2026 July 12 - يکشنبه 21 تير 1405
بررسی سند حدیث احتجاج امام باقر (علیه السلام) به آیات ولایت
کد مطلب: ١٦٤٥٥ تاریخ انتشار: ٠٧ بهمن ١٤٠٤ - ١٨:٣٢ تعداد بازدید: 166
خارج فقه الحکومه » فقه
بررسی سند حدیث احتجاج امام باقر (علیه السلام) به آیات ولایت

(جلسه چهل و یکم 17 . 09 . 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه چهل و یکم 17 . 09 . 1404)

‏ موضوع: بررسی سند حدیث احتجاج امام باقر (علیه السلام) به آیات ولایت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

طبق روایات اهل سنت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، پس از شهادت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)، دوره خلافت به پایان رسید و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)، پس از آن «مُلک» یا همان سلطنت گزنده آغاز شد. برخی معتقد هستند معاویه خلیفه نبود، بلکه پادشاه بود و پس از او نیز ملوک و پادشاهان بر سر کار آمدند. ادعاهایی که برخی درباره مشروعیت الهی این نوع حکومت‌ها مطرح می‌کنند، بی‌اساس و ساخته ‌و پرداخته ذهن‌های منحرف است و هیچ یک از روایات و منابع صحیح آن را تأیید نکرده اند.

ضرورت شکرگزاری برای نعمت ولایت

ما باید هر روز صدقه و شکر طولانی برای نعمت ولایت به‌جا آوریم؛ نعمتی که بدون استحقاق یا عمل قبلی از سوی ما و تنها از باب «يا مُبتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبلَ استِحقاقِها»، خداوند به ما کرم کرده است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند که شما در دنیا قدر این ولایت را متوجه نمی‌شوید، اما در آخرت می‌بینید که تمام امور به دست ما هست، آن وقت به عظمت این نعمت پی خواهید برد. حتی در لحظه قبض روح توسط جناب عزرائیل علیه السلام نیز، این پیوند با ولایت است که به فریاد انسان می‌رسد و باید برای آن لحظه آمادگی داشت.

مفهوم «حیلوله» در سلسله اسناد روایات

در مباحث رجالی، گاهی سند روایت به صورت تکی (واحد) است یعنی یک راوی از راوی دیگر نقل می کند، اما گاهی سلسله سند به صورت «حیلوله» ذکر می‌شود. حیلوله زمانی است که مثلاً یک راوی هم‌زمان از چند نفر (مانند جمیل بن دراج، ابان بن تغلب و مؤمن طاق) شنیده باشد و آن‌ها نیز از راوی دیگری مثل جابر بن یزید نقل کرده باشند . در این حالت، حتی اگر یکی از این افرادِ هم‌عرض، ثقه و مورد اعتماد باشد، برای پذیرش روایت کفایت می‌کند.

نگرانی‌های رسول خدا (صلی الله علیه و اله) از آینده امت

روایات متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نگران آینده امت اسلامی بودند. حتی در قرآن کریم آیه 97 حجر می فرماید:

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ

ما می دانیم که تو از آنچه [مشرکان] می گویند، دلتنگ می شوی.

سینه مبارک پیامبر از حرف‌های برخی افراد تنگ می‌شد. در صحیح بخاری نیز آمده است که پیامبر به دلیل نزدیکی قوم عایشه به دوران جاهلیت و احتمال بازگشت به کفر، از تغییر در بنای کعبه و داخل کردن حِجر اسماعیل در کعبه خودداری کردند.

عایشه از پیامبر در مورد دیوار حجر اسماعیل نقل می کند:

عَنْ عَائِشَةَ: أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَهَا: «يَا عَائِشَةُ، لَوْلاَ أَنَّ قَوْمَكِ حَدِيثُ عَهْدٍ بِجَاهِلِيَّةٍ لَأَمَرْتُ بِالْبَيْتِ، فَهُدِمَ، فَأَدْخَلْتُ فِيهِ مَا أُخْرِجَ مِنْهُ، وَأَلْزَقْتُهُ بِالأَرْضِ، وَجَعَلْتُ لَهُ بَابَيْنِ، بَابًا شَرْقِيًّا، وَبَابًا غَرْبِيًّا، فَبَلَغْتُ بِهِ أَسَاسَ إِبْرَاهِيمَ»

از عایشه رضی الله عنها روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: «ای عایشه، اگر قوم تو از جاهلیت تازه مسلمان نشده بودند، دستور می‌دادم کعبه را ویران کنند و آنچه را که از آن مستثنی شده بود، در آن قرار می‌دادم و آن را به زمین پایین می‌آوردم و دو در برایش می‌ساختم، یک در شرقی و یک در غربی، و آن را به پایه ابراهیم می‌رساندم.

صحیح بخاری ج2 ص147 المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر / الناشر: دار طوق النجاة

إِنَّ جَبْرَئِيلَ هَبَطَ عَلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ لَهُ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى صَلَاتِهِمْ. فَدُلَّهُمْ عَلَيْهَا، ثُمَّ هَبَطَ- فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى زَكَاتِهِمْ. فَدُلَّهُمْ عَلَيْهَا، ثُمَّ هَبَطَ- فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى صِيَامِهِمْ. فَدُلَّهُمْ، ثُمَّ هَبَطَ- فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى حَجِّهِمْ- فَفَعَلَ، ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى وَلِيِّهِمْ- عَلَى مِثْلِ مَا دَلَلْتَهُمْ عَلَيْهِ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَكَاتِهِمْ وَ صِيَامِهِمْ وَ حَجِّهِمْ- لِيَلْزَمَهُمُ الْحُجَّةُ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ: يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي قَرِيبُو عَهْدٍ بِالْجَاهِلِيَّةِ وَ فِيهِمْ تَنَافُسٌ وَ فَخْرٌ، وَ مَا مِنْهُمْ رَجُلٌ إِلَّا وَ قَدْ وَتَرَهُ وَلِيُّهُمْ وَ إِنِّي أَخَافُ- فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما

بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‌ يُرِيدُ فَمَا بَلَّغْتَهَا تَامَّةً وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ‌. فَلَمَّا ضَمِنَ اللَّهُ [لَهُ‌] بِالْعِصْمَةِ وَ خَوَّفَهُ‌ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ‌ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَه.

جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و به او گفت: «خداوند به تو فرمان می‌دهد که نماز را به امتت بیاموزی» پس به آنها آموخت. سپس دوباره فرود آمد و گفت: «خداوند به تو فرمان می‌دهد که زکات را به امتت بیاموزی» پس به آنها آموخت. سپس دوباره فرود آمد و گفت: «خداوند به تو فرمان می‌دهد که روزه را به امتت بیاموزی». آنها را هدایت کرد، سپس فرود آمد و گفت: «خداوند به تو فرمان می‌دهد که امتت را به حجشان راهنمایی کنی.» پس انجام داد. سپس دوباره فرود آمد و گفت: «خداوند به تو فرمان می‌دهد که امتت را به سوی رهبرشان راهنمایی کنی - همانطور که آنها را به نماز، زکات، روزه و حجشان راهنمایی کردی - تا حجت در همه اینها بر آنها تمام شود». رسول خدا فرمود: «پروردگارا، قوم من هنوز به دوران جاهلیت نزدیک هستند و در میان آنها رقابت و تکبر وجود دارد. هیچ مردی در میان آنها نیست که از سوی ولی خود مورد ستم قرار نگرفته باشد و من می‌ترسم.» آنگاه خداوند متعال نازل فرمود: «ای رسول، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، ابلاغ کن. و اگر نکنی، رسالت او را به طور کامل ابلاغ نکرده‌ای. و خداوند تو را از مردم حفظ خواهد کرد». هنگامی که خداوند حفظ او را تضمین کرد و او را برحذر داشت، دست علی بن ابی طالب را گرفت و فرمود: ای مردم، هر که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. خدایا، هر که او را دوست دارد، دوست بدار و هر که با او دشمن است، دشمن باش، هر که او را یاری می‌کند، یاری کن و هر که او را رها می‌کند، رها کن، هر که او را دوست دارد، دوست بدار و هر که با او دشمن است، دشمن بدار.

شواهد التنزیل / الحاکم الحسکانی ج1ص255/ الناشر : موسسة الطبع و النشر

پیامبر اسلام نگران بودند که مردم به دنبال گردن‌کشی، فخرفروشی و تفاخر بروند و از مسیر اسلام منحرف شوند. در نهایت، در غدیر خم با نزول آیه «بَلِّغ ما أُنزِلَ إِلَيكَ»، پیامبر دست حضرت علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) را گرفته و ولایت ایشان را رسماً اعلام کردند.

مرحوم استر آبادی می نویسد:

عن أبي عبد الله عليه السلام قال: لما أوقف رسول الله صلى الله عليه وآله أمير المؤمنين عليه السلام يوم الغدير إفترق الناس ثلاث فرق، فقالت فرقة: ضل محمد، وفرقة قالت: غوى، وفرقة قالت: بهواه يقول في أهل بيته وابن عمه، فأنزل الله سبحانه (والنجم إذا هوى ما ضل صاحبكم وما غوى وما ينطق عن الهوى إن هو إلا وحي يوحى)

از ابو عبدالله علیه السلام روایت شده است که فرمود: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، امیرالمؤمنین علیه السلام را نگه داشت (و برای امامت مردم معرفی کرد)، مردم به سه گروه تقسیم شدند. گروهی گفتند: محمد گمراه شده است، گروهی دیگر گفتند: او نادان شده است و گروه سوم گفتند: او درباره خانواده و پسر عمویش بر اساس هوای نفس خود سخن می‌گوید. سپس خداوند متعال این آیه را نازل کرد: «سوگند به ستاره‌ای که غروب می‌کند، صاحب شما نه گمراه شده و نه نادان شده و نه از روی هوای نفس سخن می‌گوید. این [سخن] جز وحی‌ای که وحی می‌شود، نیست»

تأویل الآیات/السید شرف الدین الاسترابادی ج2ص623 / نشر مدرسة الامام المهدي عليه السلام " قم المقدسة "

مرحوم شیخ صدوق نیز همین مطلب را بیان کرده است

فقال رسول الله (صلى الله عليه وآله) لعلي (عليه السلام): يا علي، والذي بعثني بالنبوة، لقد وجبت لك الوصية والخلافة والامامة بعدي. فقال المنافقون عبد الله بن أبي وأصحابه: لقد ضل محمد في محبة ابن عمه وغوى وما ينطق في شأنه إلا بالهوى، فأنزل الله تبارك وتعالى: (والنجم إذا هوى)، يقول الله عزوجل: وخالق النجم إذا هوى (ما ضل صاحبكم) يعني محمدا (صلى الله عليه وآله) في محبة علي بن أبي طالب (وما غوى * وما ينطق عن الهوى) يعني في شأنه (إن هو إلا وحي يوحى)

سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام) فرمود: «ای علی، سوگند به کسی که مرا به نبوت مبعوث کرد، جانشینی، خلافت و امامت پس از من از آن توست». منافقان، عبدالله بن ابیّ و یارانش، گفتند: «محمد در محبت پسر عمویش گمراه و نادان شده است و درباره او جز به هوای نفس خود سخن نمی‌گوید.» پس خداوند تبارک و تعالی وحی فرمود: «سوگند به ستاره هنگامی که غروب می‌کند.» یعنی خداوند متعال می‌فرماید: «سوگند به خالق ستاره هنگامی که غروب می‌کند، صاحب شما (یعنی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)) در محبت علی بن ابی طالب گمراه و نادان نشده و درباره او به هوای نفس خود سخن نمی‌گوید. این [سخن] جز وحیی که وحی می‌شود، چیز دیگری نیست».

الامالی الشیخ الصدوق ج1ص660/ مؤسسة البعثة

مرحوم کلینی می نویسد:

عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ... وَ فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‌ قَالَ أُقْسِمُ بِقَبْضِ مُحَمَّدٍ إِذَا قُبِضَ- ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ‌ بِتَفْضِيلِهِ أَهْلَ بَيْتِهِ- وَ ما غَوى‌ وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‌ يَقُولُ مَا يَتَكَلَّمُ بِفَضْلِ أَهْلِ بَيْتِهِ بِهَوَاهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‌ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‌

از جابر، از ابوجعفر... و در مورد کلام خداوند متعال - «سوگند به ستاره هنگامی که غروب می‌کند»، فرمود: سوگند به قبض روح محمد صلی الله علیه و آله هنگامی که جانش گرفته شد صاحب شما با ترجیح دادن خانواده‌اش گمراه و نادان نشد، و از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید. می فرماید: او از روی هوای نفسش در مورد برتری خانواده‌اش سخن نمی‌گوید، و این کلام خداوند متعال است: «این [سخن] جز وحی‌ای که وحی شده نیست».

الاصول الکافی ج 8ص380/ نشر دارالکتب الاسلامیة

تفسیر قمی:

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‌ فِي قَوْلِهِ‌ ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ‌ قَالَ: يَعْنِي جَبْرَئِيلَ قُلْتُ قَوْلُهُ‌ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ‌ قَالَ يَعْنِي رَسُولَ اللَّهِ ص هُوَ الْمُطَاعُ عِنْدَ رَبِّهِ الْأَمِينُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قُلْتُ قَوْلُهُ‌ وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍقَالَ يَعْنِي النَّبِيَّ ص مَا هُوَ بِمَجْنُونٍ فِي نَصْبِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَماً لِلنَّاسِ

تفسیر قمی/ علی بن ابراهیم القمی ج2ص408/ دارالکتاب

مظلومیت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در منابع اهل سنت

مخالفت با ولایت حضرت علی (علیه السلام) موضوعی نیست که تنها در منابع شیعه باشد؛ بلکه در کتبی مانند المحلی ابن حزم اندلسی صراحتاً به برخی توطئه‌ها علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حضرت علی (علیه السلام) اشاره شده است.

ابن حزم اندلسی می گوید:

أَنَّ أَبَا بَكْرٍ، وَعُمَرَ، وَعُثْمَانَ، وَطَلْحَةَ، وَسَعْدَ بْنَ أَبِي وَقَّاصٍ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ - أَرَادُوا قَتْلَ النَّبِيِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ - وَإِلْقَاءَهُ مِنْ الْعَقَبَةِ فِي تَبُوكَ

همانا ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و سعد بن ابی وقاص می‌خواستند پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - را بکشند و از گردنه کوه در تبوک به پایین بیندازند -

المحلی بالآثار لابن الحزم الاندلسی ج12ص160 / الناشر: دار الفكر - بيروت

در برخی مناظرات، وقتی از علمای مخالف درباره این روایاتِ موجود در کتب خودشان سؤال می کردم، پاسخی نمی دادند. همچنین در نهج‌البلاغه است که امام علی (علیه السلام) به درگاه خدا شکایت می‌کند که قریش حق او را غصب کرده و به خاطر کینه‌های جنگ بدر (که امام در آن جنگ ها بزرگان مشرکین را کشته بود)، با او دشمنی کردند. عثمان نیز به حضرت علی (علیه السلام) گفته بود که گناه تو این است که قریش تو را دوست ندارد، چون در یک روز ۷۰ نفر از چهره‌های سرشناس آن‌ها را (در بدر) کشتی.

عاملان سقیفه ، قاتلان امام حسین علیه السلام

خوارزمی از علمای بزرگ اهل سنت است.ایشان در کتاب مقتل خود می نویسد که امام حسین علیه السلام در آخرین لحظه از حیات مبارکشان فرمودند:

ثم أخذ السهم و أخرجه من وراء ظهره فانبعث الدم كالميزاب، فوضع يده على الجرح، فلما امتلأت دما رمى بها إلى السماء، فما رجع من ذلك قطرة، و ما عرفت الحمرة في السماء حتى رمى الحسين بدمه إلى السماء، ثمّ وضع يده على الجرح ثانيا، فلما امتلأت لطخ بها رأسه و لحيته، و قال: «هكذا، و اللّه، أكون حتى ألقى جدي محمدا صلّى اللّه عليه و آله و أنا مخضوب بدمي، و أقول: يا رسول اللّه! قتلني فلان و فلان».

سپس تیر را گرفت و از پشت کمرش بیرون کشید و خون مانند ناودان فوران کرد. دستش را روی زخم گذاشت و وقتی پر از خون شد، آن را به آسمان پرتاب کرد و قطره‌ای از آن برنگشت. من سرخی آسمان را تشخیص ندادم تا اینکه حسین خونش را به آسمان پرتاب کرد. سپس بار دیگر دستش را روی زخم گذاشت و وقتی پر از خون شد، آن را به سر و ریش خود مالید و گفت: «به خدا قسم، من اینگونه خواهم بود تا اینکه جدم محمد صلی الله علیه و آله را ملاقات کنم و با خونم رنگین شوم و بگویم: ای رسول خدا! فلانی و فلانی مرا کشتند».

مقتل الحسین علیه السلام ج 2 ص39/ للخوارزمی، انوار الهدي

عاقبت‌ بخیری و خطر سلب نعمت ولایت

نعمت ولایت بسیار بزرگ است، اما باید مراقب بود که سلب نشود. افرادی بودند که سال‌ها در دفاع از ولایت کتاب نوشتند (مانند سید ابوالفضل برقعی)، اما در نهایت راه خود را کج کرده و علیه شیعه و ولایت قلم زدند. ما باید مدام از خدا بخواهیم این نعمت را تا آخرین لحظه از ما نگیرد. امروزه نیز برخی مفتیان وهابی در عربستان توهین‌های شدیدی به ساحت حضرت امیر المومنین (سلام الله علیه) می‌کنند . اگر شکر این نعمت را به‌جا نیاوریم، طبق آیه 7سوره ابراهیم که می فرماید:

لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ

و اگر سپاس گزاری کنید، قطعاً [نعمتِ] خود را بر شما می افزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بی تردید عذابم سخت است.

عذاب شدیدی خواهیم شد.

بررسی سندی روایت امام باقر علیه السلام در آیات ولایت

امام باقر (علیه السلام) برای اثبات امامت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به سه آیه کلیدی از سوره مائده (آیات ۳، ۵۵ و ۶۷) استناد می‌کنند که از میان ۳۰۰ آیه نازل شده در حق حضرت علی (علیه السلام)، گل سرسبد هستند. همه راویان این روایت ثقه و مورد اعتماد هستند.

علی بن ابراهیم: مرحوم نجاشی می گوید: ثقة في الحديث ، ثبت ، معتمد ، صحيح المذهب

رجال النجاشی ص260 الناشر :مؤسسة النشر الإسلام

ابراهیم بن هاشم: برخی قدما روایات او را «حسنه» می‌دانستند. حسنه یعنی روایتی که یک راوی آن مدح شده ولی الفاظی که دلالت بر وثاقت بکند نداشته باشد. اما محقق مامقانی و آیت‌الله خویی با قاطعیت او را «ثقه» دانسته و روایاتش را «صحیحه» تلقی می‌کنند. مرحوم آقای خویی می گوید:

لا ينبغي الشك في وثاقة إبراهيم بن هاشم

شایسته نیست در وثاقت ابراهیم بن هاشم شک کرد.

معجم الرجال/ السید ابو القاسم الخوئی ج1ص291 الناشر : مؤسسة الخوئي الإسلامية

مرحوم سید بن طاووس نیز بعد از نقل روایتی که یکی از روات آن ابراهیم بن هاشم اسنت می گوید:

و رواة الحديث ثقات بالاتفاق

همه راوی های این حدیث اجماعا ثقه هستند.

فلاح السائل و نجاح المسائل ج 1ص158/ السد بن طاووس. ناشر: انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌

یعنی سید بن طاووس ادعای اجماع کرده است.

ابن ابی‌عمیر: شخصیتی بزرگ که حتی نزد اهل سنت نیز جایگاه والایی دارد و حق بزرگی بر گردن شیعه دارد. مرحوم نجاشی می گوید:

جليل القدر عظيم المنزلة فينا وعند المخالفين

او در میان ما و در میان مخالفان(اهل سنت)، از جایگاه والایی برخوردار است.

رجال النجاشی ج1ص326 مؤسسة النشر الإسلامي

عمر بن محمد بن اذینه: مرحوم نجاشی می گوید:

شيخ أصحابنا البصريين ووجههم

بزرگ اصحاب ما از بصری ها و پیشوای آنها بود

رجال النجاشی ج1ص283 مؤسسة النشر الإسلامي

بُرید بن معاویه عجلی: از اصحاب برجسته ائمه که مورد تأیید ویژه ایشان بوده است. مرحوم نجاشی می گوید:

وجه من وجوه أصحابنا ، و فقيه أيضا ، له محل عند الائمة

ایشان یکی از چهره‌های برجسته ما و همچنین فقیه بود و جایگاه والایی در میان ائمه داشت.

رجال النجاشی ج1ص112 مؤسسة النشر الإسلامي

تفاوت مبانی رجالی شیعه و اهل سنت

برای احتجاج با مخالفین، باید از کتب رجالی خودشان استفاده کرد. اهل سنت در علم رجال آثار بسیار گسترده‌ای دارند ؛ آثاری مانند تهذیب الکمال (مِزّی)جامع‌ترین کتاب که اقوال مختلف را بدون نتیجه‌گیری نقل کرده است. تهذیب التهذیب و تقریب التهذیب برای ابن حجر عسقلانی که تلخیصی از تهذیب الکمال است. سیر اعلام النبلاء و تاریخ اسلام برای ذهبی که هزاران راوی را بررسی کرده‌اند.

در مقابل، در شیعه آثاری مانند معجم رجال الحدیث آیت‌الله خویی، تنقیح المقال مامقانی و کتاب ارزشمند الجامع فی الرجال شیخ موسی زنجانی را داریم کتاب آقای زنجانی نتیجه ۳۰ سال تحقیق است که حدود ۲۱ هزار راوی را شامل می‌شود و حتی راویان سنی موجود در اسناد شیعه را نیز بررسی کرده است.

تفاوت علم رجال، تراجم و فهرست

علم رجال: به بررسی راویان موجود در سند روایات می‌پردازد.

علم تراجم: به بررسی شخصیت‌های علمی جامعه (چه در سند باشند و چه نباشند) می‌پردازد.

علم فهرست : به معرفی صاحب‌نظران و کسانی که دارای تألیف و کتاب هستند، می پردازد.

در نهایت، بررسی سندی در کتب اهل سنت به دلیل تشتّت آراء و کثرت منابع، بسیار دشوارتر و زمان‌برتر از منابع شیعه است.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها