوسَى أَوْلى‏بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى مُوسَى فَابْنُهُ عَلِیٌّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى عَلِیٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى مُحَمَّدٌ فَابْنُهُ عَلِیٌّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى عَلِیٌّ فَابْنُهُ الْحَسَنُ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَى الْحَسَنُ فَالْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا فَهُمْ أَئِمَّةُ الْحَقِّ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُمْ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُم‏»

کفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسینى کوهکمرى، عبد اللطیف‏، ناشر: بیدار، ص 196، باب ما جاء عن فاطمة (سلام الله علیها) عن النبی (صلی الله علیه واله وسلم) فی النصوص على الأئمة الاثنی عشر (علیهم السلام)‏

«سَأَلْتُ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) عَنِ الْأَئِمَّةِ فَقَالَتْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ یَقُولُ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی وَ أَنْتَ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا مَضَیْتَ فَابْنُکَ الْحَسَنُ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ... فَإِذَا مَضَى الْحَسَنُ فَالْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»

بعد دارد:

 «یَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا»

از همین آیه استفاده کرده که حضرت ولی عصر علیه السلام حکومت جهانی تشکیل می دهد.چرا؟ چون (أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ). از نظر حدیث لوح بعضی از این آقایان اعتراض می کنند مخصوصاً این خبیث قلمداران یک کتابی نوشته نسبت به حدیث لوح، ده پانزده صفحه مطالب خرافی نوشته که این سند ندارد چنین و چنان است.

 مرحوم محمد تقی مجلسی در روضة المتقین در رابطه با جابر ابن عبدالله می گوید:

«فبالطرق المستفیضة»

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمة)؛ مجلسى، محمدتقى بن مقصود على، محقق/ مصحح: موسوى کرمانى، حسین و اشتهاردى على پناه‏، ناشر: مؤسسه فرهنگى اسلامى کوشانبور، ج11، ص6

مرحوم ابن بابویه قمی پدر شیخ صدوق در الإمامة والتبصرة می گوید:

«و أیّ تأویل یدخل على حدیث اللوح‏ و حدیث الصحیفة المختومة»

الإمامة و التبصرة من الحیرة؛ نویسنده: ابن بابویه، على بن حسین‏ (تاریخ وفات مؤلف: 329 ق‏)، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه السلام‏، ناشر: مدرسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف‏، قم: 1404ق، ص12

چه تأویلی؟ چه ضعفی می توانیم نسبت به حدیث لوح داشته باشیم؟ و همچنین مرحوم شیخ صدوق

«وَ قَدْ أَخْرَجْتُ الْأَخْبَارَ الْمُسْنَدَةَ الصَّحِیحَةَ فِی هَذَا الْمَعْنَى‏»

من لا یحضره الفقیه؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مصحح: غفاری، علی اکبر، ج4، ص180

مرحوم کراجکی متوفای 449 :

«خَبَرِ اللَّوْحِ‏ المُشْتَهَر اجْتَمَعَتِ الشِّیعَة الإمامیّة وَلَمْ تَخْتَلِفْ فِیه»

مرحوم یوسف ابن حاتم عاملی متوفای 664 :

«الرِّوَایَاتُ الْخَاصَّةُ وَهُم الإمامیّة فَالْمُجْمَعْ عَلَیْه خَبَرْ اَللوحْ»

علامه حلی به همین شکل یعنی بزرگان ما در رابطه با حدیث لوح به قدری مطالب دارند که شبهه ای در صحت حدیث لوح باقی نمی ماند حدیث لوح هم سندهای متعدد دارد

پرسش:

آیا حدیث لوح در مصادر اهل سنت آمده است؟

پاسخ:

در مصادر ما هست و در مصادر آن ها حدیث به این شکل نیست آن ها دارند جوینی در فرائد السمطین دارد و هم در مقتل الحسین خوارزمی هست سندش چطوری است ما کاری نداریم ولی همین قضیه را هر دو نقل کردند.

 البته با عبارت های مختلف آمده سه چهار تا برای حدیث لوح روایت داریم و مفصلش هم در کافی هست که البته بعضی ها در سندش اشکال کردند. ما از نظر سند، تمام تلاش مان را به کار بردیم نسبت به بکر ابن صالح که یک مقداری حرف هست مرحوم نجاشی فقط بکر ابن صالح را تضعیف کرده است و مابقی همه گفته اند: «ثقة بالإتفاق».

در این جا ما آوردیم ابن داود در قسم اول رجال خود آورده. ابن داود و علامه حلی رجال شان دو قسم است:

«القسم الاول خاصة بالثقات، القسم الثانی خاصة بالضعفاء»

یک اصطلاحی است وقتی می گویند:

«ذکره ابن داود فی القسم الاول یعنی وثّقه. ذکره العلامة فی القسم الثانی یعنی ضعّفه»

این اصطلاح است دوستان در نظر مبارک شان داشته باشند. ابن داود در قسم اول آورده و ثقةٌ می گوید با این که فرمایش نجاشی را هم دیده. مرحوم زنجانی در الجامع فی الرجال

«أعدّ الرجل فی الحسن»

مرحوم نمازی می گوید احتمال دارد در تفسیر علی ابن ابراهیم آمده در کتاب کامل الزیارات آمده که آقای خویی می گوید:

«...الرجل فی اسانید تفسیر علی ابن ابراهیم و کامل الزیارات یدل علی وثاقته»

تنها اشکال سند مفصل کافی بکر ابن صالح است این هم مشخص است مفصل آوردیم در روایت ابو الجارود کمال الدین حدیث لوح را آورده که البته به این شکل هست جابر ابن عبدالله می گوید لوح را از حضرت زهرا سلام الله علیها گرفتم و شمردم

«حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ شَاذَوَیْهِ الْمُؤَدِّبُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ أَحْمَدُ بْنُ هَارُونَ الْعَامِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ الْفَزَارِیِّ  الْکُوفِیِّ عَنْ مَالِکِ بْنِ السَّلُولِیِّ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِی السَّفَاتِجِ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قُدَّامَهَا لَوْحٌ یَکَادُ ضَوْؤُهُ یَغْشَى الْأَبْصَارَ وَ فِیهِ اثْنَا عَشَرَ اسْماً ثَلَاثَةٌ فِی ظَاهِرِهِ وَ ثَلَاثَةٌ فِی بَاطِنِهِ وَ ثَلَاثَةُ أَسْمَاءَ فِی آخِرِهِ وَ ثَلَاثَةُ أَسْمَاءَ فِی طَرَفِهِ فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِیَ اثْنَا عَشَرَ قُلْتُ أَسْمَاءُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَتْ هَذِهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِیَاءِ أَوَّلُهُمْ ابْنُ عَمِّی وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِی آخِرُهُمْ الْقَائِمُ قَالَ جَابِرٌ فَرَأَیْتُ فِیهِ مُحَمَّداً مُحَمَّداً مُحَمَّداً فِی ثَلَاثَةِ مَوَاضِعَ وَ عَلِیّاً عَلِیّاً عَلِیّاً عَلِیّاً فِی أَرْبَعَةِ مَوَاضِعَ.»

عیون أخبار الرضا (علیه السلام)؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص46

این تعبیر که آمده سندش صد در صد صحیح است هیچ شبهه ای ندارد ولی این که به صورت مفصل در کافی آمده مشکل سندی آن، بکر ابن صالح است. بکر ابن صالح با توجه به توثیقاتی که بعد از نجاشی دارد مخصوصاً مرحوم تستری می گوید نجاشی تضعیف کرده ولی تضعیفش را نه مستند به حس کرده نه از یک جایی نقل کرده چون مستند نقل نکرده ولذا این برای ما هیچ اعتباری ندارد.

در هر صورت ...

یا در معانی الأخبار (این را عزیزان دقت کنند) سندش ظاهر قضیه این است که موثقه است احمد ابن محمد ابن عقده است که مورد وثوق است علی ابن حسن ابن فضّال موثق هستند دودمان شان همه ثقه هستند ولی همه این ها فطَحی مذهب هستند که شیخ طوسی هم در العده فی الرجال دارد بر این که فطحی ها  در نقل روایت ثقه و مورد اعتماد هستند. فتاوای این ها مورد اعتماد نیست چون کسی خدمت امام عسکری علیه السلام می آید ومی گوید یابن رسول الله

«کَیْفَ نَعْمَلُ بِکُتُبِهِمْ وَ بُیُوتُنَا مِنْهَا مَلِی‏ءٌ»

این ها آدم های خیلی پر کاری بودند

«فَقَالَ (علیه السلام)»

 ولی حضرت فرمود:

«خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا.»

آرای این ها را دور بریزید ولی روایات این ها را بپذیرید.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص253

«وَ قَدْ سُئِلَ عَن‏ کُتُبِ بَنِی فَضَّالٍ فَقَالُوا کَیْفَ نَعْمَلُ بِکُتُبِهِمْ وَ بُیُوتُنَا مِنْهَا مِلَاء فَقَالَ خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَو»

الغیبة (للطوسی)، طوسى، محمد بن الحسن،‏ محقق / مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد؛ ناشر: دار المعارف الإسلامیة، کتاب الغیبة للحجة، النص، ص 389

در میان این فِرق اسلامی سالم ترین فرقه هم فطحی ها  هستند، چون واقفی ها بعد از امام کاظم علیه السلام کسی را قبول ندارند. ناووسی ها بعد از امیر المؤمنین علیه السلام کسی را قبول ندارند. اسماعیلیه بعد از امام صادق علیه السلام را قبول ندارند ولی فطحی ها  تمام 12 امام را قبول دارند. یکی هم وسط آن آوردند عبدالله افطح را عَلَم کردند یعنی همه ائمه را از حضرت امیر تا حضرت ولی عصر علیهم السلام قبول دارند ولی 13 امامی هستند علت این که امام عسکری (سلام الله علیه) می گوید: «خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا.» این است که این ها از نظر روایت آدم های با وزنه ای بودند البته این ها تا اوائل غیبت صغرا کلاً منقرض شدند.

 قضیه برای شاگردان شان روشن شد تقریباً می توانیم بگوییم تا همان ده - پانزده سال اول غیبت صغری این ها به طور کلی متوجه شدند و از گذشته شان اظهار ندامت کردند و به 12 امام بر گشتند از عبدالله افطح دست بر داشتند.

پرسش:

آیا عبدالله افطح را موعود می دانند ؟

پاسخ:

نه به عنوان امام می دانند به عنوان این که:

«الامامة فی الولد الاکبر»

عبدالله افطح چون از امام کاظم علیه السلام بزرگ تر بود، بعد از عبدالله افطح به امامت امام کاظم (سلام الله علیه) معتقد بودند نه اینکه عبدالله افطح موعود باشد.

پرسش:

هم زمان دو تا امام نمی شود باشد

پاسخ:

به او معتقد بودند بعد از وفات عبدالله افطح به امامت امام کاظم علیه السلام معتقد شدند. البته از نظر من روایت، موثقه و معتبر است. حضرت فرمود:

«مَنْ تَرَکَ دَیْناً أَوْ ضَیَاعاً فَعَلَیَّ وَ إِلَیَّ وَ مَنْ تَرَکَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ فَصَارَ بِذَلِکَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ وَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ وَ کَذَلِکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَعْدَهُ جَرَى ذَلِکَ لَهُ مِثْلُ مَا جَرَى لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم).»

عیون أخبار الرضا (علیه السلام)؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص86

این طور روایات خیلی داریم بخشی از این ها که با سندهای صحیح آمده خیلی هم مهم است این ها نشان می دهد که ائمه (علیهم السلام) از حضرت امیر تا حضرت ولی عصر کلهم اولی بالمؤمنین من انفسهم و کلهم موظف به تشکیل حکومت اسلامی بودند.

«والسلام علیکم ورحمة الله»



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب