2026 July 12 - يکشنبه 21 تير 1405
نقاط ضربه پذیر اهل سنت در مناظره
کد مطلب: ١٦٣٧٤ تاریخ انتشار: ٠٩ آذر ١٤٠٤ - ١٦:٥٣ تعداد بازدید: 414
خارج فقه الحکومه » فقه
نقاط ضربه پذیر اهل سنت در مناظره

(جلسه صد و هشم 07 03 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و یکم

(جلسه صد و هشم 07 03 1404)

موضوع: نقاط ضربه پذیر اهل سنت در مناظره

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

یکی از شاگردان نامی حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام طرماح بن عدی است... طرماح وقتی نامه حضرت امیرالمومنین علیه السلام را به شام برد معاویه گفت نامه را به پسرم یزید تحویل بده! طرماح گفت من تو را قبول ندارم پسرت را قبول داشته باشم؟! گفت به عمرو عاص بده! گفت تو شیطان هستی عمرو عاص هم مثل تو شیطان است!

معاویه روی تختش نشسته بود طرماح گفت تا از تخت پایین نیایی، جلوی من نیایی و دو دستی نگیری نامه را تحویل نمی دهم.

ملاحظه بفرماییدحضرت امیر المؤمنین این طور شاگردهایی را تربیت کرده است. در دل دشمن در لانه زنبور رفته معاویه از دهانش آتش می بارد،‌ آنجا این طور شجاعانه حرف می زند؛ یعنی مرگ برایش حل شده است.

حتی عمرو عاص آهسته به معاویه می گوید یک مقدار پول به او بدهیم آرام بشود،‌ پول را آن جا گذاشتند اما او اصلا نگاه نکرد. معاویه گفت: طرماح آن پول ها (برای تو هست)! گفت تو آدم کثیفی هستی و پول هایت هم مثل خودت کثیف است من به پول های کثیف دست نمی زنم.

حضرت علی (سلام الله علیه) این طور شاگردهایی تربیت کرده است. امثال ابوذر ها و سلمان ها و میثم ها این ها بالای چوبه دار هم می رفتند دست و پای شان را می بریدند باز از حقگویی ابایی نداشتند.

امروز چون جلسه آخر است می خواهم چند تا نکته را عرض کنم البته مطالب یک مقدار حساس و خطرناک است. این مطالب را کسانی که نسبت به زبان شان مالک هستند، خوب دقت کنند (و به جای خود بکار گیرند)

نقاط ضربه پذیر:

یکی از کارهایی که در مناظره باید داشته باشیم این است : مطالبی که مثل پوست خربزه است را جلوی پای طرف مقابل بیندازید وقتی پایش را جلوی پوست خربزه می گذارد با سر زمین می خورد. آن طور که یادم است سال 88 یا سال 89 بود در مکه این ها خیلی علیه شیعه تبلیغات گسترده داشتند. آن وقت اوج تبلیغات شان علیه شیعه بود.

آنجا بنده کامپیوتر داشتم و رفتم یک چاپگر هم خریدم و ده – پانزده تا جزوه را به صورت جدولی تهیه کردم و نقاط ضربه پذیر وهابیت و اهل سنت را در آن آوردم.

آقای قاضی عسکر آن زمان مسئول فرهنگی سازمان حج بود. ایشان منزل ما تشریف آورد گفت فلانی کارهایی که شما کردید من از نظر روحی با این کارها صد در صد مخالف هستم. ولی این مطالبی است که روحانیون کاروان ما باید چند تا از این ها را داشته باشند وقتی طرف مقابل دارد بی حیایی می کند دو – سه تا از این ها را زیر پایش به عنوان پوست خربزه پرت کنند.

گفت شما این ها را تنظیم کنید تا به روحانیون کاروان ها بدهیم و بگوییم یک مقدار حواس شان هم جمع باشد. من چند مورد را که صلاح است و می شود مطرح کرد این ها را عرض می کنم.

مبسوط سرخسی، مغنی ابن قدامه، دو کتاب فقهی مفصّل اهل سنت است. مغنی ابن قدامه برای حنابله حدود چهل جلد است مثل جواهر ما (فقه استدلالی) است. مبسوط سرخسی هم برای حنفی ها است. می گوید:

«رجل استأجر امرأة ليزني بها فزنى بها»

یک مسلمانی رفته زنی را اجاره کرده تا با او زنا کند!

«فلا حد عليهما في قول أبي حنيفة»

حد ندارد!

المبسوط؛ اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي الوفاة: 483، دار النشر : دار المعرفة – بيروت، ج 9 ، ص 58

باید گفت: چه می خواستیم و چه شد! مورد دیگر کتاب الفتاوی الهندیه برای مجموعه ای از علمای احناف است در این کتاب دارد:

«اسْتَأْجَرَ امْرَأَةً لِيَزْنِيَ بها أو لِيَطَأَهَا أو قال خُذِي هذه الدَّرَاهِمَ لِأَطَأَكِ»

این درهم ها را بگیر من می خواهم کار خلاف شرع با تو انجام دهم!

«فَفَعَلَتْ لم يُحَدَّ»

الفتاوى الهندية في مذهب الإمام الأعظم أبي حنيفة النعمان؛ اسم المؤلف: الشيخ نظام وجماعة من علماء الهند الوفاة: 9999 ، دار النشر : دار الفكر - 1411هـ - 1991م، ج2، ص149

اگر کسی به یک زن پول بدهد بگوید من می خواهم با تو زنا کنم؛ چون پول داده است دیگر حد از او برداشته شده است!

این منطق اگر امروز در جامعه پیاده بشود آیا اهل سنت حاضر هستند چنین کاری انجام بدهند؟

پرسش:

استاد! شاید یک نوع شبیه ازدواج باشد مثل این که در فارسی به زنی می گوییم زن من می شوی قبول می کند.

پاسخ:

می گوید «اسْتَأْجَرَ امْرَأَةً لِيَزْنِيَ بها»؛ می خواهد زنا کند. ازدواج نیست

پرسش:

این را اهل سنت قبول دارند؟

پاسخ:

ابو حنیفه قبول دارد، احناف قبول دارند، آیا اهل سنت حاضر هستند بگویند ابو حنیفه در این زمینه اشتباه کرده است؟

پرسش:

این را رد می کنند.

پاسخ:

آن بحث دیگر است. سید نعمت الله جزائری یک حرف هایی در کتاب هایش زده علمای ما هم رد می کنند. در جلسه گذشته عرض کردم یکی از شبها در مکه منزل شیخ عاتق بودیم ایشان یکی از علمای طراز اول مکه است.

ما بعضی جلسات شب ها آن جا می رفتیم علمای وهابی هم می آمدند با این ها تا نزدیک اذان صبح بحث می کردیم. یک شب که بحث کردیم این ها در جواب دادن عاجز ماندند خیلی بد شکست خوردند.

متوجه شدم یکی از این ها با عجله بلند شد رفت بعد از نیم ساعت با هفت – هشت تا برگه فتوکپی برگشت و متن برگه ها این بود که شیعه به ابوبکر و عمر لعنت می کنند و به عایشه توهین می کنند این برگه ها را آن جا گذاشت و گفت شیخ عاتق! این شیخ (منظورش من بودم) باید به این ها پاسخ بدهد.

من برگه ها را نگاه کردم دیدم مطالبی از کتاب صاحب حدائق آورده و یک عبارت هایی از علامه مجلسی از کتاب بحار الانوار آورده و در وسط دیدم یک عبارتی هم از انوار نعمانیه سید نعمت الله جزائری آورده است. گفتم الحمدلله.

گفتم آقای شیخ عاتق! یکی از علمای ما در کتاب انوار نعمانیه جلد 2 صفحه 108 حضرت آیت الله العظمی انگجی یک مقدار تعریف هم می کردم گفتم ایشان دارد که مطالعه کردن بعضی از کتاب های سید نعمت الله جزائری حرام و خلاف شرع است. حال این آقا رفته از یک کتابی مطلب آورده که علمای ما فتوا دادند مطالعه این کتاب حرام است. شیخ عاتق عصبانی شد به شخصی که این کپی ها را آورده بود گفت خجالت نمی کشید حیا نمی کنید این جا که نتوانستید پاسخ بدهید بلند شدید رفتید از یک کتابی مطلب آوردید که علمای این ها می گویند مطالعه این کتاب حرام است؟! آن وقت این را دلیل علیه شیعه آوردید! این ها سرشان را پایین انداختند و جلسه را ترک کردند.

این ها می آیند نقاط ضربه پذیر ما را انتخاب می کنند و در جاهایی که باید بزنند از آن استفاده می کنند و ما را می زنند. ما هم باید سی – چهل تا از این نقاط ضربه پذیر آن ها را در آستین مان داشته باشیم و در جایش از آن ها استفاده کنیم این فقط برای کسانی است که دارند هتاکی می کنند.

مورد بعدی که مهم تر از این هاست:

«من تَزَوَّجَ أُمَّهُ التي وَلَدَتْهُ وَابْنَتَهُ وَأُخْتَه وَجَدَّتَهُ وَعَمَّتَهُ وَخَالَتَهُ وَبِنْتَ أَخِيهِ وَبِنْتَ أُخْتِهِ عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ منه عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عليه وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ فَالْوَلَدُ لا حق بِهِ وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عليه وَلَيْسَ عليه إِلاَّ التَّعْزِيرُ دُونَ الأَرْبَعِينَ فَقَطْ وهو قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ قَالاَ فَإِنْ وَطِئَهُنَّ بِغَيْرِ»

المحلى؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت ، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي، ج11، ص235

عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ منه عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عليه وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ فَالْوَلَدُ لا حق بِهِ وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عليه وَلَيْسَ عليه إِلاَّ التَّعْزِيرُ... غیر از تعزیر هم هیچ مسئله ای ندارد.

تعزیر آقایان اهل سنت نیز خیلی جالب و خواندنی است.

پرسش:

این مطالب را می دانند از کدام مذهب شان است؟

پاسخ:

الان خیلی هایشان از کتاب هایشان خبر ندارند که این کتاب برای چه مذهبی است. می گوییم این مطلب از علمای بزرگ اهل سنت است معمولا کتاب های فقهی همدیگر را قبول دارند اگر بحث های کلامی باشد اختلاف دارند اما در کتاب های فقهی خیلی مشکل ندارند.

پرسش:

معتزلی ها چه؟

پاسخ:

معتزلی ها وجود خارجی ندارند. الان اهل سنت یا اشاعره یا ماتریدی هستند.

پرسش:

جرجانی و امثال مثل این ها را قطعا سلفی ها قبول ندارند.

پاسخ:

نه، این ها را قبول دارند. قاضی عبدالجبار معتزلی را قبول ندارند شریف جرجانی را قبول دارند، عضد الدین ایجی و تفتازانی را قبول دارند این ها با اشاعره مشکل ندارند.

حالا می خواهد بگوید تعزیر می خواهیم بکنیم چه کار کنیم؟ می گوید:

«اعْلَمْ أَنَّ التَّعْزِيرَ قَدْ يَكُونُ بِالْحَبْسِ وَقَدْ يَكُونُ بِالصَّفْعِ وَتَعْرِيكِ الْأُذُنِ، وَقَدْ يَكُونُ بِالْكَلَامِ الْعَنِيفِ، وَقَدْ يَكُونُ بِالضَّرْبِ، وَقَدْ يَكُونُ بِنَظَرِ الْقَاضِي إلَيْهِ بِوَجْهٍ عَبُوسٍ ، وَلَمْ يَذْكُرْ مُحَمَّدٌ التَّعْزِيرَ بِأَخْذِ الْمَالِ، وَقَدْ قِيلَ رُوِيَ عَنْ أَبِي يُوسُفَ أَنَّ التَّعْزِيرَ مِنْ السُّلْطَانِ بِأَخْذِ الْمَالِ جَائِزٌ ، وَذَكَرَ الْإِمَامُ التُّمُرْتَاشِيُّ أَنَّ التَّعْزِيرَ الَّذِي يَجِبُ حَقًّا لِلَّهِ تَعَالَى يَلِي إقَامَتَهُ كُلُّ أَحَدٍ بِعِلَّةِ النِّيَابَةِ عَنْ اللَّهِ تَعَالَى»

العناية شرح الهداية؛ اسم المؤلف: محمد بن محمد البابرتي (المتوفى : 786هـ) الوفاة: 786، دار النشر:، ج7، ص302

«وقد يَكُونُ بِالْكَلَامِ الْعَنِيفِ وقد يَكُونُ بِنَظَرِ الْقَاضِي إلَيْهِ بِوَجْهٍ عَبُوسٍ»

البحر الرائق شرح كنز الدقائق؛ اسم المؤلف: زين الدين ابن نجيم الحنفي الوفاة: 970هـ، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، الطبعة: الثانية، ج5، ص44

«يَكُونُ بِالصَّفْعِ وَبِتَعْرِيكِ الْآذَانِ وقد يَكُونُ بِالْكَلَامِ الْعَنِيفِ أو بِالضَّرْبِ وقد يَكُونُ بِنَظَرِ الْقَاضِي إلَيْهِ بِوَجْهٍ عَبُوسٍ وَلَيْسَ فيه شَيْءٌ مُقَدَّرٌ وَإِنَّمَا هو مُفَوَّضٌ إلَى رَأْيِ الْإِمَامِ على ما تَقْتَضِي جِنَايَتُهُمْ فإن الْعُقُوبَةَ فيه تَخْتَلِفُ بِاخْتِلَافِ الْجِنَايَةِ فَيَنْبَغِي أَنْ تَبْلُغَ غَايَةَ التَّعْزِيرِ في الْكَبِيرَةِ كما إذَا أَصَابَ من الْأَجْنَبِيَّةِ كُلَّ مُحَرَّمٍ سِوَى الْجِمَاعِ أو جَمَعَ السَّارِقُ الْمَتَاعَ في الدَّارِ ولم يُخْرِجْهُ وَكَذَا يُنْظَرُ في أَحْوَالِهِمْ فإن من الناس من يَنْزَجِرُ بِالْيَسِيرِ وَمِنْهُمْ من لَا يَنْزَجِرُ إلَّا بِالْكَثِيرِ وَذَكَرَ في النِّهَايَةِ التَّعْزِيرُ على مَرَاتِبَ تَعْزِيرُ أَشْرَافِ الْأَشْرَافِ وَهُمْ الْعُلَمَاءُ وَالْعَلَوِيَّةُ , بِالْإِعْلَامِ وهو أَنْ يَقُولَ له الْقَاضِي بَلَغَنِي أَنَّك تَفْعَلُ كَذَا وَتَعْزِيرُ الْأَشْرَافِ وَهُمْ الْأُمَرَاءُ وَالدَّهَاقِينُ بِالْإِعْلَامِ وَالْجَرِّ إلَى بَابِ الْقَاضِي وَالْخُصُومَةِ في ذلك وَتَعْزِيرُ الْأَوْسَاطِ وَهُمْ السُّوقِيَّةُ بِالْإِعْلَامِ وَالْجَرِّ وَالْحَبْسِ وَتَعْزِيرُ الْأَخِسَّةِ بهذا كُلِّهِ وَالضَّرْبِ»

تبيین الحقائق شرح كنز الدقائق؛ اسم المؤلف: فخر الدين عثمان بن علي الزيلعي الحنفي. الوفاة: 743، دار النشر: دار الكتب الإسلامي. - القاهرة. - 1313هـ.، ج3، ص208

«وَقَدْ يَكُونُ بِالْكَلَامِ الْعَنِيفِ» مثلا بگوید: خجالت بکش! چرا رفتی با مادرت ازدواج کردی؟! «أو بِالضَّرْبِ» یک سیلی هم بزند. «وَقَدْ يَكُونُ بِنَظَرِ الْقَاضِي إلَيْهِ بِوَجْهٍ عَبُوسٍ» قاضی با ناراحتی و چهره عبوس به او نگاه کند این تعزیر شد که بگوید شما چرا چنین کاری کردی!

جالب این است در پایین صفحه می گوید: «التَّعْزِيرُ على مَرَاتِبَ تَعْزِيرُ أَشْرَافِ الْأَشْرَافِ» یک عالمی آمده کار خلاف کرده است – پس از این خدمت تان نشان می دهم که می گوید عمده قضات و فقهای ما مبتلا به لواط هستند _ خیلی جالب است. «وَهُمْ الْعُلَمَاءُ وَالْعَلَوِيَّةُ , بِالْإِعْلَامِ» یعنی همین که قاضی فقط به علما بگوید به من خبر رسیده تو با مادرت ازدواج کردی! یا مثلا من مطلع شدم تو با خواهرت ازدواج کردی!

«وهو أَنْ يَقُولَ له الْقَاضِي» همین که بگوید «بَلَغَنِي أَنَّك تَفْعَلُ كَذَا» این تعزیر شد همین کفایت می کند!

«وَتَعْزِيرُ الْأَشْرَافِ وَهُمْ الْأُمَرَاءُ وَالدَّهَاقِينُ بِالْإِعْلَامِ وَالْجَرِّ إلَى بَابِ الْقَاضِي وَالْخُصُومَةِ في ذلك» می گوید تو چنین خلافی کردی بردارند در خانه قاضی بیاورند بگویند برگرد تعزیر تو همین بود که شما را از خانه تا دم در خانه قاضی بیاورند و بر گردانند!

«وَتَعْزِيرُ الْأَوْسَاطِ وَهُمْ السُّوقِيَّةُ بِالْإِعْلَامِ وَالْجَرِّ وَالْحَبْسِ وَتَعْزِيرُ الْأَخِسَّةِ بهذا كُلِّهِ وَالضَّرْبِ» تعزیر بازاری ها... ملاحظه بفرمایید در تعزیرات هم علمای شان فقط یک اِعلام، اشراف و فرماندهان اِعلام و اِحضار تا در خانه قاضی یا احضار در دادگستری اما برای اخسّه یعنی کارگر و غلام و آدم های بدبخت و بیچاره و کشاورز، همه این ها هست و کتک هم باید به آن ها بزنند!

در هر صورت...

تعزیر آقایان اهل سنت این است. ما باید یک مقدار حواس مان جمع باشد این ها را داشته باشیم.

این مطلبی که عرض می کنم یاداشت کردنی است البدایه والنهایه جلد 9 صفحه 162 چاپ دار النشر مکتب معارف بیروت. در کتاب حدود در رابطه با حد لواط و حد زنا مطلبی دارد می گوید در مورد لواط هیچ آیه ای نداریم این جزء اعمال وقیحه نیست و حد هم نمی توانیم داشته باشیم.

می گوید:

«فاحشة اللواط التي قد ابتلى بها غالب الملوك والأمراء والتجار والعوام والكتاب والفقهاء والقضاة ونحوهم إلا من عصم الله منهم فإن في اللواط من المفاسد ما يفوت الحصر والتعداد ولهذا تنوعت عقوبات فاعلية ولأن يقتل المفعول به خير من أن يؤتى في دبره فإنه يفسد فسادا لا يرجى له بعده صلاح أبدا إلا أن يشاء الله ويدذهب خبر المفعول به فعلى الرجل حفظ ولده في حال صغره وبعد بلوغة وأن يجنبه مخالطة هؤلاء الملاعين الذين لعنهم رسول الله (ص)»

البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج9، ص162

«فاحشة اللواط التي قد ابتلى بها غالب الملوك والأمراء والتجار والعوام والكتاب والفقهاء والقضاة» همه این ها گرفتار لواط هستند این ها را چه کار کنیم؟ ما کار به ملوک و امرای شان نداریم ولی می گوید فقها و قضات ما هم گرفتار هستند!

اگر یک قاضی و یک عالم گرفتار بود (قاضی دیگر ) به (این) قاضی خبر می دهد به گوشم رسیده شما مبتلا به لواط هستید! این تعزیر شد و تمام!

عرض کردم مطالب خیلی زیاد است اما جرأت نمی کنم بعضی مطالب را بگویم.

پرسش:

این قضیه برای آن زمان است!

پاسخ:

«حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز واحد» تفاوتی ندارد در هر زمان باشد ایشان می گوید فقها و قضات ما گرفتار این عمل بودند.

در رابطه با بحث لواط مطالب زیادی از بزرگان اهل سنت با اسم دارم. من کلیات را فقط می توانم بگویم.

پرسش:

پس حد را کی جاری می کنند؟

پاسخ:

حد را برای فقرا جاری می کنند کارگرها و...

پرسش:

حد که در قرآن بیان شده است.

پاسخ:

می گوید اشراف و این ها که گرفتار می شوند حد برای شان نیست.

«من تَزَوَّجَ أُمَّهُ التي وَلَدَتْهُ وَابْنَتَهُ وَأُخْتَه وَجَدَّتَهُ وَعَمَّتَهُ وَخَالَتَهُ وَبِنْتَ أَخِيهِ وَبِنْتَ أُخْتِهِ »

«من تَزَوَّجَ أُمَّهُ التي وَلَدَتْهُ» خیلی عجیب است بالاتر از این نداریم. دارد

«عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ منه عَالِمًا بِتَحْرِيمِهِنَّ عليه وَوَطِئَهُنَّ كُلَّهُنَّ فَالْوَلَدُ لا حق بِهِ وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ عليه وَلَيْسَ عليه إِلاَّ التَّعْزِيرُ دُونَ الأَرْبَعِينَ فَقَطْ وهو قَوْلُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ قَالاَ فَإِنْ وَطِئَهُنَّ بِغَيْرِ»

المحلى؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت ، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي، ج11، ص235

یک وقت وطی به شبهه است قضیه اش فرق می کند.

قضیه خیلی بهم ریخته است. اگر انسان از اهل بیت علیهم السلام جدا بشود خیلی چیزها برایش به وجود می آید، آدم وحشت می کند وقتی این فتاوا را می خواند.

کتاب «ما لا یجوز فیه الخلاف بین المسلمین» از آقای «الشیخ عبد الجلیل عیسی» از اساتید دانشگاه الأزهر، دانشکده اصول دین است و مسائلی را که خلافی در آن نیست را جمع کرده است در این کتاب می گوید:

«لو أن رجلا وقع على نعجة فحملت منه وولدت إنسانا، وكبر هذا الانسان، وتعلم وصلى بأهل قريته صلاة عيد الأضحى، وبعد الصلاة ذبحوه وضحوا به، فإنه يصح لهم ذلك، لأن حكم الولد هو حكم أمه في مثل هذه الصورة، وأمه يصح أن يضحى بها فهو كذلک»

مالا یجوز فیه الخلاف بین المسلمین – عبدالجلیل عیسی ابو نصر، ص96

**

«لو أن رجلاً وقع على نعجة»

کسی با بز همبستر بشود!

«فحملت منه»

این بز باردار بشود

«وولدت إنساناً (ولد الحلال یشبه بالاب والخال) وكبر هذا الانسان، وتعلم»

این انسانی که مادرش بز هست رفت عالم (روحانی) هم شد امام جماعت هم شده است.

«وصلى بأهل قريته صلاة عيد الأضحى»

نماز عید قربان هم خواند

«وبعد الصلاة ذبحوه وضحوا به»

وقتی نماز خواندند گفتند امام جماعت را به اعتبار مادرش قربانی کنند قربانیش را هم بین خودشان تقسیم کنند بخورند!

«فإنه يصح لهم ذلك، لأن حكم الولد هو حكم أمه في مثل هذه الصورة، وأمه يصح أن يضحى بها فهو كذلک»!! این را چه کار کنیم؟ می گوید مطالبی که «مالا یجوز فیه الخلاف بین المسلمین»!!

ما ده، پانزده تا از این نوع مطالبی که می شود مطرح کرد، را همیشه در حافظه مان داشته باشیم، بعضی از چیزها را واقعاً نمی شود مطرح کرد خیلی وقیح و زشت است. مطرح کردنش صلاح نیست.

یک نمونه دیگر از این مطالب از رملی شافعی متوفای 1004 می گوید (عذر می خواهم)

«لَوْ شَقَّ ذَكَرَهُ نِصْفَيْنِ وَأَدْخَلَ أَحَدَ النِّصْفَيْنِ فِي فَرْجِ امْرَأَةٍ هَلْ يَجِبُ الْغُسْلُ أَوْ لَا؟ (فَأَجَابَ) بِأَنَّهُ لَا يَجِبُ الْغُسْلُ لِزَوَالِ اسْمِ الذَّكَرِ عَنْ كُلٍّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا»

فتاوى الرملي؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أبي العباس أحمد بن حمزة شهاب الدين الرملي (المتوفى: 1004هـ) الوفاة: 1004، دار النشر:، ج1، ص137

«ولو شق ذكره نصفين فأدخل أحدهما في زوجة والآخر في زوجة أخرى وجب عليه دونهما ولو أدخل أحدهما في قبلها والأخرى في دبرها وجب الغسل عليهما»

حواشي الشرواني على تحفة المحتاج بشرح المنهاج؛ اسم المؤلف: عبد الحميد الشرواني الوفاة: 9999، دار النشر: دار الفكر – بيروت، ج1، ص260

«ولو شق ذكره نصفين» از وسط نصف کند، «فأدخل أحدهما في زوجة والآخر في زوجة أخرى وجب عليه دونهما»، هیچ کدام از زن ها نباید غسل کنند چرا؟ برای این که نصف ذکر نصیب شان شده است.

«ولو أدخل أحدهما في قبلها والأخرى في دبرها وجب الغسل عليهما»؛ بر هر دو غسل واجب است. این مطلب در کتاب تحفة المحتاج بشرح المنهاج آمده است.

آدم این ها را نگاه می کند از خودش خجالت می کشد. این را می شد گفت یک چیزهایی را نمی شود گفت. امثال این ها را در کتاب هایشان دارند.

سید مرتضی (رضوان الله تعالی علیه) نیز خیلی افشاگری دارد جواب های نقضی را سید مرتضی بیش از همه دارد . سید ابن طاوس نیز در کتاب «الطرائف» سراسر پاسخ های نقضی مطرح کرده است. کتاب خیلی خوبی است. خوب است دوستان در فصل تابستان که درس ها تعطیل است یک دوره این کتاب ها را مطالعه کنند.

یک کتابی مرحوم کراجکی دارد به نام «التعجب من اغلاط العامة» ایشان هم جواب های نقضی زیبایی دارد. متأسفانه در طول تاریخ عمده کتاب هایمان دفاعی بوده است.

از کتاب هایی مثل الطرائف انسان مواردی از پاسخ های نقضی را انتخاب کند داشته باشد در بحث ها می شود استفاده کرد. چون طبق تجربه ای که بنده دارم -شاید در قم بیش از دیگران تجربه عملی مناظره با وهابی یا اهل سنت دارم- هیچ چیز مثل جواب نقضی به ما کمک نمی کند. عرض کردم به شرط این که مؤدب باشد.

خیلی محترمانه و مؤدبانه بگویید بزرگان شما این را فرمودند چه کار کنیم؟ چه جوابی برایش دارید؟ این ها عمدتاً تعابیر تندی که علامه مجلسی دارد می آورند.

علامه شاید در زمان خودشان چنین صلاح دیده اند. ایشان در کتاب هایشان بیش از هزار مورد واژه لعن به کار برده اند. قطعاً شرائط امروز متفاوت است و اینکه اسم آن ها را بیاوریم در کنارش هم کلمه لعن بیاوریم قطعاً فتنه گری است.

(وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ)

فتنه [=شرک] از قتل بدتر است.

سوره بقره (2): آیه 191

یا بعضی از بزرگان دیگر مثل سید مرتضی مطالب خیلی تندی دارند بر خلاف استاد بزرگوارشان شیخ مفید که قلمشان خیلی معتدل است.

هر وقت کتاب کشف الاسرار امام را می خوانم می گویم مشخص است مرحوم امام، سیدِ به تمام معنا است! با عصبانیت از جدش امیر المؤمنین دفاع کرده است در بعضی از جاها تند هم هست. آن زمان این قضایا خیلی زیاد مهم نبود این کتاب ها معمولاً در مناطق اهل سنت نمی رفت در مناطق شیعی نشین چاپ می شد، زیاد خطراتی نداشت.

یکی از موضوعات دیگری که خیلی جالب است و در بحث هایمان خیلی از آن استفاده می کنیم تکفیر علمای اهل سنت علیه یکدیگر است. ذهبی در سير أعلام النبلاء به نقل از ابو حاتم می گوید:

«من لم يكن حنبليا فليس بمسلم»!

هر کس حنبلی نباشد اصلاً مسلمان نیست!

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج17، ص625

از آن طرف حنابله می گویند کسی که حنفی باشد «فلیسَ بِمُسلم». این ها تکفیری که نسبت به یکدیگر دارند خیلی زیاد است. اشاعره، معتزله را تکفیر می کنند. معتزله، اشاعره را؛ ماتریدیه آن ها را تکفیر می کند. تکفیر یکی از بحث های خیلی جالبی است که باید داشته باشیم.

وقتی نسبت به علمای شیعه یا شیعه مطالبی در کتاب های ما می آورند این ها را باید دم دست مان داشته باشیم البته ابتدا مطرح کردنش قطعاً صلاح نیست ولی وقتی شروع می کند که شما اهل سنت را چنین و چنان می دانید آن وقت ما جواب می دهیم: بفرمایید بزرگان شما می گویند: «من لم يكن حنبليا فليس بمسلم» این ها را می خواهید چه کار کنید؟!

امثال این قضایا را آقایان اهل سنت دارند هم تکفیر هم کشت و کشتار یکدیگر.

«والله ما كفر أحمد ولكن أصحابه كفروا»

الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: عبد الله القاضي، ج8، ص428

آن یکی می گوید: «من لم يكن حنبليا فليس بمسلم» این هم می گوید تمام حنبلی ها کافر هستند. غیر اشاعره همه کافر هستند ابو اسحاق شیرازی از ائمه شافعیه است اشاعره را بالای منبر لعنت می کرد. معتزله و اشعریه را لعنت می کرد.

هر کس حنفی یا شافعی باشد باید جزیه از او گرفته بشود جزء اهل کتاب هستند محمد ابن اسماعیل سنانی می گوید رشید رضا گفت متعصبین ما در طرابلس و شام به جایی رسیدند گفتند مساجد را تقسیم کنید از وسط دیوار بکشید آن طرف شافعی ها باشند و این طرف حنفی ها باشند. چون حنفی ها ما را جز اهل کتاب می دانند می گویند شما باید جزیه بدهید کارشان به این جا کشید!

حتی در استان گیلان می گفتند مسجد جدا برای ما بسازید یا مساجدی که هست تقسیم کنید ما از یک درِ مخصوص رفت و آمد کنیم، حنفی هم از یک در دیگر رفت و آمد کنند. در کنار هم نمی توانیم نماز بخوانیم کنار هم نماز بخوانیم حنفی می گوید شافعی نجس و اهل کتاب است شافعی هم می گوید شما حنفی ها اهل کتاب و نجس هستید.

یا کشت و کشتاری که این ها داشتند حموی می گوید درگیری که در اصفهان انجام شد هر کدام از شافعی ها و حنفی ها پیروز می شدند بازار و خانه های طرف مقابل را ویران می کردند.

«فتنة بین الحنفیة والشافعیة في نیشابور ذهب کل تحت... وخلق کثیر واحرقت الاسواق والمدارس»

بازارها و مدارس یکدیگر را آتش زدند

«وکثر القتل في الشافعیة»

از شافعی ها خیلی کشتند

«فانتصروا بعد ذلک علی الحنفیة»

«اصرفوا في اخذ الثار منهم»

در انتقام به سمت اسراف رفتند

«کثر القتل، احرقت المساکین والاصحاب والاسواق في اصفهان»

و مشابه این در بغداد و دمشق

«وذهب کل واحد منها الی تکفیر»

در ری سال 671 بین شیعه و سنی درگیری پیش آمد وقتی شیعیان را بایکوت کردند بین حنفیه و شافعیه جنگ های خانمان سوزی اتفاق افتاد.

ابن اثیر می گوید در سال 317 :

«وقعت فتنة عظيمة ببغداد بين أصحاب أبي بكر المروزي الحنبلي وبين غيرهم من العامة ودخل كثير من الجند فيها وسبب ذلك أن أصحاب المروزي قالوا في تفسير قوله تعإلى (عسى أن يبعثك ربك مقاما محمودا) هو أن الله سبحانه يقعد النبي معه على العرش وقالت الطائفة الأخرى إنما هو الشفاعة فوقعت الفتنة واقتتلوا فقتل بينهم قتلى كثيرة»

الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: عبد الله القاضي، ج7، ص57

این فتنه به خاطر چه بود؟ به خاطر این که مراد از تفسیر این آیه چه است قتل زیاد انجام دادند.

(عَسَى أَنْ يبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا)

اميد است پروردگارت تو را به مقامي در خور ستايش برانگيزد!

سوره اسراء (17): آیه 79

در اندلس به همین شکل؛ این ها مطالبی است که باید داشته باشیم وقتی نسبت به شیعه شروع می کنند به جسارت، بگوییم بفرمایید خودتان در فلان تاریخ چه کار کردید؟ آیا یک مورد بود به ما بگویید مثلاً در یک درگیری شیعه پیروز شده باشد شیعه مدارس و بازار شما را آتش بزند؟ خودتان این کارها را کردید امروز طلبکار هستید که می گویید شیعه چنین و چنان است!

در هر صورت...

یکی از فنونی که در مناظره لازم است یاد داشته باشیم، جواب های نقضی و نقاط ضربه پذیر آن هاست ؛ که به منزله پرت کردن پوست خربزه جلوی پای شان است. یکی، دو تا از این ها نقل کنید طرف مقابل دیگر توان حرف زدن ندارد، ولی همین که شما کوتاه بیاید او مدام حمله می کند دست بردار هم نیست.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها