2021 February 27 - شنبه 09 اسفند 1399
پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام، واسطه فیض بین خالق و مخلوق
کد مطلب: ١٣٧٢٩ تاریخ انتشار: ٠٩ دي ١٣٩٩ - ١٤:٤٩ تعداد بازدید: 89
خارج فقه مقارن » اجتهاد و تقلید از دیدگاه فریقین
پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام، واسطه فیض بین خالق و مخلوق

جلسه سی‌ و دوم 99/09/16

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی‌ و دوم 99/09/16

 موضوع: اجتهاد وتقلید –پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام، واسطه فیض بین خالق و مخلوق

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی محمد رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله.

پرسش:

چه کنیم در نماز حواس‌مان پرت نشود؟

پاسخ:

بهترین راه این است که به آیه :

(أَلَمْ يعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يرَى)

آيا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) مي‌بيند؟!

سوره علق (96): آیه 14

توجه کنیم .شما روایاتی که در رابطه با نماز ائمه (علیهم السلام)، نماز رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم)، نماز حضرت امیر (سلام الله علیه) و نماز صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است را مطالعه کنید، و کتاب «سر الصلاة – امام رضوان الله تعالی علیه» را بخوانید، نه یک بار بلکه دویست، سیصد و پانصد بار!

کتاب «پرواز در ملکوت» ترجمه جناب اقای «فهری» است. نذر کنید هر روز هفت – هشت صفحه از این کتاب را مطالعه کنید بعد از گذشتن چهار- پنج ماه ، نه تنها در نماز حواس‌تان پرت نمی‌شود بلکه یک نمازی می‌خوانید و لذتی از آن نماز می‌برید که پادشاهان از آن سلطنت ‌شان چنین لذتی نمی‌برند. بهشتیان از آن حور و قصور، چنین لذتی نمی‌برند.

پرسش:

کتاب «تحف العقول» ، چه مقدار اعتبار علمی دارد؟

پاسخ:

کتاب «تحف العقول» سند ندارد.مثل خانه‌ ای که سند ندارد. باید گشت و برایش سند پیدا کرد. اگر در کتاب‌های دیگر،سند روایاتی که ایشان آورده پیدا شد درست می شود.

اضافه بر آن، کتاب «تحف العقول» عمدتا کتاب اخلاقی است و بحث‌های احکام را خیلی کم دارد. در کتاب‌های اخلاقی هم بزرگان قائل به تسامح در ادله سنن هستند لذا مشکلی را ایجاد نمی‌کند.

پرسش:

آیا صحیح است که در زمان محاصره خانه عثمان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) امام حسن و امام حسین را برای دفاع از عثمان فرستادند؟

پاسخ:

بله، در منابع متعدد است که حضرت امیر هم خودشان دفاع کردند و هم امام حسن و امام حسین را فرستادند. در «نهج البلاغه» هم دارد: "من به قدری از عثمان دفاع کردم که می‌ترسم گناهکار باشم".

وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّى خَشِيتُ أَنْ أَكُونَ آثِما

نام كتاب: نهج البلاغة( للصبحي صالح)- نويسنده: شريف الرضي، محمد بن حسين‏(م406 ق‏)

محقق / مصحح: صالح، صبحي‏- ناشر: هجرت‏- خطبه 240  ،ص 358

پرسش:

آیا امیرالمؤمنین در نماز جماعت خلفا شرکت می‌کردند و پشت سر آنها نماز می‌خواندند؟

پاسخ:

ثُمَّ قَامَ وَ تَهَيَّأَ لِلصَّلَاةِ وَ حَضَرَ الْمَسْجِدَ وَ وَقَفَ خَلْفَ أَبِي بَكْرٍ وَ صَلَّى لِنَفْسِه

نام كتاب: تفسير القمي‏- نويسنده: قمى، على بن ابراهيم‏(م قرن 3 ق‏)- محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طيّب- ناشر: دار الكتاب‏- ج2 ، ص 159

‏در نماز آن‌ها حضور پیدا می‌کرد؛ ولی نماز خودش را می‌خواند نه این‌که به آن‌ها اقتدا بکند. این مطلب را ما داریم. همین‌طور ‌آقا امام حسن و اقا امام حسین پشت سر مروان نماز می‌خوندند «و یصلي بصلاة نفسه»!

پرسش:

وهابی‌ها در باب اسلام «معاویه» قبل از «فتح مکه»،  از قول خودش نقلی آورده اند که در طبقات موجود است.نظر شما چیست؟

مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِي سُفْيَانَ بْنِ حَرْبِ بْنِ أُمَيَّةَ بْنِ عَبْدِ شَمْسِ بْنِ عَبْدِ مَنَافِ بْنِ قُصَيٍّ، وَأُمُّهُ هِنْدُ بِنْتُ عُتْبَةَ بْنِ رَبِيعَةَ بْنِ عَبْدِ شَمْسِ بْنِ عَبْدِ مَنَافِ بْنِ قُصَيٍّ، وَيُكْنَى مُعَاوِيَةُ: أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ، وَلَهُ عَقِبٌ، وَكَانَ يَذْكُرُ أَنَّهُ أَسْلَمَ عَامَ الْحُدَيْبِيَةِ، وَكَانَ يَكْتُمُ إِسْلَامَهُ مِنْ أَبِي سُفْيَانَ قَالَ: «فَدَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وسلم مَكَّةَ عَامَ الْفَتْحِ، فَأَظْهَرْتُ إِسْلَامِي، وَلَقِيتُهُ، فَرَحَّبَ بِي»

الكتاب: الطبقات الكبرى- المؤلف: أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (م: 230هـ)- المحقق: إحسان عباس- الناشر: دار صادر – بيروت- ج 7 ،ص406

پاسخ:

اسلام معاویه در روز «فتح مکه» بوده و نقل این قضیه قبل از فتح، کذب است. در تمام جنگ‌هایی که علیه اسلام بوده،او پرچمدار بوده و اصلا امیرالمؤمنین علیه السلام معاویه را مسلمان نمی‌داند.

حضرت می‌فرماید او در «فتح مکه» هم که مسلمان شد،در واقع تظاهر به اسلام کرد:

«فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص374، خطبه 16

این مطلب علاوه بر «نهج البلاغه» ، در کتاب «مجمع الزوائد – هیثمی» جلد 1 ،از قول «عمار» آمده:

وَعَنْ سَعْدِ بْنِ حُذَيْفَةَ قَالَ: قَالَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ يَوْمَ صِفِّينَ، وَذَكَرَ أَمْرَهُمْ وَأَمْرَ الصُّلْحِ، فَقَالَ: وَاللَّهِ مَا أَسْلَمُوا، وَلَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَأَسَرُّوا الْكُفْرَ، فَلَمَّا رَأَوْا عَلَيْهِ أَعْوَانًا أَظْهَرُوهُ.

رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ فِي الْكَبِيرِ، وَسَعْدُ بْنُ حُذَيْفَةَ لَمْ أَرَ مَنْ تَرْجَمَهُ.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج1، ص113

روایت هم صحیح است. این اشکال هم که می‌گویند:

«سعد بن حذيفة لم أر من ترجمه»

اشتباه است.

همچنین در «شرح نهج البلاغه – ابن ابی الحدید» بدین شکل است:

«والذي فلق الحبة، وبرأ النسمة، ما أسلموا ولكن استسلموا، وأسروا الكفر؛ فلما وجدوا عليه أعواناً، رجعوا إلى عداوتهم لنا»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة : الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج4، ص18

وَلَمَّا ادَّعَى الْيَهُودُ الْخَيَابِرَةُ أَنَّ مَعَهُمْ كِتَابًا نَبَوِيًّا فِيهِ إِسْقَاطُ الْجِزْيَةِ عَنْهُمْ أَوْقَفَ ابْنُ مسلمة الْخَطِيبَ عَلَى هَذَا الْكِتَابِ.

فَقَالَ: هَذَا كَذِبٌ، فقال له: وما الدليل على كذبه؟ فَقَالَ: لِأَنَّ فِيهِ شَهَادَةُ مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ وَلَمْ يَكُنْ أَسْلَمَ يَوْمَ خَيْبَرَ، وَقَدْ كَانَتْ خَيْبَرُ فِي سَنَةِ سَبْعٍ مِنَ الْهِجْرَةِ، وَإِنَّمَا أَسْلَمَ مُعَاوِيَةُ يَوْمَ الْفَتْحِ، وَفِيهِ شَهَادَةُ سعد بن معاذ، وقد مات قبل خيبر عَامَ الْخَنْدَقِ سَنَةَ خَمْسٍ.

الكتاب: البداية والنهاية- المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (م 774هـ)- المحقق: علي شيري- الناشر: دار إحياء التراث العربي- ج 12 ، ص 124

پرسش:

مطلب «اصحابی کالنجوم» در «تفسیر جامع اثری» وجود دارد؟

پاسخ:

ایشان (مرحوم معرفت)، در صفحه 101  ، از «کتاب  معانی الاخبار صفحه 156 » آورده است.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا وَجَدْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَالْعَمَلُ لَكُمْ بِهِ لَا عُذْرَ لَكُمْ فِي تَرْكِهِ وَ مَا لَمْ يَكُنْ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَتْ فِيهِ سُنَّةٌ مِنِّي فَلَا عُذْرَ لَكُمْ فِي تَرْكِ سُنَّتِي وَ مَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ سُنَّةٌ مِنِّي فَمَا قَالَ أَصْحَابِي فَقُولُوا بِهِ فَإِنَّمَا مَثَلُ أَصْحَابِي فِيكُمْ كَمَثَلِ النُّجُومِ بِأَيِّهَا أُخِذَ اهْتُدِيَ وَ بِأَيِّ أَقَاوِيلِ أَصْحَابِي أَخَذْتُمْ اهْتَدَيْتُمْ وَ اخْتِلَافُ أَصْحَابِي لَكُمْ رَحْمَةٌ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ أَصْحَابُكَ قَالَ أَهْلُ بَيْتِي‏.

 معاني الأخبار؛ مؤلف: ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ص 156

متاسفانه انتهای روایت که مقصود از کلمه« اصحابی» را مشخص می کند، (که اهل بیت پیامبر هستند) را در تفسیر اثری نیاورده اند!

آغاز بحث...

بحث در رابطه با آیه 6 شریفه سوره احزاب:

(النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)

پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است!

سوره احزاب (33): آیه 6

بود. این آیه یکی از قوی‌ترین آیات قرآن در رابطه با حکومت سیاسی رسول اکرم است. به این آیه استدلال می‌کنند که ولایت امام (علیه السلام) عین ولایت رسول اکرم است.

آقای «صميري بحراني » متوفای 900 می‌گوید:

«لأنّ له من الولاية ما كان للنبيّ صلَّى اللَّه عليه وآله»

ولایتی که برای امیرالمؤمنین است عین همان ولایتی است که برای رسول اکرم است.

بعد ایشان به این آیه استدلال می‌کند:

 (النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهمْ)

كشف الالتباس عن موجز أبي العباس - الشيخ المفلح الصميري البحراني (متوفای 900)، تحقيق: مؤسسة صاحب الأمر ( عج ) ؛ ناشر: مؤسسة صاحب الأمر ( عج ) - قم المقدسة 1417، ج 1، ص 295

 مرحوم علامه «طباطبایی رضوان الله تعالی علیه» در کتاب «المیزان» غوغایی به پا کرده است، روح ایشان شاد است خدا شادتر کند، درجات ‌شان عالی است، عالی‌تر کند. الحق و الانصاف ایشان سنگ تمام در این بحث گذاشته است.

ایشان دارد:

«والمراد بالولاية في الحديث ولاية أمر الناس في دينهم ودنياهم»

روایتی را ایشان از امام صادق (علیه السلام) در رابطه با ولایت خودِ ائمة می‌آورد:

 «...إن الله تبارك وتعالى لا يقبل إلا العمل الصالح ولا يقبل الله إلا الوفاء بالشروط والعهود فمن وفى لله بشرطه واستعمل ما وصف في عهده نال ما عنده واستكمل وعده إن الله تبارك وتعالى أخبر العباد بطرق الهدى ، وشرع لهم فيها المنار ، وأخبرهم كيف يسلكون ؟ فقال : " وإني لغفار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدى " وقال : " إنما يتقبل الله من المتقين "»

تا آنجایی که می‌ فرماید:

 «فمن اتقى الله فيما أمره لقي الله مؤمنا بما جاء به محمد صلى الله عليه وآله وسلم .... " ثم اهتدى " إلى ولايتنا أهل البيت فوالله لو أن رجلا عبد الله عمره ما بين الركن والمقام ثم مات ولم يجئ بولايتنا لأكبه الله في النار على وجهه»

اگر کسی تمام عمرش را بین رکن و مقام عبادت کند، ولایت ما را نداشته باشد خدا او را به صورت در آتش جهنم می‌اندازند.

الميزان في تفسير القرآن؛ تأليف: العلامة السيد محمد حسين الطباطبائي قدس سره، ناشر: جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة، ج14، ص199

در کتاب «مناقب خوارزمی» ،آورده که پیغمبر اکرم خطاب به حضرت امیر می‌فرماید:

«يا علي لو أن عبدا عبد الله مثل ما قام نوح في قومه وكان له مثل أحد ذهبا فأنفقه في سبيل الله وحج ألف مرة على قدميه ثم قتل بين الصفاة والمروة مظلوما ثم لم يوالك ،لم يشم رائحة الجنة ولم يدخلها»

اگر کسی به اندازه عمر حضرت نوح که در میان قومش بود تا نهصد و پنجاه سال عبادت کند عمر کند مثل کوه احد طلا در راه خدا انفاق کند و هزار بار به زیارت خانه خدا برود و بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود و ولایت تو را نداشته باشد نه بوی بهشت را استشمام می‌کند و نه وارد بهشت می‌شود!

المناقب؛ نوسنده: الموفق الخوارزمي وفات : 568، تحقيق: الشيخ مالك المحمودي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، ص67

مرحوم علامه «طباطبایی» بعد ،از کتاب «کافی» هم یک روایتی را مثل همین می‌آورد و می‌گوید:

«والمراد بالولاية في الحديث ولاية أمر الناس في دينهم ودنياهم وهي المرجعية في أخذ معارف الدين وشرائعه وفي إدارة أمور المجتمع وقد كانت للنبي صلى الله عليه وآله وسلم كما ينص عليه الكتاب في أمثال قوله : " النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم " ثم جعلت لعترته أهل بيته بعده في الكتاب بمثل آية الولاية...»

الميزان في تفسير القرآن؛ تأليف: العلامة السيد محمد حسين الطباطبائي قدس سره، ناشر: جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة، ج14، ص199

آقای «خویی» در کتاب «مصباح الفقاهه» جلد 2 ، می گوید که در رابطه با ولایت ائمه از چهار جهت باید بحث کرد: ولایت تکوینی، ولایت تشریعی، نفوذ اوامر ائمه در احکام شرعیه‌ ای که مربوط به تبلیغ است و وجوب اطاعت اوامر شخصی آنها.

من از عزیزان تقاضا می‌کنم این بحث را دقت کنند. وقتی توسلی به ائمه (علیهم السلام) می‌خواهند داشته باشند، به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌خواهند توسل داشته باشند ، به تعبیر آیت الله العظمی «بهجت»، اول صبح که بلند می‌شوید ،دست به سینه بگذارید و بگویید: «السلام علیک یا صاحب الزمان» می‌ نشینید بگویید: «یا صاحب الزمان». درس می‌خوانید...بگویید،  یعنی تمام زندگی‌تان رنگ امام زمان بگیرد.

کدام امام زمان؟ امام زمانی که احاطه و علمش به ما و به عالم هستی، از علم ما به خودمان بالاتر و ببیشتر است .ولایتی که امام زمان بر کل ما سوی الله دارد، عین ولایت الله است با این تفاوت که الله تبارک و تعالی ناظر و شارع است و ولایتش ولایت ذاتی است اما ولایتی که حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) دارند اکتسابی است و از خدا گرفته اند.

 ایشان (آقای خویی) می‌فرماید:

«أما الجهة الأولى: فالظاهر أنه لا شبهة»

عبارت را دقت کنید، این را امام شناسی می‌گویند. شما وقتی «یا محمد و یا علی، یا علی و یا محمد ادرکانی» می‌گویید ،این خطاب و توسل به این شکل باید باشد:

«لا شبهة في ولايتهم على المخلوق بأجمعهم كما يظهر من الأخبار، لكونهم واسطة في الايجاد ، وبهم الوجود وهم السبب في الخلق إذ لولاهم لما خلق الناس كلهم»

اگر آنها نبودند اصلا آدمی آفریده نمی‌شد.برای اینکه اینها واسطه‌ در ایجاد و وجود و سبب خلقت هستند.

مصباح الفقاهة؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني

چاپخانه: العلمية – قم، ناشر: مكتبة الداوري – قم، ج3، ص280

مخلوق کل ما خلق الله است؛ یعنی از عرش و کرسی تا ملائکه مقرب، جن، انس، تمام کرات آسمانی!

ایجاد عالم هستی به واسطه آنها صورت گرفته است.

واسطه در ایجاد و وجود و سبب خلقت هستند:

«وَ بِكُمْ‏ يُمْسِكُ‏ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ‏ إِلَّا بِإِذْنِه‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص615

« إن الله خلق الاشیاء بالمشیة وخلق المشیة بنفسها ونحن مشیة الله»

مجمع النورین، نویسنده: الشیخ أبو الحسن المرندی، ص 215، فصل فی بیانان ثواب اللعن

«لَوْلَاكَ‏ لَمَا خَلَقْتُ‏ الْأَفْلَاك‏»

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: : موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج1، ص17

بعد ایشان می‌فرماید:

«وإنما خلقوا لأجلهم، وبهم وجودهم، وهم الواسطة في الإفاضة، بل لهم الولاية التكوينية لما دون الخالق.»

آنها به اذن خدا و به مادون خدا ولایت تکوینیه دارند.

 «فهذه الولاية نحو ولاية الله تعالى على الخلق ولاية ايجادية»

این ولایت، (ولایت تشریفاتی نیست)، ولایت ایجادی است.

«وإن كانت هي ضعيفة بالنسبة إلى ولاية الله تعالى على الخلق»

اگرچه ولایت ائمه بر خلق از ولایت خالق قطعا ضعیف‌تر است.

 «وهذه الجهة من الولاية خارجة عن حدود بحثنا وموكولة إلى محله.»

مصباح الفقاهة؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني

چاپخانه: العلمية – قم، ناشر: مكتبة الداوري – قم، ج3، ص280

ان شاء الله عزیزان عادت دارند صبح‌ها بعد از نماز صبح ،زیارت آل یاسین می‌خوانند.آنجا دارد:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِه‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَ تَقْنُتُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ‏ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُعَوِّذُ وَ تُسَبِّحُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ.»

المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص570

آیا ما وقتی سلام به ائمه (علیهم السلام) می‌دهیم یا در نمازمان «السلام علیک ایها النبی» می‌گوییم، یا در «السلام علیکم ورحمة الله» که مصداق اعم و قطعی آن چهارده معصوم هستند، با این دید سلام می دهیم؟

که حضرات می‌بینند، و می شنوند و پاسخ می دهند.

همین سلام که ما به حضرت می‌دهیم  هم به اذن اوست و با ولایت اوست .

فردای قیامت حساب و کتاب ما هم دست حضرت ولی عصر است. ما روایات متعدد داریم که هر امامی مسؤل حساب و کتاب مردم عصر خویش است.

روایت می‌گوید وقتی نماز می‌خوانید، این چنین نماز بخوانید که انگار بر روی پل صراط قرار گرفته‌اید و انبیاء(علیهم السلام)سمت راست شما نشسته‌اند و ناظر شما هستند.

الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ، عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ فَإِذَا دَخَلْتَ فِي‏ الصَّلَاةِ فَقُلْ هَذَا آخِرُ صَلَاتِي مِنَ الدُّنْيَا وَ كُنْ كَأَنَّ الْجَنَّةَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ النَّارَ تَحْتَكَ وَ مَلَكَ الْمَوْتِ وَرَاءَكَ وَ الْأَنْبِيَاءَ عَنْ يَمِينِكَ وَ الْمَلَائِكَةَ عَنْ يَسَارِكَ وَ الرَّبَّ مُطَّلِعٌ عَلَيْكَ مِنْ فَوْقِكَ فَانْظُرْ بَيْنَ يَدَيْ مَنْ تَقِفُ وَ مَعَ مَنْ تُنَاجِي وَ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ.

نام كتاب: مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏- نويسنده: نورى، حسين بن محمد تقى(م1320 ق‏)-‏

ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏- ج 4 ، ص 104

در روایت «کافی» هم است، یکی از دعاهایی که قبل از نماز مستحب است:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ- بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أُقَدِّمُهُمْ بَيْنَ يَدَيْ صَلَاتِي»

...این‌ها را در برابر نمازم مقدم می‌کنم.

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص544، بَابُ الدُّعَاءِ قَبْلَ الصَّلَاة، ح1 

می‌گوید دقت کنید روی پل صراط هستید. این پل صراط بر روی جهنم قرار گرفته، اگر کوچک‌ترین بی توجهی کنید از این پل صراطی که از شمشیر برنده‌تر و از مو باریک‌تر است سقوط خواهید کرد.

شما احساس کنید انبیاء و ائمه (علیهم السلام) مقابل شما نشسته‌اند و نماز شما را تماشا می‌کنند. ملائکه رحمت سمت چپ شما، میزان حضور قلب شما در نماز و مناجات شما را می‌نویسند .اینچنین نماز بخوانید.

احساس کنید جهنمیان در داخل جهنم فریاد می کشند به خاطر نماز:

(مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ؛ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ)

چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت؟ مي‌گويند: «ما از نمازگزاران نبوديم».

سوره مدثر (74): آیه 42 و 43

اینها به خاطر بی نمازی در آتش جهنم می‌سوزند، صدای جهنمیان را بشنوید و لذت بهشتیان را هم ببینید و حضور اهل‌بیت را هم در نماز تان احساس کنید ،بعد بگویید الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم تا آخر نماز!

یک نماز این چنینی اگر ما بتوانیم در عمرمان بخوانیم، آنگاه ان شاء الله امیدواریم دنیای ما و آخرت ما برزخ ما و همه چیزمان درست بشود.

آن عبارت جناب آقای «خویی» را داشته باشیم و زیاد بخوانیم.

یکی از دوستان سوال کردند است که فرق بین امام حی و میت چیست؟ اصلا بحث حی میت برای آنها معنا ندارد. برای آنها مرگ و حیاتی مطرح نیست.

«الأنبياء أحياء في قبورهم يصلون»

العقيدة رواية أبي بكر الخلال؛ اسم المؤلف:  أحمد بن محمد بن حنبل الشيباني أبو عبد الله الوفاة: 241، دار النشر: دار قتيبة - دمشق - 1408 ، الطبعة: الأولى ، تحقيق: عبد العزيز عز الدين السيروان، ج 1، ص 121

این عبارتی است که سنی‌ها هم قائل هستند.

خدا آیت الله «شاه آبادی» را بیامرزد .ما حدود هشت سال خدمت‌ ایشان خارج فقه و خارج فلسفه و عرفان را خواندیم. یک روز من از ایشان سوال کردم مقام جبرئیل بالاتر است یا مقام رسول اکرم؟

 ایشان فرمودند قطعا مقام رسول اکرم بالاتر است. گفتم جبرئیل به خدا نزدیک‌تر است یا پیغمبر نزدیک‌تر است؟ گفتند قطعا پیغمبر نزدیک‌تر است. گفتم اما از اینکه جبرئیل وحی را از طرف خدای عالم برای پیغمبر می‌آورد پس معلوم می‌شود که جبرئیل به خدا نزدیک‌تر است.

گفتند اشتباه شما اینجا است. رسول اکرم دو وجود دارند، یک وجود نوری که در زیارت جامعه می‌خوانیم:

« خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِين‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص613

یک وجود نوری است که در محضر خدا است و همواره در آنجا با آن وجود نوری‌ مشغول تقدیس الهی هستند.

اما یک وجود ناسوتی هم دارند، این وجود ناسوتی در قالب بشر است .رسول اکرم با وجود نوری وحی را می‌گیرد به جبرئیل می‌دهد و به جبرئیل امر می‌کند که این آیه را به وجود ناسوتی من ابلاغ کن. وجود ناسوتی جبرئیل این وحی را می‌گیرد و ابلاغ می‌کند.

بحث خاتمیت نیست، ائمه (علیهم السلام) تمام مقام رسول اکرم را دارند غیر از مسئله خاتمیت و بحث وحی.با ملائکه صحبت می‌کنند، ملائکه با آنها ارتباط دارند:

(تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ)

فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر کاري نازل مي‌شوند.

سوره قدر (97): آیه 4

روح، به قولی ملکی اعظم از جبرئیل است .

 در رابطه با عمل بندگان از منظر قرآن:

(وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ)

بگو: «عمل کنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مي‌بينند!

سوره توبه (9): 105

حضرت فرمود مراد از (مُؤْمِنُونَ) ما هستیم.

(وَقُلِ اعْمَلُوا)

هر کاری می‌خواهید انجام دهید

(فَسَيرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ)

خدا می‌بیند (وَرَسُولُهُ)  -رسولَهُ (بالفتح) نیست بلکه عطف به الله است - (وَالْمُؤْمِنُونَ)، امام فرمود مراد از «مؤمنون» شماها نیستید ،مراد از (مؤمنون) ما آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) هستیم.

 در رابطه با «واسطه فیض»:

(هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيرِ حِسَابٍ)

(و به او گفتيم:) اين عطاي ما است، به هر کس مي‌خواهي (و صلاح مي‌بيني) ببخش، و از هر کس مي‌خواهي امساک کن، و حسابي بر تو نيست (تو امين هستي)!

سوره ص (38): آیه 39

این عطای ما است به هر کسی می خواهید بدهید و یا محروم کنید. همه اینها مورد تأیید قرآن است.

پرسش:

اگر دو وجود را برای پیغمبر اکرم قبول کنیم، ادعای «مسیحیان» درباب تثلیث را چه کنیم؟

پاسخ:

آ‌نها حضرت عیسی را خدا می‌دانند، ما رسول اکرم را عبدی از عباد خدا می‌دانیم .می‌گوییم «اشهد انَّ محمداً عبدُهُ و رسوله» ، در همان وجود نوری هم: «خلقکم الله انواراً»؛ خدا شما را خلق کرده است.

 «مسیحی»ها به 3 خدا معتقد هستند، «اَب و اِبن و روح القدس». آنها در ضمن اینکه خدا را قبول دارند (نستجیر بالله) حضرت مسیح را هم خدا می‌دانند. بحث تثلیث آنها جز کفر چیز دیگری نیست اینها اصلاً قابل مقایسه نیست.

 عرض کردم قبل از اینکه به رسالت رسول اکرم شهادت بدهیم، بر عبودیتش شهادت می‌دهیم «اشهد ان محمداً عبدُهُ و رسوله»:

« خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِين‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص613

خدا شما را از نور آفرید و در عرش الهی:

«نَحْمَدُ اللَّه‏ وَ نُكَبِّرُه‏ َ وَ نُهَلِّلُهُ»

در همان جا مشغول تقدیس الهی هستند. امام (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «مصباح الهدایة والولایة» یک روایتی از امام رضا می‌آورند و ده - دوازده صفحه توضیح می‌دهند .در رابطه با: «خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً»؛ می‌گویند خدای عالم ما را که  آفرید، نه عرشی، نه ملکی و نه ... نبود.بعد به واسطه ما ملائکه را آفرید ،ملائکه هنگامیکه ما (انوار ائمه)  را دیدند اول پنداشتند (نستجیر بالله) شاید ما خالق آنها هستیم.

ما گفتیم «لا اله الا الله» آنها «لا اله الا الله» را یاد گرفتند .

فسبحنا فسبحت الملائكة ، وهللنا فهللت الملائكة ، وكبرنا فكبرت

الملائكة

المجلسي، محمد باقر _متوفاى1111ق_، بحار الأنوار ، ج24، ص89، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

در آن روایت پیغمبر فرمود «افضل الناس» پیش خدا چه کسی است؟

«بَعْضُكُمْ أَكْثَرُ صَلَاةً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُكُمْ أَكْثَرُ حَجّاً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُكُمْ أَكْثَرُ صَدَقَةً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُكُمْ أَكْثَرُ صِيَاماً مِنْ بَعْضٍ»

بعضی‌ها گفتند کسی که «اکثر صلاةً» است ،بعضی‌ها گفتند کسی زیاد حج رفته باشد، کسی گفت زیاد انفاق کرده ،هر کسی چیزی گفت .حضرت فرمود:

وَ أَفْضَلُكُمْ أَفْضَلُكُمْ مَعْرِفَةً»

بهترین و با فضیلت‌ترین شما کسی است که معرفتش بالاتر باشد!

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج3، ص14

اگر کسی معرفتش به خدا و اهل‌بیت بالا رفت ،همه چیز است اما اگر معرفت بالا نرفت همین‌طور دور خودش می‌چرخد.

خدا بر همه شما توفیق بدهد و همه را سربلند در دنیا و آخرت بکند. التماس دعا

«والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

 



مطالب مرتبط:
دلالت کلمه «مولی» بر اولولیت و سرپرستی از نظر عالمان سنّیولایت مطلق نبی اکرم صلی الله علیه و آله در آیه 6 سوره احزاباولویت مطلق پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله)آیه شریفه «النبی اولی بالمومنین من انفسهم»
Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها