2026 July 12 - يکشنبه 21 تير 1405
عزل ابوبکر از ابلاغ آیات برائت
کد مطلب: ١٦٣٨٥ تاریخ انتشار: ٢٣ آذر ١٤٠٤ - ١٦:٤٦ تعداد بازدید: 337
حبل المتین » عمومی
عزل ابوبکر از ابلاغ آیات برائت

برنامه «حبل المتین» - 18/08/1404 (قسمت دویست و پنجاه و هشتم)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه «حبل المتین» - 18/08/1404 (قسمت دویست و پنجاه و هشتم)

عنوان برنامه: عزل ابوبکر از ابلاغ آیات برائت

کلیدواژه: حبل المتین؛ حدیث مناشده؛ ادله عقلی امامت؛ حدیث منزلت؛ اسناد حدیث؛ منزلت؛ صحابه و حدیث منزلت؛ عمر بن خطاب؛ جنگ خیبر؛ آیه مباهله؛ وضو؛ مسح؛ امامت؛ سعد بن أبی وقاص!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین و الائمة المعصومین

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام و درود خدمت شما دوستان عزیزم، بینندگان بزرگوار و گرانقدر و فرهیخته «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». خیلی خوش آمدید به برنامه زنده «حبل المتین».

طبق معمول روزهای یکشنبه شب خدمت شما می‌رسیم تا تمام قد با تمام وجود دفاع بکنیم از ولایت مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) با موضوع درس‌هایی از امامت و ولایت و بحث ادله عقلی امامت و ولایت.

عزیزان خوب بیننده ما در هر کجای ایران و در هر کجای این عالم هستند عنایت دارند که ما در برنامه تلاش می‌کنیم که زمان مناسبی را در اختیار مخاطبینمان قرار بدهیم. قاعدتاً ابتدا مباحثی را خواهیم داشت و بعد از آن هم عزیزان می‌توانند تماس بگیرند.

بارها هم گفتیم، تاکید هم کردیم و بازهم یادآوری می‌کنیم عزیزانی که اهل سنت هستند اعم از علمای اهل سنت، مولوی، آخوند یا بیننده‌های معمولی در اولویت هستند که روی خط ارتباطی بیایند و اگر نکته‌ای یا مطلبی یا سؤالی دارند مطرح کنند.

همچنین آقایان وهابی هم اگر ارتباط برقرار شد اولویت ما وصل کردن آنهاست که بیایند روی خط ارتباطی تا با هم بحث و گفتگو بکنیم. عزیزان شیعه هم که البته با افتخار در خدمتشان خواهیم بود.

طبق معمول روزهای یکشنبه «حبل المتین» در محضر استاد عزیز و بزرگوار و گرانقدر و فرزانه‌مان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله، شب شما بخیر، خوش آمدید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

ما طبق برنامه همیشگی‌مان با توفیق الهی و عنایت مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می‌کنیم.

اگر یک لحظه‌ای از این عرض ارادت ما مقبول آن بی بی دو عالم باشد، قطعاً دین و دنیا و آخرت ما آباد است.

روزهای غربت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) با چهار بچه خردسال اوست. کسانی که بچه یتیم و بچه بی مادر در خانه دارند، می‌دانند امیرالمؤمنین چه کشید.

در عزای فاطمه بی‌قراری می‌کنم

شب کنار قبر او سوگواری می‌کنم

بی شکیبم، من غریبم ای خدا صبرم بده

بی‌قرارم، ناله دارم ای خدا صبرم بده

سوزم از داغش ولی از نبی شرمنده‌ام

ای خداوندا چرا بعد زهرا زنده‌ام

جان جانان سیرم از جان ای خدا صبرم بده

دیشب از هجر رخش تا سحر زینب نخفت

با دو چشم خون فشان این سخن پیوسته گفت

خون بگرید دیده‌ام در عزای ماتمش

بر غم طولانی و عمر مثل گل کمش

یاس حیدر گشته پرپر ای خدا صبرم بده

داغ زهرا فکند یار غم بر دوش من

بعد از او غم خانه شد خانه خاموش من

قد کمانم نوحه خوانم ای خدا صبرم بده

صلی الله علیک مولا یا امیرالمؤمنین اعظم الله اجرک فی مصیبة فاطمة الزهراء و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

مجری:

خیلی ممنونم حضرت استاد. آرزو می‌کنم عزیزانمان، بیننده‌های خوبمان که این ایام سوگوار و عزادار بودند و در مجالس و محافل عزاداری حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها) شرکت کردند خدا از همه‌تان قبول کند و ذخیره دنیا و آخرتتان باشد.

عرض کردم که درس‌هایی از امامت و ولایت بحث ما و گفتگوی ما در محضر حضرت استاد هست. کسانی که در خاطرشان هست عرض کردیم که وجود نازنین امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در آن شورای شش نفره ادله‌ای را مطرح کردند.

این ادله تماماً اثبات می‌کند بحث امامت و ولایت خودشان یا شاید بشود گفت به نوعی علت رفتن حضرت در آن شورای شش نفره هم همین بود که به همگان ثابت کند و در تاریخ ثابت بشود و بماند که امیرالمؤمنین رفت و تمام فضایل خودش را بیان کرد.

حضرت امیرالمؤمنین ادله عقلی خلافت و امامت و وصایت خودش را بیان کرد تا همگان بدانند تنها کسی که شایستگی و لیاقت جانشینی پیامبر و وصایت و خلافت آن بزرگوار را دارد تنها امیرالمؤمنین هست.

عرض کردیم یکی از مواردی که حضرت به آن استدلال کردند حدیث منزلت هست. من درخواست می‌کنم حضرت استاد خلاصه‌ای از حدیث منزلت و بحث گذشته بیان بکنند تا من سؤالات جدید را عرض کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

حضرت امیرالمؤمنین در شورای شش نفره در جمعی که «طلحه» و «زبیر» و «عبدالرحمن» و «سعد بن أبی وقاص» هست، فرمود: من مطالبی در فضائل خودم بیان می‌کنم که نه عربی، نه عجمی، نه معاهدی، نه مشرکی نتواند یکی از آنها انکار کند.

حضرت نزدیک ۵۰ مورد از فضائل و مناقب خودشان را مطرح کردند و از این پنج نفر سؤال کردند: شما را به خدا سوگند هیچکدام شما این فضیلتی که من دارم را دارید؟! همه گفتند: قسم به خدا خیر.

با همه این حال آمدند با بهانه‌های واهی امیرالمؤمنین را کنار زدند و فرد دیگری به نام عثمان را آوردند که آن هم بدعهدی‌ها و مسائلی پیش آورد و افراد ناصالح و منسوبین خودشان در سر قدرت گذاشت به طوری که جنایت کردند و صحابه را آزردند.

آن‌ها دائماً شلاق زدند، تبعید کردند و امثال این جنایات را مرتکب شدند به طوری که «عبدالرحمن بن عوف» اظهار ندامت می‌کرد و می‌گفت: عثمان من به تو رأی ندادم که تو این همه جنایت کنی!!

حتی مشهور است که «عبدالرحمن بن عوف» در مریضی و دفن او هم حاضر نشد شرکت کند.

«عبدالرحمن بن عوف» به علی بن أبی طالب عرضه داشت: یا علی! ما با تو بیعت می‌کنیم ولی مشروط بر اینکه به سیره شیخین عمل کنی.

امیرالمؤمنین فرمود: سنت رسول الله برای من کافیست و نیازی به سیره شیخین ندارم. اگر شیخین کاری بر خلاف دستور خدا انجام داده باشند من باید از آنها تبعیت کنم؟!

«عبدالرحمن بن عوف» دو بار یا سه بار این مطلب را به امیرالمؤمنین گفت، اما حضرت زیر بار نرفت. «عبدالرحمن بن عوف» این مطالب را به عثمان گفت و عثمان زیر بار رفت. آخر هم که صحابه ریختند و عثمان را به قتل رساندند.

به تعبیر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) خلیفه کشی از آن زمان رسم شد و حرمت خلیفه از بین رفت.

یکی از چیزهایی که حضرت امیرالمؤمنین در آنجا استدلال کرد، این بود که فرمود در حق کدام یک از شما رسول اکرم فرمود:

«أنشدکم بالله أمنکم من جعله رسول الله (صلی الله علیه وآله) من نفسه کهارون من موسی غیری؟»

به خدا سوگند آیا در میان شما غیر از من کسی هست که پیغمبر اکرم در حق او فرموده باشد که او برای من به منزله هارون برای حضرت موسی است؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا خیر.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)، نویسنده: أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، وفات: 410، رده: مصادر انساب ومعاجم مختلف، خطی: خیر، تحقیق: جمعه ورتبه وقدم له: عبد الرزاق محمد سین حرز الدین، چاپ: الثانیة، سال چاپ: 1424 - 1382 ش، چاپخانه: دار الحدیث، ناشر: دار الحدیث، شابک: 964-7489-08-0، ص 130 - 133، ح 162

ما آمدیم گفتیم این حدیث منزلت یکی از آثار گرانبهایی است که از نبی گرامی اسلام مانده است و دست‌های تحریفگر و خائن نتوانستند این اثر را از منابع اهل سنت حذف کنند با این حال بدل‌سازی کردند، مشابه سازی کردند، تقلب کردند.

ان شاءالله اگر توفیق داشته باشیم بدل سازی هایی که کردند را عرض می‌کنیم، اما «محمد بن اسماعیل بخاری» نتوانست این حدیث را کنار بگذارد. این در حالی است که حدیث غدیر را نه صراحتاً، نه کنایتاً، نه اشارتاً در «صحیح بخاری» نیاورده است.

همچنین «مسلم بن حجاج نیشابوری» هم نتوانست حدیث منزلت در کتاب خود نیاورد. بنابراین تعبیر بزرگانشان این است:

«جماعة من الصحابة وهو من اثبت الآثار وأصحها»

عده‌ای از صحابه این روایت را نقل کرده‌اند و آن صحیح‌ترین روایات است.

الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، اسم المؤلف: یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد آلبر، دار النشر: دار الجیل - بیروت - 1412، الطبعة: الأولی، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج 3، ص 1097، ح 1855

حدیث منزلت محکم‌ترین و قوی‌ترین حدیث رسول اکرم اسلام است. یکی از بزرگان اهل سنت گفته است:

«وهذا [ها] حدیث المنزلة الذی کان شیخنا أبو حازم الحافظ (1) یقول: خرجته بخمسة آلاف إسناد!!!»

شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، نویسنده: الحاکم الحسکانی، وفات: ق 5، رده: مصادر تفسیر سنی، خطی: خیر، تحقیق: الشیخ محمد باقر المحمودی، چاپ: الأولی، سال چاپ: 1411 - 1990 م، ناشر: مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامی- مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة، ج 1، ص 195، ح 205

لذا من از همه عزیزان اعم از عزیزان شیعه و اهل سنت به ویژه طلبه‌های جوان، دانشجوها، اساتید دانشگاه‌ها و اساتید حوزه‌های علمیه تقاضا می‌کنم روی حدیث منزلت بیشتر تمرکز کنند.

تقاتضا می‌کنم عزیزان بیشتر روی حدیث منزلت بحث کنند و زوایای حدیث منزلت را خوب تحلیل کنند که چه بوده است. چه اتفاقی افتاد و چه مسائلی دست به دست هم داد که حدیث منزلت مطرح شد.

این در حالی است که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در تمام جنگ‌ها پیشتاز بود. به تعبیر خلیفه دوم:

«و الله لو لا سیفه لما قام عمود الإسلام»

اگر شمشیر علی بن أبی طالب نبود، پرچم اسلام برافراشته نمی‌شد.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 12، ص 82، باب نکت من کلام عمر و سیرته و أخلاقه

اما در قضیه تبوک رسول اکرم اسلام با اصراری که امیرالمؤمنین داشت در رکاب حضرت باشد، فرمود: تو باید در مدینه بمانی!

«خلفتک أن تکون خلیفتی»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 110، باب منزلته رضی الله عنه

من تو را در این قضیه جانشین خودم کردم تا برای دیگران محرز و ثابت شود که خلیفه بعد از من برای این امت شما هستید. این‌ها نکاتی بود که در جلسات گذشته مطرح شده بود.

مجری:

خیلی ممنونم، بزرگواری فرمودید حضرت استاد. دوستان عنایت دارند که اصلاً شأن نزول و بیان حدیث منزلت هم داستان جنگ تبوک هست که در برنامه گذشته به آن اشاره کردیم. حال در این برنامه هم احتمالاً حضرت استاد اشاراتی دارند.

حال شاید یکی از سوالاتی که برای مخاطبین مطرح شده باشد این است که چرا وجود نازنین رسول اکرم و معظم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آقاجانمان امیرالمؤمنین را در قضیه جنگ تبوکم در مدینه قرار دادند؟! یک نقلی هم هست که پیامبر اکرم فرمودند:

«فإن المدینة لا تصلح إلا بی أو بک»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 2، ص 367، ح 3294

علتش چیست؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در جلسه گذشته ما اشاره کردیم که قضیه جنگ تبوک از یک موقعیت خاصی برخوردار بود.

افرادی به رسول اکرم اسلام خبر دادند که تعداد زیادی از مسیحیان توسط امپراتوری روم شرقی «بیزانس» سپاهی جمع کرده است تا در منطقه تبوک که شمال عربستان در مسیر مدینه به شام قرار داشت و ۷۰۰ یا ۷۵۰ کیلومتر با مدینه فاصله داشت آورده است.

رسول اکرم تعداد زیادی از سپاهیان و رزمندگانشان را جمع کردند و به سمت منطقه تبوک حرکت کردند. شاید این تنها جنگی هست که رسول اکرم شصت روز در مدینه نبود.

بیست روز رفتنشان طول کشید، بیست روز در منطقه تبوک مانور دادند و قدرت نمایی کردند و به قول امروزی‌ها قدرت و شهامت خودشان را به رخ همه کشاندند تا زهر چشمی از مخالفین به ویژه سپاه روم گرفتند.

همچنین افرادی از منافقین یا مشرکین که در منطقه بودند و تصور می‌کردند یک روزی برای جنگ با مسلمین بیایند و بحث اسلام را برای همیشه پایان دهند. به قول امروزی‌ها حرکت سپاه اسلام یک رژه نظامی خیلی قوی و جذابی بود.

پیغمبر اکرم شصت روز در مدینه نیستند. ملاحظه می‌کنید هنگامی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خواهد برود با اینکه حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) اصرار دارد که برود.

چند نکته در اینجا هست که برای عزیزان اشاره می‌کنم. شاید افراد زیادی اولین بار است که این نکات را می‌شنوند.

رسول اکرم از طریق وحی دریافته بود که در این سفر تبوک جنگی صورت نمی‌گیرد و لذا نیازی به وجود امیرالمؤمنین و ذوالفقار حضرت نیست.

مجری:

این را اعلام هم کرده بودند یا خیر؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همین عبارتی که الان از روایت نقل می‌کنیم از این درمی آید که مشخص است از طریق وحی دریافته بودند جنگی اتفاق نمی‌افتد. لذا نیازی نبود امیرالمؤمنین را با خودشان ببرند.

نکته دوم که در اینجا مطرح است، این است که در غیاب رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) برای منافقینی که در مدینه بودند و افرادی که در جنگ شرکت نکردند و تخلف کرده بودند که در روایت آمده است:

«و قال ناس»

تعدادی از افرادی که در مدینه بودند که آمدند نسبت به حضرت امیرالمؤمنین شایعه پراکنی کردند.

آن‌ها ادعا کردند که پیغمبر اکرم از علی بن أبی طالب خوشش نمی‌آید، کراهت دارد و دوستش ندارد، به همین خاطر او را با خودش به جنگ نبرد و در مدینه گذاشت تا از زنان و کودکان مراقبت کند.

آن‌ها این شایعات را منتشر می‌کردند تا علی بن أبی طالب را تحریک کنند که امیرالمؤمنین در رکاب پیغمبر اکرم برود، مدینه خلوت شود تا این افراد بتوانند توطئه کنند تا وقتی سپاه اسلام برمی‌گردد با خانه‌های ویران و زن و بچه کشته شده مواجه شوند.

بنابراین حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) تقریباً در دو سه فرسخی مدینه آمد به رسول اکرم پیوست و عرض کرد: یا رسول الله! منافقین این چنین شایعه کرد. این هم خاطر اینکه کاملاً از زبان پیغمبر اکرم مسئله مطرح شود.

من دوتا مصدر از اهل سنت دارم که این قضیه را کاملاً تثبیت می‌کند. «طبرانی» متولد ۲۶۰ هجری و متوفی ۳۶۰ هجری در کتاب «معجم الکبیر» جلد پنجم صفحه ۲۰۳ می‌نویسد:

«أن رَسُولَ اللَّهِ صلی اللَّهُ علیه وسلم قال لِعَلِی حین أَرَادَ ان یغْزُوَ إنه لا بد من أَنْ تُقِیمَ أو أُقِیمَ»

رسول اکرم به علی بن أبی طالب فرمود: علی جان در این جنگ یا من باید در مدینه بمانم یا تو که به منزله نفس منی.

همانطور که در آیه مباهله آمده است:

(وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ)

ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود.

سوره آل عمران (3): آیه 61

رسول اکرم به صراحت فرمودند: یا من خودم باید بمانم و جلوی این توطئه‌ها را بگیرم یا شخص شما!

«فَخَلَفَهُ»

سپس می‌نویسد:

«فقال نَاسٌ»

مشخص است که توطئه‌گرانی در مدینه بودند. در اینجا یک نفر و دو نفر نیامده است، بلکه جمع است. تعداد انبوهی از مسلمان‌هایی که از رفتن به جنگ تخلف کرده بودند و جزو القاعدون بودند و چه منافقین.

«فقال نَاسٌ ما خَلَفَهُ إِلا لِشَیءٍ کرِهَهُ»

مردم گفتند که پیغمبر اکرم علی را در مدینه گذاشت، برای اینکه بین علی و پیغمبر اکرم یک کدورتی هست.

پیغمبر اکرم نمی‌خواهد علی بن أبی طالب را با خودش ببرد. در بعضی از روایات دارد که «خلفه للنساء و السبیان» یعنی پیغمبر اکرم برای امنیت زنان و کودکان علی بن أبی طالب را در مدینه گذاشته است!

«فَبَلَغَ ذلک عَلِیا»

این شایعه‌ها به گوش امیرالمؤمنین رسید.

«فَأَتَی رَسُولَ اللَّهِ صلی اللَّهُ علیه وسلم فَأَخْبَرَهُ فَتَضَاحَک»

علی بن أبی طالب در دو سه مایلی مدینه آمد و به رسول الله پیوست و این خبر را رساند و با همدیگر شروع به خندیدن کردند.

«ثُمَّ قال یا عَلِی أَمَا تَرْضَی أَنْ تَکونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَی إِلا أَنَّهُ لیس نَبِی بَعْدِی»

رسول اکرم فرمود: یا علی! راضی نیستی که جایگاه حضرت هارون نسبت به موسی که تنها آیه‌ای در قرآن هست که پیغمبر اولوالعزم خلیفه معین کرده است را به تو بدهم؟!

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 5، ص 203، ح 5094

همانطور که در آیه شریفه آمده است:

(هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ)

جانشین من در میان قوم من باش و (آن‌ها را) اصلاح کن و از روش مفسدان پیروی منما.

سوره اعراف (7): آیه 142

آن هم به امر الهی!

(وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی)

وزیری از خاندانم برای من قرار بده.

(هارُونَ أَخِی)

برادرم هارون را.

سوره طه (20): آیات 29 و 30

خداوند هم فرمود:

(قالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَک یا مُوسی)

فرمود آنچه را خواسته‌ای به تو داده شد، ای موسی!

سوره طه (20): آیه 36

این درخواست تو را انجام دادیم و هارون را وزیر و خلیفه تو قرار دادیم. حضرت موسی داشتند به کوه طور می‌رفتند که خطاب آمد:

(هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ)

کلمه "خلیفه" از زبان پیغمبر اکرم یک مورد در قرآن کریم نیست و بیشتر از یک مورد نیست. حضرت می‌فرماید: همانطور که حضرت هارون خلیفه رسمی حضرت موسی بود، تو هم خلیفه رسمی من هستی!

روایت بعد را «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد دوم روایتی را آورده است که خیلی جالب است و مثل همان قضیه حدیث الدار است که فرمود: چه کسی هست به من ایمان بیاورد تا جایگاه خلافت بعد از من را داشته باشد؟!

رسول اکرم در حدیث دار این را گفت تا این افراد تصور نکنند که مثلاً بین امیرالمؤمنین و رسول اکرم یک ساخت و پاختی هست. حضرت آمد برای این افراد اتمام حجت کرد با اینکه می‌دانست، ولی برای اینکه برای این افراد حجت تمام بشود.

حضرت فرمود: چه کسی است به من ایمان بیاورد تا جانشین من باشد؟! حضرت سه مرتبه فرمود اما غیر از علی بن أبی طالب هیچکس جواب نداد یعنی حجت برای این افراد تمام شد. در اینجا هم آمده است:

«أن رسول الله أراد أن یغزو غزاة له قال فدعا جعفرا فأمره أن یتخلف علی المدینة»

رسول اکرم در یکی از غزاة جعفر طیار را خواست تا جانشین پیغمبر اکرم در مدینه باشد.

«فقال لا أتخلف بعدک یا رسول الله أبدا»

جعفر طیار گفت: من هرگز حاضر نیستم در این جنگ از تو جدا شوم.

«قال فدعانی رسول الله فعزم علی لما تخلفت قبل أن أتکلم»

رسول اکرم فرمود: علی جان! تو باید در مدینه بمانی.

«قال فبکیت»

امیرالمؤمنین فرمود: من گریه کردم.

«فقال رسول الله ما یبکیک یا علی»

حضرت فرمود: یا علی! چرا گریه می‌کنی؟!

«قلت یا رسول الله یبکینی خصال غیر واحدة تقول قریش غدا ما أسرع ما تخلف عن بن عمه وخذله»

گفتم: یا رسول الله! گریه کردن من چند دلیل دارد. قریش به من طعنه می‌زنند که حتماً پیغمبر اکرم علی بن أبی طالب را دوست نداشت که او را در مدینه گذاشت.

«ویبکینی خصلة أخری کنت أرید أن أتعرض للجهاد فی سبیل الله لأن الله یقول ولا یطئون موطئا یغیظ الکفار ولا ینالون من عدو نیلا إلی آخر الآیة فکنت أرید أن أتعرض لفضل الله»

یا رسول الله! دوست دارم در رکاب تو جهاد کنم خدای عالم آن همه فضیلت برای مجاهدین آورده است.

خلاصه حضرت تمام این مطالب را فرمود. جالب اینجاست که می‌فرماید:

«فقال رسول الله أما قولک تقول قریش ما أسرع ما تخلف عن بن عمه وخذله»

یا علی! تو بیم آن داری که قریش بیایند به تو طعنه بزنند که پیغمبر اکرم علی را دوست نداشت و او را برای محافظت از زنان و کودکان گذاشت.

«فإن لک بی أسوة»

من باید الگو برای تو باشم.

«قد قالوا ساحر وکاهن وکذاب»

به من هم گفتند ساحر، به من هم گفتند کاهن، به من هم گفتند کذاب.

این‌ها باد هوا بود و رفت. قریش هرچه نسبت به تو حرف‌های بد و بیراه بزنند باد هواست و هوا می‌برد. از اینها ناراحت نشو، همانطور که به من گفتن کذاب و ساحر و غیره و من ناراحت نشدم. بعد فرمود:

«أما ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی»

جایگاه تو نسبت به من جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی است، با این تفاوت که بعد از من پیغمبری نمی‌آید.

«وأما قولک أتعرض لفضل الله فهذه أبهار من فلفل جاءنا من الیمن فبعه واستمتع به أنت وفاطمة حتی یأتیکم الله من فضله»

اگر می‌خواهی در جنگ بیایی و تفضل الهی یا غنیمتی به دست بیاوری، تعدادی از بار فلفل از یمن برای من آوردند که با فاطمه همراه همدیگر زندگی‌تان را سر کنید تا خداوند از فضل خود به شما عطا کند.

«فإن المدینة لا تصلح إلا بی أو بک»

مدینه جز با من و یا با تو قابل اصلاح نیست.

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 2، ص 367، ح 3294

یعنی در غیاب ما می‌خواهند در مدینه توطئه کنند و تنها کسی که این توطئه را خنثی کند تنها من و تو هستیم. یا من خودم باید باشم، یا تو باید باشی.

این نشانگر جایگاه بسیار بالای حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را نشان می‌دهد. بنابراین مشخص است «فقال الناس» توده مردمی که در مدینه بودند و آمدند اعتراض کردن و این جمله‌ای که مدینه جز با تو و جز با من قابل اصلاح نیست به چه معناست.

دشمنان دنبال یک فتنه‌ای هستند و این فتنه را یا من باید بمانم و خنثی کنم یا تو باید بمانی و خنثی کنی.

نکته سوم که نتیجه این فرمایش دوم حضرت است، این است که تنها کسی که می‌تواند و قدرت نظامی دارد و ایمان قوی دارد و شجاعت بی بدیل دارد که می‌تواند به تنهایی توطئه این همه منافقین را خنثی کند، علی بن أبی طالب است.

خیلی جالب است! اصلاح مدینه و خنثی کردن توطئه امری است که یا من باید باشم یا تو باید باشی. این خود نشان می‌دهد که این قضیه یک قضیه بسیار مهم و اساسی هست که باید امیرالمؤمنین در مدینه بماند.

اگر مدینه خالی باشد، منافقین دست به یک توطئه و فتنه خواهند زد که اصلاح فتنه شاید اصلاً امکان پذیر نباشد.

بنابراین وقتی امیرالمؤمنین در مدینه ماند، همه نقشه‌ها نقش برآب شد و طرح‌هایی که داشتند را به هیچ وجه نتونستند عملی کنند. به همین خاطر آنها از یک در دیگری وارد شدند.

دشمنان دیدند که اگر به اهل و عیال مسلمانان تعرض کنند، شمشیر علی بن أبی طالب بالای سرشان هست. اگر بخواهند اموال مسلمان‌ها را از بین ببرند، امیرالمؤمنین به تنهایی حریف همه این افراد است.

در نتیجه منافقین در کنار مدینه مسجدی به نام مسجد ضرار ساختند. از فرمایش رسول اکرم که فرمودند:

«فإن المدینة لا تصلح إلا بی أو بک»

مشخص است که منافقین توطئه‌های سنگینی در سر می‌پروراندند. وقتی رسول اکرم وارد مدینه شد دستور داد مسجد ضرار را ویران کردند. نه تنها مسجد ضرار را ویران کردند بلکه جای مسجد را به زباله دانی مبدل کردند.

این نشان می‌دهد که مدینه در این شصت روز با یک خطر جدی مواجه بود و تنها کسی که این خطر را می‌توانست برطرف کند و توطئه را بخواباند جز حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) کسی دیگر نبود.

نکته چهارم اینکه حضرت می‌فرماید: «فإن المدینة لا تصلح إلا بی أو بک» یعنی یا باید من در مدینه باشم یا باید تو باشی؛ می‌خواهد آیه مباهله را برساند.

همگان حتی «ابن کثیر دمشقی سلفی» شاگرد «ابن تیمیه» معتقدند که مراد از (أَنْفُسَنا) در آیه مباهله علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) است.

این یادآور یک قضایای دیگری است که هم برای مسلمان‌ها یادآوری شد هم برای کسانی که در مدینه بودند. وقتی که آیه برائت نازل شد رسول اکرم ده تا پانزده آیه اول را به ابوبکر داد تا برای مردم مکه و قریش بخواند.

حضرت سپس امیرالمؤمنین را روانه کرد و فرمود: برو این آیات را از دست ابوبکر بگیر و خودت شخصاً قرائت کن.

این قضیه خیلی جالب است. عزیزان ملاحظه کنند که یکی از جاهایی هم که امیرالمؤمنین در شورای شش نفره به آن استناد کرد همین قضیه بود.

آیا غیر از من کسی از شما هست که پیغمبر اکرم او را بفرستد تا اوایل آیات سوره برائت را از دست ابوبکر بگیرد و برای مردم مکه قرائت کند؟! همه گفتند: خیر، فقط تو بودی.

در کتاب «مسند احمد بن حنبل» جلد 1 صفحه 151 حدیث 1296 روایتی از قول امیرالمؤمنین نقل شده است.

حضرت می‌فرمایند وقتی ده آیه از برائت بر پیغمبر اکرم نازل شد، رسول اکرم ابوبکر را خواست و او را فرستاد تا این ۱۰ آیه را برای اهل مکه بخواند. سپس رسول اکرم مرا خواست و فرمود:

«أَدْرِک أَبَا بَکرٍ رضی الله عنه»

زود از پشت سر ابوبکر برو، به او برس.

«فَحَیثُمَا لَحِقْتَهُ فَخُذِ الْکتَابَ منه»

هر کجا به ابوبکر رسیدی، این نامه را همراه با این ده آیه از او بگیر.

«فَاذْهَبْ بِهِ إلی أَهْلِ مَکةَ فَاقْرَأْهُ علیهم»

برو این آیات را برای مردم مکه بخوان.

«فَلَحِقْتُهُ بِالْجُحْفَةِ فَأَخَذْتُ الْکتَابَ منه»

«جحفه» یکی از میقات‌هایی است که آنجا حاجی‌ها محرم می‌شوند.

مجری:

استاد «جحفه» نزدیک به مکه است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

شجره مدینه است. کسانی که مدینه قبل هستند، از مسجد شجره محرم می‌شوند. کسانی که جده قبل هستند، لازم نیست مدینه بروند و این همه مسیر برگردند. آن‌ها در جحفه محرم می‌شوند.

الآن در ذهنم نیست، اما ۴۰ کیلومتر بیشتر هم نیست. یک سوم یا یک چهارم مسیر مدینه تا مکه هست.

«فَلَحِقْتُهُ بِالْجُحْفَةِ فَأَخَذْتُ الْکتَابَ منه»

من به جحفه رسیدم و آیات را از او گرفتم.

«وَرَجَعَ أبو بَکرٍ رضی الله عنه إلی النبی فقال یا رَسُولَ اللَّهِ نَزَلَ فی شیء»

ابوبکر به طرف پیغمبر اکرم برگشت و گفت: یا رسول الله! در مذمت من آیه‌ای نازل شده است؟!

«قال لاَ وَلَکنَّ جِبْرِیلَ جاءنی فقال لَنْ یؤَدِّی عَنْک الا أنت أو رَجُلٌ مِنْک»

حضرت فرمود خیر، اما جبرئیل نازل شد و فرمود: یا خودت باید بروی این آیات را برای مردم بخوانی یا یک مردی که از جنس تو هست.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 151، ح 1296

خیلی جالب است! در کتاب «فضائل الصحابه» اثر «احمد بن حنبل» هم جلد دوم همین تعبیر آمده است که ابوبکر برگشت و گفت:

«یا رسول الله نزل فی شیء»

یا رسول الله! در مذمت من آیه‌ای نازل شده است؟!

«قال لا ولکن جبریل جاءنی فقال لن یؤدی عنک إلا أنت أو رجل منک»

حضرت فرمود خیر، اما جبرئیل نازل شد و فرمود: یا خودت باید بروی این آیات را برای مردم بخوانی یا یک مردی که از جنس تو هست.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 703، ح 1203

«زمخشری» هم در کتاب «الکشاف» همین تعبیر را آورده است. «نسائی» در کتاب «سنن کبری» مطلب جدیدی آورده است. ایشان نقل می‌کند که وقتی امیرالمؤمنین آمد:

«خذ الکتاب فامض به إلی أهل مکة قال فلحقته فأخذت الکتاب منه»

سپس می‌نویسد:

«فانصرف أبو بکر وهو کئیب فقال یا رسول الله أنزل فی شیء»

ابوبکر برگشت در حالی که خیلی دلگیر و ناراحت شد و گفت: یا رسول الله! در مذمت من آیه‌ای نازل شده است؟!

«قال لا إنی أمرت أن أبلغه أنا أو رجل من أهل بیتی»

حضرت فرمود خیر، اما جبرئیل نازل شد و فرمود: یا خودت باید بروی این آیات را برای مردم بخوانی یا یک مردی از اهلبیت تو.

السنن الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن النسائی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 - 1991، الطبعة: الأولی، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری, سید کسروی حسن، ج 5، ص 128، ح 8461

این روایت دو نکته دارد؛ نکته اول «وهو کئیب» یعنی خیلی غصه دار شد، برگشت به مدینه خدمت پیغمبر اکرم. نکته دوم هم «أو رجل من أهل بیتی».

«ابن حجر عسقلانی» هم در کتاب «فتح الباری» جلد هشتم این عبارت را می‌آورد و می‌نویسد:

«وأخرج أحمد بسند حسن»

سپس می‌نویسد:

«أن النبی بعث ببراءة مع أبی بکر فلما بلغ ذا الحلیفة قال لا یبلغها إلا أنا أو رجل من أهل بیتی فبعث بها مع علی»

«شعیب الأرنؤوط» وهابی می‌خواهد سند روایت «احمد» را از ارزش بیندازد، اما «ابن حجر» شخصیتی است که «شعیب الأرنوؤط» لنگه کفش نخواهد شد. ایشان می‌نویسد:

«وأخرج أحمد بسند حسن»

تا جایی که می‌نویسد «ترمذی» هم گفته است:

«حسن غریب»

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 8، ص 320، ح 4379

جالب این است که ما در این روایات خواندیم:

«وهو کئیب»

ابوبکر غصه دار خدمت پیغمبر اکرم برگشت.

«أنزل فی شیء»

مشخص است ابوبکر به مجرد اینکه نامه را گرفت برگشت. «عماد بن کثیر» می‌گوید: ابوبکر بعد از حج خدمت پیغمبر اکرم برگشت. این را از کجا آقایان درآوردند؟! «فخر رازی» هم از قافله عقب نمانده است. طبق فرموده قرآن کریم:

(وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِم)

و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا می‌کنند.

سوره انعام (6): آیه 121

ببینید دوستان عزیز و خودتان قضاوت کنید. ببینید این افراد چطور در بافندگی مهارت داشتند. «فخر رازی» چیزی در سرش گذاشته که ابوبکر این هست و این هست و این هست.

با اینکه پیغمبر اکرم در اینجا ثابت کرد که آقای ابوبکر صلاحیت قرائت آیات اول سوره برائت را ندارد و می‌خواهد به مردم بفهماند کسی که این صلاحیت در او نیست، قطعاً صلاحیت خلافت را هم ندارد. پیغمبر اکرم به چه زبانی بفرمایند؟!

مجری:

پیام و مقدمه است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ایشان می‌نویسد که پیغمبر اکرم در سال نهم هجری آمد و چنین چیزی را مطرح کرد. سپس می‌نویسد: هدف پیغمبر اکرم این بود که علی بن أبی طالب آیات سوره برائت را قرائت کند، ابوبکر هم نماز بخواند و علی بن أبی طالب پشت سر ابوبکر نماز بخواند.

آقای «فخر رازی» تو را به آن دینی که داری، مذهبی که داری، خدایی که می‌پرستی، این مطلب را از کجا درآوردی؟! آدرس آ را به ما هم اشاره کن تا ما هم این مطلب را پیدا کنیم.

«فانصرف أبو بکر وهو کئیب»

تمام این مصادر را ما هم دیدیم. همه علمای اهل سنت که آوردند، همه جلوی ما هست. آقای «فخر رازی» هیچ جا ندارد که ابوبکر در مکه ماند و مراسم حج را انجام داد. یک جا هم ندارد که آقای ابوبکر در جحفه محرم شد.

مجری:

اصلاً مگر در موسم حج بوده است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله در موسم حج بوده است. یک روایت ضعیف برای ما بیاورید. ما ندیدیم، اما نمی‌گوییم نیست. حالا اگر یک وهابی برود در گوشه و کنار یک روایت ساخته پرداخته معاویه پیدا کند، می‌تواند برای ما بیاورد. یک روایت که بشود روی آن حساب کرد.

یک روایت معتبر بیاورد که آقای ابوبکر در جحفه که امیرالمؤمنین آیات را از دستش گرفت، محرم شد و همراه علی بن أبی طالب رفت. حال آنکه در روایات آمده است ابوبکر بلافاصله برگشت. این آقا می‌گوید:

«وبعث علیاً خلفه لتبلیغ هذه الرسالة، حتی یصلی علی خلف أبی بکر»

تا علی بن أبی طالب آیات سوره برائت را قرائت کند و پشت سر ابوبکر نماز بخواند.

«ویکون ذلک جاریاً مجری التنبیه علی إمامة أبی بکر»

تا مردم بدانند علی بن أبی طالب پشت سر ابوبکر نماز خوانده است و ابوبکر خلیفه است.

«والله أعلم»

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421 هـ - 2000 م، الطبعة: الأولی، ج 15، ص 175، المسألة الثالثة

نمی‌دانم آقای «فخر رازی» این چرندیات را چطور می‌بافد؟! من از عزیزان اهل سنت اگر پای صحبت بنده هستند یا تکرار برنامه را می‌بینند تقاضا دارم بزرگواری کنند نظرشان را برای شماره پیامک شبکه بفرستند.

مجری:

راه‌های ارتباطی مرتب زیرنویس می‌شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. عزیزان نظرات خود را به شماره «3000151515» پیامک کنند و بنده هم ملتزم هستم عین عبارتتان را اینجا می‌خوانم.

اگر هم بنده اشتباه کردم از همه شنوندگان محترم عذرخواهی می‌کنم و اعلام می‌کنم که بنده اشتباه کردم. ما این شهامت را داریم!

اگر قرار بود علی بن أبی طالب پشت سر ابوبکر نماز بخواند، لازم نبود که برود آیات برائت را از دستش بگیرد. پیغمبر اکرم امر می‌فرمود: یا علی! تو هم به مکه برو و پشت سر ابوبکر نماز بخوان.

این خیلی ساده و راحت بود و مردم هم می‌فهمیدند. مگر پشت سر ابوبکر نماز خواندن دلیل بر این است که ابوبکر باید خلیفه و امام شود؟!

مجری:

ضمن اینکه هنوز مکه در اختیار کفار است، یعنی شرایط طوری نیست که بخواهیم بگوییم که همه چی عادی و معمولی بوده است. استاد این هم نکته‌ای است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، این‌ها خیلی عجیب است. آقای «فخر رازی» مگر «عبدالرحمن بن عوف» امام جماعت نبود؟! پیغمبر خودش به «عبدالرحمن بن عوف» اقتدا کرد!!

اگر شما با نماز خواندن دنبال امام سازی و خلیفه سازی هستید، خوب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده طبق نقل خودشان پشت سر آقای «عبدالرحمن بن عوف» نماز خوانده است. در کتاب «الأم» اثر «شافعی» صفحه 182 آمده است:

«وَذَهَبَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ - فِی غَزْوَةِ تَبُوک لِحَاجَتِهِ فَتَقَدَّمَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ»

در جنگ تبوک رسول خدا برای کاری رفتند، سپس عبدالرحمن بن عوف جلو ایستاد و مردم پشت سر او نماز خواندند.

«فَصَلَّی بِهِمْ رَکعَةً مِنْ الصُّبْحِ وَجَاءَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ - فَأَدْرَک مَعَهُ الرَّکعَةَ الثَّانِیةَ فَصَلَّاهَا خَلْفَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ»

یک رکعت از صبح گذشته بود که رسول الله آمد و حضرت رکعت دوم را پشت سر عبدالرحمن بن عوف خواندند.

الکتاب: الأم، المؤلف: الشافعی أبو عبد الله محمد بن إدریس بن العباس بن عثمان بن شافع بن عبد المطلب بن عبد مناف المطلبی القرشی المکی (المتوفی: 204 هـ)، الناشر: دار المعرفة – بیروت، الطبعة: بدون طبعة، سنة النشر: 1410 هـ/1990 م، ج 1، ص 182، باب الصَّلَاةُ بِغَیرِ أَمَرَ الْوَالِی

اگر دنبال امام‌سازی هستید، وقتی یک فردی پیغمبر اکرم پشت سرش نماز خوانده است که برای خلافت سزاوارتر از افراد دیگر است!! این روایت از روایاتی است که حاج آقای اسماعیل دارد جگرش خنک می‌شود.

ببینید خیلی عجیب است. اهل سنت در کتاب «صحاح» خود قدری این مطالب را در لفافه می‌آورند. حالا بد نیست این را هم دوستان عزیز ببینند، اگر می گویند کتاب «الأم» اثر «شافعی» اشتباه کرده است. در کتاب «صحیح مسلم» حدیث 274 آمده است:

«تَخَلَّفَ رسول اللَّهِ وَتَخَلَّفْتُ معه فلما قَضَی حَاجَتَهُ»

سپس می‌نویسد:

«فَانْتَهَینَا إلی الْقَوْمِ وقد قَامُوا فی الصَّلَاةِ یصَلِّی بِهِمْ عبد الرحمن بن عَوْفٍ وقد رَکعَ بِهِمْ رَکعَةً»

نمازی بود که عبدالرحمن بن عوف امام بود. یک رکعت هم از نماز گذشته بود که پیغمبر اکرم آمد پشت سر او اقتدا کرد.

«فلما أَحَسَّ بِالنَّبِی ذَهَبَ یتَأَخَّرُ»

عبدالرحمن احساس کرد که پیغمبر اکرم پشت سر او اقتدا کرده و خواست عقب بیاید.

«فَأَوْمَأَ إلیه فَصَلَّی بِهِمْ»

حضرت اشاره کردند که همانجا باش و من پشت سر تو نماز می‌خوانم.

«فلما سَلَّمَ قام النبی وَقُمْتُ فَرَکعْنَا الرَّکعَةَ آلتی سَبَقَتْنَا»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 1، ص 230، ح 274

ببینید چقدر قشنگ است! یعنی خدای عالم می‌خواهد این افراد را رسوا کند، به همین خاطر این‌ها را در مسیر ما قرار می‌دهد. علی جان! فدای مظلومیتت. علی جان! فدای شما که فرمودید:

«فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَی تُرَاثِی نَهْبا»

به همین دلیل شکیبایی پیشه کردم در حالی که گویی در چشمم خاشاک بود و استخوان راه گلویم را گرفته بود، زیرا با چشم خود می‌دیدم میراثم به غارت می‌رود.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 48، خ 3

که باعث شد این مطالب یک مرتبه روی آنتن ماهواره برود و شرق و غرب عالم این را بشنوند. شیعه و سنی همه می‌شنوند که چه بساطی است شما درآوردید!!

آقای «فخر رازی» چه جوابی دارید؟! یا همان حدیثی که شما مطرح کردید که پیغمبر اکرم آخر عمرش فرمود:

«مُرُوا أَبَا بَکرٍ فَلْیصَلِّ بِالنَّاسِ»

به ابوبکر بگویید که برود و نماز بخواند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 236، ح 633

پیغمبر اکرم فرمود:

«ائتونی بِکتِفٍ أَکتُبْ لَکمْ فیه کتَاباً لاَ یخْتَلِفُ مِنْکمْ رَجُلاَنِ بعدی»

قلمی بیاورید که چیزی بنویسم تا حتی دو نفر هم بعد از من با همدیگر اختلاف نکنند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 293، ح 2676

در اینجا «لا» نفی ابد آمده است، یعنی بعد از من هرگز گمراه نشوید! آن‌ها سپس گفتند:

«إن الرجل لیهجر»

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 6، ص 19، فصل قال الرافضی وروی أصحاب الصحاح الستة من مسند ابن عباس أن رسول الله

اما زمانی که پیغمبر اکرم فرمود:

«مُرُوا أَبَا بَکرٍ فَلْیصَلِّ بِالنَّاسِ»

به ابوبکر بگویید که برود و نماز بخواند.

در آنجا دیگر «لا یهجر»!! این نماز جماعت می‌شود بهترین دلیل برای خلافت آقای ابوبکر!!! انسان نمی‌داند چکار کند!!!

در کتاب «البدایة و النهایة» اثر «ابن کثیر دمشقی» جلد پنجم صفحه 236 روایتی از قول «ابوالحسن اشعری» بنیانگذار مذهب اشاعره نقل شده است. ایشان می‌نویسد که پیغمبر اکرم آمد و به ابوبکر گفت برو نماز بخوان.

«وتقدیمه له دلیل علی انه أعلم الصحابة واقرؤهم لما ثبت فی الخبر المتفق علی صحته بین العلماء»

این دلیل است بر اینکه ابوبکر اعلم صحابه و با قرائت ترین صحابه بوده و در قرائت از همه صحابه قرائتش صحیح بوده است.

«یؤم القوم اقرؤهم لکتاب الله فان کانوا فی القراءة سواء فأعلمهم بالسنة»

برای اینکه گفتند حتماً باید قاری‌ترین افراد نماز بخوانند و آگاه‌ترین صحابه به سنت پیغمبر اکرم بوده است.

«فان کانوا فی السنة سواء فأکبرهم سنا»

اگر هم سطح ابوبکر هم افرادی بودند که آگاه به سنت بودند، سن ابوبکر بالاتر بود.

«قلت من کلام الاشعری رحمه الله مما ینبغی أن یکتب بماء الذهب»

باید این کلام اشعری با آب طلا نوشته شود.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 5، ص 236، باب ذکر افاضته إلی البیت العتیق

ملاحظه بفرمایید در کتاب «صحیح بخاری» روایتی از قول عایشه آمده است که پیغمبر اکرم فرمود:

«مُرُوا أَبَا بَکرٍ فَلْیصَلِّ بِالنَّاسِ»

به ابوبکر بگویید که برود و نماز بخواند.

«یهادی بین رَجُلَینِ»

رسول اکرم یک دست در گردن یک مرد و یک دست در گردن مرد دیگر گذاشتند.

آقای «بخاری» جرئت نکرد بگوید که رسول اکرم یک دست در گردن علی بن أبی طالب گذاشته بود و یک دست در گردن عباس. به خاطر اینکه عایشه با علی بن أبی طالب میانه خوبی ندارد و نمی‌تواند اسم علی را بیاورد! ما برای این گفته دلیل داریم.

«وَرِجْلَاهُ تخطان فی الأرض»

با اینکه پیغمبر اکرم دستش در گردن دو نفر بود. شما برید بچه‌ای که نمی‌تواند راه برود، وقتی دستش را می‌گیرید قشنگ با پاهایش راه می‌رود.

پیغمبر اکرم حتی وقتی دستش در گردن دو نفر بود، نمی‌توانست راه برود و پاهایش روی زمین کشیده می‌شد. یعنی این دو نفر پیغمبر اکرم را می‌کشاندند.

«حتی دخل الْمَسْجِدَ فلما سمع أبو بَکرٍ حِسَّهُ ذَهَبَ أبو بَکرٍ یتَأَخَّرُ فَأَوْمَأَ إلیه رسول اللَّهِ»

تا اینکه وارد مسجد شد ابوبکر کنار زد نشسته نماز خواند.

«فَجَاءَ رسول اللَّهِ حتی جَلَسَ عن یسَارِ أبی بَکرٍ فَکانَ أبو بَکرٍ یصَلِّی قَائِمًا وکان رسول اللَّهِ یصَلِّی قَاعِدًا»

رسول اکرم در کنار ابوبکر روی زمین نشستند. پیغمبر اکرم نشسته نماز می‌خواندند و ابوبکر ایستاده نماز می‌خواندند.

«یقْتَدِی أبو بَکرٍ بِصَلَاةِ رسول اللَّهِ وَالنَّاسُ مُقْتَدُونَ بِصَلَاةِ أبی بَکرٍ رضی الله عنه»

ابوبکر به نماز پیغمبر اکرم اقتدا کرده بود و مردم به نماز ابوبکر اقتدا کرده بودند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 251، ح 681

یعنی پیغمبر اکرم مثل برق فشار قوی است. حتماً باید یک ترانس باشد که این فشار برق بیاید.

آقا جان! اگر نماز پیغمبر اکرم صحیح است که نشسته می‌خواند و ایستاده می‌تواند به نشسته اقتدا کند، نماز ابوبکر و صحابه باطل است.

این در حالی است که فتوای خود علمای اهل سنت بر این است و شیعه هم بر این عقیده است که وقتی کسی نشسته نماز می‌خواند کسی که نماز ایستاده می‌تواند بخواند به امام جماعتی که نشسته می‌خواند نمی‌تواند اقتدا کند و باطل است.

اگر اقتدای قائم و قائد باطل است، نماز ابوبکر باطل است و صحابه هم که به ابوبکر اقتدا کردن نمازشان باطل است.

مجری:

اصلاً ما دو تا جماعت نداریم، یک جماعت است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، یک جماعت و دو امام!

مجری:

مگر چنین چیزی می‌شود؟!!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر اقتدای به قاعد یعنی کسی که نشسته است می‌شود به او اقتدا کرد، چه اشکالی دارد که همه مردم به پیغمبر اکرم اقتدا کنند!!

چه لزومی دارد که ابوبکر در وسط باشد، مردم به ابوبکر اقتدا کند و ابوبکر هم به پیغمبر اکرم اقتدا کند.

حتی شما ببینید فتوای شیعه و سنی اجماعی است که اگر چنانچه یک مرتبه برای امام جماعت اتفاقی افتاد، باید یکی از مأمومین جلو برود و مردم به او اقتدا کنند.

من ظاهراً اگر اشتباه نکنم مالزی بود یکی از ائمه جماعت به سجده رفت و آنجا سکته کرد. یکی از مأمومین که در صف اول بودند، جلو رفت و امام جماعت شد.

همانطور که می دانید شیعه و سنی بر این عقیده هستند صف اول باید فضلا و افرادی که قرائتشان صحیح است باشند.

مثلاً نماز جماعت می‌خوانند و امام جماعت سکته کرد. در این صورت باید یکی از مأمومین جلو برود و مردم تنها نیت کنند که به این امام اقتدا کردند. در این صورت نمازشان درست است.

پیغمبر اکرم با این وضع آمده جلو نشسته است. هنوز اتفاقی برای پیغمبر اکرم نیفتاده تا ابوبکر بیاید جای پیغمبر بایستد و مردم به او اقتدا کنند!!

«یقْتَدِی أبو بَکرٍ بِصَلَاةِ رسول اللَّهِ»

گاهی اوقات که انسان این مطالب را می‌خواند قلبش به درد می‌آید. این افراد برای اینکه علی بن أبی طالب را کنار بزنند چه توهمات و مسائلی انجام دادند!!

عجیب است!! این‌ها قضایایی است که آدم تصور می‌کند یک شتر چران بیابان‌های ریاض است و مثلاً می‌خواهد کتاب بنویسد.

«فخر رازی» شما جزء فحول جامعه هستید. جناب آقای «بخاری» شما جزء فحول اهل سنت هستید. این روایت‌ها چیست که آوردید. من نمی‌دانم قضیه چیست. ببینید در کتاب «عمدة القاری» جلد چهارم صفحه ۱۰۶ آمده است:

«لا تجوز صلاة القادر علی القیام خلف القاعد»

کسی که نماز نشسته می‌خواند افرادی که ایستاده می‌خوانند جایز نیست به او اقتدا کنند.

«لا قائماً ولا قاعداً»

چه ایستاده بخوانند و چه نشسته بخوانند.

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: بدر الدین محمود بن أحمد العینی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 4، ص 106، باب ذکر استنباط الأحکام منه

اصلاً اقتدای کسی که سالم است می‌تواند ایستاده نماز بخواند به کسی که نمی‌تواند ایستاده نماز بخواند و نشسته است صحیح نیست و نمی‌تواند اقتدا کند.

بعد از «ابوحنیفه» و «شافعی» و دیگران مدرک آورده است. امیدواریم که این بزرگواران بتوانند فردای قیامت در محکمه عدل الهی جواب بدهند. من خودم واقعاً دلم به حال این افراد می‌سوزد!

گیرم که خلق را به فریبت فریفتی

با دست انتقام طبیعت چه می‌کنی!

مجری:

ممنونم از شما حضرت استاد، خدا ان شاءالله به شما سلامتی و طول عمر بدهد و مردم و مخاطبین و بیننده‌ها و علما و اساتید بتوانند استفاده کنند.

این‌ها واقعیتی است که باید قدری در موردش تأمل کرد، در موردش فکر کرد مخصوصاً عزیزان اهل سنت. فکر کردن که ضرری ندارد که انسان واقعاً بیاید بنشیند و در مورد این مباحث فکر کند و ببیند واقعیت و حقیقت چیست.

ما همچنان با شما هستیم. ان شاءالله باقی برنامه را در خدمت مخاطبین و بیننده‌ها هستیم.

تاکید می‌کنیم عزیزان اهل سنت اگر مایل هستند روی خط ارتباطی بیایند حتماً دوستان اتاق فرمان برنامه‌ریزی می‌کنند که اولویت با آن‌ها باشد و اگر هم نیامدن که در خدمت عزیزان شیعه هستیم و سوالاتشان را مطرح می‌کنند و حتماً پاسخگو هستیم.

با گفتن این همه مطالبی که نزدیک یک ساعت تقدیم شد، الان شنیدن مدح و منقبت و منزلت مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) این مباحث را تکمیل می‌کند و حال دلتان که خوب شد و جگرتان که خنک شد، اما خنک‌تر می‌شود. یا علی

الهی که قسمت و روزیتان بشود خانه پدری، نجف ایوان طلای امیرالمؤمنین، لذت ببرید و از بودن در حرم در کنار ضریح نورانی و ملکوتی حضرت حال دلتان خوب بشود، زیارت امین الله بخوانید، کلی عشق بکنید، حرف بزنید، گفتگو بکنید با مولا.

خیلی صفا دارد. کسانی که مشرف شدن قطعاً این سفر را تجربه کردند متوجه می‌شوند من چه می گویم.

کسانی هم که هنوز این سعادت به هر دلیلی برایشان مهیا نشده و فراهم نشده چه عزیزانی که در ایران یا خارج از ایران ان شاءالله به زودی زود نجفی شوند، کربلایی شوند و کاظمینی و سامرایی شوند. خلاصه هر جا که دلتان می‌خواهد مشرف شوید.

همونطور که وعده داده بودیم تقریباً ۲۰ دقیقه از برنامه باقی مانده در خدمت بیننده‌های عزیزمان هستیم و ان شاءالله نکاتشان را دریافت می‌کنیم. سوالی هم داشته باشند پاسخ خواهیم داد.

تماس‌های بینندگان برنامه:

جناب آقای احمدی از یاسوج روی خط ارتباطی هستند. خدمتتان سلام عرض می‌کنم، بفرمایید:

بیننده (آقای احمدی از یاسوج – شیعه):

عرض سلام و درود خدمت استاد سید بزرگوار و حضرت عالی جناب اسماعیلی و همه عزیزان «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

مجری:

امشب بین ساعت ۷ و ۸ شخصی به نام آقای «سلیمانی اردستانی» با یکی از شبکه‌های شیطانی وهابی به نام «عقیل بی عقل» در رابطه با امامت حضرت علی (علیه السلام) صحبت می‌کردند.

آقای «سلیمانی» می‌گفت: من با توجه به قرائن و کنار هم قرار دادن بعضی از آیات و روایات حجت بودن حضرت علی را ثابت کردم و پیامبر و اهل بیت را فقط در رابطه با اجرای احکام خدا بی عیب دانستم.

بعد گفتند: هیچگونه نفی قرآنی که دلالت بر امامت حضرت علی داشته باشد صریحاً وجود ندارد و کلمه «اولو الامر» را که در قرآن است به معنای امرای در شرع تعبیر کردند که با هیچ عقل سلیمی و منطق صحیحی سازگار نیست.

امرا و حاکمانی که به نام اسلام بعد از رسول خدا آمده‌اند، خیلی از اینها در دستور به قتل و غارت و بدعت و سرکوبی می‌دادند.

با این تعبیر نادرست زبانم لال یعنی زیر سؤال بردن خود خداوند متعال است، اما من به عنوان یک شیعه ایمانی بر این عقیده‌ام که اولو الامر همان دوازده امام است و باید دارای عصمت باشد.

مثل خود رسول خدا که در این صورت اطاعت از این‌ها واجب است وگرنه در غیر این صورت اطاعت کردن از غیر معصوم به معنای به معنای این است که یعنی خطاهای زیادی در این باب صورت می‌گیرد و این کاملاً ضد فرامین الهی و سنت الهی است.

اگر حضرت استاد سید بزرگوار در رأس این شبهه آغاز «اردستانی» توضیح دهد ممنونم، هرچند از شبکه‌های ناصبی وهابی توقعی نیست.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک ایها صدیقه شهیده فاطمه الزهرا سید نساء العالمین عجل لولیک الفرج

مجری:

خیلی ممنونم، خداحافظتون باشد آقای احمدی از یاسوج. آقای عزیزی از قزوین روی خط ارتباطی هستند خدمتتان سلام عرض می‌کنم، بفرمایید:

بیننده (آقای عزیزی از قزوین – شیعه):

سلام علیکم، خسته نباشید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

حاج آقا ما دلتنگ برنامه‌هایی شدیم که با «استاد هاشمی» اجرا می‌کردید. همونجا که شبکه‌های معاند لقب آخوند بی عمامه به شما دادند!! ما دلتنگ آن برنامه‌تان شدیم.

حاج آقا من به آقای اسماعیلی هم عرض کردم که وقتی من دلتنگ می‌شوم می‌زنم روی آن شبکه‌ها که یک خورده بخندم. آن روز زدم آن شبکه و می‌گفتند که فتوا دادن بچه در رحم مادر ۴ سال، ۵ سال الی ۷ سال می‌تواند مادر نگه دارد.

من تعجب کردم و بالاخره پیگیر شدم فهمیدم این آقایون بعد از سه سال یا چهار سال از فوت پدرشان به دنیا اومدند و این فتوا را دادند. با تشکر از برنامه‌تان، ببخشید مصدع اوقاتتان شدم.

مجری:

خواهش می‌کنم، موفق باشید، خدانگهدارتان باشد ان شاءالله. آقای خاتم نژاد از اردبیل روی خط ارتباطی هستند. سلام به شما آقای خاتم نژاد؛

بیننده (آقای خاتم نژاد از اردبیل – شیعه):

علیکم السلام و رحمة الله و برکاته، خوب هستید؟

مجری:

الحمدلله، خدا را شکر.

بیننده:

عرضی داشتم خدمت استاد عزیزمان حضرت آیت الله قزوینی و یک گلایه. گلایه که از برنامه شما قطعاً نیست، چون شماها الحمدلله یگانه مدافعان حال حاضر جهان تشیع حتی می‌توان گفت در مقابل وهابیت تکفیری و شبکه‌های ماهواره‌ای هستید.

من گلایه‌ای داشتم از دادگاه ویژه روحانیت و هیچ توهینی هم به آنها نمی‌کنم. آقایان شما طبق اساسنامه‌تان، طبق قانونی که دارید قانون تشکیلات دادگاه ویژه روحانیت الان از بیت المال حقوق می‌گیرید.

وظیفه شما این است که جلوی جفنگیات بعضی از این عمامه به سرهای بی رگ را که در شبکه‌های وهابی اقدام به سست کردن تبلیغ علیه شیعه و سست کردن پایه‌های بنیان تشیع می‌کنند بایستید.

آقایان دادگاه ویژه روحانیت شما نباید اجازه بدهید که شخصی مثل «سلیمانی اردستانی» که اصلاً معلوم نیست این آقا در کجا درس خوانده اقدام به توهین به عقاید شیعه بکنند.

ایشان الان چندین جلسه است دارد در این شبکه پروموت می‌شود. از مراجع محترم که حرجی به آنها نیست و انتظاری هم از آنها نداریم، اما آقایان دادگاه ویژه روحانیت شما وظیفه دارید، شما حقوق از بیت المال می‌گیرید.

شما چطور می‌توانید بخوابید شب‌ها در حالی که می‌بینید چنین توهین‌هایی و چنین ضربه‌هایی به عقیده شیعیان در ایام فاطمیه می‌شود؟!

ما به عنوان ایتام آل محمد ناراحتیم در این مملکت. آقایان این حوزه علمیه مگر خواب است؟! مگر مدیریت ندارد؟! مگه نهاد بازرسی ندارد؟!

ایشان چه کسی است که می‌آید بر علیه معتقدات مسلم شیعه صحبت می‌کند و شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را زیر سؤال می‌برند؟!

مجری:

خیلی ممنون. البته این آقایی که شما گفتید و حالا آقای احمدی از یاسوج هم اشاره کردند و می گویند که همین امشب ساعت ۷ وقتی می‌رود با یه شبکه وهابی آن هم با «عقیل بی عقل» تبادل نظر می‌کنند و آن شبهات را مطرح می‌کند تکلیفش معلوم است.

این شخص معلوم الحال است و حرف‌های زیادی در موضوعات مختلفی زده است. ان شاءالله که به زودی مسئولین اقدامات لازم را در این زمینه خواهند داشت. ممنون از شما آقای خاتم نژاد، موفق باشید، خدانگهدارتان باشد.

فعلاً این سوالاتی که مطرح شده را پاسخ بدهیم تا ببینیم که چقدر از وقتمان باقی می‌ماند.

استاد آقای احمدی از یاسوج که حالا یک جورایی گله آقای خاتم نژاد را داشتند و گفتند این شخص در این شبکه وهابی رفته و دقیقاً همان حرفایی را دارد می‌زند که دشمنان اهل بیت دارند می‌زنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای احمدی و همچنین عزیزمان که زنگ زدند ببینید رسول اکرم گرفتار ابولهب و ابوجهل بودند. امیرالمؤمنین گرفتار معاویه و اینها بودند. امام حسین گرفتار یزید بن معاویه بود. هر کدام از ائمه اطهار گرفتار یک شیطانی بودند.

ما هم در عصر خودمان گرفتار این شیاطین هستیم. یک دفعه «کسروی» می‌آید و یک سری حرفایی می‌زند. یک مرتبه «عابدینی» از اصفهان می‌آید یک حرفهایی می زند.

یک مرتبه «شریعت سنگلجی» یکی از ائمه جماعت تهران به مدینه می‌رود، آنجا عقلش را از دستش می‌گیرند و یک سری حرفایی می‌زنند. ببینید این در تمام تاریخ بوده است. ناراحت نشوید، زیرا خدای عالم می‌فرماید:

(وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)

هر کس را بخواهی، عزت می‌دهی، و هر که را بخواهی خوار می‌کنی.

سوره آل عمران (3): آیه 26

خداوند بعضی افراد را در اثر گناهی که کرده‌اند گمراه می‌کند. همین آقایی که مال بچه‌هایی از طرف‌های همان اصلاح طلب‌ها هست به نام «هادی قابل» هم آمده یک سری امامزاده‌ها این مسائل را زیر سؤال برده است.

یا مثلاً همین آقای «نیکونام» که عنوان آیت الله را هم یدک می‌کشد، یک سری چرندیاتی بافته که واقعاً آدم نمی‌داند برای اینها چه اسمی بگذارد.

همین امروز یکی از این دوستان وزارت امور خارجه مطلبی برای من فرستاده بود. من واقعاً نمی‌دانم این‌ها دنبال چه چیزی می‌گردند و از جان اهلبیت (علیهم السلام) چه می‌خواهند.

مجری:

استاد اسمشان خیلی مهم نیست، نکته را بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یکی از آنها شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را زیر سؤال می‌برد، یکی از آنها امامزاده‌ها را زیر سؤال می‌برد و ادعا می‌کند که آقا این همه طلا و پول را امام رضا می‌خواهد چیکار کند؟!

آدم بی وجدان! آدم بی شرف من! یک سخنرانی در حرم داشتم و آمار دادم پول‌هایی که هر سال برای آرایش مردم می‌گیرند اگر جمع بشود هزار تا از این گنبدهای طلا درست می‌شود. آنجا زبانتان را موش خورده که خفه خون گرفتید؟!

اسراف‌هایی که مردم می‌کنند، این مسافرت‌های سیاحتی که مردم به آنتالیا و دیگر مناطق می‌روند و پول‌های گذافی که آنجا خرج می‌کنند. چرا یک دفعه نمی‌آید بگویید به جای اینکه شما بیاید این پول‌ها را اینجا خرج کنید، این‌ها را خرج فقرا کنید؟!!

من کاری با آنها ندارم. آقای «نکونام» و دیگر آقایان که این همه دم از فقرا می‌زنید، یک آمار بدهید که شما چقدر به فقرا رسیدگی کردید.

الان یکی از کارهایی که کمیته امداد دارد این است که حامی می‌پذیرند. من از دوستان بیننده می‌خواهم اگر بتوانند دو تا، سه تا، پنج تا بچه یتیمی را حامی باشند. شاید یک پولی بدهند و آنها را خوشحال کنند.

خوشحالی این بچه‌ها خیلی از مشکلات شما را برطرف می‌کند، خیلی از گرفتاری‌های شما را برطرف می‌کند، خیلی از اتفاقات بد را از زندگیتان دور می‌کند.

این آقایان به ما یک آمار بدهند که ببینیم چند تا بچه یتیم را تحت پوشش دارند که این همه دم از فقرا می‌زنند.

والا من نمی‌دانم این حضرات فقط برای اینکه بیایند شعار بدهند و تخریبی کنند برای اینکه وهابی‌ها خوششان بیاید، اسرائیل خوشش بیاید این حرف‌ها را می‌زنند؟!!

نمی‌دانم این افراد دنبال گرفتن اقامت در آمریکا و اسرائیل هستند که دارند اینطور علیه اهلبیت (علیهم السلام) حرف می‌زنند؟!

واقعاً شما ببینید این حرفی که زد را در فضای مجازی مفصل مطرح کردم. شما ببینید آیا این حرفایی که این آقایان می‌زنند، حرف خدا و پیغمبر و امام زمان و اهل بیتی بوده است؟!

در طول ۱۴۰۰ سال یعنی هیچکدام از علما و مراجع به اندازه عقل فاسد شما عقلشان نرسید که بیایند این حرفا را بزنند که شما دارید می‌زنید؟!

در رابطه با این آقای «سلیمانی اردستانی» هم ان شاءالله در آینده بسیار نزدیک رسیدگی خواهد شد.

این مسئله را در نظر داشته باشید که خدای عالم صبرش زیاد است، صبرش زیاده است. افراد گناه می‌کنند، گناه می‌کنند، گناه می‌کنند تا یک دفعه خدایی عالم اینها را می‌گیرد و و گرفتار زندان و گرفتار شلاق می‌کند و آبرو و حیثیتشان می‌رود.

نگران نباشید عزیز من. دادگاه ویژه روحانیت هم دنبال قضایا هست، ولی آنها می‌خواهند این آقا به آن حد اعلای جنایتش برسد که وقتی او را گرفتند دیگر هیچ عذری نداشته باشد.

مجری:

همین چند تا نکته که الان آقای احمدی گفتند خودش دلیل است برای اینکه این آدم دارد چه مسیری انحرافی را می‌رود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

حتی آقای «ابوالقاسمی» گفته بود که بیاید مناظره کند. او گفته بود که با آقای «ابوالقاسمی» مناظره نمی‌کنم. با استادش مناظره می‌کنم.

من گفتم: من حرفی ندارم، اگر مرد هست و وجدان دارد شرف دارد بیاید همینجا جلوی مردم با هم مناظره کنیم. من می‌خواهم ثابت کنم که نه دین دارد، نه وجدان دارد، نه شرف دارد، نه سواد دارد.

بینندگان عزیز بدانند که نشستن با این شخص از نشستن با شمر بن ذی‌الجوشن برایم بدتر است. من این افراد را از عبدالرحمن بن ملجم بدتر می‌دانم، ولی من حاضرم برای رضای خدا و رضایت حضرت صدیقه طاهره اینجا بنشینیم با همدیگه حرف بزنیم.

چرا این افراد نمی‌آیند؟! من رسماً اعلام کردم دوستان به ایشان برسانند که اینجا بیاید. ایشان گفته با آقای «ابوالقاسمی» مناظره نمی‌کند و با من مناظره می‌کند.

مجری:

وقتمان هم تمام شد و دو سه دقیقه وقت داریم. آقای عزیزی از قزوین هم حالا در خصوص دو سه تا فتوا و نظری که گفتند در بین منابع اهل سنت هست که در رحم مادر بچه تا چهار سال پنج سال می‌ماند صحبت کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. این‌ها نسبت به «امام شافعی» و غیره نقل کرده‌اند که نزدیک دو سال و اندی بعد از وفات پدرشان به دنیا آمدند.

در مصر هم این‌ها قانونی دارند که بعضی از افراد برای اینکه اموالی از ثروتمندان بالا بکشند می‌آمدن آقایی که هشت سال هفت سال قبل از دنیا رفته بود، بعد از آن بچه دار شده بود.

زنی گفت این را من از آن فلانی حامله شده بودم، این بچه فلانی است و باید از ارث او به من بدهند. این فتوا یک وسیله‌ای شده بود برای بلعیدن پول مردم و کلاهبرداری.

شنیدم اخیراً در مصر شورای عالی قضایی این فتاوی را کلاً کنسل کردند و گفتند این فتواها فتاوی درستی نیست و جز فتنه از اینا چیز دیگر در نمی‌آید.

وقتی یک وهابی و یک فقیه فتوا می‌دهد، اگر کسی مثلاً در شرق باشد در هند باشد و یک خانمی هم در کاناداست، با همدیگر تلفنی خواستگاری می‌کند و صیغه عقد را هم می‌خواند.

این خانم در کانادا بدون اینکه شوهرش را ببیند بچه دار شد. این بچه مال این مرد است و از او ارث هم می‌برد. این فتاوی چیست!!

همچنین یک فتاوایی دارند این آقایان که من نمی‌خواهم خیلی زیاد روی آن کار کنم ولی وقتی می‌گوید: اگر کسی با مادرش که از شکم او درآمده ازدواج کند، مهریه‌اش را باید بدهد و بچه هم مال خودش است!!!

مجری:

خیلی ممنون استاد، بزرگواری فرمودید. ان شاءالله سایه‌تان مستدام باشد، استفاده کردیم. دوستان عزیز از شما ممنون و سپاسگزار هستم.

ببینید برخی از این افرادی که حالا امشب هم اسمشان را آقای احمدی از یاسوج و آقای خاتم‌نژاد بردند، مثلاً شما ببینید در برخی از این صفحات مجازی مثل اینستاگرام یک دفعه در عرض چند روز چند ده هزار دنبال کننده پیدا می‌کنند.

معلوم است که این دنبال کننده‌ها فیک است و واقعی نیست. معلوم است که از کجا دارد هدایت می‌شود و حرف‌هایی هم که دارد میزنه مشخص است.

ان شاءالله به زودی زود آن کسانی که مسئولیت این امر را دارند حتماً پیگیری این مسئله خواهند بود. افرادی که اینطور دارند افکار و اندیشه مردم را گمراه می‌کنند حتماً باید پاسخگو باشند.

ممنونم که امشب برنامه ما را همراهی فرمودید. در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی. خدانگهدارتان

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها