2022 December 9 - جمعه 18 آذر 1401
تحلیل و بررسی بدعت خلیفه سوم در موضوع تمام خواندن نماز مسافر
کد مطلب: ١٥١٨٨ تاریخ انتشار: ٠١ شهریور ١٤٠١ - ١٦:٠٢ تعداد بازدید: 1184
مقالات » نقد خلافت خلفا
تحلیل و بررسی بدعت خلیفه سوم در موضوع تمام خواندن نماز مسافر

بیان موضوع

یکی از کلیدی ترین و مهم ترین واجبات اسلام نماز است. خداوند ده ها آیه، به اهمیت و احکام آن اختصاص داده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله در طی سال های طولانی، آن را علنی و به جماعت اقامه کرده است. با کنار نهادن امیرمومنان علی علیه السلام از ولایت و سرپرستی دین و جامعه اسلامی، صدمات مهلکی به پیکره اسلام وارد شد و انحرافات بزرگی در دین اسلام به وجود آمد. احکام عبادی همانند نماز و روزه و حج و ... بازیچه دستگاه حکومت های غاصب شد.

محمد بن ادریس شافعی امام مذهب شافعیه، در کتاب «الام» خود از زبان عبدالله بن زبیر روایت می کند:

« أخبرنا الرَّبِیعُ قال أخبرنا الشَّافِعِیُّ قال أخبرنا إبْرَاهِیمُ عن وَهْبِ بن کَیْسَانَ قال رأیت بن الزُّبَیْرِ یَبْدَأُ بِالصَّلَاةِ قبل الْخُطْبَةِ ثُمَّ قال کُلُّ سُنَنِ رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم قد غُیِّرَتْ حتى الصَّلَاةِ»

«... وهب بن کیسان گفت: عبدالله بن زبیر را دیدم که نماز(عید) را قبل از خطبه آن شروع کرد و سپس گفت: همه سنت های رسول خدا صلی الله علیه و آله بی شک تغییر یافته است حتی نماز!»

محمد بن إدریس الشافعی أبو عبد الله، الأم، ج1، 235، دار المعرفة، 1393، مکان النشر بیروت،4 جلد

در این میان نماز یکی از واجباتی بود که بیشترین بدعت ها و تغییرات در آن صورت گرفت به گونه ای که بر اساس اعترافات و مدارک اهل سنت، صحابه عمدا در برخی از شروط و قیود نماز را ترک می کردند. احمد بن حنبل و ابن ابی شیبه که از شیوخ بخاری هستند، روایتی ذکر کرده اند که:

«... 19585 - حَدَّثَنَا وَکِیعٌ حَدَّثَنَا إِسْرَائِیلُ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ عَنْ الْأَسْوَدِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ قَالَ أَبُو مُوسَى الْأَشْعَرِیُّ لَقَدْ ذَکَّرَنَا عَلِیٌّ رَضِیَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ صَلَاةً صَلَّیْنَاهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَإِمَّا أَنْ نَکُونَ نَسِینَاهَا وَإِمَّا أَنْ نَکُونَ تَرَکْنَاهَا عَمْدًا یُکَبِّرُ کُلَّمَا رَکَعَ وَإِذَا سَجَدَ وَإِذَا رَفَعَ» تعلیق شعیب الأرنؤوط : حدیث صحیح

«... ابوموسی اشعری می­گوید: علی علیه السلام در روز جمل برای ما نماز خواند. با نماز ما را یاد نماز رسول الله صلی الله علیه و آله انداخت. نمازی که ما آن را فراموش کرده بودیم و یا اینکه ما عمدا آن را ترک کرده بودیم!...»

أحمد بن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 32، ص: 356، محقق: شعیب الأرنؤوط وآخرون، مؤسسة الرسالة،الطبعة: الثانیة 1420هـ ، 1999م، عدد الأجزاء : 50

عبسی الکوفی، المُصَنَّف،ج 2، ص:426، أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة، دار القبلة، المحقق: محمد عوامة، عدد الأجزاء : 21

بالاتر از این، در یکی از معتبر ترین اسناد روایی اهل سنت آمده است که بعد از درگذشت رسول خدا صلی الله علیه و آله فتنه بر مسلمین چیره گردید؛ تا جایی که مومنین حقیقی از ترس و خوف، نماز خود را پنهانی و مخفیانه اقامه می کردند:

«23307 - حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا أبو معاویة ثنا الأعمش عن شقیق عن حذیفة قال قال رسول الله صلى الله علیه و سلم : أحصوا لی کم یلفظ الإسلام قلنا : یا رسول الله أتخاف علینا ونحن ما بین الستمائة إلى السبعمائة قال : فقال : إنکم لا تدرون لعلکم أن تبتلوا قال : فابتلینا حتى جعل الرجل منا لا یصلی إلا سرا. تعلیق شعیب الأرنؤوط : إسناده صحیح على شرط الشیخین»

« ... حذیفه [از بزرگ ترین اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله] می گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: به من بگویید که چه شماری به اسلام اقرار می نمایند. به آن حضرت گفتیم: آیا بر ما ترس دارید در حالی که ما میان ششصد تا هفتصد نفر هستیم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: شما نمی دانید شاید مورد فتنه و امتحان قرار گیرید! حذیفه گفت: ما مورد امتحان و فتنه واقع شدیم؛ تا جایی که مردی از ما به خاطر ترس و بیم، نماز نمی خواند مگر پنهانی و در خفا!».

شعیب ارنووط، در پاورقی­اش بر این روایت می نویسد: «اسنادش بر اساس معیارهای شیخین [بخاری و مسلم] صحیح است.

أبو عبدالله الشیبانی، أحمد بن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج5 ، ص 384، ناشر: مؤسسة قرطبة، قاهرة، شش جلد، به همراه تعلیقات شعیب الأرنؤوط.

این حقیقت را مسلم نیشابوری نیز در صحیحش ذکر کرده است:

«149 حدثنا أبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَةَ وَمُحَمَّدُ بن عبد اللَّهِ بن نُمَیْرٍ وأبو کُرَیْبٍ واللفظ لِأَبِی کُرَیْبٍ قالوا حدثنا أبو مُعَاوِیَةَ عن الْأَعْمَشِ عن شَقِیقٍ عن حُذَیْفَةَ قال کنا مع رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فقال أَحْصُوا لی کَمْ یَلْفِظُ الْإِسْلَامَ قال فَقُلْنَا یا رَسُولَ اللَّهِ أَتَخَافُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ ما بین الستمائة إلى السبعمائة قال إِنَّکُمْ لَا تَدْرُونَ لَعَلَّکُمْ أَنْ تُبْتَلَوْا قال فَابْتُلِیَنَا حتى جَعَلَ الرَّجُلُ مِنَّا لَا یُصَلِّی إلا سِرًّا»

«... از حذیفه نقل است که گفت: ما همراه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بودیم که فرمود: مسلمانان چند نفر هستند؟گفتیم یا رسول الله با وجود این ششصد تا هفتصد نفر باز هم به خاطر ما بیمناک هستید؟ فرمود شما نمی دانید عده ای آزمایش می شوند و به بلا گرفتار آیند،حذیفه گفت: چنان به بلا گرفتار شدیم که هر کس نمازش را مخفیانه می خواند»

قشیری نیشابوری، مسلم بن الحجاج، صحیح مسلمف ج1، ص: 131، دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی

کار امت اسلامی به جایی رسیده بود که بعد از گذشت تنها چند سال از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله، اکثریت صحابه نماز پیامبر صلی الله علیه و آله را به فراموشی سپردند. امیر المومنین علیه السلام در شهر بصره بعد از آنکه فتنه جمل را کور کرد نماز جماعت اقامه کرد. عمران بن حصین که از صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله است، در نماز جماعت حاضر بود. بعد از اتمام نماز او دست دوست و همراه خود، مطرّف را گرفت و گفت: نماز این مرد خاطره نماز هایی که با رسول الله صلی الله علیه و آله اقامه کرده بودم را زنده کرد. بخاری در صحیح اش روایت می کند:

«751 - حدثنا إسحاق الواسطی قال حدثنا خالد عن الجریری عن أبی العلاء عن مطرف عن عمران بن حصین قال: صلى مع علی رضی الله عنه فی البصرة فقال ذکرنا هذا الرجل صلاة کنا نصلیها مع رسول الله صلى الله علیه و سلم فذکر أنه کان یکبر کلما رفع وکلما وضع»

«مطرف از عمران بن حصین روایت می کند: با علی علیه السلام در بصره نماز خواندیم. عمران گفت: این مرد[یعنی مولای متقیان علی علیه السلام] نمازی را که با رسول خدا صلی الله علیه و آله می خواندیم، یادآوری کرد! او یاد ما آورد که رسول الله صلی الله علیه و آله در هر ایستادن و نشستنی تکبیر می گفت!»

بخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله، الجامع الصحیح المختصر،ج1، ص 271، دار ابن کثیر ، الیمامة، بیروت، چاپ سوم، 1407 – 1987، شش جلد

این انحرافات و بدعت ها باعث اختلاف شدید مسلمانان در احکام عبادی شد. اختلاف شدید فقه شافعی با فقه حنفی در مساله نماز – دو مذهب مهم اهل سنت- شاهد این ماجرا است. ذهبی ماجرای نماز خواندن «ابوبکر فَقّال» [از فقهای مذهب شافعی] را بر اساس مذهب حنفی اینگونه نقل می کند:

«... وَذکر إِمَامُ الحَرَمَیْنِ أَنَّ مَحْمُوْدَ بنَ سُبُکْتِکِیْن کَانَ حَنَفِیّاً یُحِبُّ الحَدِیْثَ، فَوَجَد کَثِیْراً مِنْهُ یُخَالِفُ مَذْهَبَهُ، فجمعَ الفُقَهَاء بِمَرْو، وَأَمر بِالبحثِ فِی أَیّمَا أَقوَى مَذْهَبُ أَبِی حَنِیْفَةَ أَوِ الشَّافِعِیّ. قَالَ:فَوَقَعَ الاَتِّفَاق عَلَى أَنْ یُصَلُّوا رَکْعَتَیْنِ بَیْنَ یَدَیْهِ عَلَى المَذْهَبین. فَصَلَّى أَبُو بَکْرٍ القَفَّال بوُضوءٍ مُسْبغٍ وَستْرَةٍ وَطَهَارَةٍ وَقِبْلَةٍ وَتَمَّامِ أَرکَانٍ لاَ یُجَوِّزُ الشَّافِعِیُّ دونهَا، ثُمَّ صَلَّى صَلاَةً عَلَى مَا یُجَوِّزُهُ أَبُو حَنِیْفَة، فَلَبِسَ جِلْد کلبٍ مَدبوَغاً قَدْ لُطِخَ رُبُعُه بِنَجَاسَةٍ، وَتَوَضَّأَ بنَبِیْذ، فَاجْتَمَعَ عَلَیْهِ الذُّبَّان، وَکَانَ وُضوءاً مُنَکّساً، ثُمَّ کبّر بِالفَارسیَّة، وَقرأَ بِالفَارسیَة، دَوْبَرْکَک سَبْز، وَنَقَر وَلَمْ یَطْمئنَّ وَلاَ رَفَعَ مِنَ الرُّکُوع، وَتَشَهَّدَ، وَضَرَطَ بِلاَ سَلاَم. فَقَالَ لَهُ:إِنْ لَمْ تکن هَذِهِ الصَّلاَةُ یُجِیزُهَا الإِمَامُ، قَتَلْتُکَ. فَأَنکرت الحَنَفِیَّةُ الصَّلاَةَ، فَأَمر القَفَّال بِإِحضَار کُتُبِهم، فَوُجِدَ کَذَلِکَ...».

«... امام الحرمین می گوید محمود بن سبکتکین حنفی مذهب بود که حدیث را نیز دوست می داشت. او بسیاری از اطرافیانش را مخالف مذهب خود یافت. به همن دلیل فقها را در مرو گرد آورد و آنها را دستور به بحث و مناظره داد تا روشن شود کدامیک از مذاهب ابوحنیفه یا شافعی قوی تر است. او می گوید: فقها بر این امر اتفاق نمودند که هر کدام بر اساس مذهب خود، دو رکعت نماز به جای آورند! ابوبکر قفال با یک وضوی جانانه (اعضای وضو را به خوبی شستشو داده بود] و با پوشش صحیح و طهارت و رو به سمت قبله و با رعایت همه ارکان نمازبر اساس فقه شافعی، نماز اقامه کرد! سپس یک نماز دیگر بر اساس فقه ابوحنیفه به جای آورد! و برای این نماز پوست سگ دباغی شده را پوشید که چهارگوشه آن با نجاست آمیخته شده بود. با شراب انگور وضو گرفت. از کثیفی مگس ها دور او می چرخیدند. و او وضویش را بر عکس گرفت(ابتدا مسح کشید و بعد دست و صورت را شست) تکبیرش را به فارسی گفت. به جای سوره حمد معنی یک آیه قرآن(دو برگ سبز) را گفت. حالت طمانینه نداشت و با لرزش نماز می خواند و از رکوع مستقیم به سجد رفت.و تشهد گفت و به جای سلام نماز، از خود باد شکم صدا دار خارج کرد. محمود بن سبکتکین به ابوبکر گفت: اگر این نمازی که خواندی را امام ابوحنیفه جایز نداند، تو را می کشم! علمای حنفی نیز این نماز را منکر شدند! ابوبکر قفال درخواست کرد کتاب های فقهی احناف را حاضر کنند. او این نماز کذایی را از کتاب های آنها نشان داد ... .»

ذهبی، شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد، سیر أعلام النبلاء،ج:33، ص: 481، مؤسسة الرسالة، 23 جلد

تبیین محل نزاع

یکی از مهم ترین بدعت هایی که عثمان در سال های آخر خلافت خود مرتکب شد، تمام خواندن نماز در مسافرت است. از زمان وقوع این بدعت، برخی از فقهای اهل سنت در صدد توجیه و دفاع از خلیفه سوم برآمدند. در این نوشتار ابتدا به ادله ای که این بدعت را ثابت می کند اشاره می کنیم. در ادامه توجیهاتی که برای دفاع از عثمان ذکر شده است را مطرح می کنیم و آن را مورد نقد و چالش جدی قرار می دهیم. بعد از پرداختن به آثار فقهی بدعت گذاری عثمان، به ریشه یابی تثبیت بدعت عثمان در میان اهل سنت اشاره می کنیم و در آخر کتاب ها و منابع فقهی که این امر را به دقت بررسی کرده اند، اشاره می کنیم.

ادله قائلین به وجوب قصر و بدعت بودن عمل عثمان

ادله قائلین به وجوب قصر و به تبع آن، بدعت بودن کامل خواندن نماز در مسافرت توسط عثمان، شامل استدلال بر اساس ادله قرآنی، روایات نبوی، عمل اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و ادله لبی و عقلایی است که در ادامه بدان پرداخته می شود.

آیه مبارکه 101 سوره نساء

یکی از مستندات مورد بحث در این مساله آیه 101 سوره نساء است. خداوند در این آیه می فرماید:

«وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذینَ کَفَرُوا إِنَّ الْکافِرینَ کانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبینا»

و چون در زمین سفر کردید اگر بیم داشتید که آنان که کفر ورزیده‏ اند به شما آزار برسانند گناهى بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید چرا که کافران پیوسته براى شما دشمنى آشکارند (نساء/۱۰۱)

هر چند ظاهر بدوی و ابتدایی این آیه دلالتی بر وجوب قصر ندارد، ولی با توجه به فضای نزول آیه روشن می شود که تقصیر و شکسته نماز خواندن امری واجب است. برای روشن شدن این امر می گوییم:

مقدمه اول: یکی از مهم ترین قواعد محاوره در سیره و روش عقلاء برای به دست آوردن مراد جدی متکلم، توجه به همه قرائن اعم از قرائن متصل و منفصل لفظی، حالی، مقامی و رفتاری است. عدم توجه به این قرائن ممکن است ما را در فهم صحیح مراد جدی متکلم به اشتباه اندازد. این امر از مسلمات فهم و استظهار در میان همه زبان ها و ادیان است.

مقدمه دوم: توجه به پیش زمینه های ذهنی مخاطب و ویژگی های او نقش مهمی در فهم مراد جدی متکلم حکیم دارد. برای مثال اگر بیماری نزد پزشک برود، در ذهن خود این توهم را داشته باشد که واکسن زدن دارای معایب و ضرر های فراوان است، دکتر نیز برای درمان بیمار واکسن زدن را ضروری تشخیص بدهد، ابتدا او برای از بین بردن توهم غلط ضرر داشتن واکسن زدن به بیمار می گوید: «اشکالی در واکسیناسیون نیست» و بعد از گفتن این جمله و رفع توهم ذهنی مخاطب، اقدام عملی به واکسن زدن و درمان او می کند. با توجه به این امر، هیچ عاقلی به سخن پزشک «اشکالی در واکسیناسیون نیست» برای نفی وجوب و ضرورت واکسن زدن استدلال نمی کند بلکه این جمله را مقدمه ای برای انجام دادن واکسن زدن به عنوان یک امر ضروری و واجب تلقی می کند. عقلاء با استناد به این اقدام عملی دکتر، وجوب و ضرورت واکسن زدن را استظهار می کنند.

در بحث شکسته خواندن نماز های چهار رکعتی، این اندیشه و توهم در نزد بسیاری وجود دارد که در اطاعت الهی سستی کرده اند و نماز کمتری را به جای آورده اند به همین دلیل بسیاری از مردم احساس گناه می کنند یا اینکه فکر می کنند، با بیشتر نماز خواندن در این فرض(نماز چهار رکعتی به جای دو رکعتی) ثواب بیشتری نصیب آنها می شود. به خاطر همین امر خداوند برای از بین بردن این توهمات فرموده است که شما در مسافرت نماز 4 رکعتی را اگر دو رکعت بخوانید، گناهی بر شما نیست.

شایان توجه است که این توهمات حتی در زمان ما نیز وجود دارد. توجه به استفتاء زیر از علمای اهل سنت این امر را ثابت می کند:

« سوال: (۲۲۰۳) یک مسافر حنفی درنماز قصر ننمود وقتی که از او پرسش بعمل آمد او گفت هرگاه نماز را قصر اداء کنم چنین برایم معلوم میشود مثلیکه قطعا نماز را اداء نکرده باشم واطتبان قلبی برایم فراهم نمیشود پس ناگزیر قمر نمی نمایم و مجبورا بر قول امام شافعی رحمة الله عمل می نمایم بناء آیا در آن صورت نماز این مسافر شد یا نه؟

جواب: مسافر موصوف این عمل قبیح ربد را انجام نمود و در آن مورد برای او بر مذهب شافعی عمل نمودن درست نیست و موافق مذهب خود حتما قصر بکنند وقصر نمودن واجب است... »

فتاوای دارالعلوم دیوبند ج4ص383...

همچنین پاسخ محمد شفیع عثمانی در معارف القرآن به سوالی که از او شده است، جالب توجه است:

وقتی که شما در زمین سفر کنید پس بر شما در این باره گناهی نیست بلکه لازم است که شما رکعات نماز ظهر و عصر و عشا را قصر کنید یعنی به جای چهار رکعت دو رکعت بخوانید...

احکام قصر و سفر

مسئله وقتی که سفر خاتمه یافت و مسافر به مقصد رسید اگر در آنجا بر کمتر از پانزده روز اراده اقامت کند آن هم در حکم سفر است. نمازهای چهارگانه دو رکعت خوانده می شوند که به آن ، قصر، گفته می شود

مسئله اگر در سفر خطری هم نباشد باز هم نماز قصر خوانده می شود.

مسئله در دل بعضی مردم در خواندن نماز قصر به جای تمام، وسوسه گناه پدید می آید، این درست نیست؛ زیرا که قصر هم حکم شرع است که بر عمل کردن به آن گناهی نخواهد شد بلکه ثواب می رسد.

معارف القرآن مفتی محمد شفیع عثمانی ج14 ص 133...

یکی از فقهای شیعه نیز به این مطلب استدلال کرده است:

«ثمّ إنّ من زعم انّ القصر رخصة تمسّک بظاهر الآیة و هو قوله سبحانه فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ، و لکنّه غفل عن أنّ هذا التعبیر لا یدلّ على مقصوده، لأنّ الآیة وردت فی مقام رفع توهم الحظر، فکأنّ المخاطب یتصوّر انّ القصر إیجاد نقص فی الصلاة و هو أمر محظور، فنزلت الآیة لدفع هذا التوهم، لتطیب النفس بالقصر و تطمئن إلیه. و لیس ذلک بغریب فقد ورد مثله فی قوله سبحانه إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللّهَ شاکِرٌ عَلِیمٌ. فان المسلمین لمّا أرادوا الطواف بین الصفا و المروة فی عمرة القضاء شاهدوا وجود الأصنام فوق الصفا و المروة، فتحرّج المسلمون من الطواف بینهما، فنزل قوله سبحانه إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ»

«کسانی که گمان باطل کرده اند که شکسته خواندن نماز امری جایز [و نه واجب] است به ظاهر آیه که فرموده است« فلیس علیکم جناح» تمسک کرده اند ولی از این نکته غفلت کرده اند که این تعبیر هیچ دلالتی بر جواز ندارد زیرا آیه در مقام رفع توهم حظر وارد شده است. گویا مخاطبین آیه تصور می کردند که شکسته خواندن نماز نقص و عیبی در نماز ایجاد می کند و آن امری محظور و ممنوع است. این آیه با این تعبیر برای رفع این توهم نازل شده است تا اینکه نمازگزار متوهم، با خیال آسوده و اطمینان خاطر نمازش را شکسته اقامه کن. این برداشت دور از وادی نیست زیر مثل آن در آیات دیگر نیز وارد شده است. خداوند در سوره (بقره/158) می فرماید: «در حقیقت صفا و مروه از شعایر خداست [که یادآور اوست] پس هر که خانه [خدا] را حج کند یا عمره گزارد بر او گناهى نیست که میان آن دو سعى به جاى آورد و هر که افزون بر فریضه کار نیکى کند خدا حق شناس و داناست» مسلمانان زمانی که می خواستند بین صفا و مروه در عمره قضاء سعی کنند، مشاهده کردند که بالای کوه صفا و مروه دو بت قرار دارد به همین دلیل برای حرج میان این دو مکان، حرج و سختی افتادند[ و فکر کردند طواف میان این دو بت حرام است و اشکال شرعی دارد] به همین دلیل این آیه بقره سوره 158 نازل شد».

تبریزى، جعفر سبحانى، الإنصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ج‌1، ص: 327، 3 جلد، مؤسسه امام صادق علیه السلام، قم - ایران، اول، 1423 ه‍ ق

مقدمه سوم: بر اساس آیات قرآن، رسول خدا صلی الله علیه و آله تبیین کننده آیات قرآن است. خداوند در دو جای سوره نحل می فرماید:

«بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ‏»

[زیرا آنان را] با دلایل آشکار و نوشته ‏ها [فرستادیم] و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى و امید که آنان بیندیشند. «النحل: 44»

«وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُون»‏

و ما [این] کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف کرده‏ اند براى آنان توضیح دهى و [آن] براى مردمى که ایمان مى ‏آورند رهنمود و رحمتى است. « النحل: 64»

رسول الله صلی الله علیه و آله که وظیفه تبیین آیات الهی را بر به اذن الهی بر عهده دارد، خود باید از مراد جدی آیات الهی آگاه باشد و الا نقض غرض لازم می آید. یعنی خداوند وظیفه تبیین را بر عهده کسی قرار بدهد که او علم و دانش و صلاحیت آن را نداشته باشد و این از حکمت الهی به دور است. بر این اساس تبیین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کاشف از مراد جدی آیات الهی است.

در ادامه مباحث ذکر خواهد شد که بر اساس روایات قطعی و متواتر شیعه و اهل سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله نمازهای چهار رکعتی را در مسافرت، به صورت وجوبی و فرض، دو رکعت اقامه کردند و بدان دستور دادند و هیچ گاه در مسافرت، نماز 4 رکعتی اقامه نکرد و تا زمان وفات خود آن را به صورت قصر و شکسته به جای آورد.

نتیجه گیری: با توجه به تبیین رسول خدا صلی الله علیه و آله و قرینه رفع توهم حظر و گناه تلقی کردن شکسته نماز خواندن در مسافرت، آیه مورد بحث هیچ ظهوری در جواز و ترخیص ندارد. اینگونه نیست که برای مکلف جایز باشد که نمازش را شکسته بخواند یا اینکه اختیار داشته باشد یا کامل بخواند یا شکسته بلکه او فقط باید نماز را شکسته بخواند.

این نتیجه گیری را امام باقر علیه السلام در پاسخ به دو تن از فقها و محدثین بزرگ شیعه بیان فرموده است:

1265- رُوِیَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُمَا قَالا قُلْنَا لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام مَا تَقُولُ فِی الصَّلَاةِ فِی السَّفَرِ کَیْفَ هِیَ وَ کَمْ هِیَ‏ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ‏ وَ إِذا ضَرَبْتُمْ‏ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ فَصَارَ التَّقْصِیرُ فِی السَّفَرِ وَاجِباً کَوُجُوبِ التَّمَامِ فِی الْحَضَرِ قَالا قُلْنَا إِنَّمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ‏ وَ لَمْ یَقُلْ افْعَلُوا فَکَیْفَ أَوْجَبَ ذَلِکَ کَمَا أَوْجَبَ التَّمَامَ فِی الْحَضَرِ فَقَالَ علیه السلام أَ وَ لَیْسَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ- فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما أَ لَا تَرَوْنَ أَنَّ الطَّوَافَ بِهِمَا وَاجِبٌ مَفْرُوضٌ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذَکَرَهُ فِی کِتَابِهِ وَ صَنَعَهُ نَبِیُّهُ صلی الله علیه و آله وَ کَذَلِکَ التَّقْصِیرُ فِی السَّفَرِ شَیْ‏ءٌ صَنَعَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله وَ ذَکَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ فِی کِتَابِهِ‏...»

ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه ج‏1، ص: 435 و 434، قم، چاپ: دوم، 1413 ق.

1265- از زراره و محمّد بن مسلم روایت کرده‏اند که گفتند: به امام باقر علیه السّلام عرض کردیم: در مورد نماز در سفر چه میفرمائید چگونه و چند رکعت است؟ آن حضرت فرمود: همانا خداوند عزّ و جلّ میفرماید: «وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ‏- الآیة» (یعنى: و هر گاه در زمین سفر کنید بر شما حرجى نیست که نماز را کوتاه کنید یا از آن بکاهید) پس قصر کردن نماز در سفر واجب مى‏شود همان گونه که تمام گزاردن نماز در حضر واجب است، گویند: گفتیم: خداوند عزّ و جلّ می فرماید:

«بر شما حرجى نیست» و نمی فرماید: چنین کنید (یعنى بلفظ امر نفرموده قصر کنید که دلالت بر وجوب نماید) پس چگونه قصر و کوتاه ساختن در سفر همانند تمام کردن نماز در حضر واجب باشد؟ آن حضرت فرمود: مگر خداوند عزّ و جلّ در سعى میان صفا و مروه نفرموده: فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما (یعنى: هر که حج یا عمره کند حرجى نیست بر او که سعى صفا و مروه کند) آیا نمى‏بینید که سعى صفا و مروه واجب است زیرا خداوند عزّ و جلّ در کتاب خود آن را ذکر فرموده و پیامبرش در بیان آیه سعى میان صفا و مروه را بفعل آورده است، و بهمین ترتیب کوتاه ساختن نماز در سفر عملى است که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بکار بسته و خداوند تعالى بهمان لفظ در کتاب خود آن را ذکر فرموده است...»

ابن بابویه، محمد بن على، ترجمه من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص: 110، تهران، چاپ: اول، 1367ش.

نقد مستدلین به ظاهر آیه برای بیان ترخیص نماز چهار رکعتی در میان علمای اهل سنت:

مبارکفوری در نقد برخی از فقهای اهل سنت که به ظاهر آیه و عبارت لا جناح، استدلال کرده اند می گوید:

وأجیب بأن الایة وردت فی قصر الصفة فی صلاة الخوف لا فی قصر العدد لما علم من تقدم شرعیة قصر العدد

به این استدلال جواب داده شده است که همانا این آیه برای قصر صفت نماز در خوف وارد شده است نه قصر تعداد رکعات چون دانسته شد که قصر بودن تعداد رکعات نماز در مسافرت، [بر اساس سنت نبوی] بیان شده بود.

مبارکفوری، محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم، تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج3، ص: 86، دار الکتب العلمیة – بیروت، ده جلدی

این فقیه اهل سنت، قید لا جناح را بی ارتباط با قصر رکعات نماز می داند و متعلق آن را قصر اوصاف نماز در حالت خوف می داند. زیرا در نماز خوف برخی از واجبات و اجزای نماز از وجوب ساقط می شود.

شنقیطی از مفسرین برجسته اهل سنت در رد قائلین به جواز می نویسد:

«وأجاب أهل القول الأول عن حجج هؤلاء قالوا : إن قوله تعالى : «فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصلاة» [ النساء : 101 ] فی صلاة الخوف کما قدمنا فلا دلیل فیه لقصر الرباعیة قالوا : ولو سلمنا أنه فی قصر الرباعیة فالتعبیر بلفظ: «فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ» [ البقرة : 233 ] لا ینافی الوجوب کما اعترفتم بنظیره فی قوله تعالى:«إِنَّ الصفا والمروة مِن شَعَآئِرِ الله فَمَنْ حَجَّ البیت أَوِ اعتمر فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا» [ البقرة : 158 ] لأن السعی فرض عند الجمهور»

قائلین به وجوب از ادله قائلین به جواز پاسخ می دهند که: همانا ظاهر آیه 101 سوره نساء، همانطور که گذشت، برای نماز خوف است. پس هیچ دلیلی از قرآن که ثابت کند در نماز می توانیم و جایز است که دور کعتی بخوانیم نیست. دلیل بعدی آنها این است که بر فرض که قبول کنیم این آیه برای قصر در تعداد رکعات است، تعبیر به عبارت «فلا جناح علیکم» در آیه 233 سوره بقره منافاتی با وجوب قصر در نماز ندارد. زیرا مشابه آن، در آیه 158سوره بقره وارد شده است که آن دلالت بر وجوب سعی بین صفا و مروه دارد به این مطلب قائلین به جواز نیز معترف هستند. زیرا در نزد جمهور اهل سنت، سعی میان صفا و مروه واجب و فرض است.

شنقیطی، محمد الأمین بن محمد، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ج1، ص: 268، تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، دار الفکر للطباعة والنشر،بیروت، 1415هـ - 1995مف 9 جلد

بدعت گزار بودن عائشه و خوارج به دلیل استناد به ظاهر قرآن بدون توجه به سنت نبوی

اصل شکسته و قصر خواندن نماز در مسافرت امری مسلم و قطعی است که روایات متواتر شیعه و اهل سنت آن را تایید می کند. ابن قدامه مقدسی از فقهای بزرگ اهل سنت بعد از اشاره به آیه قرآن و طرح اجماع، ادعای تواتر روایات در این موضوع را می کند:

«... وأما السنة فقد تواترت الأخبار أن رسول الله صلى الله علیه وسلم کان یقصر فی أسفاره حاجا ومعتمرا وغازیا...».

«... دلیل از سنت، روایات متواتری است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم درتمام سفرهای حج، عمره و جنگها نمازش را شکسته می‌خواندند...».

المقدسی الحنبلی، ابومحمد عبد الله بن أحمد بن قدامة (متوفاى620هـ)، المغنی فی فقه الإمام أحمد بن حنبل الشیبانی، ج 2 ، ص 47، ناشر: دار الفکر - بیروت، الطبعة: الأولى، 1405هـ.... .

ابن رشد قرطبی در بدایة المجتهد جواز قصر نماز در مسافرت را امری اتفاقی و مورد اجماع علما می داند و تنها مخالف را قول شاذ و متروک عائشه می داند که او جواز قصر خواندن نماز در مسافرت را مقید به سفرهای همراه با خوف کرده است:

والسفر له تأثیر فی القصر باتفاق وفی الجمع باختلاف. أما القصر فإنه اتفق العلماء على جواز قصر الصلاة للمسافر إلا قول شاذ وهو قول عائشة وهو أن القصر لا یجوز إلا للخائف لقوله تعالى: {إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا} وقالوا: إن النبی علیه الصلاة والسلام إنما قصر لأنه کان خائفا»

«... مسافرت در شکسته خواندن نماز با اتفاق علما موثر است ولی تاثیر آن در جمع خواندن نماز ها اختلافی است. اما در شکسته خواندن نماز ها آن است که علما اتفاق دارند که بر مسافر جایز است نمازش را شکسته بخواند مگر قول شاذ و متروکی که آن قول عائشه است. این قول شکسته خواندن نماز را جایز نمی داند مگر در صورت وجود خوف. مستند آن ظاهر سخن خداوند در قرآن است که گفته: «اگر بیم داشتید که آنان که کفر ورزیده‏ اند به شما آزار برسانند» و قائلین این قول می گویند رسول الله صلی الله علیه و آله فقط نمازش را به این دلیل قصر کرد که خوف داشت».

ابن رشد قرطبی، أبو الولید محمد بن أحمد، بدایة المجتهد و نهایة المقتصد،ج1، ص 166، مطبعة مصطفى البابی الحلبی وأولاده، مصر، چاپ چارم، 1395هـ/1975م

جالب این جاست که ابن تیمیه حرانی در واکنش به قول عائشه، می گوید:

«... فمن أهل البدع من قال لا یجوز قصر الصلاة إلا فى حال الخوف حتى روى الصحابة السنن المتواترة عن النبى صلى الله علیه وسلم فى القصر فى سفر الأمن وقال إبن عمر صلاة السفر رکعتان من خالف السنة فقد کفر فإن من الخوارج من یرد السنة المخالفة لظاهر القرآن مع علمه بأن الرسول سنها...»

«... از اهل بدعت کسانی هستند که می گویند: تنها در حال خوف نماز قصر می شود تا جایی که اگر از صحابه روایات متواتری نقل شده که در سفر امن و بدون خوف نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله نمازش را قصر می‌خوانده است![ نهایت لجاجت با سنت نبوی] این در حالی است که ابن عمر گفته است: نماز در سفر دو رکعت است و هر که سنت را مخالفت کند کافر است. در میان خوارج کسانی هستند که سنت مغایر با معنای ظاهری قرآن را رد می کنند، هر چند می دانند که رسول خدا آن را [جواز قصر] به عنوان سنت تشریع کرده است».

کتب ورسائل وفتاوى ابن تیمیة فی الفقه ج 22 ص 90...

با در نظر گرفتن کلام ابن تیمیه و قول عائشه، به دست می آید که از نظر ابن تیمیه، عائشه همردیف خوارج، فردی بدعت گذار در دین است! و بر اساس روایات شیعه و اهل سنت، فرد بدعت گذار، گمراه و در آتش جهنم است.

روایات نبوی

یکی از ادله بسیار روشن واجب و فرض بودن شکسته نماز خواندن در مسافرت، روایات نبوی است. این روایاتاز طرق متعدد و از صحابه بسیاری در کتب اهل سنت وارد شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

روایات نبوی از طریق امیرالمومنین علیه السلام

« حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِی دَاوُدَ، قَالَ: ثنا عَمْرُو بْنُ خَالِدٍ، قَالَ: ثنا ابْنُ لَهِیعَةَ، عَنْ مُوسَى بْنِ أَیُّوبَ، عَنْ عَمِّهِ إِیَاسِ بْنِ عَامِرٍ أَنَّهُ سَمِعَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ، رَضِیَ اللهُ عَنْهُ یَقُولُ: " فَرَضَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَرْبَعَ صَلَوَاتٍ: صَلَاةَ الْحَضَرِ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ , وَصَلَاةَ السَّفَرِ رَکْعَتَیْنِ , وَصَلَاةَ الْکُسُوفِ رَکْعَتَیْنِ وَصَلَاةَ الْمَنَاسِکِ رَکْعَتَیْنِ»

امیرالمومنین علیه السلام می گوید: رسول الله صلی الله علیه و آله چهار نماز را فرض و واجب کرد: نماز در وطن چهارکعت، نماز در مسافرت دو رکعت، نماز کسوف و آیات دو رکعت، نماز مناسک حج دو رکعت!

شرح معانی الآثار المؤلف: أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة بن عبد الملک بن سلمة الأزدی الحجری المصری المعروف بالطحاوی (المتوفى: 321هـ) (1/ 329)...

بدرالدین عینی برای روایت فوق یک موید از شرح طحاوی ذکر می کند:

«ویؤید ذلک ما رواه الطحاوی ( عن علی رضی الله تعالى عنه، أنه کان یقول : فرض النبی صلى الله علیه وسلم أربع صلوات : صلاة الحضر أربع رکعات ، وصلاة السفر رکعتین »

«این روایت را آنچه که طحاوی از حضرت علی علیه السلام روایت شده است: همانا او می گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله چهار نماز را واجب کرد نماز در وطن چهار رکعت، و نماز در سفر دو رکعت...»

عمدة القاری شرح صحیح البخاری ج 7 ص 72 ، اسم المؤلف: بدر الدین محمود بن أحمد العینی الوفاة: 855هـ ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت...

عینی در کتاب دیگرش همین روایت را نقل کرده و بررسی سندی هم انجام شده است:

حدثنا ابن أبی داود، قال: ثنا عمرو بن خالد، قال: ثنا ابن لهیعة، عن موسى بن أیوب، عن عمه إیاس بن عامر، أنه سمع علی بن أبی طالب - رضی الله عنه - یقول: "فرض النبی - علیه السلام - أربع صلوات، صلاة الحضر أربع رکعات، وصلاة السفر رکعتین، وصلاة الکسوف رکعتین، وصلاة المناسک رکعتین".

ش: عمرو بن خالد بن فروخ أبو الحسن الجزری الحرانی نزیل مصر وشیخ البخاری، قال العجلی: مصری ثبت ثقة.

وعبد الله بن لهیعة المصری وإن کان فیه مقال فقد وثقه أحمد وکفى به شاهدًا.

وموسى بن أیوب بن عامر الغافقی المصری، وثقه یحیى وأبو داود وابن حبان، وروى له أبو داود والنسائی فی "مسند علی" وابن ماجه.

وإیاس بن عامر الغافقی المصری، وثقه ابن حبان، وروى له هؤلاء.

نخب الأفکار فی تنقیح مبانی الأخبار فی شرح معانی الآثار (5/ 335) المؤلف: أبو محمد محمود بن أحمد بن موسى بن أحمد بن حسین الغیتابى الحنفى بدر الدین العینى (المتوفى: 855هـ) المحقق: أبو تمیم یاسر بن إبراهیم الناشر: وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامیة – قطر

تقریب استدلال: بسیار روشن است که عبارت«فرض النبی صلی الله علیه و آله» ظهور در وجوب نماز به صورت شکسته برای کسی که در سفر است، دارد. این ظهور امر با همردیف شدن عبارت «وصلاة السفر رکعتین» با عبارت«صلاة الحضر أربع رکعا» قطعی و نص می شود زیرا احدی در واجب بودن نماز در وطن و حضر، به صورت چهار رکعت شکی ندارد. نماز مسافر دو رکعتی نیز به این امر بدیهی و مسلم عطف شده است.

نکته دیگر حقیقت جالبی است که طبری در تاریخش ذکر کرده است. او با اشاره به اعتراض بسیاری از صحابه و امیرالمومنین علیه السلام به این بدعت عثمان، به اعتراف عثمان اشاره می کند که نشان می دهد این تغییر و بدعت در دین، به دلیل رای گرایی خلیفه سوم بوده است:

« سمعت ابن عباس یقول إن أول ما تکلم الناس فی عثمان ظاهرا أنه صلى بالناس بمنى فی ولایته رکعتین حتى إذا کانت السنة السادسة أتمها فعاب ذلک غیر واحد من أصحاب النبی صلى الله علیه و سلم وتکلم فی ذلک من یرید أن یکثر علیه حتى جاءه علی[علیه السلام] فیمن جاءه فقال والله ما حدث أمر ولا قدم عهد ولقد عهدت نبیک صلى الله علیه و سلم یصلی رکعتین ثم أبا بکر ثم عمر وأنت صدرا من ولایتک فما أدری ما ترجع إلیه فقال رأی رأیته»

از عبدالله بن عباس شنیدم که می گفت: اولین امساله ای که مردم بر عثمان ایراد گرفتند، آن بود که در دوران حکومتش، در منا، نماز را دو رکعتی به جای آورد تا اینکه در سال ششم حکومتش آن را چهار رکعتی خواند! بسیاری از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله بر او ایراد گرفتند. کسانی هم که دنبال اشکال تراشی بیشتر نسبت به او بودند، به این مساله بیشتر دامن زدند تا اینکه علی علیه السلام در میان کسانی که می آمدند، نزد عثمان رفت و گفت: به خدا قسم امر تازه ای روی نداده است و عهد جدیدی رخ نداده است و تو در زمان پیامبرت صلی الله علیه و آله و در زمان ابوبکر و سپس عمر و در سال های اول حکومتت، نماز را شکسته و دو رکعتی می خواندی! نمی دانم چرا به نماز چهار رکعتی رفتی؟ عثمان در پاسخ گفت: این یک رای و نظری [شخصی] بود که آن را انتخاب کردم!

ابوجعفر الطبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم والرسل والملوک، ج2، ص 606، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1407، 5 جلدی

اعتراضات عمومی و شدید صحابه نشان دهنده قبیح بودن کاری بود که عثمان مرتکب آن شد و این امر با ترک یک امر واجب تناسب دارد و الا اگر کسی از صحابه ترخیص و جواز شکسته خواندن را از ظاهر قرآن برداشت کرده بود، دیگر اعتراضی به عثمان نمی کردند زیرا او در این بدعت خود مستمسک قوی به نام قرآن داشت.

روایات نبوی از طریق عبدالله بن عباس

عبدالله بن عباس شاگرد امیرالمومنین علیه السلام و حبر الامة نیز روایتی دارد که نص در وجوب شکسته خواندن نماز از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله است:

حدثنا یحیى بن یحیى وَسَعِیدُ بن مَنْصُورٍ وأبو الرَّبِیعِ وَقُتَیْبَةُ بن سَعِیدٍ قال یحیى أخبرنا وقال الْآخَرُونَ حدثنا أبو عَوَانَةَ عن بُکَیْرِ بن الْأَخْنَسِ عن مُجَاهِدٍ عن بن عَبَّاسٍ قال فَرَضَ الله الصَّلَاةَ على لِسَانِ نَبِیِّکُمْ صلى الله علیه وسلم فی الْحَضَرِ أَرْبَعًا وفی السَّفَرِ رَکْعَتَیْنِ وفی الْخَوْفِ رَکْعَةً»

«مجاهد از عبدالله بن عباس روایت می کند که گفت: خداوند نماز را بر زبان رسول الله صلی الله علیه و آله در وطن 4 رکعتی و در سفر دو رکعتی و در شرایط خوف یک رکعتی واجب کرد»

«687 وحدثنا أبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَةَ وَعَمْرٌو النَّاقِدُ جمیعا عن الْقَاسِمِ بن مَالِکٍ قال عَمْرٌو حدثنا قَاسِمُ بن مَالِکٍ الْمُزَنِیُّ حدثنا أَیُّوبُ بن عَائِذٍ الطَّائِیُّ عن بُکَیْرِ بن الْأَخْنَسِ عن مُجَاهِدٍ عن بن عَبَّاسٍ قال إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ الصَّلَاةَ على لِسَانِ نَبِیِّکُمْ صلى الله علیه وسلم على الْمُسَافِرِ رَکْعَتَیْنِ وَعَلَى الْمُقِیمِ أَرْبَعًا وفی الْخَوْفِ رَکْعَةً »

«مجاهد از عبدالله بن عباس روایت می کند که گفت: همانا خداوند نماز را بر زبان رسول الله صلی الله علیه و آله در وطن 4 رکعتی و در سفر دو رکعتی و در شرایط خوف یک رکعتی واجب کرد»

صحیح مسلم ج 1 ص 479 ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی...

تقریب استدلال: این روایت نیز همانند روایت های قبلی نص در فرض بودن نماز مسافر به صورت دو رکعتی است. نکته مهمی که باید مورد دقت واقع شود آن است که فرض و واجب بودن شکسته خواندن نماز مسافر، در این روایت به الله تبارک و تعالی مستند شده که فقط بیان آن بر عهده رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است. این یعنی اینکه در بحث نماز مسافر اصل وجوبی الهی همان دو رکعتی بوده است که حتی رسول خدا صلی الله علیه و آله حق تغییر و تشریع در مورد نماز مسافر را نداشته است.

روایات نبوی از طریق عائشه

یکی دیگر از صحابه ای که به سنت نبوی در واجب خواندن نماز اشاره کرده است عائشه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله است. مسلم در صحیح خود روایت می کند:

«685 حدثنا یحیى بن یحیى قال قرأت على مَالِکٍ عن صَالِحِ بن کَیْسَانَ عن عُرْوَةَ بن الزُّبَیْرِ عن عَائِشَةَ زَوْجِ النبی صلى الله علیه وسلم أنها قالت فُرِضَتْ الصَّلَاةُ رَکْعَتَیْنِ رَکْعَتَیْنِ فی الْحَضَرِ وَالسَّفَرِ فَأُقِرَّتْ صَلَاةُ السَّفَرِ وَزِیدَ فی صَلَاةِ الْحَضَرِ»

«از عائشه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت است که گفت: نماز (در ابتدای مشروعیتش در حضر و سفر به صورت دو رکعت دو رکعت واجب شد. نماز سفر بر سر جای خود ثابت ماند؛ اما بر تعداد رکعات نماز حضر افزوده گشت.»

صحیح مسلم ج 1 ص 478 صحیح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی...

شوکانی در شرح این روایت می نویسد:

«... وهو دلیل ناهض على الوجوب لأن صلاة السفر إذا کانت مفروضة رکعتین لم تجز الزیادة علیها کما أنها لا تجوز الزیادة على أربع فی الحضر وقد أجیب عن هذه الحجة بأجوبة :

منها : أن الحدیث من قول عائشة غیر مرفوع وأنها لم تشهد زمان فرض الصلاة وأنه لو کان ثابتا لنقل تواترا وقد قدمنا الجواب عن هذه الأجوبة فی أول کتاب الصلاة فی الموضع الذی ذکر فیه المصنف حدیث عائشة

ومنها : أن المراد بقولها فرضت أی قدرت وهو خلاف الظاهر

ومنها : ما قال النووی أن المراد بقولها فرضت یعنی لمن أراد الاقتصار علیهما فزید فی صلاة الحضر رکعتان على سبیل التحتم وأقرت صلاة السفر على جواز الاقتصار وهو تأویل متعسف لا یعول على مثله

این روایت دلیلی است که بر وجوب نماز اقامه شده است زیرا نماز مسافر اگر دو رکعتی واجب بوده باشد، افزدون چیزی بر آن جایز نیست همانطوری که افزودن چیزی بر نماز چهار رکعتی در وطن جایز نیست. برای استدلال به این روایت برای اثبات وجوب نماز مسافر به صورت دو رکعتی اشکالاتی بیان شده است:

یک: این حدیث از قول عائشه به رسول الله صلی الله نمی تواند مستند باشد زیرا عائشه زمان فرض و واجب شدن نماز را درک نکرده است. و اگر این روایت ثابت بود، باید با نقل تواتر به ما می رسید، جواب این شبهه را در اول کتاب صلاة در جایی که مصنف این روایت عائشه را نقل کرده بود، بیان کردیم[ اگر این مبنا قبول شود بسیاری از روایات عائشه باید کنار گذاشته شود در حالی که احدی از علمای اهل سنت این را نمی پذیرند. همچنین وجوب نماز شکسته به نقل های متعدد از صحابه متعدد وارد شده است.]

دو: مراد از کلمه «فرضت»یعنی «قُدّرت» در نظر گرفته شده بود! نه واجب شده بود! این توجیه خلاف ظاهر کلمه فرضت است.

سه: توجیهی که نووی کرده است[نووی شافعی است و این روایت صریحا قول شافعی را رد می کند] «فرضت» به معنی برای کسی که می خواهد شکسته بخواند، و دو رکعت نماز برای مقیم در وطن به صورت حتمی زیاد شده است و مسافر نمازش به صورت جوازی تثبیت شده است. این تاویل و توجیه بسیار خلاف ظاهر است و نمی توان به آن اعتماد کرد.

شوکانی، محمد بن علی، نیل الأوطار من أحادیث سید الأخیار شرح منتقى الأخبار، ج3، ص 245، إدارة الطباعة المنیریة، 9 جلد

نیز در صحیح مسلم روایت های دیگری در این موضوع وارد شده است:

«685 وحدثنی أبو الطَّاهِرِ وَحَرْمَلَةُ بن یحیى قالا حدثنا بن وَهْبٍ عن یُونُسَ عن بن شِهَابٍ قال حدثنی عُرْوَةُ بن الزُّبَیْرِ أَنَّ عَائِشَةَ زَوْجَ النبی صلى الله علیه وسلم قالت فَرَضَ الله الصَّلَاةَ حین فَرَضَهَا رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ أَتَمَّهَا فی الْحَضَرِ فَأُقِرَّتْ صَلَاةُ السَّفَرِ على الْفَرِیضَةِ الْأُولَى»

«از عایشه، همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت است که گفت: خداوند وقتی نماز را واجب گردانید، تعداد رکعات آن را دو رکعت تعیین فرمود. سپس مقدار آن را در حضر کامل کرد و نماز سفر بر مبنای همان فریضه ی نخستین مقرر گشت و بر مقدار آن افزوده نشد».

«685 وحدثنی عَلِیُّ بن خَشْرَمٍ أخبرنا بن عُیَیْنَةَ عن الزُّهْرِیِّ عن عُرْوَةَ عن عَائِشَةَ أَنَّ الصَّلَاةَ أَوَّلَ ما فُرِضَتْ رَکْعَتَیْنِ فَأُقِرَّتْ صَلَاةُ السَّفَرِ وَأُتِمَّتْ صَلَاةُ الْحَضَرِ قال الزُّهْرِیُّ فقلت لِعُرْوَةَ ما بَالُ عَائِشَةَ تُتِمُّ فی السَّفَرِ قال إِنَّهَا تَأَوَّلَتْ کما تَأَوَّلَ عُثْمَانُ»

«عروه از عائشه روایت می کند که در ابتدا نماز به صورت دو رکعتی فرض گردید سپس نماز سفر بر جای خود ثابت ماند و نماز حضر کامل گشت زهری گفت از عروه پرسیدم پس چرا عائشه در وقت سفر نماز را کامل می خواند گفت وی آن را مانند عثمان تاویل می کرد».

صحیح مسلم ج 1 ص 478 صحیح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی...

نکته بسیار مهمی که در این روایت باید توجه نمود آن است که در ارتکاز مسلمانان، کار عائشه بدون وجاهت و دلیل شرعی بوده است و آنها از بدعت ایجاد شده و تغییر روش تعجب کرده بودند و دنبال توجیه برای آن بودند! و از عروه سوال می کردند که عائشه چرا نمازش را در مسافرت تمام خوانده است؟

علاوه بر مدارک فوق، عینی در شرح خود بر صحیح بخاری روایات دیگری را نیز مطرح کرده است.

قلت فی مسند عبد الله بن وهب بسند صحیح عن عروة عنها فرض الله الصلاة حین فرضها رکعتین الحدیث وعند السراج بسند صحیح فرض الصلاة على رسول الله أول ما فرضها رکعتین (ح) وفی لفظ کان أول ما افترض على رسول الله من الصلاة رکعتین رکعتین إلا المغرب وسنده صحیح وعند البیهقی من حدیث داود بن أبی هند عن عامر عن عائشة قالت افترض الله الصلاة على رسول الله بمکة رکعتین رکعتین إلا المغرب فلما هاجر إلى المدینة زاد إلى کل رکعتین رکعتین إلا صلاة الغداة

«می گویم: در مسند عبدالله بن وهب به سند صحیح از عروه روایت است که عائشه گفت: خداوند نماز را وقتی که فرض نمود، دو رکعت دو رکعت واجب کرد. و در نزد سراج به سند صحیح از عائشه روایت است که: خداوند نماز را بر رسول الله صلی الله علیه و آله واجب کرد و اولین واجب او دو رکعت دو رکعت بود. و سند این روایت نیز صحیح است. و در نزد بیهقی از حدیث داو بن ابی هند از عامر از عائشه روایت است که می گوی: خداوند در مکه نماز را به رسول الله صلی الله علیه و آله دو رکعت دو رکعت واجب کرد مگر نماز مغرب را. وقتی آن حضرت به مدینه مهاجرت کرد، بر نماز های دو رکعتی غیر از صبح، دو رکعت افزود».

بدرالدین االعینی، محمود بن احمد، عمدة القاری، ج7، ص 132، دار الفکر، بیروت، لبنان

تقریب استدلال: این روایات همانند روایت های قبلی نص در فرض بودن نماز به صورت قصر برای مسافر است. نکته درخورد توجه آن است که عائشه اعتراف می کند از زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و اله در مکه بود، نماز به صورت دو رکعتی بود وقتی به مدینه مهاجرت کرد، دو رکعت به نماز های در وطن افزود ولی هیچ تغییری در نماز مسافر ایجاد نکرد و آن را به همان حالت قبلی دو رکعتی خود ابقاء و تثبیت کرد.

نقل سنت رسول الله صلی الله علیه و آله در کلام عبدالله بن مسعود

عبدالله بن مسعود از راویان فقیه و بزرگ نزد اهل سنت است. او نیز از جمله کسانی است که اشاره به سنت وجوبی رسول خدا صلی الله علیه و آله در قصر خواندن نماز مسافر کرده است. بخاری در صحیح خود با اشاره به بدعت عثمان، واکنش عبدالله بن مسعود را اینگونه نقل می کند:

«1034 حدثنا قُتَیْبَةُ قال حدثنا عبد الْوَاحِدِ عن الْأَعْمَشِ قال حدثنا إِبْرَاهِیمُ قال سمعت عَبْدَ الرحمن بن یَزِیدَ یقول صلى بِنَا عُثْمَانُ بن عَفَّانَ رضی الله عنه بِمِنًى أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ فَقِیلَ ذلک لِعَبْدِ اللَّهِ بن مَسْعُودٍ رضی الله عنه فَاسْتَرْجَعَ ثُمَّ قال صَلَّیْتُ مع رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم بِمِنًى رَکْعَتَیْنِ وَصَلَّیْتُ مع أبی بَکْرٍ رضی الله عنه بِمِنًى رَکْعَتَیْنِ وَصَلَّیْتُ مع عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضی الله عنه بِمِنًى رَکْعَتَیْنِ فَلَیْتَ حَظِّی من أَرْبَعِ رَکَعَاتٍ رَکْعَتَانِ مُتَقَبَّلَتَانِ»

«از عبدالرحمن بن یزید روایت است که گفت: عثمان بن عفان و در منی برای ما چهار رکعت نماز گزارد. از این موضوع که به عبدالله بن مسعود به یاد شد، (با تأثر) گفت: - انا لله و انا الیه راجعون - و سپس اظهار داشت که: با پیامبر صلی الله علیه و آله در منی دو رکعت نماز گزاردم. و با ابوبکر سال در منی دو رکعت نماز گزاردم. و با عمر بن خطاب من در منی دو رکعت نماز گزاردم. کاش عوض چهار رکعت، از دو رکعت مورد قبول، بهره مند شوم»

بخاری، محمد بن اسماعیل، ج1، ص: 368، دار ابن کثیر، بیروت، 1407، چاپ سوم، تحقیق مصطفی دبیب البغاء

نکته قابل توجه در عکس العمل عبدالله بن مسعود آیه استرجاع خواندن او است. این آیا را معمولا برای مواقعی به زبان می آورند که مصیبت بزرگی مثل مرگ یک نفر بر شخص عارض شود. این قرینه بسیار خوبی برای دلالت بر قبیح بودن و شدت زشتی کار عثمان است.

روایت دیگر از عبدالله بن مسعود به شرح زیر است:

351 - حدثنا محمد بن حمید الرازی ، حدثنا یحیى بن واضح ، حدثنا أبو حمزة ، عن منصور ، عن إبرهیم ، عن علقمة ، عن عبد الله قال: صلیت مع رسول الله صلى الله علیه وسلم فی السفر رکعتین ، ومع أبی بکر رکعتین ، ومع عمر رکعتین ، ثم تفرقت بکم السبل ، فوالله لوددت أن حظی من أربع رکعات رکعتان متقبلتان .

عبدالله بن مسعود می گوید: با رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفر دو رکعت نماز خواندم با ابوبکر نیز دو رکعت نماز به جای آوردم و با عمر نیز دو رکعتی خواندم. سپس میان شما تفرقه ایجاد شد[یعنی در زمان عثمان]. به خدا قسم دوست داشتم از چهار رکعت نماز، تنها دو رکعت آن نصیب من می شد.

طبری، محمد بن جریر، تهذیب الاثار مسند عمر بن خطابف ج1، ص: 224، مطبعة المدنی، قاهره، تحقیق محمود محمد شاکر

بر اساس روایت فوق، بن مسعود تنها نماز دو رکعتی را صحیح می دانسته و بدعت عثمان در نماز را عاملی برای تفرقه میان مسلمین معرفی کرده است. این دو امر قرینه عرفیه برای واجب بودن نماز به صورت شکسته در میان مسلمین است به گونه ای که ترک آن تبعات و مفاسد بزرگی برای جامعه اسلام داشته است.

ابن ابی شیبه استاد بخاری و مسلم، روایت فوق را با یک اضافه نقل کرده است که در فهم قضیه مورد بحث تاثیر گذار است:

14174- حدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ ، عَنِ الأَعْمَشِ ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ ، عَن عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ یَزِیدَ ، قَالَ : صَلَّى عُثْمَانَ بِمِنًى أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ ، فَقَالَ عَبْدُ اللهِ : صَلَّیْتُ مَعَ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم بِمِنًى رَکْعَتَیْنِ ، وَمَعَ أَبِی بَکْرٍ رَکْعَتَیْنِ ، وَمَعَ عُمَرَ رَکْعَتَیْنِ ، ثُمَّ تَفَرَّقَتْ بِکُمَ الطُّرُقُ ، وَلَوَدِدْتُ أَنَّ لِی مِنْ أَرْبَعِ رَکَعَاتٍ رَکْعَتَیْنِ مُتَقَبَّلَتَیْنِ . قَالَ الأَعْمَش : فحَدَّثَنِی مُعَاوِیَةُ بْنُ قُرَّةَ ، أَنَّ عَبْدَ اللهِ صَلَّى بَعْدُ أَرْبَعًا ، فَقِیلَ لَهُ : عبْتَ عَلَى عُثْمَانَ ، ثُمَّ تُصَلِى أَرْبَعًا ، قَالَ : فَقَالَ عَبْدُ اللهِ : الْخِلاَفُ شَرّ.

عبدالله بن مسعود می گوید: با رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفر دو رکعت نماز خواندم با ابوبکر نیز دو رکعت نماز به جای آوردم و با عمر نیز دو رکعتی خواندم. سپس میان شما تفرقه ایجاد شد[یعنی در زمان عثمان]. به خدا قسم دوست داشتم از چهار رکعت نماز، تنها دو رکعت آن نصیب من می شد.اعمش می گوید معاویه بن قرة به من حدیث گفت که: همانا عبدالله بن مسعود بعد نمازهایش را چهار رکعتی اقامه کرد[همانند بدعت عثمان] به او کسی اعتراض کرد که تو ابتدا بر عثمان ایراد گرفتی و سپس نماز را چهار رکعتی می خوانی؟ بن مسعود در پاسخ گفت: اختلاف شر است.

بن أبی شیبة العبسی الکوفی، أبو بکر عبد الله بن محمد، المُصَنَّف، ج 3، ص 678، دار القبلة، محقق: محمد عوامة، 21 جلد

بر اساس این روایت:

اولا: عبدالله بن مسعود بر کار عثمان در کامل خواندن نماز عیب و ایراد گرفته است. ایراد گرفتن در مورد یک عمل عبادی، به معنی خطاکار بودن طرف است این بهترین قرینه بر بدعت گذار بودن عثمان است.

ثانیا: عبدالله بن عثمان به دلیل حفظ وحدت و جلوگیری از مفاسد اختلاف در جامعه اسلامی نماز خود را در مسافرت کامل می خوانده است. این بیانگر آن است که حکم اولی همان شکسته خواندن نماز است که ابن مسعود به دلیل مفاسد ناشی از بدعت عثمان، از روی ناچاری و حکم ثانوی از حاکم وقت تبعیت کرده است. این امر گویای آن است که صحابه بزرگ برای تبعیت از بدعت های عثمان تحت فشار سیاسی و ... قرار داشتند تا جایی که در بدیهی ترین احکام نیز مجبور بودند، تقیه کنند و خلاف سنت رسول الله صلی الله علیه و آله را مرتکب شوند.

دیدگاه عبدالله بن عمر و تکفیر مخالفان وجوب نماز دو رکعتی در مسافرت

عبدالله بن عمر در نزد اهل سنت یکی از بزرگ ترین صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله است که بیشترین حدیث را در کتب روایی آنها دارد. احادیث او تاثیر فراوانی در مبانی فقهی و کلامی اهل سنت دارد. با وجود اینکه او رابطه بسیار خوبی با بنی امیه داشت، حتی با گرفتن رشوه با یزید نیز بیعت کرد و بر بیعت خود با این فرد فاسق اصرار نمود، در قضیه بدعت عثمان در نماز مسافر، او از منتقدین عثمان است. او در پاسخ به سوالات مرتبط با شکسته و یا تمام خواندن نماز می گوید:

«4861 - حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا یزید أنا إسماعیل عن أبی حنظلة قال : سألت بن عمر عن الصلاة فی السفر فقال الصلاة فی السفر رکعتین فقال إنا آمنون لا نخاف أحدا قال سنة النبی صلى الله علیه و سلم. تعلیق شعیب الأرنؤوط : صحیح لغیره وهذا إسناد محتمل للتحسین»

ابی حنظله روایت می کند: از عبدالله بن عمر درباره نماز در سفر سوال نمودم. او گفت: نماز در سفر دو رکعت است. سائل گفت: ما که در مسافرت آمن هستیم و از کسی ترس و خوفی نداریم! ابن عمر در پاسخ گفت: این حکم سنت نبوی است!

ابن حنبل، أبو عبدالله الشیبانی، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج2، ص: 31، مؤسسة قرطبة – القاهرة، شش جلد، به همراه تعلیقات، شعیب الأرنؤوط

عبدالله بن عمر در این فتوا شکسته خواندن نماز را حکم وجوبی رسول خدا صلی الله علیه و آله می داند که تفاوتی میان وجود خوف یا غیر آن نیست. این نظر با توجه به روایت های دیگر او، تقویت می شود. او در پاسخ به سوال دیگری، مخالفت با این سنت را کفر می داند:

«5202 - أخبرنا أبو بکر بن الحارث الفقیه أنبأ أبو محمد بن حیان الأصبهانی ثنا بن منیع ثنا أبو الربیع الزهرانی ثنا عبد الوارث ثنا أبو التیاح عن مورق العجلی عن صفوان بن محرز قال : سألت بن عمر عن صلاة السفر قال رکعتان من خالف السنة کفر»

صفوان بن محرز می گوید: از عبدالله بن عمر سوال از نماز در مسافرت نمودم: گفت: دو رکعت است و هر کس با این سنت مخالف کند کافر است!

بیهقی، أحمد بن الحسین بن علی، سنن البیهقی الکبرى، ج3، ص: 140، مکتبة دار الباز - مکة المکرمة ، 1414 – 1994، تحقیق : محمد عبد القادر عطا، 10 جلد

این فتوای عبدالله بن عمر در نزد تابعین و بزرگان اهل سنت بسیار مشهور بوده است. ابن تیمیه حرانی در این باره می نویسد:

«... أبو التیاح عن مورق العجل عنه وهو مشهور فی کتب الآثار، وفی لفظ صلاة السفر رکعتان ومن خالف السنة کفر وبعضهم رفعه إلى النبی صلى الله علیه وسلم، فبین أن صلاة السفر رکعتان وأن ذلک من السنة التی خالفها فاعتقد خلافها فقد کفر...»

ابن تیمیة الحرانی، تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم، مجموعة الرسائل والمسائل لابن تیمیة، ج2، ص: 59، لجنة التراث العربی، دو جلدی

«...مورق العقل از عبدالله بن عمر این فتوا را نقل می کند. و این فتوایی مشهور در کتب فقهی و حدیثی است. و در یک روایتی است که: نماز در مسافرت دو رکعت است و این سنت است و هر کسی با سنت مخالفت کند کافر است. عبدالله بن عمر مخالفت با دو رکعت نماز خواندن در مسافرت را کافر قلمداد کرده است».

بسیار روشن است که حکم به کفر مخالف سنت نبوی با واجب بودن آن سازگاری دارد. و الا اگر کسی به ظاهر آیه برای اثبات ترخیص و جواز استدلال کند وجهی برای تکفیر او نیست. این نشان می دهد که صحابه ای مثل عبدالله بن عمر به هیچ وجه از آیه جواز ترخیصی برداشت نمی کردند.

اهل سنت گرامی چه جوابی برای تکفیر قائلین به جواز نماز تمام چهار رکعتی توسط عبدالله بن عمر دارند؟ بر اساس نظر این صحابه بزرگ، امثال عائشه و عثمان و هر فقیهی که رای عثمان را داشته باشد، کافر است!

نکته مهم دیگر که باید خاطر نشان کرد آن است که به دلیل فشارهای سیاسی جریان اموی، عبدالله بن عمر مجبور بوده که تقیه کند. او در وقتی اقتدا به امام جماعت منسوب از سوی حکومت می کرد، نمازش را چهاررکعتی می خواند ولی وقتی در خانه خود بود، نمازش را دو رکعتی و بر اساس سنت قطعی و واجب نبوی اقامه می کرد مسلم نیشابوری در صحیحش روایت می کند:

694 وحدثنا أبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَةَ حدثنا أبو أُسَامَةَ حدثنا عُبَیْدُ اللَّهِ عن نَافِعٍ عن بن عُمَرَ قال صلى رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم بِمِنًى رَکْعَتَیْنِ وأبو بَکْرٍ بَعْدَهُ وَعُمَرُ بَعْدَ أبی بَکْرٍ وَعُثْمَانُ صَدْرًا من خِلَافَتِهِ ثُمَّ إِنَّ عُثْمَانَ صلى بَعْدُ أَرْبَعًا فَکَانَ بن عُمَرَ إذا صلى مع الْإِمَامِ صلى أَرْبَعًا وإذا صَلَّاهَا وَحْدَهُ صلى رَکْعَتَیْنِ

از ابن عمر روایت است که گفت: رسول خدا(ص) در محل منی دو رکعت نماز خواند همچنین ابوبکر بعد از ایشان و عمر بعد از ابوبکر و عثمان در اوائل خلافتش چنین عمل کردند سپس عثمان نماز را چهار رکعتی کرد این عمر هر وقت نماز را با جماعت می خواند چهار رکعتی می گزارد و چون تنهایی می خواند دو رکعت می خواند»

مسلم نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج1، ص: 482، داراحیاء التراث العربی، بیروت، محمد فواد عبدالباقی

ابوذر غفاری رضوان الله علیه

ابوذر غفاری یکی از بزرگ ترین صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله است. راستگویی و صداقت او زبانزد همگان است تا جایی که پیامبر درباره او فرموده است:

«5467 - حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ثنا الحسن بن علی بن عفان ثنا أبو یحیى الحمانی عن الأعمش عن سمرة بن عطیة عن شهر بن حوشب عن عبد الرحمن بن غنم قال : کنت مع أبی الدرداء فجاء رجل من قبل المدینة فسأله فأخبره : أن أبا ذر مسیر إلى الربذة فقال : أبو الدرداء : إن لله و إنا إلیه راجعون لو أن أبا ذر قطع لی عضوا أو یدا ما هجنته بعدما سمعت النبی صلى الله علیه و سلم یقول : ما أظلت الخضراء و لا أقلت الغبراء من رجل أصدق لهجة من أبی ذر. تعلیق الذهبی قی التلخیص : سنده جید»

عبدالرحمن بن غنم می گوید: من با ابودرداء بودم که مردی از سمت مدینه آمد. ابودرداء از اوضاع مدینه از او سوال نمود. او خبر داد که همانا ابوذر به ربذه تبعید شده است. ابودرداء گفت: انا لله و انا الیه راجعون! اگر ابوذر عضوی از من یا دست مرا هم قطع می کرد، ایرادی بر او نمی گرفتم بعد از آنکه از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می گفت: «آسمان سایه نیفکنده و زمین حمل نکرده صاحب زبانى راستگوتر از ابو ذر!.

حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله أبو عبدالله، المستدرک على الصحیحین، ج3، ص: 387، دار الکتب العلمیة – بیروت، چاپ اول، 1411 – 1990، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، چهار جلد.

صداقت ویژگی انسان های با تقوا است. این صفت باعث می شود که صاحب آن در برابر دروغ ها و بدعت هایی که نسبت به احکام دینی وارد می شود حساس باشد و غیرت دینی به خرج بدهد. به همین دلیل ابوذر دائما نسبت به انحرافات بنی امیه موضع گیری می کرد. این اعتراضات به حق، باعث تبعید این صحابی بزرگ از سوی عثمان شد!

یکی از اعتراضات ابوذر به عثمان، درباره بدعت کامل خواندن نماز در مسافرت بود! احمد بن حنبل روایت می کند:

«حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا یزید ومحمد بن یزید قالا ثنا العوام قال محمد عن القاسم وقال یزید فی حدیثه حدثنی القاسم بن عوف الشیبانی عن رجل قال کنا قد حملنا لأبی ذر شیئا نرید أن نعطیه إیاه فاتینا الربذة فسألنا عنه فلم نجده قیل استأذن فی الحج فاذن له فاتیناه بالبلدة وهی منى فبینا نحن عنده إذ قیل له ان عثمان صلى أربعا فاشتد ذلک على أبی ذر وقال قولا شدیدا وقال صلیت مع رسول الله صلى الله علیه وسلم فصلى رکعتین وصلیت مع أبی بکر وعمر

عبدالله برای ما روایت کرد که پدرم روایت کرد یزید و محمد بن یزید گفتند عوام روایت کرد محمد از قاسم و گفت یزید در روایتش قاسم بن عوف شیبانی از مردی گفت: ما برای ابوذر چیزی را برداشتیم که به او عطا کنیم. پس نزد او در ربذه رفتیم. پس در آنجا به جستجوی او پرداختیم ولی او را نیافتیم. گفته شد برای رفتن به حج اذن گرفت پس به او اذن داده شد. ما نزد او رفتیم در سرزمین منا. هنگامی که ما در نزد او بودیم، ناگهان به او گفته شد: قطعا عثمان نماز [دو رکعتی در منا] را چهار رکعت خوانده است! پس این [بدعت عثمان] بر ابوذر سخت و شدید آمد و سخن تندی علیه عثمان گفت و ادامه داد: همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله [در منا] نماز خواندم و آن حضرت [نمازهای چهار رکعتی] را دو رکعت خواند و [به همین صورت] همراه ابوبکر و عمر نماز خواندم.

تقریب استدلال: این فراز از روایت به خوبی نشان می دهد که عثمان بدعت بزرگی را مرتکب شده است. عکس العمل شدید ابوذر و توبیخ نمودن سنگین عثمان با توجه به عبارت «و قال قولا شدیدا» و نیز ناراحتی فوق العاده او از اتفاق پیش آمده با توجه به «فاشتد ذالک علی ابی ذر» نشان از بدعت بودن و تغییر احکام الهی توسط عثمان دارد.

ابوذر بعد از آنکه به وظیفه شرعی خود در آگاهی بخشی به مسلمانان درباره بدعت عثمان عمل کرد، به جهت جلوگیری از بدعت های بزرگ تر در دین، از روی تقیه، نماز خود را چهار رکعتی خواند:

«ثم قام أبو ذر فصلى أربعا فقیل له عبت على أمیر المؤمنین شیئا ثم صنعت قال الخلاف أشد»

سپس ابوذر ایستاد و نماز چهار رکعتی خواند!! به او گفته شد: بر عثمان عیب گرفتی و اعتراض کردی. سپس همان را انجام دادی؟! ابوذر گفت: اختلاف افکنی [در جامعه که باعث هرج و مرج و ناامنی شود] بدعت و عیب بسیار شدیدتر و بدتری است!

بسیار روشن است که این عمل ابوذر غفاری برای ممانعت از فسادهای بالاتر در جامعه اسلامی است. و با در نظر گرفتن اعتراض شدید او به عثمان و حتی بالاتر کلام تند او به خلیفه سوم، به هیچ وجه دلالتی بر جواز اقامه نماز در مسافرت به صورت چهار رکعت ندارد. مگر آنکه مصلحت بزرگ تری مثل حفظ جان یا جلوگیری از فتنه بزرگ میان مسلمانان اقتضای این را بکند که این امر یک تکلیف ثانوی و بر اساس مصالح اجرایی است.

ابوذر در ادامه اشاره به روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می کند که آن حضرت هشدار های شدیدی نسبت به سلطان و خلیفه بعد از خود نموده است:

« ان رسول الله صلى الله علیه وسلم خطبنا فقال إنه کائن بعدی سلطان فلا تذلوه فمن أراد أن یذله فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه ولیس بمقبول منه توبة حتى یسد ثلمته التی ثلم ولیس بفاعل ثم یعود فیکون فیمن یعزه أمرنا رسول الله صلى الله علیه وسلم ان لا یغلبونا على ثلاث ان نأمر بالمعروف وننهى عن المنکر ونعلم الناس السنن»

رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ما سخنرانی کرد و فرمود: قطعا پس از من سلطانی خواهد بود! پس او را ذلیل نکنید! هرکسی بخواهد آن سلطان را ذلیل کند، پس حلقه اسلام را از گردن خود بیرون آورده [و اسلام خارج شده است] و توبه او هم قبول نخواهد شد!! تا اینکه ضربه ای که وارد کرده را جبران کند و چنین کاری را هم انجام نمی دهد!. تا اینکه برگردد و جزء کسانی باشد که سلطان را عزیز بدارند! رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما دستور داد که در سه چیز از ما پیشی گرفته نشود: اینکه امر به معروف کنیم و نهی از منکر کنیم و سنت های رسول خدا صلی الله علیه و اله را [به مردم] تعلیم دهیم.

الشیبانی، أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج5، ص165، ناشر: دار صادر - بیروت.

برخلاف برداشت ابتدایی که ممکن است کسی تصور کند که مراد از سلطان در این رویات خلیفه سوم باشد، به نظر ما مراد از سلطان امیرالمومنین علی علیه السلام است چون:

اولا: «کائن بعدی»ظهور در بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد. روشن است که بر اساس روایات قطعی مولای متقیان امیرالمومنین علیه السلام سلطان و خلیفه بر حق است.

ثانیا: صدر روایت گویایی برخورد شدید و تند و خوار کننده ابوذر با عثمان به خاطر بدعت مورد بحث است. این در حالی است که در فراز مورد بحث نهی از خوار کردن سلطان بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است. پذیرفتنی نیست که ابوذر از یک سو عثمان را با عبارت های تند خوار و ذلیل کند، و از سوی دیگر بگوید هر کس خلیفه و سلطان بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله را خوار کند از حلقه اسلام خارج است! ابوذر خطر خارج از شدن اسلام را به خوبی متوجه است و اینگونه نیست که قول و فعل او در تضاد و تناقض باشد. بهترین توجیه این است که مراد ابوذر و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خلیفه و سلطانی دیگر است که اگر به خلافت رسیده بود، این بدعت ها در دین ایجاد نشده بود!

ثالثا: در اساس مستندات تاریخی هشتصد نفر از صحابه بالاخص عائشه، طلحه، زبیر، و ... در قتل عثمان دست داشتند! قتل بالاترین مرحله از اذلال و خواری یک انسان است. اهل سنت آیا می توانند قبول کنند که این صحابه از اسلام خارج شده اند؟

رابعا: در این فراز از روایت هیچ سخنی از این نیست که اگر خلیفه ظالم بود یا بدعت در دین ایجاد کرد، با او مخالفت نکنید! قرینه تناسب حکم و موضوع نشان می دهد که خوار کردن این سلطان مساوی با خروج از دایره اسلام را دارد. این امر نشان می دهد که انکار ولایت و سلطنت این حاکم، انکار حقایق قطعی اسلام و دین است. این امر با عقاید شیعه کاملا سازگار است.

اشکال سندی به روایت مورد بحث و پاسخ از آن:

برخی به سند روایت مورد بحث ایراد گرفته اند که قاسم بن عوف نمی تواند مستقیما از ابوذر نقل روایت کند. و بین این دو، یک فرد است که مجهول است. این در حالی است که:

اولا: قاسم بن عوف بدون واسطه در سنن دارمی از ابوذر روایت نقل کرده است.

543 - أخبرنا علی بن حجر السعدی انا یزید بن هارون انا العوام بن حوشب أبو عیسى الشیبانی ثنا القاسم بن عوف الشیبانی عن أبی ذر قال ...»

دارمی، عبدالله بن عبدالرحمن أبو محمد، سنن الدارمی، ج1، ص: 146، دار الکتاب العربی – بیروت، چاپ اول، 1407، تحقیق: فواز أحمد زمرلی , خالد السبع العلمی، دو جلد

ثانیا: بر اساس روایت های دیگر که بر اساس سخت ترین و صحیح ترین مبانی رجالی اهل سنت -یعنی مبنای بخاری و مسلم- نیز تصحیح شده است، قاسم بن عوف از معاذ بن جبل بدون واسطه روایت نقل کرده است.این در حالی است که معاذ در سال هجده هجری در طاعون عمواس در زمان خلافت خلیفه دوم از دنیا رفت:

5172 - أخبرنی إسماعیل بن محمد بن الفضل ثنا جدی ثنا إبراهیم الحزامی حدثنی محمد بن فلیح عن موسى بن عقبة قال : ـ معاذ بن جبل بن عمرو أحد بنی سلمة بن الخزرج یکنى أبا عبد الرحمن مات سنة ثمان عشرة فی طاعون عمواس و هو ابن ثمان و ثلا ثین سنة

معاذ بن جبل بن عمرو از قبیله بنی سلمه بن خزرج است که کنیه او اباعبدالرحمن است. او در سال 18 هجری در طاعون عمواس از دنیا رفت و او سی و هشت سال داشت.

حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله أبو عبدالله، المستدرک على الصحیحین، ج3، ص: 301، دار الکتب العلمیة – بیروت، چاپ اول، 1411 – 1990، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، چهار جلد

حاکم نیشابوری روایت زیر را بدون واسطه از قاسم بن عوف از معاذ روایت می کند:

7325 - أخبرنا أبو عبد الله محمد بن عبد الله الصفار ثنا أحمد بن مهدی بن رستم الأصفهانی ثنا معاذ بن هشام الدستوائی حدثنی أبی حدثنی القاسم بن عوف الشیبانی ثنا معاذ بن جبل رضی الله عنه : أنه أتى الشام ...». هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین و لم یخرجاه. تعلیق الذهبی قی التلخیص : على شرط البخاری ومسلم

حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله أبو عبدالله، المستدرک على الصحیحین، ج4، ص: 190، دار الکتب العلمیة – بیروت، چاپ اول، 1411 – 1990، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، چهار جلد

وقتی رویت قاسم بن عوف از معاذ بر اساس مبانی بخاری و مسلم صحیح باشد، باید روایت او از ابوذر نیز صحیح باشد. زیرا ابوذر سال ها بعد از وفات معاذ نیز زنده بود.

عبدالرحمن بن عوف

عبدالرحمن بن عوف از معروف ترین و بزرگ ترین صحابه نزد اهل سنت است. او با آنکه از نزدیک ترین افراد و برادر رضاعی به عثمان بود، در ماجرای بدعت عثمان اعتراض شدیدی به او نمود. طبری در تاریخ خود ماجرا را به صورت مفصل نقل کرده است که قسمتی از آن را در این موضع ذکر می کنیم:

«وحدثنی داود بن خالد عن عبد الملک بن عمرو بن أبی سفیان الثقفی عن عمه قال صلى عثمان بالناس بمنى أربعا فأتى آت عبد الرحمن بن عوف فقال هل لک فی أخیک قد صلى بالناس أربعا فصلى عبد الرحمن بأصحابه رکعتین ثم خرج حتى دخل على عثمان فقال له ألم تصل فی هذا المکان مع رسول الله صلى الله علیه وسلم رکعتین قال بلى قال أفلم تصل مع أبی بکر رکعتین قال بلى قال أفلم تصل مع عمر رکعتین قال بلى قال ألم تصل صدرا من خلافتک رکعتین قال ... فقال عثمان هذا رأى رأیته»!

«داود بن خالد از عبد الملک بن عمرو از عموی خود نقل کرد : عثمان در منا نماز جماعت را چهار رکعتی خواند. پس کسی نزد عبدالرحمن بن عوف آمد و گفت: آیا از برادرت (عثمان) خبر داری که (بر خلاف سنت پیامبر صلی الله علیه و آله) نماز در منا را چهار رکعت خواند؟! عبدالرحمن بلافاصله همراه اصحابش نماز را دو رکعتی خواند. سپس حرکت کرد تا وارد بر عثمان شد. پس به او گفت: آیا مگر در این مکان (منا) همراه رسول خدا صلی الله علیه (و آله) و سلم [نماز چهار رکعتی را بخاطر سفر] دو رکعت نخواندی؟! عثمان گفت: بله! عبدالرحمن گفت: مگر در همین منا همراه ابوبکر [نماز چهار رکعتی را بخاطر سفر] دو رکعت نخواندی؟! عثمان گفت: بله! عبدالرحمن گفت: آیا مگر (در همین منا) همراه عمر [نماز چهار رکعتی را بخاطر سفر] دو رکعت نخواندی؟! عثمان گفت: بله! عبدالرحمن گفت: مگر از اول خلافت خودت تا به حال نماز ها (در سفر مثل منا) را دو رکعتی نمی خواندی؟! عثمان گفت: بله! ... عثمان [که دیگر توجیهی برای بدعت خود نداشت به بدعت خود تصریح کرد] و گفت: اینکه من [بر خلاف سنت پیامبر صلی الله علیه و آله] نماز دو رکعتی را چهار رکعت می خوانم، نظر شخصی خودم هست که به آن قائل هستم و عمل می کنم».

الطبری، محمد بن جریر _متوفاى310 ق_، تاریخ الطبری، ج3، صص322-323، تحقیق، مراجعة وتصحیح وضبط : نخبة من العلماء الأجلاء، ناشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت

تقریب استدلال: بر اساس روایت فوق، عبدالرحمن با آنکه رابطه خوبی با عثمان داشت و حتی در خلیفه شدن او نقش کلیدی بر عهده گرفته بود، با شنیدین این خبر که عثمان نماز چهار رکعتی خواند، در اقدامی تقابلی، اقدام به اقامه نماز دو رکعتی نمود! بعد از نماز در مناظره ای به شدت عثمان را توبیخ نمود، او را متهم به مخالفت با سنت صحیح نمود. حتی او را متهم به مخالفت با سنت شیخین نمود. سنتی که شرط بیعت عبدالرحمن بن عوف با او در شورای شش نفره تشریفاتی عمر بن خطاب بود! بالاتر از همه این موارد عثمان را فردی معرفی کرد که حتی با سابقه خود نیز در شکسته نماز خواندن مخالفت کرده است! در ادامه عثمان دفاعیه هایی برای خود مطرح کرده است که در ادامه مقاله در قسمت توجیهات مخالفان ذکر خواهد شد.

آخرین تیری که عثمان برای دفاع از خود مطرح کرد این بوده که این نماز، رای و نظر و اجتهادی از سوی او بوده است. بسیار روشن است که با وجود سنت قطعی نبوی، رای عثمان هیچ ارزشی ندارد. زیرا او حق تشریع و تغییر احکام الهی را بر اساس امیال خود ندارد.

ابوهریرة

ابوهریره یکی از صحابه معروف و بزرگ نزد اهل سنت است. با اینکه او مدت بسیار کوتاهی با رسول الله صلی الله علیه و آله بود و علاوه بر سابقه یهودی بودن، ارتباط های بسیار عمیقی با کعب الاحبار داشت و بسیار متاثر از افکار او بود، او راوی هزران روایت از زمینه های فقهی و اعتقادی در نزد اهل سنت است. ابوهریره در بحث ما از مخالفین بدعت عثمان است. احمد بن حنبل در باره روایت می کند:

« 9189 - حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا یحیى بن غیلان قال ثنا المفضل قال حدثنی عبید الله بن زحر أن أبا هریرة قال : أیها الناس ان الله عز و جل فرض لکم على لسان نبیکم صلى الله علیه و سلم الصلاة فی الحضر أربعا وفی السفر رکعتین. تعلیق شعیب الأرنؤوط : صحیح وهذا إسناد ضعی»

ابوهریره گفت: ای مردم! همانا خداوند عزوجل بر زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز در وطن را 4 رکعت و نماز در سفر را دو رکعت فرض و واجب نموده است.

أبو عبدالله الشیبانی، أحمد بن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج2، ص: 400، مؤسسة قرطبة – القاهرة، شش جلدی، به همراه تعلیقات شعیب الأرنؤوط

تفریب استدلال: همانطور که بسیار روشن است ابوهریره حکم وجوب و فرض بودن قصر و شکسته نماز خواندن را در حقیقت به حکم الهی منسوب می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به مسلمانان تبیین نموده است. بسیار روشن است که این نشانگر آن است که هیچ آیه ای – به جهت بیان الهی و تشریع خداوند در قرآن- دلالت بر ترخیص و جواز اقامه نماز به صورت چهار رکعتی در میان نبوده است و الا سخن ابوهریره در انتساب وجوب و فرض بودن شکسته نماز خواندن به خداوند دروغ و کذب می شد.

عمران بن حصین

عمران بن خصین یکی از صحابه مشهور رسول خدا صلی الله علیه و آله است. او نیز از منتقدین جدی بدعت عثمان است. بیهقی در سنن خود روایت می کند:

( أخبرنا ) أبو الحسن بن عبدان أنبأ أحمد بن عبید الصفار ثنا أبو مسلم ثنا إبراهیم بن حمید ثنا حماد عن علی بن زید عن أبی نضرة ان رجلا سأل عمران بن حصین عن صلاة رسول الله صلى الله علیه وسلم فی السفر فقال ایت مجلسنا فقال إن هذا قد سألنی عن صلاة رسول الله صلى الله علیه وسلم فی السفر فاحفظوها عنی ما سافر رسول الله صلى الله علیه وسلم سفرا الا صلى رکعتین حتى یرجع ویقول یا أهل مکة قوموا فصلوا رکعتین فانا سفر وغزا الطائف وحنین فصلى رکعتین واتى الجعرانة فاعتمر منها وحججت مع أبی بکر رضی الله عنه واعتمرت فکان یصلی رکعتین ومع عمر بن الخطاب رضی الله عنه فکان یصلی رکعتین ومع عثمان فصلى رکعتین صدرا من امارته ثم صلى عثمان بمنى أربعا»

«... ابی نضره می گوید مردی از عمران بن حصین درباره ی نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفر پرسید. عمران در پاسخ او گفت: با من بیا در مجلس ما. سپس [در مجلس خود در حضور جمع] گفت: قطعا این مرد از نماز رسول خدا در سفر سوال کرد. پس این را از من حفظ کنید. رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگز سفری نرفت مگر اینکه در آن سفر نمازهای چهاررکعتی را دو رکعتی می خواند تا هنگام برگشت از سفر به وطن. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: ای اهل مکه برخیزید و نماز [چهاررکعتی] را دو رکعتی بخوانید. زیرا قطعا ما در سفر هستیم. و رسول خدا در جنگ طائف و حنین نیز نماز [چهار رکعتی] را دو رکعت می خواند و آن حضرت به جعرانه آمد و از آنجا احرام عمره بست و من همراه ابوبکر بودم و عمره گذاردم درحالیکه ابوبکر نماز [چهاررکعتی] را دو رکعتی می خواند و همچنین همراه عمر بن خطاب بودم پس او نیز نماز (چهاررکعتی) را دو رکعتی می خواند و همراه عثمان نیز بودم پس او در اوائل حکومت خود (مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و ابوبکر و عمر) نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت می خواند اما پس از مدتی عثمان در منا [بر خلاف سیره و سنت رسول اکرم و بر خلاف سیره ابوبکر و عمر] نماز [در منا] را چهار رکعت خواند»!

البیهقی، أحمد بن الحسین (متوفاى 458هـ)، السنن الکبرى، ج3، ص153، ناشر: دار الفکر – بیروت.

احمد بن حنبل این روایت را در مسند خویش ذکرمیکند و حمزه احمد زین محقق کتاب هم در پاورقی تصریح به اعتبار سند می کند.ابن خزیمه این روایت را در صحیح خود ذکر میکند:

ابن خزیمة، محمد بن إسحاق، صحیح ابن خزیمة ج 3 ص 70، المکتب الإسلامی - بیروت - 1390 - 1970 ، تحقیق : د. محمد مصطفى الأعظمی

طوسی، ابی علی خسن بن علی، مختصر الأحکام ج 3 ص 85 ، مکتبة الغرباء الأثریة - المدینة المنورة - السعودیة - 1415هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقیق: أنیس بن أحمد بن طاهر الأندونوسی

تقریب استدلال: بر اساس این روایت رسول خدا صلی الله علیه و آله آن حضرت به اهل مکه که مسافر بودند صریحا دستور می داد که: «قوموا فصلوا رکعتین» برخیزید و نمازتان را به دو رکعتی بخوانید. امر «صلوا» ظهور در وجوب و فرض بودن دارد. بعلاوه باید در نظر داشت که اهل مکه مسافر بودند، اگر آنها جواز ترخیص و اقامه نماز به چهار رکعت نیز داشتند باید آن حضرت این مطلب را متذکر می شد زیر تاخیر بیان از وقت حاجت پیش می آید و این بر حکیم و در قانونگذاری حکیمانه و عقلایی، قبیح است.

سائب بن یزید

سائب بن یزید یکی از صحابه در نزد اهل سنت است. او از سوی عمر در بازار مسلمین وظایفی را بر عهده داشت و مورد اعتماد او بود.

ذَهَبی، شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد، سیر أعلام النبلاء،ج:5، ص: 433، ناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: غیر متوفر، عدد الأجزاء : 23

از او نیز روایتی در کتب اهل سنت وجود دارد که تصریح به واجب و فرض بودن شکسته خواندن نماز در مسافرت است. طبرانی از ائمه حدیثی اهل سنت در معجم الکبیر خود روایت می کند:

«6677 - حدثنا علی بن عبد العزیز ثنا القعنبی ثنا عبد العزیز بن محمد عن سعد بن سعید الأنصاری عن السائب بن یزید: قال: فرضت الصلاة رکعتین رکعتین ثم زید فی صلاة الحضر وأقرت صلاة السفر»

سعد بن سعید انصاری از سائب بن یزید روایت می کند که گفت: نماز دو رکعت دو رکعت فرض و واجب شد. سپس در نماز در وطن و حضر افزده شد و نماز در مسافرت به حالت قبلی خود – دو رکعتی- تثبیت شد.

طبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم، المعجم الکبیر، ج7، ص: 155، مکتبة العلوم والحکم – الموصل، چاپ دوم، 1404 – 1983، تحقیق : حمدی بن عبدالمجید السلفی، 20 جلد

عبدالله بن شخیر

عبدالله بن شخیر و پدرش هر دو از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند. آنها نیز از اصحابی هستند که نماز در مسافرت را شکسته می خوانند. نسائی عالم بزرگ اهل سنت که سخت گیری ها و دقت های سندی و رجالی او از بخاری و مسلم نیز بیشتر بوده است، روایت می کند:

«2281 - أخبرنا عبید الله بن عبد الکریم قال حدثنا سهل بن بکار قال حدثنا أبو عوانة عن أبی بشر عن هانئ بن عبد الله بن الشخیر عن أبیه قال : کنت مسافرا فأتیت النبی صلى الله علیه و سلم وهو یأکل وأنا صائم فقال هلم قلت إنی صائم قال أتدری ما وضع الله عن المسافر قلت وما وضع الله عن المسافر قال الصوم وشطر الصلاة. قال الشیخ الألبانی : صحیح لغیره»

عبدالله بن شخیر از پدرش روایت می کند: من مسافرت بودم نزد رسول الله صلی الله علیه و آله رفتم در حالی که غذا میل می کرد و من روزه بودم. او به من فرمود: جلو بیا و از غذا میل کن! گفتم: من روزه هستم! فرمود: آیا می دانی خداوند چه تکلیفی را از مسافر برداشته است؟ گفتم: چه تکلیفی را از مسافر برداشته است؟ فرمود: روزه گرفتن و نصف نماز را!

بر اساس روایت فوق، بسیار واضح است که خداوند تبارک و تعالی به جهت تخفیف و منت بر بندگان خود، تکلیف روزه و مقداری از نماز را – که به اتفاق مسلمین دو رکعت از نماز های چهار رکعتی است- را بر داشته است. برداشتن تکلیف از سوی خداوند تشریع الهی است و باید امتثال شود. بنده حق ندارد از دستورات خداوند – بالاخص در امور عبادی تخطی کند زیرا عبادات توقیقی هستند و عقل ما راهی به درک مصالح و مفاسد حقیقی آنها ندارد.

نسائی، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن، المجتبى من السنن، ج4، ص: 182، مکتب المطبوعات الإسلامیة – حلب، چاپ سوم،1406 – 1986، تحقیق: عبدالفتاح أبو غدة، 8 جلد، به همراه تعلیقات البانی

صحابه ای به نام انس

صحابه دیگری از قبیله بنی عامر که به او انس گفته می شد داستانی را از دیدارش با رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که دلالت بر برداشته شدن نصف نماز از مسافر دارد:

«4478 - عبد الرزاق عن معمر عن أیوب عن أبی قلابة عن رجل من بنی عامر أن رجلا یقال له أنس حدثه أنه قدم المدینة فدخل على النبی صلى الله علیه و سلم بحاجة فوجد النبی صلى الله علیه و سلم یأکل فقال النبی صلى الله علیه و سلم أدن فقال الرجل إنی صائم فقال النبی صلى الله علیه و سلم إن المسافر قد وضع عنه الصوم وشطر الصلاة وعن الحامل والمرضع»

ابی قلابه از مردی از قبیله بنی عامر که به انس گفته می شد روایت می کند که او گفت: به شهر مدینه رفتم و به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله به جهت حاجتی وارد شدم رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم در حالی که غذایی میل می کرد. آن حضرت فرمود: نزدیک شو و غذا میل کن! به ایشان گفتم روزه هستم. آن حضرت گفت: از مسافر نصف نماز و روزه برداشته شده است. و روزه از زن باردار و زنی که به نوزاد خود شیر می دهد برداشته شده است.

صنعانی، أبو بکر عبد الرزاق بن همام، مصنف عبد الرزاق، ج2، ص: 565، المکتب الإسلامی – بیروت، چاپ دوم،1403، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، 11 جلد

عمرو بن أمیة الضمری

عمر بن امیه نیز از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله است. او نیز در سفری که مدینه داشته با رسول خدا صلی الله علیه و آله دیداری داشته است که آن حضرت به او نیز دستور می دهد روزه خود را افطار کند. زیرا خداوند از مسافر نصف نماز و روزه را برداشته است:

2576 - أخبرنی عبدة بن عبد الرحیم عن محمد بن شعیب قال أنبأ الأوزاعی عن یحیى عن أبی سلمة قال حدثنی عمرو بن أمیة الضمری قال : قدمت على رسول الله صلى الله علیه و سلم من سفر فقال انتظر الغداء یا أبا أمیة قلت إنی صائم قال ادن منی حتى أخبرک عن المسافر إن الله وضع عنه الصیام ونصف الصلاة»

عمر بن امیه الضمری روایت می کند: در یکی از سفر هایم بر رسول الله صلی الله علیه و آله وارد شدم آن حضرت فرمود: ای ابا امیه منتظر باش وقت غذا است! به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتم: روزه هستم! آن حضرت گفت: نزدیک شو تا تو را از حکم الهی آگاه کنم! همانا خداونداز مسافر، نصف نماز و روزه را برداشته است!

نسائی، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن، سنن النسائی الکبرى، ج2، ص: 102، دار الکتب العلمیة – بیروت، چاپ اول، 1411 – 1991، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری , سید کسروی حسن، 6 جلد

صحابه ای از قبیله بلحریش

یکی دیگر از قائلین به فرض و واجب بودن نماز در مسافرت، صحابه ای از قبیله بلحریش است. نسائی روایت زیر را در ذکر می کند:

2280 - أخبرنا عبد الرحمن بن محمد بن سلام قال حدثنا أبو داود قال حدثنا أبو عوانة عن أبی بشر عن هانئ بن عبد الله بن الشخیر عن رجل من بلحریش عن أبیه قال : کنا نسافر ما شاء الله فأتینا رسول الله صلى الله علیه و سلم وهو یطعم فقال هلم فأطعم فقلت إنی صائم فقال رسول الله صلى الله علیه و سلم أحدثکم عن الصیام إن الله وضع عن المسافر الصوم وشطر الصلاة. قال الشیخ الألبانی : صحیح لغیره

مردی از قبیله بلحریش از پدرش روایت می کند: ما مسافرت می کردیم – هر قدر که مقدر الهی بود- نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدیم در حالی که آن حضرت غذا میل می کردند به ما گفتند: تشریف بیاورید غذا میل کنید! گفتم: ما روزه هستیم. آن حضرت گفت: از روزه برای شما می گویم! همانا خداوند از مسافر روزه و نصف نماز را برداشته است.

نسائی، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن المجتبى من السنن، ج4، ص: 181، مکتب المطبوعات الإسلامیة – حلب، چاپ دوم، 1406 – 1986، تحقیق : عبدالفتاح أبو غدة، هشت جلد، به همراه تعلیقات البانی

تقریب استدلال:

بر اساس روایت های صحابه ای که در مسافرت خود، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده اند، آن حضرت به آنها گفته است که خداوند نصف نماز و روزه را مسافر برداشته است و عملا خود نیز آنها را دعوت می کرد که روزه خود را افطار کنند. و در کنار دستور به افطار، حکم قصر نماز را نیز مطرح کرده است. این نشان می دهد که روزه گرفتن و نماز کامل خواندن در نزد خداوند محبوبیت ندارد. اگر محبوبیت داشت رسول الله صلی الله علیه و آله تفصیل می داد و می فرمود: روزه بگیرید و یا نماز را کامل بخوانید بهتر است یا اینکه روزه گرفتن و نماز کامل خواندن در مسافر جایز است! در حالی که آن حضرت صریحا آنها را دعوت نمود غذا میل کنند و اگر روزه یا نماز کامل خواندن برای مسافر ثوابی داشت یا محبوب الهی بود، حتما متذکر می شدند تا باعث از دست رفتن ثواب این دو عبادت نشوند. این امر زمانی تقویت می شود که این افراد مسافر بودند و مدت زیادی در نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله توقف نمی کردند. اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله حکم را ناقص تبیین می کردند، باعث گمراهی و اغراء در جهل مخاطب می شدند که این امر از مقام حکمت و نبوت ایشان به دور است. نتیجه آنکه آن حضرت به مسافرین این نکته را گوشزد می کرد که در مسافرت روزه جایز نیست و نماز هم باید شکسته خوانده شود.

جابر بن عبدالله انصاری

جابر بن عبدالله انصاری از فقهای اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله است . او نیز از قائلین به فرض بودن نماز به صورت شکسته برای مسافر است. ابن عادل دمشقی در این باره می نویسد:

«... وهو قَوْل ابن عبَّاسٍ , وجَابِر بن عبد الله , وجماعة , قال ابن عبَّاس : فَرَضَ الله صلاة الحَضَر أرْبَعَاً , وصلاة [ السَّفر رکعتین ]»

«... این قول ابن عباس، جابر بن عبدالله و جماعت دیگری از اصحاب است. عبدالله بن عباس می گوید: خداوند نماز را در وطن چهار رکعت و در مسافرت دو رکعت واجب کرد!»

دمشقی حنبلی، ابوحفص عمر بن علی، اللباب فی علوم الکتاب ج 6 ص 602 ، دار الکتب العلمیة - بیروت، لبنان - 1419 هـ -1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : الشیخ عادل أحمد عبد الموجود والشیخ علی محمد معوض...

انس بن مالک انصاری

انس بن مالک از دیگر صحابه برجسته نزد اهل سنت است. او نیز به سنت نبوی در اقامه نماز به صورت در رکعتی در نماز اشاره کرده است:

«1471 حدثنی عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ حدثنا هِشَامُ بن یُوسُفَ أخبرنا بن جُرَیْجٍ حدثنا محمد بن الْمُنْکَدِرِ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ رضی الله عنه قال صلى النبی صلى الله علیه وسلم بِالْمَدِینَةِ أَرْبَعًا وَبِذِی الْحُلَیْفَةِ رَکْعَتَیْنِ»

«انس بن مالک می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآ‌له در مدینه چهار رکعت نمازخواند،‌ و در ذی الحلیفه دو رکعت».

بخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، ج 2، ص 561، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

تقریب استدلال: انس بن مالک سنت نبوی را در اقامه نماز بیان کرده است او نماز در ذی الحلیفة را که خارج از محل زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده را در مقابل نماز در مدینه که وطن رسول الله صلی الله علیه و آله بوده قرار داده است و این تقابل نشان می دهد که حکم نماز در مسافرت در مقابل نماز در وطن و حضر است و با آن متفاوت است. وقتی نماز در حضر به صورت وجوبی چهار رکعت باشد، نماز در سفر نیز به صورت وجوبی دو رکعت است.

جمع بندی کلی: با توجه به تصریح تعداد زیادی از صحابه مبنی بر فرض و وجوبی بودن قصر نماز در سفر، اعتراض شدید آنها به بدعت عثمان معلوم می شود که حکم اصلی و حقیقی نماز در مسافرت وجوب قصر است. عثمان در مقابل نصوص متعدد نبوی- بدون هیچ توجیه مقبولی- اجتهاد به رای کرده است.

ابی جحیفة

یکی دیگر از صحابه ای که در مخالفت با بدعت عثمان از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت نقل کرده است، ابی جحیفه است:

«حَدَّثَنَا وَکِیعٌ , قَالَ : حدَّثَنَا سُفْیَانُ ، وَابْنُ أَبِی لَیْلَى ، عَنْ عَوْنِ بْنِ أَبِی جُحَیْفَةَ السُّوَائِیِّ ، عَنْ أَبِیهِ ، قَالَ : صَلَّیْتُ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّى الله عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بِمِنًى الظُّهْرَ رَکْعَتَیْنِ ، ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُصَلِّی رَکْعَتَیْنِ حَتَّى رَجَعَ إلَى الْمَدِینَةِ»

با رسول الله صلی الله علیه و آله در منی نماز ظهر را دو رکعت خواندم! سپس آن حضرت دائما نماز ظهر را دو رکعت دو رکعت به جای آورد تا اینکه به مدینه برگشت!

ابن أبی شیبة العبسی الکوفی، أبو بکر عبد الله بن محمد، المُصَنَّف، ج5، ص: 367، دار القبلة، محقق: محمد عوامة، 21 جلد

فعل صحابه:

عبدالله بن عمر

8 - ( 689 ) وحدثنا عبدالله بن مسلمة بن قعنب حدثنا عیسى بن حفص بن عاصم بن عمر بن الخطاب عن أبیه قال: صحبت ابن عمر فی طریق مکة قال فصلى لنا الظهر رکعتین ثم أقبل وأقبلنا معه حتى جاء رحله وجلس وجلسنا معه فحانت منه التفاتة نحو حیث صلى فرأى ناسا قیاما فقال ما یصنع هؤلاء ؟ قلت یسبحون قال لو کنت مسبحا لأتممت صلاتی یا ابن أخی إنی صحبت رسول الله صلى الله علیه و سلم فی السفر فلم یزد على رکعتین حتى قبضه الله وصحبت أبا بکر فلم یزد على رکعتین حتى قبضه الله وصحبت عمر فلم یزد على رکعتین حتى قبضه الله ثم صحبت عثمان فلم یزد على رکعتین حتى قبضه الله وقد قال الله { لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة } [33 / الأحزاب / الآیة - 21]

مسلم نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج1، ص: 479، داراحیاء التراث العربی، بیروت، محمد فواد عبدالباقی

5780 - حدثنا أبو خیثمة حدثنا جریر عن یزید بن أبی زیاد عن داود بن أبی عاصم قال : قلت لعبد الله بن عمر ـ وهو بمنى ـ کم تصلی ها هنا ؟ قال : صلى رسول الله صلى الله علیه و سلم رکعتین و أبو بکر رکعتین و عمر رکعتین و صلاها عثمان ست سنین رکعتین ثم صلوها أربعا فکنا إذا صلینا معهم صلینا أربعا و إذا صلینا على حدة صلینا رکعتین

ابویعلی موصلی تمیمی، أحمد بن علی بن المثنى، مسند أبی یعلى، ج10، ص: 157، دار المأمون للتراث، دمشق، چاپ اول، 1404 – 1984، 13 جلد

عمر بن خطاب

«180 - حدثنا علی أنا شعبة عن الحکم عن إبراهیم عن الأسود عن عمر رضی الله عنه : أنه انتهى إلى مکة فصلى بالناس رکعتین ثم قال یا أهل مکة أتموا فإنا قوم سفر»

جوهری بغدادی، علی بن الجعد بن عبید أبو الحسن، مسند ابن الجعد، ج1، ص: 47، مؤسسة نادر، بیروت، چاپ اول، 1410 – 1990، یک جلد

ادله لبی و عقلایی

یکی از ادله عقلایی برای اثبات وجوب و فرض شکسته خواندن نماز در مسافرت، این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله، در همه سفرهای خود، نماز را در سفرهای خود شکسته اقامه کردند، و بسیار بعید است که اگر نماز چهار رکعتی که دو رکعت بیشتر دارد و طبیعتا باید فضیلت بیشتری نسبت به نماز دو رکعتی داشته باشد،رسول خدا صلی الله علیه و آله، افضل را ترک کرده و مفضول را انجام داده باشد. نتیجه آنکه، رسول خدا حکیم و مبلغ و مبین احکام الهی است و هیچ گاه چنین رفتار غیر عقلایی انجام نمی دهد پس نماز شکسته در سفر افضل از نماز چهار رکعتی است.

مبارک فوری در شرح جامع ترمذی به این استدلال اشاره کرده است:

وأما دعوى أن التمام أفضل فمدفوعة بملازمته صلى الله علیه و سلم فی جمیع أسفاره وعدم صدور التمام عنه ویبعد أن یلازم صلى الله علیه و سلم طول عمره المفضول ویدع الأفضل انتهى

این ادعا که نماز تمام و چهار رکعتی افضل از نماز دو رکعتی است، قابل رد و دفع است. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله در همه سفر های خود، نماز دو رکعتی اقامه کرد و هیچ گاه نماز چهار رکعتی به جای نیاورد. و بسیار بعید است که آن حضرت در طول عمرش همیشه مفضول را انجام داده و افضل را ترک کرده باشد!

مبارکفوری، محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم، تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج3، ص: 86، دار الکتب العلمیة – بیروت، ده جلد

توجیهات و ادله مخالفین

عبارت کامل عبدالرحمن بن عوف

ازدواج در مکه

«أخبرنا أبو سهل محمد بن إبراهیم أنا أبو القاسم إبراهیم بن منصور أنا أبو بکر بن المقرئ أنا أبو یعلى نا موسى هو ابن محمد بن حیان نا أبو عتاب سهل بن حماد نا عکرمة بن إبراهیم حدثنی عبدالله بن عبدالرحمن بن الحارث بن أبی ذباب عن أبیه أن عثمان صلى بهم بمنى أربع رکعات ثم أقبل علیهم فقال سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول إذا تزوج الرجل ببلد فهو من أهله / ح / وإنما أتممت لأنی تزوجت بها منذ قدمتها».

حارث بن ابی ذباب می‌گوید: عثمان همراه آنها در منی چهار رکعت نماز به جا آورد، پس از آن به آنها رو کرد و گفت: از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که می‌فرمود: هرگاه مردی در شهری ازدواج کند،‌ از اهل آن شهر محسوب می‌شود. من هم نماز را تمام خواندم به خاطر این که در اینجا تا مدت اقامتم ادواج کرده ام.

ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى571هـ)، تاریخ مدینة دمشق ، ج 39، ص 256، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفکر - بیروت - 1995.

1568- وَعَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ - رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ - أَنَّهُ قَالَ : صَلَّى بِأَهْلِ مِنًى أَرْبَعًا , فَأَنْکَرَ النَّاسُ عَلَیْهِ ذَلِکَ , فَقَالَ : إِنِّی تَأَهَّلْتُ بِأَهْلِی بِهَا لَمَّا قَدِمْتُ ، وَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله علیه وسلم یَقُولُ : إِذَا تَأَهَّلَ الرَّجُلُ فِی بَلَدٍ فَلْیُصَلِّ بِهِ صَلاَةَ الْمُقِیمِ.

رواه الحمیدی واللفظ له ، وابن أبی عُمَر ، وأبو یَعْلَى ، وابن أبی شَیْبَة ، وأحمد بن حنبل ، بسند ضعیف لجهالة بعض رواته.

بوصیری، أحمد بن أبی بکر، إتحاف الخیرة المهرة بزوائد المسانید العشرة، ج2، ص: 316، دار الوطن، الریاض، چاپ اول، 1420 هـ - 1999 م، هشت جلد

این روایت و نقل از عثمان که در مکه ازدواج کرده است طبق اعتراف بزرگان اهلسنت یک روایت ضعیف است، چنانچه خود ارنووط محقق کتاب مسند احمد چنین می گوید:

443 - حَدَّثَنَا أَبُو سَعِیدٍ، یَعْنِی مَوْلَى بَنِی هَاشِمٍ، حَدَّثَنَا عِکْرِمَةُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْبَاهِلِیُّ، حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی ذُبَابٍ، عَنْ أَبِیهِ، أَنَّ عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانَ، صَلَّى بِمِنًى أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ، فَأَنْکَرَهُ النَّاسُ عَلَیْهِ، فَقَالَ: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی تَأَهَّلْتُ بِمَکَّةَ مُنْذُ قَدِمْتُ، وَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: «مَنْ تَأَهَّلَ فِی بَلَدٍ فَلْیُصَلِّ صَلاةَ الْمُقِیمِ»

إسناده ضعیف، عکرمة بن إبراهیم الباهلی، قال الحسینی: لیس بالمشهور، وقال أبو زرعة العراقی: لا أعرف حاله، وعبد الرحمن بن أبی ذباب لم یعرف

أحمد بن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 1، ص: 61، محقق: شعیب الأرنؤوط وآخرون، مؤسسة الرسالة،الطبعة: الثانیة 1420هـ ، 1999م، عدد الأجزاء : 50

ابن کثیر دمشقی می‌گوید: اگر معیار تمام خواندن نماز عثمان، ازدواج در مکه است، خود رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز در عمرة القضاء ازدواج کرده بود، و در عین حال نمازش را قصر انجام داد:

وهذا الحدیث لا یصح وقد تزوج رسول الله صلى الله علیه وسلم فی عمرة القضاء بمیمونة بنت الحارث ولم یتم الصلاة.

این روایت صحیح نیست؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه و‌آله در عمرة القضاء با میمونه دختر حارث ازدواج کرد و در عین حال نمازش را تمام نخواند.

ابن کثیر، ابوالفداء، إسماعیل بن عمر، البدایة والنهایة، ج7، ص: 218، مکتبة المعارف، بیروت، 14 جلد

ابن اسحاق هم تصریح بر این مطلب دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله در مکه با میمونه ازدواج کرد

392 نا أحمد نا یونس عن ابن اسحاق قال حدثنی ثقة عن سعید بن المسیب أنه قال هذا عبد الله بن عباس یزعم أن رسول الله صلى الله علیه وسلم نکح میمونة وهو محرم وکذب انما قدم رسول الله صلى الله علیه وسلم مکة فحل فکان الحل والنکاح جمیعا فشبه ذلک على الناس

سعید بن مسیب می گفت: این عبدالله بن عباس است خیال می کند رسول خدا صلی الله علیه و آله میمونه را در حالی که محرم بود به ازدواج خود در آورده است و این دروغ است همانا رسول الله صلی الله علیه و آله به مکه رفت و در آنجا محل هم شده و نکاح و حل با هم بوده این بر مردم مشتبه شده.

ابن اسحاق، محمد بن اسحاق بن یسار، سیرة ابن إسحاق، ج 5، ص 247 ،معهد الدراسات والأبحاث للتعریف، تحقیق : محمد حمید الله

اختیارات ناشی از امامت عثمان بر مردم:

«التأویل الثانی : أنه کان إماماً للناس، والإِمام حیث نزل، فهو عمله ومحل ولایته، فکأنه وطنه، ورُدَّ هذا التأویل بأن إمام الخلائق على الإِطلاق رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کان هو أولى بذلک، وکان هو الإِمامَ المطلق، ولم یُربِّع»

ابن قیم الجوزیة، محمد بن أبی بکر بن أیوب، زاد المعاد فی هدی خیر العباد، ج1، ص: 469، مؤسسة الرسالة، بیروت، مکتبة المنار الإسلامیة، الکویت، چاپ 27، 1415هـ /1994م، پنج جلد

اختصاص حکم قصر نماز به حال مسافرت نه اقامت چند روزه

«التأویل الثالث : أن منى کانت قد بنیت وصارت قریة کثر فیها المساکن فی عهده ولم یکن ذلک فی عهد رسول الله صلى الله علیه و سلم بل کانت فضاء ولهذا قیل له : یا رسول الله ألا نبنی لک بمنى بیتا یظلک من الحر ؟ فقال : [ لا منى مناخ من سبق ] فتأول عثمان أن القصر إنما یکون فی حال السفر ورد هذا التأویل بأن النبی صلى الله علیه و سلم أقام بمکة عشرا یقصر الصلاة»

ابن قیم الجوزیة، محمد بن أبی بکر بن أیوب، زاد المعاد فی هدی خیر العباد،ج1، ص: 469، مؤسسة الرسالة، بیروت، مکتبة المنار الإسلامیة، الکویت، چاپ 27، 1415هـ /1994م، پنج جلد

مقیم نامیده شدن مهاجر سه روز بعد از اتمام اعمال حج در روایات

«التأویل الرابع : أنه أقام بها ثلاثاً، وقد قال النبی صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: "یُقیمُ المُهَاجر بَعْدَ قَضَاءِ نسُکِهِ ثَلاثاً" فسماه مقیماً، والمقیم غیرُ مسافر، ورُدَّ هذا التأویلُ بأن هذه إقامة مقیدة فی أثناء السفر لیست بالإِقامة التی هی قسیم السفر، وقد أقام صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بمکة عشراً یقصُر الصلاة، وأقام بمِنى بعد نسُکه أیامَ الجمار الثلاث یقصُرُ الصَّلاة.»

ابن قیم الجوزیة، محمد بن أبی بکر بن أیوب، زاد المعاد فی هدی خیر العباد،ج1، ص: 469، مؤسسة الرسالة، بیروت، مکتبة المنار الإسلامیة، الکویت، چاپ 27، 1415هـ /1994م، پنج جلد

قصد اقامت عثمان در منی و اتخاذ این مکان به عنوان دارالخلافة

«التأویل الخامس : أنه کان قد عزم على الإِقامة والاستیطان بمِنى، واتخاذِها دارَ الخلافة، فلهذا أتم، ثم بدا له أن یَرجع إلى المدینة، وهذا التأویل أیضاً مما لا یقوى، فإن عثمانَ رضی الله عنه من المهاجرین الأولین، وقد مَنع صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ المهاجرین من الإِقامة بمکة بعد نسکهم، ورخَّص لهم فیها ثلاثة أیام فقط، فلم یکن عُثمانُ لِیقیم بها، وقد منع النبیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ من ذلک، وإنما رخَص فیها ثلاثاً وذلک لأنهم ترکوها للّه، وما تُرِکَ للّه، فإنه لا یُعاد فیه، ولا یُسترجع، ولهذا منع النبی صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِن شراء المتصدِّق لصدقته، وقال لعمر: "لا تَشتَرِهَا، ولا تَعُدْ فی صَدَقَتِکَ". فجعله عائداً فی صدقته مع أخذها بالثمن».

ابن قیم الجوزیة، محمد بن أبی بکر بن أیوب، زاد المعاد فی هدی خیر العباد،ج1، ص: 470، مؤسسة الرسالة، بیروت، مکتبة المنار الإسلامیة، الکویت، چاپ 27، 1415هـ /1994م، پنج جلد

اجتهاد و رای گرایی

«وأما ترک القصر: فاجتهاد، إذ سمع الناس افتتنوا بالقصر، وفعلوا ذلک فی منازلهم، فرأى أن السنة ربما أدت إلى إسقاط الفریضة، فترکها مصلحة خوف الذریعة... ما أحسن کلام القاضی أبی بکر بأن ترک عثمان رضی الله عنه للقصر فی الصلاة فی السفر "فاجتهاد" وفی الحدیث: "إذا اجتهد الحاکم فأصاب فله أجران، وإن أخطأ فله أجر" وعثمان فی هذه المرة قد أخطأ، نقول ذلک بصراحة، فإن الحق أحق أن یتبع، وهو مع ذلک مأجور على اجتهاده».

و اما مسئله ترک گفتن نماز قصر: پس اجتهادی بیش نیست. عثمان شنیده بود مردم به نماز قصر مفتون شده و در خانه های خود نماز را بصورت قصر می خوانند. او می دید که بجای آوردن سنت ممکن است باعث از بین رفتن فریضه گردد. پس بصورت مصلحت، انجام نماز قصر را ترک گفت... قاضی ابن العربی چه زیبا ترک نماز قصر در سفر را برای عثمان اجتهاد می خواند. و در حدیث نبوی آمده است که: «اگر حاکم به اجتهاد دست زده، و اجتهادش درست باشد، در اجر، و اگر اجتهادش اشتباه باشد یک اجر خواهد برد». و عثمان که در اینجا اشتباه کرده است، و ما این را به صراحت می گوییم. چون اتباع حق از همه چیز واجب تر است، و عثمان به هر صورت در اینجا بعلت اجتهاد خویش اجر برده است

ابن عربی، القاضی محمد بن عبد الله، العواصم من القواصم، ص: 57، دار الجیل بیروت، لبنان، چاپ دوم، 1407هـ - 1987م

ادله نهی از عمل به اجتهاد و رای گرایی در مقابل دستورات شرعی:

قالوا رویتم أن النبی صلى الله علیه وسلم قال لا نبی بعدی ولا أمة بعد أمتی فالحلال ما أحله الله تبارک وتعالى على لسانی إلى یوم القیامة والحرام ما حرمه الله تعالى على لسانی إلى یوم القیامة»

دینوری، عبدالله بن مسلم بن قتیبه، تاویل مختلف الحدیث، ج1، ص: 187؛دارالجبل، بیروت، 1393

وَلَمْ یَقُلْ: وَرَسُولُهُ؛ لِأَنَّ الْإِتْیَانَ هُوَ الْإِعْطَاءُ الشَّرْعِیُّ وَذَلِکَ یَتَضَمَّنُ الْإِبَاحَةَ وَالْإِحْلَالَ الَّذِی بَلَغَهُ الرَّسُولُ فَإِنَّ الْحَلَالَ مَا أَحَلَّهُ وَالْحَرَامَ مَا حَرَّمَهُ وَالدِّینَ مَا شَرَعَهُ قَالَ تَعَالَى: {وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}

ابن تیمیة، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، ج3، ص: 107، مجمع ملک فهد، مدینه، عربستان

البانی هم میگوید:

أنه لا یجوز التقدم بین یدی الرسول صلى الله علیه وسلم کما لا یجوز التقدم بین یدی الله تعالى وهو کنایة عن عدم جواز مخالفة سنته صلى الله علیه وسلم قال الإمام ابن القیم فی إعلام الموقعین: أی لا تقولوا حتى یقول وتأمروا حتى یأمر ولا تفتوا حتى یفتی ولا تقطعوا أمرا حتى یکون هو الذی یحکم فیه ویمضی

جائز نیست مقدم شدن بر رسول خدا همچنانکه جائز نیست بر خداوند تعالی و این کنایه است از عدم جواز مخالفت سنت رسول خدا ابن قیم در اعلام الموقعین میگوید: یعنی نگوید تا اینکه او بگوید و امر نکنید تا اینکه او امر کند و فتوی ندهید تا اینکه او فتوی دهد و اقدام به هیچ کاری نکنید مگر اینکه او به آن حکم دهد و رضایت دهد

البانی، محمد ناصر الدین، الحدیث حجة بنفسه، ج1، ص: 32، مکتبة المعارف للنشر و التوزیع، عربستان، ریاض، 2005

اکنون که مشخص گردید حرام و حلال پیامبر(ص) تا قیامت همان است که حضرت فرموده است آیا عثمان صاحب شریعت بوده است و شریعتی جدیدی را آورده است که بتواند مقابل رای و سخن حضرت اجتهاد کند؟

اجتهاد در مقابل نص باطل است و ما ثابت کردیم که رسول الله صلی الله علیه و آله تصریح به وجوب قصر نموده است و طبق سخنان بزرگان اهلسنت اجتهاد در مقابل رسول خدا (ص) باطل بلکه کفر می باشد

ابن تیمیه هم چنین میگوید:

معارضة أقوال الأنبیاء بآراء الرجال ، وتقدیم ذلک علیها هو فعل المکذبین للرسل، بل هو جماع کل کفر.

هر کس رای خودش را مقدم بکند بر رای پیامبر در واقع آن شخص پیامبر را تکذیب کرده است و کافر شده است

ابن تیمیة، أحمد بن عبد الحلیم، درء تعارض العقل والنقل، ج5، ص: 204، دار الکنوز الأدبیة - الریاض ، 1391، 10 جلد

مولوی محمد عمر سربازی هم چنین می گوید:

پیامبر(ص) هم نبی است و هم حاکم

قبول نکردن دستورات پیامبر (ص) چه به صورت ظاهر و چه در باطن - موجب کفر است. زیرا پیامبر (ص) برای امت، دو حیثیت را داراست: به یک اعتبار، شارع است و نماینده ی پروردگار به شمار می رود و به اعتبار دیگر، صاحب حکومت است و حیثیت پادشاهی دارد. هنگامی که به ایشان (ص) نبوت رسید، در حقیقت حکومت تمام حاکمان و پادشاهان دنیا از آنان سلب و به او واگذار گردید. بنابراین، امتثال به اوامر آن حضرت (ص) از هر دو جنبه بر امتانش واجب است و نافرمانی از وی به معنای کفر است. این مطلب ازفَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ... أخذ می گردد.

اوامر رسول الله صلى الله علیه وسلم تا قیامت نافذ است و مجریان آن علمای ربانی هستند

اطاعت از احکام و دستورات رسول الله محدود به دوران زندگی آنحضرت صلى الله علیه وسلم نبود، بلکه تا ابد این دستورات بر فضای جوامع اسلامی و بر سر تک تک افراد مسلمان گسترده است. درست است که وجود گرامی رسول الله از عالم خاکی سفر نموده است، ولیکن قرآن و حدیث، بر مسند حکمرانی تکیه زده اند و با وجود این دو ریسمان بزرگ الهی، گویا خود پیامبر در میان مسلمانان حضور دارد.

مصلحت جلوگیری از گمراهی مردم در قصر خواندن در وطن:

مصلحت سنجی های ظنی برای اجتهاد عثمان:

«... أنه بلغه أن أعرابیا صلى معه رکعتین ، فظن أن الفریضة رکعتین ، فانصرف إلى منزله ، فلم یزل یصلی رکعتین السنة کلها ، فبلغ ذلک عثمان فأتم الصلاة...»

«... به او خبر رسیده بود که اعرابی همراه او دو رکعت نماز می‌خواند، و گمان می‌کند که نماز واجب دو رکعت است. وقتی اعرابی به منزلش برگشت پیوسته نمازهای یک سالش را دو رکعت خواند. این خبر به عثمان رسید و او هم نماز را تمام خواند...».

ابن سلام هروی، قاسم بن سلام بن عبدالله، الناسخ والمنسوخ فی القرآن، ج1، ص: 26، مکتبة الرشد، ریاض، چاپ دوم، 1418

وقد حکى الزهری وغیره أن عثمان إنما أتم خشیة على الأعراب أن یعتقدوا أن فرض الصلاة رکعتان.

زهری و غیر او حکایت کرده اند که عثمان نماز را به این ذلیل تمام خواند، چون ترس از این داشت که اعراب معتقد بودند نماز واجب همان دو رکعت است.

ابن کثیر، ابوالفداء، إسماعیل بن عمر، البدایة والنهایة، ج7لإ ص: 218، مکتبة المعارف، بیروت، 14 جلد

«... وَأَمَّا قَوْلُکَ عَنْ حَاجِّ الْیَمَنِ وَغَیْرِهِمْ، فَقَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ -، یَنْزِلُ عَلَیْهِ الْوَحْیُ وَالْإِسْلَامُ قَلِیلٌ، ثُمَّ أَبُو بَکْرٍ وَعُمَرُ، فَصَلَّوْا رَکْعَتَیْنِ وَقَدْ ضَرَبَ الْإِسْلَامُ بِجِرَانِهِ...»

و اما اینکه گفتی برخی از اهالی یمن و غیر آنها از حج برمی گردند و می گویند این امام شما عثمان است که نماز را دو رکعتی می خواند در حالیکه مقیم است. قطعا وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل می شد (و پیامبر نماز چهار رکعتی را در سفر دو رکعت می خواندند) درحالیکه در آن زمان اسلام میان مردم کم بود سپس ابوبکر مانند پیامبر صلی الله علیه و آله (نماز چهار رکعتی را در سفر دو رکعت می خواند) پس از ابوبکر، عمر نیز نماز چهار رکعتی را در سفر دو رکعت می خواند. سپس اسلام استقرار یافت و قوی شد. پس عمر در منا همان دو رکعت نماز را می خواند تا اینکه مرد.

شیبانی، ابوالحسن علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، ج2، ص: 494، دارلکتب العلمیة، بیروت، چاپ دوم، 1415

جایگاه خلافت و مقام سیاسی عثمان

تأویل دیگر عثمان این است که او گفت: من هر کجا باشم «خلیفه» و طبق تعبیر دیگر «امیر المؤمنین» هستم، پس مانعی نیست که نماز را هر جور بخوانم.

در نقد این دلیل، ابن کثیر پاسخ نقضی بیان کرده و آن این که رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز در همه جا «رسول الله» بود، ولی ایشان در مسافرت هیچگاه نمازش را تمام نخوانده است و همچنین ابوبکر و عمر

وَقَدْ قِیلَ إِنَّ عُثْمَانَ تَأَوَّلَ أَنَّهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ حَیْثُ کَانَ وَهَکَذَا تَأَوَّلَتْ عَائِشَةُ فَأَتَمَّتْ، وَفِی هَذَا التَّأْوِیلِ نَظَرٌ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ حَیْثُ کَانَ، وَمَعَ هَذَا مَا أَتَمَّ الصَّلَاةَ فی فِی الْأَسْفَارِ

گفته شده است که عثمان تأویل نمود که او «امیرالمؤمنین» است هر جایی که باشد. عایشه نیز همیگونه تأویل کرد (یعنی گفت: من «ام المؤمنین» هستم هرجا که باشم) پس نمازش را تمام خواند.

در این تأویل نظر است؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز رسول الله بود در هر جایی که بود اما در عین حال در سفرها نمازش را تمام نخواند.

البدایة والنهایة ج 7، ص 218

وقیل: لأنه أمیر المؤمنین. وکل موضع له دار. وهذا مردود بأن النبی -صلى الله علیه وسلم- کان أولى منه بذلک

کوثر المعانی الدراری فی کشف خبایا صحیح البخاری محمَّد الخَضِر بن سید عبد الله بن أحمد الجکنی الشنقیطی (المتوفى: 1354هـ)10ص476




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها