2026 July 12 - يکشنبه 21 تير 1405
احادیث نصب حضرت امیرالمومنین علیه السلام به خلافت
کد مطلب: ١٦٤٦٠ تاریخ انتشار: ٠٨ بهمن ١٤٠٤ - ١٦:١٤ تعداد بازدید: 210
خارج فقه الحکومه » فقه
احادیث نصب حضرت امیرالمومنین علیه السلام به خلافت

(جلسه چهل و ششم 24 . 09 . 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه چهل و ششم 24 . 09 . 1404)

موضوع: احادیث نصب حضرت امیرالمومنین علیه السلام به خلافت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

اهمیت مطالعه کتاب «کبریت الاحمر» برای مبلغین

مطالعه کتاب«کبریت الاحمر» برای هر طلبه‌ای که به منبر می‌رود، واجب است؛ بزرگان ما همواره بر خواندن این کتاب و رعایت شرایط منبر تأکید داشته‌اند. این کتاب چنان شیرینی و جذابیتی دارد که اگر آن را به دقت بخوانید، هرگز دوست نخواهید داشت آن را زمین بگذارید. در این کتاب حکایتی از یکی از علما نقل شده که در عالم مکاشفه یا رؤیا، دید مجلسی برقرار است که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در صدر آن نشسته بودند. منبری در حال خواندن روضه وداع بود و نقل کرد که سیدالشهدا (علیه السلام) در آخرین لحظات فرمودند: «یا اختاه یا زینب، یا اختاه یا زینب». در آن حال، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «دهانت بشکند؛ امام حسین (علیه السلام) تنها یک بار فرمود :یا اختاه»! چرا تو دو بار گفتی؟ این نشان می‌دهد که ما در پیشگاه معصومین باید بسیار دقیق باشیم، چرا که فردای قیامت با این مصیبت‌ها و بازخواست‌ها روبرو خواهیم بود.

امام زمان (ارواحنا فداه) و تبیین معارف نوین قرآنی

در مورد ظهور امام زمان (ارواحنا فداه)، بحثی مطرح است که آیا ایشان هنگام ظهور،قرآن جدید یا کتاب جدیدی می‌آورند؟ شاید مقصود از قرآن جدید، همان قرآنی باشد که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر اساس ترتیب نزول مرقوم فرمودند و عده‌ای زیر بار آن نرفتند، نه اینکه قرآن موجود کنار گذاشته شود. مرحوم آیت‌الله کورانی در کتاب «موسوعه امام مهدی» تبیین کرده‌اند که منظور از کتاب جدید، شرح و تفسیری از قرآن است که مردم پیش از آن با آن آشنا نبوده‌اند. حضرت مهدی (ارواحنا فداه) تأویل و تفسیر حقیقی آیات و شأن نزول آن‌ها را برای مردم روشن می‌کنند. همچنین در زمان ایشان، برنامه‌ها دگرگون شده و حضرت بر اساس علم الهی خود قضاوت می‌کنند و نیازی به بیّنه و ایمان ظاهری نخواهند داشت . باید همواره برای فرج ایشان و فرج خودمان دعا کنیم چون نمی دانیم در زمان ظهور، در کدام جبهه و صف قرار داریم!

واقعیت تاریخی بیت‌الاحزان و سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها)

مسئله «بیت‌الاحزان» از قطعیات تاریخ است. مرحوم شیخ عباس قمی در کتابی به همین نام، فلسفه ساخت آن را تبیین کرده است. اینکه گفته شود گریه‌های حضرت زهرا (سلام الله علیها) به گونه‌ای بود که تمام اهل مدینه اذیت می‌شدند، صحیح نیست. از نظر صوتی هم با توجه به ساختار خانه‌های آن زمان معقول نیست. اما اصل اعتراض اهل مدینه به گریه‌های ایشان و وجود مکانی به نام بیت‌الاحزان تا زمان تخریب توسط وهابی‌ها، امری مسلم و قطعی است. همچنین سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها) چنین بود که به طور مرتب (احتمالاً روزهای دوشنبه یا پنج‌شنبه) بر مزار شهدای احد حاضر می‌شدند و چنان جانسوز گریه می‌کردند که شاهدان به شدت تحت تأثیر قرار می گرفتند.

پاسخ به شبهه عدم ذکر نام ائمه در قرآن

در پاسخ به این سؤال که چرا نام ائمه (علیه السلام) صراحتاً در قرآن نیامده است، امام صادق (علیه السلام) طبق روایتی در کتاب کافی (صفحه ۲۸۷) فرمودند که خداوند متعال کلیات را در قرآن نازل کرده و تبیین و تعیین مصداق را بر عهده پیامبر (صلی الله علیه و آله) گذاشته است؛ همان‌گونه که تعداد رکعات نماز یا جزئیات زکات در قرآن نیست و پیامبر آن را تبیین کردند، در مورد ولایت نیز پیامبر (صلی الله علیه و آله) مصداق «اولی‌الامر» را معین فرمودند.

نصب الهی؛ مقامی فراتر از وراثت و اراده شخصی

قضیه امامت و نصب امام، امری کاملاً الهی است و هیچ ارتباطی به مسائل وراثتی یا اراده شخصی امام قبلی ندارد. در روایت آمده است که اگر امام علی (علیه السلام) می‌خواستند فرزندان دیگر خود مانند محمد حنفیه یا عباس بن علی را وارد مقام امامت کنند، امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) مانع می‌شدند، چرا که این مقام از جانب خداوند معین شده است. امام هیچ اختیاری در تغییر امام بعدی ندارد و تمامی ائمه، از حضرت امیرالمؤمنین تا حضرت سجاد و امام باقر تا حضرت مهدی (علیهم السلام)، همگی منصوب الهی هستند.

...ولَكِنَّ اللَّه عَزَّ وجَلَّ أَنْزَلَه فِي كِتَابِه تَصْدِيقاً لِنَبِيِّه : * ( إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ ويُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) * فَكَانَ عَلِيٌّ والْحَسَنُ والْحُسَيْنُ وفَاطِمَةُ ع فَأَدْخَلَهُمْ رَسُولُ اللَّه ص تَحْتَ الْكِسَاءِ فِي بَيْتِ أُمِّ سَلَمَةَ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ لِكُلِّ نَبِيٍّ أَهْلاً وثَقَلاً وهَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وثَقَلِي فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ ألَسْتُ مِنْ أَهْلِكَ فَقَالَ إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ ولَكِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي وثِقْلِي فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّه ص كَانَ عَلِيٌّ أَوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ لِكَثْرَةِ مَا بَلَّغَ فِيه رَسُولُ اللَّه ص وإِقَامَتِه لِلنَّاسِ وأَخْذِه بِيَدِه فَلَمَّا مَضَى عَلِيٌّ لَمْ يَكُنْ يَسْتَطِيعُ عَلِيٌّ ولَمْ يَكُنْ لِيَفْعَلَ أَنْ يُدْخِلَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ولَا الْعَبَّاسَ بْنَ عَلِيٍّ ولَا وَاحِداً مِنْ وُلْدِه إِذاً لَقَالَ الْحَسَنُ والْحُسَيْنُ إِنَّ اللَّه تَبَارَكَ وتَعَالَى أَنْزَلَ فِينَا كَمَا أَنْزَلَ فِيكَ فَأَمَرَ بِطَاعَتِنَا كَمَا أَمَرَ بِطَاعَتِكَ ...

الكلينی الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج1، ص287، تحقيق: غفاري، علی اكبر ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

برخی مدعی شده‌اند که ائمه علیهم السلام از مقام امامت خود یا جانشینانشان آگاهی نداشتند و یا پیامبر (صلی الله علیه و آله) کسی را منصوب نکرده است. اردستانی در مباحث خود گفته است که در روایات و نهج البلاغه نصی بر امامت ائمه علیهم السلام نداریم! و هیچ اشاره‌ای به منصوب بودن حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نشده است! در حالی که نهج‌البلاغه سرشار از این تصریحات است؛ از جمله در خطبه دوم که می‌فرماید:

«هم أساس الدين . وعماد اليقين . إليهم يفئ الغالي . وبهم يلحق التالي ولهم خصائص حق الولاية . وفيهم الوصية والوراثة . الآن إذ رجع الحق إلى أهله ونقل إلى منتقله»

که هم حقانیت خود و هم بطلان خلفای گذشته را ثابت می‌کند. حضرت در خطبه 144 می فرماید:

إِنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ قُرَيْشٍ، غُرِسُوا فِي هَذَا الْبَطْنِ مِنْ هَاشِمٍ لَا تَصْلُحُ عَلَى سِوَاهُمْ وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ مِنْ غَيْرِهِمْ.

همانا امامان (دوازده گانه) همه از قريش بوده كه درخت آن را در خاندان بنى هاشم كاشته اند، مقام ولايت و امامت در خور ديگران نيست، و ديگر مدعيّان زمامدارى، شايستگى آن را ندارند.

وهمچنین در خطبه 67 نهج البلاغه فرمودند:

لو کانت الامامة فيهم لم تکن الوصية بهم ثم قال عليه السّلام: فماذا قالت قريش؟ قالوا: احتجّت بأنّها شجرة الرّسول صلّى اللّه عليه و آله فقال عليه السّلام: احتجّوا بالشّجرة و أضاعوا الثّمرة.

اگر حکومت و امارت در ميان آن ها بود، توصيه و سفارش آن ها به مهاجرين، معني نداشت سپس فرمود: قريش به چه چيز استدلال كردند؟ عرض كردند: «دليل آنها (براى اولويّت خود در امر خلافت) اين بود كه آنان از شجره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستند (و از خويشاوندان او) فرمود: «آنها به شجره استدلال كردند اما ثمره را ضايع نمودند»

در خطبه سوم_خطبه شقشقیه_ می فرماید:

أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ [ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ] وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى

آگاه باشيد. به خدا سوگند كه «فلان» خلافت را چون جامه اى بر تن كرد و نيك مى دانست كه پايگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسياب

مرحوم شیخ صدوق در حدیثی صحیح از حضرت امیر المومنین سلام الله علیه نقل می کند که فرمودند:

فَنَصَبَنِي لِلنَّاسِ بِغَدِيرِ خُم‏ ...

پیغمبر مرا در غدیر خم برای مردم به امامت و خلافت نصب کرد...

کمال الدین و تمام النعمة ج1ص276 ناشر: اسلاميه‌

و نیز فرمودند:

أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أَنْصِبَ لَكُمْ إِمَامَكُمْ وَ الْقَائِمَ فِيكُمْ بَعْدِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي وَ الَّذِي فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ فِي كِتَابِهِ طَاعَتَهُ فَقَرَنَهُ بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَتِي فَأَمَرَكُمْ بِوَلَايَتِي وَ وَلَايَتِهِ...

ای مردم، خداوند به من فرمان داده است که امام شما را، کسی که پس از من شما را رهبری می‌کند، جانشین و خلیفه خود را برای شما تعیین کنم، کسی که خداوند متعال در کتابش بر مؤمنان واجب کرده است، پس اطاعت او را به خود و اطاعت مرا به او پیوند داده است، و شما را به پیروی از ولایت من و ولایت او فرمان داده است...

کمال الدین و تمام النعمة ج1ص277 ناشر: اسلاميه‌

در کتاب «کافی» شریف با سند کاملاً صحیح و معتبر نقل شده که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:

«شَهِدُوا نَصْبَ رَسُولِ اللَّهِ إِيَّايَ لِلنَّاسِ بِغَدِيرِ خُمٍّ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»

شاهد انتصاب من برای مردم در غدیر خم توسط پیغمبر و به دستور خداوند بودند.

کافی (ط- الإسلامیه)، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، تهران، سال چاپ: 1407ق، ، ج 8، ص 344

وَ نَصَبْتُهُ لَهُمْ عَلَماً فِي حَيَاتِي وَ دَعَوْتُهُمْ إِلَى طَاعَتِهِ- وَ جَعَلْتُهُ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي- وَ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، فَيُدْعَى بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَيُقَالُ لَهُ هَلْ أَوْصَى إِلَيْكَ مُحَمَّدٌ وَ اسْتَخْلَفَكَ فِي أُمَّتِهِ وَ نَصَبَكَ عَلَماً لِأُمَّتِهِ فِي حَيَاتِهِ- وَ هَلْ قُمْتَ فِيهِمْ مِنْ بَعْدِهِ مَقَامَهُ فَيَقُولُ لَهُ عَلِيٌّ نَعَمْ يَا رَبِّ- قَدْ أَوْصَى إِلَيَّ مُحَمَّدٌ وَ خَلَّفَنِي فِي أُمَّتِهِ- وَ نَصَبَنِي لَهُمْ عَلَماً فِي حَيَاتِهِ

و او را در زمان حیاتم نشانه ای برای آنها قرار دادم و آنها را به اطاعت از خود فراخواندم - و او را جانشین خود در امتم قرار دادم - و امامی که امامان پس از من تا روز قیامت از او پیروی خواهند کرد. سپس علی بن ابی طالب علیه السلام احضار می شود و به او گفته می شود: آیا محمد به تو وصیت کرد و تو را جانشین خود در امتش قرار داد و تو را در زمان حیاتش نشانه ای برای امتش قرار داد - و آیا تو پس از او در میان آنها ایستادی؟ مقام او، پس علی به او می گوید: «بله، پروردگار من - محمد مرا به من سپرد و در امتش گذاشت - و مرا در زمان حیاتش نشانه ای برای آنها قرار داد».

تفسیر قمی ج 1ص193. ناشر: دار الكتاب‌

مرحوم شیخ صدوق در کتاب امالی می نویسد:

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): يوم غدير خم أفضل أعياد أمتي، وهو اليوم الذي أمرني الله تعالى ذكره فيه بنصب أخي علي بن أبي طالب علما لامتي يهتدون به من بعدي، وهو اليوم الذي أكمل الله فيه الدين، وأتم على امتي فيه النعمة، ورضي لهم الاسلام دينا.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: روز غدیر خم، برترین اعیاد امت من است. آن روزی است که خداوند متعال به من فرمان داد تا برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان هادی امتم منصوب کنم تا پس از من به وسیله او هدایت شوند. آن روزی است که خداوند دین را کامل کرد و نعمت خود را بر امت من تمام نمود و اسلام را به عنوان دین آنها پسندید.

الامالی للشیخ الصدوق ص188

در این خطبه ها و روایات که صددرصد صحیح هستند، پیامبر اسلام و ائمه علیهم السلام به وضوح بر مقام امامتِ انتصابی خودشان تصریح کرده اند. احادیث صحیح و فراوانی بر نصب الهی حضرت علی (علیه السلام) دلالت دارند مانند ماجرای حدیث حضرت امیرالمومنین علیه السلام به سلمان فارسی که در همان لحظات غسل پیامبر (صلی الله علیه و آله) و در روزهای اول، سوم و هفتم رحلت، امیرالمؤمنین (علیه السلام) بارها بر نصب خود از جانب خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) تأکید فرمودند.

قَالَ سَلْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَأَتَيْتُ عَلِيّاً ع وَ هُوَ يُغَسِّلُ رَسُولَ اللَّهِ ص فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا صَنَعَ النَّاسُ وَ قُلْتُ إِنَّ أَبَا بَكْرٍ السَّاعَةَ عَلَى مِنْبَرِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ اللَّهِ مَا يَرْضَى أَنْ يُبَايِعُوهُ بِيَدٍ وَاحِدَةٍ إِنَّهُمْ لَيُبَايِعُونَهُ بِيَدَيْهِ جَمِيعاً بِيَمِينِهِ وَ شِمَالِهِ فَقَالَ لِي يَا سَلْمَانُ هَلْ تَدْرِي مَنْ أَوَّلُ مَنْ بَايَعَهُ عَلَى مِنْبَرِ رَسُولِ اللَّهِ ص... قُلْتُ لَا وَ لَكِنِّي رَأَيْتُ شَيْخاً كَبِيراً مُتَوَكِّئاً عَلَى عَصَاهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ سَجَّادَةٌ شَدِيدُ التَّشْمِير صَعِدَ إِلَيْهِ أَوَّلَ مَنْ صَعِدَ وَ هُوَ يَبْكِي وَ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُمِتْنِي مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى رَأَيْتُكَ فِي هَذَا الْمَكَانِ ابْسُطْ يَدَكَ فَبَسَطَ يَدَهُ فَبَايَعَهُ ثُمَّ نَزَلَ فَخَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع‌ هَلْ تَدْرِي مَنْ هُوَ قُلْتُ لَا وَ لَقَدْ سَاءَتْنِي مَقَالَتُهُ كَأَنَّهُ شَامِتٌ بِمَوْتِ النَّبِيِّ ص فَقَالَ ذَاكَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ أَخْبَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَّ إِبْلِيسَ وَ رُؤَسَاءَ أَصْحَابِهِ شَهِدُوا نَصْبَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِيَّايَ لِلنَّاسِ بِغَدِيرِ خُمٍّ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخْبَرَهُمْ أَنِّي أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...

سلمان رضی الله عنه گفت: من نزد حضرت علی علیه السلام رفتم، در حالی که او مشغول شستن جنازه مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود، و آنچه را که مردم انجام داده بودند به او گفتم. گفتم: «ابوبکر اکنون بر منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و به خدا قسم راضی نخواهد شد که با یک دست با او بیعت کنند. آنها با هر دو دست، راست و چپ، با او بیعت خواهند کرد.» او به من فرمود: «ای سلمان، آیا می‌دانی اولین کسی که بر منبر رسول خدا با او بیعت کرد چه کسی بود؟»... گفتم نه، اما پیرمردی را دیدم که به عصایش تکیه داده بود و اثر سجده بر روی پیشانی او بود و بسیار لاغر اندام بود. او اولین کسی بود که به نزد او رفت و گریه می‌کرد و می‌گفت: «سپاس خدای را که من را از این دنیا نبرد تا اینکه تو را در این مکان دیدم. دستت را دراز کن.» پس دستش را دراز کرد و با او بیعت کرد. سپس پایین آمد و از مسجد خارج شد. حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «می‌دانی او کیست؟» گفتم نه. سخنش مرا غمگین کرد، گویی از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شادمان بود. پس فرمود: «این ابلیس است، لعنت خدا بر او باد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود که ابلیس و سران یارانش، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدند که مرا به فرمان خداوند عز و جل در غدیر خم به سوی مردم منصوب کرد. پس به آنها خبر داد که من به آنها از خودشان اولی هستم...

الاصول من الکافی ج8ص343 الناشر: دار الكتب الإسلامية

لزوم تخصص در مباحث کلامی و پاسخ به شبهه «وفات»

برای سخن گفتن در حوزه‌های تخصصی مانند کلام و امامت، باید تخصص داشت یا با اهل فن مشورت کرد. برخی به اشتباه گمان می‌کنند کلمه «وفات» فقط برای مردن عادی به کار می‌رود، در حالی که این تعبیر در روایات و متون دینی برای پیامبر (صلی الله علیه و آله)، حضرت علی (علیه السلام)، حمزه، جعفر و حتی امام حسین (علیه السلام) که به شهادت رسیده اند نیز به کار رفته است و منافاتی با مقام شهادت ندارد. متأسفانه امروزه برخی در حوزه‌ها مدعی می‌شوند که امام علی (علیه السلام) خود را منصوب پیامبر نمی‌دانست و یا قیام امام حسین (علیه السلام) برای انتخاب مردمی بود، که این حرف‌ها با مبانی اصیل شیعه در تضاد است.

انتصاب امام حسن (علیه السلام) و تواتر روایات امامت

برخلاف ادعای برخی که می‌گویند امام علی (علیه السلام) کسی را برای خلافت نصب نکرد، روایات متعددی حتی در منابع اهل سنت وجود دارد که امام علی (علیه السلام) در حضور مردم و ابن‌عباس، امام حسن (علیه السلام) را به عنوان جانشین و امام منصوب کردند. بیش از ۳۰۰ روایت با بررسی سندی دقیق وجود دارد که نام ائمه را از امیرالمؤمنین (علیه السلام) تا حضرت مهدی (ارواحنا فداه) ذکر کرده‌اند. کتب معتبری همچون «بصائر الدرجات» و «کفایة الاثر» که متعلق به قرن سوم و چهارم هجری هستند، این روایات را ثبت کرده‌اند.

امامت؛ باطن توحید و مغز عبادت

به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) امامت، باطن توحید وعقاید است. توحید همچون پوسته و امامت و ولایت اهل‌بیت (علیهم السلام) به منزله مغز و درون آن است. این یک منطق استوار است که در تمام ابعاد اعتقادی ما جریان دارد.

ولایت فقیه؛ استمرار مسئولیت سیاسی ائمه (علیهم السلام)

آیت‌الله مؤمن در کتاب «الولایه الالهیه» تبیین کرده‌اند که ائمه (علیهم السلام) طبق روایات معتبر، «اولی‌الامر» و متکفل اداره امور بلاد اسلامی از جانب خداوند هستند. ایشان با استناد به حدود ۲۵ روایت ثابت می‌کنند که این مقام سیاسی و اداره امور جامعه که برای امام ثابت است، در زمان غیبت برای فقیه نیز ثابت می‌باشد، مگر در مواردی که از مختصات ذاتی امام (مانند ولایت تکوینی) باشد. بنابراین تمام اختیاراتی که خداوند برای اداره جامعه به پیامبر و ائمه داده بود، برای ولی‌فقیه نیز ثابت است.

همان‌طور که در یک نقشه جامع ساختمانی، مهندس معمار کلیات و ستون‌های اصلی را ترسیم می‌کند (قرآن)، اما جزئیات اجرایی و چیدمان دقیق هر بخش را به ناظر و مجری متخصص می‌سپارد (پیامبر و ائمه)، خداوند نیز در قرآن کلیات دین را بیان کرده و تبیین دقیق مصادیق و نحوه اجرای آن را بر عهده امامان منصوب خود گذاشته است.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها