برنامه افضل الاعیاد 19 04 1401 (قسمت اول)
عنوان برنامه: ویژه برنامه به مناسبت ایام عید ولایت (غدیر خم)
مباحث مطرح شده در این برنامه:
1. تفاوت حدیث غدیر و خطبه غدیر؛
2. خطبه رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم)؛
3. پیام غدیر؛
4. صفا و صمیمیت بین شیعه و سنی؛
5. ولایت حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام).
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای سید محمد صفایی
مجری:
نزول رحمت خدا به دامن کبیر شد * علی علی علی بگو که موسم غدیر شد
امام کشور ازل الی الابد امیر شد * به کبریا سفیر شد به مصطفی وزیر شد
محب او عزیز شد، عدوی او حقیر شد!
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِين عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ
عرض سلام و احترام خدمت شما بینندگان جان، عاشقان و موالیان حضرات ال الله (صلوات الله علیهم اجمعین) در هر نقطه ای از جهان عید سعید قربان را تبریک و تهنیت عرض میکنم که در شام آن قرار داریم.
همچنین آغاز دهه ولایت و امامت، را به محضر آقا و ولی نعمت مان امام مان، حضرت بقیة الله الاعظم مهدی موعود (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت شما عاشقان و دلباختگان حضرشان.
به همین مناسبت با ویژه برنامه افضل الاعیاد از امشب تا شام عید سعید غدیر خم از عُش آل محمد جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم!
هر شب از محضر یکی از کارشناسان شبکه بهره میبریم، بسیار مفتخر و مسرورم که امشب در خدمت استاد گرامی و ارجمند چهره نام آشنا آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم و از محضرشان استفاده میکنیم.
حاج آقا سلام علیکم خیلی خوش آمدید تبریک عرض میکنم
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، فرا رسیدن دهه ولایت و امامت را به پیشگاه مقدس مولایمان بقیة الله الاعظم، آن نازنین وجودی که بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ، تبریک و تهنیت میگوییم؛ همچنین خدمت شما گرامیان و بزرگواران!
خدا را سوگند میدهیم به آبروی صاحب ولایت مطلقه فرج مولایمان حضرت ولی عصر را نزدیک بگرداند.
ما طبق برنامه همیشگی مان تلاش مان بر این است که یک نامی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم باشد که حضرت یک نظر لطفی به ما و بینندگان عزیزمان و دست اندرکاران شبکه حضرت ولی عصر داشته باشند، تا دین، دنیا و آخرت مان با نگاه زهرا ان شاءالله بیمه شود.
طرفدار علی بودم که بین آن همه دشمن * نشد جز شعله آتش در آن جا کس طرفدارم
گهی در خانه گه بین در و دیوار گه کوچه * خدا داند چه آمد بر سرم کشتند صد بارم
دلم بهر علی میسوخت چون قنفذ مرا میزد * نگاه غربت او بیشتر میداد آزارم
نگفتم راز خود با هیچ کس اما خدا داند * نمیآید بهم از درد یک شب چشم بیمارم
(وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون)
مجری:
احسنتم، طیب الله انفاسکم، السلام علی صدیقة الطاهره فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)؛ همان طور که عرض کردم از امشب با ویژه برنامه افضل الاعیاد در خدمت شما هستیم و از محضر استاد گرامی و ارجمند حضرت آیت الله حسینی قزوینی استفاده میکنیم.
به عنون سوال اول، این طور سوال را مطرح کنم، پیرامون غدیر خم و آن واقعه حدیث و همچنین خطبه ای از آقا رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) نقل شده است ابتدا بفرمایید تفاوت حدیث غدیر و خطبه غدیر چیست، و این آیا عامه اهل سنت خطبه غدیر را هم نقل کردند یا خیر؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
به نکته ای را خوبی را اشاره فرمودید، تفاوت بین حدیث غدیر و خطبه غدیر چیست؟ حدیث عبارت از دو یا سه کلمه است حداکثر یک سطر یا دو سطر و مختصر است. مثلا "السلام قبل الکلام" این یک حدیث است.
خطبه سخنرانی است، اگر سخنران یک ربع، بیست دقیقه هم صحبت کرده باشد بخواهد پیاده بشود سه – چهار صفحه مطلب میشود نه یک سطر و دو سطر. ما میبینیم آقایان اهل سنت، عمدتا غدیر را که نقل میکنند میگویند رسول اکرم بین نماز ظهر و عصر خطبه خواند و چیزی نماند که بیان نکرده باشد.
تمام حوادث را تا قیامت برای مردم توضیح داد، جمعیت هم کم نیست، آقای سبط ابن جوزی در کتاب تذکرة الخواص خودش صفحه 57 میگوید یک صد و بیست هزار جمعیت بوده است.
شاه ولی الله دهلوی، در کتاب حجة البالغه اش میگوید یک صد و بیست چهار هزار جمعیت بوده است، برای این جمعیت رسول اکرم خطبه خوانده است.
فاصله بین نماز ظهر و عصر در آن فصلی که غدیر اتفاق افتاده، طبق محاسباتی که امروز از طریق کامپیوتر میشود به دست آورد با یکی دو روز تفاوت یا بیست هشت و بیست نه اسفند بوده، یا اول و دوم فرودین بوده است حتی به نقل روایت روز اول فرودین روز عید نوروز هم بوده است.
شما تقویمها را ملاحظه کنید فاصله بین ظهر و عصر در آخر اسفند چقدر است؟ حدود حداقل دو نیم ساعت فاصله است. دونیم ساعت فاصله رسول اکرم صحبت کرده باشد اگر بخواهد پیاده بشود باید حداقل ده – پانزده صفحه تا بیست صفحه باشد.
اما متأسفانه در کتب برادران اهل سنت وقتی میخواهند در رابطه با غدیر حرف بزنند میگویند پیامبر فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه»، این حدیث است خطبه نیست.
یا بعضیهایشان خیلی بزرگواری و لطف کرده اند «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» را هم آورده اند.
ابن تیمیه ناصبی انکار میکند میگوید اصلا این امکانپذیر نیست؛ چون با معتقداتش نمیسازد. «اللهم من والا و عاد من عاداه» خیلی از کسانی که آقای ابن تیمیه آنها را مقدس میشمارد همه را از دایره بیرون میکند در آن هیچ شک و شبهه ای نیست.
حتی مولا اگر به معنای محبت باشد ذیلش تمام تار و پود فکری ابن تیمیه و همفکران او را بهم میریزد. مثلا ما به صحیح بخاری مراجعه میکنیم که اصح الکتب در نزد آقایان اهل سنت بعد از قرآن است. میبینیم اصلا کلمه غدیر در صحیح بخاری استعمال نشده است (غ، د، ی ر) اصلا نیست؛ یعنی گویا همچنین اتفاقی اصلا نیافتاده است.
غدیری که حجة الوداع است و این همه سر و صدا و یک صد و بیست هزار جمعیت در آن جا حضور دارند، اصلا میگوییم یک صد و بیست هزار جمعیت نه، پنجاه هزار یا بگوییم ده هزار جمعیت بوده است جناب اقای بخاری بزرگوار چرا اشاره به غدیر نکردی و چرا حدیث غدیر را نقل نکردید علتش چه بوده است؟
اگر چنانچه حکومتها مانع شدند، شما معاصر حداقل با مسلم بودید پنج سال فاصله زمان وفات این دو نفر است. بخاری متوفای 256 است. مسلم متوفای 261 است. مسلم حداقل کلمه غدیر خم را آورده است ولی ای کاش نمیآورد خیلی بهتر بود.
یا مثلا میبینیم ترمذی متوفای 279 است آورده است اینها در یک قرن بودند. نسائی آورده، ابن ماجه آورده، احمد ابن حنبل را میگوییم یک مقدار فاصله زمانی داشته یعنی حدود هشتاد نود سال تفاوت داشته است.
اینها یک مقدار مسئله را برای آدم مشکل میکند حداقل این سوال برای آدم پیش میآید که محمد ابن اسماعیل بخاری حدیث غدیر را نیاورده است. آیا حدیث غدیر از دیدگاه ایشان صحیح نبوده است؟ مشکل سندی داشته که نیاورده است، مشکل دلالی داشته نیاورده است، مشکل سیاسی داشته نیاورده است؟
یا اگر حدیث غدیر را نقل کند باید از خیلی از چیزهای که در ذهنشان از مسلمات و قطعیات است صرف نظر کند. ما نمیدانیم به قول حسن ظن داشته باشیم میگوییم از ترس حکومتها ایشان نیاورده است.
جناب اقای مسلم؛ ایشان در کتاب صحیح مسلم جلد 7 صفحه 123 در بعضی از چاپها حدیث 6119 و در بعضی از چاپها 2408 این حدیث را آورده است. ملاحظه بفرمایید این حدیث 6119 است به نوعی 2408 هم در چاپ های دیگر است.
«حدثني زُهَيْرُ بن حَرْبٍ وَشُجَاعُ بن مَخْلَدٍ جميعا عن بن عُلَيَّةَ قال زُهَيْرٌ حدثنا إسماعيل بن إبراهيم حدثني أبو حَيَّانَ حدثني يَزِيدُ بن حَيَّانَ قال انْطَلَقْتُ أنا وَحُصَيْنُ بن سَبْرَةَ وَعُمَرُ بن مُسْلِمٍ إلى زَيْدِ بن أَرْقَمَ فلما جَلَسْنَا إليه قال له حُصَيْنٌ لقد لَقِيتَ يا زَيْدُ خَيْرًا كَثِيرًا رَأَيْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَسَمِعْتَ حَدِيثَهُ وَغَزَوْتَ معه وَصَلَّيْتَ خَلْفَهُ لقد لَقِيتَ يا زَيْدُ خَيْرًا كَثِيرًا حَدِّثْنَا يا زَيْدُ ما سَمِعْتَ من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال يا بن أَخِي والله لقد كَبِرَتْ سِنِّي وَقَدُمَ عَهْدِي وَنَسِيتُ بَعْضَ الذي كنت أَعِي من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فما حَدَّثْتُكُمْ فَاقْبَلُوا وما لَا فلا تُكَلِّفُونِيهِ ثُمَّ قال قام رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَوْمًا فِينَا خَطِيبًا بِمَاءٍ يُدْعَى خُمًّا بين مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عليه وَوَعَظَ وَذَكَّرَ ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَيُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِيَ رسول رَبِّي فَأُجِيبَ وأنا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ على كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فيه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي فقال له حُصَيْنٌ وَمَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ يا زَيْدُ أَلَيْسَ نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ قال نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ وَلَكِنْ أَهْلُ بَيْتِهِ من حُرِمَ الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ قال وَمَنْ هُمْ قال هُمْ آلُ عَلِيٍّ وَآلُ عَقِيلٍ وَآلُ جَعْفَرٍ وَآلُ عَبَّاسٍ قال كُلُّ هَؤُلَاءِ حُرِمَ الصَّدَقَةَ قال نعم»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1873، ح2408
داستان خیلی عجیب است، میگوید پیش زید ابن ارقم بودیم حصین ابن سبره گفت آقای زید ابن ارقم پیغمبر را دیدی، حدیثهای زیادی شنیدی و در غزوهها حضور داشتی پشت سر او نماز خواندی، خیر کثیری نصیبت شده است.
«حَدِّثْنَا يا زَيْدُ ما سَمِعْتَ من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»؛ حدیثی از پیامبر بگو ما استفاده کنیم، ما که توفیق یا لیاقت درک پیامبر را نداشتیم. «قال يا بن أَخِي» برادر زاده ام
«والله لقد كَبِرَتْ سِنِّي وَقَدُمَ عَهْدِي وَنَسِيتُ بَعْضَ الذي كنت أَعِي من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»؛ سنم بالا رفته و حافظه ام را از دست داده ام خیلی از مطالبی که شنیده بودم فراموش کردم.
شما حساب کنید یک حادثه این چنینی که رسول اکرم تمام همسرانش را برای اولین بار برده؛ چون هر وقت حضرت مسافرت میرفت به قید قرعه یکی از همسرانش را میبرد؛ ولی در حجة الوداع همه همسرانش را برده است.
ندا داد همه در این مسافرت او را همراهی کنند، با این که بیماری فراگیر بوده در غالب خانهها بیمار بستری بوده با آن وضعیت همه آمده اند. به قول سبط ابن جوزی یک صد و بیست هزار جمعیت بوده است. نمیشود که ایشان دروغ گفته باشد. اگر دروغ بگوید خیلی از حرفهای دیگرش را هم نباید شما بپذیرید.
همان طور که عرض کردیم اصلا یک صد و بیست هزار نه، بلکه بیست هزار جمعیت بوده است آقای زید ابن ارقم یک همچنین حادثه ای برای شما اتفاق بیفتد آیا میشود شما فراموش کنید. یک کسی توفیق پیدا کرده حج رفته عرفات، منا و طواف را دیده، سعی بین صفا و مروه را دیده ولو بعد از پنجاه سال از او سوال کنند مگر میشود این حادثه از ذهنش بیرود!
«فما حَدَّثْتُكُمْ فَاقْبَلُوا وما لَا فلا تُكَلِّفُونِيهِ ثُمَّ قال» بعد میگوید چیزی که به ذهنم میآید میگویم ولی شما من را به زحمت نیندازید، گفت: «قام رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَوْمًا فِينَا خَطِيبًا بِمَاءٍ يُدْعَى خُمًّا بين مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ» پیامبر خطبه ای خواند، (حدیث نه) در کنار آبی که خم بین مکه و مدینه بود.
«فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عليه وَوَعَظَ وَذَكَّرَ» موعظه کرد، تذکر داد. آقای زید ابن ارقم یک تکه از موعظههای پیامبر را بیان کن خدا خیرت بدهد. تذکراتی که پیامبر داده است چه تذکر بوده است؟ موعظه غیر از تذکر است. موعظه نصیحت است تذکر یعنی توجه دادن یک مسئله مهم را متذکر شدن.
مثلا آقا این قضیه مهم است این را انجام بدهید، و فلان قضیه را انجام ندهید، یا بعد از من این کار باید بشود این دیگر به موعظه ربط ندارد تذکر است. «وَوَعَظَ وَذَكَّرَ»
«ثُمَّ قال» این که وعظ و ذکر چه بوده آن را نیاورده است. نمیدانیم چه است! «أَمَّا بَعْدُ ألا أَيُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِيَ رسول رَبِّي فَأُجِيبَ وأنا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ» ایها الناس من احساس میکنم آخر عمرم است... دیگر از «من کنت مولاه فعلي موالاه و وال من ولاه و عاد من عاده» هیچی نیاورده است.
«أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ على كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فيه»؛ ولی باز ما تشکر میکنیم حداقل حدیث ثقلین را آورده است. ولی ثقلینی که آورده چه ثقلینی را آورده است میگوید من به دو چیز گرانبها شما را تذکر میدهم کتاب خدا که هدایت و چه، چه است بعد فرمود:
«وَأَهْلُ بَيْتِي» و اهل بیتم را هم در میان شما به عنوان یک چیز گرانبها میگذارم «أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي»؛ به شما نسبت به اهل بیت خودم تذکر میدهم و توصیه میکنم.
وقتی این تعبیر را نگاه میکنیم، بنده این تعبیر را در هیچ جا ندیدم، «أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي»، حدیث ثقلین هر کجا آمده ترکت فیکم ثقلین است ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی دارد. اگر به ثقلین (قران و عترت) تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد.
«لن یتفرقا حتی یردا علي الحوض»؛ این دو تا از هم جدا نمیشوند تا در حوض به من پیوندند. اما حدیث ثقلین این چنینی عجیب است، ما احساس میکنیم یک مقدار کم مهری و کم لطفی شده است.
«أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي»؛ یعنی غیر از شما نزدیک یک صد و بیست نفر حدیث غدیر را نقل کرده اند ولی ابتدا رسول اکرم تذکر داد «الست اولی بکم من انفسکم، الست اولی بکم من ابائکم، من امهاتکم؟...» در طول این این دو ساعت و نیم مقدمه ای چیدند و بعد «من کنت مولاه فعلي مولاه» را فرمودند.
یا تعبیری که ابن کثیر دمشقی در البدایه والنهایة جلد 7 صفحه 380 دارد:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ وَلَيُّهُ»
الكتاب: البداية والنهاية؛ المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي؛ (المتوفى: 774هـ)، المحقق: علي شيري، الناشر: دار إحياء التراث العربي، الطبعة: الأولى 1408، هـ - 1988 م، ج7، ص380
کلمه ولی دارد، در ولی نمیشود تشکیک کرد.
بعد در صحیح مسلم دارد: «فقال له حُصَيْنٌ وَمَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ يا زَيْدُ أَلَيْسَ نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ» این هم یک کم لطفی دیگر! آیا زنان پیغمبر هم جزء اهل بیت پیغمبر هستند؟ «قال نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ» این «نسائه من اهل بیته» یک مرتبه این است که استفهام انکاری است یعنی زنانش هم مگر جزء اهل بیتش است؟ سوال انکاری است.
مانند: (أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ)
(قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يدْعُوكُمْ لِيغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ)
رسولان آنها گفتند: «آيا در خدا شک است؟! خدايي که آسمانها و زمين را آفريده؛ او شما را دعوت ميکند تا گناهانتان را ببخشد، و تا موعد مقرري شما را باقي گذارد!» آنها گفتند: «(ما اينها را نميفهميم! همين اندازه ميدانيم که) شما انسانهايي همانند ما هستيد، ميخواهيد ما را از آنچه پدرانمان ميپرستيدند بازداريد؛ شما دليل و معجزه روشني براي ما بياوريد!»
سوره ابراهیم (14): آیه 10
یک دفعه اصلا جواب است زنانش هم از اهل بیتش است میخواهد دایره اهل بیت را وسیع کند. ولی کلمه ولکن که آمده «وَلَكِنْ أَهْلُ بَيْتِهِ من حُرِمَ الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ» این نشان میدهد که استفهام، استفهام انکاری است. یعنی مگر زنهایش هم از اهل بیتش هستند!
لکن اهل بیتش کسانی هستند که صدقه بر آنها حرام است بعد یک خرابکاری دیگری میشود میگوید «وَمَنْ هُمْ قال هُمْ آلُ عَلِيٍّ وَآلُ عَقِيلٍ وَآلُ جَعْفَرٍ وَآلُ عَبَّاسٍ» کسانی که صدقه بر آنها حرام است آل علی، آل عقیل، آل عباس، و آل جعفر هستند.
«كُلُّ هَؤُلَاءِ حُرِمَ الصَّدَقَةَ قال نعم»؛ جناب زید ابن ارقم، دیگر صحابه ای که در آنجا حدیث ثقلین را شنیدند خود همسران پیغمبر آل جعفر، آل عقیل، آل عباس هیچ کدام شان همچنین ادعایی نکردند که شما دارید میگویید.
مگر میشود پیغمبر همچنین چیزی فرموده باشد ولی اینها نشنیده باشند یا گوش شان نرسیده باشد و خودشان را هم از اهل بیت پیغمبر نشمرده باشند.
ما نزدیک بیست روایت از رسول اکرم در ذیل آیه تطهیر داریم، میگوید اهل بیت یطهرکم تطهیرا من، علی، فاطمه زهرا امام حسن و امام حسین هستیم!
عایشه نقل میکند من از اهل بیت نیستم، ام سلمه میگوید من از اهل بیت نیستم، دیگر زنان پیامبر هیچ کدام شان نیامدند چنین ادعایی کنند. آل عقیل و آل عباس و غیره هیچ کدام نگفتند ما جزء اهل بیت هستیم!
عرض کردم این یک بحث علمی است ما کاری به آقای مُسلِمْ ابن حجاج نیشابوری نداریم فقط بحث علمی داریم توهین نمیکنیم ولی سوال طرح میکنیم اینها را عزیزان اهل سنت اگر بیننده برنامه هستند بیایند برای ما توضیح بدهند.
اقای مسلم نیشابوری در حد دو سه سطر به جای حدیث غدیر، حدیث ثقلین را مطرح کرده است. دیگران آورده اند و بحثهای دارند مثلا سنن نسائی، ترمذی به عنوان نمونه مثلا صحیح سنن ترمذی که آلبانی نوشته در جلد 3 صفحه 521 این جا هم از زید ابن ارقم نقل میکند. البته میگوید «شك شعبة عن النبي صلى الله عليه وسلم»
«حدثنا محمد بن بشار حدثنا محمد بن جعفر حدثنا شعبة عن سلمة بن كهيل قال سمعت أبا الطفيل يحدث عن أبي سريحة أو زيد بن أرقم شك شعبة عن النبي صلى الله عليه وسلم قال من كنت مولاه فعلي مولاه»
الكتاب: صحيح وضعيف سنن الترمذي؛ المؤلف: محمد ناصر الدين الألباني (المتوفى: 1420هـ)، مصدر الكتاب: برنامج منظومة التحقيقات الحديثية - المجاني - من إنتاج مركز نور الإسلام لأبحاث القرآن والسنة بالإسكندرية، ج 8، ص213، ح3713
همین سه، چهار تا کلمه را آورده است. یا فرض بفرمایید در سنن نسائی وقتی میبینیم با تحقیق شعیب الارنؤوط جلد 7 صفحه 438
«عَنْ طَلْحَةَ الْأَيَامِيِّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَمِيرَةُ بْنُ سَعْدٍ، أَنَّهُ سَمِعَ عَلِيًّا وَهُوَ يُنْشِدُ فِي الرَّحْبَةِ مَنْ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: (مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ، فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ) فَقَامَ بِضْعَةَ عَشَرَ فَشَهِدُوا»
الكتاب: السنن الكبرى؛ المؤلف: أبو عبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي الخراساني، النسائي (المتوفى: 303هـ)، حققه وخرج أحاديثه: حسن عبد المنعم شلبي، أشرف عليه: شعيب الأرناؤوط، قدم له: عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة – بيروت: 1421 هـ - 2001 م، ج7، ص438
امیر المؤمنین صحابه را قسم میدهد هرکس از پیامبر در غدیر خم هرچه شنیده بلند شود بگوید. بعضی ها بلند شدند گفتند حضرت فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه» این را تقریبا ده نفر آمدند گفتند؛ یعنی از یک صد و بیست هزار نفر ده نفر گفتند ما این حدیث را شنیدیم.
غرض این که به تعبیر حضرت امیر:
«أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَيِ الرَّحْمَنِ لِلْخُصُومَةِ يَوْمَ الْقِيَامَة»
من اولین کسی هستم که محکمه عدل الهی برای او تشکیل میشود!
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ تأليف: الحافظ الكبير عبيد الله بن أحمد المعروف بالحاكم الحسكاني؛ الحذاء الحنفي النيسابوري، تحقيق وتعليق: الشيخ محمد باقر المحمودي؛ مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والارشاد الاسلامي مجمع أحياء الثقافة الاسلامية، 1411 ه - 1990م، ج1، ص503
این «من کنت مولاه فعلي مولاه» حدیث است.
در رابطه با خطبه غدیر خیلی مطالعه و بررسی داشتیم، آیا این خطبه غدیر در یک جایی آمده یا نه؟ دیدیم در قرن چهارم جناب اقای طبرانی متوفای 360 در معجم کبیرشان جلد 3 صفحه 180 در یک صفحه و نیم خطبه غدیر را آورده است.
این که قبل از ایشان کسی بیاید خطبه غدیر را این طور مفصل در یک صفحه و خورده ای باشد ندیدم آورده باشد. نمیگویم نیست ولی ما هرچه گشتیم پیدا نکردیم.
الان مثل زمان سابق نیست بیرویم کارمان کتابخانه ای باشد، الان همین لبتابی که عزیزان ملاحظه میکنند فقط یکی از نرم افزارهای که دارم چهارصد هزار جلد کتاب داخلش است.
الان صدها هزار و بلکه میلیونها کتاب خطی و غیر خطی پی دی اف در سایتها موجود است الان انسان بگردد خیلی راحت و ساده است. ما و دوستان مان گشتیم پیدا نکردیم، باز عرض میکنم نمیگویم نیست ولی ما پیدا نکردیم.
خطبه غدیری که قبل از اقای طبرانی متوفای 360 نقل کرده باشد پیدا نکردیم البته این تعبیر را جناب اقای شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب خصال شان جلد اول صفحه 65 حدیث 98 دارد.
علامه مجلسی هم در کتاب بحار جلد 73 صفحه 121 این را نقل کرده است. تقریبا عبارتهای شیخ صدوق که متوفای 381 است با عبارتهای اقای طبرانی تقریبا همسان است. البته شاید کسی به ذهنش بیاید که قبل از شیخ صدوق نقل کرده اند یا خیر آن را هم میگوییم ما پیدا نکردیم.
این نکته را عزیزان داشته باشند، شیعه در تاریخ در اقلیت، فشار و در شکنجه بوده است. کتابخانه های بزرگان ما را مثل کتابخانه شیخ مفید را ریختند هفت – هشت هزار جلد کتاب را آتش زدند.
کتابخانه سید مرتضی را آتش زدند، کتابخانه شیخ طوسی را آتش زدند و به خاکستر تبدیل کردند. این مشکلات برای شیعه بود.
در زمان ائمه (علیهم السلام) ابن ابی عمیر متوفای 217 رضوان خدا بر او باد از طرف حکومت عباسی میآیند او را دستگیر میکنند و او را به زندان میاندازند، خواهرش برای این که کتابهایش نابود نشود و آتش نزنند در یکی از اطاقها زمین را میکند و در آنجا دفن میکند. بعد باران میآید تمام کتابها میپوسد و از بین میرود.
ما این طور مسائل در طول تاریخ داشتیم ولی اهل سنت همچنین قضایای نداشتند، حکومتها با اینها بودند امکانات در اختیارشان بود فرصت داشتند کرسی تدریس داشتند خلاصه این که آزادی کامل داشتند. اگر آنها نقل نکنند باید جواب قانع کننده بدهند.
اما اگر در کتب شیعه نیست، به تعبیر آیت الله العظمی خویی میگوید عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود؛ ما اگر نتوانیم پیدا کنیم دلیل بر این نیست که نیست. ایشان میگوید خیلی از مسائل بوده از بین رفته به دست ما نرسیده است.
یا در قضیه جنگ صلیب که در قرن ششم، هفتم و هشتم به کشورهای اسلامی ریختند و غارت کردند خیلی از آثار اسلامی را غارت کردند و با خودشان بردند.
خداوند آقا عزیز طباطبایی (نوه دختری صاحب عروه) را رحمت کند، خیلی با بنده مرتبط بود، ایشان برای مداوا در لندن رفته بود در کتابخانه بزرگ لندن قسمت ماکرو فیلم رفته بودند یک سری کتابهای را در آنجا مطالعه کرده بودند کتابهای شیعه مثلا کتاب رجال شیخ طوسی در آن جا بود و یک نسخه ای هم آورد یک فتوکپی هم به ما داده شد.
آن کتاب، با این رجال شیخ طوسی که در نجف چاپ شده شاید بیست پنج تا سی درصد تفاوت دارد، مطالب در آنجا است ولی در چاپ نجف نیست. یعنی اینها آمدند خیلی از آثار دست اول ما را غارت کردند بردند.
الان کتاب کافی که داریم در حقیقت میشود گفت اولین کتاب اربعه ما است، کلینی متوفای 329 است.
خداوند آیت الله العظمی شبیری زنجانی را حفظ کند ما که داشتیم بررسی سندی کتاب کافی را انجام میدادیم ایشان فرمود صحیح ترین کتاب کافی در زیر آسمان عبارت از کتابی است که شهید ثانی تصحیح کرده است. شهید ثانی مستشهد 965 است.
مجری:
قرن دهم است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله قرن دهم است. قبل از ایشان یک نسخه درست حسابی از کتاب کافی در دست ما نیست. چون همه را نابود کردند و رفته است. همه را از بین بردند، زمان سابق چاپخانه نبود که بیاورند هزار نسخه و ده هزار نسخه چاپ کنند. میآمدند اینها را دستی استنساخ میکردند.
بعضی از مستنسخین یا به خاطر کمی سواد، یا بی دقتی، شاید هم بی تقوایی ما نمیدانیم میآمدند خیلی از مطالب را موقع استنساخ چون عجله داشتند که زودتر تمام کنند شغل شان نسخه برداری بود مثلا کتاب کافی را بنویسد یک پولی میگیرد میخواست سریع سرهم بکند و تحویل بدهد.
کسی هم که پول داده بود نمیتوانست هشت جلد کافی را از اول تا آخر بیرود با نسخه قبلی تطبیق بدهد ببینید که ایشان چیزی جا انداخته یا نه.
الان میبینیم در کتاب کافی و یا کتاب تهذیب شیخ طوسی، در هر صفحه اش مخصوصا در سندش چند مورد محل سوال و بحث است آیا این سندی که آمده واقعا این سند با واقعیت تطبیق میکند یا با واقعیت تطبیق نمیکند؟ این مشکلات را داشتیم.
به قول یکی از علمای اهل سنت میگوید فشاری که بر مذهب شیعه در طول تاریخ وارد شد بر هرکدام از مذاهب ما حنفی، مالکی، حنبلی، مالکی، شافعی وارد شده بود مذهب منقرض و نابود شده، رفته بود.
این شیعه است که با همه فشارها، با همه شکنجهها و با همه این اذیت و ازارها الحمدلله تا امروز باقی مانده است.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم، پس تا این جا تفاوت حدیث غدیر و خطبه غدیر مشخص شد اگر اجازه بفرمایید یک توقف داشته باشیم و ان شاءالله مجددا بر میگردیم.
(میان برنامه)
مجری:
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ»؛ عرض خیر مقدم و تبریک مجدد خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند دارم.
جناب استاد در بخش اول برنامه اشاره به این تفاوت حدیث غدیر و خطبه غدیر اشاره فرمودید این که حدیث غدیر معنایش چیست و خطبه غدیر معنایش چیست؟ و چه نقلهای از خطبه انجام شده است.
فرمودید اولین نفری که خطبه را نقل کرده جناب طبرانی در کتاب معجم کبیر بوده است. اما سوال دیگر هم مطرح میشود حالا همین خطبه که در دسترس است بالاخره یک خطبه ای را در دسترس داریم میخواهیم بدانیم که پیام خطبه غدیر چیست و بالاخص برای جهان امروز و برای امروزمان که اینقدر وضعیت ناجور است آیا واقعا خطبه غدیر میتواند گرهی از این مشکلات جهان اسلام را باز کند یا خیر؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سوال خوبی است که واقعا امروز قضیه خطبه غدیر مشکلات جهان اسلام و این اختلافاتی که وجود دارد درگیریهای که بین مسلمانها است این کشت و کشتارها این که الان بعضی از دولتهای به قولی آن چنانی برای این که خودشان را چند روز سر و پا نگهدارند پناهنده به آمریکا و اسرائیل میشوند.
یا اختلافاتی که بین شیعه و سنی است، بین شیعه و وهابیت است. آیا خطبه غدیر میتواند راهکار داشته باشد یانه؟ ما عقیده مان بر این است یکی از بهترین راه وحدت میان امت اسلامی و بهترین راهکار برای زندگی مسالمت آمیز که البته بنده عرض کردم من فراتر از وحدت و تقریب معتقد هستم.
من معتقدم بین شیعه و سنی باید صفا و صمیمیت باشد مثل فرزند و پدر، برادر با برادر، بین شان یگانگی باشد. ما از این موارد زیاد داریم، دیشب در مشهد مقدس بودیم تعدادی از عزیزان افغانستانی هم بودند.
یک بزرگواری که با ما بود میگفت من سه تا خواهرم همسرشان سنی هستند و هیچ اختلافی هم ندارند شوهرشان دست بسته نماز میخواند اینها دست باز نماز میخوانند.
نه شوهرش تا به حال سوال کرده خانم چرا شما دست باز نماز میخوانید؟ نه یک دفعه خواهرهای من پرسیدند چرا شوهرانشان دست بسته نماز میخوانند بین اینها این طور صفا و صمیمیت است. بچههایشان هم بزرگ میشوند بعضی عقیده پدر را انتخاب میکنند و بعضی هم عقیده مادر را انتخاب میکنند.
در یک زندگی با صفا که این تقریب و وحدت نیست، این صفا، صمیمیت و با محبت زندگی کردن است. من معتقدم باید این طوری باشد و برای این طور زندگی کردن یک مقدماتی فراهم بشود.
البته راهکارهایی هست من بارها عرض کردم این را باید علمای بزرگ که در جامعه تأثیر گذار و متولیان امر هستند بیایند دست به دست هم بدهند و این راهکار را ارائه بدهند البته باید یک ضامن اجرایی هم باشد الان هفته وحدت میگیریم بزرگان میآیند صحبت میکنند خیلی خوب است ولی نتیجه ای هم از این دیدیدیم یا ندیدیم باید رویش کار بشود.
اگر آمدیم افرادی که در جامعه تأثیر گذار هستند و حکومتها با اینها همصدا هستند یک منشوری درست کردیم، منشور در کل جهان اسلام ابلاغ شد، در کل این پنجاه و هفت دولت اسلامی اینها (چه شیعه و چه سنی) ملزم باشند که این منشور را عمل کنند.
اگر این باشد صفا و صمیمیت به وجود میآید اگر نباشد ما گرفتاریم، ولی خطبه غدیری که آقایان آورده اند خیلی راحت میتواند این مسئله را حل کند و برای ما راهگشا باشد.
مجری:
همین خطبه میتواند منشور باشد.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله این خطبه میتواند منشور باشد. ملاحظه بفرمایید این معجم کبیر طبرانی متوفای 360 است ایشان در جلد سوم صفحه 180 یا در بعضی از چاپها صفحه 201 اولش حضرت میخواهد بگوید این بحثهای من بحثهای اساسی است.
«إني مسوول و انکم مسوول»؛ حرفهای که من میزنم من مسئولیت و مأموریت دارم، با توجه به آیه شریفه 167 سوره مائده:
(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)
اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام ندادهاي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه ميدارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نميکند.
سوره مائده (5): آیه 67
(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ)؛ به مردم برسان تو مسئولی، (وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ)؛ اگر این انجام نشود رسالت ناتمام است.
کتابهای آقایان اهل سنت از جمله سیوطی در کتاب در المنثور، جلد 2 صفحه 298 و شوکانی در فتح القدیر، جلد 1 صفحه 60، آقای آلوسی در تفسیر روح المعانی، جلد 6 صفحه 193 از عبدالله مسعود نقل میکند:
«كنا نقرأ على عهد رسول الله ( صلى الله عليه و سلم ) ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»
روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج6، ص193
«أخرج ابن مردويه عن ابن مسعود: كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك) ان عليا مولى المؤمنين (وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس)
الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت – 1993، ج3، ص117
ما در زمان پیامبر یعنی همه صحابه این آیه را این طوری میخواندیم «ان عليا ولى المؤمنين (وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس)» پیغمبر برسان علی ولی امر مؤمنین است اگر نرسانی رسالت ناتمام است.
این خودش یک راهکار است که رسول اکرم برای آینده جهان اسلام بعد از خودش طبق این آیه میگوید تنها کسی که میتواند امنیت جهان اسلام را تأمین کند و شرع مقدس اسلامی را در جامعه پیاده کند و عدالت را در سراسر جامعه اسلامی کاملا پیاده کند علی ابن ابی طالب است.
خودشان هم از قول خلیفه دوم دارند میگوید تنها کسی که میتواند مردم را وادار به کتاب خدا و سنت پیامبر کند علی ابن ابی طالب است.
ما نمیخواهیم بگوییم شما بیایید دست از خلافت ابوبکر، عمر و عثمان بردارید و معتقد به خلافت علی ابن ابی طالب بشوید. ولی شما روایاتی که از امیر المؤمنین در کتابهایتان آوردید، کتابهای شیعه را کنار بگذارید در کتابهای خودتان در صحاح و سنن تان در مسانید تان و کتابهای تفسیری تان از امیر المؤمنین روایاتی که آوردید اینها را ملاک قرار بدهید.
مجری:
در فضیلت امیر المؤمنین
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، در افضلیت امیر المؤمنین، در اعلمیت امیر المؤمنین و در خیرخواهیهای که امیر المؤمنین برای جامعه اسلامی داشتند، رهنمودهای که برای جامعه اسلامی داشتند اینها را رعایت کنید.
حدیث ثقلین را هرچه دایره اش را شما وسیع کنید اول کسی که در این دایره وارد است علی ابن ابی طالب است. ایشان عِدْل قران و خلیفه چهارم شما است.
مجری:
امام اول ما است دیگر اختلاف نداریم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله در این جا اشتراک داریم، ایشان به عنوان خلیفه است حالا خلیفه اول یا خلیفه چهارم. اعلمیتش را همه آوردید.
«أنا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا»
المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة: الثانية، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج11، ص65
«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم أنا مدينة العلم وعلي بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص137، ح4637
(أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ)
جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر:، ج2، ص193
از قول حضرت امیر شما (اهل سنت) آوردید ایشان فرمود من به راههای آسمان بهتر از زمین وارد هستم، من به تمام آیات وارد هستم که در کجا نازل شده، در شب نازل شده یا در روز نازل شده، در بیابان نازل شده یا در شهر نازل شده است. در مورد علم علی ابن ابی طالب شما دویست، سیصد روایت آوردید.
بیاید حدیث ثقلین ملاک باشد رهنمود امیر المؤمنین را در جامعه هم شما پیاده کنید هم ما پیاده میکنیم. اصلا کتابهای شیعه را کنار میگذاریم ما هرچه را که شما در مورد حضرت امیر آوردید ملاک قرار میدهیم و متعهد به آن روایتهای امیر المؤمنین میشویم.
این یک جامعه با صفا و صمیمیت میشود.
خطبه غدیر در کتاب معجم کبیر طبرانی:
«حدثنا محمد بن عبد الله الحضرمي وَزَكَرِيَّا بن يحيى السَّاجيُّ قَالا ثنا نَصْرُ بن عبد الرحمن الْوَشَّاءُ ح وَحَدَّثَنَا أَحْمَدُ بن الْقَاسِمِ بن مُسَاوِرٍ الْجَوْهَرِيُّ ثنا سَعِيدُ بن سُلَيْمَانَ الْوَاسِطِيُّ قَالا ثنا زَيْدُ بن الْحَسَنِ الأَنْمَاطِيُّ ثنا مَعْرُوفُ بن خَرَّبُوذَ عن أبي الطُّفَيْلِ عن حُذَيْفَةَ بن أُسَيْدٍ الْغِفَارِيِّ قال لَمَّا صَدَرَ رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم من حَجَّةِ الْوَدَاعِ نهى أَصْحَابَهُ عن شَجَرَاتٍ بِالْبَطْحَاءِ مُتَقَارِبَاتٍ أَنْ يَنْزِلُوا تَحْتَهُنَّ ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِنَّ فَقُمَّ ما تَحْتَهُنَّ مِنَ الشَّوْكِ وَعَمَدَ إِلَيْهِنَّ فَصَلَّى تَحْتَهُنَّ ثُمَّ قام فقال يا أَيُّهَا الناس إني قد نَبَّأَنِيَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ أَنَّهُ لم يُعَمَّرْ نَبِيٌّ إِلا نِصْفَ عُمْرِ الذي يَلِيهِ من قَبْلِهِ وَإِنِّي لاظن أَنِّي يُوشِكُ أَنْ أدعي فَأُجِيبَ وَإِنِّي مسؤول ( مسئول ) وَإِنَّكُمْ مسؤولون (مسئولون) فَمَاذَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ قالوا نَشْهَدُ أَنَّكَ قد بَلَّغْتَ وجهدت ( وجاهدت) وَنَصَحْتَ فَجَزَاكَ اللَّهُ خَيْرًا فقال أَلَيْسَ تَشْهَدُونَ ان لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَأَنَّ جَنَّتَهُ حَقٌّ وَنَارَهُ حَقٌّ وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَأَنَّ الْبَعْثَ بَعْدَ الْمَوْتِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فيها وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ من في الْقُبُورِ قالوا بَلَى نَشْهَدُ بِذَلِكَ قال اللَّهُمَّ أشهد ثُمَّ قال أَيُّهَا الناس إِنَّ اللَّهَ مَوْلايَ وأنا مولى الْمُؤْمِنِينَ وأنا أَوْلَى بِهِمْ من أَنْفُسِهِمْ فَمَنْ كنت مَوْلاهُ فَهَذَا مَوْلاهُ يَعْنِي عَلِيًّا اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاهُ وَعَادِ من عَادَاهُ ثُمَّ قال يا أَيُّهَا الناس إني فَرَطُكُمْ وَإِنَّكُمْ وارِدُونَ عَلَيَّ الْحَوْضَ حَوْضٌ أَعْرَضُ ما بين بُصْرَى وَصَنْعَاءَ فيه عَدَدُ النُّجُومِ قد حان من فِضَّةٍ وَإِنِّي سَائِلُكُمْ حين تَرِدُونَ عَلَيَّ عَنِ الثَّقَلَيْنِ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا الثَّقَلُ الأَكْبَرُ كِتَابُ اللَّهِ عز وجل سَبَبٌ طرفة بِيَدِ اللَّهِ وطرفة بِأَيْدِيكُمْ فَاسْتَمْسِكُوا بِهِ لا تَضِلُّوا وَلا تَبَدَّلُوا وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي فإنه نَبَّأَنِيَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ أَنَّهُمَا لَنْ يَنْقَضِيَا حتى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»
المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج 3، ص 180، ح3052
پس میگوید: «إنی مسؤول» من مسئولیت دارم «انکم مسؤولون» این حرفی که من میزنم شما هم مسئول هستید اگر حرفهای من را عمل نکردید «إن تمسکتم بهما لن تضلوا» اگر تمسک بکنید هرگز گمراه نمیشوید، اگر تمسک نکردید گمراه میشوید!
ما باهم دعوای ارث و موروثی نداریم، پدر کشتگی باهم نداریم ما میگوییم کتابهای خودمان را کنار میگذاریم کتابهای شما را ملاک قرار میدهیم بیایید باهمدیگر در کنار مائده آسمانی اهل بیت که عدل قرآن است اینها را ملاک قرار بدهیم. این یک پیام خطبه غدیر بنا به نقل آقای طبرانی است نه بنا به نقل شیعه!
ایشان در صفحه بعد در ذیل این میگوید رسول اکرم برای این که اهمیت ولایت علی را نشان بدهد نقش علی و خلافت علی چیست چند تا سوال طرح میکند.
از عزیزن اهل سنت خواهش و تقاضا میکنیم پیشانیشان را هم میبوسیم بیایند نکاتی که رسول اکرم در این خطبه بیان کرده است یک مقدار درنگ و تأمل کنند.
حضرت میفرماید: «أَلَيْسَ تَشْهَدُونَ ان لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ» آیا شما شهادت بر وحدانیت خدا نمیدهید، ما از آقایان اهل سنت سوال میکنیم این چه سوالی است که رسول اکرم پرسیده است؟ مگر اینها موحد نبودند، در رکاب پیامبر تلبیه نگفتند؟ لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک.
در منا، عرفات و در طواف مگر اعمال شان نشانگر موحد بودنشان نیست. چرا پیامبر سوال میکند؟ «أَلَيْسَ تَشْهَدُونَ ان لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ»؛ آیا شما شهادت نمیدهید که من عبد الهی و رسول خدا هستم!
یا رسول الله فدات بشوم و فدای خاک زیر پایت و فدای ذرات خاک قبرت بشوم آقا جان اینها اگر تو را قبول نداشتند، این یک صد و بیست هزار جمعیت نمیآمدند در کنار تو در عرفات و جاهای دیگر تلبیه نمیگفتند. اگر شما را قبول نداشتند این همه شهید و کشته نمیدادند!
تمام این هشتاد و خرده ای جنگی که صحابه شرکت کرده است در همین جا هم حضور دارند یک دسته از منافقین را کنار میگذاریم دو درصد، سه درصد تا پنج درصد از منافقین بودند ولی نود درصد کسانی هستند که شهید دادند خانواده شهید حساب میشوند. اگر تو را قبول نداشتند اینها شهید میدادند، مجروحان جنگی داشتند!
«وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ»؛ چه پیامی دارد؟ امروز برای جهان ما چه راهگشایی این میتواند داشته باشد؟
نکته سوم: «أَلَيْسَ تَشْهَدُونَ وَأَنَّ جَنَّتَهُ حَقٌّ وَنَارَهُ حَقٌّ وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَأَنَّ الْبَعْثَ بَعْدَ الْمَوْتِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فيها»؛ آی مردم آیا شما شهادت نمیدهید بهشت حق است، جهنم حق است، مرگ حق است، قیامت حق است.
آقا جان یا رسول الله! فدایت بشوم و فدای خاک زیر پایت بشوم، اگر اینها قیامت را در طول این مدت قبول نداشتند، مکه اش را کار نداریم در مکه هم همین طور این صحابه ای که مثل عمار و پدر بزرگوارش یاسر و مادرش سمیه و دیگران این همه از ابتدا شکنجه شدند اینها معتقد به خدا، معتقد به تو و معتقد به قیامت هم بودند.
اینهای که در عرض این یازده سال که در مدینه بودند به مجرد که ندا دادی اینها در جنگ، صلح و غیره همصدای شما بودند. اینها معتقد به رسالت تو بودند، به قیامت عقیده داشتند. این چه سوال است آیا تا به حال این را از خودمان پرسیدیم! این سه تا سوالی که رسول اکرم دارد میکند.
مجری:
توحید، نبوت و معاد، اصول اصلی را دارد شهادت میگیرد.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، شهادت میگیرد. حداقل به صورت احتمال، احتمال نمیدهید که پیامبر میخواهد بگوید آی مردم من مطلبی میخواهم بگویم این مطلب من در ردیف توحید، در ردیف رسالت، و در ردیف معاد است حواس تان را جمع کنید.
مجری:
آنها را که قبول کردید این را هم باید بپذیرید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در کتاب خطط الشام اقای محمد کردعلی که از استوانههای علمی اهل سنت است و همه قبولش دارند ایشان در جلد 6 صفحه 245 از ابو سعید خدری دارد:
«ومثل: أبي سعید الخدري الذي یقول: أمر الناس بخمس فعلموا بأربع وتركوا واحدة. ولما سئل عن الأربع قال: الصلاة والزكاة وصوم شهر رمضان والحج قيل: فما الواحد التي ترکوها؟ قال: ولاية علي بن أبي طالب قيل له: وإنها لمفروضة معهن؟ قال: نعم هي مفروضة معهن»
خطط الشام؛ المؤلف: محمد بن عبد الرزاق بن محمَّد، كُرْد عَلي (المتوفى: 1372هـ)، الناشر: مكتبة النوري، دمشق، الطبعة: الثالثة، 1403 هـ - 1983 م، ج6، ص245
پیامبر پنج تا دستور داد به چهار تایش عمل میکنند و به یکی از آن عمل نمیکنند. گفتند اقای ابو سعید خدری آن چهارتایی که عمل میکنند چیست؟ گفت نماز میخوانند، روزه میگیرند، زکات میدهند، حج میروند. گفتند آن یک دانه را که عمل نمیکنند آن چیست؟
گفت آن ولایت علی ابن ابی طالب است. گفتند آیا ولایت هم برای مردم واجب است؟ گفت بله واجب است.
در این روایات موجود با این که خیلی تلاش کردند تعداد از روایات به دست ما نرسد ولی همین اندازه که به دست ما رسیده است این مطالب وجود دارد.
ابن مردویه متوفای 410 در کتاب مناقب خودش صفحه 73 همین روایت را میآورد.
«ابن مردويه، عن أبي هارون العبدي، قال: كنت أرى رأي الخوارج لا رأي لي غيره، حتّى جلست إلى أبي سعيد الخدري فسمعته يقول: أمر الناس بخمس فعملوا بأربع وتركوا واحدة، فقال له رجل: يا أبا سعيد، ما هذه الأربع الّتي عملوا بها ؟ قال: الصلاة، والزكاة، والحج، والصوم - صوم شهر رمضان - . قال: فما الواحدة الّتي تركوها؟ قال: ولاية عليّ بن أبي طالب. قال: وإنّها مفترضة معهنّ؟ قال: نعم. قال: فقد كفر الناس! قال: فما ذنبي!»
مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع)؛ أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني،ص 73
میگویند اقای ابو سعید ولایت علی واجب است؟ میگوید بله واجب است. پس میگوید: «کفر الناس»، مردم کافر شدند میگوید «فما ذنبی»؛ گناه من چه است!
این خیلی مهم است مشخص است رسول اکرم در اینجا ولایت علی را در ردیف توحید، در ردیف رسالت و در ردیف معاد میآورد معلوم است چه عواقبی دارد.
یا حدیث:
«وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1478، ح1851
«من مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة:241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص96، ح16922
روایت را احمد ابن حنبل در مسند جلد 4، صفحه 96 آورده است و جناب مسلم در کتاب صحیح مسلم جلد 3 صفحه 1478 آورده است آیا این نشان نمیدهد که مسئله ولایت علی یک مسئله مهمی است؟
آیا ما داریم روایت گفته باشد «من مات بلا صلاة مات میتة جاهلیه»؟
مجری:
همچنین روایتی نداریم
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
یا آیا «من مات بلا صوم مات میتة الجاهلیه» داریم؟ نداریم. ولی روایت «من مات بلا امام مات میتة جاهلیه» داریم.
پس مشخص است که رسول اکرم در غدیر یک پیامی داده اگر این پیام پیاده میشد، دو نفر باهم اختلاف نمیکردند.
بعد نکته دیگری که در این جا است، حضرت اشاره میکند به آیه 6 سوره احزاب:
(النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)
پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است!
سوره احزاب (33): آیه 6
پیامبر ولایتش بر مؤمنین از خود مؤمنین بالاتر است؛ یعنی بالاترین مقامی که که خدا برای پیغمبر آورده این است. آقایان به کتاب تفسیر کشاف آقای زمخشری و تفسیر اقای بیضاوی، ابن کثیر دمشقی و... مراجعه کنید همه شان این را دارند میگوید:
«النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ في امر دینهم ودنیاهم وآخرتهم»
ولایت پیغمبر بر مؤمنین از خودشان بالاتر است هم در امر دینی و هم در امر دنیوی و هم در امر اخروی!
«النَّبِىُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ في كل شيء من أمور الدين والدنيا مّنْ أَنفُسِهِمْ»
الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل في وجوه التأويل؛ اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشري الخوارزمي الوفاة: 538، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : عبد الرزاق المهدي، ج3، ص714
«(النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم) أى أحق بهم فى كل شيء من أمور الدين والدنيا»
تفسير النسفي؛ اسم المؤلف: النسفي الوفاة: 710، دار النشر: ج3، ص297
بعد این را میآورد میپرسد من این چنین ولایت به شما ندارم همه میگویند داری! میگوید اگر این طوری است، شما شهادت به وحدانیت خدا دادید، به رسالت من دادید، به معاد دادید، شهادت به ولایت مطلقه من دادید، علی هم ویژگیهای که من دارم، اون هم دارد.
«فَمَنْ كنت مَوْلاهُ فَهَذَا مَوْلاهُ»
المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج 3، ص 180، ح3052
«من كنت وليه فعلي وليه»
المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج6، ص365
«من كنت أَوْلَى بِهِ من نَفْسِي فَعَلِيٌّ وَلِيُّهُ اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاهُ وَعَادِ من عَادَاهُ»
المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج5، ص166
تمامی اینها نشان میدهد بر این که مسأله یک مقدار عمیقتر است و بعد هم زید ابن ارقم میگوید: «فذکر، فذکر» یعنی یک تذکری پیامبر داد و یک اعلان خطری کرد، که اگر نکردید چه میشود.
فرمود: «وَإِنَّكُمْ وارِدُونَ عَلَيَّ الْحَوْضَ»، شما در کنار حوض به من وارد میشوید، در آنجا از ثقلین از شما سوال میکنند. حدیث غدیر چه ربطی به حدیث حوض دارد؟ ملاحظه کنید از غدیر به حدیث حوض پل میزند.
اگر اشتباه نکنم «مالک» میگوید ای کاش علما و محدیثین ما حدیث حوض را در کتابهایشان نمیآوردند این برای ما درد سر شده است. حدیث حوض را صحیح بخاری، و صحیح مسلم آورده اند.
در کتاب صحیح بخاری دارد:
«عن أبي هُرَيْرَةَ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال بَيْنَا أنا نائم إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ فقلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت وما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري ثُمَّ إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ قلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت ما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2404، ح6215
رسول اکرم میگوید فردای قیامت اصحاب من کنار حوض میآیند، ملائکه نمیگذارد آنها بیایند، بر میگردانند، میگویم آقایان ملائکه، صحابه من را به کجا دارید میبرید؟ میگویند: «إلى النَّارِ والله»؛ قسم به خدا همه را به طرف آتش جهنم میبریم «قلت وما شَأْنُهُمْ» رسول اکرم میفرماید گناه شان چیست که به طرف آتش جهنم میبرید؟ «قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري»
«عن أبي حَازِمٍ قال سمعت سَهْلَ بن سَعْدٍ يقول سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقول أنا فَرَطُكُمْ على الْحَوْضِ من وَرَدَهُ شَرِبَ منه وَمَنْ شَرِبَ منه لم يَظْمَأْ بَعْدَهُ أَبَدًا ليردن عَلَيَّ أَقْوَامٌ أَعْرِفُهُمْ ويعرفونني ثُمَّ يُحَالُ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ قال أبو حَازِمٍ فَسَمِعَنِي النُّعْمَانُ بن أبي عَيَّاشٍ وأنا أُحَدِّثُهُمْ هذا فقال هَكَذَا سَمِعْتَ سَهْلًا فقلت نعم قال وأنا أَشْهَدُ على أبي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ لَسَمِعْتُهُ يَزِيدُ فيه قال إِنَّهُمْ مِنِّي فَيُقَالُ إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما بَدَّلُوا بَعْدَكَ فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ بَدَّلَ بَعْدِي»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج6، ص2587، ح6643
یا رسول الله «إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما بَدَّلُوا بَعْدَكَ»؛ تو نمیدانی بعد از تو چه کرده اند!
در روایت دیگر تعبیر، تعبیر خیلی تندی است. این روایت را بارها شاید عزیزان از ما شنیده باشند که حضرت میفرماید اینها را به طرف آتش میبرند میگویم خدایا اینها مشکل شان چیست، چرا اینها را به طرف آتش جهنم میبرید؟ میگویند اینها بعد از تو راه دوران گذشته را رفتند.
اینها را دسته دسته به سوی آتش جهنم میبرند «فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»؛ جز تعداد اندکی از اینها از آتش جهنم خلاص نمیشوند. آیا اینها برای ما اعلان خطر نیست؟
این که میگوید «فَوَعَظَ وَذَكَّرَ»؛ آیا اینها نمیتواند برای ما ملاک باشد؟ ما یک مقدار باید دقت کنیم رسول اکرم وقتی بحث را این طور مطرح میکند و تذکر میدهد و متأسفانه این تذکرات مورد توجه قرار نمیگیرد. حالا هرچه است زیاد نمیخواهیم روی این قضیه مانور بدهیم.
مجری:
حاج آقا اگر اجازه بدهید تلفنها، آماده شده است، در خدمت مخاطبین باشیم!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بفرمایید در خدمت مخاطبین گرامی هستیم!
مجری:
آقای بهادری پشت خط ارتباطی هستن سلام عرض میکنم بفرمایید
تماس بینندگان برنامه
بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)
بسم الله الرحمن الرحیم، عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جنابعالی، لازم میدانم که ایام ولایت و همچنین روز خجسته عید قربان تا روز غدیر را خدمت حضرت آقا، کارکنان محترم شبکه ولی عصر و همه ملت شریف ایران عرض تبریک و تهنیت داشته باشم.
حضرت آقا، جریان چه بوده که خداوند به پیامبرش میفرماید بگو آنچه را که اگر نگویی انگار بیست و سه سال رسالت را انجام ندادی. آقایان وهابی نوشتند ای رسول من بگو، آن چه را نگفتی اگر نگویی انگار که نگفتی، رسالتت را نگفتی، ما باید به آقایان بگوییم بروید از یک بچه بپرسید ای بچه آب بخور، اگر نخوردی، انگار آب نخوردی!
سوال: آقایان آیا شئ به نفس خودش قیاس میشود آن هم خداوند؟ بالاتفاق اقایان وهابی میگویند خداوند فرموده ای رسول من رسالتت را برسان اگر نرساندی انگار که رسالتت را نرساندی. مثلا فلانی، فلانی را قصاص بکن اگر نکنی انگار که قصاص نکردی!
آخر سوال انگار ندارد؛ پس شئ با چیز دیگری قیاس میشود، آقا آب بخور، اگر آب نخوردی انگار نان نخوردی این درست است. پس کل استدلال آقایان وهابی در این خصوص باطل است.
باید گفت پیام روز غدیر پیام ولایت و جانشینی بوده که غیر از رسالت بوده است ای رسول من اگر نگویی انگار بیست و سه سال رسالت خودت را انجام ندادی. جریان چه بوده است؟ جریان این بوده که دو تا نگاه بوده اینها میگفتند آل ابراهیم که ما هستیم در شاخه قریش ما قریشی هستیم و پیامبر هم فرمود: «الامامة في قریش»؛ چون پیامبر مطلق فرموده بود برای همین اقایان جناب عمر، جناب عثمان، ابوبکر و دیگران که قرشی بودند با همین فکر به جنگ انصار رفتند.
در جریان انتخابات سقیفه انصار چه گفتند؟ گفتند:
«منا أمير ومنكم أمير»
از شما یک رهبر و از ما هم یک رهبر!
المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج 5، ص 444
پیامبر هم فرمود «الامامة فی قریش»؛ پس ما قریشی هستیم و انصار هم کنار کشیدند، امام علی به استناد اقای عمر فرمود بله شما استناد کردید لکن شجره را اثبات کردید ولی ثمره اش را ضایع کردید، این متن نهج البلاغه است، پیامبر اسلام در جریان حجة الوداع آنجا فرمود شاخههای قریش دیگر ابتر میشوند طوری صحابه فریاد و جیغ کشیدند که صدای پیامبر قطع شد این جزء متواترات اهل سنت محترم است.
الامامة في بنی هاشم شاخه ای از قریش است که میتوانند امام بشوند، آل ابراهیم در یک شاخه!
در المنثور جلد 3 صفحه 108 سول مکرم اسلام فرمودند از ما شروع میشود و بر ما ختم میشود دولت بنی هاشم باید تشکیل بشود، حالا آقایان جایگاه خود را روشن کنید که نسبت به بنی هاشم چه موضع دارید؟
پس پیام این بود دوازده نفر در همان خطبه ای که پیغمبر این را فرمودند دوازده نفر امام از دین خدا محافظت خواهند کرد. پیامبر خطبه را خواند و به این جمله رسیدند ایها الناس من پیامبر خوبی بودم یانه؟ همه گفتند بله، گفت از من دروغ و چیزی شنیدید؟ همه گفتند خیر. پس من درست میگویم تأیید میکنید همه گفتند بله.
آنگاه فرمود پس یک چیز دیگر هم میخواهم به شما بگویم الامامة فی بنی هاشم و آنها هم دوازده نفر هستند. جابر این ثمره میگوید تا پیامبر فرمودند دوازده نفر از بنی هاشم هستند طوری مخالفین اهل بیت فریاد کشیدند بقیه مردم نشنیدند پیامبر چه گفته است.
بعد اقای امیر المؤمنین در نهج البلاغه فرمودند:«إن الامامة في هذا ... من بنی هاشم» این باقی مانده خطبه ای پیامبر بود که در غدیر خم توسط صحابه محترم قطع شد؛ پس اکملت لکم دینکم پیامش این بود بقای دین، صحت دین، اتمام دین، اکمال دین شرایطش جور شد.
سوال اقایان وهابی شرایطش جور شد یعنی چه؟ گفتند جور شد دیگر پس باید بگوییم یک چیز معادل نبوت بوده که آقا فرمود امروز طوری دین کامل شد که (الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُم)؛ آنهای که کافر بودند و ظالم بودند امروز مأیوس شدند؛ یعنی یک امیدهای از طرف ظالمین بوده امروز آن امیدها تبدیل به یأس شد. این را اقایان اگر بیایند به ما جواب بدهند، ممنون میشوم.
در ثانی یک صد و بیست هزار نفر که در غدیر خم حاضر بودند میگویند پیامبر قضیه دوستی را مطرح کرده و فرموده هرکس من را دوست دارد علی را دوست داشته باشد، این اصلا نستجیر بالله توهین به شعور پیامبر است که پیامبر اسلام یک صد و بیست هزار نفر را در غدیر نگهدارد و بعد بگوید هرکس من را دوست دارد علی را هم دوست داشته باشد. پس نتیجه می گیریم که قضیه، قضیه مولویت بوده و مولویت هم از نوع آسمانی بوده است. والسلام علیکم ورحمة الله!
مجری:
خیلی ممنون اقای بهادری گرامی؛ ایشان هم در مورد همان پیام داشتن صحبت میکردند. و اینکه استاد چرا از نشر فرهنگ غدیر ممانعت میکنند، هراس دارند و هراس شان چه است؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
خیلی ممنون از اقای بهادری. در قسمت روایت حوض کامپیوتر من آن موقع یک مقدار مشکل پیدا کرده بود الان دوستان ملاحظه کنند حدیث 6587 بحث روی صحابه و حدیث حوض است رسول اکرم فرمود حواس تان باشد در کنار حوض همدیگر را خواهیم دید.
مثل این که کسی به کسی دیگر توصیه میکند میگوید اگر عمل نکردید فلان جا همدیگر را خواهیم دید. روایت از ابوهریره است دسته ای از صحابه میآیند اینها را نمی گذارند «فقلت أَيْنَ؟ اینها را کجا میخواهید ببرید؟ «قال إلى النَّارِ والله» قسم به خدا این صحابه را به طرف آتش جهنم ببریم.
این متن در کتاب کافی و تهذیب نیست بلکه در کتاب صحیح بخاری است.
«قلت وما شَأْنُهُمْ»؛ مگر چه کار کردند؟ گفتند اینها بعد از شما توصیههایتان را عمل نکردند. همانطور که در دوران جاهلیت مسائل به صورت قبیله ای بود کارها را قبیله ای تمام کردند رفت.
دسته دوم و سوم میآید بعد حضرت میفرماید: «فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»؛ جز تعداد اندکی از صحابه من، از آتش جهنم خلاصی پیدا نمیکنند.
اما این که حضرتعالی فرمودید چرا اینها از نقل حدیث غدیر مانع میشدند؟ مسائل خیلی زیادی است که یک مقدار مطرح کردنش شاید تلخ باشد، ولی ناگزیر هستیم اینها را مطرح کنیم نه از کتب شیعه بلکه میرویم از کتب اهل سنت حرفها را مطرح کنیم ببنیم قضیه چه است.
دوستان کتابی که ملاحظه میفرمایید کتاب مسند احمد امام احمد حنبل است، با تحقیق دو تا از شخصیتهای برجسته وهابی، شعیب الارنؤوط و محمد نعیم، جلد 33 موسسه رسالت هم این را چاپ کرده است.
«عن عَطِيَّةَ العوفي قال سَأَلْتُ زَيْدَ بن أَرْقَمَ فقلت له ان خَتَناً لي حدثني عَنْكَ بِحَدِيثٍ في شَأْنِ عَلِىٍّ رضي الله عنه يوم غَدِيرِ خُمٍّ فانا أُحِبُّ ان اسمعه مِنْكَ فقال أنكم مَعْشَرَ أَهْلِ الْعِرَاقِ فِيكُمْ ما فِيكُمْ فقلت له ليس عَلَيْكَ مِنِّى بَأْسٌ فقال نعم كنا بِالْجُحْفَةِ فَخَرَجَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِلَيْنَا ظُهْراً وهو آخِذٌ بِعَضُدِ علي رضي الله عنه فقال يا أَيُّهَا الناس أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَى قال فَمَنْ كنت مَوْلاَهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاَهُ قال فقلت له هل قال اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ قال إنما أُخْبِرُكَ كما سمعت»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص368، ح 19298
از عطیه عوفی است میگوید از زید ابن رقم سوال کردم و گفتم یک دامادی داریم از تو در رابطه با حدیث غدیر روایتی از پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) نقل کرده میخواهم از خودت بپرسم. گفت: «أنكم مَعْشَرَ أَهْلِ الْعِرَاقِ فِيكُمْ ما فِيكُمْ»؛ شما میخواهید برای من درد سر درست کنید!
ببینید یعنی نقل حدیث برای زید ابن ارقم درد سر است. بعد میگوید من تضمین دادم، قسم خوردم یا کار دیگر کردم گفتم «ليس عَلَيْكَ مِنِّى بَأْسٌ»؛ اینها را بگویی من به حکومت نمیگویم، من جاسوس نیستم برای خودم می پرسم، قول میدهم هیچ جا نقل نکنم.
بعد که ایشان از من قول گرفت گفت در جحفه بودیم پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) چنین و چنان گفت.
در کتاب کفایة الطالب – اقای گنجی شافعی ایشان هم دارد سعید ابن مسیب میگوید به سعد ابن ابی وقاص که در غدیر حضور داشت و جز شورای شش نفره خلیفه دوم هم است گفتم:
«إني أسئلک عن شیء و إني اتقیک»
میخواهم یک چیزی سوال کنم ولی خیلی میترسم!
آقا مگر سوال از حدیث پیغمبر ترس دارد، تقیه میخواهد؟ ملاحظه بفرمایید کار به کجا رسیده میگوید من میخواهم یک چیزی سوال کنم میترسم، گفت سوال کن، پرسیدم در رابطه با حدیث غدیر شما بودی مطلبی برای من بگو، بعد یک تکه ای را اینجا سعد ابن ابی وقاص مطرح میکند!
کتاب اسد الغابه ابن اثیر جذری دارد:
«قال عبید الله: فقلت للزهری: لا تحدّث بهذا الشام، وأنت تسمع ملء أذنیک سب علی، فقال: والله إن عندی من فضائل علی ما لو تحدّثت بها لقتلت»
أسد الغابة فی معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد الجزری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل أحمد الرفاعی، ج 1، ص 450، ح 809
شهاب الدین زهری (متوفای 124) از علمای بزرگ اهل سنت است با بنی امیه هم سر و سری دارد و از تقویت کنندگان بنیاد امویها است.
ایشان (شهاب الدین زهری) آمد در یک جلسه ای شروع کرد در رابطه با حدیث غدیر صحبت کرد. راوی که عبید الله ابن علا است میگوید رفتم به زهری گفتم: «لا تحدّث بهذا الشام» از حدیث غدیر در شام حرف نزن، با چه دل و جرأتی داری حدیث غدیر را میگویی؟ «وأنت تسمع ملء أذنیک سب علی»؛ داری میبینی گوشهایت از سب علی بر بالای منبر پر شده است!
بعد زهری میگوید: «والله إن عندی من فضائل علی ما» به خدا قسم به قدری در فضائل علی حدیث در سینه ام است «لو تحدّثت بها لقتلت»؛ اگر این فضائل علی را برای مردم بگویم حکومت گردنم را میزند. قضیه چه است، معلوم میشود یک مطالبی بوده آقایان برای ما نقل نکردند.
در مورد احمد ابن حنبل در کتاب السنه خلال دارد:
«وأخبرنا أحمد بن محمد بن مطر أن أبا طالب حدثهم قال سألت أبا عبدالله عن قول النبي صلى الله عليه وسلم لعلي من كنت مولاه فعلي مولاه ما وجهه قال لا تكلم في هذا دع الحديث كما جاء إسناده وهذا الأثر صحيح»
السنة؛ اسم المؤلف: أبو بكر أحمد بن محمد بن هارون بن يزيد الخلال الوفاة: 311 هـ، دار النشر: دار الراية - الرياض - 1410هـ - 1989م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د.عطية الزهراني، ج2، ص348
از احمد ابن حنبل در رابطه با حدیث غدیر سوال کردند پیامش چیست؟ گفت «لا تکلم فی هذا»، اصلا حرف حدیث غدیر را نزن، «دع الحديث كما جاء»؛ تحلیل نکن پیامش چه است، اینها را رها کن بیرود.
ببینید اینها همه نشان میدهد بر این که مسئله خیلی عمیقتر از اینها بوده است. مسئله به این سادگی نیست که ما بیاییم بگوییم قضایا چنین و چنان بوده است، چرا این مباحث به دست ما نرسیده است؟
مجری:
صرفا مباحث شریعت، احکام و حتی مباحث مثلا اختلافی هم نبوده یک چیزی اصولی و مبنایی بوده است، اگر این را مطرح میکردند بنیانهایشان به باد میرفت.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
خیلی مسائل است که نمیدانیم اینها را به چه نحو باید بیان کرد، فردای قیامت آقایان چه جوابی دارند! وقتی شهاب الدین زهری میگوید من فضائلی در سینه دارم اگر بگویم لقتلت؛ جرأت هم ندارد بگوید.
کتابی که ملاحظه میفرمایید کتاب اعلام السیر النبلاء ذهبی است، در جلد سوم صفحه 489 این مطلب را دارد:
«قال عطاء بن السائب سمعت عبد الله بن شداد يقول وددت أني قمت على المنبر من غدوة إلى الظهر فأذكر فضائل علي بن أبي طالب (رضي الله عنه) ثم أنزل فيضرب عنقي»
سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة : التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج3، ص489
در رابطه با ابن الهادی عبدالله ابن شداد است میگوید این آدم کاملا ثقه و چنین و چنان است ایشان دارد عطا ابن سائب میگوید از عبدالله شداد شنیدم گفت: «وددت أني قمت على المنبر من غدوة إلى الظهر»؛ خیلی دوست دارم اول صبح که نماز صبح را خواندم، بالای منبر بیروم، چه کار کنم؟ «فأذكر فضائل علي بن أبي طالب (رضي الله عنه)» فضائل علی را بالای منبر بگویم «ثم أنزل فيضرب عنقي»؛ از منبر پایین بیایم گردنم را بزنند!
می گوید روایات عبدالله ابن شداد در کتب سته آمده «ولا نزاع فی ثقته» ببینید وضع این طوری بوده است، اینها جرأت نمیکردند فضائل علی را مطرح کنند. اگر یک آدم کوچک بود این مطالب را مطرح میکرد ما خیلی اهمیت نمیدادیم ولی یک نفر مثل شهاب الدین زهری میآید یک همچنین مسئله ای را مطرح میکند آدم احساس میکند یک مسائلی است که به دست ما نرسیده است.
اگر اینها به دست ما رسیده بود، خیلی از قضایا شاید حل میشد. دیگر کاری نمیشود کرد ما چه کار کنیم، به قول اقا امیر المؤمنین (سلام الله علیه) فرمود:
«مَا زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ وَلَدَتْنِي أُمِّي»
از روی که مادر من را به دنیا آورد مظلومیت با من قرین بوده است!
كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص105
امروز هم من قاطعانه بگویم امیر المؤمنین مظلوم است، نه ما شیعیان حق مطلب را نسبت به امیر المؤمنین (سلام الله علیه) خوب ادا کردیم و نه اهل سنت به وظیفه شان عمل کردند.
به تعبیر یکی از بزرگان غدیر باید مثل عاشورا برای مردم فرهنگ بشود. یکی از بزرگان ما صاحب کتاب دلائل الصدق قریب به این مضمون میگوید یکی از علمای اهل سنت به من گفت حضرت امام حسین 1400 سال قبل شهید شد، خدا رحمتش کند دیگر شما هر سال برایش عزاداری میکنید چه معنی دارد؟
میگوید به او گفتم ما غدیر را آسان گرفتیم شما انکار کردید، میترسیم عاشورا را آسان بگیریم شما بگویید امام حسین بیماری داشت، انفولانزا یا کرونا گرفت از دنیا رفت رحمه الله...
مجری:
و جای قاتل و مقتول را هم عوض کنند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، اینها خیلی مسائل مهم و اساسی است که متاسفانه کمتر پرداخته میشود. گرچه در این سالهای اخیر شکر خدای عالم جشن غدیر خیلی پررنگ و پر رونق شده، فرمایشاتی که مقام معظم رهبری در رابطه با غدیر بیان کردند خیلی مطالب سنگین و عمیق است اگر ما همین فرمایشات ایشان را در رابطه با غدیر خوب برای مردم شرح بدهیم و تبیین کنیم شاید از مسائل حل بشود.
مجری:
احسنتم، طیب الله انفاساکم، خیلی ممنون و متشکر، گفت (اگر درخانه کس است یک حرف بس است) تشکر میکنم از جناب استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی که امشب خدمت شان بودیم و همچنین تشکر از شما بینندگان و همراهان عزیز و ارجمند که تا پایان برنامه همراه ما بودید، تا برنامه بعد که باز در خدمت شما باشیم شما را به ایزد منان میسپارم. والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته!














