2026 October 15 - پنج شنبه 23 مهر 1405
مباحثی پیرامون حضرت زهرا (سلام الله علیها) وحدیث منزلت – روات شیعی در منابع اهل سنت
کد مطلب: ١٦٤٣٦ تاریخ انتشار: ٢٤ دي ١٤٠٤ - ١٩:١٢ تعداد بازدید: 225
خارج فقه الحکومه » عمومي
مباحثی پیرامون حضرت زهرا (سلام الله علیها) وحدیث منزلت – روات شیعی در منابع اهل سنت

(جلسه سی و یکم 19 . 08 . 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه سی و یکم 19 . 08 . 1404)

موضوع: مباحثی پیرامون حضرت زهرا (سلام الله علیها) وحدیث منزلت – روات شیعی در منابع اهل سنت

‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير.

پاسخ به شبهه خواستگاری حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از دختر ابوجهل

در پاسخ به شبهه‌ای که مطرح شده مبنی بر درخواست حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای ازدواج با دختر ابوجهل، حدود نُه جواب دادیم که در سایت حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) وجود دارد. اساسی‌ترین جواب در رد این قضیه، مربوط به فردی به نام مِسوَر بن مخرمه است. سنّ مِسور با نقل این قضیه همخوانی ندارد. علاوه بر این، مسور تفکر خوارجی داشته و این قضیه را با عداوت نسبت به حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) جعل کرده است. این کاملاً مشخص و واضح است. بر فرض اینکه روایت صحیح هم باشد، خود ابن تیمیه می‌گوید حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به خاطر رضایت حضرت زهرا (سلام الله علیها) از این کار منصرف شد اما در مقابل، ابوبکر تا آخر عمرش حاضر نشد رضایت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به دست آورد. از این رو، حضرت فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر ابوبکر غضب نمود و با او سخن نگفت تا زمانی که از دنیا رفت. حضرت زهرا (سلام الله علیها) وصیت کرد که ابوبکر و عمر به هیچ وجه بر پیکرش نماز نخوانند. این خود نشانگر این هست که بر فرض روایت صحیح هم باشد، به ضرر اهل سنت است نه به ضرر شیعه.

بخاری نقل می کند:

فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ

سپس حضرت فاطمه س بر ابوبکر غضب کرد و با او قهر کرد و تا آخر عمر خود با او صحبت نکرد

صحيح البخاري جلد : 4 صفحه : 79 الناشر: دار طوق النجاة

این قضیه خواستگاری توهینش به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیشتر است تا به حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)! چون در این خواستگاری جعلی نقل شده که پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند : اجازه نمی‌دهم مگر اینکه حضرت علی بخواهد دختر من را طلاق دهد! این در حالی است که قرآن می‌فرماید:

{فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ}

[النساء: 3]

تعبیر سید مرتضی در ماجراي مأمون نیز قابل توجه است: مأمون وقتی دخترش را به امام جواد (علیه السلام) داد و امام جواد (علیه السلام) زن دوم گرفت، مأمون در پاسخ به شکایت ام‌الفضل گفت: «ما تو را به امام جواد ندادیم که حکم خدا را تغییر دهیم». این یعنی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به اندازه نستجیر بالله مأمون هم متوجه احکام الله نبودند! روایت صحیح وجود دارد که خداوند ازدواج با جمیع زنان عالم را مادامی که فاطمه (سلام الله علیها) زنده بود، بر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) حرام کرد:

حرّم الله النساء علي عليّ ما دامت فاطمة حيّة.

مادامي كه فاطمه در قيد حيات بود، تمام زنان عالم بر علي حرام بود.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج7، ص475

قطعاً حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از همه نسبت به این مسئله آگاه‌تر بودند. همان‌طور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز با وجود اینکه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) از نظر رتبه قابل مقایسه با حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیستند، ۲۵ سال زندگی مشترک با ایشان داشتند و همسر دیگری انتخاب نکردند.

طبق نظر یکی از علمای اهل سنت (آلوسی) در سوره هل اتی که در شان حضرت زهرا (سلام الله علیها) نازل شده ، اسمی از حور العین در آن نیامده است و این به دلیل احترام به حضرت زهرا (سلام الله علیها) است.

در زمان معاویه، به مدت هفتاد یا هشتاد سال، لعن حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بر منابر ترویج کردند. ابن عقیل، از علمای یمن که زیدی مذهب و ضد معاویه است، در کتاب خود به نام "العتب الجمیل" نقل کرده افرادی که در قنوت نماز جمعه خود نسبت به حضرت علی (علیه السلام) جسارت نمی‌کردند، ملزم بودند که نمازشان را قضا کنند! ابن عقیل حتی نام فردی را می‌برد که پس از نماز، به یاد آورد که حضرت علی (علیه السلام) را سبّ نکرده است؛ برای شکرگزاری از این یادآوری، در آن مکان مسجدی بنا کرد به نام مسجد الذکر (مسجد یادآوری). کتاب العتب الجمیل منبع خوبی است، اگرچه برخی از روایات آن نیاز به بررسی مصادر دارد.

سوالی مطرح شده است که اگر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودند، چرا جلوی ساخت مسجد ضرار -که بعداً پیامبر (صلی الله علیه و آله) خرابش کردند- را نگرفتند؟ پاسخ این است که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در مدینه نگه داشتند تا توطئه منافقین را در هم بشکند. منافقین به دنبال این بودند که در غیاب پیغمبر (صلی الله علیه و آله) توطئه‌ای در مدینه کرده یا به نوامیس مسلمانان تعدی کنند و خانه‌های آنان را ویران سازند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وسلم لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ: إِنَّهُ لَابُدَّ مِنْ أَنْ أُقِيمَ أَوْ تُقِيمَ ، فَخَلَّفَهُ، فَلَمَّا فَصَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وسلم غَازِيًا، قَالَ نَاسٌ: مَا خَلَّفَ عَلِيًّا إِلَّا لِشَيْءٍ كَرِهَهُ مِنْهُ، فَبَلَغَ ذَلِكَ عَلِيًّا فَاتَّبَعَ رَسُولَ اللَّهِ صلّى الله عليه وسلم حَتَّى انْتَهَى إِلَيْهِ، فَقَالَ لَهُ: «مَا جَاءَ بِكَ يَا عَلِيُّ» قَالَ: لَا، يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِلَّا أَنِّي سَمِعْتُ نَاسًا يَزْعُمُونَ أَنَّكَ إِنَّمَا خَلَّفْتَنِي لِشَيْءٍ كَرِهْتَهُ مِنِّي، فَتَضَاحَكَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وسلم وَقَالَ: «يَا عَلِيُّ، أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي كَهَارُونَ مِنْ مُوسَى، غَيْرَ أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ» قَالَ: بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: «فَإِنَّهُ كَذَلِكَ»

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی بن ابی طالب فرمود: «یا من بمانم یا تو بمان.» پس او را تنها گذاشت. هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای جنگی رفت، برخی گفتند: «او فقط به خاطر چیزی که از او خوشش نمی‌آمد، علی را تنها گذاشت.» این خبر به علی رسید، پس او به دنبال رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت تا به او رسید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: «چه چیزی تو را به اینجا آورده است، علی؟» او پاسخ داد: «هیچ چیز، ای رسول خدا، جز اینکه من...» من از مردم شنیدم که می‌گفتند تو فقط به خاطر چیزی که از من خوشت نمی‌آمد، مرا تنها گذاشتی. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خندید و فرمود: «ای علی، آیا راضی نیستی که برای من مانند هارون برای موسی باشی، جز اینکه تو پیامبر نیستی؟» گفت: بله، ای رسول خدا. فرمود: «پس همینطور است».

الطبقات الكبرى ابن سعد ج3، ص24، الناشر: دار صادر - بيروت

پيامبر در تعبيرى ديگر فرمود:

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَمَّا قَوْلُكَ تَقُولُ قُرَيْشٌ مَا أَسْرَعَ مَا تَخَلَّفَ عَنِ ابْنِ عَمِّهِ، وَخَذَلَهُ، فَإِنَّ لَكَ بِي أُسْوَةً، قَدْ قَالُوا سَاحِرٌ، وَكَاهِنٌ، وَكَذَّابٌ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي؟ ... فَإِنَّ الْمَدِينَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا بِي أَوْ بِكَ

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اما این گفته شما که «قریش می‌گوید، چقدر زود پسر عمویش را رها کرد و او را ترک نمود»، شما در من الگویی داری. آنها او را جادوگر، کاهن و دروغگو خواندند. آیا راضی نیستید که برای من مانند هارون برای موسی باشید، جز اینکه پیامبری پس از من نیست؟... زیرا مدینه جز با من یا با شما شایسته نیست.

حاکم نیشابوری می نویسد:

» هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخْرِجَاهُ»

الحاكم النیسابوری، أبو عبد الله ، المستدرك على الصحيحين ، ج2، ص367، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت

منافقینی که در جنگ تبوک تخلف کرده بودند و در مدینه مانده بودند، شایع کردند که رسول الله (صلی الله علیه و آله) از حضرت علی (علیه السلام) کراهت دارد که او را به جنگ تبوک نبرده است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) پس از شنیدن این شایعات به پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیوستند. حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «تو باید از من الگو بگیری، به من ساحر گفتند، کاذب گفتند، و من همه را تحمل کردم، تو هم باید تحمل کنی». از طریق وحی برای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) ثابت شده بود که در جنگ تبوک جنگی اتفاق نمی‌افتد و لذا نیازی به حضرت علی (علیه السلام) و شمشیر ایشان نبود.

در آن زمان مسجد سقف نداشت و مسجد ضرار تقریباً یک مسجد ۱۰-۱۲ متری بود که در طول دو روز می توانستند بسازند. تخریب مسجد ضرار متعاقب وحی به پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود. اگر وحی نبود، مردم تبلیغ می‌کردند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خانه خدا را ویران می‌کند، در نتیجه تخریب آن کار آسانی نبود. پس از نزول وحی پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور دادند که مسجد را ویران کنند و به جایش زباله‌دانی قرار دهند تا هر کس زباله دارد آنجا بریزد. این در حقیقت تحقیری بود برای افرادی که مسجد ضرار را بنا کرده بودند. اسامی بانیان مسجد ضرار نیز مشخص و معلوم است.

نقد روایت آزار مردم مدینه بخاطر گریه شبانه‌روزی حضرت زهرا (سلام الله علیها)

این قضیه مورد نقد است که حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) شبانه‌روز گریه می‌کرد و مردم مدینه نزد حضرت امیر (علیه السلام) آمدند و گفتند یا روزها گریه کند یا شب‌ها، زیرا ما نه خواب داریم و نه به شغل و معاش خود می‌رسیم!

علامه مجلسی این عبارت را در بحارالانوار نقل کرده است. ایشان خود در ابتدا می‌گوید:

أقول : وجدت في بعض الكتب خبرا في وفاتها/ فأحببت إيراده وإن لم آخذه من أصل يعوّل عليه...

قال ورقة بن عبدالله : فقلت : ياجارية إني لاظنك من موالي أهل البيت : فقالت : أجل ، قلت لها: ومن أنت من مواليهم؟ قالت : أنا فضة أمة فاطمة الزهراء ابنة محمد المصطفى صلى الله عليها وعلى أبيها وبعلها وبنيها. فقلت لها : مرحبابك وأهلا وسهلا ، فلقد كنت مشتاقا إلى كلامك ومنطقك فاريد منك الساعة أن تجيبني من مسألة أسألك ، فاذا أنت فرغت من الطواف قفي لي عند سوق الطعام حتى آتيك وأنت مثابه مأجورة ، فافترقنا. ثم قلت لها : يا فضة أخبريني عن مولاتك فاطمة الزهراء وما الذي رأيت منها عند وفاتها بعد موت أبيها محمد ... واجتمع شيوخ أهل المدينة وأقبلوا إلى أميرالمؤمنين علي فقالوا له : يا أبا الحسن إن فاطمة تبكي الليل والنهار فلا أحد منا يتهنا بالنوم في الليل على فرشنا ، ولابالنهار لنا قرار على أشغالنا وطلب معايشنا ، وإنا نخبرك أن تسألها إما أن تبكي ليلا أو نهارا ، فقال : حبا وكرامة.

فأقبل أميرالمؤمنين حتى دخل على فاطمة / وهي لا تفيق من البكاء ولا ينفع فيها العزاء فلما رأته سكنت هنيئة له ، فقال لها : يابنت رسول الله إن شيوخ المدينة يسألوني أن أسألك إما أن تبكين أباك ليلا وإما نهارا. فقالت : يا أبا الحسن ما أقل مكثي بينهم وما أقرب مغيبي من بين أظهر هم فوالله لا أسكت ليلا ولا نهارا أو ألحق بأبي رسول الله ، فقال لها علي : افعلي يابنت رسول الله مابدالك. ثم إنه بنى لها بيتا في البقيع نازحا عن المدينة يسمى بيت الاحزان ، وكانت إذا أصبحت قدمت الحسن والحسين 8 أمامها ، وخرجت إلى البقيع باكية

می‌گویم: در برخی کتاب‌ها خبری از وفات او یافتم، بنابراین خواستم آن را در کتاب بیاورم، هرچند آن را از منبع معتبری نگرفته‌ام... ورقه بن عبدالله گفت: گفتم: «ای دختر، من فکر می‌کنم تو از پیروان خاندان پیامبر هستی.» گفت: «بله.» به او گفتم: «و تو از پیروان آنها چه کسی هستی؟» گفت: «من فضه هستم، کنیز فاطمه زهرا، دختر محمد مصطفی، که درود خدا بر او و پدرش و شوهرش و پسرانش باد.» به او گفتم: «خوش آمدید! مدت‌هاست که مشتاق شنیدن سخنان و سخنرانی شما هستم. دوست دارم به سوالی که از شما دارم پاسخ دهید. وقتی طواف خود را تمام کردید، در بازار غذا منتظر من باشید تا نزد شما بیایم و پاداش خواهید گرفت.» سپس از هم جدا شدیم. سپس به او گفتم: «ای فضه، از بانویت فاطمه زهرا و آنچه از او هنگام مرگش پس از مرگ پدرش محمد دیدی، برایم بگو...» بزرگان مدینه جمع شدند و نزد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رفتند و به او گفتند: «ای ابوالحسن، فاطمه شب و روز گریه می‌کند و هیچ یک از ما شب‌ها بر بستر خود نمی‌خوابیم و روز‌ها برای کار و امرار معاش استراحت نداریم. از تو می‌خواهیم که از او بخواهی شب یا روز گریه کند.» او پاسخ داد: «با کمال میل و افتخار.» پس امیرالمؤمنین نزد فاطمه رفت، در حالی که بی‌وقفه گریه می‌کرد و هیچ تسلی‌ای نمی‌توانست او را آرام کند. وقتی فاطمه او را دید، لحظه‌ای آرام گرفت. به او گفت: «ای دختر رسول خدا، بزرگان مدینه از من می‌خواهند که از تو بخواهم شب یا روز برای پدرت گریه کنی.» او گفت: «ای ابوالحسن، چه کوتاه خواهد بود اقامت من در میان آنها، و چه زود از میان آنها خواهم رفت! به خدا سوگند، شب و روز ساکت نخواهم بود تا به پدرم رسول خدا بپیوندم.» علی به او گفت: «هر کاری می‌خواهی بکن، ای دختر رسول خدا.» سپس خانه‌ای در بقیع، دور از مدینه، برای او ساخت که آن را «خانه غم‌ها» می‌نامیدند. وقتی صبح می‌شد، حسن و حسین (علیهما السلام) را پیشاپیش خود می‌فرستاد و گریه‌کنان به بقیع می‌رفت.

بحار الأنوار: العلامة المجلسي، ج43، ص177، الناشر: مؤسسة الوفاء

ایشان صراحتاً می‌فرماید که این عبارت را از کتابی نقل کردم که قابل اعتماد و به اصطلاح معوّل علیه نیست. این روایت از ورقة بن عبدالله العزبی، از فضه خادم حضرت زهرا (سلام الله علیها)، نقل شده است. متن روایت که مردم مدینه به حضرت امیر (علیه السلام) شکایت می‌کنند که حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه‌روز گریه می‌کند و ما آسایش نداریم و به شغل و معاش خود نمی‌رسیم، دون شان حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عصمت ایشان است. گریه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خانه خود چه ارتباطی به بر هم خوردن شغل، کشاورزی و تجارت مردم مدینه دارد؟! تعبیر حضرت زهرا (سلام الله علیها) در جواب درخواست حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) مبنی بر اینکه «قسم به خدا شبانه روز گریه می‌کنم» تعبیری نیست که با عصمت حضرت بسازد! پاسخ صحیح این است که گریه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، گریه اعتراض بود و در آن شکی نیست. در روایات معتبر آمده است که حضرت امیر (علیه السلام) به حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: «افعلی یا بنت رسول الله ما بدالک»؛ یعنی هرچه دلت می‌خواهد انجام بده. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) خود فرمودند: والله ما عَصَتنی وما أساءت إلیّ أبداً. به خدا قسم، حضرت صدیقه طاهره هرگز مرا معصیت نکرد و لحظه‌ای به من بدی ننمود.

غضب و رویگردانی حضرت زهرا سلام الله علیها از ابو بکر و عمر

درباره آمدن ابوبکر و عمر و درخواست دیدار با حضرت زهرا (سلام الله علیها)، ایشان ابتدا اجازه ندادند و این دو نفر، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را واسطه کردند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در پاسخ فرمودند: «این خانه توست و من کنیز تو هستم، هرچه تو نظر می‌دهی». وقتی آن ها به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمدند، آن حضرت از آن دو نفر روی گرداندند و حتی جواب سلام آن ها را ندادند چرا که ایشان را مؤمن نمی‌دانستند و جواب سلام غیر مؤمن واجب نیست

وظیفه مبلّغان و معرفی منابع معتبر

باید از نقل مطالبی که صرفاً برای گریاندن مردم به هر قیمتی است، خودداری کرد، زیرا ممکن است بار وزر و وبال داشته باشد. توصیه می کنم کتاب "الکبریت الاحمر فی شرائط المنبر" اثر مرحوم بیرجندی را مطالعه کنید. در همین کتاب، داستانی از یکی از مراجع (در عالم رؤیا) نقل شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به روضه‌خوانی که عبارت "یا اُخت یا زینب" را دو بار تکرار کرد، اعتراض نموده و فرمودند امام حسین (علیه السلام) فقط یک بار این جمله را فرمود. در نقل مسائل، باید مصدر آن را ذکر کرد که بر گردن انسان چیزی نباشد.

مرحوم محدث قمی صاحب مفاتیح الجنان فرد مخلصی بود. من از پسر ایشان سوال کردم که علت رواج و محبوبیت کتاب مفاتیح الجنان چه بود؟ فرزند ایشان برای خود من نقل کردند که پدرشان هنگام نوشتن مفاتیح، ثواب آن را به روح پاک حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه کردند، و به همین دلیل این کتاب در میان مردم محبوبیت پیدا کرد.

بهترین کتاب در رابطه با حضرت زهرا (سلام الله علیها) کتاب "فاطمة من المهد إلی اللحد" نوشته مرحوم سید کاظم کربلایی قزوینی است. ایشان فردی مخلص بودند و پس از ۳۰-۴۰ سال، که از فوت ایشان گذشت، طبق وصیت ایشان چون راه کربلا باز شده بود، جنازه ایشان را از قم به کربلا منتقل کردند درحالیکه بدن ایشان کاملا سالم بود.

آغاز بحث

برخی از علمای اهل سنت، مانند مبارکفوری، روایات را رد می‌کنند، به این دلیل که راویانی مانند جعفر بن سلیمان، شیعی یا غالی در تشیع هستند و نمی‌توان حرف یک شیعه را قبول کرد. مبارکفوری در جلد دهم، صفحه ۲۱۴ می‌گوید: «جعفر بن سلیمان و هو شیعی بل هو غالٍ فی التشیّع».

شیعه نزد آنان کسی است که حضرت علی (علیه السلام) را بر ابوبکر و عمر مقدم بدارد، یا شیخین را سبّ و لعن کند.

این معیار (رد راوی به دلیل تشیّع یا رفض) به طور یکسان در کتب خود اهل سنت اعمال نشده است. اهل سنت (حتی وهابی‌ها) معتقد هستند که تمام راویان صحیح بخاری و صحیح مسلم ثقه هستند. این در حالی است که بسیاری از راویانی که در صحیحین (بخاری و مسلم) روایت دارند، توسط علمای اهل سنت، رافضی، مبتدع، سابّ شیخین یا کذاب نامیده شده‌اند. از جمله:

▪ جعفر بن سلیمان الضبعی: راوی صحیح مسلم است و ابن معین گفته است که او ابوبکر و عمر را سبّ می‌کرد.

وقال ابن حبان في كتاب الثقات حدثنا الحسن بن سفيان ثنا إسحاق بن أبي كامل ثنا جرير بن يزيد بن هارون بين يدي أبيه قال بعثني أبي إلى جعفر فقلت بلغنا أنك تسب أبا بكر وعمر قال أما السب فلا ولكن البغض ما شئت فإذا هو رافضي مثل الحمار

ابن حجر العسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تهذيب التهذيب، ج2، ص83، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984 م.

▪ عبدالله بن عبدالقدوس: از روات بخاری است و ابن معین او را "رافضی خبیث" دانسته است.

قال ابن معين : ليس بشيء ، رافضي خبيث .

الذهبی ، شمس الدين محمد بن أحمد (متوفاى748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج13لإ ص257لإ تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

▪ عبدالملک بن اَعین: در صحیح بخاری و صحیح مسلم از او روایت آمده، در حالی که ذهبی او را از "غلات رافضه" می‌داند.

قال ابن عيينة : حدثنا عبد الملك : وكان رافضيا

الذهبی ، شمس الدين محمد بن أحمد (متوفاى748 هـ)، ميزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج2، صص651-652، تحقيق: البجاوي، علی محمد، ناشر: دار المعرفة، بيروت.

اگر بنا باشد هر روایتی که راوی آن رمی به رفض یا غلو در تشیع شده باشد، رد شود، باید حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصد احادیث صحیحین را رد کرد. این نشان می‌دهد که این مبنا (رد روایات شیعه) مبنای درستی نیست و بر اساس هوای نفس در سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) اعمال نظر می‌شود.

ابن تیمیه خود تعبیری دارد که اگر روایتی از نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) صادر شده باشد و ثابت شود، «من أنکره فهو کافر»(هرکس آن را انکار کند، کافر است).

اگر یک راوی مختلف فیه (مورد اختلاف) باشد، احادیثش حَسَن، محسوب می‌شود و در احتجاج همانند حدیث صحیح خواهد بود.

«ثمّ الحسن كالصحيح في الاحتجاج به وإن كان دونه في القوة؛ ولهذا أدرجته طائفة في نوع الصحيح»

التقريب ، اسم المؤلف: ابن شرف النووي الوفاة: 676 ، دار النشر : ج 1، ص 2

«الحسن وهو في الاحتجاج به كالصحيح عند الجمهور»

الباعث الحثيث شرح إختصار علوم الحديث(م) ، اسم المؤلف: ابن تيمية(م) الوفاة: 728 ، دار النشر : ج 1 ص 129

«ثم الحسن كالصحيح في الاحتياج به وإن كان دونه في القوة ولهذا أدرجته طائفة في نوع الصحيح»

تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي ، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي الوفاة: 911 ، دار النشر : مكتبة الرياض الحديثة - الرياض ، تحقيق : عبد الوهاب عبد اللطيف، ج 1، ص 160

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها