درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم
جلسه بیست و دوم 30 /07 / 1404
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
موضوع: معرفت ائمه اطهار علیهم السلام و توحید
ارتباط دشمنی با حضرت امیر سلام الله علیه و حرامزادگی
روایات متعددی در منابع شیعه و اهل سنت وجود دارد که به رابطه دشمنی با اهلبیت (علیهم السلام) و مسئله ولادت دشمنان حضرت اشاره دارند.
در روایتی ذکر شده است که شخصی توانست سیصد نفر از دشمنان حضرت علی (علیه السلام) را پیدا کند. هنگامی که از او پرسیدند چگونه توانستی در یک مدت کوتاه سیصد نفر از این افراد را بیابی؟ وی پاسخ داد: «اعلام کردم "ای مردم! چه کسی دشمن حضرت علی (علیه السلام) است؟" هزار نفر دست خود را بالا بردند و من سیصد نفر از آنان را انتخاب کرده و آوردم.
این را به آقای صفری گفتم او گفت این حرف ها مزخرفات است! اما این یک "واقعیت" است که روایات متعدد ما آن را تأیید میکنند؛ روایاتی که دلالت دارند کسانی که اهلبیت (علیهم السلام) را دوست نمیدارند، همگی مشکل ولادت دارند. روایات بسیاری از اهل سنت نیز این موضوع را تأیید میکنند. ابن جزری در کتاب أسنی المطالب فی مناقب علی علیه السلام از عبادة بن صامت نقل میکند:
كنّا نبور أولادنا بحب على بن أبى طالب (رضى اللّه عنه)، فاذا رأينا أحدهم لا يحب على بن أبى طالب، علمنا انه ليس منا، و انه لغير رشده
الجزري، شمس الدين محمد بن محمد (متوفاي 833هـ)، أسني المطالب في مناقب سيدنا علي بن أبي طالب كرم الله وجهه ، ص57 ـ 58 ، تقديم ، تحقيق و تعليق : الدكتور محمد هادي الأميني ، ناشر : مكتبة الإمام امير المؤمنين (علیه السلام) العامة ، اصفهان ـ ايران .
ما فرزندان خود را با دوستي علي بن ابي طالب عليه السلام مي آزموديم ، و اگر يكي از آنان علي بن ابي طالب را دوست نمي داشت، پي مي برديم كه غير مشروع است .
روایت دیگری که علامه جزری که از او با عنوان (الامام المقرئ شمسالدین ابن الجزری) یاد میکنند این است:
لا يحبّهم الا سعيد الجد طيب المولد و لا يبغضهم الا شقىِ الجد ردىء الولادة
الجزري ، شمس الدين محمد بن محمد (متوفاي 833هـ) ، أسني المطالب في مناقب سيدنا علي بن أبي طالب كرم الله وجهه ، ص67، تقديم ، تحقيق و تعليق : الدكتور محمد هادي الأميني ، ناشر : مكتبة الإمام امير المؤمنين (علیه السلام) العامة ، اصفهان ـ ايران
اهل بیت علیهم السلام هیچ کسی بجز کسی که پدرش انسان سعادتمند و طهارت مولود داشته باشد و کسی جز پدرش شقی باشد آنها را دشمن نمی دارد.
مرحوم علامه امینی نیز روایتی را نقل میکند که در مسیر حرکت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، برخی افراد فرزندان خود را نگه میداشتند و بدون اینکه بچه اصلاً حضرت علی (علیه السلام) را بشناسد، از او میپرسیدند: «آیا این مردی که از اینجا میرود را دوست داری یا نه؟» اگر بچه میگفت دوست دارم، میفهمیدند فرزند خودشان است و اگر میگفت نه، میفهمیدند بچه از آن ها نیست.
نکته: در منابع اهل سنت شاید ۵ یا ۶ روایت در این موضوع آمده است، علاوه بر روایات فراوانی که در منابع شیعه وجود دارد.
پرسش:
در مورد آراء آقای سید کمال حیدری چه نظری دارید؟
پاسخ:
نحوه برخورد آقای سید کمال حیدری با اهل سنت مشکلی ندارد و همان روشی هست که ما نیز دنبال میکنیم. مشکل ایشان، نحوه برخورد و سخنان ایشان در قبال شیعه بود. ایشان گاهی نسبت به شیعه و موضوعاتی مانند حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در عوالم دیگر، سخنانی میگفت و در نهایت وهابی ها همان حرفها را ملاک قرار داده و شیعه را نقد می کنند. بهخاطر همین مسائل، در ماه رمضان سال ۹۴ (اگر اشتباه نباشد)، پس از تعریضی که ایشان به مراجع (از جمله آیتالله سیستانی) داشتند، صوت سخنرانی پیاده و خدمت مقام معظم رهبری فرستاده شد. آقا رسماً دستور دادند که دیگر بحثهای ایشان مطلقا نه در تلویزیون و نه در رادیو پخش نشود. از سال ۹۴ یک ثانیه برنامه از ایشان در رسانههای ملی پخش نشده است.
مراجع بزرگواری چون آیتالله مکارم شیرازی و آیتالله سبحانی وارد میدان شدند.البته ایشان(سیدکمال حیدری) خدمات زیادی به شیعه کرد و در آن چند سالی که در شبکه کوثر بود، وهابیت و اهل سنت را به منکوب و بیچاره کرد.
ولی به هرحال باید توجه داشته باشیم که شیطان بسیار زیرک است و هرچه انسان قوی باشد، شیطان قویتر است.
برخی سخنان ایشان تقطیع شده و در شبکههای وهابی پخش گردید. در جلساتی که با ایشان برگزار شد، پس از تذکر، ایشان تقطیع را تأیید کردند و ما از ایشان خواستیم تا سخنان صحیح را بیان کنند تا پخش کنیم . ایشان نیز چنین کردند.
لذت دفاع از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)
وقتی انسان در مراتب معرفتی بالاتر میرود و چهار نفر از او ثنا میگویند، شیطان با تمام سپاهیانش وارد عمل میشود. در پاسخ به یکی از مراجع که گمان میکردند من به دنبال مرجعیت هستم، اعلام کردم و گفتم: «من یک ساعت دفاع از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را با صد سال مرجعیت بر کل کره زمین عوض نمیکنم». این عشق و لذت دفاع از حضرات اهلبیت (علیهم السلام) میلیاردها برابر لذتی است که مراجع بزرگوار از خدمات بینظیر خود میبرند.
ظرفیتها و وظایف: هر کسی برای کاری ساخته شده است؛ یک نفر در حوزه مرجعیت میتواند کار کند و دیگری نمیتواند. ما همیشه از مرجعیت فرار میکنیم و امیدواریم این خدمات ذخیرهای برای قیامت باشد.
پرسش:
درباره عبارت «الهی عَظُمَ البَلاء... یا محمد یا علی یا علی یا محمد اکفیانی فإنکما کافیان و انصرانی فإنکما ناصران» توضیح دهید.
پاسخ:
از جمله عباراتی که در تأیید ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام استفاده میشود، عبارت «الهی عَظُمَ البَلاء... یا محمد یا علی یا علی یا محمد اکفیانی فإنکما کافیان و انصرانی فإنکما ناصران» است.
آیتالله بروجردی (رضواناللهتعالیعلیه) با همین عبارت بر ولایت تکوینی ائمه (علیهم السلام) استدلال میکردند.
اهلبیت (علیهم السلام) از خدا جدا نیستند و خدا نیز از اهلبیت (علیهم السلام) جدا نیست. تفاوت اساسی این است: خدا هرچه دارد ذاتی و برای خودش است اما اهلبیت علیهم السلام هرچه دارند خدادادی است.
در زیارت رجبیه میخوانیم:
« لا فرق بينك وبينها إلا أنهم عبادك و خلقک»
الطوسي، محمد بن الحسن (متوفاى460هـ)، مصباح المتهجد، ص804، ناشر : مؤسسة فقه الشيعة - بيروت – لبنان، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1411 - 1991 م
میان تو و ایشان فرقی نیست، جز آنکه آنها بندگان و مخلوق تو هستند
خدای عالم تمام کمالات ذاتی، صفاتی و افعالی خودش را در وجود مقدس اهلبیت (علیهم السلام) قرار داده است. آنان مظهر اراده خداوند هستند. ائمه (علیهم السلام) در اصل وجود، واسطه هستند. به تعبیر زیارات:
«بکم فتح الله و بکم یختم»
الصدوق، محمد بن علی (متوفاي381هـ)، عيون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج2، ص308، تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بيروت – لبنان، سال چاپ: 1404 - 1984 م
بهواسطه شما آغاز عالم هستی است و پایان عالم هستی هم با شماست.
خدای عالم مقدراتی را بهواسطه شما محو و اثبات میکند؛ بهواسطه شما درختان شکوفا میشوند و باران و رزق از آسمان نازل میشود.
وبكم تخرج الأشجار أثمارها وبكم تنزل السماء قطرها ورزقها
جریان اراده در قلب ائمه: اوج این زیارات «ارادة الرب» است؛ یعنی مقادیر امور و اراده خداوند در تدبیر عالم هستی به قلب مقدس ائمه (علیهم السلام) نازل میشود و از آنجا صادر میگردد.
«وَإِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ»
الكلينی الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج4، ص577، تحقيق: غفاري، علی اكبر ناشر: اسلاميه، تهران، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.
بسیاری از معارف عمیق اهلبیت (علیهم السلام) در قالب حدیث نمیتوانستند بیان شوند و لذا در قالب دعا و زیارات (مانند زیارت مطلقه امام حسین (علیه السلام) که در کافی و من لا یحضره الفقیه آمده) بیان شدهاند.
حق تعالی با جمیع شؤون ذاتیه، صفاتیه، اسمائیه و افعالیه، در وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) تجلی نموده است، و ذوات مطهر معصومین از رسول خدا تا حضرت حجت ارواحنا فداه مفاتیح وجود و مخازن کبریا هستند.
کتاب مصباح الهدایه حضرت امام خمینی (رحمه الله) کتابی بینظیر در مقامات اهلبیت (علیهم السلام) است. البته این کتاب پیچیده است و مرحوم امام خودشان راضی نبودند کسانی که فلسفه و عرفان نخواندهاند، آن را مطالعه کنند.
مراتب معرفت توحید
ائمه (علیهم السلام) از روز اول، مظهر تمام عنایات و حقیقت نور السماوات و الارض بودهاند. برای درک مقامات، باید در روایات، بهویژه جلد اول کافی، بصائر الدرجات و کفایة الأثر تعمق کرد. برای دوری از شبهه جبر که جبرگرایی پیش نیاید، باید سرّ ظرفیت را فهمید. مسئله جبر نیست؛ بلکه خدای عالم اینگونه اراده کرده است. خداوند اراده کرده است که این بزرگواران مظاهر اراده او باشند. ذات الهی که «لم يكن له کفواً أحد» است برای احدی قابل شناخت نیست. اما آن ذات یک تجلی دارد که آن تجلی، وجود مقدس اهلبیت (علیهم السلام) است .
در مناجات عارفین عبارات بسیار زیبایی درباره شوق الهی آمده است:
إلهي فاجعلنا من الذين توشحت أشجار الشوق إليك في حدائق صدورهم وأخذت لوعة محبتك بمجامع قلوبهم ، فهم إلى أوكار الأفكار يأوون ، وفي رياض القرب والمكاشفة يرتعون.
المجلسي، محمد باقر _متوفاى1111ق_، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج91، ص150، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.
توصیه شده است که مؤمنان هر ۲۴ ساعت یک بار مناجات عارفین را بخوانند.
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤالی در مورد مسئله قضا و قدر فرمود: «اگر برای تو روشن کنم، کافر میشوی!
عن مهزم ، قال : قال أبو عبد الله عليه السلام : أخبرني عما اختلف فيه من خلفت من موالينا ، قال : قلت : في الجبر والتفويض ، قال : فسلني ، قلت : أجبر الله العباد على المعاصي ؟ قال : الله أقهر لهم من ذلك قال : قلت : ففوض إليهم ؟ قال : الله أقدر عليهم من ذلك ، قال : قلت : فأي شئ هذا أصلحك الله ؟ قال : فقلب يده مرتين أو ثلاثا ، ثم قال : لو أجبتك فيه لكفرت .
صدوق، محمد بن علی، (متوفای 381 هـ)، التوحيد، ص 363، باب صفات الذات، تحقیق: حسینی تهرانی، سید هاشم، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين، قم، 1398 هـ.
همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:
والله لو علم أبو ذر ما في قلب سلمان لقتله
الصفار، محمد بن الحسن بن فروخ (متوفاي290هـ) بصائر الدرجات، ص45، تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: الحاج ميرزا حسن كوچه باغي، ناشر: منشورات الأعلمی – طهران، سال چاپ : 1404 - 1362 ش
اگر ابوذر آنچه در قلب سلمان بود میدانست، او را میکشت.
جناب سلمان (رضوان الله علیه) در هجوم به خانه حضرت علی (علیه السلام) با نشسته بود، چون میدانست تمام این اتفاقات به امر و اراده الهی است و ائمه (علیهم السلام) مظهر ارادهالله هستند و میتوانند با یک اراده همه را نابود کنند؛ اما میخواهند این وقایع بمانند تا خیر و شر و امتحان مردم مشخص شود.
ویژگیهای یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) و حدود معرفت
ویژگیهای یاران مهدی (ارواحنا فداه) بر اساس روایات شیعه در کتاب الإلزام الناصب، جلد ۲، ص ۲۰۰، می گوید: یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) کسانی هستند که«وَحَّدُوا اللَّهَ حَقَّ تَوْحِيدِه» خدا را به آنگونه که حق توحید اوست، یکتا دانستهاند.
همچنین در تحف العقول (ص ۳۲۶)، امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به کسی که ادعای محبت داشت، فرمودند: محبین ما در پنهان و آشکار علاماتی دارند؛ یکی از نشانههایشان این است که: عَرَفُوا التَّوْحِيدَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ توحید را به آنگونه که شایسته است میشناسند. اینان علم توحید خود را با ادله قطعی محکم میکنند.
برخی بزرگان قائلند تعبیر «ما عرفناك حق معرفتك» (ما تو را آنگونه که حق معرفت توست، نشناختیم) برای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) جایز نیست. اما تعبیر (ما عبدناك حق عبادتك ((ما تو را آنگونه که حق عبادت توست، عبادت نکردیم) صحیح است.
پرسش:
چگونه ممکن است انسان محدود به خداوند متعال که نامحدود است، علم پیدا کند؟
پاسخ:
محدود به اندازه خود به نامحدود علم پیدا میکند، مانند دریچهای که نور به آن میتابد و به اندازه خود نور میگیرد.
پرسش:
با این که موجود محدود است و نامحدود نیست، خدا چگونه به آن علم پیدا میکند؟
پاسخ:
چون وجود محدود، وجود رابطی و قائم به حق است، در واقع علم محدود، معلوم حق است. در نتیجه، حق به معلوم خود علم پیدا میکند و اشکال مرتفع میشود.
همانطور که مرحوم مطهری بیان کردهاند، ما تنها میدانیم که خدایی هست که این جهان را اداره میکند؛ اما چگونه اداره میکند، نمیدانیم، چون ما خدا نیستیم. علم به کیفیت اداره عالم نیازمند معرفت شهودی است که خداوند آن را به برخی بندگان شایسته عطا میکند.
در آیه
{رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتَى}
[البقرة: 260]
(به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟)
برداشت سنتی این است که حضرت ابراهیم (علیه السلام) میخواست ببیند یک مرده چگونه زنده میشود تا قلبش آرامش یابد.
اما علامه طباطبایی (رحمه الله) نکته دقیقی را مطرح میکنند و آن اینکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) نپرسید «چگونه مرده زنده میشود؟» (کیف یُحیِی الموتى)، بلکه پرسید: چگونه مردهها را زنده میکنی؟» (کیف تُحیِی الموتى).
حضرت ابراهیم (علیه السلام) میخواست کیفیت احیای الهی را ببیند؛ او میخواست آن حقیقت و واسطه حقیقی بین خدا و حق را که مرده را زنده میکند، مشاهده کند. یعنی میخواست مصداق خود خدا را ببیند و بداند که خدا چه میکند که این عالم به وجود میآید.
در واقعه پرندگان چهارگانه، حضرت ابراهیم (علیه السلام) مجرای احیای الهی شد؛ یعنی خدا به وسیله اراده حضرت ابراهیم (علیه السلام) پرندهها را زنده کرد. ابراهیم (علیه السلام) تأثیر اراده الهی را از مجرای اراده خود مشاهده کرد. این یک معرفت شهودی است که به انسان امکان میدهد حقیقت فعل خدا را درک کند. تفاوت این است که چگونه مرده را ما زنده میکنیم، با «چگونه مرده زنده میشود» (فعل مرده) زمین تا آسمان تفاوت دارد.














