2024 March 1 - جمعه 11 اسفند 1402
پیشگویی پیامبر از انحراف امت اسلامی از ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
کد مطلب: ١٥٤٥٢ تاریخ انتشار: ٠٨ خرداد ١٤٠٢ - ١٣:٢٧ تعداد بازدید: 569
حبل المتین » عمومی
پیشگویی پیامبر از انحراف امت اسلامی از ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

برنامه حبل المتین13-01-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

13/01/1402

موضوع: پیشگویی پیامبر از انحراف امت اسلامی از ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

تأثیرگذاری «حدیث ثقلین» حتی بیشتر از «حدیث غدیر»!!

قرن پنجم هجری، قرن به آتش کشیدن تراث مکتوب شیعه!

گوشه ای ناچیز، از مظلومیت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

خواندن مقتل امام حسین (سلام الله علیه) حرام است!!

پیشگویی پیامبر اکرم از انحراف امت اسلامی از ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

نگاهی مختصر بر تاریخ پیدایش، تفکرات و اندیشه های فرقه اسماعیلیه!

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) تنها مصداق هادی امت اسلامی!

توهین عجیب «عبدالرزاق صنعانی» استاد بخاری به «عمر بن خطاب»!!

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علیک یا بقیة الله

سلام و درود و ارادت و تحیت به خدمت شما دوستان عزیز بیننده و همراهان گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

در یک یکشنبه شبی دیگر به برنامه زنده «حبل المتین» خیلی خوش آمدید. با افتخار در کنار شما هستیم و در محضر شما دوستان عزیز بیننده و همراهان گرانقدر.

روز گذشته سالروز رحلت حضرت أم المؤمنین خدیجه کبری (سلام الله علیها) أم الأئمة النقباء النجباء بود. عرض تسلیت و تعزیت به محضر مولایمان امام زمان و خدمت همه شما مشتاقان و شیفتگان و دلباختگان اهلبیت عصمت و طهارت دارم.

حضرت خدیجه کبری مادر حضرت فاطمه زهرا و مادر ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند. یکی از افتخارات حضرت خدیجه کبری این است که دامادی چون امیرالمؤمنین داشتند. این یکی از ویژگی‌های خاص و منحصر به فردی است که هیچ بانویی در عالم ندارد.

حضرت خدیجه کبری همسری چون پیامبر گرامی اسلام و دختری چون حضرت فاطمه زهرا و دامادی چون حضرت امیرالمؤمنین داشتند. ان شاءالله که قدردان نعمت محبت و ولایت اهلبیت عصمت و طهارت باشیم.

لازم به ذکر است که همین ابتدای برنامه نکته‌ای را هم بگویم. امروز روز سیزدهم فروردین بود. بعضی افراد حرمت ماه عزیز خدا ماه مبارک رمضان را نگه داشتند و حواسشان بود که نکند به خاطر یک سری رفتارهای خرافی که در گذشته بوده و تا الآن هم باقی مانده است، حرمت ماه مبارک رمضان شکسته شود. البته بعضی افراد هم حرمت شکنی کردند.

اگر حرمت‌ها به صورت عمومی و علنی شکسته شود، خدای نکرده ممکن است عذاب الهی بر ما نازل شود. یکی از آن حرمت‌ها، حرمت ماه عزیز خدا ماه مبارک رمضان است. باید حواسمان به این مطالب و این نکات باشد.

این مطلب را گفتم به جهت اینکه قدردانی و تشکر کنم از مردم عزیز و بزرگوارانی که چه در ایران و چه در جاهای مختلف این عالم احتمالاً حرمت ماه مبارک رمضان را نگه داشتند و قطعاً خداوند حرمتشان را نگه خواهد داشت.

طبق معمول یکشنبه شب‌ها که ما خدمت شما می‌رسیم و برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضور شما می‌کنیم، ابتدا مباحثی را خواهیم داشت.

طبق بحث هفته‌های گذشته که خدمت شما بودیم، درس‌هایی از امامت و ولایت را ادامه خواهیم داد. ان شاءالله در بخشی از برنامه هم در خدمت مخاطبین و بینندگان بزرگوار هستیم.

همین جا می گوییم که این شبکه آمادگی دارد برای گفتگو و مناظره و بحث. اگر آقایان شبکه‌های وهابی جرئت دارند و اهل گفتگو و مناظره هستند و حرفی برای گفتن دارند و اگر سواد دارند که هیچکدام را ندارند، «شبکه حضرت ولی عصر» آماده گفتگوست.

عزیزان اهل سنت و شیعه ما هم می‌توانند روی خط ارتباطی بیایند، دوستان به موقع شماره‌های تماس را برای شما زیرنویس خواهند کرد.

امشب هم طبق معمول توفیق داریم در محضر سرور عزیز و گرانقدر استاد فرزانه حضرت آیت الله حسینی قزوینی باشیم. خدمت استاد عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات دارم؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله؛ همچنین با آرزوی قبولی طاعات و عبادات برای حضرتعالی. خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه عزیزان به ویژه در ماه مبارک رمضان ماه مهمانی و ضیافة اللهی از خداوند منّان خواهانم.

ما یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می‌کنیم، باشد که حضرت گوشه چشمی هم به ما نظر کنند تا دین و دنیا و آخرت ما با یک گوشه چشم حضرت صدیقه طاهره آباد شود.

باغ از یک سو در آتش، خرمن گل یک طرف

غنچه نشکفته یک سو، دامن گل یک طرف

می زند این تازیانه، می زند آن با غلاف

قنفذ از یک سو، مغیره دشمن گل یک طرف

یک طرف بر روی نازک‌تر ز گل سیلی زدن

دیدن بر روی خاک افتادن گل یک طرف

صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهراء

زهراجان! از خداوند عالم بخواه بر شیعیان و مسلمانان و همه مظلومان و ملت جهان منت بگذارد و از باقیمانده غیبت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) صرفنظر کند و مقدمات ظهورش را با اراده ویژه خودش که؛

(إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکون)

فرمان او تنها این است که هر گاه چیزی را اراده کند به او می‌گوید:" موجود باش" آن نیز بلافاصله موجود می‌شود!

سوره یس (36): آیه 82

است، فراهم کند و با آمدنش بساط ظلم و ستم برای همیشه از روی گیتی برچیده شود و حکومت عدل الهی تا قیام قیامت در صفحه زمین برافراشته و تشکیل شود.

باشد که دیگر مظلومی از ظالمی نترسد و ظالمی فکر تجاوز به مظلومی را نکند. باشد که مردم یک آرامش روحی و روانی و اجتماعی در زیر سایه حکومت حضرت ولی عصر داشته باشند.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. به امید روزی که مولا و آقاجانمان امام زمان (ارواحنا له الفداء) ظهور کنند و ما هم جزو نوکران و خادمین و خدمتگزاران حضرت باشیم.

دوستان اگر در خاطر شریفتان باشد، بحث ما در برنامه «حبل المتین» درس‌هایی از امامت و ولایت بود. این هفتاد و سومین برنامه‌ای است که با این موضوع ما در خدمت شما هستیم.

محوریت مباحث چند هفته گذشته ما حدیث شریف ثقلین بود، یکی از احادیث معتبر و متواتر که در منابع شیعه و سنی به وفور آمده است. ان شاءالله امشب هم بحثمان را با همین موضوع ادامه خواهیم داد.

جناب استاد درخواست می‌کنم خلاصه‌ای از مباحث گذشته بفرمایید تا ان شاءالله سؤال جدید را عرض کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

عرض کردیم یکی از احادیثی که می‌تواند مایه وحدت میان امت اسلامی باشد و این اختلافات در حوزه احکام و سیاست و اخلاق را برای همیشه از میان مسلمانان برچیده شود، حدیث شریف ثقلین است.

تأثیرگذاری «حدیث ثقلین» حتی بیشتر از «حدیث غدیر»!!

من همین امروز با مطالعه فایل دانشنامه دیدم که ما بیش از شصت و پنج روایت در منابع شیعه در رابطه با حدیث ثقلین داریم که غالب این روایات هم صحیحه است. ما بیش از بیست روایت مستقل با سندهای جداگانه در کتب اهل سنت داریم.

از طرف دیگر هم ما می‌بینیم وقتی در رابطه با حدیث غدیر تمام شبهات وهابیت را جمع کردیم، حدود پنجاه شبهه بوده است. در مقابل ما نسبت به حدیث ثقلین صد و چهل و هشت شبهه از وهابیت ثابت کردیم.

«دکتر قفاری» در کتاب «اصول مذهب شیعه» مطالبی در این خصوص آورده است. «دکتر سالوس» یکی از اساتید دانشگاه قطر که کتاب‌های زیادی دارد، در چند کتاب مستقلاً نسبت به حدیث ثقلین اشکالاتی مطرح کرده است.

«عبدالرحمن دمشقیه» در رساله دکتری خود مفصل شبهاتی وارد کرده است. «عثمان الخمیس» هم شبهاتی در این زمینه مطرح کرده است.

هرکدام از وهابی‌هایی که سرشان به تنشان می‌ارزد، تلاش کردند نسبت به حدیث ثقلین عکس العمل نشان بدهند و یک سری شبهاتی واهی و بی اساس وارد کنند.

ما از «ابن تیمیه» بیش از این انتظار نداریم که چند شبهه وارد کند و دروغ‌هایی کنار هم بگذارد و در آخر آن را «اتفاق أهل العلم» بنامد!!

ایشان زن و فرزندی هم نداشت، زیرا هیچگاه تا آخر عمر ازدواج نکرد. حتماً ایشان با اجنه‌ای که به آنها معتقد بود، تا آخر عمر در مطبخ بوده است. او ادعا می‌کرد که اجنه‌ای به صورت من درمی آیند برای گمراه کردن مردم!

حتی اهل سنت هم اعتراض کردند که این نوع حرف زدن نسبت به حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بی انصافی است.

«ناصرالدین البانی» که یکی از وهابی‌های سرشناس عصر ما هست، به «ابن تیمیه» اعتراض کرده است و می‌نویسد: در بعضی جاها عصبیت باعث شده است که «ابن تیمیه» نسبت به علی بن أبی طالب جفا کرده و از حق گذرانده است!

کار به جایی رسیده که آشپز هم صدایش درآمده است. ما هرچه بیشتر در رابطه با حدیث ثقلین سرمایه گذاری علمی کنیم و توضیح بدهیم، مفیدتر است.

من هم از عزیزان بیننده اعم از عزیزان شیعه و برادران اهل سنت تقاضا دارم روی حدیث ثقلین بیشتر کار کنند و بیشتر تحلیل کنند. الفاظ مختلفی که رسول اکرم در رابطه با حدیث ثقلین دارند؛

«إن تمسکتم»

الجامع الصحیح سنن الترمذی، اسم المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت --، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج 5، ص 663، ح 3788

و:

«إن اعتصمتم»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 1، ص 171، ح 318

و:

«إن اتبعتموهما»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 118، ح 4577

و:

«فلا تقدموهما»

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1993، ج 2، ص 285، باب آل عمران: (103) واعتصموا بحبل الله... ..

و:

«وَلا تُعَلِّمُوهُمْ»

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 5، ص 166، ح 4971

امثال این تعابیری که هم عصمت اهلبیت را تثبیت می‌کند و هم امامت و وجوب تبعیت از اهلبیت را تثبیت می‌کند و هم ماندگاری اهلبیت تا قیامت را بیان می‌کند. همچنین وجود مقدس حضرت ولی عصر با حدیث ثقلین اثبات می‌شود.

بنابراین من از همه عزیزان تقاضا دارم روی حدیث ثقلین بیشتر کار کنند، زیرا مشخص است که تأثیرگذاری حدیث ثقلین حتی از حدیث غدیر بیشتر است.

من از افراد دیگری که در این زمینه کار کردند اطلاعی ندارم، اما خودمان سه برابر حدیث غدیر نسبت به حدیث ثقلین با ذکر جلد و صفحه شبهه ثبت کردیم.

ما آنچه در فضای مجازی بوده است را در نظر نمی‌گیریم. همچنین آنچه شبکه‌های وهابی مطرح کرده‌اند را هم به حساب نیاوردیم.

اولین کتابی که علیه شیعه مطرح شد، کتاب «العثمانیه» اثر «جاحظ» است که در قرن سوم نوشته شده است. در عصر حاضر هم وهابی‌هایی نظیر «قفاری» و «سالوس» و «عبدالرحمن دمشقیه» شبهاتی در کتاب‌هایشان مطرح کرده‌اند.

ما شبهاتی که این افراد در کتاب‌هایشان آورده‌اند را ثبت کردیم. ما شبهاتی نظیر شبهات «فیصل نور» که در اینترنت موجود است را اصلاً به حساب نیاوردیم.

مجری:

قاعدتاً ممکن است خیلی بیشتر باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، ممکن است خیلی بیشتر باشد. به جهت اینکه تأثیرگذاری حدیث ثقلین بیشتر است، دشمن هم عکس العمل بیشتری نشان می‌دهد.

ملاحظه کنید در رابطه با مهدویت آیت الله صافی گلپایگانی در کتاب «منتخب الأثر» پنج هزار و شش روایت در رابطه با حضرت ولی عصر آورده است. من دقیقاً این روایات را شمارش کردم.

در مقابل شبهاتی که ما از وهابیت در رابطه با مهدویت ثبت کردیم حدود پانصد و پنجاه و چهار شبهه است.

پانصد و پنجاه شبهه نشان می‌دهد که بحث مهدویت تأثیرگذار است و تاروپود فکری وهابیت را به هم می‌ریزد. بنابراین نسبت به آن عکس العمل نشان دادند و دائماً به ایجاد شبهه پرداختند.

قرن پنجم هجری، قرن به آتش کشیدن تراث مکتوب شیعه!

الحمدلله در طول تاریخ هم بزرگان ما از زمان «شیخ مفید» و شاگرد بزرگوارشان «سید مرتضی» و «شیخ طوسی» و «علامه حلی» و «مرحوم میر حامد حسین» و «علامه امینی» و «سید رضی» و «سید بن طاووس» پرچم دفاع از اهلبیت را برافراشتند.

شیعه هم بیکار نبوده است. با وجود اینکه امکانات در اختیار شیعه نبود و حکومت‌ها غالباً بر ضد شیعه بود و علمای شیعه غالباً در طول تاریخ در فشار بودند و کتابخانه‌های بزرگان شیعه غالباً طعمه حریق می‌شد، کتاب‌های ارزشمندی را به دست ما رساندند.

در رابطه با کتابخانه «شیخ مفید» نقل کرده‌اند که نزدیک به هشتاد هزار جلد کتاب داشت که همه را به خاکستر مبدل کردند. حساب کنید در سال 413 هجری هشتاد هزار جلد کتاب جمع کردن کار ساده‌ای نیست.

بعد از آن «شیخ طوسی» نزدیک به هفده هزار جلد کتاب جمع کرد. بازهم در بغداد ریختند و کتابخانه «شیخ طوسی» را به آتش کشیدند.

«شیخ طوسی» تقریبی‌ترین آخوند شیعه در طول تاریخ است. آن بزرگوار پنج درس خارج می‌گفت؛ یکی بر فقه امامیه، یکی بر فقه حنفیه، یکی بر فقه شافعیه، یکی بر فقه مالکیه، یکی بر فقه حنبلیه.

کتاب «خلاف» اولین کتاب فقه مقارن ماست. قبلاً «سید مرتضی» در کتاب «ناصری‌ات» مطالبی داشت، اما به صورت خیلی پراکنده بود. من نمی‌دانم کتاب «خلاف» که جامعه مدرسین حوزه علمیه آن را به چاپ رسانده است، چند جلد است.

هیچ مسئله فرعیه ای نیست مگر اینکه «شیخ طوسی» آن را آورده است و بیان کرده‌اند که نظریه امامیه این است، نظریه احناف این است، نظریه شافعیه این است، نظریه حنبلیه این است.

«شیخ طوسی» تمام این نظریات را به صورت خیلی مؤدب مطرح کرده است. من ندیدم در آثار ایشان حتی از گل نازک‌تر نسبت به صاحبان دیگر مذاهب گفته باشند.

در مقابل به منزل «شیخ طوسی» ریختند و خانه ایشان را به آتش کشیدند. منبری که «شیخ طوسی» روی آن تدریس می‌کرد را به آتش کشیدند. کتابخانه‌ای که «شیخ طوسی» در آن نزدیک به هفده هزار جلد کتاب جمع کرده بود را به آتش کشیدند.

با تمام این قضایا ما می‌بینیم کتاب «وسائل الشیعه» نزدیک به سی و شش هزار روایت دارد، کتاب «مستدرک الوسائل» نزدیک به بیست و سه هزار روایت دارد، کتاب «بحارالانوار» که شاید بیش از صد هزار روایت داشته باشد.

بنابراین عزیزان روی حدیث ثقلین بیشتر کار کنند. ما یک مرتبه می‌بینیم در عصر ما نزدیک به هفتاد روایت از حدیث ثقلین از ائمه اطهار در مصادر شیعه به دست ما رسیده است. همچنین بیش از بیست روایت در کتب اهل سنت به دست ما رسیده است.

با وجود اینکه کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» از حدیث غدیر حرفی نزدند و حتی کلمه «من کنت مولاه فعلی مولاه» هم ندارند، اما بحث ثقلین را مطرح کرده‌اند و نوشته‌اند که پیغمبر اکرم فرمود:

«وأنا تَارِک فِیکمْ ثَقَلَینِ أَوَّلُهُمَا کتَابُ اللَّهِ فیه الْهُدَی وَالنُّورُ فَخُذُوا بِکتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِکوا بِهِ فَحَثَّ علی کتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فیه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَیتِی أُذَکرُکمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی أُذَکرُکمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی أُذَکرُکمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 1873، ح 2408

این در حالی است که عبارت «أُذَکرُکمْ اللَّهَ» در رابطه با قرآن کریم نیامده است، اما حضرت در رابطه با اهلبیت این عبارت را سه مرتبه تکرار می‌کنند.

این نشانگر آن است که بحث اهلبیت در کنار قرآن کریم از اهمیت خاصی برخوردار است. قرآن بدون اهلبیت ورق پاره‌ای بیشتر نیست. اهلبیت در کنار قرآن کریم آمدند و قرآن را تفسیر کردند آنگونه ای که نازل شده است، نه آنگونه که آراء و قیاس حکومت می‌کند.

«بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی وَ مُحَمَّدٌ حِجَابُ اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَی»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 145، ح 10

این قضایا نشانگر آن است که اهلبیت در کنار قرآن کریم جایگاه خاصی دارند. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنون و متشکرم. این همه توصیه‌ها و سفارش‌هایی که نبی مکرم و معظم اسلام نسبت به اهلبیت عصمت و طهارت دارند و یکی از احادیث ماندگار حدیث ثقلین است، داشتند.

یکی از سفارش‌ها و توصیه‌های نبی مکرم و معظم بحث خلافت و وصایت و امامت مولا امیرالمؤمنین است.

استاد با این همه تذکراتی که پیامبر دادند و سفارشاتی که فرمودند، آیا تخلف امت اسلامی را هم گوشزد کردند؟! آیا حضرت فرمودند که ممکن است شما منحرف شوید و ممکن است از این راه به بیراهه بروید؟!

گوشه ای ناچیز، از مظلومیت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همین چند روز قبل که داشتم کتاب‌های «ابن تیمیه» و بعضی از وهابی‌های معاصر را می‌دیدم، دیدم از «احمد بن حنبل» در رابطه با حدیث ثقلین سؤال می‌کنند.

یکی از قضایایی که ما قبلاً هم گفتیم، این بود که یکی از صحبت‌های رسول اکرم در منا این بود که بعد از من اختلاف نکنید و گردن یکدیگر را نزنید.

عده‌ای از «احمد بن حنبل» پرسیدند: معنای این روایت چیست؟! «احمد بن حنبل» گفت: از معنای این روایت سؤال نپرسید. تنها این مطلب را بخوان و رد شو، به اختلاف کاری نداشته باشید!!

ما نمی‌دانیم قضیه چیست و چرا باید فردی همانند «احمد بن حنبل» از کنار چنین روایاتی به سادگی بگذرد. همچنین زمانی که در رابطه با غدیر از «احمد بن حنبل» سؤال می‌پرسند و می گویند که پیغمبر اکرم در غدیر فرموده است:

«من کنت مولاه فعلی مولاه»

أسد الغابة فی معرفة الصحابة، اسم المؤلف: عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد الجزری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل أحمد الرفاعی، ج 4، ص 118، ح 3775

او گفت: از معنای این روایت از من سؤال نکنید. این روایت را همینطور بخوانید و عبور کنید. قضایایی که این افراد حاضر نیستند معنای آن را حتی برای خواصشان مطرح کنند، زیاد داریم.

بنده همین چند روز پیش در کتاب «السنة» اثر «خلال» دیدم که آورده بود: اگر خواستید در رابطه با فضائل علی بن أبی طالب حرف بزنید، ابتدا روایتی در منقبت عمر بن خطاب بگویید سپس در رابطه با منقبت علی بن أبی طالب سخن بگویید.

من نمی‌دانم این افراد با این کارشان به دنبال چه هستند. این قضایا خیلی دردآور است. در کتاب «الجامع لأخلاق الراوی و الآداب السامع» اثر «خطیب بغدادی» متوفای 463 هجری جلد دوم آمده است:

«وإذا کان کل حدیث یتضمن فضیلة واحد من الصحابة بانفراده فأستحب ان یقدم إملاء فضائل أبی بکر ثم عمر ثم کذلک»

اگر خواستید فضیلتی از صحابه بگویید، مستحب است اول فضائل ابوبکر سپس فضائل عمر بن خطاب را بگویید بعد فضائل صحابه را بگویید.

الجامع لأخلاق الراوی وآداب السامع، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن ثابت الخطیب البغدادی أبو بکر، دار النشر: مکتبة المعارف - الریاض - 1403، تحقیق: د. محمود الطحان، ج 2، ص 118، ح 1355

در ادامه آمده است:

«عن سعید بن جبیر قال سأله رجل عن منقبة علی»

از سعید بن جبیر نقل شده است که عده‌ای گفتند: از منقبت علی بن أبی طالب برای ما بگو.

«فقال إنی لأجد ضعة أن أبدأ بمنقبته قبل منقبته عمر»

او گفت: اگر قبل از اینکه منقبت عمر بن خطاب را بگویم شروع به گفتن منقبت علی بن أبی طالب کنم، این را پستی و خفت و ذلت می دانم.

الجامع لأخلاق الراوی وآداب السامع، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن ثابت الخطیب البغدادی أبو بکر، دار النشر: مکتبة المعارف - الریاض - 1403، تحقیق: د. محمود الطحان، ج 2، ص 119، ح 1356

امثال این قضایا الی ماشاءالله مطرح شده است.

خواندن مقتل امام حسین (سلام الله علیه) حرام است!!

«ابن حجر هیتمی» در کتاب «الصواعق المحرقه» از قول «امام غزالی» نقل می‌کند و می‌نویسد:

«ویحرم علی الواعظ وغیره روایة مقتل الحسین وحکایاته»

بر وعاظ حرام است که حکایات و مقتل امام حسین را نقل کنند.

البته در چاپ‌های قبل «مقتل الحسن» هم آمده است، اما در این چاپ «مقتل الحسن» را حذف کرده‌اند.

«وما جری بین الصحابة من التشاجر والتخاصم فإنه یهیج علی بغض الصحابة»

و همچنین حرام است دعواها و مشاجرات پیش آمده بین صحابه را بازگو کنید. زیرا باعث می‌شود مردم نسبت به صحابه بغض و کینه داشته باشند.

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 2، ص 640، باب انتهی لفظه بحروفه وهو نص فیما ذکرته

امام حسین فرزند پیغمبر اکرم است.

«وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُک فِی السَّمَاوَاتِ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَات»

فرازی از زیارت عاشورا

اگر واقعاً مقتل امام حسین باعث می‌شود بسیاری از مسائل روشن شود، مردم بیدار می‌شوند. چرا دارید می گویید حرام است کسی روضه و مقتل امام حسین را بخواند؟!

ما از اینطور قضایا زیاد داریم که بسیاری آنها نسبت به حدیث ثقلین است و سفارش می‌کنند که زیاد به حدیث ثقلین اهمیت ندهید، همینطور بخوانید و عبور کنید و کاری به معنای آن نداشته باشید.

وقتی در رابطه با حدیث قرطاس که صحابه و خلیفه دوم به پیغمبر اکرم نسبت هذیان زدند، می گویند: سؤال پرسیدن از حدیث قرطاس جایز نیست و همینطور آن را بخوانید و عبور کنید.

یکی از بزرگان اهل سنت به نام «محمد عزه» می‌گوید: بعید نمی‌دانیم قضیه حدیث قرطاس را شیعیان ساخته باشند!! حدیث قرطاس هفده بار در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» نقل شده است، اما ایشان ادعا می‌کند که حدیث قرطاس را شیعیان ساخته‌اند.

«بخاری» متوفای 256 هجری است و «مسلم» متوفای 261 هجری است. چطور شیعه متأخر در قرن چهارده و پانزده به تاریخ برگشتند و حدیث قرطاس را در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» وارد کرده‌اند؟!

این افراد "کار خودشان است" را از وهابیت یاد گرفته‌اند!! این افراد همچنین ادعا می‌کنند که امام حسین را شیعیان کشته‌اند و کار خود شیعیان بوده است.

بنده از کتب اهل سنت و وهابیت برای شما نمونه می‌آورم که ادعا می‌کنند کشتن امام حسین کار شیعیان بوده است. شما هرچه در رابطه با مظلومیت اهلبیت نقل کنید، می گویند که کار خود شیعیان بوده است.

پیشگویی پیامبر اکرم از انحراف امت اسلامی از ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

نسبت به سؤالی که حضرتعالی پرسیدید، بنده احساس می‌کنم ما بیش از سی روایت در کتب اهل سنت با سند صحیح داریم.

رسول گرامی اسلام فرمودند: بعد از من تنها کسی که لیاقت خلافت، ولایت، امامت دارد علی بن أبی طالب است، اما می دانم شما چنین کاری نمی‌کنید.

در کتاب «السنة» اثر «عبدالله» پسر «احمد بن حنبل» جلد دوم صفحه 541 آمده است که پیغمبر اکرم می‌فرمایند:

«وَإِنْ تُؤَمِّرُوا عَلِیا وَلَا أَرَاکمْ فَاعِلِینَ تَجِدُوهُ هَادِیا مَهْدِیا یأْخُذُ بِکمْ إِلَی الطَّرِیقِ الْمُسْتَقِیمِ»

اگر زیر بار خلافت علی بن أبی طالب بروید گرچه می دانم این کار را نمی‌کنید، هم هدایت شده است و هم هدایت کننده است و تمام ملت را به صراط مستقیم هدایت می‌کند.

السنة، المؤلف: أبو عبد الرحمن عبد الله بن أحمد بن محمد بن حنبل الشیبانی البغدادی (المتوفی: 290 هـ(، المحقق: د. محمد بن سعید بن سالم القحطانی، الناشر: دار ابن القیم – الدمام، الطبعة: الأولی، 1406 هـ - 1986 م، ج 2، ص 541، ح 1257

ایشان می‌نویسد: سند روایت حسن است. کتاب «الأحادیث المختاره» یکی از کتاب‌هایی است که در تالی تلو «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» نوشته شده است.

تمام این روایات متعلق به «مقدسی» متوفای 643 هجری است. روایاتی که «بخاری» و «مسلم» نیاورده را «عبدالرحمن حنبلی مقدسی» آورده است. ایشان هم همین روایت را آورده است و محقق می‌گوید: سند روایت صحیح است.

«هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد پنجم صفحه 176 این روایت را آورده است و می‌گوید:

«وان تؤمروا علیا ولا اراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یأخذ بکم الطریق المستقیم»

ایشان در مورد سند روایت می‌نویسد:

«رواه أحمد والبزار والطبرانی فی الأوسط ورجال البزار ثقات»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 5، ص 176، باب الخلفاء الأربعة

«احمد بن حنبل» در کتاب «مسند» جلد اول صفحه 108 حدیث 859 این روایت را آورده است:

«وان تُؤَمِّرُوا عَلِیا رضی الله عنه وَلاَ أُرَاکمْ فَاعِلِینَ تَجِدُوهُ هَادِیاً مَهْدِیا یأْخُذُ بِکمُ الطَّرِیقَ الْمُسْتَقِیمَ»

اگر زیر بار خلافت علی بن أبی طالب بروید گرچه می دانم این کار را نمی‌کنید، هم هدایت شده است و هم هدایت کننده است و تمام ملت را به صراط مستقیم هدایت می‌کند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 108، ح 859

محقق می‌گوید: سند روایت صحیح است. همچنان که در حدیث ثقلین هم آمده است:

«إنی تارک فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی»

من در میان شما دو چیز به یادگار گذاشتم که اگر به آن تمسک کنید هرگز گمراه نمی‌شوید.

الجامع الصحیح سنن الترمذی، اسم المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت --، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج 5، ص 663، ح 3788

همچنین «ابن کثیر دمشقی» در کتاب «البدایة و النهایة» جلد 7 صفحه 361 همین عبارت را می‌آورد و می‌نویسد:

«وان تؤمروا علیا ولا اراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یأخذ بکم الطریق المستقیم»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 7، ص 361، باب حدیث ا«خر

«ابو نعیم اصفهانی» متوفای 430 هجری این روایت را قدری مفصل‌تر آورده است. ایشان در کتاب «حلیة الاولیاء» جلد اول صفحه 64 می‌نویسد:

«قال رسول الله إن تستخلفوا علیا وما أراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یحملکم علی المحجة البیضاء»

این حرف‌های رسول اکرم برای پرندگان بیابان و ماهی‌های دریا و حیوانات جنگل نبود، بلکه خطاب به صحابه آن را فرمودند. این روایات یکی دو مورد نیست بلکه بیش از سی روایت در این زمینه با سندهای صحیح آمده است. فرمود:

«إن تستخلفوا علیا وما أراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یحملکم علی المحجة البیضاء»

پیغمبر اکرم فرمود: اگر زیر بار خلافت علی بن أبی طالب بروید گرچه می دانم این کار را نمی‌کنید، هم هدایت شده است و هم هدایت کننده است و شما را هم به آن راه روشن و نورانی که به خدا برساند وادار می‌کند.

حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء، اسم المؤلف: أبو نعیم أحمد بن عبد الله الأصبهانی، دار النشر: دار الکتاب العربی - بیروت - 1405، الطبعة: الرابعة، ج 1، ص 64، باب 4 علی بن أبی طالب

خیلی جالب است! این روایت می‌فرماید که اگر علی بن أبی طالب بیاید، آن حکومت ایده آل تنها توسط امیرالمؤمنین قابل پیاده شدن است. آقای «بزار» در کتاب «البحر الزخار» جلد هفتم صفحه 299 همین تعبیر را دارد و می‌نویسد:

«إِنْ تَسْتَخْلِفُوهُ وَلَنْ تَفْعَلُوا یسْلُک بِکمُ الطَّرِیقَ وَتَجِدُوهُ هَادِیا مَهْدِیا»»

پیغمبر اکرم فرمود: اگر علی را خلیفه قرار دهید گرچه هرگز این کار را نمی‌کنید، هم هدایت شده است و هم هدایت کننده است و شما را هم به آن راه روشن و نورانی که به خدا برساند وادار می‌کند.

البحر الزخار، اسم المؤلف: أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق البزار، دار النشر: مؤسسة علوم القرآن, مکتبة العلوم والحکم – بیروت، المدینة - 1409، الطبعة: الأولى، تحقیق: د. محفوظ الرحمن زین الله، ج 7، ص 299، ح 2895

«حاکم نیشابوری» تعبیر ولایت را آورده است. معلوم است رسول اکرم با الفاظ مختلف این سفارش را مطرح کردند تا دیگر کسی نگوید «وان تؤمروا» به معنای این است که علی بن أبی طالب را امیر لشکر قرار دهید.

همچنین ادعا می‌کنند که «إِنْ تَسْتَخْلِفُوهُ» به این معناست که علی بن أبی طالب را خلیفه و جانشین من در اهلبیتم قرار دهید.

«وإن ولیتموها علیا فهاد مهتد یقیمکم علی صراط مستقیم»

اگر علی را به عنوان خلیفه و ولی خود قرار بدهید گرچه می دانم این کار را نمی‌کنید، علی هدایت شده است و همه شما را به راه راست هدایت می‌کند.

ملاحظه کنید تا الآن «وان تؤمروا» و «إِنْ تَسْتَخْلِفُوهُ» خواندیم و «وإن ولیتموها» را هم داریم می‌خوانیم! پیغمبر اکرم به چه زبانی بگویند؟! این مطالب که در کتب شیعه نیست.

مگر اینکه افرادی همانند این آقا بگویند که شیعیان به قرن سوم و چهارم برگشته‌اند یا روح شیعیان آنجا بوده است. آن زمان برنامه «زندگی پس از زندگی» نبود که به روح علمای اهل سنت القا کنند که این مطالب را بنویسید!

اگر قرار باشد شیعیان به کتاب‌های شما نفوذ کرده باشند، دیگر فاتحه کتاب‌های شما خوانده است. در این صورت دیگر نباید کتابی داشته باشید.

اگر چنین باشد معلوم است که شیعه در طول تاریخ خیلی قدرت داشته است که توانسته به کتب صحاح شما اینقدر نفوذ کند. حاکم نیشابوری در مورد سند روایت می‌نویسد:

«هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 153، ح 4685

کتاب «استیعاب» اثر «ابن عبدالبر» متوفای 463 هجری یکی از مهمترین کتاب‌های شرح حال صحابه است.

جالب است که «ابن عبدالبر» در این کتاب نقل شده است که وقتی خلیفه دوم زخمی شده بود و در بستر بیماری بود، افراد می‌پرسیدند چه کسی را به عنوان خلیفه معین کنیم. چند نفر پیشنهاد کردند که یکی از آنها علی بن أبی طالب بود. خلیفه دوم گفت:

«إن ولوها الأجلح سلک بهم الطریق الأجلح المستقیم یعنی علیا»

اگر ولایت جامعه به عهده علی بن أبی طالب باشد، همه شما را به راه راست هدایت می‌کند.

الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، اسم المؤلف: یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد آلبر، دار النشر: دار الجیل - بیروت - 1412، الطبعة: الأولی، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج 3، ص 1154، ح 1878

همچنین در کتاب «تاریخ مدینه منوره» اثر «ابن شبه نمیری» از قول «ابن عباس» نقل شده است که می‌گوید نزد خلیفه دوم بودیم که گفتیم: چرا علی بن أبی طالب را به عنوان خلیفه معین نمی‌کنید؟! خلیفه دوم گفت:

«أَمَا إِنَّ أَحْرَاهُمْ إِنْ ولی‌ها أَنْ یحْمِلَهُمْ عَلَی کتَابِ اللَّهِ وَسُنَّةِ نَبِیهِمْ صَاحِبُک، یعْنِی عَلِیا»

تنها کسی که مردم را به کتاب الله و سنت النبی وادار می‌کند، رفیق تو علی بن أبی طالب است.

تاریخ المدینة المنورة، اسم المؤلف:  أبو زید عمر بن شبة النمیری البصری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت  - 1417هـ-1996م، تحقیق: علی محمد دندل ویاسین سعد الدین بیان، ج 2، ص 59، ح 1489

به گفته خلیفه دوم تنها کسی که می‌تواند جامعه را به صراط مستقیم هدایت کند، حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است.

گویندگان شبکه‌های وهابی می گویند: ما سنت داریم و نیازی به علی بن أبی طالب نداریم. خلیفه دوم می‌گوید: تنها کسی که جامعه را به کتاب و سنت پیغمبر اکرم وادار می‌کند علی بن أبی طالب است. شما راست می گویید یا خلیفه دوم؟!

یک سری مطالبی در بعضی از کتاب‌ها آمده است که نمی‌خواهم آن را مطرح کنم. «عبدالرزاق صنعانی» استاد «بخاری» متوفای 211 هجری در کتاب «مصنف» جلد یازدهم صفحه 317 از قول رسول اکرم به «عبدالله بن مسعود» می‌نویسد که حضرت فرمود:

«أما والذی نفسی بیده لئن أطاعوه لیدخلن الجنة أجمعین أکتعین»

قسم به خدایی که جان من در دست اوست اگر از علی بن أبی طالب اطاعت کنند، او تمام ملت را وارد بهشت می‌کند.

المصنف، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام الصنعانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1403، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، ج 11، ص 318، ح 20646

آیا روایتی جالب‌تر و بهتر از این؟! دیگر چه چیزی می‌خواهید؟! تمام هم و غم و بالاترین آرزوی یک مسلمان این است که گرفتار عذاب نشود و در کنار اهلبیت از نعمت‌های بهشتی استفاده کند. «ابن ابی عاصم» در کتاب «السنة» می‌نویسد:

«یقوم بالناس علی فقال لا یفعلون ولو فعلوا دخلوا الجنة أجمعین»

اگر قوم زیر بار خلافت علی بروند گرچه می دانم نمی‌روند، همه وارد بهشت خواهند شد.

السنة، اسم المؤلف: عمرو بن أبی عاصم الضحاک الشیبانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1400، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ج 2، ص 563، ح 1183

رسول اکرم با چه زبانی بفرمایند که خلافت علی بن أبی طالب هم دین شما را آباد می‌کند، هم دنیای شما را آباد می‌کند و هم آخرت شما را آباد می‌کند.

ما روایات زیادی از قول «سلمان» و امیرالمؤمنین داریم با این مضمون که اگر خلافت را به علی بن أبی طالب بسپارید، برکات آسمان و زمین بر سر شما باریدن می‌گیرد.

همچنین حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در خطبه فدکیه می‌فرمایند: اگر خلافت به آن کسی که پیغمبر اکرم معین کرده بود برسد، تمام برکات زمین بر روی شما سرازیر می‌شود. اگر می‌خواهید دنیایتان هم آباد شود، به سراغ امیرالمؤمنین بروید.

روایت «وما أراکم فاعلین» از آن دست روایت‌های نابی است که بنده دیگر گمان نمی‌کنم کسی بتواند از زیر بار این روایت بیرون برود. این روایت با الفاظ و عبارت‌ها و مضامین مختلف بیان شده است.

اگر ما روایتی نداشتیم جز همین روایات «وما أراکم فاعلین»، همین برای ما کافی بود. امام صادق (علیه السلام) فرمود امر ولایت ما از آفتاب روشن‌تر است.

ما نه یک روایت از «کلینی» خواندیم، نه یک روایت از «شیخ طوسی» خواندیم، نه از کتاب «وسائل الشیعه» خواندیم و همگی از کتب اهل سنت است.

عمده روایاتی هم که خواندیم را آقایان تصحیح کرده‌اند به این صورت که یا گفته‌اند سند روایت صحیح است یا گفته‌اند سند روایت حسن است یا گفته‌اند روایت صحیح است و شرایط «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» را دارد.

ما روایات ضعیف را نیاوردیم که بگویید روایات ضعیف بوده است و آقای قزوینی روایات ضعیف را از کتاب‌های ما درمی آورد و آنها را مطرح می‌کند.

بنده خیلی نگرانم به خاطر افرادی که صدای حق به گوششان می‌رسد، اما توجه نمی‌کنند. اولین لحظه مرگ لحظه ندامت و پشیمانی است. این که این افراد ملک الموت را می‌بینند از در داخل شد، می گویند:

(رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکت)

پروردگار من! مرا باز گردانید! شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم.

سوره مؤمنون (23): آیات 99 و 100

و:

(یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّه)

افسوس بر من از کوتاهی‌هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم.

سوره زمر (39): آیه 56

حضرت فرمودند: (جَنْبِ اللَّه) ما اهلبیت هستیم. چقدر ما در حق جنب الله و در حق خودمان ظلم کردیم.

دوستان عزیز شیعه و سنی لازم است قدری دقت کنیم. اولاً باید قدر نعمت ولایت را بدانیم. نعمت ولایت نعمت بزرگی است که خداوند عالم بدون آنکه هیچ عملی از ما سر بزند به ما داده است.

گاهی اوقات ما کاری انجام می‌دهیم و خداوند در برابر آن کار پاداشی به ما می‌دهد. گاهی اوقات صله رحم می‌کنیم و عمرمان زیاد می‌شود. گاهی اوقات صدقه می‌دهیم و روزی‌مان زیاد می‌شود. نماز می‌خوانیم و برکت به زندگی‌مان می‌آید.

در مقابل ما به ازای نعمت ولایت هیچ کاری نکردیم. خداوند عالم نعمت ولایت را بی حساب و از باب:

«یا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ استحقاقها»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 51، ص 304، ح 19

بدون آنکه هیچ عملی انجام داده باشیم در اختیار ما قرار داده است. خداوند بیامرزد اجداد و بزرگان ما که باعث شدند این نعمت ولایت به ما برسد.

ما سادات که مدیون جدمان هستیم. آقایان غیر سادات باید خدا را شکر کنند که پدران و اجدادشان این مسیر را انتخاب کردند و نعمت ولایت به همین شکل به فرزندان و این عصر رسیده است.

ما باید خدا را شاکر باشیم که در میان اجداد ما افرادی نبودند که از مسیر اهلبیت جدا شوند. ما موارد زیادی داشتیم که فرزندان ائمه اطهار (علیهم السلام) نظیر «عبدالله افتح» و «اسماعیل» و «جعفر کذاب» از مسیر اهلبیت جدا شدند.

خدا را شاکریم که اجداد ما جزو آن افراد نبودند که از مسیر جدا شوند. ملاحظه کنید در میان دشمنان اهلبیت چقدر سادات داریم. ما ساداتی داریم که در حال حاضر وهابی هستند.

«عقیل هاشمی» ادعا می‌کند من سید هستم! الحمدلله رب العالمین ما خدا را شاکریم که در میان اجداد ما افرادی از مخالفین اهلبیت نبودند.

«وَ لَک الْحَمْدُ کمَا حَمِدَک بِهِ جَمِیعُ أَنْبِیائِک وَ رُسُلِک وَ مَلَائِکتِک وَ کمَا ینْبَغِی لِعِزِّک وَ کبْرِیائِک وَ عَظَمَتِک»

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، نویسنده: طوسی، محمد بن الحسن، ج 1، ص 343، باب صلاة أخری للحاجة یوم الجمعة

خدا را شاکریم که نعمت ولایت را به ما ارزانی داشته است. خدایا تو را به صاحب ولایت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) سوگند می‌دهیم این نعمت را تا آخرین لحظه از ما نگیر و با این ولایت به برزخ منتقل شویم.

مجری:

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

همانطور که حضرت استاد فرمودند، واقعاً باید شاکر خداوند باشیم که بی حساب نعمت ولایت و محبت مولا امیرالمؤمنین و اهلبیت و فرزنداش را به ما عطا کرده است و در قلب ما گذاشته است.

وقتی نام امیرالمؤمنین را می‌شنویم، لذت می‌بریم. استاد این همه روایت خواندند و مطالب گفتند و قطعاً شما پای تلویزیون نشستید و دارید لذت می‌برید و جگرتان خنک می‌شود.

چه بسا کسی هم پای تلویزیون نشسته و دارد از شنیدن این مطالب رنج می‌برد و عذاب می‌کشد. کسی که بغض و کینه و دشمنی اهلبیت عصمت و طهارت را دارد، نمی‌تواند این مطالب را بشنود.

این افراد از گذشته بودند و الآن هم ممکن است باشند. هرچند این افراد کم هستند، اما ممکن است در گوشه و کنار باشند.

وقتی شبکه‌های وهابی جلوی دوربین می‌آیند و آنطور توهین و جسارت می‌کنند و روایات را دستکاری می‌کنند، معلوم است بغض و کینه اهلبیت عصمت و طهارت را دارند.

ما هم با تمام وجودمان شاکر نعمت ولایت هستیم و ان شاءالله تا لحظه آخر بمانیم و چشمانمان به قد و بالای مولا و آقاجانمان امیرالمؤمنین روشن شود.

السلام علیک یا أمین الله فی أرضه و حجته علی عباده السلام علیک یا امیرالمؤمنین

الهی شکر، الحمدلله رب العالمین به خاطر این نعمت بسیار بزرگی که خدا به ما عنایت کرده است. هرچند در این دنیا برای ما بگویند و روایات هم بشنویم، بازهم قدر و اندازه نعمت ولایت مولا امیرالمؤمنین را نمی‌توانیم بفهمیم و متوجه شویم.

البته خودم و انسان‌های عادی را عرض می‌کنم، زیرا ممکن است علما با توجه به علمی که دارند و مطالعاتی که داشتند و سیری که در روایات داشتند به آن یقین رسیدند.

ما شاید در حد همین اندازه‌ای که دوست داریم و نمی‌توانیم بفهمیم ارزش و مقام و اندازه ولایت امیرالمؤمنین چقدر است.

ما ارزش این نعمت را زمانی می‌فهمیم که این دنیا تمام می‌شود و عمر ما به پایان می‌رسد و وارد عرصه برزخ می‌شویم. آن زمان است که معلوم می‌شود ولایت امیرالمؤمنین چیست.

همانطور که استاد هم فرمودند، من هم عاجزانه می‌خواهم که بیاید تعصب را کنار بگذارید و منصفانه به ماجرا نگاه کنید و ببینید تمام مطالب در منابع اهل سنت هست.

اگر یک اهل سنت هم می‌خواهد در کتاب‌های خودش بگرد و حقانیت را پیدا کند، اگر تعصب را کنار بگذارد می‌تواند حق را پیدا کند. حق راه امیرالمؤمنین است، حق ولایت امیرالمؤمنین است و راه دیگر حق نیست بلکه باطل است.

«شبکه جهانی حضرت ولی عصر» امروز دارد این را به همه اعلام می‌کند که فردای قیامت عذری پذیرفته نیست. اگر بیننده بزرگواری پای شبکه نشسته و بیننده هست، اتمام حجت است.

ما نه به دنبال این هستیم که کسی شیعه شود و نه به دنبال این مباحث هستیم. همین که بتوانیم به واسطه این برنامه‌ها اعتقادات شیعیان را قوی و محکم کنیم، خیلی ارزشمند است.

البته دلمان می‌خواهد کسی که راه انحراف رفته است و مسیرش در زندگی مسیر حقی نبوده است، مسیر حق را پیدا کند. قطعاً این هم باعث خوشحالی ما می‌شود که دست کسی را گرفتیم و در این مسیر قرار دادیم.

قبل از اینکه به سراغ ادامه مباحثی برویم که در محضر حضرت استاد بودیم، لازم است بگوییم هفته گذشته یکی از بینندگان عزیزمان به نام آقای فراهانی تماس گرفته بودند و در خصوص فرقه اسماعیلیه پرسیدند.

ایشان از انحرافاتی که در این فرقه وجود دارد و تفکرات و اندیشه‌های این فرقه پرسیده بودند و حضرتعالی هم قول دادید که در یک برنامه‌ای به این موضوع بپردازیم. اگر صلاح قدری توضیح بفرمایید تا ان شاءالله تلفن‌ها وصل شود و در خدمت دوستان هستیم.

نگاهی مختصر بر تاریخ پیدایش، تفکرات و اندیشه های فرقه اسماعیلیه!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما عرض کردیم اسماعیلیه از زمان امام صادق (علیه السلام) آغاز شد. یک سری معتقد شدند که «اسماعیل» پسر امام صادق از دنیا رفته و غائب شده است. یک سری معتقد شدند «اسماعیل» از دنیا رفته و فرزندش «محمد» خلیفه است.

الآن هم در کشورهای مختلف نظیر پاکستان و هند و تاجیکستان اسماعیلیه گسترده است. در کشور انگلیس فرقه آقاخانی‌ها خیلی مفصل هستند. در شرق عربستان سعودی و در غرب یمن تعداد قابل توجهی از فرقه اسماعیلیه داریم.

در سوریه و لبنان افرادی هستند که تابع اسماعیلیه هستند. بنده در ذهن دارم شاید قبل از بیست سال هست که ما یک دوره سه هفته‌ای در سوریه برای تمامی علمای شیعه و اهل سنت داشتیم.

حدود هفتاد نفر را از شهرهای مختلف در زینبیه آورده بودند و ما هر روز دو سه ساعت با این علما کلاس داشتیم. ما در این کلاس به طور مفصل در رابطه با چگونگی پیدایش و سرانجام فرقه اسماعیلیه صحبت کردیم.

یکی از اختلافات اساسی که ما با فرقه اسماعیلیه داریم، بحث امامت است. این افراد بعد از امام صادق (علیه السلام) امامت را در نسل اسماعیل بن جعفر می‌دانند و بعد از آن هم معتقد هستند که قطب یا رئیسشان امامت را به عهده می‌گیرد.

آن‌ها معتقدند رئیسشان معاونینی دارد و معاونینشان مسئولیت‌هایی دارند، اما تمام مسئولیت مالی در اختیار رئیس یا امامشان هست.

اسماعیلی‌ها یا خانی‌ها مسئله حج را قبول ندارند و معتقدند حج به معنای زیارت امام هست. اگر کسی به زیارت آقاخان بیاید، حکم زیارت حج را دارد و لازم نیست به حج برود. همین که آمد رئیس را زیارت کرد دیگر حج از او ساقط است.

اختلاف دیگر ما با اسماعیلی‌ها بحث حجاب است. آن‌ها حجاب را به هیچ وجه جزو مسائل شرعی نمی‌دانند. اسماعیلی‌ها ابتدا معتقد بودند که زنانشان باید با حجاب باشد، اما در عصر حاضر زیاد معتقد به حجاب نیستند.

اسماعیلی‌ها روزه ماه مبارک رمضان را واجب نمی‌دانند، تنها روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان را روزه می‌گیرند.

اسماعیلی‌ها نماز را سه وقت می‌خوانند، البته با نمازهای ما خیلی تفاوت دارد. قرائت‌های نماز اسماعیلی‌ها با ما خیلی فرق دارد. وجوهات شرعی اسماعیلی‌ها به این ترتیب است که هرکسی عایداتی دارد، باید یک درصد از عایدات خود را به آقاخان بدهد.

مجری:

استاد من شنیده بودم اسماعیلی‌ها سالی یک بار آقاخان را در ترازو می‌گذارند و باید هم وزن او طلا بدهند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اسماعیلی‌ها خرافات زیاد دارند، اما بنده آنچه می‌شود در شبکه گفت را بیان کردم. اسماعیلی‌های پامیری مسجد ندارند و به جای مسجد، نمازخانه دارند و در آنجا نماز جماعت می‌خوانند.

اسماعیلی‌ها فرقه‌های مختلف آقاخانیه و پامیریه هستند. آن‌ها هرکدام برنامه‌هایی دارند.

اخیراً اسماعیلی‌ها در تاجیکستان که دیوار به دیوار ایران هست، تبلیغات بسیار گسترده‌ای دارند و دارند مسلمانان را به طرف اسماعیلیه دعوت می‌کنند. آن‌ها تا می‌توانند در این زمینه از هرگونه تبلیغ کوتاهی نمی‌کنند.

دوستان اگر بحث‌های خارج فقه ما را ببینند، بنده چندین جلسه در رابطه با قضیه اسماعیل صحبت کردم. امام صادق (علیه السلام) در روایات متعدد نسبت به مذمت اسماعیل سخن گفتند.

البته عمده شبهات اسماعیلیه و فتحیه در زمان امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) توسط زیدی‌ها مطرح شده است. سرچشمه این شبهات عمدتاً زیدی‌ها بودند. آن‌ها برای آنکه امامت امام صادق و امام کاظم را زیر سؤال ببرند، تلاش کردند اسماعیل را علم کنند.

جالب این است که ما در رابطه با بعد از امامت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نبست به امامت امام کاظم هشتاد و پنج روایت جمع کردیم که از این تعداد چهل روایت صحیح است. ما این روایات را بررسی سندی کردیم.

ما در رابطه با امام رضا و امام جواد حتی امام صادق این تعداد روایت نداریم. هشتاد و پنج روایت در منابع شیعه آمده است که حتی لحظه ولادت امام کاظم (علیه السلام) مطرح شده است.

بنده روایاتی از کتاب «کافی» و «محاسن برقی» می‌آورم. در کتاب «کافی» جلد دوم آمده است که «ابوبصیر» نقل می‌کند ما با امام صادق حج می‌رفتیم. در منزل ابواء که یکی از منازل میان مکه و مدینه است، «حمیده» همسر امام صادق وضع حمل داشتند.

وقتی طفل به دنیا آمد، دستش را بر زمین گذاشت و سرش رو به آسمان بود و شهادتین گفت. امام صادق همان ساعتی که امام کاظم به دنیا آمد، فرمود:

«فَهُوَ وَ اللَّهِ صَاحِبُکمْ مِنْ بَعْدِی»

امام شما بعد از من همین فرزندی است که الآن به دنیا آمده است.

کافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 385، ح 1

ما در میان هیچکدام از ائمه اطهار این چنین تعبیری نداریم. مهم‌تر از آن اینکه ما روایات متعدد داریم در خصوص اینکه اسماعیل که چقدر نسبت به حضرت امام صادق (علیه السلام) بی ادبانه برخورد می‌کرد.

این روایات خیلی برای ما قابل توجه است. اگر ما این روایات را برای مردم مطرح کنیم، در حقیقت جلوی این انحرافات را خواهد گرفت.

در کتاب «کافی» جلد اول صفحه 309 حدیثی در رابطه با امر امام کاظم وارد شده است. راوی نقل می‌کند که خدمت امام صادق آمدم، حضرت فرمود:

«هُوَ صَاحِبُک الَّذِی سَأَلْتَ عَنْهُ فَقُمْ إِلَیهِ فَأَقِرَّ لَهُ بِحَقِّهِ»

این همان صاحب و امام شماست، برو و به او سلام بده و نسبت به امامت او اعتراف کن.

کافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 309، ح 9

ما امثال این روایات را زیاد داریم. تعبیری در بعضی از روایات هست که من خیلی تعجب می‌کنم. «ابن بابویه» پدر «شیخ صدوق» روایتی نقل می‌کند که راوی می‌گوید: من خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم و اسماعیل هم آنجا بود.

من در رابطه با مسئله فقهی سؤال کردم و حضرت به من جواب داد در حالی که اسماعیل هم آنجا نشسته بود. او گفت:

«یا أَبَتِ، إِنَّک لَمْ تَفْهَمْ مَا قَالَ لَک!»

ای پدر! اصلاً تو نفهمیدی او چه سؤالی پرسید.

ببینید چقدر تعبیر وقیحی است! راوی می‌گوید که من با خود گفتم:

«إِمَامٌ یقُولُ لِأَبِیهِ: (إِنَّک لَمْ تَفْهَمْ)»

او می‌خواهد امام ما شود در حالی که به پدرش می‌گوید: تو نفهمیدی؟!!

من تعجب کردم و حضرت فرمود:

«إِنَّ إِسْمَاعِیلَ لَیسَ مِنِّی کأَنَا مِنْ أَبِی»

اسماعیل آنطور که ما در برابر پدرانمان بودیم، نیست.

مراد از فرمایش حضرت این بود که اسماعیل فرزند ناخلف و فرزند گمراه است!! راوی نقل می‌کنم که من از حضرت پرسیدم: یابن رسول الله! اگر امام بعد از شما اسماعیل نیست، پس کیست؟! در این هنگام امام کاظم (علیه السلام) که طفلی خردسال بود در حالی که لبخند می‌زد، وارد شد و حضرت فرمود:

«تَرَی ابْنِی هَذَا؟ إِنِّی لَأَجِدُ بِهِ کمَا کانَ أَبِی یجِدُ بِی»

این پسر من نسبت به ما همانطور است که ما نسبت به پدرانمان بودیم.

الإمامة و التبصرة من الحیرة، نویسنده: ابن بابویه، علی بن حسین، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص 66 و 67، ح 56

این‌ها تعابیری است که ما در منابع شیعه داریم. روایت صددرصد صحیح است. بازهم در کتاب «الغیبة للنعمانی» صفحه 324 آمده است که راوی می‌گوید: من در رابطه با مسئله‌ای سؤال کردم در حالی که اسماعیل هم آنجا بود. او گفت:

«یا أَبَتَاهْ لَمْ تَحْفَظْ»

ای پدر! تو احکام را حفظ نیستی.

مراد او این بود که داری احکام را اشتباه می‌گیری. این در حالی است که «ابوحنیفه» نسبت به امام صادق (علیه السلام) عرضه می‌دارد:

«کان یفتخر ویقول بأفصح لسان: لولا السنتان لهلک النعمان»

ابوحنیفه افتخار می‌کرد و با فصیح‌ترین زبان می‌گفت: اگر آن دو سال شاگردی من نزد امام صادق نبود، من هلاک شده بودم.

مختصر التحفة الاثنی عشریة، شاه عبد العزیز غلام حکیم الدهلوی، نقله من الفارسیة إلی العربیة: (سنة 1227 هـ) الشیخ الحافظ غلام محمد بن محیی الدین بن عمر الأسلمی، اختصره وهذبه: (سنة 1301 هـ) علامة العراق محمود شکری الألوسی، حققه وعلق حواشیه: محب الدین الخطیب، الناشر: المطبعة السلفیة، القاهرة، عام النشر: 1373 هـ، ج 1، ص 8، باب الشیعة السبیة

مراد او همان دو سالی بود که امام صادق از مدینه به کوفه هجرت کردند. در ادامه آمده است که حضرت فرمود:

«یا بُنَی أَ لَیسَ مِنْ أَجْلِ ذَلِک کثِیراً مَا أَقُولُ لَک الْزَمْنِی فَلَا تَفْعَل»

پسرم! من بارها گفتم ملازم من باش و احکام را از من یاد بگیر، اما زیر بار نمی‌روی.

بازهم در اینجا آمده است که حضرت فرمود:

«إِنَّ إِسْمَاعِیلَ لَیسَ مِنِّی کأَنَا مِنْ أَبِی»

اسماعیل آنطور که ما در برابر پدرانمان بودیم، نیست.

الغیبة للنعمانی، نویسنده: ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ص 324، ح 2

ما در رابطه با اسماعیل الی ماشاءالله در منابع شیعه مذمت داریم به طوری که من گمان نمی‌کنم در رابطه با فرزند حضرت نوح اینطور مذمت داشته باشیم. بسیاری از عبارات بسیار تندتر از: «إِنَّ إِسْمَاعِیلَ لَیسَ مِنِّی کأَنَا مِنْ أَبِی» است. تعابیری که اسماعیل نسبت به پدرش به کار برده است، پسر حضرت نوح نسبت به پدرش به کار نبرده است. پسر حضرت نوح به پدرش توهین نکرد، بلکه تنها گفت: من بالای کوه می‌روم تا از سیل نجات پیدا کنم.

حضرت نوح فرمود: اگر بالای کوه هم بروی، از سیل نجات پیدا نمی‌کنی. پسر حضرت نوح گفت: من به بالای کوه می‌روم.

عبدالله افتح بدتر از اسماعیل است که بعد از امام صادق اصلاً بساط امامت به راه انداخت و مدعی امامت شد. اسماعیل هرچه بود از دنیا رفت و تمام شد و امام صادق نسبت به او طلب مغفرت کرد.

تمامی اینها زیر سر زیدی‌ها بود. آن‌ها برای اینکه بتوانند امامت بعد از امام سجاد را زیر سؤال ببرند، با تمام توان و قدرت و امکانات زیادی که در اختیار داشتند برای القاء شبهه و تشویش اذهان شیعیان به میدان آمدند.

ما اولاً باید ریشه یابی کنیم و ببینیم شبهه از کجا بوده است. دوستان «امالی» اثر «شیخ طوسی» را مطالعه کنند. ایشان در این کتاب و جاهای دیگر به طور مفصل نسبت به این قضیه مطالبی آورده‌اند که حضرت مطالبی مطرح کردند و به شبهات پاسخ دادند.

اگر ما به این مطالب خوب دقت کنیم، شاید بسیاری از مسائل برای ما حل شود. ما به اندازه‌ای که فرصت جلسه ما اقتضا می‌کرد به این سؤال پاسخ دادیم.

اگر این عزیزمان سؤال دیگری به صورت موردی دارند، در سایت «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» ارسال کنند تا من خدمتشان پاسخ بدهم.

مجری:

استاد خیلی ممنونم، از شما تشکر می‌کنم. این ده دقیقه‌ای که از برنامه باقی مانده است، من می‌خواهم ادامه مباحثی که خدمت حضرتعالی داشتیم را مطرح کنم، به جهت اینکه بخشی از آن بیان شد و بخش دیگری باقی ماند و اهمیت زیادی که دارد.

می‌خواهم ببینم آیا در کتب ما از زبان رسول گرامی اسلام آمده است که هدایت مردم منحصراً به دست امیرالمؤمنین است؟! حضرتعالی در بخش قبلی به این قضیه اشاره‌ای فرمودید.

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) تنها مصداق هادی امت اسلامی!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته زیبایی است. در کلیپ‌هایی که شما از شبکه وهابی پخش کردید، می گویند: "مگر هدایت تنها به علی بن أبی طالب منحصر شده است؟! یعنی غیر از علی بن أبی طالب هیچکسی دیگر حق هدایت نداشت؟! این‌ها ساخته پرداخته آخوندان شیعه است!!"

ما دو آیه در قرآن کریم داریم. آیه اول در سوره مبارکه شوری آیه 52 است که خداوند متعال می‌فرمایند:

(وَ إِنَّک لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیم)

و تو مسلماً به سوی راه مستقیم هدایت می‌کنی.

سوره شوری (42): آیه 52

روایاتی که ما خواندیم غالباً این چنین بود: اگر خلافت علی بن أبی طالب را قبول کنید و امارت و ولایت را بپذیرید، شما را به صراط مستقیم هدایت می‌کند. وظیفه پیغمبر اکرم هم هدایت به صراط مستقیم است. در سوره مبارکه رعد آیه 7 آمده است:

(إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هاد)

تو تنها بیم دهنده‌ای، و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای است.

سوره رعد (13): آیه 7

«طبری» در کتاب «تفسیر» خود جلد سیزدهم صفحه 108 از قول «ابن عباس» می‌نویسد وقتی آیه شریفه: (إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هاد) نازل شد،

«وضع یده علی صدره فقال: أنا المنذر ولکل قوم هاد»

حضرت دستش را بر سینه خود نهاد و فرمود: من منذر و برای هر قومی هدایتگری هست.

«وأومأ بیده إلی منکب علی فقال أنت الهادی یا علی بک یهتدی المهتدون بعدی»

حضرت سپس به شانه امیرالمؤمنین اشاره کرد و فرمود: هدایتگر قوم من تو هستی. به توسط تو هدایتگران هدایت می‌شوند.

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج 13، ص 108، باب الرعد: (7) ویقول الذین کفروا... ..

ملاحظه کنید در اینجا «الهادی أنت» نیامده است، بلکه حضرت می‌فرماید: «أنت الهادی»؛ تنها تو هستی که هدایت کننده هستی!! تقدیم خبر بر مبتدی دلیل بر انحصار است.

بازهم در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» جلد سوم صفحه 140 همین تعبیر با سند صحیح آمده است. در این روایت آمده است:

«قال علی رسول الله المنذر وأنا الهادی»

علی بن أبی طالب فرمود: رسول الله منذر است و هدایت کننده من هستم.

ایشان در مورد سند روایت می‌نویسد:

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 140، ح 4646

آقای «احمد بن حنبل» در کتاب «مسند» جلد اول صفحه 126 حدیث 1041 روایتی در این خصوص آورده است. در این روایت از قول امیرالمؤمنین آمده است:

«رسول اللَّهِ الْمُنْذِرُ وَالْهَادِ رَجُلٌ من بَنِی هَاشِمٍ»

رسول الله منذر است و هدایت کننده مردی از بنی هاشم است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 126، ح 1041

این روایت یکی از عجائب دهر است. وقتی در مورد حدیث غدیر از «احمد بن حنبل» سؤال می‌کنند، می‌گوید: از معنای این روایت نپرس! وقتی در مورد حدیث ثقلین از او سؤال می‌کنند، می‌گوید: از معنای روایت نپرس و تنها آن را بخوان!

در کتاب «تفسیر آلوسی» که سلفی العقیده است، جلد سیزدهم 108 چند روایت در خصوص این آیه آمده است. رسول گرامی اسلام فرمودند:

«أنا المنذر وأومأ بیده إلی منکب علی کرم الله تعالی وجهه فقال: أنت الهادی یاعلی بک یهتدی المهتدون من بعدی»

من منذر هستم، سپس حضرت اشاره کردند به میان شانه‌های امیرالمؤمنین و فرمودند: یا علی! هدایتگر قوم من تو هستی، به توسط تو هدایتگران هدایت می‌شوند.

«وأخرج عبدالله بن أحمد فی زوائد المسند وابن أبی حاتم والطبرانی فی الاوسط والحاکم وصححه وابن عساکر»

اما او در نهایت می‌نویسد:

«وأجیب بأنا لانسلم صحة الخبر وتصحیح الحاکم محکوم علیه بعدم الاعتبار عند أهل الاثر»

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 13، ص 108، باب الرعد: (8) الله یعلم ما... ..

و شروع به توجیه کردن می‌کند، توجیهی که مرغ پخته به او می‌خندد! همین اندازه که او شهامت پیدا کرده این مطالب را آورده و تصحیح «حاکم نیشابوری» و امثال او را نقل می‌کند برای ما مایه خوشحالی است.

جالب است که وقتی انسان جواب‌های آقایان را می‌خواند، تأسف می‌خورد و نمی‌دانیم به حال این افراد گریه کنیم یا بخندد!

توهین عجیب «عبدالرزاق صنعانی» استاد بخاری به «عمر بن خطاب»!!

بنده همین یکی دو روز پیش روایتی را از «ذهبی» خواندم. اجازه بدهید من روایت را بیاورم تا شما ببینید وضع این افراد به چه نحو است و برخوردشان با احادیث اهلبیت و بزرگانشان به چه صورت است. اهل سنت معتقدند:

«لو ارتد عبد الرزاق عن الإسلام ما ترکنا حدیثه»

اگر عبدالرزاق مرتد شود هم ما روایات او را از دست نمی‌دهیم.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 9، ص 573، باب 220 عبد الرزاق بن همام ع

در روایت دیگر هم داریم اگر «عبدالرزاق» یهودی هم شود، ما روایات او را ترک نمی‌کنیم. ایشان تعبیری نسبت به خلیفه دوم دارد.

«ذهبی» در کتاب «میزان الاعتدال» جلد دوم یک اعتراضی از «عبدالرزاق» به خلیفه دوم می‌آورد. خلیفه دوم خطاب به امیرالمؤمنین و «عباس» گفت:

«فجئت أنت تطلب میراثک من ابن أخیک»

عباس تو آمدی میراثت را از برادرزاده‌ات طلب کنی.

«وجاء هذا یطلب میراث امرأته من أبیها»

علی هم میراث همسر خود را از پدرش می‌خواهد.

«قال عبد الرزاق انظر إلی هذا الأنوک»

عبدالرزاق گفت: این انسان احمق و ابله را نگاه کن.

«یقول من ابن أخیک من أبیها لا یقول رسول الله»

میزان الاعتدال فی نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1995، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ج 4، ص 344، ح 5049

جالب اینجاست که «ذهبی» در کتاب «سیر أعلام النبلاء» می‌خواهد به او جواب بدهد. او به قدری جواب زیبایی داده که انسان لذت می‌برد. او می‌گوید: آقای عبدالرزاق! احمق و ابله خودت هستی.

ایشان به جای آنکه توهین کرد که چرا این شخص به خلیفه دوم توهین کرده است و این درست نیست زیرا ایشان صحابه پیغمبر اکرم است و دلایل و روایاتی بیاورد، می‌گوید: شما به خلیفه دوم احمق گفتید و ما می گوییم احمق خودت هستی!!

حال امثال این افراد می‌خواهند برای ما شریعت اهلبیت و آئین محمدی را ترسیم کنند. من در خدمت شما هستم.

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنون و متشکرم، خداوند به شما عزت و سلامتی و عاقبت بخیری عطا کند. خیلی خیلی استفاده کردیم و امشب هم بهره بردیم.

همچنین از تک تک شما دوستان عزیز بیننده هم تشکر می‌کنم که امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی فرمودید. ان شاءالله مثل همیشه بهره کافی و وافی را از برنامه برده باشید.

عزیزانی که می‌خواهند عضو کانال ایتا «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» شوند، تنها کافی است عدد «313» را به «3000151515» پیامک کنند.

خیلی راحت و ساده و به صورت اتوماتیک شما عضو کانال شبکه می‌شوید و از بسیاری محتواهای برنامه‌ها و برنامه‌هایی که قرار است پخش شود یا تقطیع ویدئوها و کلیپ‌هایی که انجام شود مطلع می‌شوید.

خیلی ممنونم که امشب هم همراه ما بودید. در پناه حضرت حق و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی باشید.

خدانگهدار

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها