2026 July 12 - يکشنبه 21 تير 1405
كتمان احادیث فضایل حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام) توسط خلفای اهل سنت
کد مطلب: ١٦٥٢٣ تاریخ انتشار: ١٨ فروردين ١٤٠٥ - ١٣:٣١ تعداد بازدید: 35
خارج فقه الحکومه » فقه
كتمان احادیث فضایل حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام) توسط خلفای اهل سنت

(جلسه شصت و چهارم 30 . 10 . 1404)


درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه شصت و چهارم 30 . 10 . 1404)

‏موضوع: كتمان احادیث فضایل حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام) توسط خلفای اهل سنت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

ضرورت پذیرش و عدم انکار احادیث اهل‌بیت (عليهم السلام)

در روایات ما تأکید شده است که اگر حدیثی از جانب معصومین به شما رسید و در ابتدا توان هضم یا درک معنای آن را نداشتید، هرگز به انکار آن نپردازید، بلکه علم آن را به خود معصومین واگذار کنید؛ چرا که انکار حدیث ایشان در حکم انکار خداوند متعال است. از سوی دیگر، در مبانی کلامی اهل‌سنت چالشی وجود دارد تا زمانی که سند یک روایت به طور کامل محرز نشود، متن آن را به معصوم نسبت نمی‌دهند و این موضوع راه را برای نادیده گرفتن برخی فضایل باز می‌کند.

نقد دیدگاه‌های کلامی در باب تبعیت از خلفا

برخی از مکاتب معتقد هستند که باید از هر حاکمی، با هر پیشینه‌ای، تبعیت کرد. آن‌ها برای توجیه تعارض میان دستورات شرعی و اعمال برخی خلفا، به روایاتی تمسک می‌جویند که ادعا می‌کنند از خلفا «رفع قلم» شده و گناهی برای آنان ثبت نمی‌شود! حتی در برخی منابع معتبر آنان مانند صحیح بخاری، روایتی وجود دارد که بر اساس آن خداوند به اهل بدر فرموده است هر چه می‌خواهید انجام دهید که من شما را آمرزیده‌ام!

قَالَ عُمَرُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ دَعْنِي أَضْرِبْ عُنُقَ هَذَا المُنَافِقِ، قَالَ: إِنَّهُ قَدْ شَهِدَ بَدْرًا، وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يَكُونَ قَدِ اطَّلَعَ عَلَى أَهْلِ بَدْرٍ فَقَالَ: اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ

صحیح بخاری، ج4،ص59، الناشر: دار طوق النجاة

عمر گفت: ای رسول خدا، اجازه دهید گردن این منافق را بزنم! فرمود: او در بدر حضور داشت، و چه گمان می‌کنی؟! خداوند به اهل بدر نظر کرده و فرموده است: هر چه می‌خواهید انجام دهید، زیرا من شما را بخشیدم!

این مبانی نادرست باعث شد از همان روزهای نخست، حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام) را با بهانه‌های واهی همچون جوان بودن یا اهل مزاح بودن از صحنه قدرت کنار بزنند و در مقابل، فسق و فجور ، تندی‌ها و برخوردهای برخی دیگر را به عنوان «کرامات» توجیه کنند.

فراوانی و تنوع تعابیر نبوی در اثبات خلافت حضرت علی (عليه السلام)

هر محقّق منصفی با بررسی منابع متوجه می‌شود که حجم روایات نبوی در رابطه با جایگاه حضرت علی (عليه السلام) بسیار انبوه و غیرقابل انکار است. پیامبر اکرم (صلي الله عليه و اله) برای اینکه راه هرگونه توجیه و گریز را بر آیندگان ببندند، از تمامی تعابیر ممکن از جمله خلیفه، وصیّ، ولی‌امر، و امیرالبرره برای معرفی ایشان استفاده کردند. این سیره از آغازین روزهای دعوت در واقعه «انذار عشیره» تا آخرین لحظات حیات مبارکشان در غدیر خم و حتی در منازل خصوصی ادامه داشت. به تعبیر حضرت زهرا (سلام الله عليها)، واقعه غدیر چنان آشکار بود که هیچ عذر و بهانه‌ای برای کسی باقی نگذاشت.

وهل ترك أبي يوم غدير خم لاحد عذرا ؟!

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي (متوفاى381هـ)، الخصال، ص173، تحقيق، تصحيح وتعليق: علي أكبر الغفاري،‌ ناشر: منشورات جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة، سال چاپ 1403

شکرانه نعمت ولایت

نعمت ولایت چنان عظیم است که بشر از عهده شکر واقعی آن بر نمی‌آید. شکر واقعی در این مقام، اعتراف به عجز از ادای حق این نعمت است. اگر انسانی تمام عمر خود را تنها به سجده شکر برای این موهبت بگذراند، باز هم حق مطلب ادا نشده است. طبق فرموده امام صادق (عليه السلام)، حقیقت و قدرت اثرگذاری این نعمت در روز قیامت برای مؤمنان به طور کامل آشکار خواهد شد.

تبیین مقام امام در حدیث «کمال‌الدین»

در کتاب «کمال‌الدین» روایتی مفصل وجود دارد که در آن پیامبر (صلی الله عليه و آله) در جمعی انبوه، تعابیری بنیادین به کار برده‌اند. ایشان فرمودند که خداوند مرا امر کرده تا علی (عليه السلام) را به عنوان امام، قائم، وصی و خلیفه منصوب کنم و طاعت او را عين طاعت خود قرار داد. پیامبر (صلی الله عليه و آله) ایشان را پناهگاه امت، هادی و دلیل راه معرفی کرده و تأکید ورزیدند که حضرت علی (عليه السلام) در میان امت، جایگاهی همچون جایگاه خود پیامبر (صلی الله عليه و آله) دارد و همگان باید دین خود را از او بگیرند.

تاریخچه ممانعت از نقل حدیث و حذف فضایل

پس از رحلت پیامبر (صلی الله عليه و آله)، جریانی برای محو فضایل اهل‌بیت (عليهم السلام) شکل گرفت. از جمله اقدامات این جریان، آتش زدن نوشته‌های حدیثی، ممانعت شدید از نقل روایت و حتی شکنجه و زندانی کردن راویانی همچون ابن‌مسعود و ابودرداء بود. در حالی که برخی تازه مسلمانان با پیشینه یهودی و مسیحی در مسجد پیامبر کرسی درس داشتند، بیان فضایل حضرت علی (عليه السلام) جرم تلقی می‌شد. هدف اصلی این بود که احادیث مربوط به ولایت به گوش مردم نرسد؛ تا جایی که نقل شده برخی عالمان آن دوران، کتاب‌های حدیثی را تنها به دلیل وجود ذکر فضایل حضرت علی (عليه السلام) در آتش می‌سوزاندند.

شما ببینید با کتاب ها و احادیثی که در فضائل حضرت امیرالمومنین علیه السلام بود چه کردند؟

خلال بغدادی نقل کرده و می گوید:

قَالَ: سَمِعْتُ خَالِدَ بْنَ خِدَاشٍ، قَالَ: جَاءَ سَلَّامُ بْنُ أَبِي مُطِيعٍ إِلَى أَبِي عَوَانَةَ، فَقَالَ: هَاتِ هَذِهِ الْبِدَعَ الَّتِي قَدْ جِئْتَنَا بِهَا مِنَ الْكُوفَةِ، قَالَ: فَأَخْرَجَ إِلَيْهِ أَبُو عَوَانَةَ كُتَبَهُ، فَأَلْقَاهَا فِي التَّنَّورِ، فَسَأَلْتُ خَالِدًا مَا كَانَ فِيهَا؟ قَالَ: حَدِيثُ الْأَعْمَشِ، عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي الْجَعْدِ، عَنْ ثَوْبَانَ، قَالَ: ...حَدِيثُ عَلِيٍّ: «أَنَا قَسِيمُ النَّارِ» ، قُلْتُ لِخَالِدٍ: حَدَّثَكُمْ بِهِ أَبُو عَوَانَةَ، عَنِ الْأَعْمَشِ؟ قَالَ: نَعَمْ.

السنة للخلّال البغدادی ج3ص510 الناشر: دار الراية - الرياض

خالد بن خداش می‌گفت: سلام بن ابی مطیع نزد ابو عوانه آمد و گفت: این بدعت‌هایی را که از کوفه برای ما آورده‌ای، بیاور. گفت: ابو عوانه کتاب‌هایش را پیش او آورد و آنها را در تنور انداخت. از خالد پرسیدم که در آنها چیست؟ گفت: ...حدیث علی (علیه السلام) که فرموده: «من تقسیم‌کننده‌ی آتش جهنم هستم.» به خالد گفتم: آیا ابو عوانه آن را از اعمش برای تو روایت کرده است؟ گفت: بله.

مصائب و شکنجه‌های راویان فضایل

تاریخ گواهی می‌دهد که راویان فضایل حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام) چه سختی‌هایی را متحمل شدند:

ابن سقا: که به دلیل نقل «حدیث طیر» از منبر به پایین کشیده شد و منبر او را شستند.

أنه أملى حديث الطير فلم تحتمله نفوسهم فوثبوا به وأقاموه وغسلوا موضعه فمضى ولزم بيته فكان لا يحدث أحدًا

تذکرة الحفاظ شمس الدین الذهبی ج3ص117 الناشر: دار الكتب العلمية بيروت-لبنان

او حدیث طیر را املا کرد، اما کسانی که در مجلس بودند طاقت نیاورد، او را گرفتند و او را از منبر پایین کشیدند و جایی را که در آن بود شستند. سپس او رفت و در خانه‌اش ماند و به هیچ یک از مردم حدیث را نقل نکرد.

نصر بن علی: که تنها به جرم نقل روایتی در محبت به پیامبر و حسنین (عليهم الصلاة و السلام)، حکم هزار ضربه شلاق برای او صادر شد.

نصر بن علي از رجال صحاح ستة است يعني هم رجال صحيح بخاري و هم صحيح مسلم و 4 تا سنن و مسانيد ديگر است و آقاي ذهبي در تهذيب ج 10 ص 384 مي گويد كه ابي حاتم و نسائي و إبن خراش گفته اند كه ثقه است . از احمدبن حنبل هم نقل مي كند صداقت او را ، بعد مي گويد آقاي نصر بن علي رفت بالاي منبر گفت:

أن رسول الله صلى الله عليه وسلم أخذ بيد الحسن والحسين فقال: "من أحبني وأحب هذين وأباهما وأمهما كان معي في درجتي يوم القيامة أمر المتوكل بضربه ألف سوط

تهذيب التهذيب، ج 10، ص 384، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت

رسول خدا صلی الله علیه و آله دست حسن و حسین را گرفت و فرمود: «هر که مرا دوست بدارد و این دو، پدر و مادرشان را نیز دوست بدارد، در روز قیامت با من در درجه من خواهد بود.» متوکل دستور داد هزار تازیانه به او بزنند.

اگر كسي زنا كرده باشد 100 ضربه بيشتر به او نمي زنند . ببينيد 100 شلاق فقط براي زنا است و هر كسي كه قذف كند حدّ قذف از 80 شلاق بيشتر نيست ولي اين آقا 1000 شلاق بايد بخورد چون روايتي در فضيلت حضرت علي عليه السلام نقل كرده است! فوقش بگويند اين روايتي را كه نصر بن علي خوانده ، دروغ است نه اينكه او را هزار ضربه شلاق بزنند. بعد جالب اين است كه آمدند شروع كردن به زدن 10 تا 20 تا 30 تا خوب 1000تا شلاق و اضافه نصربن علي هم از فقها و بزرگان اهل سنت است ، بعد ديدند كه ايشان واقعا دارد عذاب زيادي مي كشد و درد دارد؛ گفتند ايشان از اهل سنت است و اشتباه كرده يا در بعضي از جاها دارد كه

هذا من فعل أهل السنة فلم يزل به حتى تركه

تهذيب التهذيب، ج 10، ص 384، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت

یا شما نسائی را در نظر بگیرید. او از علمای بزرگ اهل‌سنت است که در دمشق به دلیل نوشتن کتابی در فضایل حضرت علی (عليه السلام) مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و بر اثر همان جراحات در راه مکه از دنیا رفت.

«احمد بن شعیب نسآئی» که از اهالی روستای «نسآء»، از توابع «نیشابور» است، و «ذهبی» از او نیز به «امام» و «شیخ الإسلام» تعبیر می کند (سیراعلام النبلاء؛ ج14، ص 127)؛ «سبکی» در مورد او می نویسد:

«وقد اختلفوا فى مكان موت النسائى فالصحيح أنه أخرج من دمشق لما ذكر فضائل على قيل ما زالوا يدافعون فى خصيتية حتى أخرج من المسجد ثم حمل إلى الرملة فتوفى بها»

طبقات الشافعية الكبرى، اسم المؤلف: تاج الدين بن علي السبكي، دار النشر: هجر للطباعة والنشر والتوزيع - 1413هـ ، الطبعة: ط2، تحقيق: د. محمود محمد الطناحي د.عبد الفتاح محمد الحلو؛ ج3، ص 16

در محل وفات نسائی اختلاف وجود دارد. قول صحیح آن است که او وقتی در دمشق فضائل علی را بیان کرد، او را کتک زدند و بر بیضه های او کوبیدند و از مسجد بیرون کردند. سپس او را به رمله بردند و در همانجا از دنیا رفت.

«ابن جوزي» و بسيار ديگر از بزرگان اهل تسنن نیز، در سبب كشته شدن «نسائي» اینگونه نوشته اند که:

«إنّ النسائي خرج من مصر في آخر عمره إلى دمشق ، فسئل بها عن معاوية و ما جاء في فضائله ! فقال : لا يرضى رأسا برأس حتى يفضّل ! فما زالوا يدفعون في خصيتيه حتى أخرج من المسجد و حمل إلى الرملة أو مكة فتوفي بها.»

ابن الجوزی، المنتظم، ج13، ص156، دار الكتب العلمية - بيروت

تذكرة الحفاظ ذهبي، ج2 ، ص700، دار إحياء التراث العربي - بيروت

نسایی در آخر عمر خویش از مصر به دمشق رفت؛ پس در آنجا از او در مورد معاویه و فضیلت های او سوال کردند؛ پس گفت : آیا به این که او را هم شان علی دانستید راضی نشدید؟! حال می خواهید او را از علی برتر کنید؟! پس آنقدر به بیضه او زدند تا او را از مسجد بیرون کردند ؛ او را به رمله یا مکه بردند و در آنجا از دنیا رفت.

میثم تمار: که حتی بر بالای چوبه دار و در حالی که دست و پایش قطع شده بود، دست از فریاد فضایل حضرت علی (عليه السلام) بر نداشت تا اینکه زبانش را بریدند.

مقایسه میراث حدیثی شیعه و اهل‌سنت

با وجود تمام فشارها و شکنجه‌ها، میراث حدیثی شیعه بسیار غنی باقی ماند. در حالی که مجموع روایات صحاح سته اهل‌سنت بدون مکررات به ده هزار حدیث نمی‌رسد، تنها کتاب «کافی» مرحوم کلینی بیش از شانزده هزار روایت دارد. این در حالی است که حکومت‌ها و امکانات مادی همواره در اختیار مخالفان بود. بسیاری از علمای منصف اهل سنت، خودشان اعتراف کرده‌اند که بخش وسیعی از احادیث موجود در منابعشان ساختگی است و یافتن حدیث صحیح در میان آن‌ها، مانند یافتن موی سپید بر تن گاوی سیاه، دشوار است.

ابن تيميه حراني؛ از سرمداران تفکر سلفي گري، پيرامون جعل حديث چنين مي نويسد:

و قد وضع الناس أحاديث كثيرة مكذوبة على رسول الله صلي الله عليه وسلم و سلم في الأصول والأحكام و الزهد و الفضائل و وضعوا كثيرا من فضائل الخلفاء الأربعة و فضائل معاوية.

منهاج السنة، ج 7 ص 312 الناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية

مردم [اهل سنت] احاديث جعلي و دروغ زيادي در موضوع اصول دين و احکام و زهد و فضايل ساخته اند و به پيامبر نسبت مي دهند و [در مورد] خلفاي چهار گانه و معاويه نيز فضائل بسياري را ساخته اند.

شعبة بن حجاج می‌گوید:

« ما اعلم احدا فتش الحديث كتفتيشي وقفت على ان ثلاثة ارباعه كذب»

سير أعلام النبلاء ، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج 7، ص 226

یحیی ابن معین می‌گوید:

«وأيّ صاحب حديث لا يكتب عن كذاب ألف حديث»؟!

تاريخ بغداد ، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463 ، دار النشر : دار الكتب العلمية – بيروت، ج1، ص 43

(محمد حسین هیکل از) دارالقطنی نقل کرده و می گوید:

الحدیث الصحیح فی الحدیث الکذب کالشعرة البیضاء فی جلد ثور الاسود

شاخصه‌های امامت و ولایت در روایات

با تحلیل احادیث نبوی، می‌توان محورهای اصلی ولایت را در چند بند خلاصه کرد.

۱. امامت یک انتصاب الهی است، نه یک قرارداد بشری

۲. این سلسله امامت تا حضرت مهدی (ارواحنا فداه) تداوم دارد.

۳. امام مرجعیت علمی مطلق دارد

۴. امام و قرآن وحدت وجودی دارند و هرگز از هم جدا نمی‌شوند.

۵. معیّت دائمی امام با حق و حقیقت.

۶. برخورداری از علم الهی و لدنّی

۷. وجوب اطاعت مطلق و پرهیز از تندروی یا عقب ماندن از امام.

اتحاد نوری پیامبر (صلی الله عليه و آله) و حضرت علی (عليه السلام)

در منابع معتبر هر دو مذهب، روایاتی تکان‌دهنده درباره یگانگی نوری پیامبر (صلی الله عليه و آله) و حضرت علی (عليه السلام) نقل شده است. تعابیری همچون «علی نسبت به من، مانند من نسبت به پروردگارم است» یا «علی نسبت به من، به منزله سر نسبت به بدن است»، نشان‌دهنده این حقیقت است که امام همان حقیقت پیامبر است که در کالبد مدیریت و هدایت جامعه ظاهر شده است. حتی برخی عالمان که با انگیزه مقابله با تشیّع کتاب نوشته‌اند، نتوانسته‌اند از ذکر این احادیث که بر یگانگی نور ایشان از صلب آدم (عليه السلام) تا عبدالمطلب (عليه السلام) دلالت دارد، چشم‌پوشی کنند. این روایات حجت را بر هر جویای حقیقتی تمام می‌کند. در منابع اهل سنت نیز همین مطالب با تعابیر دیگر وارد شده است.

وَكَانَ أَبُو بكر يكثر النّظر إِلَى وَجه عَليّ فَسَأَلته عَائِشَة فَقَالَ سَمِعت رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم يَقُول (النّظر إِلَى وَجه عَليّ عبَادَة)

وَمر نَحْو هَذَا وَأَنه حَدِيث حسن

وَلما جَاءَ أَبُو بكر وَعلي لزيارة قَبره صلى الله عَلَيْهِ وَسلم بعد وَفَاته بِسِتَّة أَيَّام قَالَ عَليّ تقدم يَا خَليفَة رَسُول الله

فَقَالَ أَبُو بكر مَا كنت لأتقدم رجلا سَمِعت رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم يَقُول فِيهِ (عَليّ مني كمنزلتي من رَبِّي)

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ج2ص517 الناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان

ابوبکر زیاد به چهره علی نگاه می‌کرد، بنابراین عایشه از او در این مورد پرسید. او پاسخ داد: «از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمود: نگاه کردن به چهره علی عبادت استچیزی شبیه به این نیز روایت شده است و حدیثی صحیح است. وقتی ابوبکر و علی شش روز پس از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند، علی گفت: «ای جانشین رسول خدا، پیش برو» ابوبکر پاسخ داد: من از مردی که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده‌ام که درباره‌اش فرموده است: «علی برای من مانند من برای پروردگارم است پیشی نمی‌گیرم».

و همچنین در جای دیگر از کتاب چنین نقل می کند:

أخرج الْخَطِيب عَن الْبَراء والديلمي عَن ابْن عَبَّاس أَن النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم قَالَ (عَليّ مني بِمَنْزِلَة رَأْسِي من بدني)

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ج2ص517 الناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان

حضرت امیرالمومنین علیه السلام همانند سرم برای بدنم هست.

جالب این هست که ابن حجر هیثمی می گوید من این کتاب را نوشتم به دلیل اینکه دیدم جوانان اهل سنت می خواهند شیعه بشوند تا نگذارم چنین اتفاقی بیفتد!! غافل از اینکه نمی دانست اگر جوان سنی این احادیث را ببیند قطعا به سمت و سوی اهل بیت علیهم السلام کشیده می شود.

خوارزمی نیز می گوید:

عن ابن عباس قال : لما توفي النبي جاء أبو بكر وعلى يزوران قبره بعد وفاته بستة أيام ، فقال علي لابي بكر: تقدم ، وقال أبو بكر : يا علي ما كنت لأتقدم رجلا سمعت النبي يقول : علي مني بمنزلتي من ربي...

مناقب خوارزمی ج1ص198 الناشر: مؤسسة النشر الإسلامي

از ابن عباس روایت شده که گفت: وقتی پیامبر وفات کرد، ابوبکر و علی شش روز پس از وفاتش به زیارت قبرش آمدند. علی به ابوبکر گفت: برو جلو. ابوبکر گفت: ای علی، من از کسی که از پیامبر شنیدم که فرمود: علی برای من مانند پروردگارم است، جلوتر نمی‌روم...

والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته



برچسب ها: درس خارج
Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها